صنعت نفت

مقدمه
نفت
یکی از برجسته ترین دستاوردهای اقتصادی در صد سال گذشته ، رشد و توسعة صنعت نفت بوده است. در سال ۱۸۵۰، در واقع نفتی در جهان تولید نمی شد. سپس، در پس اکتشافاتی که در ایالات متحدة آمریکا و روسیه هر دو انجام شد، کل تولید پس از سال ۱۸۶۰ به سرعت رو به افزایش گذاشت و تا سال ۱۸۹۰، تولید جهانی به ۱۰ میلیون تن در سال رسید . از آن تاریخ تاکنون، تولید نفت خام پیوسته در حال افزایش بوده است و تولید جهانی آن تقریباً هر ده سال ۲ برابر شده است. ایالات متحدة آمریکا و شوروی هنوز بزرگترین تولیدکنندگان نفت در جهان هستند؛ گرچه اهمیت نسبی آنها با افزایش بسیار سریع تولید نفت خام از حوزة دریای کارائیب، خاورمیانه و آفریقا، رو به کاهش گذاشته است.

در آغاز قرن بیستم، نفت و گاز طبیعی کمتر از ۴ درصد از کل نیاز انرژی جهان غرب را تأمین می کرد؛ حال آن که زغال سنگ تقریباً ۹۰ درصد از این نیاز را برآورده می کرد. اما این وضع به سرعت تغییر کرد و سهم نفت و گاز طبیعی از کل تولید انرژی در سال ۱۹۲۰ به ۱۲ درصد و در نیمة دهة ۱۹۳۰ به ۲۶ درصد و پس از جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۸ به ۳۶ درصد رسید. از آن زمان به بعد ، اهمیت نفت و فرآورده های نفتی برای اقتصاد جهان همواره رو به افزایش بوده است، چنان که تا سال ۱۹۷۰ ، تقریباً ۷۰ درصد از کل نیاز انرژی غرب را نفت و گاز طبیعی تأمین می کرد.

مصرف کنندگان عمدة نفت و فرآورده های وابستة آن،ملل صنعتی اروپای غربی، آمریکای شمالی و ژاپن هستند که روی هم رفته ۷۰ درصد از کل تولید را در سال ۱۹۷۰ به خود اختصاص می دادند. در عین حال، همین کشورها فقط ۲۶ درصد از نفت و گاز جهان را خود تولید می کنند و بنابراین مجبورند نیازهای خود را با نفت وارداتی تأمین کنند. بنابراین گونه ای رابطة همزیستی متقابل بین کشورهای اصلی تولید کننده و کشورهای مصرف کننده ایجاد شده است.
خاورمیانه، منطقة تولید کنندة نفت

در حال حاضر، خاورمیانه منطقه ای است که در آن تولید نفت در حد قابل ملاحظه ای بیشتر از تقاضاست. طی قرن بیستم، تولید نفت این منطقه برحسب تولید کل جهانی به طور مشخص افزایش یافته است. در دهة ۱۹۳۰ و اوایل دهة ۱۹۴۰ ، میانگین سطح تولید بین دو تا پنج درصد از کل تولید جهان بود، اما در پی احیاء و توسعة صنعت پس از جنگ در منطقة خلیج (فارس)، تولید نفت تا سال ۱۹۵۰ به میزان ۱۵ درصد رسید. از آن تاریخ ، اهمیت نسبی نفت و گاز طبیعی خاورمیانه و آفریقای شمالی در تولید جهانی همواره رو به افزایش بوده است، به گونه ای که در سال ۱۹۶۰ از مرز ۲۵ درصد گذشت و در سال ۱۹۷۱ به میزان ۴۰ درصد رسید، در این سال تولید کل نفت منطقه متجاوز از ۱۰۰۰ میلیون تن می شد.

