متـن كامل وصيتنامه سياسى و الهى بنيان گذار جمهورى اسلامى
ايران حضرت آيه الله العظمـى امام خمينى ( قدس سره الشريف )

متـن كامل وصيتنامه سياسى و الهى بنيان گذار جمهورى اسلامى
ايران حضرت آيه الله العظمـى امام خمينى ( قدس سره الشريف )

قـال رسـول الله صلـى الله عليه و آله و سلـم: انـى تـارك فيكــم الثقليـن كتاب الله و عترتى أهل بيتى فانهما لـن يفتـرقا حتـى يردا على الحـوض.
الحمدلله و سبحانك اللهم صل علـى محمـد و آله مظاهـر جمـالك و جلالك و خزان أسـرار كتـابك الذى تجلـــى فيه الأحـدية بجميع أسمائك حتـى المستأثر منها الذى لايعلمه غيرك و اللعن علـى ظالميـهم أصل الشجــرة الخبيثة .

و بعد اين جانب مناسب مى دانم كه شمه كوتاه و قاصر در باب ثقليـن تذكر دهم ، نه از حيث مقامات غيبى و معنوى و عرفانى كه قلـم مثل منـى عاجز است از جسارت در مرتبه اى كه عرفان آن بـر تمام دأره وجـود از ملك تا ملكـوت اعلى و از آنجا تا لاهـوت و آنچه در فهم مـن و تو نايد سنگين و تحمل آن فوق طاقت ، اگر نگويم ممتنع است. و نه از آنچه بر بشريت گذشته است از مهجور بـودن از حقايق مقام والاى ثقل اكبر و ثقل كبير كه از هـر چيز اكبر است جز ثقل اكبـر كه اكبـر مطلق است و نه از آنچه گذشته است بـرايـــن دو ثقل از دشمنان خـدا و طاغوتيان بازيگر كه شمارش آن براى مثل منـى ميسر نيست با قصـور اطلاع و وقت محدود ، بلكه مناسب ديدم اشاره اى گذرا و بسيـار كـوتـاه از آنچه بـر ايـن دو ثقل گذشته است

بنمـايـم. شايد جمله لـن يفترقا حتـى يردا على الحـوض اشاره باشد براينكه بعد از وجود مقدس رسول الله صلى الله عليه وآله و سلـم هر چه بر يكـى از ايـن دو گذشته است بر ديگرى گذشته است و مهجـوريت هريك مهجوريت ديگرى است تا آنگاه كه ايـن دو مهجـور بر رسـول خدا در حوض وارد شوند. و آيا ايـن حـوض مقام اتصال كثرت به وحدت است و اضمحلال قطرات در دريا است يا چيزى ديگر كه به عقل و عرفان بشـر راهى ندارد و بايد گفت آن ستمى كه از طاغوتيان برايـن دو وديعه رسـول اكرم صلـى الله عليه وآله و سلـم گذشته برامت مسلمان بلكه بـر بشـريت گذشته است كه قلــم از آن عاجز است . و ذكر اين نكته لازم است كه حديث ثقلين متواتر بين جميع مسلميـن است و كتب اهل سنت از صحاe ششگانه تا كتب ديگـر آنان بـا الفاظ مختلفه و موارد مكرره از پيغمبراكرم صلى الله عليه وآله و سلـم به طـور متـواتـر نقل شـده است و ايـن حـديث شريف حجت قاطع است بـرجميع بشر بـويژه

مسلمانان مذاهب مختلف و بايـد همه مسلمانان كه حجت برآنان تمام است جـوابگـوى آن باشنـد و اگـر عذرى بـراى جـاهلان بـى خبـر بـاشـد بـراى علمــاى مذاهب نيست . اكنـون ببينيـم چه گذشته است بـر كتـاب خـدا ايـن وديعه الهى و مـاتـرك پيامبـر اسلام صلـى الله عليه وآله و سلـم. مسـأل إسف انگيزى كه بايـد بـراى آن خـون گـريه كـرد ، پـس از شهادت حضـرت على (ع) شروع شد .
خود خـواهان و طاغوتيان ، قـرآن كريـم را وسيله اى كـردنـد بـراى حكـومتهاى ضد قرآنى و مفسران حقيقى قرآن و آشنايان به حقايق را كه سراسـر قرآن را از پيامبـر اكرم صلـى الله عليه وآله و سلـم دريافت كرده بودند و نداى انى تارك فيكـم الثقلان در گوششان بود بـا بهانه هاى مختلف و تـوطئه هاى از پيـش تهيه شـده آنان را عقب زده و با قـرآن ، در حقيقت قـرآن را كه بـراى بشـريت تا ورود به حوض بزرگتريـن دستـور زندگانى مادى و معنوى بـود و هست از صحنه خارج كردند و برحكـومت عدل ال

هى كه يكـى از آرمانهاى ايـن كتاب مقدس بوده و هست خط بطلان كشيدند و انحراف از ديـن خدا و كتاب و سنت الهى را پايه گذارى كردنـد تا كار به جأى رسيـد كه قلـم از شرح آن شرمسار است. و هر چه ايـن بنيان كج به جلـو آمـد كج ها و انحـرافها افزون شـد تا آنجا كه قـرآن كـريـم را كه بـراى رشـد جهانيـان و نقطه جمع همه مسلمـانـان بلكه عأله بشـرى از مقـام شامخ احـديت به كشف تام محمدى(ص) تنزل كرد كه بشريت را به آنچه بايد برسند ، برسانـد و اين وليده ع

لـم الاسمإ را از شر شياطيـن وطاغوتها رها سازد و جهان را به قسط و عدل رسـانـد و حكـومت را به دست اوليإ الله معصـوميـن عليهم صلـوات الاوليـن و الاخـريـن بسپارد تا آنان به هر كه صلاح بشريت است بسپارنـد ، چنان از صحنه خارج نمـودند كه گـوئى نقشـى براى هـدايت نـدارد و كار به جأى رسيد كه نقـش قرآن به دست حكومتهاى جأر و آخـوندهاى خبيث بدتر از طاغوتيان وسيله اى براى اقامه جور و فساد و تـوجيه ستمگران و معانـدان حق تعالـى شـد و مع الاسف به دست دشمنـان تـوطئه گــر و دوستان جاهل ، قرآن ايـن كتاب سرنوشت ساز ، نقشى

 

جز در گـورستانها و مجالـس مردگان نداشت و ندارد و آنكه بايد وسيله جمع مسلمانان و بشريت و كتاب زندگـى آنان باشد ، وسيله تفرقه و اختلاف گرديد و يا به كلـى از صحنه خارج شـد ، كه ديديـم اگر كسـى دم از حكـومت اسلامى برمىآورد و از سياست كه نقـش بزرگ اسلام و رسـول بزرگـوار صلـى الله عليه وآله و سلـم و قـرآن و سنت مشحـون آن است سخــن مى گفت گـوئى بزرگتريـن معصيت را مرتكب شده و كلمه آخـوند سياسى مـوازن با آخـوند بـى ديـن شـده بـود و اكنـون نيز است. و اخيرا قدرتهاى شيطانى بزرگ به وسيله حكـومتهاى منحرف خارج از تعليمات اسلامـى كه خـود را به دروغ به اسلام بسته انـد بـراى محـو قرآن و تثبيت مقاصـد شيطـانـى ابـر قـدرتها ، قـرآن را با خط زيبـا طبع مى كنند و به اطراف مـى فرستند و با ايـن حيله شيطانى قرآن را از صحنه خارج مـى كننـد. ما همه ديـديـم قرآنـى را كه محمـدرضا خان پهلوى طبع كرد و عده اى را اغفال كرد و بعضى آخـوندهاى بى خبر از مقاصد اسلامى هـم مداح او بـودند و مى بينيـم كه ملك فهد هر سال مقدار زيادى از ثروتهاى بـى پايان مردم را صرف طبع

قرآن كريـم و محال تبليغات مذهب ضـد قرآنـى مـى كند و وهابيت ايـن مذهب سراپا بى اساس و خرافاتى را ترويج مى كند و مردم و ملتهاى غافل را سـوق به سوى ابر قدرتها مى دهد و از اسلام عزيز و قرآن كريـم براى هدم اسلام و قرآن بهره بردارى مـى كند. ما مفتخريـم و ملت عزيز سرتاپا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است كه پيرو مذهبى است كه مى خـواهد حقايق قرآنـى كه سراسـر آن از وحـدت بين مسلميـن بلكه بشريت دم مى زند ، از مقبره ها و گورستانها نجات دا

ده و به عنوان بزرگتريـن نسخه نجات دهنـده بشر از جميع قيـودى كه بـر پاى و دست و قلب و عقل او پيچيده است و او را به سـوى فنا و نيستى وبردگى و بندگى طاغوتيان مـى كشانـد ، نجات دهـد. و ما مفتخـريـم كه پيرو مذهبـى هستيـم كه رسـول خدا مـوسـس آن به إمر خـداوند تعالـى بـوده و اميرالمـومنين على بـن ابى طالب ايـن بنده رها شده از تمام قيود ، مإمـور رها كردن بشر از تمام اغلال و بردگيها است. ما مفتخريـم كه كتاب نهج البلاغه كه بعد از قرآن بزرگتريـن دستور زندگى مادى و معنوى و بالاتريـن كتاب رهأى بخـش بشر است و دستورات معنوى و حكـومتـى آن بـالاتـريـن راه نجـات است ، از امام معصـوم ما است. ما مفتخريم كه أمه معصوميـن از على بـن ابى طالب گرفته تا منجى بشـر حضـرت مهدى صـاحب زمـان عليهم آلاف التحيـات و السلام كه به قدرت خداوند قادر زنده و ناظر ا

 

مـور است أمه ما هستند. ما مفتخريـم كه ادعيه حيات بخـش كه او را قرآن صاعد مـى خـوانند از أمه معصـوميـن ما است. ما به مناجـات شعبـانيه امامـان و دعاى عرفات حسين بـن على عليهما السلام و صحيفه سجاديه ايـن زبـور آل محمد و صحيفه فاطميه كه كتاب الهام شده از جانب خـداوند تعالـى به زهراى مرضيه است از ما است .
ما مفتخريـم كه باقرالعلـوم بالاتريـن شخصيت تاريخ است و كسى جز خـداى تعالـى و رسـول صلـى الله عليه وآله و أمه معصـوميــــن عليهم السلام ، مقام او را درك نكرده و نتوانند درك كرد ، از مااست.
و مـا مفتخـريـم كه مذهب مـا جعفـرى است كه فقه مـا كه دريــاى بـى پـايان است يكـى از آثـار اوست و مـا مفتخـريـم به همه أمه معصـوميـن عليهم صلـوات الله و متعهد به پيـروى آنـانيــم .
ما مفتخريم كه أمه معصوميـن ما صلوات الله و سلامه عليهم درراه تعالى ديـن اسلام و در راه پياده كردن قرآن كريم كه تشكيل حكومت عدل يكـى از ابعاد آن است در حبـس و تبعيـد به سر برده و عاقبت در راه برانـدازى حكـومتهاى جأرانه و طاغوتيان زمان خـود شهيد شـدند. و ما امروز مفتخريم كه مـى خـواهيـم مقاصد قرآن و سنت را پياده كنيم و اقشار مختلفه ملت ما در ايـن راه بزرگ سرنوشت ساز سـر از پـا نشناخته جان و مال و عزيزان خـود را نثـار راه خـدا مى كنند .
ما مفتخـريـم كه بـانـوان و زنان پيـر و جـوان و خـرد و كلان در صحنه هاى فرهنگـى و اقتصادى و نظامى حاضر و همدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن كريـم فعاليت دارند. و آنان كه تـوان جنگ دارند در آمـوزش نظامى كه براى دفاع از اسلام و كشـور اسلامـى از واجبـات مهم است شـركت و از محـروميتهأى كه تـوطئه دشمنان و نا آشنأى دوستـان از احكـام اسلام و قـرآن بـر آنها بلكه بـراسلام و مسلمـانـان تحميل نمـودنـد ، شجــــاعانه و متعهدانه خـود را رهانـده و از قيـد خـرافاتـى كه دشمنان بـراى منافع خود به دست نادانان و بعضـى آخـونـدهاى بـى اطلاع از مصالح مسلميـن به وجـود آورده بـودند خارج نموده اند. و آنان كه تـوان جنگ ندارند در خدمت پشت جبهه به نحـو ارزشمندى كه دل ملت را از شـوق و شعف به لـرزه در مـىآورد و دل دشمنان و جاهلان بـدتـر از دشمنان را از خشـم و غضب مـى لـرزاند اشتغال دارنـد. و ما مكـرر ديديـم كه زنان بزرگوارى زينب گونه عليها سلام الله فرياد مى زنند كه فرزنـدان خـود را از دست داده و در راه خـداى تعالـى و اسلام عزيز از همه چيز خـود گذشته و مفتخرند به ايـن امر و مـى داننـد آنچه به دست آورده انـد بالاتـر از جنات نعيـم است چه رسـد بمتاع نـاچيز دنيـا ، و ملت مـا بلكه ملتهاى اسلامـى و مستضعفــان جهان مفتخـرنـد به اينكه دشمنان آنان كه دشمنـان خـداى بزرگ و قـرآن كريـم و اسلام عزيزند درندگانى هستند كه از هيچ جنايت و خيانتـى براى مقاصد شـوم جنايتكارانه خـود دست نمى كشند و براى رسيدن به رياست و مطامع پست خـود دوست و دشمـن را نمـى شناسنـد و در رإس آنان آمريكا ايـن تروريست بالذات دولتـى است كه سرتاسر جهان را به آتش كشيده و هـم پيمان او صهيونيست جهانى است كه براى رسيدن به مطامع خود جناياتى مرتكب مى شود كه قلم ها از نوشتـن و زبانها از گفتـن آن شرم دارنـد و خيال ابلهانه اسـرأيل بزرگ ، آنان را به هـر جنـايتـى مـى كشـانـد. و ملتهاى اسلامـى و مستضعفـان جهان مفتخرند كه دشمنان آنها حسين اردنـى ايـن جنايت پيشه دوره گرد ، و حسـن و حسنـى مبارك هـم آخـور با اسرأيل جنايتكارند و در راه خـدمت به آمريكا و اسـرأيل از هيچ خيانتـى به ملتهاى خـود روى گردان نيستنـد. و ما مفتخريـم كه دشمـن ما صـدام عفلقـى است كه دوست و دشمـن او را به جنايت كارى و نقض

حقوق بيـن المللى و حقوق بشـر مـى شناسند و همه مـى داننـد كه خيانتكارى او به ملت مظلـوم عراق و شيخ نشينان خليج ، كمتـر از خيانت به ملت ايـران نباشـد و مـا و ملتهاى مظلـوم دنيـا مفتخـريـم كه رسـانه هـاى گـروهــى و دستگـاههاى تبليغات جهانـى ، ما و همه مظلـومـان جهان را به هـر جنايت و خيانتـى كه ابرقـدرتهاى جنايتكار دستـور مـى دهنـد متهم مـى كننـد . كـدام افتخار بالاتر و والاتـر از اينكه آمريكا با همه ادعاهـايـش و همه سـاز و بـرگهاى جنگيــش و آن همه دولتهاى سرسپرده اش و به دست داشتـن ثروتهاى بـى پايان ملتهاى مظلـوم عقب افتاده و در دست داشتـن تمام رسانه هاى گروهى در مقابل ملت غيور ايران و كشـور حضـرت بقيه الله ارواحنا

لمقـدمه الفـدإ آن چنان وامانده و رسـوا شده است كه نمى داند به كه متـوسل شـود و رو به هر كـس مى كند جـواب رد مى شنـود و ايـن نيست جز به مددهاى غيبـى حضرت بارى تعالى جلت عظمته كه ملت ها را بـويژه ملت ايران اسلامى را بيدار نموده و از ظلمات ستمشاهى به نـور اسلام هدايت نمـوده. مـن اكنـون به ملتهاى شـريف ستمـديـده و به ملت عزيز ايــــران توصيه مى كنـم كه از ايـن راه مستقيـم الهى كه نه به شرق ملحد و نه به غرب ستمگر كافر وابسته است بلكه به صراطـى كه خـداوند به آنها نصيب فرموده است محكـم و استـوار و متعهد و پايدار پاىبند بـوده و لحظه اى از شكـر ايـن نعمت غفلت نكـرده و دستهاى ناپـاك عمال ابرقدرتها چه عمال خارجى و چه عمال داخلـى بدتر از خارجـى تزلزلـى در نيت پاك و اراده آهنيـن آنان رخنه نكند و بدانند كه هر چه رسانه هاى گروهى عالم و قدرتهاى شيطانـى غرب و شرق اشتلـم مـى زنند دليل بر قـدرت الهى آنان است و خـداوند بزرگ سزاى آنان را ، هم در ايـن عالم و هـم در عوالـم ديگر خـواهد داد انه ولـى النعم و بيـده ملكـوت كل شـىء و بـا كمـال جـد و عجز از ملتها

ى مسلمان مـى خـواهـم كه از أمه اطهار و فـرهنگ سياسـى ، اجتماعى ، اقتصادى ، نظامى ا

يـن بزرگ راه نمايان عالم بشريت به طور شايسته و به جان و دل و جان فشانـى و نثـار عزيزان پيـروى كننـد. از آن جمله دست از فقه سنتـى كه بيـان گـر مكتب رسـالت و امـامت است و ضامـن رشد و عظمت ملتها است چه احكام اوليه و چه ثانـويه كه هر دو مكتب فقه اسلامى است ، ذره اى منحرف نشـوند و به وسـواس خناسان معاند با حق و مذهب گـوش فرا ندهند و بدانند قدمى انحرافى مقدمه سقـوط مذهب و احكام اسلامـى و حكـومت عدل الهى است و از آن جمله از نماز جمعه و جماعت كه بيانگـر سيـاسـى نمـاز است هـرگز غفلت نكننـد كه ايـن نمـاز جمعه از بزرگتـريـن عنايات حق تعالـى بـر جمهورى اس

لامـى ايـران است و از آن جمله مـراســـم عزادارى أمه اطهار و بـويژه سيدمظلـومان و سـرور شهيـدان حضرت ابـى عبـدالله الحسيـن صلـوات وافر الهى و انبيإ و ملأكه الله و صلحإ بر روح بزرگ حماسـى او بـاد هيچگـاه غفلت نكننـد . و بـداننـد آنچه دستـور أمه عليهم السلام براى بزرگداشت ايـن حماسه تاريخى اسلام است و آنچه لعن و نفريـن بـر ستمگـران آل بيت است تمام ، فـرياد قهرمانانه ملتها است بر سردمداران ستـم پيشه در طـول تاريخ الى الابـد. و مـى دانيد كه لعن و نفريـن و فرياد از بيـداد بنـى اميه لعنت الله عليهم با آن كه آنان منقرض و به جهنـم رهسپار شـده اند فرياد بر سر ستمگران جهان و زنده نگهداشتـن ايـن فرياد ستم شكـن است. و لازم است در نـوحه ها و اشعار مرثيه و اشعار ثناى از أمه حق عليهم سلام الله به طـور كوبنده فجايع و ستمگريهاى ستمگران هر عصر و مصر يادآورى شود و در ايـن عصر كه عصر مظلوميت جهان اسلام به دست آمـريكا و شـوروى و ساير وابستگان به آنان و از آن جمله آل سعود ا

ين خأنيـن به حرم بزرگ الهى لعنت الله و ملأكته و رسله عليهم است به

طـور كـوبنده يادآورى و لعن و نفريـن شـود. و همه بايد بـدانيـم كه آنچه مـوجب وحـدت بين مسلمين است ايـن مراسـم سياسـى است كه حافظ مليت مسلميـن بـويژه شيعيان أمه اثنـى عشـر عليهم صلـوات الله وسلـم . و آنچه لازم است تذكر دهـم آن است كه وصيت سياسى الهى ايـن جانب اختصاص به ملت عظيـم الشإن ايران ندارد بلكه تـوصيه به جميع ملل اسلامى و مظلومان جهان از هر ملت و مذهب مى باشد . از خداوند عز و جل عاجزانه خـواهانـم كه لحظه اى ما و ملت ما را به خود واگذار نكند و از عنايات غيبى خود به ايـن فرزندان اسلام و رزمنـدگـان عزيز لحظه اى دريغ نفـرمـايـــد .
روح الله الموسوى الخمينى

