صور فلکی

مقدمه
از زمانهای کهن ، مردم در آسمان شب در میان گروههای ستارگان ، اشکالی خیالی دیده‌اند. با استفاده از خطوط ، آنها ستارگان این گروهها را به یکدیگر متصل کرده و اشکالی به نام صورت فلکی را تشکیل داده‌اند. امروز طبق سیستمی بین المللی آسمان پیرامون زمین به ۸۸ منطقه تقسیم می‌شود و هر منطقه در بر گیرنده یک صورت فلکی است.

طرح هر صورت فلکی نمایانگر شیء یا جانداری است و تعدادی از آنها به یاد شخصیتهای اسطوره‌ای نامگذاری شده‌اند. از زمین ، ستارگان هر صورت فلکی مجاور یکدیگر به نظر می‌آیند، اما در حقیقت آنها فاصله بسیاری از همدیگر دارند. همگی آنها در فواصل مختلفی از زمین قرار دارند. اگر می‌توانستیم از جای دیگری از فضا به صورت فلکی جبار نگاه کنیم، طرح ستاره‌ای آن از آنچه که از زمین می‌بینیم، متفاوت می‌باشد

کره آسمان
از زمین ، صورتهای فلکی چنین به نظر می‌رسند که به داخل کره‌ای تو خالی معروف به کره آسمان چسبیده‌اند. ظاهراً این کره هر ۲۴ ساعت یکبار در مسیری شرقی _ غربی به دور زمین می‌گردد. شبکه‌ای از خطوط معروف به بعد و میل به اختر شناسان کمک می‌کند تا محل ستارگان کره آسمان را بیابند و نقشه‌های ستارگان ،
کره‌ای فرضی بر روی صفحه‌ای تخت هستند

قدر ظاهری
هنگامی که به ستارگان درخشان در آسمان شب می‌نگریم، برخی از بقیه درخشانترند. ستاره شناسان برای بیان میزان درخشندگی ستارگان ، از یک مقیاس درخشندگی به نام قدر ظاهری استفاده می‌کنند. برای اولین بار هیپارخوس ، منجم یونانی قرن دوم پیش از میلاد ، ستارگان را این چنین طبقه بندی کرد. سپس دامنه مقیاسش برای در بر گرفتن اجرام سماوی درخشانتر و کم نورتر ، افزایش یافت.

صلیب جنوبی
ساکنان نیمکره جنوبی کره آسمان بنگرند. هیچ ستاره درخشانی مجاور این قطب نیست، اما صورت فلکی صلیب جنونی نشانه‌ای برای یافتن آن است. اگر چه صلیب جنونی از تمام صور فلکی کوچکتر است، اما در زمینه روشن کهکشان راه شیری جنوبی ، یافتن آن آسان است. با گذشت زمان، نقطه‌ای از کره آسمان که محور چرخش زمین رو به آن است، تغییر مکان می‌دهد. در طی سالها این تغییر تنها به اندازه عرض ظاهری ماه است، ولی در خلال قرنها ، این جابجایی شدید است. مثلاً اگر شهرهای نیمکره شمالی نظیر ونکوور یا لندن در ۳ هزار سال قبل از میلاد وجود داشتند، ساکنانشان می‌توانستند صورت فلکی صلیب جنوبی را ببیند

منطقة البروج
چنین به نظر می‌رسد که همزمان با گردش زمین به دور خورشید، خورشید در مقابل زمینه متغیری از ستارگان حرکت می‌کند. مسیر سالیانه خورشید به دایرة البروج و پهنه‌ای از آسمان که با زاویه تقریبی ۹ درجه از طرفین آن گسترده می شود، به منطقه البروج معروف است. تمدنهای باستانی برای اندازه گیری زمان، منطقه البروج را به ۱۲ صورت فلکی تقسیم کردند ولی اکنون صورت فلکی دیگری به نام حوا به این باریکه آسمان افزوده شده است.
صور فلکی مهم
برخی از ۸۸ صور فلکی از سایری معروفتند، و طرحهایی دارند که فوراً تشخیص داده می‌شوند. این طرحها همچون نشانه به ستاره شناسان در یافتن آنها در آسمان شبانه کمک می‌کنند. بهترین نمونه ، جبار (شکارچی) ، از درخشنانترین صور فلکی آسمان است. صورت فلکی معروف دیگر دب اکبر (خرس بزرگ) است . دب اکبر شامل هفت ستاره درخشان است که برای مدتهای طولانی علاوه بر ستاره شناسی ، در دریانوردی نیز راهنمای مفیدی بوده‌اند.

