مشاركت مردمي در امور اجتماعي و نتايج آن

صليب سرخ اتريش
مديريت استرس در حوادث بحراني و مداخله در بحران
پيش زمينه / تاريخ
صليب سرخ اتريش (ARC) با تعداد ۰۰۰/۳۰ پرسنل و داوطلب بزرگترين سازمان غيرانتفاعي در اتريش است. اين جمعيت تعداد زيادي از عملياتهاي سراسر كشور نظير آمبولانس، نجات، اعطاي خون، سلامتي و خدمات اجتماعي را اداره مي كند و در موقعيتهاي بعد از حوادث حضور دارد.

ARC در دو سطح رهبري و پرسنل / داوطلب نياز به برنامه حمايت رواني را احساس كرد. در سال ۱۹۹۸ نخستين تماس با فدراسيون بين المللي مركزي برقرار شد و پس از آن ARC خصوصاً در بخش وينا در مداخله در بحران فعال شد و تلاشهايي براي ميسر ساختن كمك به همكاران صورت داد. تحقيقات براي كشف (نمايان ساختن) ويژگي كار عوامل استرس كاركنان و امدادگران خودي، در جريان وظايفشان انجام داده شد. يافته هاي تحقيق منجر به توسعه برنامه آموزش با هدف كم كردن برخورد با مشكلات شد.
تعداد ۶۰ نفر نيرو و داوطلب در دوره ۶ روزه آموزش مديريت در حوادث بحراني كه براي همسطح كردن كاركنان در مناطق مختلف كشور برگزار شده بود شركت كردند. ديگر فعاليت هاي آموزشي براي تيم هاي مداخله در بحران نيز به عهده گرفته شده است.

موضوعات
• گسترش حمايت رواني و پزشكي داده شده به قربانيان بحران و حادثه
• فراهم كردن امكانات آموزشي و تدابير ضروري براي پيشگيري از گسترش يافتن واكنش شديد استرس يا اختلال فشار رواني بعد از حادثه در ميان همكاران.
• آموزش مناسب تعليم دهندگان

• توافق برروي يك روش همسان براي بالا بردن كيفيت آموزش كه با شرايط مواجه شده در محل تطابق هاي كافي دارد. اهداف جمعيت ايجاد كردن يك طرح آموزشي براي تيم مداخله در بحران است كه بتواند در سرتاسر صليب سرخ اتريش ارائه شود. يك برنامه آموزشي شامل موضوعاتي چون ارتباط، مداخله در بحران، رويدادهاي مربوط به زندگي، كار با همديگر در يك گروه و غيره.

• كاهش دادن وقوع علائم فشار رواني بعد از حادثه و تأثيرات رواني دوره طولاني مدت در مردم متأثر از حادثه به وسيله همدردي با آنها از طريق حمايت هاي شنيداري (گوش دادن به صحبت هايشان) آموزش و مراجعه به برنامه هاي حمايت رواني در حال پيشرفت مستقر در انجمن.

توضيحات خلاصه فعاليت ها.
برنامة DMHS يكي از پنج وظيفه شامل شده در برنامة امداد حادثه است. خدمات فراهم شده شامل مداخله در بحران، آموزش در باره فشار رواني و مهارتهاي رويارويي، مدافعه، مهتر شرايط حاصل از بحران رواني.
مقدمه
مشاركت اگرچه به معناي عام آن را از ديد باز بازنگري انسان پيوند داشته اما به معناي جديد از عرصة سياستها و پس از جنگ جهاني دوم آغاز شده است. اين نوع مشاركت در برخي از كشورهاي صنعتي (به ويژه آنها كه در جنگ شكست خورده بودند) در قلمرو اقتصادي و صنعتي آغاز شد تا مردم را در مالكيت شريك سازد و پايه هاي پايدار و تداوم صنعت و اقتصاد را مستحكم سازد با گسترش معناي مشاركت و راه يافتن آن به تمام عرصه هاي زندگي امروزه سخن از شرايطي است كه همة مردم در تعيين سرنوشت خويش دخالت آگاهانه و واقعي پيدا كنند. عليرغم شكل گيري انديشة مشاركت در تمام ابعاد زندگي اين گسترش هنوز به صورت عملي ديده نمي شود در ميان عواملي كه از گسترش سريع مشاركت جلوگيري مي

نمايد نبود فلسفه اي كه زير كوششهاي مشاركت جويانه را فراهم مي آورد فهم آن را آسان گرداند و نسبت به آن تعهد بيافريند بارز است مشاركت پديده اي است ذهني كه بدون فلسفه اي كارساز و راه گشا نمي تواند به صورت جزئي از فرهنگ مردم درآيد تازه ترين زمينة مشاركت شهروندان در ادامة امور شهرهاست اين مشاركت يكي از الزامات زندگي شهري است و هنگامي تحقق مي يابد كه شهرنشينان از حالت فردي كه صرفاً در مكاني به نام شهر زندگي مي كنند درآيند و به شهروند تبديل شوند.
مفهوم مشاركت

