سوسیالیسم کوبایی و جنبش ۲۶ژوئيه

مقدمه:
موقعیت جغرافیایی :
قسمتی از جزایر آمریکای مرکزی از جمله کوبا در سال ۱۴۹۲ میلادی کشف شده این کشور در ۹۰ میلی جنوب کی بست و ۱۱۲ میلی خاک ایالات متحده آمریکا در دریای آنتیل ها و یا کاراييب میان آمریکای شمالی و جنوبی در نزدیکی مدار راس سرطان واقع شده است .

قسمت غربی این جزیره در دهانه ورودی خلیج مکزیکو قرار دارد در حالیکه در قسمت شرقی به داخل اقیانوس اطلس پیش رفته است .
کوبا از غرب به شرق ۷۴۵ میل درازا دارد و پهناي متفاوت از ۲۲ تا ۱۲۵ میل است و دارای ۴۴۲۱۸ میل متري مربع مساحت دارد.
کوبا در مقابل و مقایسه با آمریکا سرزمین بسیار کوچکی است و امروزه تخميناً جمعيتي بیش ۷ ميلیون نفر است .

این سرزمین از نظر وسعت از کشورهای نظیر هلند ، بلژیک و مجارستان و اتريش و دانمارک یا سوئیس بزرگتر است.
در سال ۱۴۹۲ کیريستف کلمپ پس از کشف جزایر آنتیل گفت از سرزمین کوبا زیبا تر چشم بشر هرگز ندیده است چهار ده درصد آنها سیاه و ده درصدشان دو رگه و باقی سفید پوست زبان آنها اسپانیایی ومذهب آنها کاتولیکی هستند پایتختش هاوانا و شهرهای بزرگش سانیتاگو کاکاگی ،ماتانزا است

در سال ۱۸۹۸کوبا مستعمره اسپانیا بود و از آن پس تا ۱۹۰۲اشکارا به ایالتهای امریکا وابسته شد درسال ۱۹۰۲دارای قانون اساسی و رژیم جمهوری گشت چون جنگ جهاني اول به پایان رسید ماکادو در آن کودتا کرد وفرمانروایی خود را جانشین جمهوری ساخت در ۱۹۳۳رژیم استبدادی ماکادو بایک انقلاب دموکراتیک واژگون گشت اما چند ماهی بر نیامد که دیکتاتور تازه بنام گروهبان با تیستا زمام کشوررا بدست گرفت

پس از ۱۰ سال خود کامگی با تیستا دست به کار انتخابات جمهوری زد و چون از اورنگ فرمانروایی به زیر افتاد روی به آمرکا نهاد و به آن کشور پناه برد
سپا از جنگ جهانی دوم در ۱۹۵۲ با تیستا به دستیاری امریکا به کوبا بازگشت وخود را نامزد مقام ریاست جمهوری کرد در جریان انتخابات کودتای دوم امریکا صورت گرفت گروهبان با نیت از نوبه زمام دارای رسید ُاوتااخرین روزهای سال ۱۹۵۸حاکم مطلق و فرمانروای خودکامه كوبا بود در این هنگام سرکشان ريشوی فیدلی پس از جنگ و گریزهای دو ساله پیروزمندانه پا به هاوانا پایتخت کوبا نهاد و باتيستا دیکتاتور نابکار ناگزیر دوباره راه امریکا را در پیش گرفت.

هوای کوبا در تابستان و زمستان معتدل است و دهقان کوبایی واهمه سرما زدگی محصول خود را ندارد . خاک کوبا بسیار حاصل خیز است و نیمی از زمینها ی کشاورزی آن قابل کشت است و برای بار آوردن هر نوع محصول مناسب است در حدود سه پنجم زمین جزیره اصلی کوبا مسطح است و قسمت اعظم زمینهای غیر قابل کشت و برای چرا مناسب است کوبا زغال ندارد و مقدار نفتی که تا کنون در آنجا کشف شده است ناچیز است اما پر از ذخایر آهن و نیکل است و تقریبا می توان گفت که یکی از بزرگترین منابع دنیا است . (محسن محمدي، ۱۳۸۱، ص ۳)

سوسیالیسم کوبایی و جنبش ۲۶ژوئيه
مشخصه عمده ای که انقلاب کوبا را از انقلاب های سوسیالیستی پیش از آن متمایز می کند ماهیت چریکی آن است آغازگر این انقلاب به جای یک حزب انقلابی که از طریق به دست آوردن رهبری اعتراضات طبقه ی کارگر قدرت سیاسی را در دست می گیرد گروهی کوچک چریک بودند که با هم دست گرفتن اسلحه با دولت حاکم وارد مبارزه مسلحانه شده بودند حزب کمونیست و هوادار شوروی کوبا یا حزب سوسیالیست مردم کوبا تشکیل شده در دهه بیست میلادی و عضو کمنترن تحت هدایت مسکو علاوه برحمایت از حکومت باتیستا در کابینه او هم دارای وزرایی بود به همین دلیل در ابتدای به دست گرفتن قدرت توسط انقلابیون حزب کمونیست و اپوزیسیون سنتی چپ کوبا تردیدهای جدی نسبت به نیات شورشیان جنبش بیست و شش ژوئيه می کرد

با این حال تا سال ۱۹۶۱ گرایش کاسترو و نیرو های سنتی کمونیسم در کوبا به طور روز افزون به هم نزدیک تر شدند تا سرانجام در این سال جنبش بیست و شش ژوئیه حزب سوسیالیست مردم کوبا و گروه انقلابی سیزده مارس با پیوستن به یکدیگر سازمان متحدی تشکیل دادند که بعدها تبدیل به حزب کمونیست کوبا گردید و تا امروز قدرت سیاسی را در کشور کوبا در دست دارد .

