كارشناسي it
چکيده :
از ابتداي دهه ۱۳۸۰ با اوج گرفتن مباحث مربوط به سيستمهاي اطلاعاتي و فناوري اطلاعات در ايران، دانشگاههاي کشور در صدد برآمدند تا دوره هاي مختلف تحصيلي را در اين رشته ها برگزار نمايند. اين خواسته با تصويب رشته مهندسي فناوري اطلاعات در دوره کارشناسي و کارشناسي ارشد و رشته مديريت فناوري اطلاعات در دوره کارشناسي ارشد به تحقق پيوست.

در اين مقاله سعي بر آن خواهيم داشت تا با مراجعه به سرفصلهاي يکي از اين رشته ها و نگاهي به گذشت حدود دو سال از شروع اين رشته ها در ايران و همچنين اهداف فناوري اطلاعات در ايران بررسي کنيم که آيا اين رشته ها با دروس خود و همچنين توانايي هاي دانشگاهي ما چه محصولاتي را پديد خواهند آورد؟ و آيا اين محصولات مشکلات جامعه ما را حل خواهند نمود؟

کلمات کليدي : فناوري اطلاعات_ دوره کارشناسي _ دانشگاه
مقدمه :
از ابتداي دهه ۱۳۸۰ با اوج گرفتن مباحث مربوط به سيستمهاي اطلاعاتي و فناوري اطلاعات در ايران، دانشگاههاي کشور در صدد برآمدند تا دوره هاي مختلف تحصيلي را در اين رشته ها برگزار نمايند

. اين خواسته با تصويب رشته مهندسي فناوري اطلاعات در دوره کارشناسي و کارشناسي ارشد و رشته مديريت فناوري اطلاعات در دوره کارشناسي ارشد به تحقق پيوست. در اين مقاله سعي بر آن خواهيم داشت تا با مراجعه به سرفصلهاي يکي از اين رشته ها و نگاهي به گذشت دو سال از شروع اين رشته ها در ايران و همچنين اهداف فناوري اطلاعات در ايران بررسي کنيم که آيا اين رشته ها با دروس خود و همچنين توانايي هاي دانشگاهي ما چه محصولاتي را پديد خواهند آورد؟ و آيا اين محصولات مشکلات جامعه ما را حل خواهند نمود؟

۲- فناوري اطلاعات چيست؟
Information Technology يک واژه نسبتاً جديد است و شايد جايگزين مناسب و خوبي نباشد که به زبان انگليسي اضافه شده است. مترادف آن در فرانسه Informatique و در روسي Informatika مي‌باشد.

براي بسياري از مردم، فناوري اطلاعات مترادف با يک فناوري جديد است که از وسايل داراي ريز پردازنده استفاده مي‌کند. مانند: ريزکامپيوترها، تجهيزات اتوماتيک، واژه پردازها و غيره . اما استفاده از دست ساخته هاي بشر براي گردآوري، توليد، ارتباطات، ثبت و ضبط، بازآرايي و استخراج اطلاعات به زماني فراتر از زمان حاضر باز مي‌گردد. براي حرفه اي ها، به معناي معرفي يک دوره جديد است.

فناوري اطلاعات، انديشه اي است براي آنکه اصول، رويه و واژگان کار با اطلاعات مي‌تواند در يک الگوي سيستماتيک متحد رفتار کنند. بدبينان ممکن است بگويند که واژه فناوري اطلاعات فقط تلاش مي‌کند که برخي از پيشرفتهاي هدفمند تجاري الکترونيک و حرکات هدفمند سياسي براي کنترل دستيابي به اطلاعات را ارزشمند سازد.

