مقدمه :
میزان مطالعه و گرایش به خواندن از مهمترین شاخص های رشد و توسعه است. مطالعه یکی از عوامل موثر برای شکوفایی استعدادهای بالقوه ی انسانی برای رسیدن به کمال است در پرتو مطالعه، انسان می تواند با عقاید و افکار گذشتگان آشنا شود و راه خیر و صلاح را از راه فساد تشخیص دهد. مطالعه عامل موثری برای جلوگیری از تک بُعدی فکر کردن است و زمینه پرورش استعدادهای بشر را در ابعاد مختلف فراهم می کند.

اهمیت کتاب و فرهنگ کتابخوانی و جایگاه والای کتاب بر کسی پوشیده نیست. کتاب از دید باز یکی از مهمترین ابزار آگاهی و بصیرت به شمار آمده است. یکی از معیارهای سنجش رشد فرهنگی و فکری هر ملت و کشوری در تعداد کتابخانه ها، کتابفروشی ها، کتاب های چاپ شده و کتاب خوان های آن جامعه است. کتابخوانی و بالا بودن میزان مطالعه در جهان یکی از شاخص های توسعه یافتگی و رشد شناخته است.

با نگاهی اجمالی به پیشرفت کشورهای توسعه یافته در می یابیم که تحولات عظیم فرهنگی، اقتصادی و صنعتی آنان مرهون توجه خانواده و نظام آموزشی به مطالعه و پژوهش، توسعه و تجهینی کتابخانه ها، ایجاد فرهنگ مطالعه و … می باشد. اما با درنظر گرفتن سابقه درخشان تاریخی و دینی کشورمان، میزان رویکرد افراد به کتاب و کتابخوانی در مقایسه با سایر جوامع در سطح پایینی قرار داد و باید اقداماتی برای ایجاد راه های مناسب ترویج مطالعه و فرهنگ

کتابخوانی در کشور ما فراهم آید. عادت به مطالعه مستمر و مفید بخصوص برای جوانان یک نیاز اساسی در آموزش و پرورش کشور است. و لازم است اولیاء دانش آموزان و مسئولان دبیرستان ها دست اندرکاران نظام تعلیم و تربیت با هدف به هنگام کردن اطلاعات خود و آشنایی با یافته های پژوهشی محققان و متخصصان در این امر مهم اقدام نمایند. یافتن راهی مناسب برای آموزش اولیاء با شیوه های تخصصی و ترغیب و تشویق دانش آموزان به مطالعه کتب غیردرسی امری ضروری به نظر می رسد.

بیان مساله
منابع اطلاعاتی از قیبل کتاب روزنامه و مجله سبب تقویت دانش و مهرات های افراد و نیز گسترش بینش و تلتیف نگرش افراد می شود. مقایسه آمار و بیانات رسمی مسئولان فرهنگی کشور را از میزان مطالعه، نشان می دهد که جایگاه مطالعه در کشور ما نسبت به سایر ممالک توسعه یافته وضعیت مطلوبی ندارد و هنوز به مطالعه به عنوان یک نیاز مطرح دائمی نگاه نمی شود.

مدارس به عنوان یکی از نمادهای رسمی که متولی آموزش و پرورش افراد جامعه است تمام تلاش خود را بر آن مبذول داشته اند تا مهارت های گوناگون را به دانش آموزان بیاموزند و در قالب کتابهای درسی اطلاعات ارزشمندی را به آنان ارزانی می دادند. اما، آیا این گونه اطلاعات که تنها از طریق کتاب های درسی به دانش آموزان انتقال می یابند برای آنها کافیست؟ همان گونه که می دانیم تنها کتابهای درسی نیستند که بروی دانش و نگرش دانش آموزان تاثیر می گذارند. منابع اطلاعاتی دیگری از قبیل کتابهای غیردرسی مانند کتابهای علمی – آموزشی، ادبی و همچنین مجله ها و روزنامه ها همواره اطلاعات متنوعی را در

اختیار همگان قرار می دهند این منابع به خودی خود اهمیت فراوانی دارند و در جوامع اطلاعاتی بهره گیری از آنان یک ضروریت به شمار می آیند. توجه به این منابع از سوی دانش آموزان به آنان کمک می کند تا علاوه بر دانش تخصصی که در مدرسه می آمدند دانش و بینش خود را در زمینه های اجتماعی، فرهنگی و … گسترش دهند و از آن جایی که دوره متوسطه نیز یکی از دوره های حساس و اثربخش در امر توسعه اقتصادی، اجتماعی و … کشور می باشد توجه به مسائل این دوره مخصوصاً میزان مطالعه و عوامل موثر بر آن برای گام نهادن به سوی توسعه و پیشرفت ضروری به نظر می رسد.
اهداف پژوهش
در پژوهش حاضر سه هدف مورد توجه است :

