ارائه شده در مرکز اموزش عالی فنی و حرفه ای مایده گرگان

استاد راهنما : اقای غلامرضا حسنی

نویسنده : محبوبه بطیار

سال ۸۰-۸۱

چکیده :
نظام شکل گیری نقوس آثار مسجد جامع گرگان ، آنقدر دقیق و هماهنگ است که هر جزء ، جلوه ای از صورت کل خود و در مجموع نیز ، همه اجزا و مفردات ، نشانی از مجموعه خویش اند . به عنوان مثال ؛ اگر ساده ترین عنصر درختایی را ساقه و ملحقات آن بدانیم ، دارای شخصیتی است که همه مفردات همچون گلها و غنچه ها و برگ ها از همان خصوصیت برخوردارند .

متأسفانه در عصر غرب زدگی و دوری از فرهنگ و سنن اسلامی ، این ویژگی های روحانی به فراموشی سپرده شد و امروزه جز پوسته ای بی معنا ، برداشت برداشت دیگر از این هنر مقدس نمی شود ، لذا آنها را صرفا هنر تزیینی همچون همه هنر های تزیینی دیگر بر می شمردند و آن را قابل تحقیق و تفحص ندانسته و زحمت مطالعه پیرامون حکمت یا تاریخ یا طرق آموزش آن را به خود راه نداده اند .
رساله حاضر با عنوان بررسی نقوش آثار تاریخی مسجد جامع گرگان ، سعی نموده تا جنبه زیبا شناسی عناصر کار شده در آثاررا مورد بحث قرار دهد ، هر چند که جمع آوری منبع مکتوب و کامل از هنر منبت به خصوص منبت تیموری فراهم نشد . این رساله دارای ۶ فصل است و هر فصل به بخش هایی تقسیم می شود ؛

فصل؛ به معرفی و موقعیت جغرافیایی ، تاریخی ، آب و هوا ، جمعیت و بافت شهر استرآباد ( گرگان فعلی ) می پردازد .
فصل ۲ ؛ ضمن معرفی مختصر درباره سلسله های سلجوقی ، ایلخانی ، تیموری و صفویه در ایران ، شرح مختصری درباره معماری و تزئینات کار شده در مورد مساجد هر دوره می دهد .

فصل ۳ ؛ در این فصل اهمیت مسجد و جایگاه آن در بین عموم ذکر شده و به معرفی کامل در باره مسجد جامع ( جغرافیایی ، تاریخی ، فرهنگی ) پرداخته است . در ادامه ، شرحی بر اهمیت مناره و ساخت آن ازادوار گذشته تا حال است ، همینطور نگاهی دارد به مناره زیبای آجر کاری مسجد جامع گرگان و از لحاظ ساخت و تزئینات و پوشش آن ( همراه با طراحی کل مناره ) .
فصل ۴ ؛ تاریخچه و سابقه منبت کاری و به کار گیری این هنر در زندگی انسانهای اولیه شرح داده شد . هنر نمایی هنرمندان منبت کار و شیوه کار در دوره سلاجقه ، مغول ، تیموری ، صفویه ، افشاریه ، زندیه و قاجاریه و عناصر تزئینی در این دورهها معرفی شده است . در نهایت به سابقه منبت در شمال ایران و گسترش این هنر در این ناحیه اشاره شده است .
فصل ۵ ؛ در این فصل از رساله ، توضیحات و خصوصیات کمی و کیفی آثار ( منبر ، در و چهار چوبش ) به رشته تحریر درآمد ، که برای بررسی و شناخت بهتر نقوش ، به طراحی آنها پرداختیم که در رساله آورده شده است . ( همراه با مقیاس )

امید است این تلاش اندک ، با توجه به موانع و مشکلات ، خصوصا عدم وجود منبع ، مورد توجه دوستان و صاحب نظران قرار گیرد . در خاتمه لازم می دانیم از الطاف بی شائبه استاد محترم جناب آقای عظیمی سپاسگزاری کنیم .

مقدمه :
بناهای مذهبی همواره مورد احترام و توجه ملل و اقوام مختلف تاریخ بوده ، پیوسته کاملترین تجزیه هنری هنرمندان برجسته در دوران تاریخی در خدمت معماری و تزئین نقوش و احداث چنین اماکنی بوده است . این علاقه فقط به دلیل معنویت ، کشش و علاقه قلبی و گرایش فطری و عشق حقیقی مردم به مکاتب الهی بود ، نه به دلیل منافع اقتصادی و اغراض مادی . حتی بودند کسانی که در وضع اقتصادی بدی قرار داشته ولی در مورد مقدسات مذهبی از هیچگونه ایثاری فروگذار نکردند .

