چكيده
اين مقاله به بررسي الگوي رشد بخش كشاورزي با توجه به عوامل طرف تقاضا مي پردازد . در طرف تقاضا چهار عامل اصلي وجود دارد كه م يتواند الگوي رشد يك بخش يا كشور را شكل دهد. اين عوامل عبارتند از گسترش بازار داخلي، گسترش بازار خارجي يا صادارت، تغيير در تركيب تقاضا براي محصولات داخلي و وارداتي يا جانشيني واردات و تغيير تكنولوژي . از طرف ديگر تأثير صادرات بخش هاي مختلف اقتصاد بر رشد بخش كشاورزي مورد بررسي قرار گرفته است . نتايج حاصله نشان مي دهد كه رشد بخش كشاورزي از يك طرف عمدتًا وابسته به بازار داخلي و از طرف ديگر، آن قسمت از رشد بخش كشاورزي كه مّتكي به صادرات است عمدتًا متأّثر از صادرات بخشهايي مانند صنايع غذايي و نساجي است.

واژه هاي كليدي:
بازار داخلي، گسترش صادرات، جانشيني واردات، تغيير تكنولوژي، رشد.

مقدمه
عوامل تعيين كننده ي رشد بخش كشاورزي يا هر بخش ديگري را مي توان به عوامل طرف عرضه و تقاضا تقسيم بندي كرد كه در اين مقاله اثر تغييرات طرف تقاضا بر رشد بخش كشاورزي بررسي خواهد شد. تقاضا و تغييرات آن از جمله ي عوامل مهمي هستند كه منجر به شك ل گيري الگوي توليد و رشد بخش هاي توليدي مي شوند.

 

گزارش استاديار گروه اقتصاد دانشگاه بوعلي سينا
طرف تقاضا را مي توان به عوامل مختلفي تجزيه كر د. يكي از تقسيم بندي هايي كه مي تواند مبناي مناسبي نيز براي بررسي سياست هاي اقتصادي كشور باشد، عبارت است از : ١- تغيير در تقاضاي نهايي داخلي يا تغيير در ظرفيت بازار داخلي براي محصولات نهايي ؛ ٢- گسترش صادرات يا گسترش بازارهاي خارجي، ٣- تغيير در تركيب تقاضا براي محصولات توليدي داخل و محصولات وارداتي كه موسوم به سياست جانشيني واردات است ؛ و ٤- تغيير در تكنولوژي توليد كه به صورت تغيير در مبادلات بين بخشي يا به صورت تغيير در تقاضاي واسط هاي بيان مي گردد.

در بخش دوم اين مقاله به بررسي مدلي مي پردازيم كه بر اساس آن مي توان در چهارچوب جداول داده – ستاده اثرات اجزاي تقاضا را بر رشد بخش هاي توليدي بررسي كرد. در بخش سوم، مدل مذكور را براي اقتصاد ايران با تأكيد بر بخش كشاورزي به كار مي بريم. در اين بخش نتايج مربوط به بخش كشاورزي را با نتايجِ كل كشور مقايسه م يكنيم. هم چنين اثر صادارت محصولات مختلف را بر رشد بخش كشاورزي محاسبه خواهيم كرد. از آن جايي كه در اين مطالعه از جدول داده – ستاده استفاده مي شود، از جداول داده – ستاده ي سال هاي ۱۳۶۵ و ۱۳۷۳ استفاده مي كنيم كه داراي ساختار مشابهي هستند. هم چنين