صورت فلکی چیست؟
اگر در شبی صاف به آسمان بنگرید بی شک از تلالو ستارگان لذت خواهید برد. هزاران سال پیش هم بشر از دیدن اسمان لذت می برده ( به طور یقین آسمان پیشینیان بسیار پر ستاره تر بوده ! ) شاید در نظر اول ستارگان آسمان مجموعه ای پراکنده از ستارگان به نظر برسند. اما با کمی دقت می توان اشکال زیبایی را با متصل کردن ستاره ها به هم با خطوطی فرضی در آسمان ترسیم کرد. درحدود ۴۵۰۰ سال قبل، مردم شرق مدیترانه شروع به تقسیم بندی آسمان با نقش های خیالی کردنداین اشکال نام خدایان، الهه ها، قهرمانان و جانوران را دارند.
تا زمان بطلمیوس، ستاره شناس یونانی الاصل اسکندرانی که حدود۱۵۰ سال بعد ازمیلاد می زیست، تعداد صورفلکی شناخته شده ۴۸ مورد بود. امروز ۸۸ صورت فلکی شناخته شده که هریک محدوده ی مشخصی درآسمان دارند. به طوری که تمام آسمان با این صور پوشیده می شود. با این که ستارگان یک صورت خاص از نظر ما شکل خاصی را در آسمان می سازند، اما در واقع این ستارگان هیچ ربطی به هم ندارند و چندین سال نوری از هم فاصله دارند و اگر از سمتی دیگردر آسمان ( جایی خارج از منظومه ی شمسی ) به آن ها بنگریم به شکلی دیگر دیده خواهند شد. ستارگان حرکت بسیار آهسته ای در آسمان دارند ( به دلیل دوری بسیار آن ها حرکت سریع آن ها آهسته به نظر می رسد ) این حرکت باعث می شود که در طی هزاران سال شکل ظاهری صورت های فلکی عوض شود. اما درطول عمر یک انسان این تغییرات بسیار نامحسوس است. درقدیم ازرصد صور فلکی برای جهت یابی وتعیین فصول و به طور کلی زمان یابی استفاده می کردند.
کار رصد را همراه با مطالعه ی در مورد آنها انجام دهیم تا موقعیت هر صورت را نسبت به بقیه و به طور خاص بدانیم.
در مورد هر صورت ستاره ها و اجرام غیر ستاره ای بشناسیم.
قدر، رنگ، دما و… را در مورد ستارگان تا حدی بدانیم.
از همه مهمتر بعد از شناخت مقدماتی صور فلکی چند ضلعی های مخصوص هر فصل را بشناسیم.
بعد از شناخت صور فلکی وقتی به آسمان نگاه می کنید مطمئن باشید بیشتر لذت خوا هید برد.
اسطوره های نقوش آسمانی
ماهی_(حوت)
این صورت فلکی به دو جسم که به طور مدور به وسیله یک ریسمان طویل به یک نقطه مشترک گره خورده اند، شباهت دارد و کلا” صورت فلکی حوت Pisces با ستاره های ریزش، از زمانهای باستانی در منطقه البروج، نماینده ماهی در آسمان بوده است.

در یکی از اشکال ابتدایی اسطوره های یونانی این صورت فلکی به عنوان یک مرد که آماده حرکت به یک نقطه است می باشد.
اما به طور کلی در تجسم ها و نمایش های باستان عقیده بر این بود که تنها صورت فلکی”حوت جنوبی” به عنوان ماهی شناخته و درک شده بود.(صورت فلکی حوت جنوبی Piscis Austrinus بر خلاف پسوند نامش، از صور، نیم کره شمالی کره سماوی میباشد و دارای اسطوره هایی نیز است؛)
بر طبق یکی از ورژن ها در افسانه های یونانی، الهه آفرودایتی که رب النوع عشق و شهوت بود به همراه پسرش اِرُس، برای نجات از چنگال هیولای تیفون به نهری جهیدند و به ماهی تبدیل شدند و سپس شنا کنان با دم های به هم گره خورده خود گریخته اند.

این دو ماهی اغلب با همدیگه دیده می شدند؛ به همراه یک ریسمان باریک، برای اینکه مطمئن باشند هیچ کدامشان دیگری را گم نمی کند.
گاو_(ثور)
هویت صورت فلکی ثور Taurus یک گاو نر کاملا” پیر است؛ که در بسیاری از تمدن های باستان با همین نماد، که نشانه قدرت و باروری است شناخته شده بود. دکتر” مایکل رپینگاک” از دانشگاه مانیچ معتقد است که تصویر صورت فلکی ثور و گاو های نر دیگر در دالانی در غاری در مکانی به نام Lascaux وجود دارد. این نقاشی ها مربوط به زمانی بالغ بر۱۶۵۰۰ سال پیش هستند.

 

یکی از نقاشی های گاوهای نر، در نزدیکی خوشه ای چند ستاره ای قرار دارد که شبیه خوشه پروین یا هفت خواهر است.
شبیه همین طرح را در یک گودالی در کف غار پیدا کرده بودند. انگار خواسته اند روشنایی خوشه پروین را در درون غار از نو خلق کنند. با وجود این مدرکی دال بر اینکه این اتفاق به راستی افتاده باشد وجود ندارد.

در اسطوره های یونانی این صورت فلکی گاوی است که به دستور خدای خدایان، زئوس برای فریب دادن اروپا (شاهزاده خانم فینیقیه ای) می رود؛ و ظاهرا” آن گاو پدر ثور یعنی مینتور(نیمه انسان نیمه گاو) بوده است. به این صورت که لازم بود از منطقه ی خاصی از آسمان سفر کند تا برسد به “اروپا”، بعد از آنکه از میان دایرة البروج عبور کرد.
اسطوره صورت فلکی ثور شبیه اسطوره Cretan Bull، که یکی از” دوازده کوشش هرکول” است می باشد، که در فرصت های بعدی به آن پرداخته خواهد شد.