تاریخ هنر و فرهنگ ایرانی ، قدمتی همپای اولین روزهای شروع تاریخ تمدن بشری دارد ، هنر این ملت سرشار از ذوق و توانایی و اندیشه های ژرف فرهنگی و هنری است . هنر جوهره ای است که در ذات هر ایرانی به ودیعه گذاشته شد و هنرمندان مومن برای کشف این زیبایی ها و ابداع آثار جاویدان این راه طولانی را برخورد هموار نموده و میراثی گرانبها برای بشر به جای نهاده اند .
متأسفانه آثار نفیس و با ارزشی که در واقع هویت و فرهنگ کشورمان است ، به دست یغما گران و چپاولگرتن فرهنگی از کشور خارج شده و یا به نحوی نابود شدند . که بیشتر به دلیل ناآگاهی و فقر فرهنگی مردمان کشور ما می باشد .

گرگان ، در ادوار مختلف تاریخی ایران همواره از ایالتهای بزرگ و مورد توجه حکومتها بود ، یکی از بناهای به جا مانده دوره سلجوقیان مسجد جامع گرگان است که آثار هنری آجری و کنده کاری در و منبر

وجود هنر و هنرمندان را در این ناحیه تأیید می کند . این نا آگاهی ها و کم توجهی عموم باعث شد تصمیم بر شناخت ، معرفی و بررسی آثار به جای مانده مسجد جامع گرگان ( شهری که در آن به دنیا آمده
و زندگی می کنم ) بپردازم . اما توانسته ایم به این هدف برسیم یا نه ، نمی دانیم … اما سعی نگارنده بر این بوده تا آنجا که در توان دارد به معرفی آثار مسجد جامع بپردازد تا آیندگان اطلاعات بیشتری درباره این شهر و آثار به جا مانده مسجد جامع داشته باشند .

فصـل اول

جغرافیای تاریخی گرگان و دشت

جغرافیای تاریخی گرگان و دشت :
استان گلستان در شرق مازندران و در امتداد کوهستان و جلگه مازندران قرار گرفته است و به تدریج به ارتفاعات غربی خراسان منتهی می گردد . شهرستان گرگان و مرکز استان گلستان است و در بخش غربی آن قرار گرفته است . این شهرستان از شمال به شهرستان آق قلا ، از شرق به علی آباد کتول ، از غرب به شهرستان های کردکوی و بندر ترکمن و از جنوب یه ارتفاعات شاهکوه و استان سمنان متصل است .
این منطقه به دلیل اتصال به دریای خزر ، دارای آب و هوای نسبتا متغیر است و از روی میزانی طبیعی ، به فصلهای مرطوب یا خشک ، سرد یا گرم تقسیم نشده است . مقدار ریزش باران منحصر به فصل زمستان نیست ، کم و بیش در تمام فصول می بارد .

جمعیت گرگان ، متشکل از بومیان گرگانی ، سادات ، بلوچ ، قاجار ، دامغانی ، مازندرانی ، سیستانی ، ترک ، طرودی ، سبزواری ، کاشمری ، شاهرودی و ترکمن می باشد ، این گروههای مختلف چنان با مردم این ناحیه مخلوط شده اند که نمی توان آنها را از هم تشخیص داد و سکنه بومی آن عموما به زبان و گویش استر آبادی حرف می زنند و کشاورزی در این ناحیه پر رونق است و همیشه به نیروی غیر ماهر احتیاج داشته است ، به همین دلیل از گذشته ، مهاجرین ، بخش زیادی از جمعیت را تشکیل
داده اند .
قرار گرفتن این منطقه در موقعیت خاص جغرافیایی و به علت دارا بودن شرایط مساعد اقلیمی و زیست محیطی ، از ادوار گذشته ( پیش از تاریخ ، تاریخی واسلامی ) به عنوان یکی از استقرار گاههای بشری مورد توجه بوده و تحقیقات و کاوشهایی که در طی نیم قرن گذشته در این منطقه انجام گرفته ، نشانگر این مطلب می باشد .
برری باستان شناسی محوطه باستانی درون شهری (( پوگردوال )) در قسمت شرقی شهر گرگان فعلی نشان می دهد که قدیمی ترین سابقه سکونت انسان در این شهرستان به ۷۲۰۰۰ سال قبل می رسید . همچنین حفریات و بررسی های باستان شناسی تورنگ تپه و آثار به دست آمده از آن نشان داد که این دشت نیز در هزاره ششم ق . م از فرهنگ و مدنیت پیشرفته ای برخوردار بوده و وجود دیوار دفاعی گرگان به طول ۱۵۵ کیلومتر و به عرض ۱۰ متر و همچنین قلعه یساقی ، قلعه باتصران ( باند سرا ) ، دشت حلقه ، گبری قلعه اهمیت آن را در دوره اشکانی محرز می سازد.
تحقیقات تاریخی بیانگر آن است که این منطقه از ساتراپیهای مهم در زمان هخامنشی بوده و
(( هیر کانیه )) ( hirkanieh ) و در دوره ساسانی (( ورکانه )) ( verkaneh ) نامیده می شد و کشف نبشته ای به خط یونانی متعلق به دوره سلوکی در تپه باستانی قلعه خندان انتساب نام ((زدرکرته)) ( zadraktra ) در زمان اسکندر را به شهراسترآباد یا گرگان امروزی به یقین نزدیک ساخته است . محمد حسن خان اعتماد السلطنه در مورد نام استرآباد می نویسد : ( ( استرآباد از بلاد معظمه ایران و یونانیان آن را هیرکانیا نامیده اند . بنایش قدیمی و لفظش مرکب است از دو کلمه
۱– در بررسی سطحی محوطه باستانی پوکردوال ( نام رودخانه ای که از کنار آن می گذرد ) تعداد کمی از سفالهای نوع زاغه جمع آوری شده که نشان می دهد سابقه سکونت یا استقرار انسان به هزاره ششم ق.م می رسد و تنوع نقوش سفالهای نوع زاغه پوکردوال ، به مراتب از انواع نقوش سفالهای نوع زاغه آق تپه است . در بررسی ها و حفاریهای به عمل آمده در آق تپه (گنبد) آثاری به دست آمده که معرف دو دوره فرهنگی ، فلات عتیق (نوع زاغه) و فلات قدم(نوع چشمه علی) در دشت گرگان هستند . منشأو سرچشمه این فرهنگ ها در جنوب البرز و در منطقه واقع بین دشت قزوین و جلگه ورامین در فلات مرکزی ایران است . کلیه سفالهای نوع زاغه آق تپه ، با دست ساخته شده اند و برای پوشش سطوح آنها از لعاب گلی غلیظ استفاده شده است که مشابهت با آثار مشکوفه (قزوین ) دارند . سفالهای فلات عتیق (نوع زاغه) از عمق

