مقاله ترجمه شده توسعه یک روش ترکیبی برای انتخاب سیستم برنامه ریزی منابع سرمایه ای (ERP): مورد مربوط به هواپیماییTurkish

حسین سلکوک کیلیک، سلیم زیم، دورسون دلن

چکیده
سیستم های برنامه ریزی منابع سرمایه ای (ERP) که هدف آنها اینست که داده های سازمانی را یکپارچه سازی، همگام سازی و متمرکز کنند، عموماً بعنوان یک ابزار حیاتی برای شرکت ها برای موفق شدن در بازارهای جهانی خیلی متغیر در نظر گرفته می شوند. انتخاب سیستم های ERP بعلت اکتساب بالای آن (خرید، نصب و اجرا، هزینه و دامنه گسترده پیشنهادات)، یک تصمیم مهم و مشکل می باشد، و چون دامنه وسیعی از معیارهای ملموس و ناملموس وجود دارد که باید مد نظر قرار داده شود، اغلب بعنوان یک مسئله تصمیم گیری چند-معیاری تعریف می گردد. برای غلبه بر چالش های ایجاد شده بخاطر ماهیت چند وجهی مسئله، در اینجا یک روش ترکیبی سه مرحله ای پیشنهاد می گردد. این فرآیند با شناسایی متداول ترین معیارها از طریق یک سری جلسات مشکل گشایی آغاز می گردد که شامل افرادی از واحدهای سازمانی مختلف می باشد. سپس بعلت اهمیت متغیر معیارها، یک فرآیند سلسله مراتبی تحلیلی نامشخص برای بدست آوردن اهمیت/وزن نسبی معیارها بکار می رود. سپس این معیارهای وزنی بعنوان ورودی برای تکنیک ترتیب اولویت ها توسط شباهت با روش راه حل ایده آل برای رتبه بندی تصمیمات جایگزین استفاده می گردند. روش پیشنهادی لعنوان یک مورد توصیفی در دنیای واقعی، برای مسئله انتخاب ERP در هواپیمایی ترکیه اعمال می گردد. بخاطر ماهیت سیستماتیک و جمعی این روش، نتایج بدست آمده از این فرآیند خیلی رضایت بخش بود و برای تصمیم گیرندگان قابل اطمینان بود.
کلمات کلیدی: ERP، MCDM، منطق نامعلوم، AHP، TOPSIS، صنعت هواپیمایی

۱- مقدمه
بدون تردید، یکی از مهمترین و موثرترین پیشرفت ها در تکنولوژی اطلاعات در دهه ۱۹۹۰ ظهور سیستم های ERP است. ERP با تبدیل ساختار سازمانی شرکت ها از عملکرد-مبنا به زیرساخت های فرآیند-محور، یکی از پر کاربردترین و رایج ترین راه حل ها در تاریخ اخیر است. با اینکه تأثیر مثبت سیستم های تکنولوژی اطلاعات ERP-مبنا در اواخر دهه ۱۹۹۰ مشخص شد، اهمیت کنترل ابتکاری در دهه ۱۹۶۰ رخ داد. پس از آن برنامه ریزی شرایط مورد نیاز مواد (MRP) در دهه ۱۹۷۰، و برنامه ریزی منابع تولیدی (MRP II) در دهه ۱۹۸۰ معرفی شددند. در نتیجه، استفاده و اهمیت سیستم های محاسبه اطلاعات و کاربرد آنها برای افزایش کارایی و تأثیر عملکردهای تجاری تا حد زیادی افزایش پیدا کرده است. بعلاوه، بخاطر افزایش نمایی در رقابت در اقتصاد جهانی، همراه با خواسته ها و نیازهای متغیر مشتریان، مسئله پیچیدگی فرآیند های تجاری نیز پیش آمد. همه اینها منجر به سیستم های ERPشده اند که به بخش ضروری از هر راه حل مدرن برای محیط تجاری خیلی پیچیده تبدیل شده اند .

هدف از اتخاذ ERP برنامه ریزی و یکپارچه سازی منابع مربوطه در همه بخش ها در یک سازمان توسط ترکیب کاربردها و فرآیند های کاری می باشد. بعبارت دیگر، کنترل اطلاعات در کل شرکت بعنوان هدف اصلی اجرای ERP در نظر گرفته می شود. مزایایی که توسط اجرای یک سیستم ERP موفق قابل دستیابی خواهند بود، دسترسی زمانی فرآیند های تجاری خودکار به اطلاعات مدیریت و مدیریت بهتر زنجیره تأمین از طریق استفاده از تجارت الکترونیک هستند. بعلاوه، بهره وری و کیفیت کاری از طریق سیستم های ERP و توسط فراهم سازی یکپارچگی، استانداردسازی و ساده سازی فرآیند ها افزایش می یابد. سیستم های ERP تا حد زیادی بخاطر این مزایا، در شرکت های کوچک و متوسط نیز مورد استفاده قرار می گیرند . بعنوان راهی برای ایجاد و حفظ رقابت در نظر گرفته می شوند.

عموماً سه مرحله وجود دارد که طول دوره سیستم ERP را تشکیل میدهد. این مراحل، انتخاب، اجرا و استفاده هستند. شناسایی مسائی، خصوصیات مورد نیاز، ارزیابی گزینه ها و انتخاب سیستم را می توان بعنوان فعالیت های فرآیند انتخاب ERP در نظر گرفت. انتخاب ERP اولین مرحله است و بعنوان مهمترین عامل موفقیت برای اجرای ERP تصور می گردد.
تعدادی از روشها وجود دارند که در انتخاب بهترین سیستم ERP برای یک سازمان استفاده شده اند. بعضی از محبوب ترین آنها، روشهای امتیازدهی و رتبه بندی، مدلهای بهینه سازی محاسباتی و مدلهای تصمیم گیری چند معیاری است. روش های ترکیبی علاوه بر ای مدلهای منفرد، روشهای ترکیبی نیز برای انتخاب بهترین سیستم های ERP بکار می روند. در هنگام فرآیند انتخاب علاوه بر روش، معیارهای زیادی مد نظر قرار داده می شود. بعضی از متداول ترین معیارهای مورد استفاده در انتخاب سیستم ERP شامل عملکرد محصول، کیفیت محصول، سرعت اجرا، راهکار اجرا، اعتبار سازمانی، تجربه، انعطاف پذیری، روابط متقابل با سیستم های دیگر، قیمت، مدیریت بازار، تصویر شرکتی، و جهت گیری بین المللی می باشد. ماهیت و اهمیت هر معیار انتخاب در بین مطالعات مختلف متفاوت می باشد. همانطور که باکی و چاکار می گویند، مهمترین معیارها عملکرد و قابلیت اطمینان محصول می باشد، درحالیکه مطابق مطالعات دیگر، مهمترین معیار پشتیبانی فنی برای شرکت های بزرگ و سازگاری و انعطاف پذیری نرم افزاری برای شرکت های کوچک و متوسط است.

