فشارهای اجرایی و هزینه های پیروی از قانون گذاری

قانون گذاری مبهم و خیلی زیاد می تواند فعالیت کارآفرینی را باز دارد. تجارت های کوچک نسبتاً هزینه های اجرایی پیروی از مقررات دولت حساسی هستند، همانطور یک یا تجارت های بزرگتر مقایسه شده زمان و انرژی که کارآفرینان در هیئت های اجرایی صرف می کنند آنها را از فعالیتهای (کارآفرینی) اصلی شان جدا می کند. نه تنها فشارهای اجرایی یک مانع برای ورود است، همچنین مانعی برای رشد شرکت هستند. کارآفرینان می تواند از کرایه کارمندان جلوگیری کند به دلیل فرایندهای اجرایی که شامل می شود.

هزینه های اجرایی همچنین اتفاق می افتد وقتی فرایندهای اجرایی پیچیده هستند. اغلب موسسه های دولت از مفاهیم مختلف برای بحث در مورد موضوعهای مشابه استفاده می کنند برای تحت الشعاع قراردادن قانونگذاری و مساعدت دولت. سیستم مالیات یک نمونه خوب است. آن اغلب کارآفرینان را سردرگم می کند به دلیل قوانین به طور مبهم نوشته شده، تغییرات دائمی، مواد انقضاء و لایه های مختلف مالیات (منطقه ایی و ملی)، علاوه بر آن درک زبان مالیات، معمولاً سفت است.

سیاستتهای مرتبط با داده :
معرفی :
سیاستهای دولت که منابع انگیزشی مرتبط با داده موجود در شرکتهای کوچک :
دانشی یا اطلاعات و سرمایه های، نیروی کار، یک تمایز می تواند بین سیاستهای مساعدت که هدفش بهبود شرایط مالی تجارت است و آنهایی که برای بهبود کارایی شرکت طراحی می شوند ایجاد شود. هدف مساعدت مالی کاهش نقایص بازار است برای نمونه فاصله مالی و می تواند شکل توسعه بازارهای سرمایه جایگزین را به خود بگیرد نظیر بازارهایی مخاطره آمیز، با پرداخت مستقیم پاداشی، وام ها با یارانه ها به شرکت. در مقایسه شاخه اصلی سیاستهای افزایشی کارایی از نیاز به غلبه بر نقایص اطلاعات ریشه می گیرد و اغلب شامل آموزشی تجارت و تامین اطلاعات، از طریق مشاوره و مشورت.

عملکرد بازار سرمایه مخاطره آمیز :
تجارت های جدید و ایجاد شده اغلب مشکلاتی با کسب سرمایه دارند. بیشتر کارآفرینان مبتدی منابع مالی را از خانواده و دوستان کسب می کنند. لیکن، اغلب منابع مالی اضافه نیاز به راه اندازی مالی یا توسعه تجارت دارند. این منابع مالی اضافی می تواند از طریق موسسه های مالی رسمی و غیررسمی به دست آید. لیکن، به دلیل ریسک بالا که شامل می شود و اغلب فقدان یک گزارش جاده بیشتر موسسه های مالی تمایل به قرض دادن پول به تجارت های اولیه و هسته ایی دارند. علاوه بر آن، اکثریت این تجارت ها اغلب برای افزایشی ارزش خالص در مبادلات عمومی خیلی کوچک هستند برای رشد (اولیه) یا راه اندازی مالی بنابراین سرمایه مخاطره آمیز می تواند به عنوان یک جایگزین در منابع مالی «متعارف» استفاده شود.

همانطوریکه Sofrova سرمایه مخاطره آمیز را تعریف کرده است سرمایه فراهم شده توسط شرکتها، حرفه های تمام وقت یا اشخاص خصوصی است که در کنار مدیریت تازه کارها سرمایه گذاری کردند سریعاً رشد کردند یا شرکتهای خصوصی را تغییردادند که برای توسعه تجارتهای مهم نیروی بالقوه دارند. سرمایه مخاطره آمیز خصوصاً برای سرمایه گذاشتن در پروژه های با برگشت بالا و ریسک بالا مهم است و اغلب برای شرکتهای جوان منتشر می شود نوعاً آنهایی که

