سپاسگذاري
ازباب عمل به كلام مولاي متقيان امام علي (ع)كه فرموند :
” من لم يشكر المخلوق ، لم يشكر الخالق ”
از عنايت ويژه استاد معرز جناب دكتر منصور درخشنده كه وجودشان مايه ي فخرو مباحات جامعه ي دانشگاه استادعلم و اخلاق و تواضع در راستاي ارتقاء سطح علمي دانشجويان گام بر مي دارند كمان تقدير وتشكر را دارم از خداوند متعال سلامت جسمي و روحي شما وخانواده محترمتان را خواستارم
در ضمن از آقاي قاسمي مدرس حوزه علميه امير المومنين شهرستان ابهر و جناب هاي رضازاده رئيس تبليغات اسلامي ابهر به خاطر راهنمائي هاي راه گشاي تشكر وقدرداني مي نمايم

مقدمه
هر علمي در بدوظهور و پيدايش بسان نوزادي ناتوان است كه دامان پر مهر مادري مهربان متولد شده و پيوسته تحت مراقبت وي قرار مي گيرد . تا در آينده اي طولاني و با تلاشهاي مداوم والدين جواني قوي ونيرو مند گردد .علم ودانش نيز در آغاز نفر يك يا چند دانشمند بزرگ به وسيله الهامات غيبيه ، تراوش نمود . بوجود مي آيد آنگاه در بستر زمان به دست تواناي باغبانان بزرگ باغ علم قهرمان نامي صفحه دانش و دانشمندان بزرگ جهان آگاهي پرورش يافته و گام به گام به مراحل تكاملي خود را طي نمايند .

كه البته براي ما انسان ها تا بي نهايت اين خط امتداد دارد و علم شريف و فن دانشمند اصول فقه نيز محكوم به همين قانون كلي است . اين علم از جمله علم اسلامي بوده كه در دامان پاك آئين آسماني اسلام طلوع نمود و بنيان گذار اصلي ان پيشوايان معصوم شيعه به ويژه امام باقر و امام صادق (ص) هستند كه خود فرموده اند : علينا القاء الاصول و عليكم باالتخرع پس از ايشان در طول تاريخ اين علم به دست تواناي محققان فرزانه و عالمان نام آور ، سير تكاملي خود را ادامه داده تا آنجا كه امروز شاهد عالي ترين و درخشانترين مراحل

تعالي آن هستيم بسيار به جاست كه در اين مقام ، فهرست گونه ، نام مشاهير علماي اين فن را كه خدمات گسترده اي به اين علم كرده اند نقل نمود وز نيت تحقق حاضر سازيم .
۱- نخستين دانشمند شيعي كه دامن همت به كمر بست و علم اصول را احيا نمود جناب علم الهدي مرحوم سيد مرتضي (ره ) كه مبسوط ترين كتاب را در آن عصر راجع به فن اصول فقه به نام الذريعه الي اصول الشريعه را تدوين فرموند .

۲- پس از وي شاگرد برازنده ايشان ابي جعفر طوسي احياء كننده علم اصول است كه كتاب عدة الاصول را تدوين كردند .
۳- ُسومين عالم بزرگ شيعه گه در اين فن قلم زد . مرحوم محقق اول است كه ايشان را رئيس المتاخرين و لسان القدماءگويند گه كتاب ارزشمند ايشان در علم اصول معارج الاصول مي باشد .

۴- پس از مرحوم محقق مرحوم علامه حلي بودند كه كتاب هاي تهذيب ، نهايه و مبادي را در فن اصول فقه به رشته تحرير در آورد
۵- پنجمين دانشمند شيعي كه در آسمان اصول درخشيد و نامش جاودانه گرديد مرحوم شيخ حسن فرزند شهيد ثاني ، معروف به صاحب معالم است كه كتاب ارزشمند وي معالم الاصول را به جهان علم عرضه نمود كه در حوزه هاي علميه از جايگاه خاصي بر خوردار و چندين قرن است ، كه جز و كتب درسي حوزه ها محسوب ميگردد اين كتاب براي آشنايي با مباني متقدمين لازم و ضروري مي باشد .