حقيقت پشت اين رفتار هر چه باشد، براي آنکه فناوري اطلاعات بتواند به عنوان يک فناوري يعني کاربرد يک علم کاربردي باشد، بايد دانش شناخته شده اي از اطلاعات وجود داشته باشد. البته واژه علم اطلاعات بکار رفته و مورد استفاده قرار گرفته است و به شاخه اي از تقسيمات کتابداري با بازيابي اتوماتيک اسناد چاپي اطلاق شده است. اما با توجه به کليه جوانب کار با اطلاعات، محدوديت هاي بسيار زيادي در اين شاخه نوظهور از فناوري موجود است. بيان مناسب آن است که شخص بايد به دانش فراوري سيستمهاي الکترونيکي و علوم کامپيوتر چنان بنگرد که به توليدات همگراي آنها صورت مشخصي بدهد

.
در هر دو علم بدبيناني وجود دارند و اين بدبيني هنگامي از بين خواهد رفت که علم اطلاعات به يک بلوغي برسد که بتوان آن را فناوري اطلاعات ناميد. ما نبايد براي اين منظور در اين مرحله فرمول دقيق و جامعي ارائه کنيم بلکه بايد بيشتر تلاش شود که با مثالها توضيح داده شود و در بخشهاي اصلي و اساسي شرح و بسط داده شود. مباحثي که بطور جاري، در زير چتر فناوري اطلاعات قالب بندي مي‌شوند.

رشته مهندسي فناوري اطلاعات:
در مقدمه سرفصل دروس رشته مهندسي فناوري اطلاعات چنين آمده است که :
” در اجراي اصول مختلف قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، نظر به حجم عظيم اطلاعات از طرفي و نقش بلا انکار آن در کيفيت مديريت و اداره امور و همچنين نقش ابزاري تکنولوژي کامپيوتر در کيفيت جمع آوري و سازماندهي اطلاعات از طرفي و نقش امکانات در نشر و انتقال سريع آن، پس از بررسي و مطالعه مباحث فنون کامپيوتر و شبکه هاي اطلاعاتي و همچنين مديريت، دوره کارشناسي فناوري اطلاعات تدوين مي‌گردد.”

همچنين در همان جزوه اهداف دوره، تربيت کارشناساني ذکر شده است که در زمينه مطالعه، طراحي، ساخت، راه اندازي و نگهداري سيستمهاي سخت افزاري و نرم افزاري، جمع آوري، سازمان دهي، طبقه بندي، استفاده و انتقال اطلاعات تبحر لازم را داشته باشند و نقش و توانايي آنها به شرح زير خواهد بود:
۱- مطالعه، بررسي و امکان سنجي سخت افزار، شبکه و نرم افزار مورد نياز

۲- جمع آوري، سازماندهي و طبقه بندي اطلاعات
۳- ايجاد و نگهداري نرم افزارهاي مورد نياز مانند: پست فارسي، ابزار جستجوي اطلاعات فارسي، گفتگوي فارسي و …
۴- طراحي و پياده سازي شبکه هاي محلي
۵- مطالعه و بررسي ابزار مخابراتي مناسب براي انتقال اطلاعات

۶- مطالعه و بررسي سيستمهاي نرم افزاري مناسب براي سازماندهي و استفاده اطلاعات مانند: سيستمهاي عامل، سيستمهاي بانک اطلاعاتي و …
۷- مطالعه و شناسايي شيوه هاي جديد براي اطلاع رساني
در ضرورت و اهميت دوره نيز چنين آمده است :
۱- حجم عظيم اطلاعات و عدم امکان جمع آوري ، سازماندهي، انتقال و استفاده آنها به شيوه هاي سنتي
۲- نقش سرعت، دقت و صحت اطلاعات در مديريت و عدم امکان تامين آنها بدون استفاده از تکنولوژي کامپيوتر و اينترنت.