کاسترو و سازمان اش در بدو امر و حتی تا مدتی پس از تصرف قدرت سیاسی خود را کمونیست نمی دانست جنبش بيست و شش ژوئیه بیش از همه چیز جنبشی ضد امپر یالیست با گرایشات قوی و ناسیولیستی بود حرکت کاسترو در واقع واکنشی به دخالت همه جانبه ی دولت ایالات متحده در امور کوبا تسلط کمپانی های آمریکایی بر تمام شئون اقتصاد این کشور و فقر و عقب ماندگی شدید مردم کوبا در نتیجه این عوامل بود (داوود پزشك ، ۱۳۸۴ ، ص ۱).
استقلال طلبی و برنامه پیشرفت کوبا

این گرایش ضد امپریالیستی جنبش کاسترو در کنار شاخصه شدید استقلال طلبانه قرار می گرفت که تمام ملت های امریکای لاتین را مخاطب خود قرار می داد و خواهان پاسخی به آنچه استعمار آمریکایی میدانست بود این در حالی است که مفهوم استعمار برای کشور های امریکای لاتین که استقلال خود را از پی قرن ها سلطه اسپانیا از طریق جنگ های استقلال خونین با این کشور به دست آوردند تا هژمونی دولت آمریکا بلافاصله جایگزین استعمار اسپانیاشود مفهومی بنیادین است.
این مسئله در سخنرانی ۲۶سپتامبر ۱۹۶۰فیدل کاسترو در مجمع عمومی سازمان ملل وضوح دیده می شود در این سخنرانی که مدت کوتاهی بعد از انقلاب صورت گرفت و در دوره ای که اختلاف با ایالات متحده در حال بالاگرفتن است کاسترو تلاش می کند چارچوب های انقلاب کوبا را برای رهبران دنیا بیان کند و در واقع در رو در روی رهبران دنیا از سیاست های انقلاب دفاع نمایند.

در این سخنرانی کاسترو از یک سو در عین حالی که نسبت به بلوک شرق همدلی نشان می دهد در برابر کمونیست خوانده شدن از سوی ایالات متحده مقاومت می کند و از سوی دیگر با بر شمردن مشکلاتی که مردم کوبا با آن دست گریبانند و کاسترو و امپریالیسم را برای آن سرزنش می کند راه حل های دولت انقلابی را برای این مشکلات اعلام می کند.

او از جمله درصد بیکاری بالا برخوردار نبودن نیمی از جمعیت کوبا از انرژی برق عدم مسکن قابل زندگی برای سه ونیم میلیون از مجموع ۶میلیون کوبایی وضعیت نامناسب آموزش و پرورش و بهداشت و عدم مالکیت ۸۵درصد از دهقانان کوبایی بر زمین هایی که بر ان کار می کردند به عنوان مشکلات به جای مانده از دوران پیش از انقلاب اشاره می کند توجه به این نکته ضروری است که بخش اعظم زیر ساخت های اقتصادی کوبا اعم از زمین های کشاورزی صنایع برق و تلفن و غیره پیش از روی کار آمدن دولت انقلابی در اختیار کمپانی های آمریکایی

قرار داشت که همه این ها موجب تراز مثبت تجاری به نفع آمریکا و ارزش بیش از یک میلیارد دلار در طول دهه پنجاه میلادی شده بود در پاسخ به این وضعیت است که دولت انقلابی علاوه در بر در پیش گرفتن سیاست هایی از قبیل کاهش اجازه مسکن لغو امتیازهای داده شده به سرمایه های خارجی اصلاح قوانین و توزیع مجدد اراضی کشاورزی ملی کردن صنایع و معادن دست به کمپین هایی برای بهبود وضع بهداشت و ریشه کن کردن بی سوادی می زند از همه این سیاست ها مهمتر دولت انقلابی قول می دهد اقتصاد کوبا را از اتکا به صادرات شکر نجات دهد وبرنامه ای برای صنعتی کردن کوبا در پیش بگیرد.(همان منبع ، ص ۲)
اتحادیه بلوک شرق
تقسیم مجدد اراضی و اصلاح قوانین کشاورزی از پایه ای ترین قول های دولت انقلابی بود با این حال این سیاست ها که شامل خلع مالکیت سرمایه ایالات متحده بر زمین های کشاورزی می شد دولت این کشور را وادار به واکنش کرد در نتیجه این تنش و اقدام دولت کاسترو و در جستجوی بازار جدید برای محصول شکر خود کوبا از سال ۱۹۶۱میلادی آغاز به برقراری روابط تجاری نزدیک با دولت شوروی نمود این چرخش دو پیامد عمده و مرتبط به هم داشت که سرنوشت انقلاب کوبا را از ان به بعد تعیین کرده است نزدیک شدن کوبا به بلوک شرقی که سرآغاز ان امضای قراردادی برای صدور شکر به شوروی درازای نفت خام بود تبعا منجر به عکس العمل شدید آمریکا و تیره شدن بیشتر روابط قبلا آشفته دو کشور گردید تا جاییکه سرانجام دولت آمریکا علاوه بر این اجرا گذاشتن تحریم اقتصادی کامل کوبا دست به مسلح کردن گروه های هوادار باتیستا وحمله نظامی به کوبا زد نتیجه این اقدامات نزدیکتر شدن و نهایتا اتحاد کوبا با دولت شوروی بود .