اهميت انقلاب شكـوهمنـد اسلامـى كه دستآورد ميليــونها انسان ارزشمند و هزاران شهيد جاويد آن و آسيب ديدگان عزيز ، ايـن شهيدان زنـده است و مـورد اميـد ميليـونها مسلمانان و مستضعفان جهان است به قدرى است كه ارزيابى آن از عهده قلـم و بيان والاتر و بـرتـر است ، اينجانب روح الله مـوسـوى خمينـى كه از كرم عظيـم خداوند متعال با همه خطايا مإيوس نيستـم و زادراه پرخطرم همان دلبستگـى به كرم كريـم مطلق است به عنـوان يك نفر طلبه حقير كه همچـون ديگـر بـرادران ايمـانـى اميـد به ايـن انقلاب و بقـــاء دست آوردهاى آن و به ثمر رسيـدن هر چه بيشتـر آن دارم به عنـوان وصيت به نسل حاضـر و نسل هاى عزيز آينده مطالبـى هرچنـد تكـرارى عرض مى نمايم و از خداوند بخشاينده مى خواهم كه خلوص نيت در ايـن تذكرات عنايت فرمايد :
۱ ـ مـا مـى دانيـم كه ايـن انقلاب بزرگ كه دست جهان خــــواران و ستمگران را از ايران بزرگ كـوتاه كـرد با تإييـدات غيبـى الهى پيروز گرديـد. اگـر نبـود دست تـواناى خـداوند امكان نـداشت يك جمعيت سى وشـش ميليونى با آن تبليغات ضداسلامى و ضد روحانى خصوص در ايـن صدسال اخير و با آن تفرقه افكنيهاى بـى حساب قلـم داران و زبان مردان در مطبوعات و سخنرانى ها و مجالـس و محافل ضداسلامى و ضـد ملـى به صـورت مليت و آن همه شعرها و بذله گـوئيها و آن همه مراكز عياشـى و فحشإ و قمار و مسكرات و مـواد مخـدره كه همه و همه براى كشيدن نسل جـوان فعال كه بايد در راه پيشرفت و تعالى و تـرقـى ميهن عزيز خـود فعاليت نماينـد به فساد و بـى تفاوتـى در پيشامـدهاى خـأنانه كه به دست شاه فاسـد و پـدر بـى فـرهنگـش و دولتها و مجالـس فرمايشـى كه از طرف سف

ارتخانه هاى قدرتمندان بر ملت تحميل مـى شـد و از همه بـدتر وضع دانشگاهها و دبيرستانها و مراكز آمـوزشـى كه مقدرات كشـور به دست آنان سپرده مـى شد با به كار گـرفتـن معلمان و استادان غرب زده يا شـرق زده صددرصـد مخالف اسلام و فرهنگ اسلامـى بلكه ملى صحيح با نام مليت و ملـى گرايى گر چه در بين آنان مردانى متعهد و دلسوز بودند لكـن با اقليت فاحش آنان و در تنگنا قرار دادنشان كار مثبتـى نمـى تـوانستنـد انجام دهنـد و با ايـن همه و دهها مسأل

ديگـر از آن جمله به انزوا و عزلت كشيدن روحانيان و با قـدرت تبليغات به انحراف فكرى كشيـدن بسيارى از آنان ، ممكـن نبود اين ملت با اين وضعيت يكپارچه قيام كننـد و در سرتاسـر كشـور با ايـده واحـد و فـرياد الله اكبـر و فـداكاريهاى حيرت آور و معجزهآسا تمام قـدرتهاى داخل و خارج را كنار زده و خـود مقـدرات كشـور را به دست گيـرد. بنابـرايـن شك نبايد كرد كه انقلاب اسلامـى ايران از همه انقلابها جداست ، هـم در پيدايـش و هم در كيفيت مبارزه و هـم در انگيزه انقلاب و قيام. و ترديد نيست كه ايـن يك تحفه الهى و هديه غيبى بـوده كه از جانب خداوندمنان برايـن ملت مظلـوم غارت زده عنايت شده است .
۲ ـ اسلام و حكـومت اسلامـى پديده الهى است كه با به كار بستن آن سعادت فرزنـدان خـود را در دنيا و آخرت به بالاترين وجه تإميـن مـى كند و قدرت آن دارد كه قلـم سرخ بر ستمگريها و چپاول گريها و فسادها و تجاوزها بكشد و انسانها را به كمال مطلوب خـود برساند و مكتبـى است كه بر خلاف مكتبهاى غير تـوحيدى در تمام شئون فردى و اجتماعى و مادى و معنـوى و فرهنگى و سياسى و نظامى و اقتصادى دخـالت و نظارت دارد و از هيچ نكته ولـو بسيـار نـــاچيز كه در تربيت انسان و جامعه و پيشرفت مادى و معنـوى نقـش دارد فروگذار ننموده است و مـوانع و مشكلات سـر راه تكامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و برفع آن كوشيده است. اينك كه به تـوفيق و تإييد خداوند ، جمهورى اسلامى با دست تـواناى ملت متعهد پايه ريزى شده و آنچه در ايـن حكومت اسلامى

مطرح است اسلام و احكام مترقى آن است ، بـرملت عظيـم الشـإن ايـران است كه در تحقق محتـواى آن به جميع ابعاد و حفظ و حـراس

ت آن بكـوشنـد كه حفظ اسلام در رإس تمـــام واجبـات است ، كه انبيـإ عظام از آدم عليه السلام تـا خـاتــــم النبييـن صلى الله عليه وآله و سلـم در راه آن كوشـش و فداكارى جان فرسا نمـوده اند و هيچ مانعى آنان را از ايـن فريضه بزرگ باز نـداشته و همچنيـن پـس از آنان اصحـاب متعهد و أمه اسلام عليهم صلوات الله با كوششهاى تـوان فرسا تا حد نثار خون خـود در حفظ آن كـوشيـده انـد و امروز بر ملت ايران خصـوصا و بـر جميع مسلمانان عمـوما واجب است ايـن امانت الهى را كه در ايـران به طـور رسمـى اعلام شده و در مدتـى كـوتاه نتايج عظيمـى به بار آورده با تمام تـوان حفظ نموده و در راه ايجاد مقتضيات بقإ آن و رفع موانع و مشكلات آن كـوشـش نماينـد و اميـد است كه پرتـو نـور آن بـرتمام كشـورهاى اسلامـى تابيدن گرفته و تمام دولتها و ملتها با يكديگر تفاهم در ايـن امر حياتى نمايند و دست ابرقدرتهاى عالـم خوار و جنايتكاران تاريخ را تا ابـد از سر مظلـومان و ستمـديدگان جهان كـوتاه نمايند . اينجانب كه نفـس هاى آخر عمر را مى كشـم به حسب وظيفه ، شطـرى از آنچه در حفظ و بقإ ايـن وديعه الهى دخالت دارد و شطرى

از مـوانع و خطرهايـى كه آن را تهديد مـى كنند براى نسل حاضر و نسل هاى آينده عرض مى كنـم و توفيق و تإييد همگان را از درگـاه پـروردگـار عالميـان خـواهـانــم .
الف ـ بـى تـرديـد رمز بقإ انقلاب اسلامـى همان رمز پيروزى است و رمز پيـروزى را ملت مـى داند و نسل هاى آينـده در تاريخ خـواهنـد خواند كه دو ركـن اصلى آن انگيزه الهى و مقصد عالى حكومت اسلامى و اجتماع ملت در سراسر كشـوربا وحـدت كلمه براىهمان انگيزه ومقصد. اينجـانب به همه نسل هـاى حـاضـر و آينـده وصيت مـى كنـم كه اگـر بخـواهيـد اسلام و حكـومت الله بـرقـرار باشـد ، و دست استعمار و استثمارگران خارج و داخل از كشورتان قطع شـود ايـن انگيزه الهى را كه خـداوند تعالـى در قرآن كريـم برآن سفارش فرمـوده است از دست نـدهيـد و در مقابل ايـن انگيزه كه رمز پيـروزى و بقـإ آن است ، فرامـوشى هدف و تفرقه و اختلاف است. بى جهت نيست كه بـوقهاى تبليغاتى در سراسر جهان و وليده هاى بـومى آنان تمام تـوان خـود را صرف شايعه ها و دروغ هاى تفرقه افكـن نمـوده اند و ميلياردهادلار بـراى آن صـرف مى كننـد. بـى انگيزه نيست سفـرهاى دأمـى مخالفان جمهورى اسلامـى به منطقه و مع الاسف در بيـن آنان از سردمـداران و حكـومتهاى بعض كشـورهاى اسلامـى كه جزبه منـافع شخصـى خـود فكـر نمى كنند و چشـم و گـوش بسته تسليـم آمريكا هستند ديده مى شـود و بعض از روحانـى نماها نيز به آنان ملحقند. امروز و در آتيه نيز آنچه براى ملت ايران و مسلمانان جهان بايـد مطرح باشـد و اهميت آن را در نظر گيـرنـد ، خنثـى كـردن تبليغات تفـرقه افكـن خــانه برانداز است. توصيه اينجانب به مسلميـن و خصوص ايرانيان بـويژه در عصـر حاضر آن است كه در مقابل ايـن تـوطئه ها عكـس العمل نشان داده و به انسجام و وحـدت خـود به هر راه ممكـن افزايـش دهند و كفـار و منـافقـان را مـإيـوس نمـاينـد .
ب ـ از تـوطئه هاى مهمى كه در قرن إخير ، خصوصا در دهه هاى معاصر و بـويژه پـس از پيروزى انقلاب آشكارا به چشـم مى خـورد ، تبليغات دامنه دار با ابعاد مختلف براى مإيوس نمـودن ملتها و خصـوص ملت فـداكار ايران از اسلام است ، گاهـى ناشيانه و با صـراحت به اينكه احكام اسلام كه هزار و چهارصد سال قبل وضع شده است نمى تـواند در عصـر حاضر كشـورها را اداره كنـد يا آنكه اسلام يك ديـن ارتجاعى است و با هر نـوآورى و مظاهـر تمـدن

مخالف است و در عصـر حاضـر نمـى شود كشـورها از تمدن جهانـى و مظاهر آن كناره گيرند و امثال ايـن تبليغات ابلهانه و گـاهـى مـوذيـانه و شيطنتآميز به گـونه طـرفـدارى از قـداست اسلام كه اسلام و ديگـر اديان الهى سـروكـار دارنـد با معنـويات و تهذيب نفـوس و تحذير از مقامات دنيايـى و دعوت به تـرك دنيـا و اشتغال به عبـادات و اذكـــار و ادعيه كه انسان را به خداى تعالـى نزديك و از دنيا دور مى كند و حكـومت و سياست و سررشته دارى برخلاف آن مقصـد و مقصـود بزرگ و معنـوى است چه اينها تمـام ب

ـراى تعميـر دنيا است و آن مخـالف مسلك انبيإ عظام است و مع الاسف تبليغ به وجه دوم در بعض از روحـانيــــان و متدينان بى خبر از اسلام تإثير گذاشته كه حتى دخالت در حكـومت و سياست را به مثـابه يك گنـاه و فسق مـى دانستنـد و شـايـد بعضـى بـداننـد و ايـن فـاجعه بزرگـى است كه اسلام مبتلاى به آن بــود. گـروه اول كه بـايـد گفت از حكـومت و قـانـون و سياست يـا اطلاع ندارند يا غرضمندانه خـود را به بـى اطلاعى مـى زننـد زيرا اجـرإ قـوانيـن بـر معيار قسط و عدل و جلـوگيـرى از ستمگـرى و حكـومت جـأرانه و بسط عدالت فـردى و اجتماعى و منع از فساد و فحشإ و انواع كجرويها و آزادى برمعيار عقل و عدل و استقلال و خـودكفأى و جلـوگيـرى از استعمار و استثمار و استعبـاد و حـدود و قصاص و تعزيرات بر ميزان عدل براى جلـوگيرى از فساد و تباهـى يك جامعه و سياست و راه بردن جامعه به موازيـن عeل و عدل و انصاف و صدها از ايـن قبيل ، چيزهايى نيست كه با مرور زمان در طـول تاريخ بشر و زندگى اجتماعى كهنه شـود. ايـن دعوى به مثابه آن است كه گفته شود. قـواعد عقلى و رياضـى در قرن حاضر بايد عوض شـود و به جاى آن قـواعد ديگر نشانـده شـود. اگر در صـدر خلقت ، عدالت اجتماعى بايد جارى شود و از ستمگرى و چپاول و قتل بايـد جلـوگيرى شـود ، امروز چـون قرن اتـم است آن روش كهنه شده و ادعاى آنكه اسلام با نوآوردها مخالف است همان سان كه محمدرضا پهلوى مخلـوع مى گفت كه اينان مـى خـواهند با چارپايان در ايـن عصـر سفر كن

 

نـد يك اتهام ابلهانه بيـش نيست. زيرا اگر مراد از مظاهر تمـدن و نـوآوردها ، اختـراعات و ابتكارات و صنعتهاى پيشرفته كه در پيشـرفت و تمـدن بشر دخالت دارد ، هيچگاه اسلام و هيچ مذهب تـوحيـدى با آن مخالفت نكرده و نخواهد كرد بلكه علـم و صنعت ، مورد تإكيد اسلام و قرآن مجيـد است و اگر مراد از تجـدد و تمـدن به آن معنـى است كه بعض روشنفكران حـرفه اى مـى گـوينـد كه آزادى در تمام منكرات و فحشإ حتى هم جنس بازى و از ايـن قبيل ، تمام اديان آسمانى و دانشمندان و عقلا بـا آن مخـالفنـد گـر چه غرب و شـرق زدگـان به تقليــــد كـوركـورانه آن را تـرويج مـى كننـد. و امـا طـايفه دوم كه نقشه مـوذيانه دارند و اسلام را از حكـومت و سياست جدا مـى دانند بايد به ايـن نادانان گفت كه قـرآن كريـم و سنت رسـول الله صلـى الله عليه وآله آن قـدر كه در حكـومت و سياست احكام دارنـد در سايـر چيزها نـدارنـد بلكه بسيار از احكام عبادى اسلام ، عبـادى سياسـى است كه غفلت از آنها ايـن مصيبتها را به بـار آورده. پيغمبـــر اسلام(ص) تشكيل حكـومت داد مثل سـايـر حكـومتهاى جهان لكـن بــا انگيزه بسط عدالت اجتمـاعى و خلفـإ اول اسلامـ

ى حكـومتهاى وسيع داشته انـد و حكـومت علـى بـن إبـى طالب

عليه السلام نيز بـا همان انگيزه به طور وسيع تر و گسترده تر از واضحات تاريخ است و پـس از آن به تدريج حكومت به اسـم اسلام بوده و اكنون نيز مدعيان حكومت اسلامـى به پيـروى از اسلام و رسـول اكـرم صلــــى الله عليه وآله بسيارند . اينجانب در ايـن وصيت نامه با اشاره مى گذرم ولى اميـد آن دارم كه نـويسنـدگان و جامعه شناسان و تـاريخ نـويسان ، مسلمانان را از ايـن اشتباه بيـرون آورنـد. و آنچه گفته شـده و مى شـود كه انبيإ عليهم السلام به معنـويات كار دارند و حكـومت و سـررشته دارى دنيايـى مطـرود است و انبيإ و اوليإ و بزرگان از آن احتراز مى كردند و ما نيز بايد چنيـن كنيم ، اشتباه تإسفآورى است كه نتايج آن به تباهـى كشيدن ملتهاى اسلامـى و باز كردن راه بـراى استعمارگران خونخـوار است زيرا آنچه مردود است حكـومتهاى شيطـانـى و ديكتـاتـورى و ستمگـرى است كه بـراى سلطه جـويـــى و انگيزه هاى منحـرف و دنيايـى كه از آن تحذير نمـوده انـد جمعآورى ثروت و مال و قدرت طلبـى و طاغوت گرايى است و بالاخره دنيايـى

است كه انسان را از حق تعالـى غافل كنـد. و اما حكـومت حق براى نفع مستضعفان و جلوگيرى از ظلـم و جـور و اقامه عدالت اجتماعى همان است كه مثل سليمان بـن داود و پيامبـر عظيـم الشـإن اسلام صلـى الله عليه وآله و إوصيإ بزرگـوارش

براى آن كـوشـش مى كردند از بزرگتـريـن واجبات و اقامه آن از والاتـريـن عبادات است ، چنانچه سياست سالـم كه در ايـن حكـومتها بـوده از امور لازمه است. بايد ملت بيدار و هشيار ايران با ديد اسلامـى ايـن تـوطئه ها را خنثـى نمايند و گـويندگان و نـويسندگان متعهد به كمك ملت بـرخيزنـد و دست شياطين تـوطئه گر را قطع نماينـد .
ج ـ و از همين قماش توطئه ها و شايد موذيانه تر شايعه هاى وسيع در سطح كشور و درشهرستان ها بيشتر براينكه جمهورىاسلامى هم كارى براى مردم انجام نداد! بيچاره مردم با آن شـوق و شعف فداكارى كردنـد كه ازرژيم ظالمانه طاغوت رهايى يابند ، گرفتار يك رژيم بدتر شدند ، مستكبران مستكبـرتر و مستضعفان مستضعف تر شـدند زنـدان ها پـر از جـوانان كه اميد آتيه كشور است مى باشد و شكنجه ها از رژيـم سابق بـدتر و غير انسانـى تر است ، هر روز عده اى را اعدام مـى كننـد به اسم اسلام ، واى كاش اسـم اسلام روى اين جمهورى نمـى گذاشتنـد ايـن زمان از زمان رضاخان و پسـرش بـدتـر ا

ست مـردم در رنج و زحمت و گرانى سرسامآور غوطه مى خـورند و سردمداران دارند ايـن رژيـم را به رژيمى كمونيستـى هدايت مى كنند ، امـوال مردم مصادره مى شـود و آزادى در هـر چيز از ملت سلب شـده و بسيارى ديگـر از ايـن قبيل امور كه با نقشه اجرإ مى شود و دليل آنكه نقشه و تـوطئه در كار است آنكه هر چنـد روزيك امر در هر گـوشه و كنار و در هر كـوى و برزن سر زبان ها مى افتد .
در تـاكسـى ها هميـن مطلب واحـد و در اتـوبـوسها نيز هميـن و در اجتماعات چند نفره باز هميـن صحبت مى شود و يكى كه قدرى كهنه شد يكـى ديگر معروف مـى شـود و مع الاسف بعض روحانيـون كه از حيله هاى شيطانـى بـى خبـرنـد با تماس يكـى دو نفـر از عوامل تـوطئه گمان مـى كننـد مطلب همان است و اساس مسئله آن است كه بسيارى از آنان كه ايـن مسأل را مى شنـوند و باور مـى كننـد اطلاع از وضع دنيا و انقلابهاى جهان و حـوادث بعد از انقلاب و گـرفتـارىهـاى عظيــــم اجتناب ناپذير آن ندارنـد. چنانچه اطلاع صحيح از تحـولاتـى كه همه به سـود اسلام است ندارند و چشـم بسته و بى خبر امثال ايـن مطالب را شنيـده و خـو

د نيز بـا غفلت يـا عمـد به آنـان پيـوسته انـد.
اينجانب تـوصيه مـى كنـم كه قبل از مطالعه وضعيت كنـونـى جهان و مقـايسه بيـن انقلاب اسلامـى ايـران با سـايـر انقلابـات و قبل از آشنايـى با وضعيت كشـورها و ملتهايـى كه در حال انقلاب و پـس از انقلابشان بر آنان چه مى گذشته است و قبل از تـوجه به گرفتارىهاى ايـن كشـور طاغوت زده از ناحيه رضاخان و بدتر از آن محمدرضا كه در طـول چپاولگرىهايشان بـراى ايـن دولت به ارث گذاشته انـد ، از وابستگى هاى عظيـم خانمان سـوز تا اوضاع وزارتخانه ها و ادارات و اقتصاد و ارتـش و مراكز عياشى و مغازه هاى مسكرات فروشى و ايجاد بى بندوبارى در تمام شئون زندگى و اوضاع تعليـم و تربيت و اوضاع دبيرستان ها و دانشگاه ها و اوضاع سينماها و عشـرتكـده ها و و

ضعيت جـوان ها و زنها و وضعيت روحـانيـون و متـدينيـن و آزادىخـواهان متعهد و بانـوان عفيف ستمديده و مساجد در زمان طاغوت و رسيدگـى به پرونده اعدام شدگان و محكومان به حبـس و رسيدگى به زندان ها و كيفيت عملكـرد متصـديـان و رسيـدگـى به مـال سـرمـــايه داران و زميـن خـواران بزرگ و محتكـران و گـران فـروشـان و رسيـدگـــى به دادگستـرىها و دادگاه هاى انقلاب و مقايسه با وضع سابق دادگستـرى و قضات و رسيدگـى به حال نمايندگان مجلـس شـوراى اسلامى و اعضإ دولت و استاندارها و ساير مإمـورين كه در ايـن زمان آمده اند و مقايسه با زمان سابق و رسيدگى به عملكرد دولت و جهاد سازنـدگـى در روستاهاى محروم از همه مـواهب حتى آب آشاميدنى و درمانگاه و مقايسه با طـول رژيـم سابق بـا در نظر گـرفتـن گـرفتارى به جنگ تحميلـى و پيامدهاى آن از قبيل آوارگان ميليـونى و خانـواده هاى شهدا و آسيب ديدگان در جنگ و آوارگان ميليـونى افغانستان و عراق و با نظر به حصر اقتصادى و تـوطئه هاى پى درپى آمريكا و وابستگان خارج و داخلـش ، اضافه كنيد فقدان مبلغ آشنا به مسأل به مقـدار احتياج و قاضـى شرع و هرج و مرج هايـى كه از طرف مخالفان اسلام و منحـرفان و حتـى دوستـان نادان در دست اجـرإ است و ده ها مسأل ديگـر. تقـاضـا ايـن است كه قبل از آشنايـى به مسـأل به اش

