نقش انگيزش و انگيزه در عملكرد ورزشكاران و مربيان

بي شك در ورطه روانشناسي فاكتورها و عوامل مختلفي به چشم مي خورند كه هر يك به نوعي رفتار يك ورزشكار يا مربي را تحت الشعاع قرار مي دهند.
استرس، التهاب، بهت زدگي ، جو گرفتگي يا ترس از تماشاگر، در صد افت يا افزايش انرژي رواني ، نحوه انتقال يافته هاي تمرين و بروز آن در عملكرد بموقع، خستگي كاذب و ترس از باخت و اعتماد به نفس كاذب از برد و …. از جمله عواملي هستند كه مي توانند نحوه رفتار يك ورزشكار را از محدوده طبيعي خويش خارج كرده و او را در راه رسيدن به هدف دستخوش تغيير كنند.
از جمله عوامل مهم كه بي ترديد مي توان آن را مهمترين عامل دروني يك ورزشكار يا مربي دانست، عامل انگيزه و انگيزش مي باشد.
بدون شك اين عوامل نقش به سزايي در توانايي و عدم توانايي، شكوفايي يا عدم شكوفايي و در نهايت عملكرد كلي يك ورزشكار دارند.
در مقوله امروز ما به بحث در مورد انگيزه و انگيزش در ورزشكاران و عوامل مربوطه و نقش آن در فعاليت بين مربي – محيط و ورزشكار خواهيم پرداخت.

انگيزش در ورزشكاران
كلمه انگيزش و انگيزه را ممكن است چندين بار در روز در مكالمات روزمره به كار بريم، ولي اگر با ديدي وسيع و عميق بخواهيم اين كلمه را براي خود معني كنيم، به راستي چه معنايي را براي اين كلمه در نظر مي گيريم. آيا تاكنون فكر كرداه ايد كه انگيزه —————————-انگيزه هاي دروني از درون فرد سرچشمه مي گيرند و منشاء انگيزه هاي بيروني ، محيط پيرامون فرد است. كساني كه محركشان نيروني انگيزشي دروني است، از يك كشش دروني جهت رشد و كسب قابليتها و از خود سازماني در راه رسيدن به يك هدف يا تحقق يك امر خارجي و يا نيل به موفقيت برخوردارند.

يعني چه؟ آيا معني آن با انگيزش يكي است. اگر تفاوت دارد، تفاوت آن در كجاست.
براي جواب دادن به اين سوالها در اين فصل ما به تعريف انگيزش و ارتباط آن با روان شناسي ورزشكاران و در كل به حيطه انگيزش در ورزش مي پردازيم.
تعريف انگيزه

انگيزه به معناي لغوي يعني سبب، علت و آنچه كه كسي را به كاري وادار مي كند.
انگيزه يك عامل دروني است كه انسان يا به طور كلي موجود زنده را به حركت در مي آورد.

تفاوت انگيزه با انگيزش
همانطور كه مي دانيم انگيزش به معناي تحريك و ترغيب است و حالتي است كه در اثر دخالت يك انگيزه به ارگانيسم دست مي دهد.
بعنوان مثال نياز به جنس مخالف انگيزه و عاشق شدن و احساس تمايل به جنس مخالف انگيزش است و يا كمبود مواد غذايي بدن يا نياز به آب انگيزه و حالت گرسنگي يا احساس گرسنگي انگيزش است.

نقش انگيزش در ورزش
نيازي به تاكيد بر نقش و اهميت موضوع انگيزش در ورزش نيست. پيچيدگي اين موضوع بر اكثر افراد آشكار است. بغرنجي آن تا حدي است كه تعداد زيادي از مربيان اعتقاد دارند كه انگيزش موضوعي ناشناختني است و اگر هم شناختني باشد، بر انگيختن ديگران غير ممكن است. افرادي كه در مورد انگيزش صحبت كرده و يا مطالبي نوشته اند ، به انگيزه هاي دروني و بيروني نيز اشاره نموده اند. آنها مي گويند” انگيزه هاي دروني از درون فرد سرچشمه مي گيرند و منشاء انگيزه هاي بيروني ، محيط پيرامون فرد است.” كساني كه محركشان نيروي انگيزشي دروني است، از يك كشش دروني جهت رشد و كسب قابليتها و از خود سازماني در راه رسيدن به يك هدف يا تحقق يك امر خارجي و يا نيل به موفقيت برخوردارند. كيفيات، ميزان توانايي هاي شخصي، خود سازماني ، كسب مهارت در كار و نيل به موفقيت اهدافي هستند كه به وسيله انسانهاي درون انگيخته تعقيب مي شوند و دستيابي به اين اهداف همانا پاداش آنهاست.