بعلت نقش مهمی که سیستم های ERP در سازمان های امروز ایفا میکنند، انتخاب سیستم درست بعنوان یک مسئله مهم و پیچیده تصور می شود. ما با این مطالعه روش TOPSIS وزنی AHP نامعلومی را برای غلبه بر پیچیدگی های فرآیند تصمیم گیری ارائه میدهیم. حتی با اینکه تعدادی از مطالعات وجود دارد که در آنها از تکنیک های Fuzzy ، AHP ، و TOPSIS استفاده کرده اند، با اینحال مطالعه حاضر همکاری های دیگری را برای مطالعات موجود پیشنهاد میکند. اول اینکه این مطالعه اولین مطالعه ای است که یک روش سیستماتیک و آسان سه مرحله ای MCDM را معرفی میکند که از پیش-ارزیابی، AHP نامعلوم، و TOPSIS تشکیل شده است. دوم اینکه، اگرچه کاربردهای موفق زیادی از TOPSIS و/یا AHP برای مسائل MCDM در صنایع/زمینه های مختلف وجود دارد، با اینحال کاربرد روش TOPSIS وزنی AHPFuzzy برای مسائل انتخاب ERP وجود ندارد. سوم اینکه، یک مورد کاربرد روش ترکیبی در یک

موقعیت تصمیم گیری بزرگ مقیاس برای یک شرکت هواپیمایی انجام می شود تا بهترین سیستم ERP ممکن انتخاب گردد. همانطور که مشخص است، مطالعات موردی نقش مهمی را در اثبات کارایی روش های جدید و اصلاح شده در محتوای زندگی واقعی ایفا میکنند. دلیل اصلی اینست که اغلب مسائل تصمیم گیری MCDM در دنیای واقعی خیلی پیچیده هستند و نمی توان آنها را با استفاده از راه حل های شکل بسته بصورت بهینه حل کرد. در بهترین حالت، کاری که میتوانیم انجام دهیم اینست که تا حد ممکن ماهیت نامعلوم/چند وجهی موقعیت دنیای واقعی را نشان دهیم، و از تکنیک های کاوشی اثبات شده بصورت ترکیبی برای حل مسئله در بهترین حالت نمایش و معرفی آن استفاده کنیم. ما با انجام اینکار امیدوار هستیم که راه حل خوبی را انجام دهیم که نه تنها به مسئله می پردازد بلکه سطح بالایی از اطمینان و اعتماد را نیز در همه افراد حاضر در تصمیم گیری ایجاد کند. با گذشت زمان

اجرای موفق موارد دنیای واقعی مانند مورد شامل در این مطالعه، به ما کمک میکند که منابع دانش را برای انواع مسائل خاص برای یادگیری و محک ایجاد کنیم.

ادامه مقاله بدین شرح است: بازبینی مقالات در بخش ۲ بیان می شود. اصول AHPFuzzy و TOPSIS بترتیب در بخش های ۳ و ۴ توضیح داده می شوند. روش ترکیبی پیشنهاد شده معرفی می گردد و در بخش ۵ توضیح داده می شود. مورد کاربردی کاملی در بخش ۶ توصیف می شود و در نهایت نتیجه گیری ها و راهنمایی برای تحقیقات آینده در بخش ۷ بیان می گردد.

۲- بازبینی مقالات
چون توسعه های اول سیستم های ERP در دهه ۱۹۹۰ آغاز شد، مطالعات ERP و مقالات مربوطه آن قدیمی نیستند اما نسبتاً زیاد هستند. مقالات مربوط به سیستم های ERP را می توان در چهار طبقه اصلی تحلیل کرد: انتخاب ERP ، اجرای ERP ، مدیریت ریسک ERP و پروژه های کلی ERP. تحقیقات منتشر شده در مورد سیستم های ERP و انتخاب ERP حدود ۷۵ درصد مطالعات موجود را تشکیل میدهند. برای ایجاد پوشش خوبی از مقالات مربوطه به شیوه مختصر، حیطه بازبینی بر مطالعات مربوط به مسئله انتخاب سیستم ERP متمرکز خواهد شد.
تعداد زیادی از مطالعات تحقیقی وجود دارد که مسائل مربوط به ERP (از انتخاب تا اتخاذ) را بررسی میکنند، درحالیکه مطالعات دیگر حیطه تحقیقاتی این پدیده را بررسی میکنند. برای مثال، المشاری دستورالعمل تحقیقاتی و مبنای زمانی را برای نیاز به مطالعات بعدی در مورد سیستم ERP با بررسی مطالعات منتشر شده فراهم می سازد. او خصوصاً بر روی سه حیطه موضوعی اصلی متمرکز شده است: اتخاذ ERP ، جنبه های فنی ERP و ERP در برنامه آموزشی IS. وی و وانگ روش جمعی را بیان کردند که معیارهای عینی و فردی را در هنگام انتخاب نرم افزار ERP مد نظر قرار میدهد. معیارهای کمی با منفعت از تئوری سری نامعلوم، نیز مد نظر قرار داده می شوند. شاخصی با نام شاخص تناسب ERP نامعلوم برای تعیین تناسب روشهای جایگزین ERP و اهمیت معیارها بکار برده شد. باکی و چاکار معیارهای انتخاب ERP را تعیین کردند و اهمیت/وزن معیارها را با بررسی در بین شرکت ها در ترکیه بدست آوردند. روشی شامل ارزیابی عامل حیاتی برای موفقیت اجرای ERP توسط سان و همکارانش معرفی شده است.