تکنولوژیهای مبتکرانه را گسترش می دهند. یک تمایز می توان بین کارآفرینان مخاطره آمیز رسمی و غیررسمی ایجاد شود. سرمایه مخاطره آمیز رسمی به کارآفرینی های ایجاد شده توسط کارآفرینان اشتراکی، گروههای دولتی، بانکها، بودجه های مقرری و شرکتهای بیمه (موسسه های مالی) اشاره می کند، در حالیکه سرمایه مخاطره آمیز غیررسمی شامل کارآفرینی هایی که توسط افراد خصوصی است علاوه بر آن کارآفرینان می توانند یک درگیری فعال یا غیرفعال در مدیریت تجارت ها داشته باشند.

یک بازار سرمایه مخاطره آمیز بسیار پیشرفته فرض می شود که راه اندازی های با ریسک و سود بالا را تخمین می زند. علاوه بر آن، ورشکستگی به دلیل، کارآفرینی کم می تواند با فراهم کردن منابع مالی لازم در شرکتهای کوچک ممانعت شود. یک بازار سرمایه مخاطره آمیز بسیار پیشرفته بنابراین احتمالاً تنوع هایی را بین کشورها توسعه می دهد. سه نوع بازار سرمایه مخاطره آمیز می تواند برای توصیف بازار سرمایه (مخاطره آمیز) یک کشور مشخص شود یعنی سیستم بانک مدار سیستم لاتین و سیستم بازار مدار.

توضیحات ممکن از توسعه نیافتگی بازار سرمایه مخاطره آمیز محدودیتهایی در نگهداری کارآفرینان موسسه ای از ارزشی خالص لیست نشده و سختی بودن سرمایه مخاطره آمیز هستند. علاوه بر آن، طبق نظر Borger (2000) یک تمایز می تواند بین ویژگیهای فرهنگی مختلف ایجاد شود که فرض می شود بر نگرشهای سرمایه گذاران و کارآفرینان تاثیر می گذارد نظیر نگرشی به سمت ریسک و نبود کنترل. این ویژگیهای فرهنگی می تواند مستقیماً بر توسعه بازار سرمایه مخاطره آمیز اغلب شامل ریسک بالا است.

علاوه بر آن، استفاده از سرمایه مخاطره آمیز اغلب با یک نبود کنترل همراه است. همانطوریکه با بازار سرمایه مخاطره آمیز در ایالت متحده مقایسه می شود بازارهای سرمایه مخاطره آمیز اروپایی تمایل کارآفرینان اروپایی برای قبول نبود کنترل مشخصمی شود که بودجه مخاطره آمیز و تنوع در قوانین به کار رفته در فهرست عمومی در کشورهایی مختلف اروپایی را تعیین می کند.

دولت می تواند توسعه بازار سرمایه مخاطره آمیز را حمایت کند با پا در میانی در هر دو ذخیره و تقاضای بازار سرمایه مخاطره آمیز این مقیاس ها می تواند به مقیاسهای مستقیم و غیرمستقیم تقسیم شود. مقیاسهای غیرمستقیم شامل تخمین بازار دوم و تشویق موسسه های مالی برای پیشنهاد یک گستره وسیع تولیدات است. مقیاسی های مستقیم شامل یک ذخیره مستقیم سرمایه در بخش تجارت و محرکهای مالی برای کارآفرینی در ریسک های (جدید) است.

سیاستهای حمایت کارآفرینی خاص :
دولت ها در اقتصادهای پیشرفته سیاستهای خیلی مختلفی را برای حمایت از تجارتهای کوچک طرح ریزی کرده اند. این مساعدت معمولاً شکل پرداخت های مالی مستقیم و خدمات رایگان یا مشورتی سرسبید داده شده را به خود می گیرد، تعدادی از این طرحهای حمایتی به طور خاص حمایت راه اندازی اقدامات جدید را راهنمایی کرده است.