بین ۲۰۵ – ۱۲۰ سانتیمتر ، یعنی از میان بقایای اولین طبقه استقرار در آق تپه به دست آمده اند . این سفالها از نظر فرم و شکل اکثرا به شکل کاسه های ساده هستند و نقوش آنها ساده و هندسی است و به چهار دسته ؛ ۱ – خطوط افقی ۲ – خطوط عمودی ۳ – خطوط مورب ۴ – ترکیبی از همه ، تقسیم می شوند .
استر آباد ؛ استر مخفف استار به معنی کوکب و آباد به معنی عمارت است . و اینکه صاحب تقویم البلدان نقل کرده (( این شهر را هم استار آباد هم می گویند )) و صاحب مراه البلدان هم آنچهمی نگارد موید این قول است ، گوید استاره آباد است .

در گذشته فضا و بافت کالبدی شهر همیشه هسته اولیه شکل گیری شهر بوده و بر پیوند فضایی میان عناصری همچون ، مرکز شهر ، محلات ، گذرها و … استوار بود . استرآباد نیز پیرو همین قانون بود ، چنانچه جیمز موریه در سال ۱۲۳۱ ه . ق در باره استرآباد می نویسد : (( شهر استرآباد باور و بر جهایی دارد . محیط این باور به یک فرسنگ می رسد و خندق آن از بوته های خار و تیغ انباشته شده است . سقف خانه ها سفالپوش و لبه دار است و مصالح آنها خشت ، آجر و چوب است . خانه ها به هم فشرده و کوچه ها به هم مربوط است و در خانه های درخت زیاد است . باران مداوم سبب شده است که مردم وسایل راحتی بیشتری برای خود تهیه کنند و خانه های خود را با سنگفرش به کوچه ها متصل سارند . درها و پنجره ها محکم و بنای خانه ها استوار است …. استرآباد را دارالمومنین خوانده اند . شاید از نظر اینکه سادات زیاد در این شهر اقامت دارند ، این لقب به آنها داده شده است .

- اعتماد السلطنه ، محمدحسن خان ،مرات البلدان ناصری ، به نقل از (( نخبه سیفیه )) در استرآباد نامه ، جلد صفحه ۱ و ۶ و ۷ .
۳ – ستوده ، منوچهر ، از آستارا تا استارآباد ، انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ، چاپ اول ، ۱۳۷۷ ، تهران ، جلد ۵ ، صفحه ۹۶

در تورات آمده است که ((هدسه)) نام زنی نیکو منظر بود ، چون پدر و مادر دخترمرده بود ، عموی وی ، مردخای او را به دختری پذیرفت . خشایار شاه ، { در حکایت مذبور راجع به خشایار شاه است یا اردشیر ، تردیداست }ادشاه ایران بعد از آنکه به همسرش وشتی خشمگین شد دستور داد تا دختر بیاید که در زیبایی سرآمد دختران مملکت باشد تا یک را به عنوان ملکه برگزیند وهدسه را آورد و به دست خواجه سرائی سپردند ، پس از یک سال تربیت و مالش بدن دختر با عطریات گرانبها در روز معین او را نزد شاه بردند و شاه وی را بر سایر زنان ترجیح داد و تاج را بر سر او نهاد ، پس از آن او را (( استر)) نامیدند که به پارسی به معنی ستاره است . خشایار شاه این شهر را (( استرآباد )) بنا کرده و نام زوجه و معشوقه خود نامیده است – به نقل از فرهنگ لغت دهخدا ، زیر نظر دکتر معین ، دانشگاه تهران ، ۱۳۳۷ شمسی ، جلد ۲۸
۴ – ستوده ، منوچهر ، از آستارا تا استار آباد ، صفحه ۸۸ و ۸۹