گنولاز و همکارانش بازبینی مقالات را در مورد سیستم های ERP انجام دادند. مقالات با توجه به شش طبقه مانند اجرای ERP ، بهینه سازی ERP ، مدیریت از طریق ERP ، نرم افزار ERP ، ERP برای مدیریت زنجیره تأمین و مطالعات موردی مورد تحلیل قرار گرفتند. موتوانی و همکارانش ابتدا خصوصیات و مسائل اجرای ERP بر مبنای مقالات و مطالعات موردی را تحلیل کردند و سپس چارچوبی را معرفی کردند که عوامل مهم برای مد نظر قرار دادن در همه مراحل فرآیند اجرا را نشان میداد. ورویل و همکارانش عوامل موفقیت مهم را برای اکتساب موفق سیستم های ERP توسط انجام یک بررسی در بین سه سازمان، بررسی کردند. وی و همکارانش یک روش بر مبنای AHP را برای مسئله انتخاب تأمین کننده پیشنهاد کردند. زائی و همکارانش یک راهکار دو مرحله ای را معرفی کردند. در مرحله اول، خصوصیات سیستم ERP توسط جمع آوری اطلاعات در مورد فروشندگان احتمالی ERP تعیین می گردد. در مرحله دوم، یک مدل محاسباتی برای به حداقل رساندن هزینه کلی مربوط به راهکار و یکپارچه سازی پیشنهاد می گردد.

فینی و کوربت بازبینی مقالات را در مورد عوامل موفقیت مهم در اجرای ERP فراهم ساختند و آنها را تحلیل کردند. لیائو و همکارانش یک مدل انتخاب سیستم ERP را بر مبنای پردازش اطلاعات زبانشناسی ایجاد کردند. تحقیقی توسط ولکو برای بررسی اثرات سیستم های ERP بر روی کارایی سازمان انجام شد. وو و همکارانش یک روش انتخاب ERP را بر مبنای تئوری تناسب کار-تکنولوژی پیشنهاد کردند. با کمک این روش پیشنهادی، آسان تر خواهد بود موقعیت های عدم تناسب های احتمالی را تعیین کنیم. عوامل مهم برای اجرای موفق سیستم های ERP توسط یانگ و همکارانش تعیین و بحث شده اند.
چو و چانگ عوامل تأثیرگذار بر روی انتخاب ERP را تعیین کردند. دیپ و همکارانش عوامل موجود در انتخاب ERP را برای بخش SME بررسی کردند. فرآیند شبکه تحلیلی (ANP) بعنوان یک ابزار تصمیم گیری برای مسئله انتخاب ERP توسط پرچین استفاده شد. رازمی و همکارانش از ANP نامعلوم برای تعیین آمادگی یک سازمان برای اجرای ERP استفاده کردند. ساتچیوگلو اثرات مزایا، موانع و ریسک ها را برای رضایت کاربرد در سیستم های ERP تحلیل کرد. اونال و گونر از AHP برای انتخاب تأمین کننده ERP در صنعت پوشاک استفاده کردند. شن و همکارانش یک روش تصمیم گیری ترکیبی را برای عوامل کمی و کیفی از طریق تئوری سری نامعلوم و راه حل بر مبنای آزمایش

ات تصادفی پیشنهاد کردند. یازگان و همکارانش یک روش انتخاب نرم افزار ERP را بر مبنای شبکه عصبی مصنوعی و فرآیند شبکه تحلیلی بیان کردند.
یک طرح مدلسازی استراتژیکی برای ارزیابی و انتخاب سیستم های ERP توسط حکیم معرفی شده است. بهترین راهکارها برای تصمیمات مهم در انتخاب و اجرای ERP توسط مالهوترا و تمپونی ارائه شده است. دووم و همکارانش عوامل موفقیت برای اجرای ERP را در SMEهای بلژیک شناسایی کردند. فورسلاند و جانسون مطالعه ای را برای بدست آوردن اثرات مراحل طول دوره های ERP بر روی مدیریت کارایی زنجیره تامین انجام دادند. ماگوری و همکارانش عوامل محیطی را تحلیل کردند که بر روی اجرای ERP توسط انجام یک مطالعه موردی در یک شرکت تأثیرگذار هستند. اشلیشتر و کرامرگارد یک چارچوب روش شناسی را برای انجام بازبینی مقالات در مورد مطالعات ERP معرفی کردند. با توجه به چارچوب پیشنهادی، موقعیت مطالعات ERP تعیین شد. شن و باراچلی روشی را بر مبنای توسعه عملکرد کیفیت نامعلوم برای تعیین شرایط مورد نیاز غیر مالی در فرآیند انتخاب ERP بیان کردند. عوامل تأثیرگذار بر روی کارایی اجرای سیستم ERP توسط مادیتینوس و همکارانش بررسی شد. ویکراما ماسیتنگ و کارونا سکارا تأثیر پس از اجرای سیستم های ERP بر روی عوامل کاری مانند پشتیبانی از حل مسائل، تشخصی مشاغل، دیدگاه مدیریت و عملکرد میانی و اختیارات وحقوق تصمیم گیری را تعیین کردند.
مقالات ذکر شده در اینجا یک مثال نمونه ای از مواردی است که در حیطه انتخاب سیستم ERP مطالعه شده است. کیفیت و کمیت مقالات منتشر شده در این حوزه پیمانی برای بهبود و افزایش پیچیدگی مسئله انتخاب سیستم ERP است. آنچه که راهکار ما را از مطالعات قبلی متمایز می سازد بدین شرح است: اول اینکه ما یک روش ترکیبی سه مرحله ای سیستماتیک را برای راهنمایی بهتر فرآیند انتخاب بیان کرده ایم. دوم اینکه ما نقاط قوت و نقاط ضعف دو روش تصمیم گیری رایج را با هم ترکیب کرده ایم (AHP نامعلوم و TOPSIS) تا این واقعیت را در فرآیند تصمیم گیری بهتر نشان دهیم. و در نهایت اینکه ما یک روش ترکیبی پیشنهادی را برای موقعیت تصمیم گیری در دنیای واقعی در یک شرکت هواپیامایی بزرگ برای توصیف کاربرد و عملکرد آن اعمال کردیم.