۶- پس از ايشان با چهره تابناك ديگري درفن اصول روبرو مي شويم كه عمري را در تحقيق معضلات علمي بسر برد و كتاب سنگين و عميق قوانين الاصول را به رشته تحرير در آورد و آن شخصيت ارزنده مرحوم آيت الله حاج شيخ ابوالقاسم گيلاني معروف به ميرزاي قمي است كتاب ايشان نيز به سهم خود مرجع فقهاي نامدار شيعه بوده و قسمت هائي از آن هم اكنون در حوزههاي علميه تدريس مي شود .

۸-۷- پس از ايشان با چهره علمي دو برادر برومند و توانا روبرو مي شويم كه هركدام به نوبت خودش خدمات شاياني به علم اصول نموده اند يكي به نام مرحوم شيخ محمد تقي اصفهاني صاحب كتاب هداية المستر شدين كه دنيائي از مطالب عميق را در اين كتاب آورده و نام خويش را جاودانه كرده است ديگري به نام شيخ محمد حسين اصفهاني صاحب كتاب فصول كه جزء كتب سطح بالاي اصول مي باشد .

۹- نهمين چهره درخشان فقهي و اصولي كه جزءنوابغ روزكار به شمار مي آيد مرحوم آيت الله الغطمي حاج شيخ مرتضي انصاري (ره ) كه به حق تحولات شگرفي را در علم فقه و اصول بوجود آورد و قله هاي رفيعي را از اين دو علم بادست تواناي خود فتح نمود .

اصوليين متاخر يا به امروز از نظريات اين قهرمان بزرگ ميدان فقه و اصول متاثر مي باشند وي در كتاب ارزنده در علم اصول از خود به ياد گار گذاشته كه به سان نوري درخشان فراراه عالمان و محققان نور افشاني مي كند يكي كتاب مطارح الانظارو ديگري كتاب فرائد الاصول شهور به رسائل كه كتاب اخير جزء كتب درسي سطوح عاليه حوزه هاي علميه شيعه مي باشد .

۱- پس از ايشان مشهورترين چهره اصولي مرحوم آيت الله الغطمي آخوند علامحمد كاظم خراساني صاحب كتاب كفاية الاصول مي باشد .
اين كتاب عالي ترين و عميقترين كتابي است كه در مرحله سطح ، در حوزه هاي علميه تدريس مي گردد .
۱۳-۱۲-۱۱- پس از مرحوم آخوند باسه شخصيت نام آور اصولي روبر هستيم كه هر كدام تعيين كننده اي در پيشبرد و تنقيح عاليه اصولي دارند .
الف : مرحوم آيت الله حاج شيخ محمد حسين نائيني (معروف به ميرزاي نائيني ) كه تقريرات درسي خارج ايشان به نام فوائد الاصول در اختيار جويندگان علم قرار دارد .
ب : مرحوم آيت الله حاج شيخ محمد حسين اصفهاني (معروف به محقق كمپاني ) نظرات اين عالم بزرگ در كتاب نهاية الدرايه گرد آوري شده است كه جزء عميق ترين نظريات علم اصول حساب ميايد .

ج : مرحوم آيت الله حاج شيخ ضياءالدين عراقي (معروف به آقا ضياء) تقريرات اين دانشمند فرزانه نيز در كتاب نهايه الافكار تدوين شده .
۱۴- پس از محققين ثلاثه فوق ُالذكر نوبت به فقيه عاليمقام فيلسوف نامي و حكيم فرزانه مرحوم آيت الله محمد رضا مظفر (ره) مي رسد كه در مكتب مرحوم نائيني و مرحوم كمپاني حقايق اصول را آموخته و با تدوين ارزشمند اصول فقه جزءارزنه ترين چهرهاي علمي شناخته شده است وي در هر فني كه قلم زده الحق ابتكارات و نوآوري هاي فراواني و شگفت آوري داشته و گنج هاي گرانبهاي را از درياي علوم و دانش هاست استخراج نموده و در اختيار پژوخشگران قرار داده است به اعتقاد اكثر علما و فقها كتاب اصول فقه از الطاف و عنايات خاصه خداوند ي به اين عالم توانا بوده است مطمئنا” براي اكثر دانشجو يان و براي شخص بنده نيز مايه مباحات و افتخار است كه خداوند متعال لطف خود را شامل حال ما گردانيده تا در اين مقطع حساس با بهره گيري از محضراساتيد ي همچون آقاي دكتر درخشنده با اين گنجينه گرانبها آشنا از آن و بهره مند شد ه ايم .