كال تراشى و انتقاد كـوبنـده و فحاشـى برنخيزيد و به حال ايـن اسلام غريب كه پـس از صـدها سال ستمگـرى قلـدرها و جهل تـوده ها امروز طفلى تازه پا و وليده اى است محفوف به دشمـن هاى خارج و داخل رحم كنيد و شما اشكال تراشان به فكـر بنشينيـد كه آيا بهتـر نيست به جاى سركوبى به اصلاح و كمك بكـوشيد و به جاى طرفدارى از منافقان و ستـم گران و سـرمايه داران و محتكران بى انصاف از خـدا بـى خبـر ، طرفدار مظلـومان و ستمديدگان و محرومان باشيد و به جاى گروه هاى آشوب گر و تروريستهاى مفسد و طرفدارى غير مستقيـم از آنان توجهى به ترورشـدگان از روحانيـون مظلوم تا خـدمتگزاران متعهد مظلـوم داشته باشيد ؟ اينجانب هيچگاه نگفته و نمى گـويـم كه امروز در ايـن جمهورى به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل مى شود و اشخاصى از روى جهالت و عقـده و بـى انضبـ

اطـى بـرخلاف مقــررات اسلام عمل نمى كنند ، لكـن عرض مى كنـم كه قـوه مقننه و قضأيه و اجرأيه با زحمات جان

فرسا كـوشـش در اسلامى كردن ايـن كشـور مـى كنند و ملت ده ها ميليونى نيز طرفدار و مددكار آنان هستند و اگر ايـن اقليت اشكال تراش و كارشكـن به كمك بشتابنـد تحقق ايـن آمال آسان تـر و سريع تر خواهد بـود و اگر خـداى نخواسته اينان به خـود نياينـد ، چون توده ميليونى بيدار شده و متـوجه مسأل است و در صحنه حاضر است آمال انسانى اسلامى به خـواست خداوند متعال جامه عمل به طور چشـم گير خواهد پوشيد و كجروان و اشكال تراشان در مقابل ايـن سيل خروشان نخواهند توانست مقاومت كنند. مـن با جرإت مدعى هستم كه ملت ايران و تـوده ميليونى آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسـول الله صلـى الله عليه وآله و كــوفه و عراق در عهد اميـرالمـومنيـن و حسيـن بـن علـى صلـوات الله و سلامه عليهمــا مـى بـاشنـد. آن حجـاز كه در عهد رسـول الله صلـى الله عليه وآله مسلمانان نيز اطاعت از ايشان نمـى كردند و بابهانه هايـى به جبه

ه نمـى رفتند كه خـداوند تعالـى در سـوره تـوبه با آياتـى آنها را تـوبيخ فـرمـوده و وعده عذاب داده است. و آنقـدر به ايشان دروغ بستند كه به حسب نقل در خبر به آنان نفريـن فرمـودند و آن إهل عراق و كـوفه كه با اميرالمـومنيـن آنقدر بد رفتارى كردند و از اطاعتـش سـرباز زدنـد كه شكايات آن حضـرت از آنان در كتب نقل و تاريخ معروف است ، و آن مسلمانان عراق و كـوفه كه با سيدالشهدإ عليه السلام آن شد كه شـد و آنان كه در شهادت دست آلـوده نكردند يا گريختند از معركه و يا نشستنـد تا آن جنايت تاريخ واقع شـد. و مـا امـروز مـى بينيـم كه ملت ايـران از قـواى مسلح نظامــى و انتظامى و سپاه و بسيج تا قـواى مـر

دمـى از عشاير و داوطلبان و از قواى در جبهه ها و مردم پشت جبهه ها با كمال شـوق و اشتياق چه فـداكارىها مى كنند و چه حماسه ها مىآفرينند و مـى بينيـم كه مردم محتـرم سراسـر كشـور چه كمكهاى ارزنده مى كننـد. و مـى بينيـم كه بازمانـدگان شهدا و آسيب ديدگان جنگ و متعلقان آنان با چهره هاى حماسه آفريـن و گفتار و كردارى مشتاقانه و اطمينان بخش با ما و شما روبـرو مـى شـونـد و اينها همه از عشق و ع

لاقه و ايمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حيات جاويدان. در صـورتى كه نه در محضر مبارك رسول اكرم صلى الله عليه وآله و سلـم هستند و نه در محضر امام معصـوم صلـوات الله عليه. و انگيزه آنان ايمان و اطمينـان به غيب است. و ايـن رمز مـوفقيت و پيـروزى در ابعاد مختلف است و اسلام بايـد افتخار كند كه چنيـن فرزنـدانـى تـربيت نمـوده و ما همه مفتخـريـم كه در چنين عصـرى و در پيشگاه چنيـن ملتى مى باشيـم . و اينجانب در اينجا يك وصيت به اشخاصى كه به انگيزه مختلف

با جمهورى اسلامى مخالفت مـى كننـد و به جـوانان چه دختران و چه پسرانـى كه مـورد بهره بردارى منافقان و منحرفان فرصت طلب و سـودجـو واقع شده اند مى نمايـم كه بـى طرفانه و با فكر آزاد به قضـاوت بنشينيـد و تبليغات آنان كه مـى خـواهنـد جمهورى اسلامى ساقط شود و كيفيت عمل آنان و رفتارشان با تـوده هاى محروم و گروه ها و دولتهايـى كه از آنان پشتيبانـى كـرده و مـى كننـد و گـروه هـا و اشخـاصـى كه در داخل به آنـان پيـوسته و از آنـــان پشتيبانى مى كنند و اخلاق و رفتارشان در بيـن خـود و هوادارانشان و تغيير مـوضعهايشان در پيشامدهاى مختلف را با دقت و بدون هواى نفـس بررسـى كنيد ، و مطالعه كنيـد حالات آنان كه در ايـن جمهورى اسلامـى به دست منافقان و منحرفان شهيد شـدنـد ، و ارزيابـى كنيد بين آنان و دشمنانشان ، نـوارهاى ايـن شهيـدان تا حـدى در دست و نـوارهاى مخالفان شايد در دست شماها باشـد. ببينيـد كـدام دسته طرفـدار محرومان و مظلـومان جامعه هستنـد . بـرادران ! شما ايـن اوراق را قبل از مرگ من نمى خـوانيد. ممكـن است پـس از مـن بخوانيد در آن وقت مـن نزد شما نيستـم كه بخواهـم به نفع خود و جلب نظرتان بـراى كسب مقام و قـدرتـى با قلب هاى جـوان شما بازى كنـم. مـن براى آنكه شما جـوانان شايسته اى هستيـد علاقه دارم كه جـوانى خـود را در راه خداوند و اسلام عزيز و جمهورى اسلامـى صرف كنيـد ، تا سعادت هـر دو جهان را دريابيـد. و از خـداونـد غفـور مـى خـواهـم كه شما را به راه مستقيـم انسانيت هـدايت كنـد و از گذشته ما و شما با رحمت واسعه خـود بگذرد. شماها نيز در خلوتها از خداوند همين را بخواهيد ، كه او هادى و رحمـن است. و يك وصيت به ملت شريف ايران و ساير ملتهاى

مبتلا به حكـومتهاى فاسـد و در بند قدرتهاى بزرگ مى كنم. اما به ملت عزيز ايران تـوصيه مـى كنـم كه نعمتى كه با جهاد عظيـم خودتان و خون جوانان برومندتان بدست آورديد همچـون عزيزتريـن امـور قدرش را بدانيد و از آن حفاظت و پاسدارى نمأيد و در راه آن كه نعمتـى عظيـم الهى و امانت بزرگ خداوندى است كوشش كنيد و از مشكلاتى كه در ايـن صراط مستقيم پيش مـىآيد نهراسيد كه ان تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكـم و در مشكلات دولت جمهورى اسلامى با جان و دل شريك و در رفع آنها كـوشا باشيد و دولت و مجلـس را از خود بدانيد و چون محبـوبى گرامى از آن نگهدارى كنيـد. و به مجلـس و دولت و دست انـدركـاران تــوصيه مـى نمايـم كه قدر ايـن ملت را بـدانيد و در خـدمتگزارى به آنان خصـوصـا مستضعفـان و محـرومان و ستمـديـدگان كه نـورچشمان ما و اوليـإ نعم همه هستنـد و جمهورى اسلامـى رهآورد آنـان و بــــا فداكارىهاى آنان

تحقق پيداكرد و بقإ آن نيز مرهـون خدمات آنان است ، فروگذار نكنيد و خود را از مردم و آنان را از خـود بدانيد و حكـومتهاى طاغوتى را كه چپاولگرانى بى فرهنگ و زورگـويانى تهى مغز بـودنـد و هستنـد را هميشه محكـوم نمأيـد. البته با اعمال انسانـى كه شايسته براى يك حكـومت اسلامـى است. و اما به ملتهاى اسلامى تـوصيه مى كنـم كه از حكـومت جمهورى اسلامى و از ملت مجاهد ايران الگـو بگيريد و حكـومتهاى جأر خـود را در صـورتـى كه به خواست ملتها كه خـواست ملت ايران است سرفرود نياوردند ، با تمام قدرت به جاى خـود بنشانيد كه مايه بدبختـى مسلمانان ، حكـومتهاى وابسته به شـرق و غرب مى باشنـد و إكيـدا تـوصيه مـى كنـم كه به بـوقهاى تبليغاتـى مخالفان اسلام و جمهورى اسلامى گـوش فرا ندهيد كه همه كـوشـش دارند كه اسلام را از صحنه بيـرون كننـد كه منافع ابرقدرتها تإميـن شـود.

د ـ از نقــشـه هاى شـيـــطانـى قــدرتـهاى بــزرگ اسـتــعـمـار و اسـتـثـمـارگـر كه سـالهاى طــــولانـى در دسـت اجرا است و در كشـور ايران از زمان رضـــاخان اوج گرفت و در زمان محمـدرضا با روشهاى مختلف دنباله گيرى شـد ، به انزوا كشانـدن روحانيت است كه در زمان رضاخان با فشار و سركـوبى و خلع لباس و حبـس و تبعيد و هتك حـرمات و اعدام و امثـال آن و در زمان محمـدرضـا بـا نقشه و روش هاى ديگـر كه يكـى از آنها ايجـاد عداوت بيـن دانشگـاهيان و روحانيان بـود ، كه تبليغات وسيعى در ايـن زمينه شد و مع الاسف به واسطه بـى

خبرى هر دو قشـر از تـوطئه شيطانـى ابـرقـدرتها نتيجه چشـم گيرى گرفته شد از يك طرف از دبستانها تا دانشگاهها كوشش شد كه معلمان و دبيـران و اساتيـد و روسـاى دانشگاهها از بيـن غرب زدگان يا شـرق زدگان و منحـرفان از اسلام و سايـر اديان انتخاب و به كار گماشته شـوند و متعهدان مـومـن در اقليت قرار گيرنـد كه قشر موثر را كه در آتيه حكومت را به دست مى گيرند ، از كـودكى تا نوجوانى و تا جـوانى طورى تربيت كنند كه از اديان مطلقا و اسلام به خصـوص و از وابستگـان به اديان خصـوصـا روحـانيـون و مبلغان متنفـر باشنـد. و اينان را عمال انگليـس در آن زمان و طـرفـدار سـرمايه داران و زميـن خـواران و طرفـدار ارتجاع و مخالف تمـدن و تعالى در بعد از آن معرفى مى نمـودند. و از طرف ديگر با تبليغات سـوء ، روحانيون و مبلغان و متدينان را از دانشگاه و دانشگاهيان ترسانيده و همه را به بى دينـى و بـى بنـدوبارى و مخالف با مظاهر اسلام و اديان متهم مـى نمـودنـد. نتيجه آنكه دولتمـردان ، مخـالف

اديان و اسلام و روحانيـون و متـدينان باشند و تـوده هاى مردم كه علاقه به ديـن و روحانى دارند مخالف دولت و حكومت و هر چه متعلق به آن است بـاشنـد و اختلاف عميق بيـن دولت و ملت و دانشگاهـى و روحانـى راه را بـراى چپاولگـران آنچنان باز كنـد كه تمام شئون كشـور در تحت قـدرت آنان و تمام ذخأر ملت در جيب آنان سـرازير شـود چنانچه ديديد به سر ايـن ملت مظلـوم چه آمد و مى رفت كه چه آيد. اكنـون كه به خـواست خداوند متعال و مجاهدت ملت از روحانى و دانشگاهـى تا بـازارى و كارگـر و كشاورز و سايـر قشـرها بنـد اسارت را پاره و

 

سـد قدرت ابرقـدرتها را شكستنـد و كشـور را از دست آنان و وابستگانشان نجات دادنـد ، تـوصيه اينجانب آن است كه نسل حاضـر و آينده غفلت نكنند و دانشگاهيان و جـوانان بـرومنـد عزيز هر چه بيشتر با روحانيان و طلاب علـوم اسلامى پيوند دوستى و تفاهم را محكم تر و استوارتر سازند و از نقشه ها وتوطئه هاى دشمـن غدار غافل نباشند و به مجـرد آنكه فرد يا افرادى را ديـدنـد كه با گفتار و رفتار خـود در صدد است بذر نفاق بيـن آنان افكند او را ارشاد و نصيحت نماينـد و اگـر تإثيـر نكـرد از او روگـردان شـوند و او را به انزوا كشانند و نگذارند

تـوطئه ريشه دواند كه سرچشمه را به آسانى مى تـوان گرفت و مخصـوصا اگر در اساتيد كسـى پيدا شد كه مـى خـواهد انحراف ايجاد كند او را ارشاد و اگر نشـد از خود و كلاس خود طرد كنند. و ايـن توصيه بيشتر متوجه روحانيون و محصليـن علوم دينى است و توطئه ها در دانشگاه ها از عمق ويژه اى برخـوردار است و هر قشر محترم كه مغز متفكر جامعه ه

ستنـد بايـد مـواظب تـوطئه هـا بـاشنـد .
ه ـ از جمله نقشه هـا كه مع الاسف تإثيـر بزرگى در كشورها و كشور عزيـزمـان گـذاشـت و آثـار آن بـاز تا حد زيـادى به جـامـانـده بيگانه نمـودن كشـورهـاى استـعـمـار زده ازخويــش و غـرب زده و شرق زده نمودن آنـان است به طـورى كه خـود را و فرهنـگ و قـدرت خـود را بهيچ گرفـتند و غرب و شـرق ، دو قطـب قدرتـمنـد را نژاد بـرتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قـدرت را قبــله گاه عالـم دانســتنـد و وابستگـى به يكـى از دو قطــب را از فـرأــض غير قابل اجتناب معرفـى نمـودند. و قصه ايـن امر غم انگيز طـولانـى و ضربه هايى كه از آن خورده و اكنون نيز مى خـوريـم كشنده و كوبنده است. و غم انگيزتر اينكه آنان ملتهاى ستـم ديده زير سلطه را در همه چيز عقب نگهداشته و كشـورهايى مصرفـى بار آوردند و به قدرى ما را از پيشرفتهاى خـود و قـدرتهاى شيطانيشان تـرسانده انـد كه جرإت دست زدن به هيچ ابتكارى نداريم و همه چيز خـود را تسليـم آنان كرده و سرنوشت خود و كشورهاى خـود را به دست آنان سپرده و چشـم و گـوش بسته مطيع فـرمان هستيـم و ايـن پـوچـى و تهى مغزى مصنـوعى مـوجب شـده كه در هيچ امرى به فكـر و دانـش خـود اتكإ نكنيم و كوركورانه از شرق و غرب تقليد نماييـم بلكه از فرهنگ و ادب و صنعت و ابتكار اگر داشتيـم ، نويسندگان و گويندگان غرب و شرق زده بـى فرهنگ ، آنها را به باد انتقاد و مسخره گرفته و فكر و قدرت بـومى ما را سركـوب و مإيوس نمـوده و مى نمايند و رسـوم و آداب اجنبـى را هـر چنـد مبتذل و مفتضح باشـد با عمل و گفتار و نـوشتار ترويج كرده و با مـداحـى و ثناجـويـى آنها را به خـورد ملتها داده و مى دهند. فى المثل اگر در كتاب يا نـوشته يا گفتارى چند واژه فرنگى باشد بدون توجه به محتـواى آن با اعجاب پذيرفته و گـوينده و نويسندهآن را دانشمند و روشنفكر به ح

ساب مىآورند و از گهواره تا قبـر به هر چه بنگريـم اگر با واژه غربـى و شرقـى اسـم گذارى شـود مرغوب و مورد تـوجه و از مظاهر تمدن و پيشرفتگى محسـوب و اگر واژه هاى بـومـى خـودى به كار رود مطـرود و كهنه و واپـس زده خواهد بود. كودكان ما اگر نام غربى داشته باشند مفتخر و اگر نام خـودى دارند سـر به زير و عقب افتاده انـد. خيابانها ، كـوچه ها ، مغازه ها ، شـركتها ، داروخانه ها ، كتابخانه ها ، پارچه ها و ديگر متاعها هر چنـد در داخل تهيه شـده بايـد نام خارجـى داشته باشد تا مردم از آن راضـى و به آن اقبال كنند. فرنگـى مآبـى از سر تاپا و در تمام نشست و بـرخاست ها و در معاشرتها و تمام شئون زندگـى مـوجب افتخار و سـربلنـدى و تمـدن و پيشرفت ، و در مقابل آداب و رسـوم خـودى ، كهنه پرستـى و عقب افتادگى است. در هر مرض و كسـالتـى ولـو جزئى و قـابل علاج در داخل بـايـد به خـارج رفت و دكترها و اطبإ دانشمند خـود را محكوم و مإيوس كرد . رفتـن به انگلستان و ف

رانسه و آمريكا و مسكو افتخارى پر ارزش و رفتـن به حج و سـايـر اماكـن متبـركه كهنه پـرستـى و عقب مانـدگـى است! بـى اعتنايى به آنچه مربـوط به مذهب و معنـويات است از نشانه هاى روشنفكرى و تمدن ، در مقابل تعهد به ايـن امـور نشانه عقب ماندگى و كهنه پرستـى است! اينجانب نمـى گـويم ما خـود همه چيز داريـم. معلـوم است ما را در طـول تاريخ نه چندان دور خصـوصا در سده هاى اخير از هر پيشرفتـى محروم كرده انـد و دولتمردان خأن و دودمان پهلوى خصوصا و مراكز تبليغاتى عليه دستاوردهاى خودى و نيز خـود كـوچك ديدنها و يا ناچيز ديـدنها ، ما را از هـر فعاليتـى بـراى پيشـرفت محـروم كرد. وارد كردن كالاها از هر قماش و سـرگرم كردن بانـوان و مردان خصـوصا طبقه جـوان به اقسام اجناس واردات

ـى از قبيل ابزار آرايـش و تزئينات و تجملات و بـازىهاى كـودكانه و به مسابقه كشاندن خانواده ها و مصرفى بار آوردن هرچه بيشتر كه خـود داستان هاىغم انگيز دارد و سرگرم كردن و به تباهى كشاندن جـوان ها كه عضـو فعال هستند با فراهـم آوردن مراكز فحشإ و عشرتكده ها و دهها از ايـن مصأب حساب شده براى عقب نگهداشتـن كشورهاست. مـن وصيت دلسـوزانه و خادمانه مـى كنـم به ملت عزيز كه اكنـون كه تا حدود زياد و چشم گيرى از بسيارى از ايـن دام ها نجات يافته و نسل محروم حاضر به فعاليت و ابتكار برخاسته و ديـديـم كه بسيارى از كارخـانه ها و وسـايل پيشـرفته مثل هـواپيماها و ديگـر چيزها كه گمان نمـى رفت متخصصيـن ايران قادر به راه انداختـن كارخانه ها و امثال آن باشنـد و همه دستها را به سـوى غرب يا شـرق دراز كرده بـوديـم كه متخصصيـن آنـان اينها را به راه انـدازنـد ، در اثـر محاصـره اقتصادى و جنگ تحميلـى خـود جـوانان عزيز ما قطعات محل احتياج را

ساخته و با قيمتهاى ارزان تـر عرضه كرده و رفع احتياج نمـودند و ثابت كردنـد كه اگر بخـواهيم مـى تـوانيـم . بايد هشيار و بيدار و مراقب باشيـد كه سياست بازان پيـوسته به غرب و شـرق بـا وسـوسه هاى شيطـانـى شمـا را به سـوى ايـن چپـاولگـران بيـن المللـى نكشند و با اراده مصمـم و فعاليت و پشتكار خـود به رفع وابستگيها قيام كنيد و بـدانيد كه نژاد آريا و عرب از نژاد اروپا و آمريكا و شـوروى كـم ندارد و اگر خودى خـود را بيابد و يإس را از خود دور كند و چشـم داشت به غير خـود نداشته باشـد ، در دراز مـدت قـدرت همه كـار و سـاختـن همه چيز را دارد و آنچه انسان هاى شبيه به اينان به آن رسيده اند شما هـم خواهيد رسيد به شرط اتكال به خداوند تعالـى و اتكإ به نفـس و قطع وابستگـى به ديگرا

ن و تحمل سختـى ها براى رسيدن به زندگى شرافتمندانه و خارج شـدن از تحت سلطه اجانب. و بر دولتها و دست اندركاران است چه در نسل حاضر و چه در نسل هاى آينـده كه از متخصصيـن خـود قـدردانـى كنند و آنان را با كمكهاى مادى و معنوى تشـويق به كار نمايند و از ورود كالاهاى مصـرف سازو خانه بـرانداز جلـوگيـرى نماينـد و به آنچه