 

بافت فعلی به جای مانده گرگان همچون سایر شهر های ایران ریشه در دوره صفویه دارد .
هر چند بناهای ادوار گذشته نظیر مسجد جامه ،امام زاده نور نیز در بافت قدیم گرگان دیده می شود ، اما بناهای دوره قاجاریه با توجه به اینکه در گذر ایام کمتر دچار ویرانی و انحطاط شده اند ، نمود بهتری دارند . این بافت تابع عوامل طبیعی مثل ، آب ، زمین ، نور خورشید و همچنین عوامل اجتماعی – فرهنگی بود .
این شهر در سال ۱۳۱۶ ه . ش توسط فرهنگستان ایران به نام ( گرگان ) نامگذاری شد .

با توجه به اینکه این شهر در بین دو کمربند زلزله خیز عشق آباد در شمال شرقی و کمربند زلزله شاهرود در جنوب غربی قرار دارد ، از سال ۸۹۳ م تا کنون بر اسا اطلاعات ثبت شده وقوع ۸ زلزله شدید با خسارات فراوان رامتحمل گردیده است که آخرین زلزله شدید مربوطه به سال ۱۳۲۳ خورشیدی بوده که بر اثر وقوع آن بخش عظیمی از بافت قدیم گرگان دچار خسارات و آسیب گردید . مسجد جامع گرگان نیز از این حادثه در امان نماند و قسمت عظیمی از آن ویران شد ، ولی به مدت کوتاهی توسط افراد خیر بازسازی شد .
بافت قدیم گرگان از نوع پیوسته می باشد که غالب اصلی هسته شهر های قدمی ایران مانند یزد ، کاشان و کرمان را تشکیل می دهد که مرکب از بناهای به هم چسبیده اند که از یک طرف به کوچه یا گذر یا خیابان راه دارند . این قبیل بافت ها از پهلو ( از شرق و غرب ) بهم اتصال دارند و از طرف شمال و جنوب با بافتهای دیگر متصل شده اند ، پس در واقع بافته ای پیوسته از سه طرف به هم متصل اند و کوچه و یا گذر و جائیکه در بنا به آن باز می شود در یکی از جهات اصلی است .

در ایران بناها را به طرف غرب یا پشت به قبله ( پشت به آفتاب ) نمی سازند ، مگر به ضرورت و بندرت . نگارنده در این تحقیق سعی نموده است که با استفاده از مدارک قابل دسترس و عملیات میدانی ، مسجد جامع گرگان را یکی از ویژگی های شهر های قدیمی اسلامی است و جایگاه ویژه ای در بافت قدیم گرگان دارد با نگرش دقیق و نقوش در ، منبر و مناره آن داشته باشد .

فصـل دوم
معماری مساجد سلاجقه در ایران
معماری مساجد ا یلخانی و تیموری در ایران
معماری مساجد صفویه در ایران

معماری مساجد سلاجقه در ایران :
سلجوقیان ترک های غز بودن که برای تصرف زمینهای حاصلخیز از ماوراء النهر به فلات ایران آمدند و به زودی با فتوحات خود توانستند علاوه بر ایران ، آسیای صغیر را نیز به تصرف در آورند . بدین ترتیب در آغاز قرن پنجم هجری سلسله ترکان سلجوقی تأسیس شد . سلاجقه به رقم انتسابشان به قبایل ترک و اتکا بر اهالی مناطقی که بر آنها تسلط سیاسی یافتند ، فنون و هنر های معماری را رعایت کردند . در دوره آنها مساجد ها و عمارتها به سبکی خاص و متمایز و ازویژگی آنها ضخامت ، قوت و استحکام قسمتهای بیرونی آنها بود ، پدید آمدند . سلاجقه در بنای عمارتهای خود از سبک معماری غزنویان در هند به ویژه بناهایی که به دست سلطان محمود ساخته شده بود ، اثر پذیرفتند . بیشتر بناهای سلجوقی مجموعه هایی هستند ، مرکب از : مسجد ، مدرسه و مقبره .گاهی نام مدرسه برمسجد نیز اطلاق شده است .هرایوان به یک

مذهب اختصاص داشت که در آن مسجد ، جایگاهی برای تدریس وجود داشت .درایران میان نقشه مدارسی که صحن مستطیل شکل داشتند وبه کارگیری گنبد هادر مساجد،به شکلی خاص تلفیق به عمل آمدوسهم مساجدجدیداختلاف فراوانی باحیات مدارس پیدا کرد مسجد سبک سلجوقی شامل اتاقی گنبد دار که محراب آن را محصور می کرد با ایوانی بلند در مقابل آن بود . تمرکز بر روی اتاق گنبد دار اغلب به بهای تمام مسجد تمام می شد . با اینکه تأکید اصلی در نمای داخلی بیشتر بود ، نمای خارجی بر عکس ، شکل بسیار ساده و بی آلایش داشت ؛ البته نا گفته نماند که درگاه ایوانها از این قاعده مستثنی بودند . بر طبق سنت ، ایوان شبستان باید بزرگترین و عمیق ترین قسمت می بود ، ایوان مقابل آن از نظر اندازه بعد از آن قرار می گرفت و البته اغلب بسیار کم عمق بود .
۵- الرفاعی ، انور ، تاریخ هنر در سرزمین های اسلامی ، ترجمه عبالرحیم قنوات ، جهاد دانشگاهی مشهد ، زمستان ۱۳۷۷ ، صفحه ۶۴

۶- براند ، هلین ، معماری اسلامی ، ترجمه دکترایرج اعتصام ، شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری (وابسته به شهرداری تهران ) ، چاپ اول، تابستان ۱۳۷۷ ،صفحه ۱۴۴ .