در ابتدا، تسهیلات اعتباری برای شروع اقدامات در شبکه یک طرح گارانتی SME وجود دارد. فرض می شود که اعتبار سهمیه بندی می شود چون قرض دهنده ما اطلاعات ناکاملی درباره این پروژه ها که قرض گیرنده ها پیشنهاد داده اند دارند. این سهمیه بندی اعتبار ممکن است به شرکتهای سرمایه گذاری کوچک خصوصاً لطمه شدیدی بزند. چون می تواند طرحهای گارانتی وام را برای حل این مشکل معرفی کند. مدرک تاثیر این طرحها بر توسعه تجارتهای کوچک ترکیب می شوند.

یک مشکل مهم در مواجه با طرحهای گارانتی تخصیص ناکارآمد منابع است بیشتر وامها در شرکتها منشتر می شود که تاکنون به منابع موسسه های مالی، همیشگی، دسترسی داشته است. انواع دیگر حمایت تجارتهای کوچک (جدید) تسهیلات مالی هستند. نظیر معافیت مالیات، که گاهی برای راه اندازی ها و اقدامات تازه کارها و تسهیلات یارانه داده شده نظیر روندها، اطلاعات و توجیه در دسترس است. بالاخره، شبکه های کارآفرینان می توانند مبادله را بین کارآفرینان و استادان (یارانه داده شده) تخمین بزنند برای نمونه، کارآفرینان موفق یا ارشد می تواند کارآفرینان جدید را حمایت کند.

لیکن، همانطوریکه Storey اشاره کرده است؛ ارزیابی کافی از این طرحهای مختلف حمایت مادر است و اغلب اینکه چه اندازه هایی از این سیاستها به اهدافشان رسیدگی می کند ناشناخته است. Storey استدلال می کند که تاثیرگذاری طرحهای حمایتی باید بررسی و ارزیابی شود. بررسی شامل مشخصه ویژگیهای افرادی است که این طرح را عهده دار می شوند و همین طور جست و جوی عقاید دریافت کننده ها و دیدگاهشان تا اندازه هایی که این طرح تفاوتی

ایجاد کند. ارزیابی به بهترین نحو شامل مقایسه تجارت های مشارکتی با تجارتهای غیرمشارکتی با همان ویژگیها است نظیر سن و بخش و درنظر گرفتن، سوی گیریهای انتخابی است برای نمونه تجارت که به دنبال مساعدت هستند احتمالاً از تجارتهایی که به دنبال مساعدت نیستند فرض می کند بر طبق نظر Storey دولت نیاز به توجه کردن به تمام اجزا دارد قبل از اینکه «جهنم» را به وجود بیاورد برای نمونه حمایت دولت که تاثیرگذار و کارآمد است.

سیاستهای گروهی و مشکل خاص :
معرفی :

تقریباً سیاستهای عمومی کلاً بر بخش تجارت (کوچک) متمرکز می شوند، سیاستها می توانند مشخص شوند که بر بخشها، مناطق یا گروههای خاص متمرکز شوند. در بیشتر کشورها سیاستهای خاص برای تخمین فعالیت کارآفرینی در میان گروههای مختلف مردم نظیر زبان افراد تازه کار، مهاجران و مردم بیکار وجود دارد و همین موارد در بخشهای خاص صنعت، نظیر بخش IT . علاوه بر آن، سیاستهای خاص بر تخمین فعالیت کارآفرینی در مناطق شهری یا روستایی خاص و در تجارت با ویژگیهای خاص نظیر تجارتهای مدت و با رشد سریع.
تخمین فعالیت کارآفرینی میان گروه افراد :

اگرچه افراد تازه کار اغلب یک ترجیح را برای خود اشتغالی بیان می کنند، احتمال با سن افزایشی می یابد. یک دلیل برای این تضاد ممکن است مقدار پایین سرمایه باشد که افراد تازه کار با مهار راه اندازی ریسک های جدید دارند. برای تخمین خوداشتغالی میان سیاستهای دولت افراد تازه کار می توانند به طور مالی راه اندازی شرکتها را با افراد تازه کار حمایت کنند. علاوه بر این، دولت می تواند حمایت اطلاعاتی را فراهم کند هم از طریق مشورت و نصب با اصطلاج Help desks و ایجاد آگاهی از خوداشتغالی به عنوان یک گزینش انتخاب. علاوه بر آن، دولت می تواند به حل فقدان تجربه کار افراد تازه کار بپردازد از طریق ترویج شاگردی (در طی تحصیل).