۳- AHP نامعلوم
فرآیند سلسله مراتبی تحلیلی (AHP) بیان شده توسط ساتی، یکی از متداول ترین تکنیک ها برای مسائل تصمیم گیری چند معیاری است. مقادیر اولویت عوامل عینی و فردی از طریق مقایسات دوتایی بدست آمده اند. عمدتاً چهار سطح متوالی در روش AHP وجود دارد. در سطح اول، یک تابع عینی وجود دارد. در سطح دوم خصوصیات وجود دارند. در سطح سوم خصوصیات فرعی و در سطح آخر، موارد جایگزین وجود دارند.
چون مقادیر جدیدی در روش AHP بکار برده شده اند، قادر نیست که ابهامات در محیط تصمیم گیری نامعلوم را برطرف کند. به همین خاطر فرآیند سلسله مراتبی تحلیلی نامعلوم (F-AHP) که از تئوری سری نامعلوم معرفی شده توسط زاده استفاده میکند، توسعه پیدا کرد. راهکارهای F-AHP توسط مؤلفان زیادی پیشنهاد شده است.

اولین موارد آنها توسط لارون و پدریز معرفی شده است که نسبت های نامعلوم توصیف شده توسط توابع عضویت مثلثی را با هم مقایسه میکند. باکلی اولویت های نامعلوم برای نسبت های مقایسه را تعیین کرده است. چانگ راهکار جدیدی را با استفاده از اعداد نامعلوم مثلثی برای مقیاسه دوتایی مقیاس F-AHP پیشنهاد کرد. راهکارهای مشابهی نیز سپس توسط مؤلفان مختلف ارائه شدند. F-AHP با این راهکارهای مختلف در مطالعات زیادی مورد استفاده قرار می گیرد که شامل کاربردهای مختلف مانند انتخاب شغل، انتخاب انرژی جایگزین، سیستم های ارزیابی کارایی در شهرداری، انتخاب تأمین کننده و موارد دیگر می باشد.

جدول ۱ – مقیاس اولویت نامعلوم مثلثی

در این مطالعه، از F-AHP برای پیدا کردن اهمیت/وزن معیارهای انتخاب برای سیستم های ERP استفاده می شود. برای اعمال F-AHP ، راهکار پیشنهاد شده توسط باکلی بکار می رود و مراحل راهکار بشرح زیر می باشد:
مرحله ۱: دو عنصر (معیارها یا موارد جایگزین) توسط تصمیم گیرندگان در هر زمان با مقیاس زبانشناسی مقایسه می گردند که از مقیاس اولویت نامعلوم تشکیل شده است که در جدول ۱ نشان داده شده است.
نشاندهنده سری k ام از اولویت های تصمیم گیرنده از عنصر (i) نسبت به عنصر (j) است و سپس ماتریس های مقایسه دوتایی ایجاد می گردند که در معادله ۱ نشان داده شده است.

مرحله ۲: متوسط حسابی از k مقدار نظر تصمیم گیرندگان مانند معادله ۲ محاسبه می گردد.

مرحله ۳: وزن های نامعلوم هر معیار از طریق روش میانگین هندسی پیشنهاد شده توسط باکلی بدست می آید.

اول میانگین هندسی مقدار مقایسه نامعلوم معیار i برای هر معیار مانند معادله ۳ محاسبه می گردد.

سپس وزن نامعلوم معیار i ام نشان داده شده توسط یک عدد نامعلوم مثلثی در معادله ۴ یافته می شود.

مرحله ۴: روش مرکز منطقه (COA) بعنوان روش برطرف سازی موارد نامعلوم استفاده می شود. مقدار معلوم از عدد نامعلوم را می توان از طریق معادله ۵ بدست آورد:

عدد نامعلوم است. وزن های بهنجار شده توسط بهنجارسازی یافته شده است.
مرحله ۵: پس از بدست آوردن هر وزن های جهانی همه معیارهای توسط وزن های بهنجار شده بعد مربوطه بدست می آیند.
۴- TOPSIS
یکی از تکنیک های تصمیم گیری معیارهای چند گانه مشهور، احتمالاً روش TOPSIS است که برای اولین بار توسط هوانگ و یون پیشنهاد شد. در این روش موارد جایگزین بر مبنای فاصله از راه حل های مثبت و منفی رتبه بندی می شوند. بهترین جایگزین، جایگزینی است که کمترین فاصله را با راه حل ایده آل مثبت و بیشترین فاصله را از راه حل منفی دارد. مانند AHP ، کاربردهای زیادی برای TOPSIS نیز در زمینه های مختلف مانند فرآیند طراحی محصول مشتری-محور، ارزیابی کارایی شرکت های سیمان، طرح های ماشینی در سیستم تولید سلولی، و انتخاب تأمین کننده وجود دارد. مراحل خاص روش اعمال شده در این مطالعه بشرح زیر می باشد:
مرحله ۱: یک ماتریس تصمیم متشکل از مقادیر ارزیابی برای هر مورد جایگزین با توجه به هر معیار بهنجارسازی میشود و نیز که نشاندهنده رتبه بندی معیارهای بهنجار شده است مانند معادلات ۶ و ۷ بدست می آید.

مرحله ۲: ماتریس تصمیم بهنجار شده وزنی توسط اعمال معادله ۸ محاسبه می گردد.

مرحله ۳: راه حل ایده آل مثبت و راه حل ایده آل منفی مانند معادلات ۹ و ۱۰ تعیین می گردد.

مرحله ۴: فاصله هر مورد جایگزین از راه حل های ایده آل مثبت و منفی در معادلات ۱۱ و ۱۲ محاسبه شده است.

مرحله ۵: نزدیکی نسبی هر مورد جایگزین با توجه به راه حل ایده آل مانند معادله ۱۳ محاسبه می گردد.