دارند بسازند تا خود همه چيز بسازند و از جـوانان ، دختران و پسران مى خـواهـم كه استقلال و آزادى و ارزشهاى انسانى را ولـو با تحمل زحمت و رنج فـداى تجملات و عشـرتها و بـى بنـدوبـارىها و حضـور در مراكز فحشإ كه از طرف غرب و عمال بى وطـن به شما عرضه مى شـود ، نكنند; كه آنان چنانچه تجربه نشان داده جز تباهى شما و اغفالتان از سـرنـوشت كشـورتان و چاپيـدن ذخايـر شما و به بنـد استعمار و ننگ وابستگى كشيدنتان و مصرفى نمـودن ملت و كشـورتان به چيز ديگر فكر نمى كنند و مى خـواهند با

ايـن وسايل و امثال آن شما را عقب مانده و به اصطلاح آنان نيمه وحشـى نگهدارند .
و ـ از تـوطئه هاى بزرگ آنان چنانچه اشـاره شــد و كـرارا تذكـر داده ام ، به دست گرفتـن مراكز تعليـم و تـربيت خصـوصا دانشگاهها است كه مقـدرات كشـورها در دست محصـولات آنها است. روش آنان بـا روحـانيـون و مـدارس علـوم اسلامـى فـرق دارد بـا روشـــى كه در دانشگاهها و دبيرستان ها دارند. نقشه آنان برداشتـن روحانيون از سر راه و منزوى كردن آنان است يا با سركـوبـى و خشـونت و هتاكى كه در زمان رضاخان عمل شد ، ولـى نتيجه معكـوس گرفته شـد ، يا با تبليغات و تهمتها و نقشه هاى شيطانـى بـراى جـدا كردن قشر تحصيل كرده و به اصطلاح روشـن فكر كه اين هم در زمان رضاخان عمل مى شد و در رديف فشار و سركوبى بـود و در زمان محمدرضا ادامه يافت بدون خشـونت ولى موذيانه. و اما در دانشگاه ، نقشه آن است كه جـوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهاى خـودى منحرف كنند و به سوى شرق يا غرب بكشانند و دولتمردان را از بيـن اينان انتخاب و بر سرنـوشت كشورها حكومت دهند تا به دست آنها هر چه مى خـواهند انجام دهند. اينان كشـور را به غارت زدگى و غرب زدگـى بكشانند و قشر روحانـى با انزوا و منفـوريت و شكست قادر بـر جلـوگيـرى نباشـد. و ايـن بهتريـن راه است بـراى عقب نگهداشتـن و غارت كردن كشـورهاى تحت سلطه ، زيرا براى ابر قـدرتها بى زحمت و بـى خرج و در جـوامع ملـى بـى سـروصـدا هـر چه هست به جيب آنـان مـى ريزد. پـس اكنـــون كه دانشگاهها و دانشسـراها در دست اصلاح و پـاكسـازى است بـرهمه ما لازم است با متصـديان كمك كنيم و براى هميشه نگذاريـم دانشگاهها به انحراف كشيده شـود و هرجا انحرافـى به چشـم خـورد با اقـدام سريع به رفع آن كـوشيـم و ايـن امر حياتى بايد در مرحله اول با دست پرتـوان خـود جـوانان دانشگاهها و دانشسراها انجام گيرد كه نجـات دانشگـاه از انحـراف ، نجـات كشــور و ملت است . واينجانب بــه هــمـه نـوجـوانان و جـوانان در مـــرحله اول و پــدران و مـادران و دوستـان

آنها در مـرحله دوم و به دولتمـــــــردان و روشنفكران دلسوز براى كشور در مرحله بعد وصيت مى كنم كه در ايـن امر مهم كه كشـورتان را از آسيب نگه مى دارد با جان و دل كـوشـش كنيـد و دانشگـاهها را به نسل بعد بسپـريـد. و به همه نسل هــاى مسلسل تـوصيه مـى كنـم كه بـراى نجـات خـود و كشـور عزيز و اسلام آدم سـاز ، دانشگـاهها را از انحـراف و غرب و شـرق زدگــــى حفظ و پاسدارى كنيد و با ايـن عمل انسانى اسلامى خود دست قدرتهاى بزرگ را از كشـور قطع و آنان را نااميد نمأيـد. خـدايتان پشتيبان و نگهدار باد.
ز ـ از مـهـمـات امــور تـعـهد وكـلاى مـجـلــس شــوراى اسـلامـى است. ما ديديـم كه اسلام و كشـور ايران چه صدمات بسيار غم انگيزى از مجلس شوراى غير صالح و منحرف از بعد از مشروطه تا عصر رژيـم جنايتكار پهلـوى و از هر زمان بـدتر و خطرناكتـر در ايـن رژيـم تحميلـى فاسـد خـورد و چه مصيبت ها و خسارتهاى جان فـرسا از ا

يـن جنايتكاران بى ارزش و نـوكرمآب به كشـور و ملت وارد شد. در ايـن پنجاه سال يك اكثريت قلابى منحرف در مقابل يك اقليت مظلـوم موجب شد كه هر چه انگلستان و شـوروى و اخيرا آمريكا خـواستند با دست هميـن منحرفان از خدا بـى خبر انجام دهند و كشـور را به تباهى و نيستـى كشاننـد. از بعد از مشـروطه هيچگاه تقريبا به مـواد مهم قانـون اسـاسـى عمل نشـد. قبل از رضاخـان بـا تصـدى غرب زدگان و مشتى خان و زميـن خـواران و در زمان رژيم پهلـوى به دست آن رژيـم سفـاك و وابستگـان و حلقه به گـوشـان آن. اكنـون كه بـا عنـايت پروردگار و همت ملت عظيـم الشإن سرنوشت كشور به دست مردم افتاد و وكلا از خـود مـردم و بـا انتخاب خـودشان بـدون دخـالت دولت و خان هاى ولايات به مجلـس شـوراى اسلامـى راه يافتند و اميد است كه با تعهدآنان به اسلام و مصالح كشور جلوگيرى از هر انحراف بشـeد. وصيـت اينجـانب به مــلت در حـال و آتــيه آن است كه بـا اراده مصمـم خود و تعهد خـود به احكام اسلام و مصالح كشـور در هر دوره از انتخابات وكلاى داراى تعهد به اسلام و جمهورى اسلامـى كه غالبا بين متـوسطين جامعه و محروميـن مـى باشنـد و غير منحـرف از صراط مستقيـم به سوى غرب يا شرق و بدون گرايـش به مكتبهاى انحرافى و اشخـاص تحصيل كـرده و مطلع بـر مسأل روز و سياستهاى اس

لامـى به مجلـس بفرستند و به جامعه محترم روحانيت خصوصا مراجع معظم وصيت مى كنـم كه خود را در مسأل جامعه خصوصا مثل انتخاب رئيـس جمهور و وكلاى مجلـس كنار نكشند و بـى تفاوت نباشنـد. همه ديديـد و نسل آتيه خـواهد شنيد كه دست سياست بازان پيرو شرق و غرب ، روحانيـون را كه اساس مشروطيت را با زحمات و رنج ها بنيان گذاشتنـد از صحنه خارج كردند و روحانيـون نيز بازى سياست بازان را خـورده و دخالت در امور كشـور و مسلميـن را خارج از مقام خـود انگاشتند و صحنه را به دست غرب زدگان سپردندوبه سرمشروطيت وقانـون اساسـى و كشـور و اسلام آن آوردنـد كه جبـرانـش احتيـاج به زمـان طـولانـــى دارد. اكنـون كه بحمدالله تعالـى مـوانع رفع لميـن است. هر كـس به مقدار توانـش و حيطه نفوذش لازم است در خدمت اسلام و ميهن باشد و با جـديت از نفـوذ وابستگان به دو قطب استعمارگر و غرب يا شـرق زدگان و منحرفان از مكتب بزرگ اسلام جلـوگيرى نمايند و بـداننـد كه مخالفيـن اسلام و كشـورهاى اسلامى كه همان ابر قدرتان چپاولگر بيـن المللى هستند با تدريج و ظرافت در كشورما و كشـورهاى اسلامى ديگـر رخنه و بـا دست افـراد خـود ملتها ، كشـورهـــا را به دام استثمار مـى كشاننـد. بايد با هـوشيارى مراقب باشيـد و با احسا

س اوليـن قـدم نفـوذى به مقابله برخيزيد و به آنان مهلت نـدهيـد. خدايتان يار و نگهدار باشد. و از نمايندگان مجلـس شـوراى اسلامى در ايـن عصر و عصرهاى آينده مـى خواهـم كه اگر خداى نخـواسته عناصر منحرفـى با دسيسه و بازى سياسـى وكالت خـود را به مردم تحميل نمـودند. مجلـس اعتبارنامه آنان را رد كننـد و نگذارنـد حتـى يك عنصـر خـرابكار وابسته به مجلـس راه يابـد و به اقليتهاى مذهبـى رسمى وصيت مـى كنـم كه از دوره هاى رژيـم پهلوى عبرت بگيرند و وكلاى خود را از اشخاص متعهد به مذهب خود و جمهورى اسلامى و غير وابسته به قدرتهاى جهان خـوار و بدون گرايـش به مكتبهاى الحادى و انحرافـى و التقاطـى انتخاب نماينـد. و از همه نماينـدگان خـواسارم كه با كمال حسـن نيت و برادرى با هـم مجلسان خـود رفتار و همه كوشا باشند كه قـوانيـن خـداى نخـواسته از اسلام منحـرف نبـاشـد و همه به اسلام و احكـام آسمانـى آن وفادار باشيد تا به سعادت دنيا و آخرت نايل آييد. و از شوراى محترم نگهبان مى خواهـم و توصيه مى كنـم چه در نسل حاضر و چه در نسل هاى آينـده ، كه با كمال دقت و قـدرت وظايف اسلامـى و ملـى خـود را ايفإ و تحت تإثير هيچ قـدرتـى واقع نشـوند و از قـوانيـن مخالف بـا شـرع مطهر و قانـون اساسـى بـدون هيچ ملاحظه جلـوگيـرى نماينـد و با ملاحظه ضـرورات كشـور كه گاهـى با احكام ثانـويه و گاهـى به ولايت فقيه بايـد اجـرا شـود تـوجه نماينـد.
و وصيت مـن به ملت شـريف آن است كه در تمام انتخابات چه انتخاب رئيـس جمهور و چه نماينـدگان مجلـس شـوراى اسلامـى و چه انتخـاب خبـرگان بـراى تعييـن شـوراى رهبـرى يا رهبـر در صحنه باشنـد و اشخاصى كه انتخاب مى كنند روى ضـوابطى باشدكه اعتبار مى شـود مثلا در انتخاب خبرگان براى تعييـن شـوراى رهبرى يا رهبر تـوجه كنند كه اگر مسامحه نمايند و خبرگان را روى مـوازيـن شرعيه و قانـون انتخاب نكننـد چه بسا كه خساراتـى به اسلام و كشور وارد شـود كه جبران پذير نباشـد و در ايـن صـورت همه در پيشگاه خـداوند متعال مسئول مـى باشنـد. از ايـن قرار عدم دخالت ملت از مراجع و علمإ بزرگ تـا طبقه بـازارى و كشـاورز و كارگـر و كارمنـد همه و همه مسئول سـرنـوشت كشـور و اسلام مـى باشنـد چه در نسل حاضر و چه در نسل هـاى آتيه ، و چه بسا كه در بعض مقـاطع عدم حضـور و مسـامحه ، گنـاهـى بـاشـد كه در رإس گنـاهـان كبيـره است . پـس علاج واقعه را قبل از وقـوع بـايـد كـرد والا كار از دست همه خـارج خـواهـد شـد و ايـن حقيقتـى است كه بعد از مشـروطه لمــس نموده ايد و نمـوده ايـم. چه هيچ علاجـى بالاتر و والاتر از آن نيست كه ملت در سـرتاسـر كشـور در كارهايـى كه محـول به اوست بـرطبق ضوابط اسلامى و قانون اساسى انجام دهد و در تعييـن رئيس جمهور و وكلاى مجل

ـس بـا طبقه تحصيل كـرده متعهد و روشنفكـر بـا اطلاع از مجارى امـور و غيـر وابسته به كشـورهاى قـدرتمنـد استثمارگـر و اشتهار به تقـوى و تعهد به اسلام و جمهورى اسلامـى مشـورت كرده و با علمإ و روحـانيـون بـا تقـوى و متعهد به جمهورى اسلامـى نيز مشـورت نموده و تـوجه داشته باشند رئيـس جمهور و وكلاى مجلـس از طبقه اى باشنـد كه محروميت و مظلـوميت مستضعفان و محرومان جامعه را لمـس نمـوده و در فكر رفاه آنان باشنـد نه از سرمايه داران و زميـن خـواران و صدرنشينان مرفه و غرق در لذات و شهوات كه تلخـى محـروميت و رنج گرسنگان و پابـرهنه گان را نمـى تـوانند بفهمنـد. و بايد بدانيـم كه اگر رئيـس جمهور و نمايندگان مجلـس شايسته و متعهد به اسلام و دلسـوز براى كشور و ملت باشند بسيارى از مشكلات پيـش نمىآيد و مشكلاتـى اگر باشـد رفع مـى شـود و هميـن معنـى در انتخاب خبرگان براى تعييـن شـوراى رهبرى يا رهبر با ويژگـى خاص بايد در نظر گرفته شـود كه اگر

خبرگان كه با انتخاب ملت تعييـن مـى شونـد از روى كمال دقت و يا مشـورت با مراجع عظام هر عصـر و علمإ بزرگ سرتاسر كشور و متدينيـن و دانشمندان متعهد به مجلـس خبـرگـان بـرونـد بسيـارى از مهمـات و مشكلات به واسطه تعييـــن شايسته ترين و متعهدتـريـن شخصيتها براى رهبرى يا شـوراى رهبـرى پيـش نخواهد آمد ، يا با شايستگـى رفع خـواهد شد. و با نظر باصل يكصدونهم و يكصدودهـم قانـون اساسى ، وظيفه سنگين ملت در تعييـن خبرگان و نمايندگان در تعييـن رهبر يا شوراى رهبرى روشـن خواهد شـد كه انـدك مسـامحه در 
و وصيت اينجانب به رهبـر و شـوراى رهبـرى در ايـن عصـر كه عصـر تهاجـم ابرقـدرتها و وابستگان به آنان در داخل و خارج كشـور به جمهورى اسلامى و در حقيقت به اسلام است در پـوشـش جمهورى اسلامى و در عصـرهـاى آينـده آن است كه خـود را وقف در خــدمت به اسلام و جمهورى اسلامـى و محرومان و مستضعفان بنمايند و گمان ننمايند كه رهبرى فـى نفسه براى آنان تحفه اى است و مقام والايى ، بلكه وظيفه سنگيـن و خطرناكى است كه لغزش در آن اگر خداى نخـواسته با هواى نفـس باشد ننگ ابدى در ايـن دنيا و آتـش غضب خداى قهار در جهان ديگـر در پـى دارد. از خـداونـد منـان هادى بـا تضـرع و ابتهال مى خواهـم كه ما و شما را از ايـن امتحان خطرناك با روى سفيد در حضرت خود بپذيرد و نجات دهد و ايـن خطر قدرى خفيف تر براى روسإ جمهور حال و آينـده و دولتها و دست انـدركاران به حسب درجـات در مسئوليتها نيز است كه بايـد خـداى متعال را حاضر و ناظر و خـود را در محضر مبارك او بـدانند. خـداوند متعال رهگشاى آنان باشد.

 

 

 

 

ح ـ از مهمات امـور ، مسئله قضاوت است كه سـروكار آن بـا جـان و مال و ناموس مردم است. وصيت اينجانب به رهبر و شـوراى رهبرى آن است كه در تعيين عالى تريـن مقام قضايى ك

 

 

 

 

 

 

 

ه در عهده دارند كـوشـش كنند كه اشخاص متعهد سابقه دار و صاحب نظر در امـور شرعى و اسلامى و در سياست را نصب نمايند و از شوراى عالى قضايى مى خـواهـم امر قضـاوت را كه در رژيـم سـابق به وضع اسفناك و غم انگيزى درآمـده بـود با جديت سرو سامان دهند و دست كسانى كه با جان و مال مردم بازى مـى كننـد و آنچه نزد آنان مطـرح نيست عدالت

 

 

 

 

 

اسلامـى است از ايـن كرسـى پر اهميت كـوتاه كنند و با پشتكار و جديت به تـدريج دادگسترى را متحـول نمايند و قضات داراى شرايطى كه انشإالله با جـديت حـوزه هاى علميه

مخصـوصا حـوزه مباركه علميه قـم تـربيت و تعليـم مى شـوند و معرفـى مى گردند به جاى قضاتـى كه شرايط مقرره اسلامـى را ندارند نصب گردند كه انشإالله تعالـى به زودى قضاوت  كسانـى كه اهل هستند از تصـدى ايـن امر سـرباز نزنند و به اشخاص غيـر اهل ميـدان ندهنـد و بـداننـد كه همانطـور كه خطر ايـن مقام بزرگ است اجـر و فضل و ثـواب آن نيز بزرگ است و مـى دانند كه تصـدى قضا براى اهلـش واجب كفايـى است. ط ـ وصيت اينجانب به حـوزه هاى مقدسه علميه آن است كه كرارا عرض نمـوده ام كه در اين زمان كه مخالفيـن

 

اسلام و جمهورى اسلامـى كمر به براندازى اسلام بسته انـد و از هر راه ممكـن بـراى ايـن مقصـد شيطانى كوشـش مى نمايند و يكى از راههاى با اهميت براى مقصد شوم آنان و خطـرناك بـراى اسلام و حـوزه هاى اسلامـى نفـوذ دادن افراد منحرف و تبهكار در حـوزه هاى علميه است كه خطر بزرگ كـوتاه مـدت آن بـدنام نمـودن حـوزه هـا بـا اعمـال نـاشـايسته و اخلاق و روش انحـرافـى است و خطر بسيار عظيـم آن در درازمـدت به مقامات بالا رسيدن يك يا چند نفر شياد كه با آگاهى بر علـوم اسلامـى و جازدن خـود را در بيـن تـوده ها و قشرهاى مردم پاكدل و علاقه مند نمـودن آنان را به خـويـش و ضـربه مهلك زدن به حـوزه هاى اسلامـى و اسلام عزيز و كشور در موقع مناسب مى باشد. و مى دانيـم كه قدرتهاى

بزرگ چپاولگر در ميان جامعه ها افرادى به صـورتهاى مختلف از ملى گراها و روشنفكران مصنـوعى و روحانى نمايان كه اگر مجال يابند از همه پرخطرتر و آسيب رسان ترند ذخيره دارنـد كه گاهـى سـى چهل سال با مشى اسلامى و مقدس مآبـى يا پان ايرانيسـم و وطـن پرستى و حيله هاى ديگر با صبر و بردبارى در ميان ملتها زيست مـى كننـد و در مـوقع مناسب مإمـوريت خـود را انجام مـى دهند. و ملت عزيز ما در ايـن مدت كـوتاه پـس از پيروزى انقلاب نمونه هايى از قبيل مجاهد خلق و فدايى خلق و توده ايها و ديگر عناويـن ديده اند و لازم است همه با هشيارى ايـن قسـم توطئه را خنثى نمايند و از همه لازم تر حوزه هاى علميه است كه تنظيـم و تصفيه آن بـا مـدرسيـن محتـرم و افــاضل سابقه دار است با تأيد مـراجع وقت. و شايـد تز نظم در بـى نظمـى است از القأات شـوم هميـن نقشه ريزان و تـوطئه گران باشد. در هر صورت وصيت اينجانب آن است كه در همه اعصار خصـوصا در عصـر حاضر كه نقشه ها و تـوطئه ها سـرعت وقـوت گـرفته است ، قيام بـراى نظام دادن به حـوزه ها لازم و ضـرورى است كه علمإ و مـدرسيـن و افاضل عظيـم الشإن صرف وقت نموده و با برنامه د

قيق صحيح حوزه ها را و خصـوصا حوزه علميه قـم و سايـر حـوزه هاى بزرگ و با اهميت را در ايـن مقطع از زمـان از آسيب حفظ نمـاينـد و لازم است علمـــإ و مـدرسيـن محتـرم نگذارنـد در درسهايـى كه مـربـوط بفقاهت است و حـوزه هاى فقهى و اصـولـى از طريقه مشايخ معظم كه تنها راه براى حفظ فقه اسلامـى است منحرف شـوند و كـوشـش نماينـد كه هر روز بر دقتهاو بحث و نظرها و ابتكار و تحقيق ها افزوده شـود و فقه سنتى كه ارث سلف صـالح است و انحـراف از آن سست شـدن اركـان تحقيق و تـدقيق است محفـوظ بمانـد و تحقيقات بـرتحقيقات اضـافه گـردد و البته در رشته هاى ديگـرعلـوم به مناسبت احتياجـات كشـور و اسلام برنامه هايى تهيه خـواهد شد و رجالى در آن رشته تربيت بايد شـود و از بالاترين و والاتريـن حـوزه هايى كه لازم است به طـور همگانـى مورد تعليـم و تعلم قرار گيرد ، علـوم معنوى اسلامى از قبيل علـم اخلاق و تهذيب نفـس و سير و سلوك الى الله رزقنا الله و اياكـم ، كه جهاد اكبر مـى باشـد .