در ورزش نيز افرادي كه به خاطر علاقه دروني به فعاليت ورزشي مي پردازند، جزو اين دسته از افراد هستند. آنها براي ارضاء تمايل و احساس غرور دروني ، ورزش مي كنند. اين تمايل آنها را به صرف بيشترين ميزان تلاش و تكاپو، حتي در شرايط فقدان مشوقين، تماشاچيان و ارزشيابان يا تحليل گران ورزشي وا مي دارد. انگيزش خارجي يا بيروني همانطور كه ذكر شد، در جريان تقويت هاي مثبت يا منفي كه فرد از طرف منابع بيروني دريافت ميكند شكل مي گيرد . تقويت استفاده از محركهايي است كه وجود يا عدم وجود آنها امكان وقوع رفتار را

افزايش يا كاهش مي دهد. تقويت كننده ها يا محسوسند و يا غير محسوس . وقتي تقويت كننده ها دريافت شوند ، به عنوان پاداشهاي خارجي شناخته مي شوند . به احتمال زياد ورزشكاران به منظور دريافت هر دو نوع پاداش دروني و بيروني به ورزش مي پردازند. ميزان اهميتي كه هر ورزشكار به يكي از اين دو عامل مي دهد، متفاوت است. اين تفاوتهاي فردي را مربي بايد به ورزشكاران بشناسد.

انگيزش مستقيم و غير مستقيم
مربي ممكن است كه از روشهاي مستقيم و غير مستقيم ايجاد انگيزه هر دو روش را تواماً به كار گيرد. وقتي مربي بازيكني را خلوتي فرا مي خواند و با توجه به شناختي كه از بافت روحي و خصوصيات شخصيتي او دارد، صحبتهايش را آنچنان تنظيم مي كند كه ورزشكار را به تمرينات سخت و جدي وا مي دارد، از روش انگيزش مستقيم استفاده مي كند.
روشهاي مستقيم انگيزش
يكي از سه روش قرار داد، همانند سازي و دروني سازي براي انگيزش مستقيم ورزشكاران به كار گرفته مي شوند.
روش اول : قرارداد:
روش قرارداد بر به كارگيري تنبيه و پاداش استوار است.
مثال : اگر امروز مسابقه را ببريد، روز يكشنبه استراحت داريد و روز جمعه را نيز در اختيار خودتان هستيد.
روش دوم:همانند سازي:

اين روش بر پايه چگونگي مناسبات مربي و ورزشكاران بنا مي شود و به آن بستگي دارد. مربي به كار گيرنده اين روش معمولاً مي گويد:” اگر به وظايف تيم مسؤولانه بر خورد كني ، تعهد خود را نسبت به من به جاي آورده اي”.
براي به كارگيري موفقيت آميز اين روش حتماً مناسبات مربي با شاگردان بايد حسنه مربياني كه به وفور از تنبيه استفاده مي كنند ورزشكاران را دچار بيزاري مي نمايند، نمي توانند از روش همانند سازي بهره گيرند.

باشد، به طوري كه آنها احساس تعهد قوي دروني نسبت به انجام فرامين مربي داشته باشند.
مربياني كه به وفور از تنبيه استفاده مي كنند و ورزشكاران را دچار بيزاري مي نمايند، از اين روش نمي توانند بهره گيرند.
روش سوم:برانگيختن دروني سازي:

اين روش مبتني بر انگيزش ورزشكاران بر مبناي باورها و ارزشهاي فكري شان مي باشد.
مثال : تو زحمات زيادي براي درخشش در اين مسابقه كشيده اي . با اتكا به همان زحمات بايد اعتماد به نفس داشته باشي. فكر مي كنم در بهترين فرم ورزشي ات در اين مسابقه ظاهري شوي. مي خواهم بداني كه چه ببريم و چه ببازيم ، به بازيكني چون تو افتخار مي كنم.

روشهاي غير مستقيم انگيزش در ورزشكاران
روشهاي غير مستقيم انگيزش بر مداخله جويي مربي در انتخاب و يا تغيير محيط فيزيكي و يا رواني فعاليت استوارند. مثلاً برخي مربيان محل تمرين را به منظور ايجاد انگيزه در ورزشكاران تغيير مي دهند.محيط رواني نيز با تعويض يا برگماري و يا تغيير رفتار افراد خاصي دگرگون مي شود تا انگيزه را در شاگردان ازدياد بخشد . شايد يكي ار بارزترين نمونه هاي آن تغيير نگرش منفي به مثبت شخص مربي باشد . يكي ديگر از موثرترين روشهاي تغيير محيط رواني ، به رسميت شناختن و اعطاي اختيار به ورزشكاران در ادرا و كنترل آزادانه محيط ورزشي مي باشد .
نيازهاي ورزشكاران و انگيزش
اگر در پي گشايش راز انگيزش باشيم بايد شبكه نيازهاي ورزشكاران را شناسايي كنيم . نياز ارضا نشده تبديل به يك هدف مي شود . كمك به ورزشكاران جهت رسيدن به اهدافشان جهت رسيدن به اهدافشان كليد رهيابي به مساله انگيزش است.
۱- نياز به جنبندگي