مرحله ۶: موارد جایگزین با توجه به مادیر رتبه بندی می شوند و بزرگترین آنها بعنوان بهترین راهکار انتخاب می گردد.
۵- روش ترکیبی پیشنهادی
روش ترکیبی پیشنهادی متشکل از سه مرحله، دو مؤلفه مدلسازی اصلی دارد که راهکارهای AHP نامعلوم و TOPSIS نام دارند. چون محیط تصمیم گیری معمولاً در بیشتر مسائل تصمیم گیری چند-معیاری نامعلوم/نامشخص است، بجای بیان فرضیات غیر معقول برای تنظیم یک راه حل معلوم ساده شده، ما از منطق نامعلوم استفاده میکنیم و با اینکار ما می خواهیم که ابهام ذاتی در موقعیت تصمیم گیری را بدست آوریم. بعلاوه، برای غلبه بر پیچیدگی و اندازه ماهیت چند-معیاری شرایط تصمیم گیری، ما از روش ترکیبی استفاده کردیم که دارای مزیت نقاط قوت روشهای معاصر چندگانه است. دلیل انتخاب ترکیبی از AHP نامعلوم و TOPSIS بر مبنای نقاط قوت این تکنیک های مدلسازی و تناسب با شرایط تصمیم گیری جاری است. انتخاب مناسب ترین سیستم ERP یک تصمیم پیچیده و چالش انگیز در هر صنعتی است. هر کدام از تکنیک ها قابلیت ها و نقایصی را در مورد خصوصیات خاص این شرایط تصمیم گیری دارند که شامل شرایط تصمیم گیری چند معیاری پیچیده می باشد که نیازمند حضور گروهی از تصمیم گیرندگان است و تا حد زیادی توسط تعدادی از سنجش های غیر معین توصیف می گردد. حتی با اینکه بصورت فردی این تکنیک های MCDM نقایص خاص خود را دارند، با اینحال روشی که نقاط قوت این تکنیک ها را با هم ترکیب میکند همان چیزی

است که در آنجا پیشنهاد شده است. دلیل خاص ترکیب این تکنیک ها در مطالعه ما را می توان بدین صورت توضیح داد: در مرحله اول مسئله که ساختار مسئله تعیین می گردد، تصمیمات/کارها/معیارها بصورت طبیعی مورد قضاوت قرار می گیرند. این نقطه زمانی است که ما وزن و اهمیت معیارها را تعیین میکنیم که تکنیکی است که قابلیت ارزیابی عوامل ملموس و ناملموس مورد نیاز را دارد، و در این نقطه زمانی تکنیک AHP نامعلوم بکار برده می شود که قابلیت ترکیب ابهام شرایط تصمیم گیری را دارد. در مرحله بعدی، تکنیک مشهور دیگر TOPSIS برای ارزیابی و رتبه بندی موارد جایگزین برای تصمیم گیری بکار برده می شود. بطور خلاصه، آنها تکنیک های تکمیلی هستند و هر کدام از آنها راه حلی را برای شرایط مورد نیاز مختلف فرآیند تصمیم گیری بیان میکند. علاوه بر نقاط قوت و تناسب این تکنیک، انگیزه دیگری برای استفاده از این تکنیک ها اینست که این اولین مطالعه ای است که از منطق

نامعلوم، AHP و TOPSIS برای یک شرایط تصمیم گیری پیچیده مانند مسئله انتخاب سیستم ERP استفاده میکند. بهزادیان و همکارانش در یک مطالعه اخیز استفاده از این تکنیک های MCDM را در کاربردهای مختلف بررسی کردند. مطالعه آنها نشان میدهد که با اینکه تعدادی از کاربردها با استفاده از AHP و TOPSIS بصورت فردی یا بصورت جمعی وجود دارد، با اینحال بر اساس ۲۶۶ مقاله ای که آنها در مطالعه خود آنها را بررسی کرده اند، کاربردی وجود ندارد که هر سه آنها بصورت جمعی و یا در مسئله انتخاب سیستم ERP استفاده شوند.
مراحل اصلی روش پیشنهادی را می توان بصورت خلاصه بدین صورت بیان کرد: مرحله اول برای تعیین کردن معیارها با توجه به شرایط مورد نیاز شرکت است. مرحله دوم زمانی است که اهمیت همه معیارها از طریق روش AHP نامعلوم بدست می آیند ، که خروجی آن بعنوان ورودی روش TOPSIS مورد استفاده قرار می گیرد. مرحله سوم زمانی است که بهترین بسته نرم افزاری ERP توسط استفاده از روش TOPSIS تعیین می گردد.
۶- موارد کاربرد
کاربردی از روش ترکیبی پیشنهادی در شرکت هواپیمایی Turkish(THY) است، که بزرگترین شرکت هواپیمایی در ترکیه و یکی از بزرگترین شرکت های هواپیمایی در اروپا است. THY می خواهد که یک سیستم/بسته/فروشنده ERP را برای مرکز تعمیر و نگهداری خود انتخاب کند، که در فرودگاه بین المللی آتاتورک در استانبول قرار دارد. مرکز تعمیر و نگهداری شرکت هواپیمایی Turkish با نام THY Technic، مسئول نگهداری، تعمیر و بازبینی هواپیما ها ،موتورها و قطعات آنهاست.
برای آغاز این فرآیند اول در مرحله پیش-ارزیابی، یک گروه تمرکز متشکل از مدیران در سطوح مدیریتی مختلف در سازمانی که مربوط به فرآیند انتخاب سیستم ERP است تشکیل می گردد. در سراسر مطالعه، تصمیمات در این گروه ۳۵ نفری گرفته می شوند. پس از تشکیل گروه ۳۵ نفری، ابتدا معیارهایی که نشاندهنده سری شرایط مورد نیاز و تقاضاها برای مدیران اجرایی شرکت است تعیین می گردد و در سه گروه اصلی سازماندهی می گردد: معیارهای فنی، معیارهای شرکتی و معیارهای مالی.