اگر چه در خاورمیانه تولید نفت اول بار در اوایل قرن بیستم در ایران آغاز شد، اما فقط پس از جنگ جهانی دوم بود که تولید آن به سرعت رو به افزایش گذاشت . طی اوایل دهة ۱۹۴۰، ایران بزرگترین تولید کنندة نفت در خاورمیانه بود و پس از آن عراق و عربستان سعودی در مراتب بعدی قرار می گرفتند. پس از کشف و توسعة منابع نفتی در مقیاسی وسیع، تولید نفت کویت و عربستان سعودی هر دو ، به مقدار زیادی افزایش یافت تا سال ۱۹۵۰ که تولید حوزه های نفتی

عربستان تقریباً با تولید حوزه های نفتی ایران برابر شد. در سال ۱۹۵۱، صنعت نفت ایران ملی شد و در نتیجه تولید نفت خام در سال بعد به کمتر از دو میلیون تن کاهش یافت و بدین ترتیب عربستان سعودی و کویت به عنوان دو تولید کندة اصلی خاورمیانه در صدر قرار گرفتند. طی دهة ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۵، کویت بزرگترین

تولید کنندة نفت شد و پس از آن، عربستان و ایران در رده های بعدی قرار گرفتند. افزایش وسیع تولید نفت در ایران از سال ۱۹۵۴ به بعد، پس از رفع مناقشه بین شرکتهای نفتی و حکومت ایران، آغاز شد. طی سالهای آخر دهة ۱۹۶۰، میزان تولید در کشورهای ایران و عربستان سعودی از میزان تولید نفت کویت فراتر رفت و این دو کشور برای کسب مقام اول در تولید به رقابت برخاستند. اما موفقیت حقیقی در دهة ۱۹۶۰ به ۱۵۰ میلیون تن در سال ۱۹۶۹ جهش داشت، در همین

سال بود که لیبی پس از عربستان سعودی در مرتبة دوم تولید قرار گرفت. از آن زمان، تولید نفت لیبی رو به کاهش گذاشته است. با آغاز دهة ۱۹۷۰، ایران و عربستان سعودی هم اکنون براحتی در رأس جدول تولید و بعد از آنها با فاصلة زیادی کویت و لیبی قرار دارند. (جدول ) . ایران، عربستان سعودی، کویت، لیبی و عراق حدود چهار پنجم از کل میزان نفت خاور میانه را تولید می کنند، واقعیتی که بروشنی بر پایین بودن سطح تولید در سایر کشورها منطقه تأکید دارد.
امتیازات نفتی

در دورة قبل از جنگ جهانی دوم، کشورهای تولید کنندة نفت در اطراف خلیج فارس ، امتیازات انحصاری کشف و توسعة منابع نفتی خود را به شرکتهای نفتی غرب واگذار می کردند. این امتیازات بیشتر کشورهای مربوط یا همة آنها را شامل می شد. در این زمان، هشت شرکت اصلی که تحت نظارت سهام آمریکا،

بریتانیا، هلند و فرانسه قرار داشت، همة محصول نفت منطقه را تولید می کرد. این شرکتها عبارتند بودند از : استاندارد اویل (نیوجرسی) (NEW Jersy) Oil Standard ، استاندارد اویل (کالیفورنیا) ، (California) Standar Oil ، موبیل اویل، (Mobil Oil) ، تگزاکو (Texaco) ، گالف اویل (Gulf Oil)، بریتیش پترولیوم (British Petrolouim) ، رویال داچ / شل (Royal Dutch / Shell) و شرکت نفت فرانسه (Compagnie Francaise des Petroles) . اگر چه از آن زمان تاکنون ، این وضع مشخصاً تغییر کرده است، اما حتی در اواخر دهة ۱۹۶۰ همین هشت شرکت بیشتر از ۹۰ درصد از تولید نفت منطقه را در انحصار خود داشتند.

اولین امتیاز مهم خاورمیانه، امتیاز نفت ایران بود که در سال ۱۹۰۱ به یک مقاطعه کار انگلیسی به نام «ویلیام ناکس دارسی» واگذار شد. در سال ۱۹۰۹، این امتیاز به «شرکت نفت ایران – انگلیس» تعلق گرفت. این شرکت از همة نقاط کشور بجز پنج استان شمالی می توانست نفت استخراج کند. از سال ۱۹۵۴، پس از ملی شدن صنعت نفت ایران در سال ۱۹۵۱، تولید نفت توسط یک کنسرسیوم بین المللی صورت می گیرد (می گرفت). این کنسرسیوم از چهارده عضو