از نظر توسعه هنر ها به ویژه معماری عهد سلجوقیان ، یکی از دوره های درخشان هنری است . معماری عهد سلجوقیان از استحکام و زیبایی خاصی برخوردار است و این شکوفایی مدیون آرامش و ثبات سیاسی قلمرو سلجوقیان است که در آن هنرمندان توانستند آثار متعددی به وجود آورند . یکی از مشهور ترین مساجد ایران در این دوره مسجد جمعه اصفهان است که در زمان سلطان بزرگ سلجوقی (( ملکشاه )) بنیان نهاده شد .
از مشخصات دیگر معماری در این دوره ایجاد کتیبه و خطوط تزئینی از آجر تراشیده با برآمدگی و فرورفتگی هاست ، که در اکثر بناهای این زمان مشاهده می شود . بعد از تبدیل خط کوفی به خط نسخ ، نحوه تراشیدن آجر و تشکیل حروف و کلمات این خط با دشواری های مواجه می شود، از این رو کتیبه ها و تزئینات آجری ، جای خود را به گچبری می دهد . می توان گفت هنر آجر ترشی و تزئین ابنیه به وسیله آجر های تراشیده از قرن پنجم هجری در ایران معمول بود و تا اواخر قرن ششم هجری راه تکامل خود را پیمود .

معماری مساجد ایلخانی و تیموری در ایران :
هولاکو خان در سال ۶۵۶ ق / ۱۲۵۸ م بغداد را تصرف کرد و به حکومت خلفای عباسی پایان داد ، ولی وارثان او اسلام آوردند و حکومت ایلخانیان را در ایران بنیان نهادند که قریب یک قرن ادامه پیدا کرد . این دولت از فرهنگهای باستانی چین و ایران تأثیر پذیرفت و بناهای این دوره

۷ – خط کوفی گلدار مورد استعمال بود و استفاده از خط نسخ نیز به ویژه در قرن ۶ ق / ۱۲ م تغییر و تحولی گسترده یافت .
۸ – بهنام ، عیسی ، (( گنبد سرخ مراغه )) هنر و مردم ، شماره ۸ ، ۱۳۴۲ ، صفحه ۴
تحت همین تاثیر به زیبایی روی آوردند

معماری ایلخانی از نظر زیبا شناسی ، سبک در تاریخ معماری ایران به وجود نیاورد ، آنها هنر معماری سلجوقی را حفظ کردند ؛ با این تفاوت که آن را اسلوب ها و عناصر چینی در آمیختند و غنی کردند . برای ساختن دیوار ها از خشت استفاده کردند و برای روبندی هم از آجر پخته بهره می گرفتند .

در دوره تیمور لنگ و جانشین او ، نوآوری های چندی از نظر ساختمان سازی به وجود آمد و ساختن مسجد هایی با گنبد های بزرگ و ورودی های مرتفع که عظمت و بزرگیشان چشمها را خیره می کرد، شایع شد . مساجد را بر مبنای پلان و طرح مساجد سلجوقی ساختند ، یعنی یک صحن مستطیلی با چهار ایوان و یک سراسری گنبدی در پشت ایوان اصلی ( روبه سمت قبله ) و مناره هایی در رواق در ایوان اصلی و اغلب در چهار گوشه ساختمان زیباترین مساجد دوره تیموری ، مسجد کبود تبریز است که در نیمه قرن ۱۹ ق / ۱۵ م ساخته شده است ؛ در وسط این مسجد تالار بزرگی است که بر فراز آن گنبدی قرار گرفته است . پیرامون مسجد نیز تالارهای کوچکتری واقع شده که دارای گنبد مرتفعی است .

در این دوره تزئینات ساختمانها با قالبهای آجر به نهایت زیبایی رسید . از خصوصیات این دوره ، تزئین بنا با آجر های جلال داده شده است . همچنین می توان به کاربرد گچ در ساختمان نقوشی در محراب مساجد و فراوانی های مقرنسها اشاره کرد .