 

شکل ۱ – ساختار اصلی روش ترکیبی پیشنهاد شده

معیارهای فرعی هر گروه/معیار اصلی بصورت خلاصه در اینجا بیان می گردد:
۶٫۱ معیارهای فنی
عملکرد: تحت عملکرد معیارهای فرعی:
– بسته ERP باید بر اساس چند زبانی و چند ارزی قابل اجرا باشد.
– باید ساختاری داشته باشد که اجرای همه کاربردهای معین را ممکن سازد یا گزارشات معینی را بصورت دوره ای بدست آورد.
– باید ساختارهایی وجود داشته باشد که خصوصیات مختلف زیادی از مواد و تحقیقات مربوطه را ثبت کنند.
– بدون از بین بردن انسجام و یکپارچگی داده ها، این امکان باید وجود داشته باشد که تغییرات واکنشی را برای داده ها انجام دهیم (مانند تغییر به یک ترتیب خرید تکمیل شده برای حالت باز).
سازگاری: تحت سازگاری های معیارهای فرعی:
– برنامه باید در هر سرور برنامه جاوا قابل اجرا باشد و از طریق هر گونه مرورگر اینترنتی قابل دستیابی باشد.
– این برنامه باید در هر سیستم عاملی قابل اجرا باشد و باید با همه پایگاه داده های مربوطه سازگار باشد.
– باید قادر باشد که از برنامه هایی مانند SMS پشتیبانی کند و باید ارتباط با مشتریان و فروشندگان را از طریق ایمیل یا فاکس ممکن سازد.
– باید به شیوه یکپارچه ای با نرم افزارهای دیگر مورد استفاده عمل کند. در ارتباطات داده ای باید قادر باشد که داده ها را از خارج دریافت کتد و همچنین داده ها را به برنامه های خارجی ارسال کند.
– باید این امکان را داشته باشد که داده های موجود را در سیستم های اطلاعات کنونی به سیستم های جدید ارسال کند.
– این نرم افزار باید از مدول های مستقل تشکیل شده باشد و این مدول ها باید یکپارچگی داشته باشند و از همدیگر نیز مستقل باشند. در چارچوب طرح پروژه، مدول های معین باید بعداً در عمل استفاده گردند. همه مدول ها باید بطور کامل با هم سازگار باشند.
قابلیت استفاده: تحت معیارهای فرعی قابلیت استفاده:
– کار پژوهی نمایش نرم افزار باید ساده و منسجم باشد؛ همه نمایش ها باید دارای ساختارهای مشابهی باشند. این امکان باید وجود داشته باشد که بیش از یک تراکنش بصورت همزمان امکان پذیر باشد و انتقال بین تراکنش های باز هم باید امکان پذیر باشد.
– کاربران باید به فایل های راهنمای مربوط به هر تراکنش دسترسی داشته باشند و فایل های راهنما باید برای کاربرد قابل درک باشد.
– کاربران باید امکان تغییر گزارشات و فرم های استاندارد را داشته باشند. داده های زمینه ای در گزارشات باید قادر باشند که روشن و خاموش گردند.
– این امکان باید وجود داشته باشد که از عناصر بصری مانند نمودارها، جداول و گرافیک ها در هنگام آماده سازی یک گزارش برای نتایج تحلیل داده ها و خروجی های طرح استفاده کنیم.

– گزارش دهی بصری باید در صورت امکان ایجاد شود. نمودارهای گانت، گرافیک ها و ساختارهای مشابه دیگر باید قابل ایجاد شدن توسط کاربر به شیوه پارامتری باشد.
دسترس پذیری: تحت معیارهای فرعی دسترس پذیری:
– مراجعه کننده باید قادر باشد که به نرم افزار ERP بدون بارگذاری هیچ برنامه ای بر روی سخت افزار، دسترسی داشته باشد.
– کد برنامه های منبع آزاد دلیل اصلی برای اولویت آنهاست.
– در مراحل بعدی پروژه ، نرم افزار باید دسترسی مشتریان و فروشندگان به برنامه های خارحی و همچنین ورودی داده ها از طریق بارکد را فراهم سازد.
امنیت: تحت معیارهای فرعی امنیت:
– باید حداقل دارای تکنولوژی SSL ، ۱۲۸ بیتی برای امنیت باشد.

– با توجه به اختیارات کاربر، مجوزها باید بر اساس تراکنش ها و همچنین کنترل بر روی اساس تراکنش های مربوطه ممکن باشد.
– داده های غیر قابل استفاده یا منقضی شده باید از سیستم حذف گردند و بدون آسیب رساندن به یکپارچگی داده ها دسته بندی گردند.
– کارایی عملکرد نرم افزار تحت تعداد معینی از کاربران و شدت داده های خاص باید مناسب باشند.
۶٫۲ معیارهای شرکتی

اولویت ها: تحت معیارهای فرعی اولویت:
– تعداد کاربران استفاده کننده از نرم افزار شرکت و تعداد پروژه ها باید مناسب باشد.
– در زمان درخواست، شرکت باید اولویت هایی را در رابطه با پروژه ها فراهم سازد، و شرکت های مربوطه باید برای بررسی پروژه بازدید گردند.
بسندگی مشاوران و توسعه کنندگان: تحت معیار فرعی بسندگی مشاوران و توسعه دهندگان:
– تعداد مشاوران و توسعه دهندگان شرکت باید کافی باشد و هر زمان که مورد نیاز باشد نباید مسئله ای در ارائه به موقع خدمات ایجاد گردد.
– علاوه بر کمیت، کیفیت مشاوران نیز باید مناسب و کافی باشد.
خدمات پس از فروش: تحت معیار فرعی خدمات پس از فروش:
– شرکت باید نسبت به اداره مشاوره و توسعه در استانبول را بمدت ۳ سال متعهد گردد.
– باید به توسعه و انتشار نسخه های جدید نرم افزار ادامه دهد و پشتیبانی مشورتی و تعمیر و نگهداری و فنی را برای کاربرد در پروژه برای دوره حداقل ۱۰ ساله فراهم سازد.
– هر گونه خطای کاری که از کدها بر روی نرم افزار رخ دهد باید در کمترین ملاحظه بررسی گردد و راه حل باید هر چه زودتر ارائه گردد.
– شرکت باید نسبت به شرایط مورد نیاز پشتیبانی پاسخ دهد که ممکن است در موقعیت های جدید یا موقعیت های آینده رخ دهد.
سیاست به اشتراک گذاری مهارت: تحت معیار فرعی سیاست به اشتراک گذاری مهارت:
– محیط توسعه بکار برده شده توسط شرکت مهم است و توسط فراهم سازی توسعه آموزش ، شرکت باید این مهارت ها را به THY انتقال دهد.
۶٫۳ معیارهای مالی
هزینه پروژه باید بصورت هزینه های کلی نرم افزار، سخت افزار و شبکه ارزیابی گردد. هزنیه مجوز، هزینه مشاوره و آموزش و هزینه های تعمیر و نگهداری از هزینه های نرم افزار تشکیل شده است که معیارهایی هستند که باید بطور کامل ارزیابی گردند.