۳- نفوذ روزافزون تجهيزات کامپيوتري و مخابراتي در جوامع بشري و لزوم ارتباط آنها به منظور اطلاع رساني سريع.
۴- لزوم همگامي با جوامع بشري و استفاده از امکانات روز
در يک نگاه کلي به عناوين زيباي فوق و همچنين دروس طراحي شده براي دوره براحتي خواهيم فهميد که محصولات اين دوره، اقيانوسهايي به عمق يک سانتي متر خواهند بود که حتي توانايي حداقل در بعضي موارد بالا را ندارند. تناقض فوق از آنجا ناشي مي‌شود که طراحان رشته بر خلاف تعريف جهاني و استاندارد فناوري اطلاعات به عنوان يک انديشه و باور، آن را ابزار انديشيده و آنهم فقط يک ابزار بنام کامپيوتر

.
دا از دروس عمومي که طبق قوانين بايد در تمامي رشته ها باشد، در دروس پايه اين رشته: دروس رياضي عمومي ۱ و۲_ معادلات ديفرانسيل _ آمار و احتمالات کاربردي _ کار گاه عمومي و فيزيک ۱ و۲ به چشم مي‌خورد

.
ما چه حد رياضيات از دانشجويان اين رشته انتظار داريم. ديد سنتي به وجود دروس رياضي عمومي در تمامي رشته هاي مهندسي بدون توجه به نياز آن رشته به اين دروس نشأت گرفته از تفکر دهه ۱۹۶۰ آمريکاست که ما را بر آن داشته است که در تدوين رشته هاي جديد در سال ۲۰۰۰ نيز همان تفکر را پيگيري کنيم.

در سر فصلهاي بسياري از دانشگاههاي دنيا مي‌بينيم که در کل سه يا چهار سال تحصيل دوره کارشناسي ، يک يا دو درس با نام ” رياضي کاربرد در مهندسي فناوري اطلاعات” که شامل : توابع يک و چند متغيره، حد، مشتق، انتگرال، جبر خطي، منطق، گراف، درخت، آمار و احتمال و … است دارد.

به عقيده نگارنده چنين درس ۴ يا ۶ واحدي به مراتب کاربردي تر و مورد استفاده تر از ۱۵ واحد از ۵ درس رياضي است که دانشجو را در سال اول به خود مشغول مي‌دارد. يا در رشته مهندسي فناوري اطلاعات چه لزومي به ارائه درس فيزيک ۱ که به مباحث مکانيک مي‌پردازد وجود دارد و بدون ارتباط با درس فيزيک ۲ که به مباحث الکتريسيته مي‌پردازد و براي اين رشته موردنياز، پيش نياز است

. بديهي است که اين دروس نه چندان مورد نياز باعث مي‌شود که مانند تمامي رشته هاي مهندسي که طراحي آنها به اوايل دهه ۱۳۶۰ بر مي‌گردد، دانشجويان به جاي پرداختن به مباحث اصلي رشته خود به دنبال خواندن دروسي باشند که به آنها نياز جدي در ادامه نخواهند داشت و از رشته و دانشگاه زده مي‌شوند که خود جاي بحث مفصل ديگري خواهد داشت.

البته جاي خوشبختي است که نسبت به درس مهندسي نرم افزار، درس رياضي مهندسي حذف شده استدر بخش دروس اصلي، ۹۰% درس ها را دروس رشته مهندسي نرم افزار تشکيل مي‌دهد با اين تصور که کار اصلي فارغ التحصيلان با کامپيوتر است و اين نشات گرفته از همان تفکر ابزاري به فناوري اطلاعات است نه انديشه اي. به کامپيوتر به عنوان يک ابزار فناوري اطلاعات نگاه نشده

بلکه به عنوان خود فناوري اطلاعات نگاه شده است. جالب آنست که در موضوعات درس مباني کامپيوتر و برنامه سازي به تدريس زبان پاسکال اشاره شده است که سالهاست از رده خارج شده است. و جالبتر آنکه خود دانشگاههاي طراح، در اين درس زبان جاوا که يک زبان oop است و بسيار براي اين رشته مفيد است را تدريس مي‌کنند.