شامل هشت شرکت اصلی که قبلاً نام برده شد و نیز چند شرکت دیگر به وجود آمده است. در تواقفی که بین حکومت ایران و شرکتهای نفتی حاصل شد، وسعت منطقة مورد بهره برداری به ۲۵۹۰۰۰ کیلومتر مربع کاهش یافت. قرار شد که این توافق به مدت ۲۵ سال تا سال ۱۹۷۹ ادامه داشته باشد و همچنین کنسرسیوم در صورت تمایل بتواند قرارداد را سه بار و هر بار به مدت پنج سال، تحت همان شرایط قبلی تمدید کند.

در عراق، اولین امتیاز در سال ۱۹۲۵، به یک کنسرسیوم بین المللی داده شد، این اولین کنسرسیومی بود که فعالیت خود را در خاورمیانه آغاز می کرد. این کنسرسیوم به نام «شرکت نفت عراق» معروف بود و تحت نظارت بریتیش پترولیوم، شل، شرکت نفت فرانسه و «شرکت توسعة خاور نزدیک» (استاندارد اویل نیوجرسی و موبیل اویل) قرارداشت. امتیاز نفتی عراق پس از چند بار تمدید، سراسر کشور را بجز نوار باریکی در شرق عراق در نزدیکی مرز ایران، در بر می گرفت. در سال ۱۹۶۱ ، حکومت عراق بیشتر از ۹۹ درصد از قلمرو امتیاز اصلی را با اقدامی یکطرفه در اختیار خود گرفت و بدین ترتیب تنها آن مناطقی که عملاً تولید نفتی داشت، در دست شرکت نفت عراق باقی ماند. اختلافی که در اثر این اقدام بین حکومت عراق و شرکت نفتی بروز کرده بود، تا قبل از ملی شدن دارای شرکت در سال ۱۹۷۲، برطرف نشد.
دو تولید کنندة عمدة دیگر منطقه یعنی کویت و عربستان سعودی هر دو، در سالهای دهة ۱۹۳۰ امتیازاتی واگذار کردند. امتیاز نفتی کویت سراسر کشور را در بر می گرفت و در سال ۱۹۳۴ به شرکت نفت کویت واگذار شد که مشترکاً به گالف اویل و بریتیش پترولیوم تعلق داشت. در عربستان سعودی، امتیاز اصلی نفت در سال ۱۹۳۳ به شرکت استاندارد اویل کالیفرنیا واگذار شد و بعدها شرکت نفت عربستان – آمریکا (آرامکو) جای آن را گرفت که تحت نظارت چهار شرکت اصلی قرار داشت. در این حالت، منطقة واگذاری شامل نواحی وسیعی در بخشهای مرکزی و شرقی کشور می شد. از آن زمان تاکنون از بخشهایی از این منطقه صرف نظر شده است.
از جنگ جهانی دوم، امتیازات اعطا شده برای کشورهای امتیاز دهنده بسیار سودآورتر شده است. این مسأله بخصوص در مورد لیبی صدق می کند که اول بار در سال ۱۹۶۱، تولید نفت خود را آغاز کرد. در این کشور برنامة اکتشاف و توسعه به گونه ای بسیار متفاوت از کشورهای تولید کنندة با سابقه تر، عملی شد. پس از وضع قانون نفت در سال ۱۹۵۵، از شرکتهای نفتی دعوت شد که در مزایده شرکت کنند. در آغاز، به منظور ترغیب شرکتهای بین المللی برای شرکت در این مزایده شرکت کنند. پس از وضع قانون نفت در سال ۱۹۵۵، از شرکتهای نفتی دعوت شد که در مزایده شرکت کنند. در آغاز، به منظور ترغیب شرکتهای بین المللی برای شرکت در این مزایده انگیزه های جاذبی عرضه شد. مناطق واگذاری، وسیع بود و مساحتی حدود ۳۰۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰۰ کیلومتر مربع را شامل می شد و علاوه بر وجود برخی عوامل جذب کنندة دیگر به شرکتهای خارجی اجازه داده می شد که تقریباً ۲۵ درصد از منابع را بابت استهلاک سرمایه برداشت کنند.در نتیجه بسیاری از شرکتهایی که حافظ منابع آمریکا، بریتانیا، فرانسه و ایتالیا بودند، به کار اکتشاف نفت پرداختند. حکومت لیبی به محض این که دریافت برای تولید نفت از منابع بالقوة عظیمی برخوردار است، خواهان منافع بیشتری شد. در سال ۱۹۶۰، امتیاز استهلاک سرمایه ملغی ده ساله بین یک چهارم و یک سوم وسعت اصلی کاهش دهند. در سال ۱۹۶۲، یعنی دو سال پس از تشکیل سازمان کشورهای صادر کنندة نفت (اپک) ، لیبی به این سازمان پیوست و تشویق شد که سیستم مالیاتی نفت خود را بر پایة سیستمهای مشابه مالیاتی در دیگر کشورهای عضو سازمان، بنا نهد. بر شرکتهایی که از حق امتیاز قدیمی تری برخوردار بودند، فشارهایی وارد شد و سرانجام این شرکتها مجبور شدند که به پیشنهادهای جدید تن در دهند. به رغم این شرایط سخت تر، به علت ویژگی محلی نفت لیبی در مقایسه با دیگر تولیدات نفت خام کشورهای خاورمیانه، پایینی غلظت، کم بودن مقدار گوگرد نفت، و این واقعیت که حتی شرایط واگذاری امتیازات جدید هنوز هم به سختی شرایط مورد ادعای کشورهای منطقة خلیج فارس نبود، درخواست اخذ امتیازات از سوی شرکتها همچنین به قوت خود باقی ماند.

