مدل نظارت رشد آزاد ( باز) (OGM-Model)

چکیده:
این تحقیق متدلوژی جدیدی را در مورد بررسی آزاد سازی تجارتی یا آزادی (openness) ارائه خواهد کرد. این مقاله به ۳ بخش تقسیم می شود. بخش اول نوشته های مربوط به روشهای تحلیلی را بررسی می کند که روش آزاد مبتنی بر سه شیوه مختلف متمرکز بر اقتصادی سیاسی، تئوری اقتصادی و سیاست تجارتی ارزیابی می کند. بخش دوم مدل جدیدی از تحلیل را برای ارزیابی روند، آسیب پذیری و هماهنگ سازی رشد آزاد ارائه خواهد داد. رابطه بین رشد آزاد و رشد درآمد براساس گروه جدیدی از اندیکاتورها و نوع جدیدی از گراف می باشد. این مدل جدیدی تحلیل، مدل نظارت رشد آزد نام دارد.

OGM-Model براساس یکسری مراحل و عناصر در درخواستهایش برای بررسی رشد آزاد و رشد آمد است:
۱- درجه بازی توسط بخش های تولید (oj)
2- نزخ متوسط آزاد(o)

۳- هماهنگ سازی آزاد (ho)
4- نرخ رشد آزاد
۵- درآمد ناخالصی ملی سرانه

۶- نرخ رشد درا مد
۷- نمودار الماسی آزاد ( باز)
۸- نمودار تحلیل حساسیت نسبت رشد درآمد و آزاد
هدف از (OGM-Model ارائه ابزارهای جدید تحلیلی برای محققان و سیاستگزاران برای بررسی تاثیر و روند آزاد در اقتصاد هر کشور را از دیدگاه جدیدی است. استفاده از OGM-Modelمحدود به بررسی گروه خاصی از کشورها یا مناطق ویژه ای نیست. این امر توسط مسائل مربوط به منطقه یا مراحل توسعه هر کشوری محدود نمی شود. در واقع OGM-Modelیک طرح ساده و قابل انعطاف است.

بخش سوم این مقاله نتایج کسب شده در استفاده از OGM-Modelرا در کشورها و مناطق مختلف نشان می دهد. هدف کلی OGM-Model اندازه گیری و سنجش تکامل تدریجی، آسیب پذیری و رشد کوتاه مشاهده تغییرات سریع در رشد آزاد و رشد درآمد است.

کلمات اصلی: آزاد سازی، لیپرال کردن تجارتی ( آزادی تجارتی)، درآمد، مدلسازی سیاست تجارتی.
۱- بررسی مقالات برای سنجش آزاد سازی تجاری یا آزاد(باز):

در ۲۵ سال گذشته، بیشتر اقتصاد دانان سعی کرده اند که اندیکاتورهای جایگزینی برای اندازه گیری جهت یابی تجارتی یا آزاد ارائه دهند. نیاز به ذکر است که این اندیکاتورهای مختلف دارای سهم قابل توجهی در بررسی آزاد تاکنون بوده اند. معمولا، بخش اصلی این نوع کار از پژوهش های مقایسه ای بین کشوری

برای بیان رابطه میان بازی و رشد، بهره وری یا توزیع درامد استفاده می کند. این اندیکاتورها نسبت های وابستگی تجاری و نرخ رشد صادرات، شاخص زیربنای میراث، شاخصی آزاد وارنروساچز، شاخص آزاد لیمر (leamer)، شاخص آزاد سازی تجارتی، میانگین مشمول NTB-Q-R، پاداش بازار سیاه، شاخص تغییر پذیری نرخ واقعی مبادله و شاخص انحراف رخ واقعی مبادله می باشند. بعد از بحث کردن در مورد شاخص های مختلف، مرحله بعدی ارائه یک مدل جدیدی است.

عنوان این مدل جدید مدل نظارت رشد باز است یا OGM-Model. این OGM-Model پیوند بین رشد باز و رشد درآمد را بررسی خواهد کرد. این مدل مقایسه دو نرخ رشد ( باز و درآمد) را ترکیب می کند. OGM-Model مجموعه جدیدی از اندیکاتورها را برای سنجش آسیب پذیری آزاد، هماهنگ سازی آزاد، تحلیل حساسیت درامد و و آزاد و… را به سیاستگذاران ارائه می دهد.