قـال رسـول الله صلـى الله عليه و آله و سلـم: انـى تـارك فيكــم الثقليـن كتاب الله و عترتى أهل بيتى فانهما لـن يفتـرقا حتـى يردا على الحـوض.
الحمدلله و سبحانك اللهم صل علـى محمـد و آله مظاهـر جمـالك و جلالك و خزان أسـرار كتـابك الذى تجلـــى فيه الأحـدية بجميع أسمائك حتـى المستأثر منها الذى لايعلمه غيرك و اللعن علـى ظالميـهم أصل الشجــرة الخبيثة .
و بعد اين جانب مناسب مى دانم كه شمه كوتاه و قاصر در باب ثقليـن تذكر دهم ، نه از حيث مقامات غيبى و معنوى و عرفانى كه قلـم مثل منـى عاجز است از جسارت در مرتبه اى كه عرفان آن بـر تمام دأره وجـود از ملك تا ملكـوت اعلى و از آنجا تا لاهـوت و آنچه در فهم مـن و تو نايد سنگين و تحمل آن فوق طاقت ، اگر نگويم ممتنع است. و نه از آنچه بر بشريت گذشته است از مهجور بـودن از حقايق مقام والاى ثقل اكبر و ثقل كبير كه از هـر چيز اكبر است جز ثقل اكبـر كه اكبـر مطلق است و نه از آنچه گذشته است بـرايـــن دو ثقل از دشمنان خـدا و طاغوتيان بازيگر كه شمارش آن براى مثل منـى ميسر نيست با قصـور اطلاع و وقت محدود ، بلكه مناسب ديدم اشاره اى گذرا و بسيـار كـوتـاه از آنچه بـر ايـن دو ثقل گذشته است بنمـايـم. شايد جمله لـن يفترقا حتـى يردا على الحـوض اشاره باشد براينكه بعد از وجود مقدس رسول الله صلى الله عليه وآله و سلـم هر چه بر يكـى از ايـن دو گذشته است بر ديگرى گذشته است و مهجـوريت هريك مهجوريت ديگرى است تا آنگاه كه ايـن دو مهجـور بر رسـول خدا در حوض وارد شوند. و آيا ايـن حـوض مقام اتصال كثرت به وحدت است و اضمحلال قطرات در دريا است يا چيزى ديگر كه به عقل و عرفان بشـر راهى ندارد و بايد گفت آن ستمى كه از طاغوتيان برايـن دو وديعه رسـول اكرم صلـى الله عليه وآله و سلـم گذشته برامت مسلمان بلكه بـر بشـريت گذشته است كه قلــم از آن عاجز است . و ذكر اين نكته لازم است كه حديث ثقلين متواتر بين جميع مسلميـن است و كتب اهل سنت از صحاe ششگانه تا كتب ديگـر آنان بـا الفاظ مختلفه و موارد مكرره از پيغمبراكرم صلى الله عليه وآله و سلـم به طـور متـواتـر نقل شـده است و ايـن حـديث شريف حجت قاطع است بـرجميع بشر بـويژه مسلمانان مذاهب مختلف و بايـد همه مسلمانان كه حجت برآنان تمام است جـوابگـوى آن باشنـد و اگـر عذرى بـراى جـاهلان بـى خبـر بـاشـد بـراى علمــاى مذاهب نيست . اكنـون ببينيـم چه گذشته است بـر كتـاب خـدا ايـن وديعه الهى و مـاتـرك پيامبـر اسلام صلـى الله عليه وآله و سلـم. مسـأل إسف انگيزى كه بايـد بـراى آن خـون گـريه كـرد ، پـس از شهادت حضـرت على (ع) شروع شد .
خود خـواهان و طاغوتيان ، قـرآن كريـم را وسيله اى كـردنـد بـراى حكـومتهاى ضد قرآنى و مفسران حقيقى قرآن و آشنايان به حقايق را كه سراسـر قرآن را از پيامبـر اكرم صلـى الله عليه وآله و سلـم دريافت كرده بودند و نداى انى تارك فيكـم الثقلان در گوششان بود بـا بهانه هاى مختلف و تـوطئه هاى از پيـش تهيه شـده آنان را عقب زده و با قـرآن ، در حقيقت قـرآن را كه بـراى بشـريت تا ورود به حوض بزرگتريـن دستـور زندگانى مادى و معنوى بـود و هست از صحنه خارج كردند و برحكـومت عدل الهى كه يكـى از آرمانهاى ايـن كتاب مقدس بوده و هست خط بطلان كشيدند و انحراف از ديـن خدا و كتاب و سنت الهى را پايه گذارى كردنـد تا كار به جأى رسيـد كه قلـم از شرح آن شرمسار است. و هر چه ايـن بنيان كج به جلـو آمـد

كج ها و انحـرافها افزون شـد تا آنجا كه قـرآن كـريـم را كه بـراى رشـد جهانيـان و نقطه جمع همه مسلمـانـان بلكه عأله بشـرى از مقـام شامخ احـديت به كشف تام محمدى(ص) تنزل كرد كه بشريت را به آنچه بايد برسند ، برسانـد و اين وليده علـم الاسمإ را از شر شياطيـن وطاغوتها رها سازد و جهان را به قسط و عدل رسـانـد و حكـومت را به دست اوليإ الله معصـوميـن عليهم صلـوات الاوليـن و الاخـريـن بسپارد تا آنان به هر كه صلاح بشريت است بسپارنـد ، چنان از صحنه خارج نمـودند كه گـوئى نقشـى براى هـدايت نـدارد و كار به جأى رسيد كه نقـش قرآن به دست حكومتهاى جأر و آخـوندهاى خبيث بدتر از طاغوتيان وسيله اى براى اقامه جور و فساد و تـوجيه ستمگران و معانـدان حق تعالـى شـد و مع الاسف به دست دشمنـان تـوطئه گــر و دوستان جاهل ، قرآن ايـن كتاب سرنوشت ساز ، نقشى جز در گـورستانها و مجالـس مردگان نداشت و ندارد و آنكه بايد وسيله جمع مسلمانان و بشريت و كتاب زندگـى آنان باشد ، وسيله تفرقه و اختلاف گرديد و يا به كلـى از صحنه خارج شـد ، كه ديديـم اگر كسـى دم از حكـومت اسلامى برمىآورد و از سياست كه نقـش بزرگ اس

لام و رسـول بزرگـوار صلـى الله عليه وآله و سلـم و قـرآن و سنت مشحـون آن است سخــن مى گفت گـوئى بزرگتريـن معصيت را مرتكب شده و كلمه آخـوند سياسى مـوازن با آخـوند بـى ديـن شـده بـود و اكنـون نيز است. و اخيرا قدرتهاى شيطانى بزرگ به وسيله حكـومتهاى منحرف خارج از تعليمات اسلامـى كه خـود را به دروغ به اسلام بسته انـد بـراى محـو قرآن و تثبيت مقاصـد شيطـانـى ابـر قـدرتها ، قـرآن را با خط زيبـا طبع مى كنند و به اطراف مـى فرستند و با ايـن حيله شيطانى قرآن را از صحنه خارج مـى كننـد. ما همه ديـديـم قرآنـى را كه محمـدرضا خان پهلوى طبع كرد و عده اى را اغفال كرد و بعضى آخـوندهاى بى خبر از مقاصد اسلامى هـم مداح او بـودند و مى بينيـم كه ملك فهد هر سال مقدار زيادى از ثروتها

ى بـى پايان مردم را صرف طبع قرآن كريـم و محال تبليغات مذهب ضـد قرآنـى مـى كند و وهابيت ايـن مذهب سراپا بى اساس و خرافاتى را ترويج مى كند و مردم و ملتهاى غافل را سـوق به سوى ابر قدرتها مى دهد و از اسلام عزيز و قرآن كريـم براى هدم اسلام و قرآن بهره بردارى مـى كند. ما مفتخريـم و ملت عزيز سرتاپا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است كه پيرو مذهبى است كه مى خـواهد حقايق قرآنـى كه سراسـر آن از وحـدت بين مسلميـن بلكه بشريت دم مى زند ، از مقبره ها و گورستانها نجات داده و به عنوان بزرگتريـن نسخه نجات دهنـده بشر از جميع قيـودى كه بـر پاى و دست و قلب و عقل او پيچيده است و او را به سـوى فنا و نيستى وبردگى و بندگى طاغوتيان مـى كشانـد ، نجات دهـد. و ما مفتخـريـم كه پيرو مذهبـى هستيـم كه رسـول خدا مـوسـس آن به إمر خـداوند تعالـى بـوده و اميرالمـومنين على بـن ابى طالب ايـن بنده رها شده از تمام قيود ، مإمـور رها كردن بشر از تم

ام اغلال و بردگيها است. ما مفتخريـم كه كتاب نهج البلاغه كه بعد از قرآن بزرگتريـن دستور زندگى مادى و معنوى و بالاتريـن كتاب رهأى بخـش بشر است و دستورات معنوى و حكـومتـى آن بـالاتـريـن راه نجـات است ، از امام معصـوم ما است. ما مفتخريم كه أمه معصوميـن از على بـن ابى طالب گرفته تا منجى بشـر حضـرت مهدى صـاحب زمـان عليهم آلاف التحيـات و السلام كه به قدرت خداوند قادر زنده و ناظر امـور است أمه ما هستند. ما مفتخريـم كه ادعيه حيات بخـش كه او را قرآن صاعد مـى خـوانند از أمه معصـوميـن ما است. ما به مناجـات شعبـانيه امامـان و دعاى عرفات حسين بـن على عليهما السلام و صحيفه سجاديه ايـن زبـور آل محمد و صحيفه فاطميه كه كتاب الهام شده از جانب خـداوند تعالـى به زهراى مرضيه است از ما است .

ما مفتخريـم كه باقرالعلـوم بالاتريـن شخصيت تاريخ است و كسى جز خـداى تعالـى و رسـول صلـى الله عليه وآله و أمه معصـوميــــن عليهم السلام ، مقام او را درك نكرده و نتوانند درك كرد ، از مااست.
و مـا مفتخـريـم كه مذهب مـا جعفـرى است كه فقه مـا كه دريــاى بـى پـايان است يكـى از آثـار اوست و مـا مفتخـريـم به همه أمه معصـوميـن عليهم صلـوات الله و متعهد به پيـروى آنـانيــم .
ما مفتخريم كه أمه معصوميـن ما صلوات الله و سلامه عليهم درراه تعالى ديـن اسلام و در راه پياده كردن قرآن كريم كه تشكيل حكومت عدل يكـى از ابعاد آن است در حبـس و تبعيـد به سر برده و عاقبت در راه برانـدازى حكـومتهاى جأرانه و طاغوتيان زمان خـود شهيد شـدند. و ما امروز مفتخريم كه مـى خـواهيـم مقاصد قرآن و سنت را پياده كنيم و اقشار مختلفه ملت ما در ايـن راه بزرگ سرنوشت ساز سـر از پـا نشناخته جان و مال و عزيزان خـود را نثـار راه خـدا مى كنند .
ما مفتخـريـم كه بـانـوان و زنان پيـر و جـوان و خـرد و كلان در صحنه هاى فرهنگـى و اقتصادى و نظامى حاضر و همدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن كريـم فعاليت دارند. و آنان كه تـوان جنگ دارند در آمـوزش نظامى كه براى دفاع از اسلام و كشـور اسلامـى از واجبـات مهم است شـركت و از محـروميتهأى كه تـوطئه دشمنان و نا آشنأى دوستـان از احكـام اسلام و قـرآن بـر آنها بلكه بـراسلام و مسلمـانـان تحميل نمـودنـد ، شجــــاعانه و متعهدانه خـود را رهانـده و از قيـد خـرافاتـى كه دشمنان بـراى منافع خود به دست نادانان و بعضـى آخـونـدهاى بـى اطلاع از مصالح مسلميـن به وجـود آورده بـودند خارج نموده اند. و آنان كه تـوان جنگ ندارند در خدمت پشت جبهه به نحـو ارزشمندى كه دل ملت را از شـوق و شعف به لـرزه در مـىآورد و دل دشمنان و جاهلان بـدتـر از دشمنان را از خشـم و غضب مـى لـرزاند اشتغال دارنـد. و ما مكـرر ديديـم كه زنان بزرگوارى زينب گونه عليها سلام الله فرياد مى زنند كه فرزنـدان خـود را از دست داده و در راه خـداى تعالـى و اسلام عزيز از همه چيز خـود گذشته و مفتخرند به ايـن امر و مـى داننـد آنچه به دست آورده انـد بالاتـر از جنات نعيـم است چه رسـد بمتاع نـاچيز دنيـا ، و ملت مـا بلكه ملتهاى اسلامـى و مستضعفــان جهان مفتخـرنـد به اينكه دشمنان آنان كه دشمنـان خـداى بزرگ و قـرآن كريـم و اسلام عزيزند درندگانى هستند كه از هيچ جنايت و خيانتـى براى مقاصد شـوم جنايتكارانه خـود دست نمى كشند و براى رسيدن به رياست و مطامع پست خـود دوست و دشمـن را نمـى

شناسنـد و در رإس آنان آمريكا ايـن تروريست بالذات دولتـى است كه سرتاسر جهان را به آتش كشيده و هـم پيمان او صهيونيست جهانى است كه براى رسيدن به مطامع خود جناياتى مرتكب مى شود كه قلم ها از نوشتـن و زبانها از گفتـن آن شرم دارنـد و خيال ابلهانه اسـرأيل بزرگ ، آنان را به هـر جنـايتـى مـى كشـانـد. و ملتهاى اسلامـى و مستضعفـان جهان مفتخرند كه دشمنان آنها حسين اردنـى ايـن جنايت پيشه دوره گرد ، و حسـن و حسنـى مبارك هـم آخـور با اسرأيل جنايتكارند و در راه خـدمت به آمريكا و اسـرأيل از هيچ خيانتـى به ملتهاى خـود روى گردان نيستنـد. و ما مفتخريـم كه دشمـن ما صـدام عفلقـى است كه دوست و دشمـن او را به جنايت كارى و نقض حقوق بيـن المللى و حقوق بشـر مـى شناسند و همه مـى داننـد كه خيانتكارى او به ملت مظلـوم عراق و شيخ نشينان خليج ، كمتـر از خيانت به ملت ايـران نباشـد و مـا و ملتهاى مظلـوم دنيـا مفتخـريـم كه رسـانه هـاى گـروهــى و دستگـاههاى تبليغات جهانـى ، ما و همه مظلـومـان جهان را به هـر جنايت و خيانتـى كه ابرقـدرتهاى جنايتكار دستـور مـى دهنـد متهم مـى كننـد . كـدام افتخار با

لاتر و والاتـر از اينكه آمريكا با همه ادعاهـايـش و همه سـاز و بـرگهاى جنگيــش و آن همه دولتهاى سرسپرده اش و به دست داشتـن ثروتهاى بـى پايان ملتهاى مظلـوم عقب افتاده و در دست داشتـن تمام رسانه هاى گروهى در مقابل ملت غيور ايران و كشـور حضـرت بقيه الله ارواحنا لمقـدمه الفـدإ آن چنان وامانده و رسـوا شده است كه نمى داند به كه متـوسل شـود و رو به هر كـس مى كند جـواب رد مى شنـود و ايـن نيست جز به مددهاى غيبـى حضرت بارى تعالى جلت عظمته كه ملت ها را بـويژه ملت ايران اسلامى را بيدار نموده و از ظلمات ستمشاهى به نـور اسلام هدايت نمـوده. مـن اكنـون به ملتهاى شـريف ستمـديـده و به ملت عزيز ايــــران توصيه مى كنـم كه از ايـن راه مستقيـم الهى كه نه به شرق ملحد و نه به غرب ستمگر كافر وابسته است بلكه به صراطـى كه خـداوند به آنها نصيب فرموده است محكـم و استـوار و متعهد و پايدار پاىبند بـوده و لحظه اى از شكـر ايـن نعمت غفلت نكـرده و دستهاى ناپـاك عمال ابرقدرتها چه عمال خارجى و چه عمال داخلـى بدتر از خارجـى تزلزلـى در نيت پاك و اراده آهنيـن آنان رخنه نكند و بدانند كه هر چه رسانه هاى گروهى عالم و قدرتهاى شيطانـى غرب و شرق اشتلـم مـى زنند دليل بر قـدرت الهى آنان است و خـداوند بزرگ سزاى آنان را ، هم در ايـن عالم و هـم در عوالـم ديگر خـواهد داد انه ولـى النع

م و بيـده ملكـوت كل شـىء و بـا كمـال جـد و عجز از ملتهاى مسلمان مـى خـواهـم كه از أمه اطهار و فـرهنگ سياسـى ، اجتماعى ، اقتصادى ، نظامى ايـن بزرگ راه نمايان عالم بشريت به طور شايسته و به جان و دل و جان فشانـى و نثـار عزيزان پيـروى كننـد. از آن جمله دست از فقه سنتـى كه بيـان گـر مكتب رسـالت و امـامت است و ضامـن رشد و عظمت ملتها است چه احكام اوليه و چه ثانـويه كه هر دو مكتب فقه اسلامى است ، ذره اى منحرف نشـوند و به وسـواس خناسان معاند با حق و مذهب گـوش فرا ندهند و بدانند ق نمـاز جمعه از بزرگتـريـن عنايات حق تعالـى بـر جمهورى اسلامـى ايـران است و از آن جمله مـراســـم عزادارى أمه اطهار و بـويژه سيدمظلـومان و سـرور شهيـدان حضرت ابـى عبـدالله الحسيـن صلـوات وافر الهى و انبيإ و ملأكه الله و صلحإ بر روح بزرگ حماسـى او بـاد هيچگـاه غفلت نكننـد . و بـداننـد آنچه دستـور أمه عليهم السلام براى بزرگداشت ايـن حماسه تاريخى اسلام است و آنچه لعن و نفريـن بـر ستمگـران آل بيت است تمام ، فـرياد قهرمانانه ملتها است بر سردمداران ستـم پيشه در طـول تاريخ الى الابـد. و مـى دانيد كه لعن و نفريـن و فرياد از بيـداد بنـى اميه لعنت الله عليهم با آن كه آنان منقرض و به جهنـم رهسپار شـده اند فرياد بر سر ستمگران جهان و زنده نگهداشتـن ايـن فرياد ستم شكـن است. و است در نـوحه ها و اشعار مرثيه و اشعار ثناى از أمه حق عليهم سلام الله به طـور كوبنده فجايع و ستمگريهاى ستمگران هر عصر و مصر يادآورى شود و در ايـن عصر كه عصر مظلوميت جهان اسلام به دست آمـريكا و شـوروى و ساير وابستگان به آنان و از آن جمله آل سعود اين خأنيـن به حرم بزرگ الهى لعنت الله و ملأكته و رسله عليهم است به طـور كـوبنده يادآورى و لعن و نفريـن شـود. و همه بايد بـدانيـم كه آنچه مـوجب وحـدت بين مسلمين است ايـن مراسـم سياسـى است كه حافظ مليت مسلميـن بـويژه شيعيان أمه اثنـى عشـر عليهم صلـوات الله وسلـم . و آنچه لازم است تذكر دهـم آن است كه وصيت سياسى الهى ايـن جانب اختصاص به ملت عظيـم الشإن ايران ندارد بلكه تـوصيه به جميع ملل اسلامى و مظلومان جهان از هر ملت و مذهب مى باشد . از خداوند عز و جل عاجزانه خـواهانـم كه لحظه اى ما و ملت ما را به خود واگذار نكند و از عنايات غيبى خود به ايـن فرزندان اسلام و رزمنـدگـان عزيز لحظه اى دريغ نفـرمـايـــد .
روح الله الموسوى الخمينى