توجه شود آخرين جدول قابل دسترس كشور مربوط به سال ۱۳۷۳ مي باشد. از طرف ديگر اغلب مطالعاتي كه در كشورراجع به رشد صورت م يگيرد، عمدتًا مبتني بر رو شهاي اقتصاد سنجي هستند ومعمو ً لا از جدول داده – ستاده و به ويژه شيوه اي كه در اين مقاله به كار گرفته شده است، كمتر استفاده مي شود. در حالي كه استفاده از جدول داده – ستاده براي تجزيه ي عوامل تعيين كننده ي رشد، در مطالعات خارجي بسيار چشم گير است. از جمله ي مهم ترين،(Albala, كارهايي كه م يتوان به آ نها اشاره كرد، مطالعاتي از قبيل البالا ) ۱۹۹۱هستند (Fujita, و فوجيتا ( ۱۹۹۱ )Duchin, دوچين ( ۱۹۸۸ )Fotela, فوتلا ( ۱۹۸۹
كه به تجزيه عوامل طرف تقاضا و تأثير آن بر رشد اقتصادي مي پردازند.
مدل
به منظور بررسي نقش عوامل طرف تقاضا بر رشد بخش كشاورزي از مد ل هاي داده – ستاده استفاده مي كنيم. اين الگوها معمو ً لا اثرات مستقيم و غيرمستقيم تغييرات يك بخش را بر بخش هاي ديگر اندازه گيري مي كنند. توجه شود كه در ا ين مدل، به عنوان مثال در رابطه با اثر صادرات بر رشد بخش كشاورزي هم اثر مستقيم صادرات محصولات كشاورزي را بر روي رشد بخش كشاورزي نشان م ي دهد و هم اثر غيرمستقيم آن را )كه موجب تغيير در بخش هاي ديگر شده و آن بخش ها نيز با بخش كشاوزري در ارتباط هستند ( نشان مي دهد. از طرف ديگر اثر صادارتِ ساير بخش ها بر بخش كشاورزي را نيز نشان مي دهد. به عنوان مثال صادرات محصولات صنايع غذايي تأثير جدّي بر رشد بخش كشاورزي دارد، زيرا مواد اوليه ي آن بايستي از بخش كشاورزي تأمين گردد.
حال يكي از روابط اساسي جدول داده – ستاده را در نظر بگيريد كه معمو ً لا در مطالعات كاربردي از آن استفاده مي شود. اين معادله بيان كننده ي توزيع محصولات ام بين تقاضاي واسطه اي و تقاضاي نهايي است:

xi تقاضاي نهايي براي محصولات آن است yi ام و i توليد كل بخش xi كه ام م ي باشد كه با استفاده از ضرايب i ام از محصولات بخش j واسطه اي بخش مي توان آن را به صورت زير نوشت:

فرم ماتريسي معادل هي ( ۲) عبارت است از: X = AX +Y (۳ (نيز ماتريس ضرايب A به ترتيب بردار توليد كل و بردار تقاضاي نهايي و Y و X كه فني است . حال معادله ي ( ۳) را به تبعيت از فوجيتا( ۱۹۹۱ ) به گون هاي مي نويسيم كه از طريق آن بتوان اثر اجزاي تقاضاي نهايي را بر توليد بررسي كرد . بدين منظور به ترتيب M و E مي توان نوشت كه Y=D+E-M ابتدا تقاضاي نهايي را به صورت نيز تقاضاي نهايي داخلي است كه شامل D . صادرات و واردات را نشان م ي دهند مي باشد. (I) و سرمايه گذاري (G) مخارج مصرفي دولت ،(C) مخارج مصرفي خانوارها ام به i است كه براي بخش « نسبت خودكفايي » نشان دهنده ي ui از طرف ديگر متغير صورت زير تعريف مي شود:

به ترتيب صادرات و واردات بخش mi و ei ، ام i عرضه ي كل بخش zi كه بدين ترتيب نسبت خودكفايي بيان كننده ي درصدي از تقاضاي داخلي است كه توليد داخلي آن را تأمين مي كند. اگر واردات برابر با صفر باشد بديهي است كه اين نسبت برابر با يك مي شود و بيان كننده ي اين است كه كل تقاضاي داخلي با توليد داخلي تأمين مي گردد.
با استفاده از رابط هي (۴)i ام به صورت زير مي نويسيم:

كه فرم ماتريسي آن عبارت است از

ماتريس قطري است كه عناصر قطري آن نسبت هاي خودكفايي را نشان مي دهند. با جايگزاري
) ۶) در ( ۳) و حل آن براي X خواهيم داشت:

مي باشد. در رابطه ي ( ۸) چهار جمله وجود دارد كهt مبيّن تغييرات بين سال ۰ و Δ كه
يا گسترش بازار داخلي (ΔD) جمله ي اول بيان كننده ي تغييرات تقاضاي نهايي داخلي
يا بازار خارجي را نشان م ي دهد . )ΔE( است. جمله ي دوم تأثير گسترش صادرات
يا بيان كننده ي اثر تغيير در ΔUˆ جمله ي سوم مبيّن تغيير در نسبت هاي خودكفايي
تركيب تقاضا براي محصولات داخلي و وارداتي است كه موسوم به جانشيني واردات يا اثر تغييرات تكنولوژي را (ΔA) است. جمله ي چهارم نيز اثر تغيير در ضرايب فني نشان م يدهد.
مي باشد، BoΔE از آن جايي كه طبق معادله ي ( ۸) اثر صادرات بر رشدِ هر بخش برابر براي بررسي اثرات صادراتِ هر بخ ش بر ساير بخش ها ، رابطه ي زير را مي نويسيم:

رشد بخش كشاورزي ايران
در اين قسمت با استفاده از مدل ارائه شده در بخش ( ۲(، اثر عوامل مختلف بربخش كشاورزي را بررسي مي كنيم. ابتدا با ب ه كارگيري معادله ي ( ۷) چهارگانه اي را كه به آن ها اشار ه شد بر رشد بخش كشاورزي بررسي مي كنيم وسپس اثر صادرات را بر رشد بخش كشاورزي محاسبه خواهيم كرد . در اين جا ازجداول داده – ستاده سال هاي ۱۳۶۵ و ۱۳۷۳ استفاده مي كنيم. توجه شود كه ساختاراين دو جدول مشابه با الگوي مركز آمار ايران است و لذا مي توان از آن ها در اين مطالعه كه نياز به دو جدول داده – ستاده دارد، استفاده كرد . از طرف ديگر تا زمان انجام اين مطالعه، آخرين جدول داده – ستاده ي قابل استناد، جدول سال ۱۳۷۳ است و هنوز جدول جديدتري تدوين نشده است.

نقش عوامل طرف تقاضا در الگوي رشد بخش كشاورزي
با استفاده از معادله ي ( ۷) و جدول داده – ستاده ي سال هاي ۱۳۶۵ و ۱۳۷۳ اثرات عوامل مختلف بر رشد اقتصادي بخش كشاورزي محاسبه و نتايج آن در جدول شماره ي ) ۱( خلاصه شده است . همان طور كه اشاره شد، اثر عواملي كه در اين جا بررسي م يشود هم اثر مستقيم و هم اثر غيرمستقيم آ نها را نشان مي دهد.
جدول شمار ه ي) ۱(اثر عوامل مختلف بر رشد توليد بخش كشاورزي )درصد – سالانه(

بنابراين در بخش كشاورزي، قسمت عمده ي تغييرات توليد عم ً لا ناشي از بازار داخلي براي محصولات نهايي و واسطه اي كشاورزي بوده است. از آن جايي كه بخش عمده اي از محصولات زراعي و باغي به صورت محصولات نهايي از جانب خانوارها مصرف مي شود، لذا تقاضاي نهايي عامل مهمي براي گسترش محصولات اين بخش بوده است . از طرف ديگر، محصولات دامي هم به صورت نهايي(از سوي خانوارها ) و هم به صورت واسطه اي (از طرف بخ ش هاي توليدي) استفاده مي شود و لذا هم تقاضاي نهايي و هم تقاضاي واسطه اي نقش درخور توجهي در رشد محصولات دامي داشته اند. اما براي ساير فعاليت هاي كشاورزي مانند جنگلداري و شيلات، تقاضاي واسطه اي نقش اصلي را در رشد محصولات اين بخش داشته است، زيرا قسمت عمده اي از محصولات اين بخش توسط بخ شهاي توليدي مورد استفاده قرار م يگيرد.

اثر بخش كشاورزي بر رشد صادرات

نتايج فوق نشان مي دهد كه به دليل ناچيز بودن صادرات محصولات كشاورزي اعم از زراعي، باغي، دامي و غيره تأثير چنداني بر توليدات اين بخش نداشته است . از طرف ديگر، هر چند رشد بخش كشاورزي وابستگي چنداني به صادرات نداشته است، اما همين وابستگيِ اندك نيز عمدتًا وابسته ب ه صادرات محصولات غذايي، نساجي، شيميايي و دارويي بوده است . اين وضعيت بدين دليل است كه بخش كشاورزي يكي از تأمين كننده هاي نيازهاي اين فعاليت ها بوده است و از اين طريق، صادرات اين بخش ها به طور غيرمستقيم موجب رشد بخش كشاورزي شده است.
جدول شمار هي ( ۲) اثر صادرات بخ شهاي مختلف بر رشد توليدات كشاورزي و كل اقتصاد (درصد – سالانه)