اگر بپذيريم نقش سخت افزار نيز در فناوري اطلاعات مهم است، از مجموع ۶۱ واحد دروس اصلي رشته، فقط ۱۵ واحد را دروس سخت افزاري تشکيل مي‌دهند و در بين آنها درسي بنام مباني الکترونيک ديجيتال ديده مي‌شود که به عقيده اهل فن، مباحثي که در اين درس گنجانيده شده است ( از مشخصات عملي مدارات ديجيتال تا cmos) حدود ۱۲ واحد رشته مهندسي الکترونيک و ۸ واحد رشته مهندسي نرم افزار است که طبيعتاً تدريس همه اين مباحث در يک نيمسال اولاً امکان پذير نيست ثانياً در صورت تدريس اين موارد به مانند نک زدن گنجشک خواهد بود و به همان مبحث اقيانوسي به عمق يک سانتي متر باز مي‌گرديم.

در دروس اصلي به درس اصول و مباني مديريت و همچنين درس رفتار سازماني برخورد مي‌کنيم که باز شامل حدود ۱۵ واحد رشته هاي مديريت است ( سازمان_ منابع انساني_ مالي_ بازاريابي_ رفتارسازماني) که باز هم بديهي است که استاد و دانشجو در اين دروس، در کلاف سردر گمي گرفتار خواهند آمد که هر مبحث را آغاز و بدون پايان به مبحث ديگر خواهند پرداخت. جالب است در کليه درس هاي اين رشته به درسي مانند تجزيه و تحليل سيستمهاي اطلاعاتي يا سيستمهاي اطلاعاتي مديريت (MIS) که موضوعيت اصلي رشته مي‌باشد بر نمي خوريم.دانشجو در اين رشته ياد نمي گيرد که اگر در سيستمي مي‌خواهد انديشه فناوري اطلاعات را پياده سازد بايد آن را بشناسد و سپس دسترسي به اطلاعات را آسان سازد.

در دروس تخصصي رشته بدون آنکه دانشجو مفاهيم سيستمهاي اطلاعاتي را بداند، يک راست به سراغ بحث کنترل پروژه فناوري اطلاعات رفته و بدون دانستن مفاهيم مديريت استراتژيک يک راست به بحث مديريت استراتژيک فناوري اطلاعات مي‌پردازد که البته با مراجعه به مباحث و کتب مرجع معرفي شده ، متوجه مي‌شويم که منظور استراتژيها در فناوري اطلاعات بوده که به مديريت استراتيک تغيير نام داده است. در ذيل درسي بنام مهندسي فناوري اطلاعات ۲ به بحث اخلاق کامپيوتري مي‌پردازد که گرچه لازم است اما دانشجو با اين نام درس و مباحث ذيل آن چه تعبيري خواهد داشت، بماند. در کل رشته از آشنايي دانشجويان با سيستم عامل XML ,UNIX,LINUX که احتياج روزمره آنانست خبري نيست. گذشته از آنکه جاي دروسي مانند e-Learning وGovernment e- و … در اين مباحث خاليست که البته درسي بدون سرفصل و مرجع به نام مباحث نو در فناوري اطلاعات صفحه سفيدي را در سرفصل به خود اختصاص داده است.

وضعيت دانشگاهها:
با نگاهي به دانشگاههاي مجري رشته متوجه خواهيم شد که رشته معمولاً در دانشکده هاي کامپيوتر ارائه مي‌گردد و دانشکده خاص يا حتي درون دانشکده، دپارتمان خاص خود را ندارد. و جدا از کمبودهاي مکاني، اين از آنجا ناشي مي‌شود که به اين تصور نرسيده ايم که رشته ترکيبي از کامپيوتر، مديريت و اطلاع رساني است و اين رشته، يک رشته نيست.

گذشته از اين، وضعيت اساتيد در اين رشته نيزجاي بحث دارد. همانطور که اشاره شد، رشته فناوري اطلاعات ميان رشته اي بوده و يک رشته خالص نيست. متاسفانه قبل از راه اندازي رشته، به اين حقيقت که لازمست ما در اين رشته، اساتيدي ميان رشته اي داشته اي داشته باشيم توجهي نشده است. مثلاً در درس تجارت الکترونيک لازمست استادي داشته باشيم که اقتصاد بداند، بازاريابي بداند، کامپيوتر بداند، با پروتکل هاي اينترنت و امنيت آشنا باشد.