هر چند بحث مفاهيم اعدادو القاب (عنوان تحقيق محوله به اين جانب)كه اولي فاقد مفهوم و دومي از ضعيف ترين مفاهيم اصولي بر خودار مي باشد بنابراين در اكثر كتب اصولي يا به اين بحث پرداخته نشده يا اينكه مطالب بسيار محدود و مشابه در اين خصوص آورده شده كه اين امر به دشوار تحقيق كمك مي كرد و با اين وجود اينجانب تأ ثير كتاب اصولي فقه مرحوم مظفر (؟ره )رادركتب اصولي به صورت عيني و عملي مشاهده نمودم كه باعث گرديد .نگاه عميق تري به اين كتاب ارزشمند داشته باشم صرفنظر از اين موضوع با توجه به محدوديت منابع در خصوص اعداد و القاب عليرغم مراجعه به منابع متعدد حضور فيزيكي در كتابخانه هاي علميه قزوين ، زنجان ، ابهر كه از نظر منابع فقهي و اصولي بسيارغني هستند بنابراين با الاجبار و براي اين كه تحقيق حاضر حداقل استاندارد بر خودار باشدبا اجازه ، استاد محترم ابتدا با ذكر مقدمه و مشاهير علم اصول (آنچه گذشت ) به كلياني از علم اصول و مفاهيم اشاره و به كاربرد هر يك از آنها در حقوق موضوعه

(بلجاظ علاقه شخصي ، ارتباط شغلي و رشته تحصيلي دوران كارشناسي )
پس به اصول بحث و مفاهيم اعداد و القاب پرداخته خواهد شد .
مبحث اول اصول فقه
گفتار اول : تعريف اصول فقه

علم اصول فقه علمي است كه پيرامو ان قواعدي بحث مي كند كه نتيجه آنها براي استنباط احكام شرعي مورد استفاده قرارمي كيرد .
براي علم اصول تعريف هاي متعددي ارائه شده كه عبارتند از :

قواعدي كه براي به دست آوردن احكام شرعي و فرعي از دليل هايشان آماده شده است
قواعد كلي است كه اگر مصاديق و افراد آنها را به دست آورده و به آن قواعد ضميمه كنيم نتيجه آن حكم كلي فقهي مي شود .
مجموعه قواعد و روشها يي كه استنباط احكام جزئي و فرعي از منابع فقه را ممكن مي سازد
ازا ين تعريف هاي به دست مي آيد كه رابطه اصول با فقه رابطه منطق با فلسفه است مانند نماز در دين مقدس اسلام واجب است و آياتي از قران بروجوب نماز دلات دارند ايه ۷۲سوره انعام ….. و آن كه نماز را به پادارند ……

گفتار دوم : تعريف اصول حقوق
اصول فقه همانگونه كه در تعريف از اصول فقه آمده مجموعه قواعدي است كه براي استنباط حكم شرعي از آن استفاده مي شود در تعريف اصول حقوق نيز مي توان گفت :
مجموعه قواعدي است كه براي استنباط حكم حقوقي از آنها استفاده مي شود براي توضيح مطالب بايد به رابطه ميان حقوق و فقه اشاره شود عده اي گفته اند رابطه آنها عموم و خصوص من وجه مي باشد يعني برخي مسائل فقه در حقوق مورد بحث قرار نمي كيرد مانند نماز …….. و برخي مسائل حقوقي در فقه مطرح نمي شود مانند اسناد تجاري و برخي مسائل مشترك مانند عقود معيني مورد بحث قرار مي گيرد يك ديدگاه نيز رابطه اين دو را عموم و خصوص مطلق مي دانند يعني فقه علاوه بر مسائل حقوقي ،عبارات را نيز مورد بحث قرار مي دهد كه مسائلي همچون شركت هاي تجاري گرچه در كتاب هاي فقهي وجود ندارد اما به اين معنا نيست كه فقه در اين خصوص حرفي براي گفتن ندارد گاهي مواقع سكوت فقه بيانگر اين موضوع كه از نظر فقهي مخالفتي وجود ندارد .