۱ ) بررسی میزان مطالعه غیردرسی دانش آموزان دوره متوسطه در پیشرفت تحصیلی آنان؛
۲ ) بررسی نوع گرایش موضوعی مطالعه غیردرسی دانش آموزان دوره متوسطه؛
۳ ) بررسی عوامل موثر در مطالعه غیردرسی دانش آموزان دوره متوسطه.
بیان فرضیه
۱ ) در میزان مطالعه کتابهای غیردرسی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ارتباط وجود دارد؛
۲ ) در میزان موفقیت تحصیلی دانش آموزان دوره دبیرستان که از کتابهای غیردرسی استفاده می کنند در مقایسه با دانش آموزانی که کتاب های غیردرسی استفاده نمی کنند تفاوت وجود دارد.
پیشینه تحقیق
گاتری و سفرت (۱۹۸۳) ضمن بررسی میزان مطالعه گروهی از شهروندان زلاندنو، مشاهده کردند که میانگین مدت مطالعه روزنامه ۲۹ دقیقه، کتاب ۲۴ دقیقه، و مجلات ۸ دقیقه در روز می باشد. یافته های تحقیقی شارون (۷۴ – ۱۹۷۳) در امریکا نشان می دهد. مردم روزانه به طور متوسط ۱۰۵ دقیقه مطالعه می کنند. همین طور کودکان در انگلستان به طور متوسط هر ماه ۳ کتاب می خوانند. در ایرلند نیز میزان مطالعه نوجوانان دبیرستانی ۹۰ دقیقه در روز گزارش شده است. نتایج این تحقیقات به دلیل تنوع نمونه های مورد تحقیق به سادگی قابل مقایسه نیست. اما با مقایسه یکی از مجموع یافته ها، می توان به این واقعیت پی برد که میزان کتابخوانی و مطالعه آزاد در جامعه توسعه یافته در حد مطلوبی است.
آقای عباسی در تحقیقی تحت عنوان «بررسی عوامل موثر و بازدارنده مطالعات غیردرسی دانش آموزان سال های اول تا چهارم دبیرستان های شهر تهران در سال ۱۳۷۲ » مشخص کرد که ۴۹ تا ۳۸ درصد از دانش آموزان رشته ریاضی، فیزیک و ۳۳ تا ۲۵ درصد از دانش آموزان ریشه علوم تجربی و ۲۳ تا ۱۷ درصد از دانش آموزان رشته علوم انسانی مطالعه غیردرسی دارند. در این تحقیق آمده که میان مدت زمان مطالعه غیردرسی دانش آموزان سه ریشه تحصیلی در طول یک هفته، میانگین مدت زمان مطالعه پسران و دختران و میانگین مدت زمان مطالعه غیردرسی در فصل تابستان و سایر فصول سال تفاوت معناداری وجود دارد (فاضل ۱۳۸۳ – ۱۳۸۴ )

در تحقیقی که در سال ۱۳۷۹ توسط ابراهیم زال زاده با عنوان «مطالعه غیردرسی و میزان استفاده دانش آموزان دبیرستان ها از کتابخانه های عمومی شیراز » انجام شد مشخص گردید که بیش از ۷۵ درصد از دانش آموزان دبیرستان ها از کتابخانه های عمومی استفاده نمی کنند و کمبود وقت، مهمترین دلیل عدم استفاده از کتابخانه اعلام شده است (زال زاده ۱۳۷۹ ).

و همچنین در تحقیقی تحت عنوان «بررسی میزان مطالعه غیردرسی دانش آموزان دوره متوسطه و شناسایی عوامل موثر بر آن در شهرستان آران و بیدگل در سال تحصیلی ۱۳۸۵ – ۱۳۸۴ » توسط خانم فاطمه آفتابی آرانی و خانم زهرا بتولی صورت گرفت مشخص گردید که دانش آموزان پسر ساعات مطالعه غیردرسی کمتری نسبت به دانش آموزان دختر دارند و نتایج حاصله از عوامل بازدارنده دانش آموزان در استفاده از کتاب های کتابخانه های مدارس نشان می دهد که نامناسب بودن شرایط فیزیکی کتابخانه بزرگترین عامل بازدارنده در بین دانش آموزان است.