اهميت انقلاب شكـوهمنـد اسلامـى كه دستآورد ميليــونها انسان ارزشمند و هزاران شهيد جاويد آن و آسيب ديدگان عزيز ، ايـن شهيدان زنـده است و مـورد اميـد ميليـونها مسلمانان و مستضعفان جهان است به قدرى است كه ارزيابى آن از عهده قلـم و بيان والاتر و بـرتـر است ، اينجانب روح الله مـوسـوى خمينـى كه از كرم عظيـم خداوند متعال با همه خطايا مإيوس نيستـم و زادراه پرخطرم همان دلبستگـى به كرم كريـم مطلق است به عنـوان يك نفر طلبه حقير كه همچـون ديگـر بـرادران ايمـانـى اميـد به ايـن انقلاب و بقـــاء دست آوردهاى آن و به ثمر رسيـدن هر چه بيشتـر آن دارم به عنـوان وصيت به نسل حاضـر و نسل هاى عزيز آينده مطالبـى هرچنـد تكـرارى عرض مى نمايم و از خداوند بخشاينده مى خواهم كه خلوص نيت در ايـن تذكرات عنايت فرمايد :
۱ ـ مـا مـى دانيـم كه ايـن انقلاب بزرگ كه دست جهان خــــواران و ستمگران را از ايران بزرگ كـوتاه كـرد با تإييـدات غيبـى الهى پيروز گرديـد. اگـر نبـود دست تـواناى خـداوند امكان نـداشت يك جمعيت سى وشـش ميليونى با آن تبليغات ضداسلامى و ضد روحانى خصوص در ايـن صدسال اخير و با آن تفرقه افكنيهاى بـى حساب قلـم داران و زبان مردان در مطبوعات و سخنرانى ها و مجالـس و محافل ضداسلامى و ضـد ملـى به صـورت مليت و آن همه شعرها و بذله گـوئيها و آن همه مراكز عياشـى و فحشإ و قمار و مسكرات و مـواد مخـدره كه همه و همه براى كشيدن نسل جـوان فعال كه بايد در راه پيشرفت و تعالى و تـرقـى ميهن عزيز خـود فعاليت نماينـد به فساد و بـى تفاوتـى در پيشامـدهاى خـأنانه كه به دست شاه فاسـد و پـدر بـى فـرهنگـش و دولتها و مجالـس فرمايشـى كه از طرف سفارتخانه هاى قدرتمندان بر ملت تحميل مـى شـد و از همه بـدتر وضع دانشگاهها و دبيرستانها و مراكز آمـوزشـى كه مقدرات كشـور به دست آنان سپرده مـى شد با به كار گـرفتـن معلمان و استادان غرب زده يا شـرق زده صددرصـد مخالف اسلام و فرهنگ اسلامـى بلكه ملى صحيح با نام مليت و ملـى گرايى گر چه در بين آنان مردانى متعهد و دلسوز بودند لكـن با اقليت فاحش آنان و در تنگنا قرار دادنشان كار مثبتـى نمـى تـوانستنـد انجام دهنـد و با ايـن همه و دهها مسأل ديگـر از آن جمله به انزوا و عزلت كشيدن روحانيان و با قـدرت تبليغات به انحراف فكرى كشيـدن بسيارى از آنان ، ممكـن نبود اين ملت با اين وضعيت يكپارچه قيام كننـد و در سرتاسـر كشـور با ايـده واحـد و فـرياد الله اكبـر و فـداكاريهاى حيرت آور و معجزهآسا تمام قـدرتهاى داخل و خارج را كنار زده و خـود مقـدرات كشـور را به دست گيـرد. بنابـرايـن شك نبايد كرد كه انقلاب اسلامـى ايران از همه انقلابها جداست ، هـم در پيدايـش و هم در كيفيت مبارزه و هـم در انگيزه انقلاب و قيام. و ترديد نيست كه ايـن يك تحفه الهى و هديه غيبى بـوده كه از جانب خداوندمنان برايـن ملت مظلـوم غارت زده عنايت شده است .
۲ ـ اسلام و حكـومت اسلامـى پديده الهى است كه با به كار بستن آن سعادت فرزنـدان خـود را در دنيا و آخرت به بالاترين وجه تإميـن مـى كند و قدرت آن دارد كه قلـم سرخ بر ستمگريها و چپاول گريها و فسادها و تجاوزها بكشد و انسانها را به كمال مطلوب خـود برساند و مكتبـى است كه بر خلاف مكتبهاى غير تـوحيدى در تمام شئون فردى و اجتماعى و مادى و معنـوى و فرهنگى و سياسى و نظامى و اقتصادى دخـالت و نظارت دارد و از هيچ نكته ولـو بسيـار نـــاچيز كه در تربيت انسان و جامعه و پيشرفت مادى و معنـوى نقـش دارد فروگذار ننموده است و مـوانع و مشكلات سـر راه تكامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و برفع آن كوشيده است. اينك كه به تـوفيق و تإييد خداوند ، جمهورى اسلامى با دست تـواناى ملت متعهد پايه ريزى شده و آنچه در ايـن حكومت اسلامى مطرح است اسلام و احكام مترقى آن است ، بـرملت عظيـم الشـإن ايـران است كه در تحقق محتـواى آن به جميع ابعاد و حفظ و حـراست آن بكـوشنـد كه حفظ اسلام در رإس تمـــام واجبـات است ، كه انبيـإ عظام از آدم عليه السلام تـا خـاتــــم النبييـن صلى الله عليه وآله و سلـم در راه آن كوشـش و فداكارى جان فرسا نمـوده اند و هيچ مانعى آنان را از ايـن فريضه بزرگ باز نـداشته و همچنيـن پـس از آنان اصحـاب متعهد و أمه اسلام عليهم صلوات الله با كوششهاى تـوان فرسا تا حد نثار خون خـود در حفظ آن كـوشيـده انـد و امروز بر ملت ايران خصـوصا و بـر جميع مسلمانان عمـوما واجب است ايـن امانت الهى را كه در ايـران به طـور رسمـى اعلام شده و در مدتـى كـوتاه نتايج عظيمـى به بار آورده با تمام تـوان حفظ نموده و در راه ايجاد مقتضيات بقإ آن و رفع موانع و مشكلات آن كـوشـش نماينـد و اميـد است كه پرتـو نـور آن بـرتمام كشـورهاى اسلامـى تابيدن گرفته و تمام دولتها و ملتها با يكديگر تفاهم در ايـن امر حياتى نمايند و دست ابرقدرتهاى عالـم خوار و جنايتكاران تاريخ را تا ابـد از سر مظلـومان و ستمـديدگان جهان كـوتاه نمايند . اينجانب كه نفـس هاى آخر عمر را مى كشـم به حسب وظيفه ، شطـرى از آنچه در حفظ و بقإ ايـن وديعه الهى دخالت دارد و شطرى از مـوانع و خطرهايـى كه آن را تهديد مـى كنند براى نسل حاضر و نسل هاى آينده عرض مى كنـم و توفيق و تإييد همگان را از درگـاه پـروردگـار عالميـان خـواهـانــم .
الف ـ بـى تـرديـد رمز بقإ انقلاب اسلامـى همان رمز پيروزى است و رمز پيـروزى را ملت مـى داند و نسل هاى آينـده در تاريخ خـواهنـد خواند كه دو ركـن اصلى آن انگيزه الهى و مقصد عالى حكومت اسلامى و اجتماع ملت در سراسر كشـوربا وحـدت كلمه براىهمان انگيزه ومقصد. اينجـانب به همه نسل هـاى حـاضـر و آينـده وصيت مـى كنـم كه اگـر بخـواهيـد اسلام و حكـومت الله بـرقـرار باشـد ، و دست استعمار و استثمارگران خارج و داخل از كشورتان قطع شـود ايـن انگيزه الهى را كه خـداوند تعالـى در قرآن كريـم برآن سفارش فرمـوده است از دست نـدهيـد و در مقابل ايـن انگيزه كه رمز پيـروزى و بقـإ آن است ، فرامـوشى هدف و تفرقه و اختلاف است. بى جهت نيست كه بـوقهاى تبليغاتى در سراسر جهان و وليده هاى بـومى آنان تمام تـوان خـود را صرف شايعه ها و دروغ هاى تفرقه افكـن نمـوده اند و ميلياردهادلار بـراى آن صـرف مى كننـد. بـى انگيزه نيست سفـرهاى دأمـى مخالفان جمهورى اسلامـى به منطقه و مع الاسف در بيـن آنان از سردمـداران و حكـومتهاى بعض كشـورهاى اسلامـى كه جزبه منـافع شخصـى خـود فكـر نمى كنند و چشـم و گـوش بسته تسليـم آمريكا هستند ديده مى شـود و بعض از روحانـى نماها نيز به آنان ملحقند. امروز و در آتيه نيز آنچه براى ملت ايران و مسلمانان جهان بايـد مطرح باشـد و اهميت آن را در نظر گيـرنـد ، خنثـى كـردن تبليغات تفـرقه افكـن خــانه برانداز است. توصيه اينجانب به مسلميـن و خصوص ايرانيان بـويژه در عصـر حاضر آن است كه در مقابل ايـن تـوطئه ها عكـس العمل نشان داده و به انسجام و وحـدت خـود به هر راه ممكـن افزايـش دهند و كفـار و منـافقـان را مـإيـوس نمـاينـد .
ب ـ از تـوطئه هاى مهمى كه در قرن إخير ، خصوصا در دهه هاى معاصر و بـويژه پـس از پيروزى انقلاب آشكارا به چشـم مى خـورد ، تبليغات دامنه دار با ابعاد مختلف براى مإيوس نمـودن ملتها و خصـوص ملت فـداكار ايران از اسلام است ، گاهـى ناشيانه و با صـراحت به اينكه احكام اسلام كه هزار و چهارصد سال قبل وضع شده است نمى تـواند در عصـر حاضر كشـورها را اداره كنـد يا آنكه اسلام يك ديـن ارتجاعى است و با هر نـوآورى و مظاهـر تمـدن مخالف است و در عصـر حاضـر نمـى شود كشـورها از تمدن جهانـى و مظاهر آن كناره گيرند و امثال ايـن تبليغات ابلهانه و گـاهـى مـوذيـانه و شيطنتآميز به گـونه طـرفـدارى از قـداست اسلام كه اسلام و ديگـر اديان الهى سـروكـار دارنـد با معنـويات و تهذيب نفـوس و تحذير از مقامات دنيايـى و دعوت به تـرك دنيـا و اشتغال به عبـادات و اذكـــار و ادعيه كه انسان را به خداى تعالـى نزديك و از دنيا دور مى كند و حكـومت و سياست و سررشته دارى برخلاف آن مقصـد و مقصـود بزرگ و معنـوى است چه اينها تمـام بـراى تعميـر دنيا است و آن مخـالف مسلك انبيإ عظام است و مع الاسف تبليغ به وجه دوم در بعض از روحـانيــــان و متدينان بى خبر از اسلام تإثير گذاشته كه حتى دخالت در حكـومت و سياست را به مثـابه يك گنـاه و فسق مـى دانستنـد و شـايـد بعضـى بـداننـد و ايـن فـاجعه بزرگـى است كه اسلام مبتلاى به آن بــود. گـروه اول كه بـايـد گفت از حكـومت و قـانـون و سياست يـا اطلاع ندارند يا غرضمندانه خـود را به بـى اطلاعى مـى زننـد زيرا اجـرإ قـوانيـن بـر معيار قسط و عدل و جلـوگيـرى از ستمگـرى و حكـومت جـأرانه و بسط عدالت فـردى و اجتماعى و منع از فساد و فحشإ و انواع كجرويها و آزادى برمعيار عقل و عدل و استقلال و خـودكفأى و جلـوگيـرى از استعمار و استثمار و استعبـاد و حـدود و قصاص و تعزيرات بر ميزان عدل براى جلـوگيرى از فساد و تباهـى يك جامعه و سياست و راه بردن جامعه به موازيـن عeل و عدل و انصاف و صدها از ايـن قبيل ، چيزهايى نيست كه با مرور زمان در طـول تاريخ بشر و زندگى اجتماعى كهنه شـود. ايـن دعوى به مثابه آن است كه گفته شود. قـواعد عقلى و رياضـى در قرن حاضر بايد عوض شـود و به جاى آن قـواعد ديگر نشانـده شـود. اگر در صـدر خلقت ، عدالت اجتماعى بايد جارى شود و از ستمگرى و چپاول و قتل بايـد جلـوگيرى شـود ، امروز چـون قرن اتـم است آن روش كهنه شده و ادعاى آنكه اسلام با نوآوردها مخالف است همان سان كه محمدرضا پهلوى مخلـوع مى گفت كه اينان مـى خـواهند با چارپايان در ايـن عصـر سفر كننـد يك اتهام ابلهانه بيـش نيست. زيرا اگر مراد از مظاهر تمـدن و نـوآوردها ، اختـراعات و ابتكارات و صنعتهاى پيشرفته كه در پيشـرفت و تمـدن بشر دخالت دارد ، هيچگاه اسلام و هيچ مذهب تـوحيـدى با آن مخالفت نكرده و نخواهد كرد بلكه علـم و صنعت ، مورد تإكيد اسلام و قرآن مجيـد است و اگر مراد از تجـدد و تمـدن به آن معنـى است كه بعض روشنفكران حـرفه اى مـى گـوينـد كه آزادى در تمام منكرات و فحشإ حتى هم جنس بازى و از ايـن قبيل ، تمام اديان آسمانى و دانشمندان و عقلا بـا آن مخـالفنـد گـر چه غرب و شـرق زدگـان به تقليــــد كـوركـورانه آن را تـرويج مـى كننـد. و امـا طـايفه دوم كه نقشه مـوذيانه دارند و اسلام را از حكـومت و سياست جدا مـى دانند بايد به ايـن نادانان گفت كه قـرآن كريـم و سنت رسـول الله صلـى الله عليه وآله آن قـدر كه در حكـومت و سياست احكام دارنـد در سايـر چيزها نـدارنـد بلكه بسيار از احكام عبادى اسلام ، عبـادى سياسـى است كه غفلت از آنها ايـن مصيبتها را به بـار آورده. پيغمبـــر اسلام(ص) تشكيل حكـومت داد مثل سـايـر حكـومتهاى جهان لكـن بــا انگيزه بسط عدالت اجتمـاعى و خلفـإ اول اسلامـى حكـومتهاى وسيع داشته انـد و حكـومت علـى بـن إبـى طالب عليه السلام نيز بـا همان انگيزه به طور وسيع تر و گسترده تر از واضحات تاريخ است و پـس از آن به تدريج حكومت به اسـم اسلام بوده و اكنون نيز مدعيان حكومت اسلامـى به پيـروى از اسلام و رسـول اكـرم صلــــى الله عليه وآله بسيارند . اينجانب در ايـن وصيت نامه با اشاره مى گذرم ولى اميـد آن دارم كه نـويسنـدگان و جامعه شناسان و تـاريخ نـويسان ، مسلمانان را از ايـن اشتباه بيـرون آورنـد. و آنچه گفته شـده و مى شـود كه انبيإ عليهم السلام به معنـويات كار دارند و حكـومت و سـررشته دارى دنيايـى مطـرود است و انبيإ و اوليإ و بزرگان از آن احتراز مى كردند و ما نيز بايد چنيـن كنيم ، اشتباه تإسفآورى است كه نتايج آن به تباهـى كشيدن ملتهاى اسلامـى و باز كردن راه بـراى استعمارگران خونخـوار است زيرا آنچه مردود است حكـومتهاى شيطـانـى و ديكتـاتـورى و ستمگـرى است كه بـراى سلطه جـويـــى و انگيزه هاى منحـرف و دنيايـى كه از آن تحذير نمـوده انـد جمعآورى ثروت و مال و قدرت طلبـى و طاغوت گرايى است و بالاخره دنيايـى است كه انسان را از حق تعالـى غافل كنـد. و اما حكـومت حق براى نفع مستضعفان و جلوگيرى از ظلـم و جـور و اقامه عدالت اجتماعى همان است كه مثل سليمان بـن داود و پيامبـر عظيـم الشـإن اسلام صلـى الله عليه وآله و إوصيإ بزرگـوارش براى آن كـوشـش مى كردند از بزرگتـريـن واجبات و اقامه آن از والاتـريـن عبادات است ، چنانچه سياست سالـم كه در ايـن حكـومتها بـوده از امور لازمه است. بايد ملت بيدار و هشيار ايران با ديد اسلامـى ايـن تـوطئه ها را خنثـى نمايند و گـويندگان و نـويسندگان متعهد به كمك ملت بـرخيزنـد و دست شياطين تـوطئه گر را قطع نماينـد .
ج ـ و از همين قماش توطئه ها و شايد موذيانه تر شايعه هاى وسيع در سطح كشور و درشهرستان ها بيشتر براينكه جمهورىاسلامى هم كارى براى مردم انجام نداد! بيچاره مردم با آن شـوق و شعف فداكارى كردنـد كه ازرژيم ظالمانه طاغوت رهايى يابند ، گرفتار يك رژيم بدتر شدند ، مستكبران مستكبـرتر و مستضعفان مستضعف تر شـدند زنـدان ها پـر از جـوانان كه اميد آتيه كشور است مى باشد و شكنجه ها از رژيـم سابق بـدتر و غير انسانـى تر است ، هر روز عده اى را اعدام مـى كننـد به اسم اسلام ، واى كاش اسـم اسلام روى اين جمهورى نمـى گذاشتنـد ايـن زمان از زمان رضاخان و پسـرش بـدتـر است مـردم در رنج و زحمت و گرانى سرسامآور غوطه مى خـورند و سردمداران دارند ايـن رژيـم را به رژيمى كمونيستـى هدايت مى كنند ، امـوال مردم مصادره مى شـود و آزادى در هـر چيز از ملت سلب شـده و بسيارى ديگـر از ايـن قبيل امور كه با نقشه اجرإ مى شود و دليل آنكه نقشه و تـوطئه در كار است آنكه هر چنـد روزيك امر در هر گـوشه و كنار و در هر كـوى و برزن سر زبان ها مى افتد .
در تـاكسـى ها هميـن مطلب واحـد و در اتـوبـوسها نيز هميـن و در اجتماعات چند نفره باز هميـن صحبت مى شود و يكى كه قدرى كهنه شد يكـى ديگر معروف مـى شـود و مع الاسف بعض روحانيـون كه از حيله هاى شيطانـى بـى خبـرنـد با تماس يكـى دو نفـر از عوامل تـوطئه گمان مـى كننـد مطلب همان است و اساس مسئله آن است كه بسيارى از آنان كه ايـن مسأل را مى شنـوند و باور مـى كننـد اطلاع از وضع دنيا و انقلابهاى جهان و حـوادث بعد از انقلاب و گـرفتـارىهـاى عظيــــم اجتناب ناپذير آن ندارنـد. چنانچه اطلاع صحيح از تحـولاتـى كه همه به سـود اسلام است ندارند و چشـم بسته و بى خبر امثال ايـن مطالب را شنيـده و خـود نيز بـا غفلت يـا عمـد به آنـان پيـوسته انـد.