شاخص های مختلف سیاست تجاری ( مانند انحراف از سهام واقعی تجاری، شاخص آزاد سازی تجاری، شاخص آزاد وارنروساچز، انحراف نرخ بازار سیاه، پاداش نرخ مبادله بازار سیاه و انحراف ها و تفاوت مبادله واقعی) و ضریب GINI برای اثبات پیوند بین آزادی و توزیع درآمد استفاده کرد. ادوادز به این نتیجه رسید که هیچ مدرکی دال بر پیوند آزاد یا آزادسازی تجاری برای افزایش ها در نابرابری وجود ندارد. در مورد OGM-Model این نتیجه حاصل می آید که مدارکی وجود دارد که بازی و درآمد در U.S با هم رابطه دارند.

تفاوت هایی بین متدلوژی استفاده شده توسط ادواردز و OGM-Model وجود دارد. ادواردز از شاخص های مختلف سیاست تجارتی و توزیع درآمد برای اثبات رابطه بین بازی و درآمد استفاده کرد، اما OGM-Model از نرخ رشد آزاد و نرخ رشد درآمد برای اثبات رابطه بین بازی و درآمد از زاویه متفاوتی استفاده می کند. روش تحلیل، انواع جدیدی و مختلفی از اندیکاتورها و متدولوژی را برای تحلیل درامد و بازی در مقابل شاخص های سنتی در بررسی سیاست تجارتی نشان خواهد داد.

۲- مدل نظارت رشد آزاد
۱-۲- مقدمه:
OGM-Model مدل تحلیلی جدیدی برای بررسی جنبه های مختلف رشد آزاد و تاثیر رشد آزاد بر رشد درامد در هر کشور یا منطقه ای است. کاربرد آن با توجه به مرحله توسعه کشور یا منطقه مربوطه، اینکه آن کشور یک کشور توسعه یافته، در حال توسعه یا کمتر توسعه یافته محدود نمی شود. این مدل از انواع مختلف اندیکاتورها برای نشان دادن تکاملی تدریجی، آسیب پذیری، حساسیت و هماهنگ سازی رشد آزادو همچنین تاثیر رشد آزاد بر رشد درآمد در هر نوع کشوری استفاده یم کند. این مدل معمولا مدل ساده و قابل انعطافی است.

دو هدف کلی برای ارائه OGM-Model وجود دارد:
۱- تعیین کمیت و تحلیل رشد آزاد

۲- اندازه گری تاثیر رشد آزاد بر رشد درامد در دوره خاصی از زمان ( در کوئاه مدت). OGM-Model اثبات دو نظریه زیر را آزمایش خواهد کرد:
۱- رشد بالای آزاد لزوما رشد درآمد در هر کشوری را در کوتاه مدت سبب نمی شود.

۲- طرح اتحادیه گمرکی بهتر از طرح مناطق تجرای آزاد در بخش هایی از رشد درآمد اجرا می شود.
OGM-Model براساس یکسری مراحل و عناصر در دستورالعملش برای بررسی رشد آزاد و رشد درآمد می باشد. رشد درآمد :
۱- میزان و درجه بازی به وسیله بخش های تولید،
۲- نرخ متوسط

۳- هماهنگ سازی
۴- نرخ رشد آزاد
۵- درآمد ملی خالص سرانه
۶- نرخ رشد درامد
۷- نمودار الماسی آزاد

۸- نمودار تحلیل حساسیت نرخ های رشد درآمد و آزاد

۲-۲ کاربرد OGM-Model و یافته ها:
برای تحقیق در این مقاله، OGM-Model برای ۴۰ کشور مختلف در ۷ بلوک تجاری مختلف بین سال های ۱۹۹۵ و ۲۰۰۱ استفاده شد. این دوره زمانی به علت انتخاب شد که اهداف کلی OGM-Model مشاهده ارتباط و همبستگی بین رشد آزاد و رشد درامد در کوتاه مدت بودند.
۱-۲-۲- یافته های مربوط به همبستگی بین رشد آزاد و رشد درامد:

نتیجه رابطه بین بازی و درآمد در OGM-Model نشان می دهد که تنها یک رشد درآمد کشوری تا حد زیادی به رشد آزاد بین ۱۹۹۵ و ۲۰۰۱ مربوط می شد. برای بقیه کشورهای مورد تحلیل، پیوند کم یا منفی بین رشد آزاد و رشد درامد بین ۱۹۹۵ و ۲۰۰۱ وجود داشته است. حتی کشورهایی مانند مالزی، شیلی، اسرائیل و تایلند که سطوح رشد آزاد آنها بالا بود، هیچ رابطه ای بین رشد آزاد و رشد درامد را نشان ندادند. این نتایج نشان می دهند که برای کشورهای در حال توسعه و کمتر توسعه یافته، رشد آزاد نمی تواند باعث رشد درامد در کوتاه مدت بشود.

برحسب درجه بازی توسط بخش های تولید، مشاهده می شود که برای USA ، بازی در بخش های کشاورزی و انرژی در مدت ۱۹۹۵-۲۰۰۱ کم بود. چنین سطح بالایی از رشد آزاد نسبت داد که دولت USA در مورد شریکهای تجاری خارجی ( مکزیک و کانادا) اعمال کرده است. بهرحال USA میزان بالای بازی را در بخش های ساخت و خدمات در طول همین دوره نشان داد. اینجا این نتیجه حاصل می آید که سطح پائین بازی در بخش های انرژی وکشاورزی، عامل کمک کننده برای رشد کم آزاد، اقتصاد آمریکا در دوره ۱۹۹۵-۲۰۰۱ بود. در طول همین دوره، هماهنگ سازی بازی برای آمریکا کم بود: HO نشان می دهد که USA بازی بیشتری در بخش های ساخت و خدمات داشته و این امر در بخش های انرژی و کشاورزی کمتر بوده است.

می توان مشاهده کرد که سنگاپور سطح بالای رشد آزاد را بین ۱۹۹۵-۲۰۰۱ داشته است. بهرحال، در طول این دوره این کشور ارزشهای منفی را در رشد درآمد دید، موقعیت مشابهی سطح بالای رشد آزاد اما سطح پایین رشد درآمد، در برخی از کشورهای در حال توسعه ( مانند مالزی، مکزیک، شیلی، برزیل) و کشورهای کمتر توسعه یافته ( هندوراس و نیکاراگوئه) مشاهده شد. کاربرد OGM-Model برای بیشتر کشورهای توسعه یافته ( مانند اتحادیه اروپا، ژاپن،

استرالیا، آمریکا و کانادا) نشان میدهد که این کشورها سطح بالایی از بازی را در بخش های انرژی و ساخت داشته اند از این موضوع می فهیم که بخش های خدمات و کشاورزی آنها زیر سطح بالای حمایت از تولیدات داخلی تجارتی بوده اند. در مقایسه با کشورهای در حال توسعه و کمتر توسعه یافته، نرخ رشد آزاد کشورهای توسعه یافته و هماهنگ سازی آزاد بالا بود همانگونه که قبلا بیان کردیم، برحسب پیوند بین رشد آزاد و رشد درآمد فقط یک کشور ( مانند USA) چنین همبستگی را در اقتصادش تجربه می کند.