زنان عموماً استعداد کمتری دارند که کارآفرین شوند تا مردان و اگر آنها خود اشتغالی را دنبال کنند، اغلب درگیر فعالیتهای مختلف هستند و نسبت به مردان تجارتهای کوچکتر را شروع می کنند. این حقیقت که کارآفرینان زن اغلب تجارتهای کوچکتر را شروع می کنند تا مردان می تواند یا به جاه طلبی یا فعالیتهای مختلف نسبت داده شود. زنان اغلب درگیر بخشی خدمات هستند که در آنجا تجارتها گرایشی به کوچکتر بودن دارند. اغلب استدلال می شود که زنان منابع مالی کمتری برای کارآفرینی در این تجارت دارند. برای تخمین کارآفرینی در میان زنان و گسترش فعالیتهای کارآفرینی شان در بخشهای مختلف صنعت دولت می تواند با دادن حمایت مالی یا راهنمایی زنان را حمایت کند.

علاوه بر تخمین فعالیت کارآفرینی افراد تازه کار و زنان، دولت می تواند همچنین خوداشتغالی را میان افراد بیکار از طریق حمایت مالی و مشورتی مورد هدف تخمین بزند. در یک تحقیق توسط Leighton , Evans اینطور فهمیده شد که اگرچه افراد بیکار حدوداً دو برابر همان احتمال افراد مشاغل را در شروع یک تجارت دارند این تجارتها احتمال شکست بیشتری را دارند. سیاستهای دولت که صرفاً متمرکز بر تخمین افراد شاغل درگیر فعالیت کارآفرینی می شود، بنابراین به نظر ناکافی می آید.

حمایت دولت در دوره های تجارت این دوره راه اندازی را دنبال می کند علاوه بر تحصیل و تعلیم، ممکن است شانس تجارتهای کوچک را افزایش دهد که توسط افراد بیکار که در مکان بازار دوام می آورند مشروع شده است.

تخمین فعالیت کارآفرینی در مکانهای جغرافیایی :
عموماً تفاوتهای زیاد در پیشرفت اقتصادی، سطح زندگی و وضعیت اشتغال در بین نواحی یک کشور وجود دارد. سیاستهای دولت می تواند این عدم تعادل را با تخمین بر پایی تجارتها در مناطق با اصطلاح «رشد نکرده» اغلب روستایی سیاستهای دولت می تواند بر توسعه و دنبال کردن یک بنیاد مناسب متمرکز شود.
علاوه بر آن، می تواند به تجارتها مساعدت مالی اعطا شود، برای نمونه یارانه ها یا وام ها وقتی که به سمت مناطق کمتر رشد کرده حرکت می کنند. Storey , Curran به این نکته اشاره می کنند که برانگیختن پیشرفت کوچک تجارت در مناطق روستایی در دسترس احتمالاً جایزه اعطا می شود چون شرکتهای (تولید)

در این مناطق تمایل دارند تا بهتر از تجارتهایی که در مناطق شهری قرار دارد، عمل کنند. سیاستهایی که هدفشان تخمین کارآفرینی در مناطق روستایی است لیکن ممکن است نیاز دارند که با احتیاط پیش بروند چون آنها مقید به داشتن نتایج هستند. Storey استدلال می کند که یکی از نگرانی های عمده سیاست عمومی در تسهیل پیشرفت تجارتهای کوچک در مناطق روستایی در دسترس تاثیر صنعتی شدن در نواحی روستایی است. گسترش تجارتهای تاسیس شده و استقرار تجارتهای جدید در نواحی روستایی اغلب با برنامه ریزی کنترلهایی که حفظ این مناطق را تضمین می کند محدود می شود.

