قوس هاي پا

۱٫
مقدمه
استخوان هاي پا،ليگامانهاي متصل كننده انها وعضلاتشان به صورتي قرار گرفته اند كه با اعمال مهم حفاظت ،توزيع وزن وحركت بدن هماهنگ باشند ،اثر يك پاي خيس روي زمين ،پاشنه ،كنار خارجي ناحيه اي را در زير سرهاي استخوانها ي

متاتارس(گوي هاي پا)واثاري ازبندهاي انتهايي كه زمين را لمس كرده اند را نشان ميدهد ،درحاليكه كنار داخلي پا قوس داشته و زمين را لمس نمي كند اين قوسها سبب مي شوند كه پا وزن را تحمل كرده و هنگام راه رفتن حالت اهرمي را براي
بدن به وجود اورد قوسها ي پا انعطاف پذيربوده ،دراثر فشار وزن به طرف پايين حركت كرده ومجددا به حالت اوليه خود
باز ميگردد.

قوسهاي پا((archesofthefoot
گودي كف پا تقريباً مثل نيمه يك گنبد است و داراي يك قوس طولي longitudinalarch ويك قوس عرضيtransversearch
است.قوسهاي طولي شامل يك بخش داخلي و يك بخش خارجي است كه در عقب پا (كلكينيوس) به هم مي رسند،ولي در جلوي پا از هم فاصله مي گيرند.
قوس طولي خارجي(lateral longitudinal Arch)

از كلكينوس وكيو ييد ودو استخوان متاتارسل اخر (چهاروپنج)ميگذرد وبه اندازه كافي تخت است تا اجازه دهد كناره خارجي پا روي زمين قرار ميگيرد.
قوس طولي داخلي(Medial langitudinal)

كه مرتفع ترين قوس است (واز تنه و سر) تيلوس ، نويلكليولر،كونيفرم،تيلوس،نويكيولر (نويلكولار) كونيفرم داخلي و اولين استخوان متاتارسل مرتفع ترين قسمت قوس است وتوسطتندون هاي عضلات تيبيليس خلفي و فلوكسور هلوسپس لا نگوس (تا كننده دراز شست) پشتيباني ميگردد تقعر دو قوس داخلي داخلي بوسيله دو ستون تقويت مي شود ، يك ستون خلفي يا كالكا نئال و يك ستون قدامي يا متاتارسي كه از سر هاي اولين و دومين و سومين استخوان متا تار سي ساخته شده است.
بخش قدامي قوس عرضي از سر استخوانهاي متاتارسيل تشكيل شده و توسط ساختمانهاي مجاور نگهداري مي شود.

بخش خلفي (ن)توسط كيو بوييد و استخوانهاي كونيفرم تشكيل شده وتوسط تندون هاي قسمت داخلي پا به ويژه تيبييلس، تقويت مي شود.
تبيبولرس لاگنوس هم به حفظ اين قوس كمك مي كند در حال ايستاده پا با ساق زاويه قائم تشكيل مي دهد واستخوان هاي پا هم طوري قرار مي گير ند كه قوس هاي طولي و عرضي متقاطع ا يجاد مي كند، در نتيجه نيروي وزن بدن از تيبياجه روي زمين مستقيماً از طريق مچ پا و كف پا به انتهاي قوس هاي متقاطع مي رسد بدين ترتيب كه نيروي وزن بدن،به طرف پايين و عقب،از طريق تنه تيلوس به گيلينوس و پاشنه منتقل مي شود؛به طرف پايين و جلو از طريق سر وگردن تيلوس به طرف برآمدگي كف پا و برآمدگي شصت پا منتقل مي گردد و به طرف خارج از طريق كوبوئيد به متاتارسل منتقل مي گردد؛استحكام قوس طولي داخلي به مقدار زيادي به بخش آپونوروز كف پائي وليگامانهاي بلندكف پائي و كالكانئوناريكولاركف پائي(فنري) مجاورش مي باشد.

 

۲٫
هرچندكه عضلات هم نقش به سزائي در حفظ قوس داخلي در هنگام حركت دارند،اين عضلات بخصوص شامل تاندون فلكسور دراز شصت همراه با فلكسور دراز انگشتان،تپياليس خلفي و عضلات دروني پا مي باشند،بهرحال مطالعات الكترو ميوگرافي نشان داده است كه در وضعيت ايستاده ثابت اين عضلات نسبتاَ غير فعال هستند.
قوسي طولي خارجي

وزن را در طول سطح خارجي به زمين انتقال مي دهد ولي ارتفاع آن كمتر از قوس داخلي است تقعر كمتر آن به وسيله بخش خارجي ليگامان بلند كف پائي به همراه ليگامان كالكانئوكوبوئيد كف پائ(كف پائي كوتاه)تقويت مي گردد.

علاوه بر اين عضله پرونئوس بلند وعضلات كف پائي سطح خارجي به حفظ قوس خارجي كمك مي كند معلوم شده است كه اختلافات ويژه اي درعمل قوسهاي طولي وجود دارد.
اين است كه بزرگتر بودن انحناء،جهندگي و خاصيت ارتجاعي قوس اهميت بيشتري درتحمل فشارهاي مشخص وناگهاني، نظير آنهايي كه در هنگام پريدن وارد مي شوند،دارد انحناي كمتر قوس خارجي خاصيّت ارتجاعي كمي داشته و براي انتقال وزن به زمين ساخته شده است،برعكس قوس داخلي كه اين نيروها را جذب مي كند،به نظر مي رسد كه قوس خارجي در راه رفتن و دويدن نقش مهمتري داشته باشد.