اينجانب تـوصيه مـى كنـم كه قبل از مطالعه وضعيت كنـونـى جهان و مقـايسه بيـن انقلاب اسلامـى ايـران با سـايـر انقلابـات و قبل از آشنايـى با وضعيت كشـورها و ملتهايـى كه در حال انقلاب و پـس از انقلابشان بر آنان چه مى گذشته است و قبل از تـوجه به گرفتارىهاى ايـن كشـور طاغوت زده از ناحيه رضاخان و بدتر از آن محمدرضا كه در طـول چپاولگرىهايشان بـراى ايـن دولت به ارث گذاشته انـد ، از وابستگى هاى عظيـم خانمان سـوز تا اوضاع وزارتخانه ها و ادارات و اقتصاد و ارتـش و مراكز عياشى و مغازه هاى مسكرات فروشى و ايجاد بى بندوبارى در تمام شئون زندگى و اوضاع تعليـم و تربيت و اوضاع دبيرستان ها و دانشگاه ها و اوضاع سينماها و عشـرتكـده ها و وضعيت جـوان ها و زنها و وضعيت روحـانيـون و متـدينيـن و آزادىخـواهان متعهد و بانـوان عفيف ستمديده و مساجد در زمان طاغوت و رسيدگـى به پرونده اعدام شدگان و محكومان به حبـس و رسيدگى به زندان ها و كيفيت عملكـرد متصـديـان و رسيـدگـى به مـال سـرمـــايه داران و زميـن خـواران بزرگ و محتكـران و گـران فـروشـان و رسيـدگـــى به دادگستـرىها و دادگاه هاى انقلاب و مقايسه با وضع سابق دادگستـرى و قضات و رسيدگـى به حال نمايندگان مجلـس شـوراى اسلامى و اعضإ دولت و استاندارها و ساير مإمـورين كه در ايـن زمان آمده اند و مقايسه با زمان سابق و رسيدگى به عملكرد دولت و جهاد سازنـدگـى در روستاهاى محروم از همه مـواهب حتى آب آشاميدنى و درمانگاه و مقايسه با طـول رژيـم سابق بـا در نظر گـرفتـن گـرفتارى به جنگ تحميلـى و پيامدهاى آن از قبيل آوارگان ميليـونى و خانـواده هاى شهدا و آسيب ديدگان در جنگ و آوارگان ميليـونى افغانستان و عراق و با نظر به حصر اقتصادى و تـوطئه هاى پى درپى آمريكا و وابستگان خارج و داخلـش ، اضافه كنيد فقدان مبلغ آشنا به مسأل به مقـدار احتياج و قاضـى شرع و هرج و مرج هايـى كه از طرف مخالفان اسلام و منحـرفان و حتـى دوستـان نادان در دست اجـرإ است و ده ها مسأل ديگـر. تقـاضـا ايـن است كه قبل از آشنايـى به مسـأل به اشكال تراشى و انتقاد كـوبنـده و فحاشـى برنخيزيد و به حال ايـن اسلام غريب كه پـس از صـدها سال ستمگـرى قلـدرها و جهل تـوده ها امروز طفلى تازه پا و وليده اى است محفوف به دشمـن هاى خارج و داخل رحم كنيد و شما اشكال تراشان به فكـر بنشينيـد كه آيا بهتـر نيست به جاى سركوبى به اصلاح و كمك بكـوشيد و به جاى طرفدارى از منافقان و ستـم گران و سـرمايه داران و محتكران بى انصاف از خـدا بـى خبـر ، طرفدار مظلـومان و ستمديدگان و محرومان باشيد و به جاى گروه هاى آشوب گر و تروريستهاى مفسد و طرفدارى غير مستقيـم از آنان توجهى به ترورشـدگان از روحانيـون مظلوم تا خـدمتگزاران متعهد مظلـوم داشته باشيد ؟ اينجانب هيچگاه نگفته و نمى گـويـم كه امروز در ايـن جمهورى به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل مى شود و اشخاصى از روى جهالت و عقـده و بـى انضبـاطـى بـرخلاف مقــررات اسلام عمل نمى كنند ، لكـن عرض مى كنـم كه قـوه مقننه و قضأيه و اجرأيه با زحمات جان فرسا كـوشـش در اسلامى كردن ايـن كشـور مـى كنند و ملت ده ها ميليونى نيز طرفدار و مددكار آنان هستند و اگر ايـن اقليت اشكال تراش و كارشكـن به كمك بشتابنـد تحقق ايـن آمال آسان تـر و سريع تر خواهد بـود و اگر خـداى نخواسته اينان به خـود نياينـد ، چون توده ميليونى بيدار شده و متـوجه مسأل است و در صحنه حاضر است آمال انسانى اسلامى به خـواست خداوند متعال جامه عمل به طور چشـم گير خواهد پوشيد و كجروان و اشكال تراشان در مقابل ايـن سيل خروشان نخواهند توانست مقاومت كنند. مـن با جرإت مدعى هستم كه ملت ايران و تـوده ميليونى آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسـول الله صلـى الله عليه وآله و كــوفه و عراق در عهد اميـرالمـومنيـن و حسيـن بـن علـى صلـوات الله و سلامه عليهمــا مـى بـاشنـد. آن حجـاز كه در عهد رسـول الله صلـى الله عليه وآله مسلمانان نيز اطاعت از ايشان نمـى كردند و بابهانه هايـى به جبهه نمـى رفتند كه خـداوند تعالـى در سـوره تـوبه با آياتـى آنها را تـوبيخ فـرمـوده و وعده عذاب داده است. و آنقـدر به ايشان دروغ بستند كه به حسب نقل در خبر به آنان نفريـن فرمـودند و آن إهل عراق و كـوفه كه با اميرالمـومنيـن آنقدر بد رفتارى كردند و از اطاعتـش سـرباز زدنـد كه شكايات آن حضـرت از آنان در كتب نقل و تاريخ معروف است ، و آن مسلمانان عراق و كـوفه كه با سيدالشهدإ عليه السلام آن شد كه شـد و آنان كه در شهادت دست آلـوده نكردند يا گريختند از معركه و يا نشستنـد تا آن جنايت تاريخ واقع شـد. و مـا امـروز مـى بينيـم كه ملت ايـران از قـواى مسلح نظامــى و انتظامى و سپاه و بسيج تا قـواى مـردمـى از عشاير و داوطلبان و از قواى در جبهه ها و مردم پشت جبهه ها با كمال شـوق و اشتياق چه فـداكارىها مى كنند و چه حماسه ها مىآفرينند و مـى بينيـم كه مردم محتـرم سراسـر كشـور چه كمكهاى ارزنده مى كننـد. و مـى بينيـم كه بازمانـدگان شهدا و آسيب ديدگان جنگ و متعلقان آنان با چهره هاى حماسه آفريـن و گفتار و كردارى مشتاقانه و اطمينان بخش با ما و شما روبـرو مـى شـونـد و اينها همه از عشق و علاقه و ايمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حيات جاويدان. در صـورتى كه نه در محضر مبارك رسول اكرم صلى الله عليه وآله و سلـم هستند و نه در محضر امام معصـوم صلـوات الله عليه. و انگيزه آنان ايمان و اطمينـان به غيب است. و ايـن رمز مـوفقيت و پيـروزى در ابعاد مختلف است و اسلام بايـد افتخار كند كه چنيـن فرزنـدانـى تـربيت نمـوده و ما همه مفتخـريـم كه در چنين عصـرى و در پيشگاه چنيـن ملتى مى باشيـم . و اينجانب در اينجا يك وصيت به اشخاصى كه به انگيزه مختلف با جمهورى اسلامى مخالفت مـى كننـد و به جـوانان چه دختران و چه پسرانـى كه مـورد بهره بردارى منافقان و منحرفان فرصت طلب و سـودجـو واقع شده اند مى نمايـم كه بـى طرفانه و با فكر آزاد به قضـاوت بنشينيـد و تبليغات آنان كه مـى خـواهنـد جمهورى اسلامى ساقط شود و كيفيت عمل آنان و رفتارشان با تـوده هاى محروم و گروه ها و دولتهايـى كه از آنان پشتيبانـى كـرده و مـى كننـد و گـروه هـا و اشخـاصـى كه در داخل به آنـان پيـوسته و از آنـــان پشتيبانى مى كنند و اخلاق و رفتارشان در بيـن خـود و هوادارانشان و تغيير مـوضعهايشان در پيشامدهاى مختلف را با دقت و بدون هواى نفـس بررسـى كنيد ، و مطالعه كنيـد حالات آنان كه در ايـن جمهورى اسلامـى به دست منافقان و منحرفان شهيد شـدنـد ، و ارزيابـى كنيد بين آنان و دشمنانشان ، نـوارهاى ايـن شهيـدان تا حـدى در دست و نـوارهاى مخالفان شايد در دست شماها باشـد. ببينيـد كـدام دسته طرفـدار محرومان و مظلـومان جامعه هستنـد . بـرادران ! شما ايـن اوراق را قبل از مرگ من نمى خـوانيد. ممكـن است پـس از مـن بخوانيد در آن وقت مـن نزد شما نيستـم كه بخواهـم به نفع خود و جلب نظرتان بـراى كسب مقام و قـدرتـى با قلب هاى جـوان شما بازى كنـم. مـن براى آنكه شما جـوانان شايسته اى هستيـد علاقه دارم كه جـوانى خـود را در راه خداوند و اسلام عزيز و جمهورى اسلامـى صرف كنيـد ، تا سعادت هـر دو جهان را دريابيـد. و از خـداونـد غفـور مـى خـواهـم كه شما را به راه مستقيـم انسانيت هـدايت كنـد و از گذشته ما و شما با رحمت واسعه خـود بگذرد. شماها نيز در خلوتها از خداوند همين را بخواهيد ، كه او هادى و رحمـن است. و يك وصيت به ملت شريف ايران و ساير ملتهاى مبتلا به حكـومتهاى فاسـد و در بند قدرتهاى بزرگ مى كنم. اما به ملت عزيز ايران تـوصيه مـى كنـم كه نعمتى كه با جهاد عظيـم خودتان و خون جوانان برومندتان بدست آورديد همچـون عزيزتريـن امـور قدرش را بدانيد و از آن حفاظت و پاسدارى نمأيد و در راه آن كه نعمتـى عظيـم الهى و امانت بزرگ خداوندى است كوشش كنيد و از مشكلاتى كه در ايـن صراط مستقيم پيش مـىآيد نهراسيد كه ان تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكـم و در مشكلات دولت جمهورى اسلامى با جان و دل شريك و در رفع آنها كـوشا باشيد و دولت و مجلـس را از خود بدانيد و چون محبـوبى گرامى از آن نگهدارى كنيـد. و به مجلـس و دولت و دست انـدركـاران تــوصيه مـى نمايـم كه قدر ايـن ملت را بـدانيد و در خـدمتگزارى به آنان خصـوصـا مستضعفـان و محـرومان و ستمـديـدگان كه نـورچشمان ما و اوليـإ نعم همه هستنـد و جمهورى اسلامـى رهآورد آنـان و بــــا فداكارىهاى آنان تحقق پيداكرد و بقإ آن نيز مرهـون خدمات آنان است ، فروگذار نكنيد و خود را از مردم و آنان را از خـود بدانيد و حكـومتهاى طاغوتى را كه چپاولگرانى بى فرهنگ و زورگـويانى تهى مغز بـودنـد و هستنـد را هميشه محكـوم نمأيـد. البته با اعمال انسانـى كه شايسته براى يك حكـومت اسلامـى است. و اما به ملتهاى اسلامى تـوصيه مى كنـم كه از حكـومت جمهورى اسلامى و از ملت مجاهد ايران الگـو بگيريد و حكـومتهاى جأر خـود را در صـورتـى كه به خواست ملتها كه خـواست ملت ايران است سرفرود نياوردند ، با تمام قدرت به جاى خـود بنشانيد كه مايه بدبختـى مسلمانان ، حكـومتهاى وابسته به شـرق و غرب مى باشنـد و إكيـدا تـوصيه مـى كنـم كه به بـوقهاى تبليغاتـى مخالفان اسلام و جمهورى اسلامى گـوش فرا ندهيد كه همه كـوشـش دارند كه اسلام را از صحنه بيـرون كننـد كه منافع ابرقدرتها تإميـن شـود.
د ـ از نقــشـه هاى شـيـــطانـى قــدرتـهاى بــزرگ اسـتــعـمـار و اسـتـثـمـارگـر كه سـالهاى طــــولانـى در دسـت اجرا است و در كشـور ايران از زمان رضـــاخان اوج گرفت و در زمان محمـدرضا با روشهاى مختلف دنباله گيرى شـد ، به انزوا كشانـدن روحانيت است كه در زمان رضاخان با فشار و سركـوبى و خلع لباس و حبـس و تبعيد و هتك حـرمات و اعدام و امثـال آن و در زمان محمـدرضـا بـا نقشه و روش هاى ديگـر كه يكـى از آنها ايجـاد عداوت بيـن دانشگـاهيان و روحانيان بـود ، كه تبليغات وسيعى در ايـن زمينه شد و مع الاسف به واسطه بـى خبرى هر دو قشـر از تـوطئه شيطانـى ابـرقـدرتها نتيجه چشـم گيرى گرفته شد از يك طرف از دبستانها تا دانشگاهها كوشش شد كه معلمان و دبيـران و اساتيـد و روسـاى دانشگاهها از بيـن غرب زدگان يا شـرق زدگان و منحـرفان از اسلام و سايـر اديان انتخاب و به كار گماشته شـوند و متعهدان مـومـن در اقليت قرار گيرنـد كه قشر موثر را كه در آتيه حكومت را به دست مى گيرند ، از كـودكى تا نوجوانى و تا جـوانى طورى تربيت كنند كه از اديان مطلقا و اسلام به خصـوص و از وابستگـان به اديان خصـوصـا روحـانيـون و مبلغان متنفـر باشنـد. و اينان را عمال انگليـس در آن زمان و طـرفـدار سـرمايه داران و زميـن خـواران و طرفـدار ارتجاع و مخالف تمـدن و تعالى در بعد از آن معرفى مى نمـودند. و از طرف ديگر با تبليغات سـوء ، روحانيون و مبلغان و متدينان را از دانشگاه و دانشگاهيان ترسانيده و همه را به بى دينـى و بـى بنـدوبارى و مخالف با مظاهر اسلام و اديان متهم مـى نمـودنـد. نتيجه آنكه دولتمـردان ، مخـالف اديان و اسلام و روحانيـون و متـدينان باشند و تـوده هاى مردم كه علاقه به ديـن و روحانى دارند مخالف دولت و حكومت و هر چه متعلق به آن است بـاشنـد و اختلاف عميق بيـن دولت و ملت و دانشگاهـى و روحانـى راه را بـراى چپاولگـران آنچنان باز كنـد كه تمام شئون كشـور در تحت قـدرت آنان و تمام ذخأر ملت در جيب آنان سـرازير شـود چنانچه ديديد به سر ايـن ملت مظلـوم چه آمد و مى رفت كه چه آيد. اكنـون كه به خـواست خداوند متعال و مجاهدت ملت از روحانى و دانشگاهـى تا بـازارى و كارگـر و كشاورز و سايـر قشـرها بنـد اسارت را پاره و سـد قدرت ابرقـدرتها را شكستنـد و كشـور را از دست آنان و وابستگانشان نجات دادنـد ، تـوصيه اينجانب آن است كه نسل حاضـر و آينده غفلت نكنند و دانشگاهيان و جـوانان بـرومنـد عزيز هر چه بيشتر با روحانيان و طلاب علـوم اسلامى پيوند دوستى و تفاهم را محكم تر و استوارتر سازند و از نقشه ها وتوطئه هاى دشمـن غدار غافل نباشند و به مجـرد آنكه فرد يا افرادى را ديـدنـد كه با گفتار و رفتار خـود در صدد است بذر نفاق بيـن آنان افكند او را ارشاد و نصيحت نماينـد و اگـر تإثيـر نكـرد از او روگـردان شـوند و او را به انزوا كشانند و نگذارند تـوطئه ريشه دواند كه سرچشمه را به آسانى مى تـوان گرفت و مخصـوصا اگر در اساتيد كسـى پيدا شد كه مـى خـواهد انحراف ايجاد كند او را ارشاد و اگر نشـد از خود و كلاس خود طرد كنند. و ايـن توصيه بيشتر متوجه روحانيون و محصليـن علوم دينى است و توطئه ها در دانشگاه ها از عمق ويژه اى برخـوردار است و هر قشر محترم كه مغز متفكر جامعه هستنـد بايـد مـواظب تـوطئه هـا بـاشنـد .
ه ـ از جمله نقشه هـا كه مع الاسف تإثيـر بزرگى در كشورها و كشور عزيـزمـان گـذاشـت و آثـار آن بـاز تا حد زيـادى به جـامـانـده بيگانه نمـودن كشـورهـاى استـعـمـار زده ازخويــش و غـرب زده و شرق زده نمودن آنـان است به طـورى كه خـود را و فرهنـگ و قـدرت خـود را بهيچ گرفـتند و غرب و شـرق ، دو قطـب قدرتـمنـد را نژاد بـرتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قـدرت را قبــله گاه عالـم دانســتنـد و وابستگـى به يكـى از دو قطــب را از فـرأــض غير قابل اجتناب معرفـى نمـودند. و قصه ايـن امر غم انگيز طـولانـى و ضربه هايى كه از آن خورده و اكنون نيز مى خـوريـم كشنده و كوبنده است. و غم انگيزتر اينكه آنان ملتهاى ستـم ديده زير سلطه را در همه چيز عقب نگهداشته و كشـورهايى مصرفـى بار آوردند و به قدرى ما را از پيشرفتهاى خـود و قـدرتهاى شيطانيشان تـرسانده انـد كه جرإت دست زدن به هيچ ابتكارى نداريم و همه چيز خـود را تسليـم آنان كرده و سرنوشت خود و كشورهاى خـود را به دست آنان سپرده و چشـم و گـوش بسته مطيع فـرمان هستيـم و ايـن پـوچـى و تهى مغزى مصنـوعى مـوجب شـده كه در هيچ امرى به فكـر و دانـش خـود اتكإ نكنيم و كوركورانه از شرق و غرب تقليد نماييـم بلكه از فرهنگ و ادب و صنعت و ابتكار اگر داشتيـم ، نويسندگان و گويندگان غرب و شرق زده بـى فرهنگ ، آنها را به باد انتقاد و مسخره گرفته و فكر و قدرت بـومى ما را سركـوب و مإيوس نمـوده و مى نمايند و رسـوم و آداب اجنبـى را هـر چنـد مبتذل و مفتضح باشـد با عمل و گفتار و نـوشتار ترويج كرده و با مـداحـى و ثناجـويـى آنها را به خـورد ملتها داده و مى دهند. فى المثل اگر در كتاب يا نـوشته يا گفتارى چند واژه فرنگى باشد بدون توجه به محتـواى آن با اعجاب پذيرفته و گـوينده و نويسندهآن را دانشمند و روشنفكر به حساب مىآورند و از گهواره تا قبـر به هر چه بنگريـم اگر با واژه غربـى و شرقـى اسـم گذارى شـود مرغوب و مورد تـوجه و از مظاهر تمدن و پيشرفتگى محسـوب و اگر واژه هاى بـومـى خـودى به كار رود مطـرود و كهنه و واپـس زده خواهد بود. كودكان ما اگر نام غربى داشته باشند مفتخر و اگر نام خـودى دارند سـر به زير و عقب افتاده انـد. خيابانها ، كـوچه ها ، مغازه ها ، شـركتها ، داروخانه ها ، كتابخانه ها ، پارچه ها و ديگر متاعها هر چنـد در داخل تهيه شـده بايـد نام خارجـى داشته باشد تا مردم از آن راضـى و به آن اقبال كنند. فرنگـى مآبـى از سر تاپا و در تمام نشست و بـرخاست ها و در معاشرتها و تمام شئون زندگـى مـوجب افتخار و سـربلنـدى و تمـدن و پيشرفت ، و در مقابل آداب و رسـوم خـودى ، كهنه پرستـى و عقب افتادگى است. در هر مرض و كسـالتـى ولـو جزئى و قـابل علاج در داخل بـايـد به خـارج رفت و دكترها و اطبإ دانشمند خـود را محكوم و مإيوس كرد . رفتـن به انگلستان و فرانسه و آمريكا و مسكو افتخارى پر ارزش و رفتـن به حج و سـايـر اماكـن متبـركه كهنه پـرستـى و عقب مانـدگـى است! بـى اعتنايى به آنچه مربـوط به مذهب و معنـويات است از نشانه هاى روشنفكرى و تمدن ، در مقابل تعهد به ايـن امـور نشانه عقب ماندگى و كهنه پرستـى است! اينجانب نمـى گـويم ما خـود همه چيز داريـم. معلـوم است ما را در طـول تاريخ نه چندان دور خصـوصا در سده هاى اخير از هر پيشرفتـى محروم كرده انـد و دولتمردان خأن و دودمان پهلوى خصوصا و مراكز تبليغاتى عليه دستاوردهاى خودى و نيز خـود كـوچك ديدنها و يا ناچيز ديـدنها ، ما را از هـر فعاليتـى بـراى پيشـرفت محـروم كرد. وارد كردن كالاها از هر قماش و سـرگرم كردن بانـوان و مردان خصـوصا طبقه جـوان به اقسام اجناس وارداتـى از قبيل ابزار آرايـش و تزئينات و تجملات و بـازىهاى كـودكانه و به مسابقه كشاندن خانواده ها و مصرفى بار آوردن هرچه بيشتر كه خـود داستان هاىغم انگيز دارد و سرگرم كردن و به تباهى كشاندن جـوان ها كه عضـو فعال هستند با فراهـم آوردن مراكز فحشإ و عشرتكده ها و دهها از ايـن مصأب حساب شده براى عقب نگهداشتـن كشورهاست. مـن وصيت دلسـوزانه و خادمانه مـى كنـم به ملت عزيز كه اكنـون كه تا حدود زياد و چشم گيرى از بسيارى از ايـن دام ها نجات يافته و نسل محروم حاضر به فعاليت و ابتكار برخاسته و ديـديـم كه بسيارى از كارخـانه ها و وسـايل پيشـرفته مثل هـواپيماها و ديگـر چيزها كه گمان نمـى رفت متخصصيـن ايران قادر به راه انداختـن كارخانه ها و امثال آن باشنـد و همه دستها را به سـوى غرب يا شـرق دراز كرده بـوديـم كه متخصصيـن آنـان اينها را به راه انـدازنـد ، در اثـر محاصـره اقتصادى و جنگ تحميلـى خـود جـوانان عزيز ما قطعات محل احتياج را ساخته و با قيمتهاى ارزان تـر عرضه كرده و رفع احتياج نمـودند و ثابت كردنـد كه اگر بخـواهيم مـى تـوانيـم . بايد هشيار و بيدار و مراقب باشيـد كه سياست بازان پيـوسته به غرب و شـرق بـا وسـوسه هاى شيطـانـى شمـا را به سـوى ايـن چپـاولگـران بيـن المللـى نكشند و با اراده مصمـم و فعاليت و پشتكار خـود به رفع وابستگيها قيام كنيد و بـدانيد كه نژاد آريا و عرب از نژاد اروپا و آمريكا و شـوروى كـم ندارد و اگر خودى خـود را بيابد و يإس را از خود دور كند و چشـم داشت به غير خـود نداشته باشـد ، در دراز مـدت قـدرت همه كـار و سـاختـن همه چيز را دارد و آنچه انسان هاى شبيه به اينان به آن رسيده اند شما هـم خواهيد رسيد به شرط اتكال به خداوند تعالـى و اتكإ به نفـس و قطع وابستگـى به ديگران و تحمل سختـى ها براى رسيدن به زندگى شرافتمندانه و خارج شـدن از تحت سلطه اجانب. و بر دولتها و دست اندركاران است چه در نسل حاضر و چه در نسل هاى آينـده كه از متخصصيـن خـود قـدردانـى كنند و آنان را با كمكهاى مادى و معنوى تشـويق به كار نمايند و از ورود كالاهاى مصـرف سازو خانه بـرانداز جلـوگيـرى نماينـد و به آنچه دارند بسازند تا خود همه چيز بسازند و از جـوانان ، دختران و پسران مى خـواهـم كه استقلال و آزادى و ارزشهاى انسانى را ولـو با تحمل زحمت و رنج فـداى تجملات و عشـرتها و بـى بنـدوبـارىها و حضـور در مراكز فحشإ كه از طرف غرب و عمال بى وطـن به شما عرضه مى شـود ، نكنند; كه آنان چنانچه تجربه نشان داده جز تباهى شما و اغفالتان از سـرنـوشت كشـورتان و چاپيـدن ذخايـر شما و به بنـد استعمار و ننگ وابستگى كشيدنتان و مصرفى نمـودن ملت و كشـورتان به چيز ديگر فكر نمى كنند و مى خـواهند با ايـن وسايل و امثال آن شما را عقب مانده و به اصطلاح آنان نيمه وحشـى نگهدارند .