هر جا مسائل اسناد تجاري مخالف شرع و فقه مطرح شود فقه وارد ميدان شده و به بحث و جدل مي پردازد .
از آنچه از مجموع آنچه كه گفته شد به دست مي آيد كه علم اصول مجموعه قواعدي است كه براي استنباط احكام شرعي و حقوقي مورد استفاده قرار مي گردد .
مبحث دوم
مفاهيم
گفتار اول : معناي كلمه مفهوم
كلمه مفهوم به سه معنا اطلاق مي شود

۱- به معناي اول يعني چيزي كه لفظ بر آن دلالت مي كند(دلالت وضعي ) و از فهميدن مي شود خواه مدلول مفرد باشد مانند لفظ رجل خواه مدلول جمع باشد و مدلول جمله فرقي نمي كند كه مدلول حقيقي باشد مانند رأيت اسدا” يا مدلول حجازي باشد مانند رأيت اسدا” يرحي .
۲- به معناي آنچه در مقابل مصداق است پس مراد از مفهوم هر معنايي است كه فهميده نمي شود هر جند لفظ بر آن دلالت نكند .
۳- به معناي آنچه كه در مقابل منطوق است مفهوم در مقابل منطوق يك اصطلاح اصولي است كه به مدلول هاي التزامي در جمله هاي تركيبي (مركب) اختصاص دارد .
گفتار دوم : اقسام مفهوم

۱- مفهوم موافق آن است كه حكم در مفهوم نفيا” و اثباتا” با سنخ حكمي كه در منطوق موجود است موافق باشد .
مثلا” هر گاه حكم در منطوق وجوب باشد حكم در مفهوم نيز وجوب باشد اگر حكم در منطوق حرمت باشد در مفهوم نيز حرمت باشد مثلا” به پدر و مادر اف نگوئيد . كه به دلالت ضرب و شتم پدر و مادر و اهانت شديد تراز اف نيز حرام شده فهميده مي شود . موافق فحواي خطاب نيز ناميده مي شود .
۲- مفهوم مخالف كه دليل خطاب هم ناميده مي شود آن است كه حكم در مفهوم نفيا” و اثباتا” با سنخ حكمي كه در منطوق موجود است مخالف باشد به عبارت ديگر معناي مذكور در سلب و ايجاد مخالف است اصولي هاي شيعه براي مفهوم مخالف شش نوع ولي علماي عالي تا ده قسم آن بر شمرده اند كه مي توان به شش نوع برگرداند .
۱- مفهوم شرط ۲- مفهوم وصف ۳- مفهوم غايت

۴- مفهوم حصر ۵- مفهوم عدد ۶- مفهوم لقب
مفاهيم در حقوق موضوعه
قانون مهمترين منبع حقوق موضوعه است كه در قالب الفاظ بيان مي شود از آنجا كه مفهوم نيز جزءمباحث الفاظ است بنابراين بحث كاربردي وسيعي در علم حقوق دارد هيچ حقوقداني در فهم كامل قانون خود را بي نياز از دانستن اين بحث نمي داند .

ماده ۱۰۰۳ق.م هيچ كس نمي تواند بيش از يك اقامتگاه داشته باشد . (مفهوم ندارد )
ماده ۱۱۸۵ق.م هرگاه ولي قهري طفل محجور شود مدعي العموم مكلف است مطابق مقررات راجعه به تعيين قيم ،قيمي براي معين كند كه مفهوم موافق اين ماده آن است كه هرگاه وصي طفل نيز محجور شود دادستان مكلف است قيمي را براي طفل معين كند زيرا وقتي محجور شدن ولي قهري كه داراي ولايتي قوي است نياز به تعيين قيم دارد محجور شدن وصي كه ولاتيش صعيف تر مي باشد به طريق اولي نياز به تعيين قيم دارد .

در تبصره يك ماده ۴۱ق.م . ۱ آمده است ” مجرد قصد ارتكاب جرم و عمليات و اقداماتي كه فقط مقدمه جرم بوده و ارتباط مستقيم با وقوع جرم نداشته باشد شروع جرم نبوده و از اين حيث قابل مجازات نيست .