تخمین شرکتهای مدرن و R & D :
پیشرفتهای تکنولوژیکی برای ایجاد فرصتهای کارآفرینی مهم است. دخالت دولت در منطقه شرکتهای مدرن و R & D به طور کلی اغلب موجه درنظر گرفته می شود چون نقایص بازار از بین می رود تا اندازه ای که سودهایی که از اختراعات تکنولوژیکی عاید می شود می تواند اختصاص داده شود. مخترعان فردی نمی توانند مطمئن باشند که خود آنها جوایز یک اختراع را به جیب می زنند و این هم مخترعان فردی را از به عهده گرفتن فعالیتهای مبتکرانه و هم سرمایه گذاران را از سرمایه گذاری در این فعالیتهای مبتکرانه ناامید می کند. جدا از ریسک سرمایه گذاران عدم تصرف پذیری در R & D اغلب غیر جذاب درنظر گرفته می شود به

دلیل ریسک های بالا که همراه این خطرات مبتکرانه است. این ریسک ها شامل عدم اعتماد است که سرمایه گذاری های R & D منجر به تولید می شود که می تواند در بازار و مشکل سنجش ویژگیهای بازار (بالقوه) به فروش برسد. به عبارت دیگر، برگشت به سرمایه گذاری های R & D می تواند خیلی بالا باشد وقتی این خطرات ثابت شود که موفق بوده است.

علی رغم سختی ها و ریسکهای اختراع برای تجارتهای کوچک یک بخشی بزرگ از R & D و اختراعات در تجارتهای کوچک اتفاقی می افتد دولت می تواند فعالیت مبتکرانه را بیشتر در شرکتهای کوچک تخمین بزند از طریق غلبه بر نقایص بازار با تامین سرمایه در یک مرحله اولیه برای نمونه قبل از تولید برای فروش در دسترس است و ترویج R & D از طریق تخمین شبکه هاییکه در آن دانشی به راحتی بین تجارتها و موسسات مبادله می شود. مشکل و نادرستی، می تواند از طریق اجرای سیستم به خوبی طراحی شده حق انحصاری اختراع که از حقوق مالکیت اختراعات تکنولوژیکی حمایت می کند.

تحصیلات :
دولت می تواند بر سرعت سرمایه کارآفرینان تاثیر بگذارد نه فقط از طریق قانون بلکه همچنین از طریق سیستم آموزشی دولت می تواند بر کیفیت و نوع تحصیل تاثیر بگذارد از طریق گذراندن و در معرض قرار گرفتن دولت بر ارزیابی های کیفیت.

وقتی تاثیر تحصیلات را بر سطح کارآفرینی در یک کشور بررسی می کنید یک تمایز نیاز است که بین سطوح مختلف تحصیل ایجاد شود که شامل تحصیلات ابتدایی (قبل دبیرستان) ، متوسطه (دبیرستان و تحصیلات عالیه است. Camp , Hlay , Reynolds به این نتیجه رسیدند که هرچقدر کارآفرینی یک کشور در تحصیلات در سطح عالیه بیشتر باشد، سرعت اطلاعات جدید شرکت بالاتر است.

تحصیلات ( در وسیع ترین معنی) برای تخمین کارآفرینی مهم است به خاطر دلایل مختلف، اولاً ، تحصیلات افراد را آماده می کند که یک حس آزادی عمل، استقلال و اعتماد به نفس داشته باشند. وقتی یک تجارت را شروع می کنیم این کیفیتها مهم هستند. دوماً تحصیلات مردم را از انتخابهای جایگزین حرفه آگاه می کند، سوماً ، تحصیلات افق فکری افراد را وسیع می کند به موجب این مردم را برای درک فرصتها بهتر مجهز می کند و بالاخره تحصیلات دانشی را فراهم می کند که می تواند توسط افراد برای توسعه فرصتهای جدید کارآفرینی استفاده شود.

شخص می تواند بین این تحصیلات کلی و تحصیلات خاص تر تمایز قائل شوند با متمرکز شدن بر ترویج کارآفرینی و تخمین دانش و مهارتهای کارآفرینی. سیستم آموزشی می تواند برای تشویق آگاهی تجارتی استفاده شود با افزایش موقعیت اجتماعی کارآفرینی و پیشرفت مهارتهای کارآفرینی لازم Carlson , Kourisky یک تمایز مشابه را ایجاد کرد. در تحصیلات کارآفرینهای دیدگاه آنها چندین هدف وجود دارد که شامل ایجاد آگاهی معامله گری به عنوان یک انتخاب حرفه و از