مطالعه و کسب علم ودانش زیربنا و زمینه ساز توسعه و پیشرفت کشور و راه گشای بهروزی، سعادتمندی و فرزانگی جامعه و انسانهاست. مطالعه دو جنبه را دربر می گیرد : ۱ ) کیفی ۲ ) کمی
کمی شامل مدت زمان مطالعه و مقدار مطالعه انجام شده در زمان مشخصی است.
کیفی شامل مقدار یادگیری مطالب، بخاطر سپاری، تجزیه و تحلیل و کاربرد آنها و …

اگر کتاب را در دریچه ای به سوی جهان علم و معرفت بدانیم مطالعه راهی است برای پرورش استعدادهای خداداد انسانی که او را در مسیر رشد و تکامل راهنمایی می کند بیشتر افراد می دانند که کتاب مهمترین برتری رشد فرهنگی هر کشوری است و شاخص ترین وسیله برای انتقال افکار میانجوامع بشری در جهان محسوب می شود و تعداد مطالعه کنندگان هر کشوری میزان رشد عقلانی هر جامعه ای را نشان می دهد.

گسترش فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در جامعه ایران نیاز به آگاهی همه جانبه از مسائل ومشکلات موجود در این راه دارد فراموش نکنیم که مطالعه یکی از بهترین ابزارهای تعلیم و تربیت مدرن است تاثیری که کتاب در روح فرد می گذارد از آثار دیگر رسانه ها عمیقتر و ریشه دارتر و گاهی شخصیت فرد را دگرگون می کند و جای بسی خوشحالی است که با وجود وسایل ارتباط جمعی دیگر کتاب هنوز جایگاه ویژه ای در دنیای امروز دارد و در بخش عظیمی از این کره خاکی وسیله تعلیم و تربیت به کار می رود.

راه های ترویج فرهنگ مطالعه داشتن علم و آگاهی به خود و محیط اطراف خویش از ویژگی های مهم انسانی است که او را از سایر موجودات اطراف خویش جدا می کند. تا انجا که خود را در میان آنه غریبه و بیگانه می یابد اهمیت این صفت به حدی است که بسیاری از انسان شناسان او را موجودی «جستجوگر» تعریف کرده اند.

ایجاد عادت به مطالعه یکی از عادت های بسیار پسندیه است. او نیازمند این است که خود را بهتر بشناسد به قابلیت های خود پی ببرد. دایره شناخت خود را از محیط بالا ببرد. به پیشرفت های بیشتری دست یابد و با روابط انسانی بهتر آشنا شود. پس تلاش برای ایجاد عادت به مطالعه باید از اولویت های کارگزاران فرهنگی باشد. از جمله راه های ترویج فرهنگ مطالعه.
الف ) خانواده

خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است که هم در بودن و هم درشدن کودکان نقش اساسی دارد و همه فعالیت های تربیتی از خانواده شروع می شود.
محیط و شرایط خانواده و روش تربیتی و آموزش والدین نقش بسزایی در انس نوجوانان و جوانان با کتاب دارد. شخصی که با کتاب آشنا می شود برای همیشه از همنشینی و دوستی با کتاب لذت خواهد برد. نقش خانواده در ایجاد عادت به مطالعه از گهواره آغاز می شود و لالایی ها اولین پیوند دهنده کودک با ادبیات بشمار می آید. قصه گویی می تواند وسیله ای برای خلق لحظات لذت بخش باشد و هم نوجوانان را در بخشی از میراث ادبی سرزمین سهیم کند. خانواده ها با بدون فرزندان خود به نمایشگاه ها و فروشگاه های کتاب به فرزندان خود فرصت می دهند که در میان کتابهای متنوع سیر کنند. عادت به مطالعه یک امر اکتسابی است و فرزندان این را از والدین خود می آموزند. خانواده ها باید سعی کنند به فرزندان خود کتاب هدیه کنند کتاب هدیه ای نسبتاً ارزان و بسیار مفید است. به علاوه چیزی که به صورت هدیه به کسی داده می شود ارزش و احترام بیشتری پیدا می کند.

تحقیقات نشان داده اند در خانواده هایی که پدر و مادر برای سرگرمی کتاب می خوانند سرمشق و نمونه ی خوبی برای کودکان خود هستند پس بی شک در خانواده هایی که پدر و مادر اهل کتاب و مطالعه اند، فرزندان نیز افرادی علاقمند به مطالعه و کتابخوانی بار خواهند آمد. ولی در خانواده هایی که هیچ توجهی به کتاب نمی شود نباید انتظار داشت که فرزندان اهل مطالعه و کتاب باشند.