حوزه های نفتی
در خاورمیانه، پراکندگی منابع نفتی شدیداً تحت تأثیر عوامل زمین شناختی بوده است. تقریباً همة منابع نفتی اولیه در حوضه ها رسوبی عمیق در امتداد کناره های سلسله جبال زاگرس و خلیج فارس کشف شد. برای مدتهای طولانی چنین تصور می شد که در خارج از این منطقه، نفت در مقیاس تجاری کشف نخواهد شد. اما فعالیتهای جدیدتر روشن کرده است که لایه های رسوبی ضخیم و حاوی ذخایر نفتی در سایر بخشهای خاورمیانه و شمال آفریقا مثل لیبی نیز یافت می شود. بنابراین در صورتی که مطالعات زمین شناختی در منطقه به دقت انجام شده باشد، بسیار احتمال دارد که منابع عمدة نفتی دیگری در سایر نقاط کشف شود. در عین حال چندان تردیدی نیست که هیچ یک از این اکتشافات نمی توانند با حوزه های عظیم نفتی که تاکنون در منطقة خلیج فارس مورد بهره برداری قرار گرفته اند، رقابت کنند.

لیبی
اولین کشف نفت در مقیاس تجاری توسط اسو – استاندارد در سال ۱۹۵۸ در عطشان واقع در فزان صورت گرفت . از آن زمان، چند حوزة نفتی جدید کشف شده است، اما تقریباً همة این حوزه ها در داخل کشور و بسیار دور از منابع اصلی قرار دارند. حوزة نفتی زلطن که در سال ۱۹۵۹ کشف شد، تاکنون بزرگترین و یگانه حوزة تولید کننده بوده است. این حوزه در سال ۱۹۶۱، از طریق خط لوله به یک پایانة نفتی در قصر البریقه مربوط شد و از آن زمان به وسیلة یک سیستم تغذیه کننده با حوزه های مجاور ارتباط یافته است. مقادیر زیادی گاز طبیعی نیز در این حوزه کشف شد. یک کارخانة تولید گاز مایع هم اکنون در قصر البریقه تأسیس شده است. (۱۹۶۸) و یک خط لولة گاز آن را تغذیه می کند. صدور گاز در سال ۱۹۶۹ آغاز شد و انتظار می رفت که دو سوم از محصول برنامه ریزی شده به ایتالیا و بقیة آن به اسپانیا صادر شود.