۹– شراتو ، امبرتو ، گروبه ، ارنست ، هنر ایلخانی و تیموری ( تاریخ هنر ۹ ) ، ترجمه دکتر یعقوب آژند ، انتشارات مولی ، چاپ اول ، ۱۳۷۶ ، صفحه ۴۰
معماری مساجد صفویه در ایران :
صفویه دولت خود را در سال ۹۰۷ ق / ۱۵۰۲ م بنیاد نهادند . آنها تبریز را به عنوان پایتخت خود برگزیدند و بعد ها به اصفهان نقل مکان کردند . صفویه از پر رونق ترین دوره های هنری ایران اسلامی می باشد . آنها کوشیدند تمدن قدیم ایران را احیاء و از اسلوبهای هنر ایرانی در ساختمانهای خود تقلید کنند و سبک معماری قدیم ایران را تجدید کنند . تداوم و عمر طولانی این سلسله و استحکام جنبه های مذهبی و فرهنگی آن ، موجب تقویت تحکیم سنت هنری آنها گردید.

بازسازی و توسعه مساجد موجود که در زمان تیموریان نیز صورت میگرفت ، به سرعت در دوران صفویه ادامه پیدا کرد .
مشهور ترين مسجد دوره صفوي ، جامع و مقبره شيخ صفي الدين اردبيلي در شهر اردبيل است . اين شيخ يكي از اولياء است كه صفويه به او منسوب اند ، به همين دليل نيز صفويان مي خواستند اين بنا را به درجه اي از عظمت ، استواري و زيبايي برسانند كه با ساير مساجد و مقابر رقابت كند . تمامي مساجد و مقابر صفويه مزين به كاشي هايي با رنگهاي بديع و نقوشي از گلها و شاخه هاي گياهي زيبا و نيز منقوش به تزئينهاي گچي رنگيني هستند كه همين عناصر ، ويژگيهاي هنرر دوره صفوي به شمار مي آيند . ويژگي هايي كه ذوق هنري ايرانيان و مهارت آنان در بخشيدن سحر و جذابيت به رنگهاي ملايم خوش ، در آن متجلي گرديده است .

۱۰-الرفاعي ، النور ، تاريخ هنر در سرزمينهاي اسلامي ، صفحه ۶۹ 

فصـل سوم

اهميت مساجد
مسجد جامع گرگان
مناره
مناره مسجد جامع گرگان

اهميت مساجد :
يكي از ويژگي هاي شهرهاي قديمي اسلامي وجود مساجد وساير مراكز مذهبي است . دين مبين اسلام ديني است فردي واجتماعي ، در اسلام فقير وغني مطرح نيست ،همه بندگان خدا در مقابل ذات اقدسش يكسان اند . مسجد جايگاهي است كه همه در كنار يكديگر مي نشينند وهنگام فرضيه نماز در يك صف يا در صفهاي متعدد به عبادت خداوند مي پردازند . اما مهمترين مساجد شهرهاي قدمي مسجد جامع اند كه معمولا ويژگي خاص نسبت به ساير مساجد شهرها دارند . اين مساجد در مركز شهر ، نزديك بازارها ومحدوده دارالحكومه ساخته مي شدند كه مهمترين مكان براي ابلاغ فرامين حكومت به مردم بود .

بعضي از مساجد ، ملحقاتي نظير مدرسه و دارالشفاء ، دارالايتام ، انبار وكتابخانه اند . به اين ترتيب يك مجموعه مذهبي ، علمي ، خدماتي و رفاهي را تشكيل مي دادند و يكي ديگر از دلايلي كه مسجد در بازارهاي مهم شهرهاي معروف ساخته شده اند ، به اين سبب بود كه جماعت بازار بتوانند به آساني به فريضه نماز بپردازند ودر كار و تجارت و داد و ستد همواره رضايت خداوند را در نظر داشته باشند و از دروغ و تقلب و ريا در كسب بپرهيزند و در اوقات فراغت در پاي منبر خطيبان و وعاظ ، با توجه كردن به احاديث ، روايات و وقايع پند گونه تاريخي و مذهبي در تزكيه نفس و خود سازي خويشتن ، كوشش كنند .

مسجد جامع گرگان :
مسجد جامع گرگان ( استرآباد قديم ) در بازار نعلبندان كه از محلات بافت قديم شهر مي باشد ، در زميني به مساحت ۱۶۰۰ متر مربع واقع شده است كه محمد حسن خان اعتماد السلطنه در باره مسجد جامع استرآباد مي نويسد : (( بناي اين مسجد در سنه هشتصد و چهارده شده ، ولي باني معلوم نيست . از بعضي از معمرين استرآباد چنين مسموع شده كه باني مسجد از اهل تسنن و از تراكمه معروف به طايفه (( ايمر )) بوده . به هر حال وضه حاليه مسجد چندان بد نيست ، چندان هم خرابي ندارد .