مشاركت از نظر لغوي به معناي شركت كردن است. مشاركت نوعي رفتار با مردم است كه آنها را قادر مي سازد تا بر حوادث مؤثر زندگي اشان تأثير قاطعي بگذارند به همين خاطر بايد از آزادي كامل و از جمله حق اظهار نظر نظر برخوردار باشند و داراي اهميت و ارزش تلقي شوند. «آلن پيرفيتا» در ديباچه اثر دسته جمعي و مشاركت چيست؟ مي نويسد مشاركت مورد مشورت قرار گرفتن قبل از تصميم گيري را گويند به نحوي كه اظهار نظر شخصي و اعمال مراقبت در جريان اجراي اين تصميم و تحول نتايج آن امكان داشته باشد.
واژه مشاركت (Participation) از حيث لغوي به معناي درگيري و تجمع براي منظور خاص باشد و در مورد معناي اصلاحي آن بحثهاي فراواني شده است ولي در مجموع ناتوان جوهرة اصل آن را درگيري و فعاليت و تأثرپذيري داشت.
ويژگي هاي مشاركت

۱ – مشاركت مشروط به برابري انسانها و منوط به آزادي آنها است. در يك نظام مشاركتي فرض بر اين است كه مردم بايد فرصت مناسب براي تأثيرگذاري بر سياستها و به دست آوردن مشاغل عمومي را داشته باشد و دولت نيز بايد امكان رقابت را بر اساس شايستگي افراد فراهم كند.
۲ – مشاركت حق مردم است و پيش از هر چيز نيازمند ادقام آگاهانه آنها است و حقي است كه بايد استفاده كند.
۳ – مشاركت يك فرآيند است با محصول ثابت و نهايي توسعه

۴ – مشاركت فعاليتي كمي و كيفي و داراي درجاتي است و لذا گسترده ژرفاي آن متغير و در عين حال مهم باشد.
۵ – مشاركت داراي دو پيامد دوسويه است و ايده هاي مربوط به مشاركت يك نقطه مشترك دارد و آن اهميت دادن به نقش و نظر مردم در تصميم گيريهاي سياسي و دسترسي آنها به منابع قدرت است.

از طريق تأمين مشاركت مردم در امور مربوط به خود قوة ابتكار و ابداع مردم تقويت شده و به نحو احسن مورد استفاده قرار خواهد گرفت مردم به شكل واقعي و ملموس با امور اجرايي برخورد نموده و از اين رو شكايات آنها از دستگاههاي دولتي و دولت هاي محلي و نيز متعارض منافعشان رو به كاهش خواهد گذاشت.
همواره بايد مد نظر داشته باشيم كه دموكراسي سياسي يا غيبت دموكراسي اقتصادي ناسازگار است. مردم از طريق مشاركت در تصميمات بهتر مي توانند از دانش، تجربه و خواست و بصيرت آنهايي كه كالا عرضه مي كنند با توجه به بهبود روشها

در جهت بهبود و گسترش روابط در سازمانها و جامعه مفيد باشند. زيرا
۱ – امكان … به كار و استفادة بهتر از منابع را فراهم آورد
۲ – نظرات و انديشه هاي مختلف را مورد بحث و بررسي قرار مي دهد.
۳ – مردم تصميماتي را كه خود در آغاز آن شركت داشته اند بهتر مي پذيرند.

۴ – مردم در اتخاذ تصميماتي كه در وضعيت آنها تأثير مثبت بگذارد مشاركت بيشتري خواهند داشت.
۵ – مشاركت مردم در امور عامل تحرك در كارائي مديريت خواهد شد.
به روشني دريافت كه تحقق مشاركت مستلزم فراهم آوردن برخي از پيش نيازها است برخي از اين پيش نيازها در وجود شركت كنندگان و برخي ديگر در محيط پيرامون جاي دارند. اين پيش نيازها تحقق و كارساز مشاركت را تعيين مي كنند و سطح آنرا مشخص مي سازند.
عمده ترين اين پيش نيازها با توجه به مشاركت عبارتند از:

۱ – پيش از آنكه اقدامي ضرورت پيدا كند بايد مشاركت فراهم باشد مشاركت به سختي ممكن است در زمان اضطرار و فوريت را به نحوي مناسب و برازنده تحقق يابد زمينه هاي مشاركت بايد قبل از اقدام به آن فراهم شده باشد.
۲ – فوايد احتمالي مشاركت بايد بر هزينه هاي آن فزوني داشته باشد.