در شرق زلطن حوزة بزرگ انتصار وجود دارد که صدور نفت آن از سال ۱۹۶۸، کمتر از یک سال پس از نخستین اکتشاف، آغاز شد. نفت خام این حوزه یک خط لولة عظیم به یک پایانة نفتی جدید در زویتینه مجاور در سمه و واحه ارتباط پیدا کند. تولید نفتی حوزة امل از طریق خط لوله به یک پایانه در رأس لانوف منتقل می شود، حال آن که محصول حوزة بسیار دور افتادة سریر از طریق لوله به پایانه قصر الحریقه در نزدیکی طبرق تخلیه می شود.

در شرق لیبی چند حوزة کوچکتر کشف شده است، اما به دلیل دوری و فقدار شبکة خط لوله، توسعة تجاری آنها میسر نشده است. برنامه هایی مورد نظر است که در آینده در زواره یک پایانة جدید احداث شود. امروزه برای جستجوی نفت در منطقة دور از ساحل دریای مدیترانه، توجه نسبتاً زیادی مبذول می شود.
لیبی با چند کارخانة کوچک که روی هم رفته ظرفیت آنها فقط یک میلیون تن می شود، ظرفیت پالایشی اندکی دارد. بزرگترین این پالایشگاهها در قصر البریقه مشغول به کار است. احداث سه پالایشگاه جدید دیگر، یکی در سرت و یکی دیگر در نزدیکی طرابلس غرب برنامه ریزی می شود. توسعة نوعی صنعت پتروشیمی بر پایة منابع گاز نیز تحت بررسی است.

در اواخر سال ۱۹۶۹، حکومت شاه ادریس سرنگون شد و یک حکومت جدید جمهوری روی کار آمد. بین این حکومت و شرکتهای نفتی مشکلایت بروز کرد و در نتیجه تولید به طور مشخص افت کرد. در سال ۱۹۷۰، یک شرکت جدید دولتی یعنی «شرکت ملی نفت لیبی» تشکیل شد و در سال ۱۹۷۲، منابع نفت خارجی در داخل کشور ملی اعلام شد.
مصر
حفر چاه برای نفت در مصر در اواخر قرن نوزدهم در جمسه واقع در سمت غربی خلیج سوئز آغاز شد و در سال ۱۹۰۸ بود که یک چاه نفت شروع به تولید کرد. حوزة دوم در همان نزدیکی در سال ۱۹۱۳ و متعاقب آن پس از پایان جنگ جهانی اول، چند حوزة کوچک دیگر کشف شد. کشف نفت در شبه جزیرة سینا در سال ۱۹۴۶ در سودر اتفاق افتاد.

صنعت نفت مصر در سال ۱۹۵۶ ملی شد و پس از آن بسرعت پیشرفت کرد. اولین حوزة دور از ساحل در خلیج سوئز ، در سال ۱۹۶۱ در بلایم مارین و پس از آن در نیمة دهة ۱۹۶۰، یک رشته منابع نفتی در منطقه کویری غربی واقع در العلمین، ام برکه و بیرابوغرادیق کشف شد. امکانات تجاری این حوزه ها هنوز به طور کامل ارزیابی نشده است. پس از جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷، مصر به دلیل اشغال شبه جزیرة سینا از سوی اسرائیل، از تولید نفت خام حوزه های این منطقه محروم شد. این خسارات با توسعة حوزة نفتی دور از ساحل ال مورگان واقع در خلیج سوئزجبران شده است.

پالایشگاههای عمدة مصر در اسکندریه و سوئز واقع شده اند. پالایشگاه سوئز بزرگترین بود، اما پس از جنگ ژوئن سال ۱۹۶۷ ، مصر به دلیل اشغال شبه جزیرة سینا از سوی اسرائیل، از تولید نفت خام حوزه های این منطقه محروم شد. این خسارات با توسعة حوزة نفتی دور از ساحل ال مورگان واقع در خلیج سوئز جبران شده است.