مناره مسجد با متني به خط كوفي به همراه تزئيناتي به شيوا آجر كاري دوره سلجوقي است كه گوياي قدمت آن واختصاص بناي اوليه مسجد به دوره سلجوقيان ( قرن ۵ – ۶ ه . ق ) است .
بناي امروزي آن ، يك حياط با دو ايوان و چهار شبستان اطراف آن است كه بيشتر بناي فعلي مسجد مربوط به صفويه است . مسجد و شبستان هاي آن در دوران تيموريان ، صفويان
( شاه عباس اول ۹۹۶ – ۱۰۳۹ ه . ق و شاه عباس دوم ۱۰۵۲ – ۱۰۷۷ ه . ق ) و افشاريه مرمت ، نوسازي و تعمير گرديده است كه تعدادي از سنگ نوشته ها در ايوان غربي گواه بر اين حقيقت است .
از آثار به جا مانده ديگر در مسجد ، دولنگه در به همراه چهار چوب آن ، منبر و ۱۹ سنگ نوشته كه شامل فرمان و وقف كه قديميترين آن متعلق به دوره امراي قراقو ينلو

۱۱ – اعتماد السلطنه ، محمد حسن خان ، جلد ۴ ، صفحه ۹۷
۱۲ – به امر گوهر شاد آغا بناي مسجد بازسازي شد و قسمتهايي نيز به آن اضافه گرديد كه نظير اين مسجد به امر او در مشهد و هرات ساخته اند .
۱۳ – فرمتنهاي مهم حكومتي غالبا ژس از ارسال به شهرها و ولايات ، در نقاط معتبر از جمله ديوار ايوانها و شيستانهاي مساجد نصب مي گرديد .
( ۸۶۲ ه . ق ) و آخرين آن به دوره قاجار ( ۱۲۱۹ ه . ق ) مربوط مي باشد . شايان ذكر است كه

منبر اين مسجد درنوع خود كم نظير بوده و نوشته هاي حكاكي شده برآن حاكي است كه اين

۱۴ – ( تمام سنگ نوشته ها بر ديوار جنوبي نصب شده و بيشتر سالم و دست نخورده است . هنگام تعمير يعني سفيد كاري و رنگ كاري دقت كافي نشده و رنگ و گچ به حاشيه سنگ ها رسيده و مانع خواندن پاره اي از كلمات شده است . متن خلاصه شده اين سنگها به شذح زير است :

۱ – فرمان جهانشاه بن قرايوسف قراقويونلو ( ۸۴۱ – ۸۷۲ ه . ق ) درباره لغو بدعت بابا حسن به اسم مقرري لشكر در سال ۸۶۲ ق . صفحه ۱۶۰ – ۱۶۱ – ۱۶۲ ، از آستارا تا استرآباد ))
۲ – حكيم ابونصر سام ميرزا بي شاه اسماعيل صفوي مورخ ۹۲۹ ه . ق كه حسب الفرمان ژدر خود غلامان را مرفوع القلم دانسته است . (( صفحه ۱۶۲ – ۱۶۳ ، از آستارا تا استرآباد ))
۳ – حمك شاه طهماسب ( ۹۳۰ – ۹۸۴ ه . ق ) در دوران حكومت ساطان نحمود ذوالفدر در استرآباد و واسطه شدن خواجه سيف الدين مظفر بتگچي درباره رفع خرج مستغلات و گردش فلوس شاهي ، مورخ ۹۳۷ ه . ق . (( صفحه ۱۶۳ ، از آستارا تا استرآباد ))

۴ – حكم سلطان محمد ذوالقدر مورخ ۹۳۷ ه . ق با اين حكم از طرف شاه طهماسب ( ۹۳۰ – ۹۸۴ ه . ق ) به حكومت استرآباد آمده بود در مورد بخشيدن نزولي خانه هاي استرآباد و حوالي متعلقه اين شهر اين حكم با تذكر خواجه سيف الدين مظفر بتگچي صادر شده است . (( صفحه ۱۶۴ ، از آستارا تا استرآباد ))
۵ – حكم ابوالقاضي القاص ميرزا بن شاه اسماعيل مورخ ۹۴۲ ه . ق درباره بخشودن توجيحات محلات و زر گرمختژانه ئ جلگه در شهر استرآباد . (( صفحه ۱۶۵ ، از استارا تا استرآباد ))
۶ – وقفنامه آب قنات مصلي مورخ ۹۶۳ ه . ق براي ضروريات عاديه ساكنان اين محل و مزرعه … ابوعلي را نيز در وقفنامه اصلي ، امر حفر آن وقف محل مصلي و مزرعه كرده است . (( صفحه ۱۶۵ – ۱۶۶ ، از آستارا تا استرآباد ))

۷ – فرمان شاه طهماسب اول ( ۹۳۰ – ۹۸۴ ه . ق ) فرمان مورخ ۹۷۶ ه . ق دائر بر اينكه از هيمه كشان استرآباد كه حكام از هر يك سالي دوازده خروار هيمه مي گرفته اند ، ديگر نگيرند . (( صفحه ۱۶۶ ، از آستارا تا استرآباد ))
۸ – فرمان شاه طهماسب اول ( ۹۳۰ – ۹۸۴ ه . ق ) فرمان مورخ ۹۷۷ ه . ق دائر بر تخفيف دادن زر كوچه زر مير شب و طرح بيكار مردم قلعه وباره و هيمه و كاه و سگ كشي و مشتلق فتح و زر تالار و طويله وزر ساجق و علوفه علفچيان به مردم دارالمومنين استرآباد (( صفحه ۱۶۶ – ۱۶۷ ، از استرآباد تا آستارا ))