علاوه برمعیارها، چهار شرکت جایگزین نیز برای فرآیند ارزیابی مد نظر قرار داده می شوند. این چهار معیار از بین ۱۲ شرکت تعیین شدند که پیشنهادات کامل را به RFP رسمی واگذار کردند. فرآیند ارزیابی شامل یک بررسی کامل از کارایی گذشته شرکت ها، خود ارجاعی و مطالعات صنعت مستقل می باشد. چهار شرکت نهایی AMOS, MXI, SAP و TRAX بودند. برای ایجاد عینیت بین مخاطبان و قابلیت اطمینان شرکت ها، موارد جایگزین بطور واضح در فرآیند ارزیابی بیان نشدند ، در عوض توسط حروف A, B, C و D نشان داده می شود. درخت سلسله مراتبی تحلیلی برای این مسئله در شکل ۲ نشان داده شده است.
پس از مرحله پیش-ارزیابی، مراحل AHP نامعلوم و TOPSIS بصورت متوالی انجام می شوند، همانطور که در بخش های فرعی بعدی توضیح داده شده است.
AHP نامعلوم – مرحله ۱: مراحل AHP نامعلوم انجام می شوند تا اهمیت معیارها بدست آید. مقایسات دوتایی برای معیارهای اصلی و معیارهای فرعی تحت هر معیار اصلی تعیین می گردد.
مقایسات دوتایی بر مبنای اعداد مبهم مثلثی برای سه معیار اصلی همراه با همرایی تصمیم گیرندگان تعیین شده است (همانطور که در جدول ۲ بیان شده است).
مقایسات دوتایی بر مبنای اعداد نامعلوم مثلثی برای معیارهای فرعی تحت معیار اصلی فنی با همرایی تصمیم گیرندگان تعیین می گردد (همانطور که در جدول ۳ بیان شده است).
مقایسات دوتایی بر مبنای اعداد نامعلوم مثلثی برای معیارهای فرعی تحت معیار اصلی شرکتی با همرایی تصمیم گیرندگان تعیین می گردد (همانطور که در جدول ۴ بیان شده است).
مقایسات دوتایی بر مبنای اعداد نامعلوم مثلثی برای معیارهای فرعی تحت معیار اصلی مالی با همرایی تصمیم گیرندگان تعیین می گردد (همانطور که در جدول ۵ بیان شده است).
AHP نامعلوم – مرحله ۲: برای معیارهای فرعی و اصلی، وزن های نامعلوم پس از یافتن میانگین هندسی مقادیر مقایسات نامعلوم برای هر معیار بدست می آیند.
مقادیر مربوطه و برای هر معیار اصلی در جدول ۶ نشان داده شده است.
مقادیر مربوطه و برای هر معیار فرعی در جدول ۷ نشان داده شده است.
AHP نامعلوم – مرحله ۳: مقادیر معلوم از مقادیر و وزن های بهنجار شده برای معیارهای اصلی و فرعی بدست می آیند. مقادیر مربوطه و برای هر معیار اصلی در جدول ۸ نشان داده شده است.
معیارهای مربوطه و برای هر معیار فرعی در جدول ۹ نشان داده شده است.
AHP نامعلوم – مرحله ۴: وزن های جهانی همه معیارهای توسط ضرب کردن وزن های بهنجار شده محلی معیارها توسط وزن های بهنجار ش

ده مربوطه ابعاد محاسبه می گردند که در جدول ۱۰ نشان داده شده است.
برای مثال، برای بدست آوردن وزن اهمیت جهانی عملکرد، وزن اهمیت محلی عملکرد (۰٫۳۶۹) در بعد مربوطه ضرب می گردد که وزن اهمیت معیار فنی (۰٫۴۰۵) است و وزن اهمیت جهانی به اندازه ۰٫۱۴۹ بدست می آید، که در جدول ۱۱ نشان داده شده است.
پس از بدست آوردن وزن معیارها از طریق روش AHP ناملعوم و TOPSIS برای انتخاب بهترین جایگزین انجام می شود.
TOPSIS– مرحله ۱: در این مرحله، ماتریس تصمیم (جدول ۱۲) که شامل رتبه بندی های موارد جایگزین با توجه به هر معیار از مقیاس های ۱ تا ۱۰ است، بهنجار سازی می گردد. با اینکه شرکت A کارایی نسبی بهتر در مقایسه با قابلیت استفاده و دسترس پذیری دارد، شرکت C کارایی بهتری از لحاظ مجوز، مشاوره و تعمیر و نگهداری داشت. البته شرکت D نسبت به سه شرکت دیگر از لحاظ عملکرد و منابع کارایی بهتری داشت.
با استفاده از معادله ۷، ماتریس تصمیم بهنجار شده با توجه به به حداکثر رساندن معیار انتخاب بدست می آید. ماتریس تصمیم بهنجار شده در جدول ۱۳ نشان داده شده است.