از سوی دیگر پیوستن کوبا به بلوک شرق تبعات غیر قابل بازگشتی برای نوع سوسیالیسم این کشور و سرنوشت انقلاب کوبا داشت ماهیت روابط کوبا اتحاد شوروی را می توان تهیه شکر برای بلوک شرق از سوی دولت کوبا و سوبسید های گسترده به شکل پول تسلیحات و غیره از طرف دولت شوروی که منابع آمریکایی تا شش میلیارد دلار در سال تخمین می زنند مشخص کرد .

پیامد اصلی این شکل رابطه با شوروی ادامه اتکای کوبا به شکر به عنوان شکل اصلی تولید اقتصاد بود . باید توجه کرد از آنجا که در بسیاری از مطالب تاریخی دلیل اصلی عقب ماندگی کوبا عقب همین اتکا به شکر دانسته شده است ، دولت پس از انقلاب اعلام کرد ه بود قصد دارد این مسئله را از طریق صنعتی کردن کوبا حل کند . بنابراین سیاست کلان نزدیکی به بلوک شرق منجر به پیگیری نشدن برنامه صنعتی سازی کوبا شد که این مسئله به نوبه خود شکل نظم یافتن ساختار سیاسی و فرهنگی کوبای سوسیالیست را تا به امروز رقم زده است . (همان منبع ، ص ۳)
پس از فروپاشی :
با فروپاشی شوروی و قطع حمایت های اقتصادی شوروی از کوبا اقتصاد این کشور که حول ساختار مشخص بالا شکل گرفته است .دچار بحرانی اساسی شد در سال ۱۹۸۹تجارت با اتحاد شوروی به تنهایی ۸۵درصد از حجم کل بازرگانی کوبا در برمی گرفت در حالی که تجارت خارجی به نوبه خود بالغ بر نیمی از درآمد ملی کشور را تشکیل می داد به فاصله پنج سال از فروپاشی بلوک شرق تولید نا خالص ملی کوبا با پنجاه درصد از ۱۹/۳ میلیارد دلار به حدود ۱۰میلیاردکاهش پیدا کرد تولید صنعتی به ۱۵درصد ظرفیت سقوط کرد و تولید کشاورزی تقریبا به طور کامل فلج شد.

این وضعیت دولت کوبا را مجبور به دور شدن از سیاست نوع شوروی و تلاش برای ایجاد نوع جدیدی از سوسیالیسم نمود به این ترتیب و در پاسخ به این وضعیت دولت سوسیالیست کاسترو وپاره ای اصلاحات اقتصادی را تحت عنوان شرایط ویژه در زمان صلح معرفی کرد این برنامه ها شامل یک برنامه غذا به هدف خودکفا نمودن مزارع دولتی در کوبا از طریق کوچک کردن اندازه خودگردانی و استقلال اقتصادی این مزارع جذب سرمایه درصنعت جهانگردی که منجر به تبدیل شدن این صنعت به بزرگترین منبع درآمد کوبا بالا تر از شکر گردید قانوني کردن دلار آمریکا در کنار پزوی کوبایی کاهش برخی سوبسید ها و تشویق خود اشتغالی در شکل کار هایی از قبیل رستوران داری می شود

با به کار بستن این اصلاحات از سال ۱۹۹۵میلادی و اقتصاد کوبا به مرور بهبود پیدا کرد و علی رغم تشدید تحریم های ایالات متحده درشکل دو قانون جدید توسعه خود را از سر گرفت به طوری که بین سال ۱۹۹۴تا۱۹۹۶میلادی نرخ رشد کوبا به ترتیب به ۷درصد ،۲/۵و ۷/۸ بالغ شد این اتفاق در حالی افتاد که دولت کوبا علی رغم اصلاحات موفق به حفظ خدمات اجتماعی که از اصول اولیه انقلاب کوبا دانسته شده اند از جمله حق تحصیل و خدمات درمانی رایگان برای همه گردید .