علاوه بر قوسهاي طولي،پا قوس عرضي نيز دارد،عملاً هر پا يك نيمه از يك نيم كره(طاق) عرض را مي سازد كه وقتي هر دو پا پهلوي هم قرار گيرند اين نيمكره(طاق)عرضي را مي سازند و وقتي هر دو پا پهلوي هم قرار گيرند اين نيم كره (طاق)كامل مي شودقوس پروگريمال عرضي يا متاتارسي بوسيله استخوان هاي ناويكولار،سه كونئيفورم،كوبوئيد و قاعده
هاي پنج استخوان متاتارس ساخته مي شود.

حمايت از قوس عرضي به علّت ليگامانها و تاندونهايي كه كونئيفرمها و متاتارسها را به يكديگر وصل مي كنند.اهميّت بيشتري نسبت به تركيب بخشهاي استخواني دارد تاندون عضله پرونئوس بلند اهميّت خاصي در حفظ قوس عرضي دارد:زيرا اين تاندون در عرض قوس كشيده و تمايل به نزديك كردن استخوانها به يكديگر دارد،در بخش ديستال سرهاي استخوانهاي متاتارس يك قوس كم عمق ولي كاملي را در هر پا بوجود مي آورند،اين قوس آخر به وسيله ليگامانهاي متاتارسي عرضي-عمقي حفظ مي گردد.
بيماري هاي كف پا

بيماري هاي پا بيشتر در اثر پوشيدن كفشهاي نامناسب ايجاد مي شوند،متأسفانه در طراحي كفشها،به مد روز،سليقه هاي شخصي و زيباييهاي ظاهري بيشتر از عملكرد فيزولوژي پا اهميّت داده مي شود استفاده از كفشهاي نامناسب،آناتومي
طبيعي پا را به هم مي زند و باعث ايجاد تغيير شكل و درد پا مي شود.
كف پاي صاف.Flat foot(Per Planus)

شايعترين اختلال درپا،پهن شدن سطح كف پايي است در پاي سطح Flat foot وزن بدن در تمام سطح كف پايي پخش مي شود زيرا حدود قوس طولي داخلي(در نتيجه قوس عرضي) از بين رفته اين اختلال در قوس داخلي به علت استاع اتصالات ليگاماني در مفاصل تالوناويكولار و كونئوناويكولار است.
اگر اين ليگامانها از كار بيفتد سر تا لرس بافتهاي نرم كف پايي را به زمين فشرده در نتيجه قوس طولي-داخلي را پهن مي كند اين عارضه ممكن است.

۳٫

اين عارضه ممكن است نوعي ناهنجاري هاي مادرزادي يا در اثر آسيب هاي وارده به استخوان و رباط ها،عدم تعادل وضعيتي و عضلاني،اضافه وزن شديد،ضعف عضلاني،پوشيدن كفشهاي نامتناسب يا التهاب مفصلي ايجاد شود.

علائم كف پاي صاف عبارتند از:۱٫احساس سوزش پا ۲٫خستگي ۳٫درد در پاها و راه رفتن نا به هنجار.
ورزشهايي كه باعث تقويت عضلات و بهبود وضعيّت راه رفتن و ايستادن بيمار مي شوند،به تخفيف علائم كمك مي كنند.
انواعي از اورتوزهاي پا طراحي شده اند كه از پاها حمايت بيشتري به عمل مي آورند.موارد شديد معمولاًجهت درمان به جراح ارتوپد يا متخصص بيماري ها پا ارجاع داده مي شوند.
پا چنبري..Percavus(claw foot)

به پايي گفته مي شود كه قوس كف آن به طور غير طبيعي زياد است و در قسمت قدامي آن(fore foot) تغيير شكل ثابتي شبيه پاي اسب ايجاد شده است كوتاه شدن طول پا و افزايش فشار وارده روي متاتارسها و قسمت خلفي پا باعث ميشود كه در اين نواحي پينه تشكيل شود.
بيماري شاركو-ماري-توث ( (charcot marie tooth

بيماري عصبي عضلاني محيطي كه نوعي اختلال اضمحلالي خانوادگي است،ديابت شيرين و سيفيليس مرحله سوم از علل شايع پا چنبري مي باشد.ورزشهاي توصيه شده براي اين بيماران شامل خم كردن قسمت قدامي پا به طرف بالا و در نتيجه شل شدن انگشتان پاست.براي محافظت از پا مي توان از بريس استفاده كرد. در موارد شديد، براي شكل دادن مجدد و تثبيت پا،مفاصل پا را خشك مي كنند(آرتروز).

نوروم مورتون( s neuromaَmorton)
نوروم مورتون(نوروم كف پائي انگشتان، نورو فيبروم)،تورمي در شاخه سوّم(خارجي )عصب كف پائي مياني است. عصب انگشت سوّم كه در فضاي بين متاتارسي قرار دارد،شايعترين محل بروز نوروم مورتون است. از نظر ميكروسكوپي،تغييراتي كه در شريان انگشتي ايجاد مي شود باعث ايسكمي عصب مي گردد.

در نتيجه درد سوزشي بسيار شديد در كف پا ايجاد مي شود كه معمولاً با استراحت بر طرف مي گردد. درمان محافظه كارانه اين عارضه شامل استفاده از زير كفش و بالشتكهاي مخصوصي است كه بين سر متا تارسها فاصله ايجاد مي كنند و نحوه قرار گيري پا را متعادل مي سازند. با تزريق موضعي هيدروكرتيزون و داروي بي حسي مي توان درد را تسكين داد. درصورت عدم موفقيّت با اين روشها، برداشتن نوروم به كمك جراحي ضرورت مي يابد به دنبال عمل جراحي، درد و ساير حسهاي ناحيه بلا فاصله و به طور دائمي از بين مي رود.