قابل توجه است هر يك از ما بر حسب ساختمان ژنتيكي خود به ميزان معيني از تحريك ، هيجان و بيدار باش براي فعاليت و زندگي نيازمنديم. اين ميزان معين موجب تلاش و تكاپوي فرد مي شود و ميزان فزون از حد آن باعث گريز فرد از موقعيت و طلب موقعيت آرامتري مي گردد. ميزان بالاي تحريك همچنين مي تواند موجب استرس در فرد و خاموشي احتمالي رفتار گردد. بعضي از افراد به ميزان بيشتري از تحريك پاسخ مي دهند و برخي را سطح پايين تري از تحريك به فعاليت وا ميدارد.
وقتي كه ما ميزان مطلوبي از تحريك را تجربه مي كنيم ، نه مضطرب مي شويم و نه تنگ حوصله و اين حالتي است موصوف به سبكبالي در فصل انرژي رواني به طور مفصل توضيح داده شده.

ورزش به خصوص به اين دليل كه خصيصه رقابتي ، خلاق و درگير جسم و روان را به شكل توام دارد ، به طوري ماهوي و ذاتي موجب احساس خوشايندي و سبكبالي مي گردد. زماني كه مربيان تمرينات خشك و رسمي برگزار مي كنند ، شاگردان را از تجربه لذت محروم مي سازند. در آن صورت محيط ورزش دل آزار مي گردد و آزادي بازيكنان مخدوش و اهداف دست نيافتني به نظر مي رسند. مربيان خردمند دريافته اند كه به نيازهاي ورزشكاران بايد توجه جدي مبذول دارند. تمرين را از حالت يكنواختي محض خارج سازند و تفريح و نشاط را چاشني آن سازند .

حال به چند توصيه در اين خصوص توجه فرماييد :
۱- سطح مهارتها و دشواري تمرين را بر حسب سطح توانايي افراد انتخاب كنيد . براي هيچكس تجربه دائمي شكست خوشايند نيست . تمرين را عمدتا بر محور موفقيت افراد در انجام مهارتها پي ريزي كنيد .

۲- تمرينات را با تنوع بخشيدن پر كشش كنيد .
۳- همه را در تمرين به كار بگيريد . فرصت تنگ حوصله شدن و دلزدگي را با ايجاد سكون هاي متوالي از طريق ايستا نگاه داشتن بازيكنان به آنها ندهيد.
۴- براي بازيكنان فرصتي جهت انجام فعاليتهاي دلخواه آنان فراهم سازيد .

۵- به بازيكنان در ترتيب هدفهاي قابل حصول و واقعي كمك كنيد .
۶- بخشي از زمان تمرين را به بازي آزاد ( فارغ از نظم رسمي تمرين ) و ارزشيابي اختصاص دهيد .
۷- به بازيكنان سهم بيشتري در تعيين مواد و محتويات تمرين ببخشيد .

بايد به خاطر داشته باشيم كه ورزشكاراني كه به خاطر جنبه تفريحي ورزش به آن مي پردازند ، به اندازه ورزشكاران معطوف به قهرماني ساعي نيستند . درك اين تفاوتهاي فردي براي مربي ضروري است .
ورزشكاران تفريح طلب براي مربيان پيروزي طلب مساله محسوب مي شوند و به آنها انضباط شكن گويند كه تحمل اين دسته از ورزشكاران به نگرش فلسفي مربي مربوط است.
در اين جا يك سوال از شما مربي محترم كه اين مطالب را مطالعه نموده ايد ، دارم و آن اين است كه آيا در تيمتان با اين گروه از ورزشكاران مواجهيد ؟ چگونه با آنها مدارا مي كنيد؟

۲- نياز به پيوند جويي (Affiliation ) و تعلق به گروه
بعضي ها به اين دليل كه نيازشان به تعلق گروهي بر آورده شود در فعاليت تيمهاي ورزشي مشاركت مي ورزند . تعلق و وابستگي به گروه زندگي را پر معنا مي سازد . انگيزه اصلي اين گروه از افراد ، پيوند ، پذيرفته شدن و مقبوليت توسط گروه است و اهميت چنداني به كسب شهرت و افتخار نمي دهند . حتي گاهي ترجيح مي دهند به جاي اينكه در بازي شركت داده شوند ، نيمكت نشين باشند . مربيان مي توانند از طريق هويت سازي گروهي براي اين دسته از افراد به منظور ارضا نيازشان به تعلق گروهي ، آنان را به فعاليت موثر وا دارند . اين دسته شباهت زيادي به دسته قبلي دارند ، به هر حال بهترين پاداش اين افراد ، پذيرش و كسب مقبوليت در گروه است .

