نصوح
نصوح از ماده نصح بر وزن صلح) در اصل به معني خير خواهي خالصانه است و لذا به عمل خالص (ناصح) گفته مي شود و از آنجا كه خير خواهي واقعي بايد توام با محكم كاري باشد واژه (نصح) گاه به اين معني نيز آمده است به همين جهت به ؟ محكم (نصاح) (بروزن كتاب) و به خياط (ناصح) گفته مي شود و اين هر دو معني يعني خالص بودن و (محكم بودن) در توبه (نصوح) بايد جمع باشد.

در اينكه توبه نصوح چيست؟ تفسير هاي زيادي براي آن ذكر كرده ند تا آنجا كه بعضي شماره تفسير هاي آن را بالغ بر بيت و؟ تفسير دانسته اند ولي همه اين تفسير ها تقريبا به يك حقيقت باز مي گردد يا شاخ و برگها و شرايط مختلف توبه است.
از جمله اينكه «توبه نصوح» آن است كه واجد چهار شراط باشد پشيماني قلبي، استغفار زباني ترك گناه، و تصميم بر ترك در آينده.

بعضي ديگر گفته اند: «توبه نصوح» آن است كه واجد سه شرط باشد: ترس از اينكه پذيرفته نشود اميد به اينكه پذيرفته شود و ادامه اطاعت خدا.
با اينكه «توبه نصوح» آن است كه گناه خود را همواره در مقابل چشم خود ببيني و از آن شرمنده باشي!

يا اينكه «توبه نصوح» آن است كه مظالم را به صاحبانش بازگرداند، و از مظلومين حما؟ بطلبد و بر اطلاعات خدا اصرار ورزد.
(۴۰) ان الذين يلحدون في اياتنا لا بخفون علينا افعن يلحي في النار خير ام من ياتي امنا يوم اقيمته اعملوا ماشئتم انه بما يعملون بفسر

(۴۱) ان الذين كفرو ابا الذكر لما جاء هم و انه لكتاب عزير
۴۲) لا ياتيه الباطل من بين يديد و لامن حليه تنزيل و من حكيم حمد ترجمه.
۴۰- كساني كه آيات مار را تعريف مي كنند بر ما پوشيده نخواهند بود آيا كسي كه در آتش افكنده مي شود بهتر است يا كسي كه در نهايت امن وامان در قيامت به عرصه محشر مي آيد . هر چه مي خواهيم انجام دهيد او به آنچه مي دهيد بيناست.
۴۱- كساني كه به اين (قرآن) هنگامي كه به سراغ آنها آمده كافر شدند و نيز به ما مخفي نخواهند و ن؟ و اين كتابي است قطعا شكست ناپذير.

۴۲- كه هيچگونه باطلي، نه از پيش رو و نه از پشت سر به سراغ آن نمي آيد چرا كه از سوي خداوند حكيم و شايسته ستايشي نازل شده است.
اعوذ باالله من النار و من عضب الصار و من شر الكفار و الغزه لله الواحد القمار غرض سوره: ابتداي سوره در ارتباط با بيزاري و اعلام برائت از مشركين و قتار و با آنان و نيز قتال با اهل كتاب است و آنگاه به بيان احر ممنافقان مي پردازد و مسلمانان را به قتال تحريك مي نمايد و آنگاه احوال كساني را كه از جنگ تخلف نمايند بيان مي كند و همچنين درباره ولايت و دوستي با كفار بحث نموده و آيات راجع به زكات را ذكر مي نمايد

۱) اين آيات بيزاري از جانب خدا و رسولش بسوي آن كساني از مشركين است كه شما به آنان پيمان بستند. (برائت) يعني بيزاري و كناره گيري از هر چيزي با مجاورت با آن مكروه باشد.

خطاب آيد متوجه به موضين و رسول خدا (ص) است. اين ايه تشريع نيست بلكه عين انشا حكم بر برائت از مشركين زمان نزول آيه است و معناي ان برداشت امان از مشركان است و اين مطالب هم گزاف و بيجهت واقع نشده بلكه بدليل آنست كه مشركان هيچ پايبندي بهعهد و پيمانشان ندارند

و به جز شيوه خيانت ونقص پيمان روش ديگري را نمي شناسند و اكثرا فاسق بوده و مراعات حدود و عهود را نمي نمايند. لذا مفاد آيه اين است كه عهد مشركين كه با مسلمانان پيمان بسته و آنگاه اكثرشان آن پيمان را نقص كردند، لغو و باطل است چون نسبت به ساير آنان هم اعتماد و وثوقي وجود ندارد و مسلمانان از شر و نيرنگ آنها ايمن نيستند.

۲) پس شما مشركان چهارماه آزادانه در زمين آمد و رفت كنيد و بدانيد كه شما ناتوان كننده خدا نيستيد و اينكه خدا خوار كننده كافران است. (سياحت) يعني راه رفتن و گشتن در زمين مي فرمايد در چهار ماه از سال ايمن هستيد. و هيچ كس معترض شما نمي شود و مي توانيد هر چه را كه به نفع خود تشخيص داديد انجام دهيد زندگي يا مرگ يعني تا چهار ماه پيمان آنها معتر است.

و بدانيد كه شما نمي توانيد خدا را به عجز آوريد پس ترك شرك و روي آوردن و پذيرفتن توحيد به صلاح شماست و بدانيد كه خداوند كافران را خوار مي كند. و بر آنان تسلط دارد لذا پند بگيريد و با دست خود و با استكبار وتعرض، خودتان را به ورطه هلاكت و خذلان الهي نياندازيد.