پالایشگاههای عمدة مصر در اسکندریه و سوئز واقع شده اند. پالایشگاه سوئز بزرگترین بود، اما پس از جنگ ژوئن سال ۱۹۶۷ در اثر بمباران اسرائیل به شدت آسیب دید. پس از آن بخشهایی از این کارخانه به موستورود واقع در نزدیکی قاهره منتقل شده است. امید است که در آینده یک سیستم خط لولة نفت خام، در زیر دریای مدیترانه، از خلیج سوئز به دریای مدیترانه در اسکندریه کشیده شود و یک پالایشگاه جدید در حال اتمام است. (۱۹۷۳)
عراق

 

نام رسمی : جمهوری دموکراتیک خلق عراق
نام بین المللی : ایراک IRAQ
نام محلی : الجمهوریه العراقیه الدیمقراطیه الشعبیه
اسامی قدیمی : عراق عرب، عراقان، عراقین؛ سواد؛ سورستان
عراق با ۴۳۸۴۴۶ کیلومتر مربع وسعت (پنجاه و دومین کشور جهان) در نیمکره شمالی، نیمکره شرقی ، در جنوب غربی قاره آسیا، در منطقه خاورمیانه ، بر کناره شمال غربی خلیج فارس و در همسایگی کشورهای ایران در شرق، ترکیه در شمال، سوریه و اردن در غرب و عربستان سعودی و کویت در جنوب واقع شده است.

عراق کشوری نسبتاً کم ارتفاع بوده و کوههای آن تماماً در نواحی شمالی و شمال غربی آن (هم مرز با ایران و ترکیه) واقع شده اند، جلگه ها قسمت اعظم کشور را پوشانده (از جمله جلگه وسیع بین النهرین) و بیابانها عمدتاً در نواحی غربی و جنوب غربی آن واقع شده اند. از رودهای آن میتوان فرات، دجله، زاب کوچک، زاب بزرگ و دیاله را نام برد.

آب و هوای عراق در نواحی شمالی معتدل کوهستانی، در نواحی مرکزی گرم و مرطوب و در نواحی غربی گرم و خشک است. بلندترین نقطه آن ۳٫۶۰۷ متر ارتفاع داشته و رودهای رات (۲٫۶۹۶ کیلومتر) و دجله (۱۸۵۱ کیلومتر) طویلترین رودهای آن می باشند.

نفت در سال ۱۹۲۷، توسط (شرکت نفت ترکیه) در کرکوک کشف شد. دو سال بعد، نام شرکت اصلی به شرکت نفت عراق تغییر کرد. این شرکت بعداً امتیازات دیگری در غرب رود دجله و در جنوب عراق به دست آورد و به ترتیب (شرکت نفت موصل) و(شرکت نفت بصره) را تأسیس کرد که منابع این مناطق را توسعه دهد. بهره برداری از حوزة عین زاله متعلق به شرکت نفت موصل در سال ۱۹۵۲ و استفاده از حوزة زبیر متعلق به شرکت نفت بصره در سال ۱۹۵۱ آغاز شد. متعاقب آن، حوزه های جدیدی در بطمه واقع در شمال و رمیله واقع در جنوب به مرحلة تولید رسیده اند. حوزة رمیله از سال ۱۹۶۹ توسط (شرکت ملی نفت عراق) و با همکاری فنی روسها توسعه یافته است.

تولید حوزة نفتی کرکوک که هنوز واحد تولیدی عمدة صنعت نفت عراق به شمار می رود؛ به دلیل دور افتادگی از سایر منابع ممکن نشد تا این که خط لوله نفتی به ساحل مدیترانه در حیفا و طرابلس احداث شد. با تأسیس کشور اسرائیل و بسه شدن خط لولة حیفا، یک خط لولة جدید به طرابلس کشیده شد و در سال ۱۹۵۲، احداث یک خط لولة نفتی به بانیاس به پایان رسید. یک خط لولة دیگر نیز در سال ۱۹۶۲، شروع به کار کرد.

نفت حوزه های متعلق به شرکت نفت بصره در آغاز از طریق یک خط لوله به الفا و واقع در خلیج فارس و سپس به پایانه ای در آبهای عمیق خور الائمیه که می تواند کشتیهای نفتکش را با ظرفیت بیش از ۱۰۰۰۰۰ تن را بارگیری کند، منتقل می شد. تنها تولید نفت عراق در خارج از حدود احتیارات قانونی (شرکت نفت عراق) ، حوزه نفتخانه بود که از نظر زمین شناختی ادامة حوزه نفت شاه (نفت شهر) در ایران بود.