شکل ۲ – ساختار سلسله مراتبی برای انتخاب سیستم ERP

TOPSIS– مرحله ۲: در مرحله دوم، ماتریس تصمیم بهنجار شده وزنی بدست آمده است (جدول ۱۴).
TOPSIS– مرحله ۳: راه حل های ایده آل مثبت و منفی برای هر معیار بدست آمده است (جدول ۱۵).
TOPSIS– مرحله ۴: فواصل هر راه حل ایده آل مثبت و منفی بدست آمده است (جدول ۱۶).
TOPSIS– مرحله ۵: نزدیکی نسبی هر مورد جایگزین با توجه به راه حل ایده آل بدست آمده است (جدول ۱۷).
TOPSIS– مرحله ۶: موارد جایگزین با توجه به مقادیر از بزرگترین مقدار به کوچکترین مقدار رتبه بندی شده است و رتبه بندی بصورت A, D, C و B بدست آمده است.
با توجه به مرحله آخر روش TOPSIS ، مورد جایگزین A بعنوان نرم افزار ERP برای شرکت هواپیمایی Turkish انتخاب شده است. این یافته خیلی عجیب نیست، چون امروزه بیشتر تصمیمات ارزیابی نرم افزار ERP در محیط های پیچیده ای ایجاد شده اند که تئوری تصمیم گیری نامعلوم میتواند کاربرد مهمی داشته باشد. در این مطالعه، روش TOPSIS وزنی AHP نامعلوم بجای استفاده از روش متعارف TOPSIS بکار برده شده است.
۷- بحث و نتیجه گیری
سیستم های برنامه ریزی منابع سرمایه ای، شرکت ها را با ترکیب فرآیند های تجاری میان-عملکردی آنها در یک زیرساخت سیستم اطلاعاتی معمول، کارآمدتر می سازند. داشتن چنین سیستم اطلاعاتی یکپارچه ای به سهامداران اجازه میدهد تا از نسخه منفرد واقعی در کل شرکت استفاده کنند. علیرغم مزایای واضح سیستم ERP ، شرکت های بسیاری موفق نشده اند که بصورت موفق آنرا انجام دهند. در حقیقت، بسیاری از متخصصان صنایع بصورت ناموفق طبقه بندی شده اند: بعضی از آنها قبل از تکمیل شدن خاتمه پیدا میکنند، و بعضی از آنها هم کمی پس از اجرا لغو می شوند. بعضی از دلایل اصلی شامل هزینه/زمان اجرا و عدم تناسب برای تکنیک های تجاری موجود می باشد.

 

جدول ۲ – مقایسات دوتایی معیارهای اصلی بر مبنای اعداد مبهم مثلثی

بخاطر این مسئله که تعداد زیادی از پیشنهادات سیستم ERP در بازار وجود دارد، هر کدام از آنها کیفیت ها و محدودیت های مختلفی دارند، که فرآیند انتخاب علمی بخش مهمی از اتخاذ/اجرای سیستم ERP است. با توجه به اندازه شرکت، اجرای سیستم ERP ممکن است هزینه ای به اندازه چند میلیون دلار و یا حداقل تا شش ماه اجرا برای شرکت های کوچک تا چند صد میلیون دلار داشته باشد و اجرای آن برای شرکت های بزرگتر چندین سال طول بکشد. چون اجرای آن هزینه زیادی بر می دارد و زمان زیادی طول میکشد، بنابراین سیستم های ERP از جمله سرمایه گذاری های مخاطره آمیز تکنولوژی اطلاعات به شمار می آیند. بنابراین بررسی کامل همه گزینه ها و معیارها فقط یگ گزینه و انتخاب نیست بلکه یک شرط مهم برای افزایش احتمال موفقیت است.
چون معیارهای زیادی وجود دارد که باید در حین این فرآیند انتخاب مد نظر قرار داده شود، ابزار تصمیم گیری چند معیاری برای غلبه بر این مسئله بصورت گسترده استفاده می شوند. در این مطالعه، مسئله انتهاب سیستم ERP در یک شرکت هواپیمایی بزرگ در ترکیه بررسی می گردد. ابتدا بر مبنای شرایط مورد نیاز و تقاضاهای مدیران اجرایی شرکت، معیارهای انتخاب ERP تعیین می گردند. سپس شرکت های ERP جایگزین و پیشنهادات آنها بررسی و تعیین می گردند. پس از تعیین معیارها و راه حل های جایگزین، روش ترکیبی جایگزین متشکل از AHP نامعلوم که ابهام فرآیند تصمیم گیری و TOPSIS را با هم ترکیب میکند، اعمال و اعتباریابی می گرد. خصوصاً اینکه اهمیت معیارهای انتخاب از طریق AHP نامعلوم بر مبنای مقایس های اولویت نامعلوم مثلثی بدست می آید. سپس این وزن ها در روش TOPSIS بکار می روند تا به رتبه بندی تأمین کنندگان سیستم ERP جایگزین برسیم.
استفاده از روش انتخاب/ارزیابی ترکیبی نتایجی را ایجاد میکند که هم از لحاظ فنی و هم از لحاظ سازمانی قابل قبول هستند. با دانستن اینکه ابهام و پیچیدگی موقعیت تصمیم گیری با استفاده از نقاط قوت دو روش تصمیم گیری تعیین می گردد، تصمیم گیرندگان در انتخاب نهایی خود اطمینان خواهند داشت. آنها احساس می کنند که با تقسیم بندی فضای مشکلات پیچیده به قسمت های کوچک تر، و سپس ترکیب آنها در سطح تصمیم گیری بالاتر شانس بهتری برای تصمیمات بهینه خواهند داشت.

باید گفته شود که مطالعه حاضر تابع بعضی محدودیت ها است. شابد جدی ترین محدودیت این مطالعه، تمرکز آن بر روی یک مطالعه موردی منفرد در صنعت هواپیمایی است. برای تعمیم این یافته ها و اعتبار/اطمینان/ارزش این روش، موارد بیشتری از دنیای واقعی باید انجام شود. محدودیت دیگر روشهای منفرد ساختار وابسته معیارهای انتخاب است. چون مقایسات به شیوه دوتایی انجام می شوند، رسیدن به راه بهینه شاید امکان پذیر نباشد. همچنین، بخاطر اهداف مدیریتی، معیارهای مختلف سطح پایین در دسته ها با انجام اینکار، بعضی از خصوصیات کامل ممکن است حذف شوند. و در نهایت، روش پیشنهاد شده در این مطالعه، یک روش اکتشافی است. بعبارت دیگر، یافته های راه حل بهینه را تضمین نمی کند. بهینگی نتایج اغلب تابع غنی بودن مخاطبان از لحاظ کمی و کیفی، تأثیر مثبت از دانش، تجربه و از خود گذشتگی آنها است.
برای مطالعه بیشتر، بعضی از تکنیک های تصمیم گیری چند معیاری دیگر مانند PROMETHEE, VIKOR و/یا ELECTRE را می توان در ترکیب با روشهای استفاده شده در این مطالعه برای ارزیابی اعتباریابی و استفاده از روشهای ترکیبی جدید بکار برد. یک مسیر تحقیقاتی دیگر برای اعمال روش ترکیبی پیشنهادی در موقعیت های MCDM دیگر، تأیید کاربرد و تعمیم پذیری آن است.