و اهل نقل اتفاق دارند كه اين آيات در سال نهم هجرت نازل شد و چهار ماه مذكور عبارتند از: روز دهم ذي الحجه تا آخر آن محرم، صفر، ربيع الاول و ده روز از ربيع الثاني و در تفسير كشاف در سبب نزول آيه آمده است كه رسول خدا (ص) به ابوبكر در موسم حج سال نهم هجري امر به ابلاغ اين آيه نمود

اما به فاصله كمي علي (ع) را به دنبال او روانه كرد تا آيات را از وي بگيرد و آن را بر مردم بخواند. پس از رسول خدا (ص) پرسيدند: چرا ابوبكر آيات را نخواند ايشان فرمودند: خداوند دستور داد كه اين ماموريت را از ناحيه من به جز خودم و يا مردمي از خداندانم نبايد انجام دهد و عين اين روايت در تفسير ابن كثير هم آمده است.

۳) و اين آيات اعلامي است ازخدا و پيامبرش بسوي مردم در روز حج بزرگ كه خدا و رسولش از مشركين بيزارند حال اگر توبه كنيد پس آن براي شما بهتر است و اگر روي گردانيد بدانيد كه شما ناتوان كننده خدا نيستيد و تو اي پيامبر كساني را كه كفر ورزيدند به عذابي دردناك بشارت بده(ازان) به معناي اعلام است

و منظور آنست كه بيزاري خدا و رسول را از مشركين براي همه مردم علني نمايد و تفاوت اين آيه با آيه اول در همين مطلب است چون در آن آيه اعلام برائت تنها متوجه خود مشركان بود اما در اينجا خطاب به همه مردم است تا اين مطالب را بدانند وهمه براي نفوذ دادن امر خدا (يعني كشتن مشركين) بعد از انقضا چهارماه آماده شوند ابن كثير روايت كرده كه حضرت رسول علي(ع) را به جاي ابوبكر فرستاد تا نزد اهل مكه رفته چهارمساله را به آنها اعلام كند

. اول) اينكه بعد از اين سال با حالت شركت وارد مكه نشوند و دوم) اينكه گردخانه كعبه طواف نكنند سوم) اينكه جز فرد مسلمان كسي وارد بهشت نمي شود و چهارم) اينكه هر كس بين او و بين پيامبر (ص) عهدي باشد تا زمان سرآمد آن عهدش برقرار خواهد بود اما در روز حج اكبر مفسرين اختلاف كرده اند از احاديث ائمه اهل بيت استفاده مي شود

كه مراد از آن روز عيد قربان سال نهم هجري است و اين سال آخرين سال بود كه در آن مسلمانان و مشركان با هم حج به جاي آوردند اما در روايات اهل سنت آمده است كه روز دهم ذي الحجه از هر سال روز حج اكبر است بعضي ديگر آن را روز عرفه يعني روز نهم ذي الحجه دانسته اند و …

به هر جهت در اين روز به همه مردم اعلام شد كه از مشركين بيزاري بجويند و اين مطالب را به سايرين نيز اعلام نمايند. لذا طريق اسلام هدايت و حيات است نه غافلگير نمودن و خونريزي و كشتار همچنانكه در روابط بين دولتها حادث مي شود به همين جهت در ادامه مي فرمايند اگر توبه كرده ايمان آورديد البته اين پند گرفتن براي شما بهتر است و ايمان به صلاح شماست اما اگر روي گردانديد و از اين دعوت اعراض كرديد پس بدانيد كه شما خدا را ناتوان نكرده ايد او قادر و بر هلاكت شماست و شما در قبضه قدرت و تحت قاهريت و مشيت او هستيد و او بر شما قدرت مطلق دارد.

و آنگاه با لحن استهزا آميزي به پيامبرش فرمان مي دهد كه كافران را به غذابي دردناك بشارت دهد و اين عذاب نتيجه رويگرداني و شرك آنهاست كه در دنيا دچار عذاب ذلت و خواري و عقوبت شده و در آخرت نيز غل و زنجير جهنم در انتظار آنان خواهد بود.
توجه به تنها سوره قرآن است كه بدون (بسم الله و الرحمان الرحيم آغاز مي شود و علت آن هم احتمالا عرض كلي سوره در ارتباط با برائت از مشركان است كه مناسبتي با مقام رحمانيت و رحيميت پروردگار ندارد الله يعلم

همانگونه كه روش قرآن مجيد است كه در آيه اي سخني را به اجمال برگذار مي كند و در آيه بعد با شرح و توضيح آن مي پردازد دومين آيه مورد بحث مومنان را كه فروشنده گان جان و مال به خدا هستند با صفت بارز معرفي مي كند.
۱) آنها توبه كارانند و دل جان خود را به وسيله آب توبه از آلودگي گناه شستشو مي دهند و(التابتون)
۲) (آنها توبه عبادت كارانند) و در پرتو راز و نياز با خدا و پرستش ذات پاك او خودسازي مي كنند (لعالودن)

۳) آنها در برابر نعمتهاي مادي و معنوي پروردگار سپاس مي گويند, (الحامدون)
۴) آنها از يك كانون عبادت و پرستش به كانون ديگري رفت و آمد دارند (المائعون)
و به اين ترتيب برنامه هاي خودسازي آنان در پرتو عبادت در محيط محدودي خلاصه نمي شود و به افق خاصي تعلق ندارند بلكه همه جا كانون عبوديت پروردگار و خودسازي و تربيت براي آنها است و همه كجا درسي در اين زمينه باشد طلاب آنند.