ب ) مدرسه
مدرسه دومین جایگاه تربیتی انسان است که کودک اصول و قواعد خواندن و نوشتن را فرا می گیرد. لذا مهمترین وظیفه مدرسه طراحی و پیاده کردن برنامه های آموزشی و پرورشی مدونی است که متناسب با هر مقطع سنی و هر پایه درسی کسب شده، به دنبال کردن علایق خود در کتاب های غیردرسی تشویق کنند. شکل گیری عادت به مطالعه در مدرسه و گسترش آن به نگاه نظام آموزشی به مقوله آموزش و پرورش بستگی دارد. نظام آموزش و پرورش در کشورهای جنوب و از جمله (تاحدودی) کشور ما، نظام غیرپویا و تک محور است. نظام تک محور، نظامی است که براساس یک کتاب و یک جزوه درسی شکل می گیرد و معلم و دانش آموز خود را از هرگونه مراجعه به دیگر منابع اطلاعاتی بی نیاز می داند، نظامی که ساختار متون درسی آن درون زا نیست و همین باعث می

شود که دانش آموز از خواندن آن احساس لذت نکند و از ادامه راه باز ماند، در این نظام نگاه دانش آموز و حتی دانشجو از خواندن رفع تکلیف است، به بیان دیگر در نظامی که اصولاً خواندن فراتر از کتاب های درسی نه توصیه شده و نه راهکارهای آن پیش بینی شده، لذا نهادی به نام کتابخانه آموزشگاهی و شخصی چون کتابدار که مسئولیت اداره برنامه های خواندن را در مدرسه به عهده دارد شکل نمی گیرد.

اما در شرایطی که نظام آموزش دانش آموز محور باشد و کتاب درسی نقطه شروع فعالیت آموزشی معلم و دانش آموز تلقی شود و هیچ فعالیت آموزشی و پرورشی بدون بهره گیری از سایر منابع دانش بشری امکان پذیر نباشد و به جای روش های مکانیکی متکی بر حافظه از روش های بینشی مبتنی بر تجزیه و تحلیل استفاده شود و ملاک ارزشیابی، پیشرفت های فردی دانش آموز باشد، آنگاه کتابخانه با رسالت باور کردن روند آموزش پا به عرصه وجود می گذارد. و در آن صورت کتابخانه آموزشگاهی قلب آموزش و پرورش تلقی می شود و کتابدار و معلم به طور مشترک برنامه های آموزشی و پرورشی را با اتکا به منابع موجود تربیت می دهند.

پس آموزش خلاق فقط تکیه بر کتابهای درسی ندارد زیرا منابع بسیار مفید دیگر در جریان بی پایان اطلاعات در انتظار دانش آموزان عرصه یادگیری است.
ج ) کتابخانه های عمومی
کتابخانه از نشانه های بارز بالندگی فرهنگ و تمدن و مایه گسترش دانشها، قوام آئین ها و استحکام باور ملتهاست. کتابخانه عمومی، پدیده گسترده جهانی است و در جوامع و فرهنگ های مختلف و در مراحل متفاوت توسعه یافت می شود. این کتابخانه ها دسترسی به دانش و اطلاعات و آثار خیالی را از طریق گروه وسیعی از منابع و خدمات فراهم می کنند و برای همه افراد بدون توجه به نژاد، ملیت، سن، جنس، مذهب و زبان، وضعیت جسمی و معیشتی و غیره در دسترس هستند و اهدافی چون حمایت از آموزش رسمی و غیررسمی، اطلاع رسانی و پرورش رشد فردی را برعهده دارند کتابخانه ها افراد را به مطالعه ترغیب و تشویق می کنند در واقع افراد بیگانه با کتاب را به افرادی کتاب خوان تبدیل می کند.

از جمله کتابخانه ها، کتابخانه آموزشگاهی است که به دانش آموزان، معلمان و کارکنان خدمت می کند. وظیفه این کتابخانه ها عبارت است از : تهیه انواع مواد آموزشی و تشویق دانش آموزان ومربیان به استفاده از آنها و تشویق به مطالعه برای کسب لذت در اوقات فراغت می باشد. در مدیریت کتابخانه های آموزشگاهی، به ویژه در سطح متوسطه، از کتابدارانی باید استفاده شود که از مهارت های فنی و ارتباطی خوبی برخوردارند.
راه های دیگری برای ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی غیردرسی وجود دارد که از جمله آنها می توان به حمایت های دولت، وسایل ارتباط جمعی، برگزاری نمایشگاه ها، جشنواره ها و هفته کتاب اشاره کرد.

آزمودنیهای پژوهش
جامعه پژوهش با توجه به موضوعی که میزان کتابخوانی غیردرسی دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی آنان بوده دانش آموزان دبیرستان ها انتخاب شد که از این میان برای نمونه دانش آموزان ۳ دبیرستان از شهرستان ابهر و باز از میان دانش آموزان کل این مدارس ۳۰ نفر انتخاب شد.

جامعه پژوهش : دانش آموزان ۳ دبیرستان
نمونه پژوهش : ۳۰ نفر از دانش آموزان دوره دبیرستان
روش نمونه گیری : نمونه گیری به شکل تصادفی
روش گرد آوری داده ها : پرسشنامه و مصاحبه (سوالاتی در رابطه با ساعات مطالعه و گرایش موضوعی کتب غیر درسی )