در طول همین دوره، کشورهای در حال توسعه ( مانند مالزی، تایلند، مکزیک، برزیل و شیلی).
نتایج متفاوتی از بازی را به وسیله بخش های تولید نسبت به کشورهای توسعه یافته نشان دادند. در کشورهای در حال توسعه، بخش های انرژی و کشاورزی سطح بالایی از رشد آزاد را داشتند، اما بخش های خدمات و ساخت سطح بالایی از سیستم حمایت از تولیدات داخلی تجارتی را حفظ کردند. این کشورها افزایش نرخ رشد آزاد داشتند اما در بخش های تولید در هماهنگ سازی آنها از رشد آزاد، رشد تناسبی داشتند. رشد این دو اندیکاتور در کشورهای در حال توسعه ناشی از رشد سهم آنها در تجارت جهانی است. در بین کشورهای در حال توسعه، هیچ یک رابطه بین رشد آزاد و رشد درآمد را تجربه نکردند.
در LDC ها ( هندوراس و نیکاراگوئه) بین سال های ۱۹۹۵ و ۲۰۰۱، بخش کشاورزی زیر سطح بالای سیستم حمایت تولیدات داخلی تجاری بود، اما بخش های خدمات، انرژی و ساخت سطح بالاتری از بازی را در مقایسه با کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه نشان دادند. بعبارت دیگر، هم نرخ رشد آزاد آنها و هماهنگ سازی آزاد پایین بود. سطح پایین HO در کشورهای LDC بعلت سطح پایین مشارکت در تجارت جهانی در بخشی از این کشورها بود. در بین کشورهای هیچ یک رابطه بین رشد آزاد و رشد درآمد را در اقتصادش بین ۱۹۹۵ و ۲۰۰۱ نشان نمی دهد.
۲-۲-۲: یافته های مربوط به همبستگی منطقه ای:
نتایج تحلیل حساسیت رشد درآمد نسبت به بازی در جدولد ۱ ابزاری برای مقایسه عملکرد اتحادیه گمرکی و منطقه تجارت آزاد بر حسب رشد آزاد و رشد درآمد را نشان می دهد. نتایج نشانه خوبی در مورد اینکه آیا رشد آزاد تحت برنامه همبستگی منطقه ای خاصی، رشد در آمد مطلوبی را ارائه می دهند که موفقیت طرح را تعیین کند یا خیر، نشان می دهند.
استفاده از OGM-Model برای اتحادیه اروپا تحت برنامه CU، نرخ رشد آزاد منفی
۳- نرخ رشد درآمد مثبت ۴ را نشان می دهد. در رابطه با طرح FTA، مناطق تجارت آزاد آمریکای نمو شمالی نرخ رشد آزاد ۵را که، در بین تمام بلوک های تجاری تحت همان طرح بالاترین میزان بود، نرخ و رشد درآمد ۲ را ثبت کردند. این دو نتیجه نشان می دهند که NAFTA دارای سطح بیشتر رشد آزاد و سطح کمتر رشد درآمد در مقایسه با EU بوده است. بعبارت دیگر، نتایج نشان می دهند که FTA نمی تواند رشد درآمد زیادتری را به اندازه CU بدست آورد، حتی با سطح بالاتر آنها از رشد آزاد. با دقت بیشتری می توان گفت که اتحادیه گمرکی طرح همبستگی منطقه ای مناسبتری نسبت به FTA است.

بقیه بلوک های تجاری تحلیل شده، اتحادیه کشورهای جنوب شرق (NSEAN) منطقه تجارت آزاد نیوزیلند ، استرالیا (ANZFTA) (FTA)، MERCOSOR و بازار مشترک آمریکای مرکزی CACM بودند و همه آنها تحت برنامه FTA بودند. ASEAN دارای نرخ رشد، ۴ و نرخ رشد درآمد بود. ANZFTA با نرخ رشد درآمد ۱-، نرخ رشد آزاد بالای ۴ را مانند ASEAN نشان داد. نرخ رشد درآمد MERCOSOR 1- بود، بهرحال، در بین تمام بلوک های تجاری تحلیل شده این میزان دومین میزان از نظر بالا بودن سطح نرخ رشد بود یعنی نرخ رشد آزاد آن ۳ بود. آخرین وضعیت CACM با نرخ رشد آزاد ۱ و نرخ رشد درامد ۲- بود.

در مقایسه با نتایج بدست آمده برای EU نتایج ASEAN, ANZFTA, MERCOSOR, CACM زمینه دیگری را در این قضیه فراهم آوردند مبنی بر اینکه اتحادیه گمرکی طرح بهتری برای همبستگی منطقه ای در مقایسه با FTA است. تمام نتایج بدست آمده در بالا، عملی بودن OGM-Model را به عنوان ابزار تحلیلی جایگزینی برای تحلیل همبستگی منطقه ای نشان می دهند.
نتیجه گیری:

این مقاله تحقیقی نشان می دهد که رشد آزاد نمی تواند باعث رشد درآمد شود. فقط U.S رابطه محکمی بین رشد آزاد و رشد درامد را نشان می دهد. OGM-Model همچنین نشان می دهد که مهمترین طرح منطقه گرایی، طرح اتحادیه گمرکی در مقایسه با طرح مناطق تجارت آزاد است. این نتایج OGM-Modelمی توانند در مسائل تجاری برای تجسم روند آزادسازی تجارت، سیاست تجارت و توسعه در هر کشور یا منطقه ای به سیاستگذاران و محققان کمک کنند.