و ـ از تـوطئه هاى بزرگ آنان چنانچه اشـاره شــد و كـرارا تذكـر داده ام ، به دست گرفتـن مراكز تعليـم و تـربيت خصـوصا دانشگاهها است كه مقـدرات كشـورها در دست محصـولات آنها است. روش آنان بـا روحـانيـون و مـدارس علـوم اسلامـى فـرق دارد بـا روشـــى كه در دانشگاهها و دبيرستان ها دارند. نقشه آنان برداشتـن روحانيون از سر راه و منزوى كردن آنان است يا با سركـوبـى و خشـونت و هتاكى كه در زمان رضاخان عمل شد ، ولـى نتيجه معكـوس گرفته شـد ، يا با تبليغات و تهمتها و نقشه هاى شيطانـى بـراى جـدا كردن قشر تحصيل كرده و به اصطلاح روشـن فكر كه اين هم در زمان رضاخان عمل مى شد و در رديف فشار و سركوبى بـود و در زمان محمدرضا ادامه يافت بدون خشـونت ولى موذيانه. و اما در دانشگاه ، نقشه آن است كه جـوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهاى خـودى منحرف كنند و به سوى شرق يا غرب بكشانند و دولتمردان را از بيـن اينان انتخاب و بر سرنـوشت كشورها حكومت دهند تا به دست آنها هر چه مى خـواهند انجام دهند. اينان كشـور را به غارت زدگى و غرب زدگـى بكشانند و قشر روحانـى با انزوا و منفـوريت و شكست قادر بـر جلـوگيـرى نباشـد. و ايـن بهتريـن راه است بـراى عقب نگهداشتـن و غارت كردن كشـورهاى تحت سلطه ، زيرا براى ابر قـدرتها بى زحمت و بـى خرج و در جـوامع ملـى بـى سـروصـدا هـر چه هست به جيب آنـان مـى ريزد. پـس اكنـــون كه دانشگاهها و دانشسـراها در دست اصلاح و پـاكسـازى است بـرهمه ما لازم است با متصـديان كمك كنيم و براى هميشه نگذاريـم دانشگاهها به انحراف كشيده شـود و هرجا انحرافـى به چشـم خـورد با اقـدام سريع به رفع آن كـوشيـم و ايـن امر حياتى بايد در مرحله اول با دست پرتـوان خـود جـوانان دانشگاهها و دانشسراها انجام گيرد كه نجـات دانشگـاه از انحـراف ، نجـات كشــور و ملت است . واينجانب بــه هــمـه نـوجـوانان و جـوانان در مـــرحله اول و پــدران و مـادران و دوستـان آنها در مـرحله دوم و به دولتمـــــــردان و روشنفكران دلسوز براى كشور در مرحله بعد وصيت مى كنم كه در ايـن امر مهم كه كشـورتان را از آسيب نگه مى دارد با جان و دل كـوشـش كنيـد و دانشگـاهها را به نسل بعد بسپـريـد. و به همه نسل هــاى مسلسل تـوصيه مـى كنـم كه بـراى نجـات خـود و كشـور عزيز و اسلام آدم سـاز ، دانشگـاهها را از انحـراف و غرب و شـرق زدگــــى حفظ و پاسدارى كنيد و با ايـن عمل انسانى اسلامى خود دست قدرتهاى بزرگ را از كشـور قطع و آنان را نااميد نمأيـد. خـدايتان پشتيبان و نگهدار باد.
ز ـ از مـهـمـات امــور تـعـهد وكـلاى مـجـلــس شــوراى اسـلامـى است. ما ديديـم كه اسلام و كشـور ايران چه صدمات بسيار غم انگيزى از مجلس شوراى غير صالح و منحرف از بعد از مشروطه تا عصر رژيـم جنايتكار پهلـوى و از هر زمان بـدتر و خطرناكتـر در ايـن رژيـم تحميلـى فاسـد خـورد و چه مصيبت ها و خسارتهاى جان فـرسا از ايـن جنايتكاران بى ارزش و نـوكرمآب به كشـور و ملت وارد شد. در ايـن پنجاه سال يك اكثريت قلابى منحرف در مقابل يك اقليت مظلـوم موجب شد كه هر چه انگلستان و شـوروى و اخيرا آمريكا خـواستند با دست هميـن منحرفان از خدا بـى خبر انجام دهند و كشـور را به تباهى و نيستـى كشاننـد. از بعد از مشـروطه هيچگاه تقريبا به مـواد مهم قانـون اسـاسـى عمل نشـد. قبل از رضاخـان بـا تصـدى غرب زدگان و مشتى خان و زميـن خـواران و در زمان رژيم پهلـوى به دست آن رژيـم سفـاك و وابستگـان و حلقه به گـوشـان آن. اكنـون كه بـا عنـايت پروردگار و همت ملت عظيـم الشإن سرنوشت كشور به دست مردم افتاد و وكلا از خـود مـردم و بـا انتخاب خـودشان بـدون دخـالت دولت و خان هاى ولايات به مجلـس شـوراى اسلامـى راه يافتند و اميد است كه با تعهدآنان به اسلام و مصالح كشور جلوگيرى از هر انحراف بشـeد. وصيـت اينجـانب به مــلت در حـال و آتــيه آن است كه بـا اراده مصمـم خود و تعهد خـود به احكام اسلام و مصالح كشـور در هر دوره از انتخابات وكلاى داراى تعهد به اسلام و جمهورى اسلامـى كه غالبا بين متـوسطين جامعه و محروميـن مـى باشنـد و غير منحـرف از صراط مستقيـم به سوى غرب يا شرق و بدون گرايـش به مكتبهاى انحرافى و اشخـاص تحصيل كـرده و مطلع بـر مسأل روز و سياستهاى اسلامـى به مجلـس بفرستند و به جامعه محترم روحانيت خصوصا مراجع معظم وصيت مى كنـم كه خود را در مسأل جامعه خصوصا مثل انتخاب رئيـس جمهور و وكلاى مجلـس كنار نكشند و بـى تفاوت نباشنـد. همه ديديـد و نسل آتيه خـواهد شنيد كه دست سياست بازان پيرو شرق و غرب ، روحانيـون را كه اساس مشروطيت را با زحمات و رنج ها بنيان گذاشتنـد از صحنه خارج كردند و روحانيـون نيز بازى سياست بازان را خـورده و دخالت در امور كشـور و مسلميـن را خارج از مقام خـود انگاشتند و صحنه را به دست غرب زدگان سپردندوبه سرمشروطيت وقانـون اساسـى و كشـور و اسلام آن آوردنـد كه جبـرانـش احتيـاج به زمـان طـولانـــى دارد. اكنـون كه بحمدالله تعالـى مـوانع رفع گرديده و فضاى آزاد براى دخالت همه طبقات پيـش آمـده است ، هيچ عذرى بـاقـى نمانـده و از گناهان بزرگ نابخشـودنى ، مسامحه در امر مسلميـن است. هر كـس به مقدار توانـش و حيطه نفوذش لازم است در خدمت اسلام و ميهن باشد و با جـديت از نفـوذ وابستگان به دو قطب استعمارگر و غرب يا شـرق زدگان و منحرفان از مكتب بزرگ اسلام جلـوگيرى نمايند و بـداننـد كه مخالفيـن اسلام و كشـورهاى اسلامى كه همان ابر قدرتان چپاولگر بيـن المللى هستند با تدريج و ظرافت در كشورما و كشـورهاى اسلامى ديگـر رخنه و بـا دست افـراد خـود ملتها ، كشـورهـــا را به دام استثمار مـى كشاننـد. بايد با هـوشيارى مراقب باشيـد و با احساس اوليـن قـدم نفـوذى به مقابله برخيزيد و به آنان مهلت نـدهيـد. خدايتان يار و نگهدار باشد. و از نمايندگان مجلـس شـوراى اسلامى در ايـن عصر و عصرهاى آينده مـى خواهـم كه اگر خداى نخـواسته عناصر منحرفـى با دسيسه و بازى سياسـى وكالت خـود را به مردم تحميل نمـودند. مجلـس اعتبارنامه آنان را رد كننـد و نگذارنـد حتـى يك عنصـر خـرابكار وابسته به مجلـس راه يابـد و به اقليتهاى مذهبـى رسمى وصيت مـى كنـم كه از دوره هاى رژيـم پهلوى عبرت بگيرند و وكلاى خود را از اشخاص متعهد به مذهب خود و جمهورى اسلامى و غير وابسته به قدرتهاى جهان خـوار و بدون گرايـش به مكتبهاى الحادى و انحرافـى و التقاطـى انتخاب نماينـد. و از همه نماينـدگان خـواستارم كه با كمال حسـن نيت و برادرى با هـم مجلسان خـود رفتار و همه كوشا باشند كه قـوانيـن خـداى نخـواسته از اسلام منحـرف نبـاشـد و همه به اسلام و احكـام آسمانـى آن وفادار باشيد تا به سعادت دنيا و آخرت نايل آييد. و از شوراى محترم نگهبان مى خواهـم و توصيه مى كنـم چه در نسل حاضر و چه در نسل هاى آينـده ، كه با كمال دقت و قـدرت وظايف اسلامـى و ملـى خـود را ايفإ و تحت تإثير هيچ قـدرتـى واقع نشـوند و از قـوانيـن مخالف بـا شـرع مطهر و قانـون اساسـى بـدون هيچ ملاحظه جلـوگيـرى نماينـد و با ملاحظه ضـرورات كشـور كه گاهـى با احكام ثانـويه و گاهـى به ولايت فقيه بايـد اجـرا شـود تـوجه نماينـد.
و وصيت مـن به ملت شـريف آن است كه در تمام انتخابات چه انتخاب رئيـس جمهور و چه نماينـدگان مجلـس شـوراى اسلامـى و چه انتخـاب خبـرگان بـراى تعييـن شـوراى رهبـرى يا رهبـر در صحنه باشنـد و اشخاصى كه انتخاب مى كنند روى ضـوابطى باشدكه اعتبار مى شـود مثلا در انتخاب خبرگان براى تعييـن شـوراى رهبرى يا رهبر تـوجه كنند كه اگر مسامحه نمايند و خبرگان را روى مـوازيـن شرعيه و قانـون انتخاب نكننـد چه بسا كه خساراتـى به اسلام و كشور وارد شـود كه جبران پذير نباشـد و در ايـن صـورت همه در پيشگاه خـداوند متعال مسئول مـى باشنـد. از ايـن قرار عدم دخالت ملت از مراجع و علمإ بزرگ تـا طبقه بـازارى و كشـاورز و كارگـر و كارمنـد همه و همه مسئول سـرنـوشت كشـور و اسلام مـى باشنـد چه در نسل حاضر و چه در نسل هـاى آتيه ، و چه بسا كه در بعض مقـاطع عدم حضـور و مسـامحه ، گنـاهـى بـاشـد كه در رإس گنـاهـان كبيـره است . پـس علاج واقعه را قبل از وقـوع بـايـد كـرد والا كار از دست همه خـارج خـواهـد شـد و ايـن حقيقتـى است كه بعد از مشـروطه لمــس نموده ايد و نمـوده ايـم. چه هيچ علاجـى بالاتر و والاتر از آن نيست كه ملت در سـرتاسـر كشـور در كارهايـى كه محـول به اوست بـرطبق ضوابط اسلامى و قانون اساسى انجام دهد و در تعييـن رئيس جمهور و وكلاى مجلـس بـا طبقه تحصيل كـرده متعهد و روشنفكـر بـا اطلاع از مجارى امـور و غيـر وابسته به كشـورهاى قـدرتمنـد استثمارگـر و اشتهار به تقـوى و تعهد به اسلام و جمهورى اسلامـى مشـورت كرده و با علمإ و روحـانيـون بـا تقـوى و متعهد به جمهورى اسلامـى نيز مشـورت نموده و تـوجه داشته باشند رئيـس جمهور و وكلاى مجلـس از طبقه اى باشنـد كه محروميت و مظلـوميت مستضعفان و محرومان جامعه را لمـس نمـوده و در فكر رفاه آنان باشنـد نه از سرمايه داران و زميـن خـواران و صدرنشينان مرفه و غرق در لذات و شهوات كه تلخـى محـروميت و رنج گرسنگان و پابـرهنه گان را نمـى تـوانند بفهمنـد. و بايد بدانيـم كه اگر رئيـس جمهور و نمايندگان مجلـس شايسته و متعهد به اسلام و دلسـوز براى كشور و ملت باشند بسيارى از مشكلات پيـش نمىآيد و مشكلاتـى اگر باشـد رفع مـى شـود و هميـن معنـى در انتخاب خبرگان براى تعييـن شـوراى رهبرى يا رهبر با ويژگـى خاص بايد در نظر گرفته شـود كه اگر خبرگان كه با انتخاب ملت تعييـن مـى شونـد از روى كمال دقت و يا مشـورت با مراجع عظام هر عصـر و علمإ بزرگ سرتاسر كشور و متدينيـن و دانشمندان متعهد به مجلـس خبـرگـان بـرونـد بسيـارى از مهمـات و مشكلات به واسطه تعييـــن شايسته ترين و متعهدتـريـن شخصيتها براى رهبرى يا شـوراى رهبـرى پيـش نخواهد آمد ، يا با شايستگـى رفع خـواهد شد. و با نظر باصل يكصدونهم و يكصدودهـم قانـون اساسى ، وظيفه سنگين ملت در تعييـن خبرگان و نمايندگان در تعييـن رهبر يا شوراى رهبرى روشـن خواهد شـد كه انـدك مسـامحه در انتخـاب ، چه آسيبـى به اسلام و كشـور و جمهورى اسلامـى وارد خـواهد كرد كه احتمال آن كه در سطح بالاى از اهميت است بـراى آنـان تكليف الهى ايجـاد مـى كنـد .
و وصيت اينجانب به رهبـر و شـوراى رهبـرى در ايـن عصـر كه عصـر تهاجـم ابرقـدرتها و وابستگان به آنان در داخل و خارج كشـور به جمهورى اسلامى و در حقيقت به اسلام است در پـوشـش جمهورى اسلامى و در عصـرهـاى آينـده آن است كه خـود را وقف در خــدمت به اسلام و جمهورى اسلامـى و محرومان و مستضعفان بنمايند و گمان ننمايند كه رهبرى فـى نفسه براى آنان تحفه اى است و مقام والايى ، بلكه وظيفه سنگيـن و خطرناكى است كه لغزش در آن اگر خداى نخـواسته با هواى نفـس باشد ننگ ابدى در ايـن دنيا و آتـش غضب خداى قهار در جهان ديگـر در پـى دارد. از خـداونـد منـان هادى بـا تضـرع و ابتهال مى خواهـم كه ما و شما را از ايـن امتحان خطرناك با روى سفيد در حضرت خود بپذيرد و نجات دهد و ايـن خطر قدرى خفيف تر براى روسإ جمهور حال و آينـده و دولتها و دست انـدركاران به حسب درجـات در مسئوليتها نيز است كه بايـد خـداى متعال را حاضر و ناظر و خـود را در محضر مبارك او بـدانند. خـداوند متعال رهگشاى آنان باشد.
ح ـ از مهمات امـور ، مسئله قضاوت است كه سـروكار آن بـا جـان و مال و ناموس مردم است. وصيت اينجانب به رهبر و شـوراى رهبرى آن است كه در تعيين عالى تريـن مقام قضايى كه در عهده دارند كـوشـش كنند كه اشخاص متعهد سابقه دار و صاحب نظر در امـور شرعى و اسلامى و در سياست را نصب نمايند و از شوراى عالى قضايى مى خـواهـم امر قضـاوت را كه در رژيـم سـابق به وضع اسفناك و غم انگيزى درآمـده بـود با جديت سرو سامان دهند و دست كسانى كه با جان و مال مردم بازى مـى كننـد و آنچه نزد آنان مطـرح نيست عدالت اسلامـى است از ايـن كرسـى پر اهميت كـوتاه كنند و با پشتكار و جديت به تـدريج دادگسترى را متحـول نمايند و قضات داراى شرايطى كه انشإالله با جـديت حـوزه هاى علميه مخصـوصا حـوزه مباركه علميه قـم تـربيت و تعليـم مى شـوند و معرفـى مى گردند به جاى قضاتـى كه شرايط مقرره اسلامـى را ندارند نصب گردند كه انشإالله تعالـى به زودى قضاوت اسلامـى در سراسر كشـور جريان پيدا كند. و به قضات محترم در عصر حاضر و اعصار آينده وصيت مى كنم كه با در نظر گرفتـن احاديثى كه از معصـوميـن صلـوات الله عليهم در اهميت قضإ و خطـر عظيمـى كه قضاوت دارد و تـوجه و نظر به آنچه درباره قضاوت به غير حق وارد شـده است اين امر خطير را تصـدى نمايند و نگذارند ايـن مقام به غير اهلـش سپرده شـود و كسانـى كه اهل هستند از تصـدى ايـن امر سـرباز نزنند و به اشخاص غيـر اهل ميـدان ندهنـد و بـداننـد كه همانطـور كه خطر ايـن مقام بزرگ است اجـر و فضل و ثـواب آن نيز بزرگ است و مـى دانند كه تصـدى قضا براى اهلـش واجب كفايـى است. ط ـ وصيت اينجانب به حـوزه هاى مقدسه علميه آن است كه كرارا عرض نمـوده ام كه در اين زمان كه مخالفيـن اسلام و جمهورى اسلامـى كمر به براندازى اسلام بسته انـد و از هر راه ممكـن بـراى ايـن مقصـد شيطانى كوشـش مى نمايند و يكى از راههاى با اهميت براى مقصد شوم آنان و خطـرناك بـراى اسلام و حـوزه هاى اسلامـى نفـوذ دادن افراد منحرف و تبهكار در حـوزه هاى علميه است كه خطر بزرگ كـوتاه مـدت آن بـدنام نمـودن حـوزه هـا بـا اعمـال نـاشـايسته و اخلاق و روش انحـرافـى است و خطر بسيار عظيـم آن در درازمـدت به مقامات بالا رسيدن يك يا چند نفر شياد كه با آگاهى بر علـوم اسلامـى و جازدن خـود را در بيـن تـوده ها و قشرهاى مردم پاكدل و علاقه مند نمـودن آنان را به خـويـش و ضـربه مهلك زدن به حـوزه هاى اسلامـى و اسلام عزيز و كشور در موقع مناسب مى باشد. و مى دانيـم كه قدرتهاى بزرگ چپاولگر در ميان جامعه ها افرادى به صـورتهاى مختلف از ملى گراها و روشنفكران مصنـوعى و روحانى نمايان كه اگر مجال يابند از همه پرخطرتر و آسيب رسان ترند ذخيره دارنـد كه گاهـى سـى چهل سال با مشى اسلامى و مقدس مآبـى يا پان ايرانيسـم و وطـن پرستى و حيله هاى ديگر با صبر و بردبارى در ميان ملتها زيست مـى كننـد و در مـوقع مناسب مإمـوريت خـود را انجام مـى دهند. و ملت عزيز ما در ايـن مدت كـوتاه پـس از پيروزى انقلاب نمونه هايى از قبيل مجاهد خلق و فدايى خلق و توده ايها و ديگر عناويـن ديده اند و لازم است همه با هشيارى ايـن قسـم توطئه را خنثى نمايند و از همه لازم تر حوزه هاى علميه است كه تنظيـم و تصفيه آن بـا مـدرسيـن محتـرم و افــاضل سابقه دار است با تأيد مـراجع وقت. و شايـد تز نظم در بـى نظمـى است از القأات شـوم هميـن نقشه ريزان و تـوطئه گران باشد. در هر صورت وصيت اينجانب آن است كه در همه اعصار خصـوصا در عصـر حاضر كه نقشه ها و تـوطئه ها سـرعت وقـوت گـرفته است ، قيام بـراى نظام دادن به حـوزه ها لازم و ضـرورى است كه علمإ و مـدرسيـن و افاضل عظيـم الشإن صرف وقت نموده و با برنامه دقيق صحيح حوزه ها را و خصـوصا حوزه علميه قـم و سايـر حـوزه هاى بزرگ و با اهميت را در ايـن مقطع از زمـان از آسيب حفظ نمـاينـد و لازم است علمـــإ و مـدرسيـن محتـرم نگذارنـد در درسهايـى كه مـربـوط بفقاهت است و حـوزه هاى فقهى و اصـولـى از طريقه مشايخ معظم كه تنها راه براى حفظ فقه اسلامـى است منحرف شـوند و كـوشـش نماينـد كه هر روز بر دقتهاو بحث و نظرها و ابتكار و تحقيق ها افزوده شـود و فقه سنتى كه ارث سلف صـالح است و انحـراف از آن سست شـدن اركـان تحقيق و تـدقيق است محفـوظ بمانـد و تحقيقات بـرتحقيقات اضـافه گـردد و البته در رشته هاى ديگـرعلـوم به مناسبت احتياجـات كشـور و اسلام برنامه هايى تهيه خـواهد شد و رجالى در آن رشته تربيت بايد شـود و از بالاترين و والاتريـن حـوزه هايى كه لازم است به طـور همگانـى مورد تعليـم و تعلم قرار گيرد ، علـوم معنوى اسلامى از قبيل علـم اخلاق و تهذيب نفـس و سير و سلوك الى الله رزقنا الله و اياكـم ، كه جهاد اكبر مـى باشـد .