حال در کل جامعه ايران چند نفر براي تدريس چنين درسي داريم؟ ما هميشه در طراحي رشته هاي ميان رشته اي، ترکيب موضوعات را به دانشجو واگذاشته ايم. درس هاي متنوع از رشته هاي مختلف را طراحي کرده ايم و اساتيدي متبحر در هريک از رشته ها را به کلاس فرستاده ايم و از دانشجو خواسته ايم خودش مباحث را ترکيب کند و رشته اش را بدست آورد که اين مطلب در رشته فناوري اطلاعات ما را به ترکستان خواهد برد. در طراحي دروس هم همين امر مشاهده مي‌شود

. درس هاي گسسته از سه رشته طراحي کرده ايم اما از دروس ترکيبي به ندرت استفاده کرده ايم، چون استاد ترکيبي نداريم . جالب آنست که بر حسب دانسته هاي استادمان درس طراحي کرده ايم نه بر حسب نياز دانشجويمان. و با اين طراحي انتظار هم نداريم تا دانشجويان ترکيبي هم داشته باشيم. دانشجويان از هر مطلب چيزي مي‌دانند اما در حقيقت خاصيتي کاربردي ندارند چون ترکيبي درس نخوانده اند. بجاي آنکه ابتدا تعدادي از اساتيد را براي دوره هاي تخصصي ترکيبي مانند: تجارت الکترونيک_ آموزش الکترونيک و … به خارج اعزام کرده و سپس رشته را راه اندازي کنيم، خيال خود را راحت کرده و دروس گسسته طراحي کرده ايم و در واقع صورت مساله را پاک کرده ايم.

متاسفانه در کشورمان هميشه برنامه اي را اجرا کرده ايم و سپس به دنبال نيازهاي اجرايي آن گشته ايم. براي رشته ، استاد، کتاب، مقاله و … تهيه نکرده ايم و رشته را راه اندازي کرده ايم.
سخن آخر:
ممکن است بسياري از صاحبنظران با عقايد نگارنده موافق نباشند، که نظر همگان محترم مي‌باشد. اما در کشور ما پروژه هاي فناوري اطلاعات به زودي غير قابل شمارش خواهند شد و توانايي متخصصان داخلي براي انجام آنها لازم است.امروزه اکثر پروژه هاي فناوري توسط مهندسين کامپيوتر و در بعضي موارد مهندسين برق و همچنين متخصصان رشته هاي ديگر که به طور تجربي مباحث مربوط به شبکه را فرا گرفته اند انجام مي‌شود. هيچکدام از اين گروهها، سيستم را نمي شناسند، بهينه سازي نمي دانند، از علوم اطلاع رساني و تکنيکهاي اطلاعاتي ،

تجزيه و تحليل سيستمهاي اطلاع رساني خبر ندارند. و چون در کشور ما هم فرهنگ کار تيمي جا نيافتاده و تيمي از متخصصين مختلف را براي يک پروژه گردهم جمع نمي کنيم و اگر جمع کنيم، آنها باهم نمي توانند کار کنند، ما به متخصصين ترکيبي نياز داريم. متخصصيني که از پس پروژه هاي سنگين فناوري اطلاعات برآمده و نياز ما به بيگانگان را قطع کنند. اما به عقيده نگارنده متاسفانه رشته اي طراحي کرده ايم که نيازهاي جامعه را برآورده نساخته و نيمه مهندسان کامپيوتري تحويل مي‌دهد که از مديريت چيزهايي شنيده اند. علاقمندان بجاي آنکه در دانشگاه مباحث را فرا گيرند و در کلاسهاي آموزشي خارج از دانشگاه تدريس کنند، مطالب را از کلاسهاي آموزشگاههاي خارج از دانشگاه فرا گرفته و در پروژه هاي دانشگاهي بکار مي‌بندند، که جاي بسي تاسف دارد.