متغيرهاي ساختار شناسي در جمعيت هاي متفاوت ميزبان Abacarus hystirix

لغات كليدي :
ما يت زنگار غلات ، مايت هاي ، موروفولوژي ( ريخت شناسي ) ، گياهان ميزبان ، تحليل چند متغيره ، علفهاي خودرو.
چكيده مطلب: طبقه بندي سيستماتيك كنوني Eriophyodea در بسياري جاها بعنوان پيوستگي ساختگي و پيوستگي كه گياه گياهخوار را منعكس نمي كند. شرح كمي تغيير مورفولوژيكي مربوط به ميزبان مي تواند اطلاعات پايه مورد نياز در بهبود سيستم رده بندي Eriophyoidرا فراهم مي كندو درك ما را از مكانيزم هايي كه اين تغيير را ايجاد مي كند. بالا مي برد . هدف اين مطالعه بررسي ويژگي هاي دورفولوژيكي كمي مجموعه مايت زنگار غلات (Nalepa 1986) Abacarus hystrixكه روي ميزبانان مختلف زندگي مي كند. سه

مجموعهA.hystrix از علفهاي متفاوت جمع آوري شده اند. (Elytrigia repens , Bromus inermis , Lolium perenne) از لحاظ ريخت شناسي امتحان شده اند . تحليل MANOVAتفاوتهاي مهم meansدر ناقلان در ميان سه جمعيت را روشن مي سازد. تحليل مميز ۱۱ ويژگي را ارائه مي دهد. كه بطور چشمگيري سه جمعيت را متمايز مي سازد. تحليل بار گيري هاي رسمي نشان مي دهد كه ويژگي هاكه به بهترين نحو جمعيتي كه روي ميزبانان مختلف زندگي مي كنندرا تشخيص مي دهند كه عبارتند از : كشيدگي بدن ، طول تارها ( زايد هاي مو مانند ) و سايز كلي بدن تغيير موفولوژيكي تفسير شده است . فرضيه ها درباره منابع اين تغيير بحث شده اند.

مقدمه
تغيير پذيري در ويژگي فنوتيپي بين جمعيتهاي مايت ها ي زنده روي گياهان ميزبان مختلف از دلايل متعددي بوجود مي آيند : ۱) تغيير مورفولوژيكي مي تواند براي گونه هاي منختلف مايت توزيع شود ( تمايز كلي انبارژن ،۲ ) جمعيت هاي مايت ميزبان خاص و متفاوت بين جمعيتهاي ميزبان خاص تمايز نا تمام انبارهاي ژني را منعكس مي كند. اين جمعيت ها بعنوان گروه ميزبان در نظر گرفته مي شود .

۳) تفاوتهاي بين ميزبان از اختلاف شرايط محيطي طي هستي زايي ( اونتوجنسي ) بوجود مي آيد . – اين پديده مي تواند بر حسب شكل پذيري فنوتيتي توضيح داده شود ( و نه جدا از انبارهاي ژني )
مطالعات درباره تغيير مربوط به ميزبان در مورفولوژي جانوران گياهخوران مايت از نياز براي درك تعامل جانور ميزبان و توسعه علم رده بندي گروه گونه ها بوجود مي آيد. بطور خاص ، طبقه بندي معني دار صرفا ساخته دست بشر است و منطبق با الگوهاي ارزيابي و تطبيق اين مايت ها به ميزبانهايشان نمي باشد در نتيجه تغيير درون گونه اي مي تواند به متخصصان و طبقه بندي كمك كند تا طبقه بندي مايت هاي را بهبود بخشد .

هدف مطالعه ما توضيح تغير فنوتيپي سنجش پذير ميان جمعيتهاي مايت زنگار غلات است كه از سه گياه ميزبان علفي متفاوت دارد يك آفت عمومي و مهم علفهاي كشت شده و وحشي در سراسر اروپا – آسيا ، آمريكاي شمالي ، نواحي معتدل آفريقا ، استراليا و نيوزيلند مي باشد . سبك زندگي دايما در حركت را دارد و شيارهاي تيغه اي روي سطح بالاي برگهايش وجود دارد . شناخته شده است كه آسيبهاي مستقيم ( تغذيه اي ) و غير مستقيم ( موجب شده توسط ويروس) متعددي را براي گياهان ميزبان خود بوجود مي آوررد . گونه هاي عظيم علف ( تقريبا ۴۰ تا از ۲۰ جنس ها ) بعنوان ميزبان هاي آن گزارش شده است .

مطالب و روش ها
نمونه هاي سه گونه علف در ( لهستان ) در موقعيتهاي زير جمع آورذي شده است :
Las marcelinski-elytrigiarepens desv –lolium perennel (شرق ، شمال ) ،۳۰/۴/۱۹۹۹ ،و bromus inermis leyess و cytadela ( شرق ،شمال ) ۱۳/۴/۱۹۹۹ l.perenne و A.repen نواحي نمونه برداري حدود ۱۵۰ متر فاصله بندي شده بود و با يك چوب جدا شده اند . علاوه بر اين مشاهدات همزمان تفاوتهاي مهم در پو.يا شناسي جمعيت مايت در اين دو محل را نشان مي دهد . در نتيجه ما فرض مي كنيم كه جمعيتهاي مايت جدا از هم هستند . نمونه هاي مايت بوسيله آزمايش مستقيم با ميكروسكوپ سه بعدي جمع آوري شده است . پس از آن در اسلايدهايي در محيطHenze قرار گرفته و شناخته شده است .

(keifer1944)30 جنس ماده بطور تصادفي از هر جمعيت انتخاب شد ، با ميكروسكوپ شفاف ساز ( طيف نما ) امتحان مي شوند ۲۳۰ ويژگي در هر كدام اندازه گيري مي شود ( شكل ۱ )
همه متغيرها فرض مي شوند كه بطور طبيعي رده بندي شده اند و تحليل چند متغيره تغيير پذيري براي امتحان تفاوتها ميان ناقلان متوسط استفاده شده است .براي تعيين متغيرها كه سه جمعيت را بهتر جدا مي كنند . تحليل تشخيص عملكرد ( به سمت روش مرحله دار ) استفاده مي شود . بعنوان معيارانتخاب متغير سطح مهم استفاده شده است . بعد از انتخاب مجموعه اندازه هايي كه بطور چشمگيري به نمونه كمك مي كند متغيرهاي مورد قبول محاسبه مي شوند. اين متغيرها تركيبات خطي مقادير اصلي را سنگين تر كردند . وزنه هاي اولين متغير مورد قبول (z1) به روشي انتخاب شدكه نسبت f تحليل يكطرفه تغيير پذيري براي متغير در گروهها و بين آنها به حداكثر رسيده بود . سپس وزنه ها ي دومين متغير قابل قبول (z2) با استفاده از همان معيار محاسبه شد . (بحداكثر رساندن نسبت F در گروهها و بين آنها ) بشرط شرايطي كه در گروههاي همبستگي ميان وجود ندارد.