ارابه ران
تاریخ این صورت فلکی به زمان بابلیان بازمی گردد، به عنوان راننده ی یک ارابه .
رومیان هویت این صورت فلکی را همان اِریختونیوس (Erichthonius) میدانستند؛ که پسر لایق الهه آتش، یعنی ولکان (Vulcan) ومینروا (Minerva) خدای پزشکی، بود. او کسی بود که ارابه چهار اسبی را اختراع کرد.

قبل از عهد کلاسیک نیز وی به عنوان یک ارابه ران شناخته شده بود؛ به طوری که اگر تمام ستارگان آن حتی کم فروغ ترین ها قابل مشاهده شوند شباهت این صورت فلکی با یک ارابه ران قابل ملاحظه خواهد بود. اگر چه این ارابه ران به چوپان هم شباهت دارد.
در باور های یونان باستان ارابه ران پادشاهی اسطوره ای است. آنها این نقش آسمانی را همان اریختونیوس پسر آتنا، الهه عقل، می پنداشتند و تصورشان بر این بود که او در صندوق پرورش می یابد تا هنگامی که بزرگ شود و مار ها نگهبانش بودند. اریختونیوس فلج بود و توان راه رفتن نداشت به همین دلیل ارابه ای جنگی برای خود ساخت و به ارابه ران معروف شد.

صورت فلکی
در فضای سه بعدی تعداد بسیار زیادی از ستارگانی که ما مشاهده می کنیم دارای یک نسبت با ستارگان دیگر هستند به طوری که می توانند به صورت گروه های در روی کره سماوی (کره ای فرضی که زمین در داخل آن در نظر گرفته می شود) در شب مشخص شوند.
بشر کم کم طرح هایی از این ستارگان کشف کرد و آنها را از روی شمایلی که به نظر می آمدند به نام “صورت فلکی” گروه بندی کردند.
قدمت آشنایی با صورت های فلکی به چند هزار سال پیش می رسد همان زمانی که مردمان باستان از تمدن های گوناگونی همچون: بابلیان، هندیان، مصریان، یونانیان، رومی ها، بومیان قاره آمریکا، چینی ها و عبریان برای بیان احساسات و عقایدشان آنها را اشکالی از خدایان، الهه ها و قهرمانان اساطیری می پنداشتند.

« در زبان لاتینی Constellation به معنای صورت فلکی است که ترکیبی از دو کلمه لاتینی Con به معنای “باهم” و Stella به معنای “ستاره” می باشد. پس به عبارتی ساده، صورت فلکی یعنی گروهی ستاره، ولی کلا” می توان صورت فلکی را چنین تعریف کرد: ستارگانی که به گروه های خیالی تقسیم بندی شده اند تا به آسانی مورد شناسایی و مطالعه قرار گیرند.»

در حدود ۱۸۰۰ سال قبل، بطلمیوس Ptolemy دانشمند مصری- یونانی، توانست ۴۸ صورت فلکی را در کتاب معروف خود”المجستی” فهرست بندی نماید.
«از قرن ۱۶ که اروپایی ها به کشف مناطق جنوبی کره زمین پرداختند، کم کم ستارگانی که از آن نیم کره قابل رویت بودند هم برای سهولت در تشخیص و هم برای مطالعه در قالب صور فلکی فهرست شدند.

در اوایل قرن ۱۷ “یوهان بایر” بر روی ۱۲ صورت فلکی آسمان نیم کره جنوبی نام نهاد، ضمن اینکه هموطن معاصر او “یاکوب بارچ” ۳ صورت فلکی دیگر را نام گذاری کرد.
در سال ۱۶۸۷ “یوهانس هوِِلیوس” توانست هفت اسم به مجموعه اضافه کند و “نیکلالویی دولاکای” پس از یک سفر به مناطق جنوبی افریقا ۱۴ صورت فلکی دیگر را نام گذاری نمود.»
(مطالبی که در علامت«» آمده اند از کتاب های “شناخت مقدماتی ستارگان ترجمه توفیق حیدرزاده” و”صورت های فلکی ترجمه مهندس دالکی” جمع آوری شده اند.)
صورت های فلکی چینی با نوع غربی شان تفاوت دارند. آنها به صورت مستقل به همراه اخترشناسی باستانی چینی پیشرفت کردند. رصدگران چین باستان آسمان شب خویش را به طریقه ی متفاوتی تقسیم بندی کرده بودند.
اما با وجود این آنها به صورت های فلکی غربی شباهت داشتند؛ به این شکل که مثلا”: ۱۲ صورت فلکی موجود در دایره البروج که در غرب معروف است، برای چینی ها ۲۸ صورت فلکی است که آنها را به نام”Xiu” یا بنا به ترجمه لفظی “عمارت بزرگ” معنی کرده اند.