۹ – فرمان شاه طهماسب اول ( ۹۳۰ – ۹۸۴ ه . ق ) فرمان مورخ ۹۷۹ ه . ق درباره تصدق كردن مال غسالان و گور كنان در وجه مقرر بوده . (( صفحه ۱۶۷ – ۱۶۸ ه . ق از آستارا تا استرآباد ))
۱۰ – فرمان شاه عباس اول ( ۹۸۹ – ۱۰۳۸ ه . ق ) درباهربخشيدن مبلغ چهار تومان مقرري جماعت يساقي ولايت استرآباد كه داخل جمع اين ولايت بود . (( صفحه ۱۶۸ ، از آستارا تا استرآباد ))
۱۱ – حكم شاه عباس اول ( ۹۸۹ – ۱۰۳۸ ه . ق ) حكم مورخ ۱۰۲۴ ه . ق درباره تخفيف و تصدق رسد يك ماهه شهر رمضان المبارك سواي جهاتي كه به اجاره داده مي شود به شيعيان دارالمومنين استرآباد . (( صفحه ۱۶۹ ، از استارا تا استرآباد ))

۱۲ – ذقفنامه خسروخان – حاكم استرآباد مورخ ۱۰ ۴۱ ه . ق در مورد عايدات يك باب كاروانسرا و چهار دانگ و نيم قنات واقفه در ميدان شور را كه وقف بر مساجد خمسه يعني مسجد جامع ، مصلي ، مسجد بازار ، مسجد حاجي تبريزي و مسجد سفيد و همچنين بر چشمه جاري در مصلي و بر ژنج امام زاده و مناره ميدار شور كرده است .
(( صفحه ۱۷۰ – ۱۷۱ ، از آستارا تا استرآباد ))

۱۳ – فرمتن شاه صفي حسيني موسوي ( ۱۰۳۸ – ۱۰۵۲ ه . ق در مورد بخشودن رسوم مير شكار باشي به صيادان دام گير و مميز گير گوه گرد و سلاخان و ماهي بريزان و ماهي گيران و كبوتر بازان و بهله دوزان و كيسه دوزان و مرغ فروشان و روده فروشان و جگر بريزان ، مورخ ۱۰۴۷ قمري (( صفحه ۱۷۱ – ۱۷۲ ، از آستارا تا استرآباد ))
۱۴ – فرمتن شاه عباس دوم ( ۱۰۵۲ – ۱۰ ۷۷ ه . ق ) در مورد بخشودن وجوه كرتوالي قلعه استرآباد و وجوه قورچيگري و راهتراشي بلوك استرآباد مورخ ۱۰۵۵ قمري . (( صفحه ۱۷۲ – ۱۷۳ ، از آيتارا تا استرآباد ))
۱۵ – فرمان شاه عباس دوم ( ۱۰۵۲ – ۱۰۷۷ ه . ق ) در مورد وضه قراسوران از ورود در ميانه رعايا و بلوك استرآباد مورخ ۱۰۶۸ قمري . (( صفحه ۱۷۳ ، از آستارا تا استرآباد ))
۱۶ – كتيبه تعمير مسجد جامع در دوران نادر شاه افشار ( ۱۱۴۸ – ۱۱۶ ه . ق ) به دستور محمد حسين خان قاجار بيگلر بيگي استرآباد به سركاري حاجيقربان (( صفحه ۱۷۴ ، از آستارا تا استرآباد ))
۱۷ – وقفنامه محمد حسين خان قاجار مورخ ۱۱۵۷ ه . ق در اين وقفنامه نامبرده وجه اجاره سا دانگ حمام قاضي را وقف بر مسجد جامع و روشنايي آن تعمير منبر و مسجد نموده و حاجي قربان آقا ناظر را مسئول گرفتن و صرف قرار داده است .

(( صفحه ۱۷۴ ، از آستارا تا استر آباد ))

منبر در دو دوره تيموري ساخته شده و در دوره افشاريه و همين طور صفويه مرمت گرديده است ، چهار چوب و دولنگه در قديمي مسجد نيز از آثار منحصر به فرد منبت تيموري است . تمام سطح در را نقوش گل و بوته فرا گرفته و دور تادور چهار چوب ، ختايي مشتمل بر احاديثي از حضرت محمد ( ص ) را فرا گرفته است . در حال حاضر منبر ، دو لنگه در و چهار چوب آن و تمامي سنگ نوشته ها در ايوان غربي نگهداري مي شود .
ايوان شرقي مسجد در سال ۱۴۱۱ ه . ش و ايوان غربي شبستان جنوب غربي در سال ۱۴۲۱ ه . ش كاشي هفت رنگ شده است . محراب مسجد كه گنبد نسبتا بلندي در بالاي آن قرار دارد به سمت مشرق است كه بر اين اساس عده اي معتقدند احتمالا اين مسجد براي مسلمانان سني مذهب بنا گرديده و باني آن را يكي از تراكمه ايمر ( aymer ) معرفي كرده اند .