نقش کارآفرینی در اقتصاد، ترویج آمادگی از طریق دانشی پایه و کیفیتهای (کارآفرینی) و تخمین درخواست دانش و کیفیتها در یک متن کارآفرینی استدلال Carlson , Kourisky که تلویحاً ذکر شده، قابلیت آموزشی کیفیتهای کارآفرینی است. آیا و در چه درجه ای کیفیتهای کارآفرینی می تواند آموزشی داده شود لیکن یک موضوع مباحثه در ادبیات کارآفرینی است. Van der kuip (1998) استدلال می کند که کیفیتهای کارآفرینی، استقامت، خلاقیت و خطرپذیری با معرفی

پروژه هایی که شامل این جنبه ها در هر دو مرحله تحصیلی اولیه و بعدی که از مهدکودک تا دانشگاه طبقه بندی می شود، می تواند پیشرفت کند. این پروژه ها ممکن است عناصر آموزشی را با تجربه عملی ترکیب کند. این شیوه در توافق با شیوه Hofstede است که اینطور استدلال کرد که «یکی از موثرترین راه های تغییر برنامه های ذهنی افراد در ابتدا تغییر دادن رفتار است » به علاوه، دانشگاه ها (تحصیلات عالیه) می تواند دوره هایی را که کارآفرینی ایجاد کند با

قادرساختن پیشرفت مهارتهای عملی تجارت است. علاوه بر آن، دانشگاه ها می تواند واحدهای تجاری را در برنامه آموزشی معمولشان متحد کند.
فراتر از تعلیم مهارتهای کارآفرینی، تحصیلات می تواند ارزشهای کارآفرینی را انتقال دهد و می تواند بر نگرش مردم نسبت به آن تاثیر بگذارد در همین زمان، یک نگرش اجتماعی خیلی مثبت نسبت به کارآفرینی ممکن است تحصیل کارآفرینی را تخمین بزند، چون تحصیلات همچنین یک شرح از ارزشهای فرهنگی متداول است. در این معنی فرهنگ و تحصیلات در هم تابیده می شود. در این تقویت متقابل بین تحصیلات و فرهنگ همچنین نظر Hofstede را ببینید. این موضوع در

بخش ۹ بیشتر بحث خواهد شد.
پنج نوع مداخله دولت که فعالیت کارآفرینی را تشکیل می دهد :
در بخش قبلی تاثیر سیاست دولت بر کارآفرینی پرداخته شده است با استفاده از یک Typology که براساس چشم انداز سنتی در ادبیات است. اوایل این مقاله، یک تمایز بین پنج نوع مداخله دولت ایجاد شده است. این نوع مداخله دولت مطابق با فلشی های نقطه گذاری شده در شکل ۱ است و تاثیر سیاست دولت را بر فعالیت کارآفرینی از طریق موجبات مختلف کارآفرینی بیان می کند. هدف این بخش مباحثه در مورد این پنج نوه مداخله دولت است و بدین وسیله فهم این فرایندها را ایجاد می کند که به وسیله آن دولت می تواند ب سرعت فعالیت کارآفرینی تاثیر بگذارد.

مداخله دولت «نوع ۱» همانطوریکه با فلش «G 10» در شکل ۱ بیان می شود شامل مداخله دولت در جنبه تقاضای کارآفرینی است. یعنی مداخله دولت که مستقیماً بر نوع، تعداد و قابلیت دسترس بودن فرصتهای کارآفرینی تاثیر می گذارد. برخی از این سیاستها برای ایجاد تقاضا برای کارآفرینی کمک می کند از آنجا که دیگران شرکتهای کوچک را قادر به استفاده از این فرصت می کند که توسط تقاضای بازار ایجاد می شود. سیاستها پیشرفتهای تکنولوژیکی را تخمین می زند و سیاست درآمد متعلق به مقوله بعدی سیاستها است.