نظارت و مسئوليت و نقش آن در انگيزش
تمام راههاي پيموده شده براي كشف و ايجاد انگيزه در ورزشكاران سرانجام در خدمت رشد و مسئوليت پذيري از طريق خودگرداني قرار مي گيرند. تجارب علمي متعدد به اين نتيجه مي رسند كه محروم كردن فرد از اداره شخصي خود به تخريب انگيزه ، تحليل حس مسئوليت پذيري و كاهش شديد احترام به نفس مي انجامد و برعكس فرصت بخشي به افراد در كنترل زندگي شخصي و خودسازماني به پرورش و رشد جامع الاطراف آنها و توسعه قابليتهاي پيشگفته منتهي مي گردد. من بالشخصه پيرو همين نگرش ليبرالي در مورد هر گونه رفتار پرورش و تربيتي هستم.
پي ريزي و توسعه احساس مسئوليت
برخي از مربيان به غلط تصور مي كنند كه سپردن مسئوليت به ورزشكاران به معناي رهاسازي مطلق آنها و فارغ از هر قيد و دخالتي مي باشد. در حالي كه مسئوليت سپاري مستلزم تشويق ورزشكاران به پذيرش تدريجي نقشهاي اداره كننده است. به موازات پديدار شدن قابليتهاي شاگرد در اتخاذ تصميمات عقلايي درست مسئوليتهاي بيشتري به وي سپرده مي شود و در عين حال به شاگردي كه تصميمات نادرست مي گيرد، فرصت بهره گيري از تجارب منفي بخشيده مي شود . شاگرد نبايد در انجام هر امر دلخواهي مجاز باشد ، ولي در يك چهار چوب يا موقعيت ساخت يافته بايد فرصت گزينش شيوه هاي عمل را داشته باشد .

شاگرد بايد بياموزد كه تنها در درون اين چهارچوب با احساس مسئوليت در جهت رسيدن به اهدافش تلاش كند و در عين حال بياموزد كه هدفهاي فردي وي مي توانند با هدفهاي جمعي تيم وفاق يابند و سازگار شوند . مربي به كار گيرنده اين روش لزوما ممكن است يك مربي دموكرات نباشد . رفتارهاي شاگرد و تخطي از موازين و چهارچوب بايد به وسيله مربي ، نظارت ، قضاوت و ارزشيابي شود . در درون چهارچوب ، حتي بازيكنان از فرصت تعيين اهدافشان برخوردار هستند . عدم تعيين چهارچوب و اصول كلي به معني تعويض نقش مربيان با بازيكنان است . پذيرش مسئوليت مربيگري به معناي پذيرش نقش دشوار تعيين آنگونه از موقعيتهاي ساخت يافته و چهارچوب و اصولي است كه در آن ، ورزشكاران امكان توسعه مسئوليت هاي شخصي شان را داشته باشند . براي توسعه حس و توان مسئوليت پذيري در ورزشكاران ، اولين شرط جامع الطراف آنها مقدم بر پيروزي است .

دومين شرط ، داشتن تاب و تحمل فرايند طولاني شكل گيري استقلال و خود بودگي است . كه از همايش تدريجي تجارب بازيكنان فراهم گردد . در اين رابطه نياز است كه مربي ورزشكار را در درجه اول به عنوان يك انسان مقبول و قابل اعتماد بشناسد . مربيان همچنين بايد به همدلي با شاگردان برسند . همدلي فراهم ساز وقوف مربي بر عواطف و نگرشهاي شاگرد است . تنها از طريق همدلي است كه اعتماد بين طرفين شكل مي گيرد ، امري كه براي تقسيم مسئوليت بين شاگردان اساسي است . مربيان بايد بيش از آموزشهاي تكنيكي و تاكتيكي به توسعه مهارتهاي رواني اجتماعي شاگردان بپردازد و در تعيين اهداف كوتاه مدت به آنان ياري رسانند . شاگردان نيز بايد براي علت يابي نقاط ضعف و قوتشان بايد مربيان ر

ا مورد مشورت قرار دهند . اگر نتايج بدست آمده محصول تلاشهاي شخصي خود ورزشكاران است ، بايد تاييد و تشويق گردد و اگر متغيرهاي ديگر در بدست آمدن آن دخيل بوده اند ، بايد كه شناسايي گردند . از مجموعه بحثهاي صورت گرفته به ضرورت تغيير طرز فكر من مجبور به انجام مي كنم ” به ” من سمت مي دهم كه بخواهند و من مسئوليت پذيري انجام عمل را توسعه مي دهم ، در مربيان مي رسيم .