از آنجا که سیاست رقابت و قانون گذاری در ارتباط با مقوله بعدی سیاستها است. مزایای تکنولوژیکی فرصتهایی را برای خطرات کارآفرینی از طریق نظرات جدید یا فرایندهای درخواست جدید ایجاد می کند. این مزیت ها می تواند توسط دولت از طریق هزینه (یارانه دهی) در R & D تخمین زده شود سیاست درآمد می تواند فرصتهایی را برای کارآفرینی از طریق ثروت بالاتر یا اختلاف درآمد ایجاد کند. با ارائه خدمات و تولیدات سفارشی و بدین وسیله تخمین تقاضای کارآفرینی

سیاست رقابت قابلیت دسترس بودن بازارها را از طریق کاهش قدرت بازار شرکتهای بزرگ و پایین آوردن موانع برای ورود تجارتهای کوچک بهبود می بخشد. علاوه بر آن تاسیس قانون تمایل دارد که به طور منفی بر دسترسی به بازارها تاثیر بگذارد، از طریق تحقیق نیازهای پروانه تجارت وقتی عناصر مداخله «نوع ۱» را با چشم انداز سنتی پرمداخله دولت مقایسه می کنیم همانطوریکه در بخش قبلی مشخص شد، مشابهت کمی وجود دارد. سیاست درآمد کلی است با

تمرکز بر همه خانواده ها درون این اقتصاد، از آنجا که سیاستهای دیگر در یارانه های به خصوص R & D خیلی خاص هستند. لیکن، سیاست رقابت و قانونگذاری می تواند هم به رفع محدودیت مربوط می شود و هم به ساده سازی با تاثیرگذاری بر دسترسی به بازار.

مداخله «نوع ۲» دولت همانطوریکه با فلش «G 2» در شکل ۱ بیان شد شامل مداخله دولت برای تاثیرنهادن بر بانک یا ذخیره کارآفرینی های بالقوه در سطح کلی است. این سیاستها می تواند شکل تاثیر بر شخصیتها یا تعداد افراد درون جامعه را به خود بگیرد. سیاستهایی که مربوط به مداخله «نوع ۲» می شود شامل سیاست مهاجرت و سیاست پیشرفت منطقه ایی (مربوط به فرایندهای شهرنشینی (قبلی)) است، به ترتیب با تاثیرگذاری بر تنظیم و پراکندگی

جمعیت، علاوه بر آن، رفتار مالی خانواده ها یا بچه ها شامل پول تو جیبی خانواده یا مقرری بچه، ممکن است بر تنظیم سن جمعیت تاثیر بگذارد.
مداخله «نوع ۳» دولت همانطور که با فلش «G 3» در شکل ۱ بیان شد، بر قابلیت دسترس بودن منابع، مهارتها و دانش کارآفرینان بالقوه تاثیر می گذارد. منابع، مهارتها و دانش همگی ویژگیهای فردی درونی هستند که می تواند به دست بیاید یا از طریق تعلیم یا تحصیل بیشتر پیشرفت کند. ویژگیهای ذاتی، نظیر ظرفیت یادگیری و خصوصیت های شخصیتی اگر غیر ممکن نباشد احتمال خیلی کمی دارد که از طریق تحصیل و تعلیم پیشرفت کند. سیاست دولت مجبور خواهد شد برای نمونه به غلبه بر شکاف دانشی و مال متمرکز شود از طریق افزایش دادن قابلیت دسترس به ترتیب منابع اطلاعاتی و مالی مثلاً ، هدف سیاستها این

است که (توسعه) بازار سرمایه مخاطره آمیز می تواند به بهبود دسترسی صاحبان تجارت (کوچک) در سرمایه مالی که برای شروع یا گسترش یک تجارت نیاز است کمک کند. حمایت مستقیم مالی برای نمونه یارانه ها، اعطاها و خیانت های وامی همچنین می تواند قابلیت دسترس بودن منابع کارآفرینان (بالقوه) را افزایش دهد. اساسی دانشی، که شامل هم دانشی و هم مهارتها است. از کارآفرین (بالقوه) می تواند از طریق فراهم سازی مستقیم اطلاعات «تجاری»

متداول تحت تاثیر قرار گیرد برای نمونه، توصیه و مشورت یا از طریق سیستم تحصیلی سیاستهای، «نوع ۳» می تواند معرف سیاستهای مرتبط با داده ها باشد چون آنها در فرآیند کارآفرینی هم به داده های مادی برای نمونه «سرمایه مالی» اشاره می کند و هم بر داده های غیرعادی برای نمونه دانش.