مقدمه
پیرامون واژه
واژهٔ نماز واژه‌ای پارسیست که ایرانیان برای واژهٔ «صلاة» عربی به کار بردند. این واژه به معنای خم شدن و
برخی حدس زده‌اند که این واژه از واژهٔ «ناماسته» در زبان سانسکریت گرفته شده‌باشد که محتمل نیست.
سرفرودآوری برای ستایش و احترام است. واژهٔ نماز نام‌واژه‌ای از فعل نمیدن فارسی به معنی تعظیم‌کردن است.
نماز در برخي اديان

نماز در دین اسلام
این عبادت در شبانه‌روز در پنج نوبت (۱۷ رکعت) رو به قبلهٔ مسلمانان – کعبه در مکه – بصورت فردی (فرادی) یا گروهی (نماز جماعت) برگزار می‌شود.
در این عبادت در رکعت‌های اول و دوم دو سورهٔ از قرآن که یکی از آنها سورهٔ حمد و دیگری معمولاً سورهٔ کوتاهی مثل سورهٔ توحید است و در رکعتهای بعدی تعدادی ذکر به زبان عربی خوانده‌ می‌شود. نماز یک فرهنگ جهانی است.

 

نماز در دین یهود
نماز در یهودیت (در عبری: تفیلا תפלות) و در جمع تفیلیم یا تفیلوت خوانده می‌شود. توضیحات دقیق در باب آن‌ها را می‌توان در سیدور یا بخش‌های میشنا کتب سنتی دعای دیانت یهودی جست.
معمولا در هر روز سه نماز می‌خوانند و در روز شبات شنبه و سایر روزهای مقدس فرقه‌های ارتدکس و محافظه کار یک نماز اضافی هم به نام موسف خوانده می‌شود.
نماز در دین بهائی

هر فرد بهائی بعد از رسیدن به سن بلوغ در آئین بهائی، یعنی ۱۵ سال تمام برای دختر و پسر، طبق احکام دین بهائی که در کتاب اقدس ام‌الکتاب دین بهائی قرار دارد، باید شروع به خواندن نماز نماید.در دین بهائی ۳ نوع نماز واجب وجود دارد و هر شخص مختار است یکی را برای خواندن روزانه انتخاب کند. نماز به صورت جمعی و جماعت نهی شده‌است. نماز میت، نمازی که برای مردگان خوانده می‌شود، تنها نمازی است که به صورت جماعت برگزار می‌شود.

آدم و نماز
حضرت آدم پس از بيرون آمدن از بهشت و هبوط به زمين ، چهل روز در كوه صفا واقع در نزديك بيت حق اقامت داشت .
آن روزها به خاطر دورى از مقام قرب و هبوط از مقام علّم الاسمايى و از دست دادن جوار ملكوت و هجران بهشت وصال محبوب ، در حالى كه صورت به خاك داشت همچون ابر بهاران سرشك از ديده مى ريخت .
تفسير على بن ابراهيم قمى در حدود قرن سوم هجرى ، يعنى نزديك به عصر امام حسن عسكرى (عليه السلام) ، به رشته ى تحرير درآمده است .

بزرگان از علماى امت اسلامى و دانشمندان وارسته ، امثال علامه ى طباطبايى صاحب تفسير الميزان ، به اين تفسير اطمينان نموده و بسيارى از مطالب آن را در كتب فقهى و تفسيرى و اخلاقى خود نقل كرده اند .
نويسنده ى تفسير جناب على بن ابراهيم(۱) در توضيح آيه ى شريفه ى ( فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَات )(۲) روايتى را از قول پدرش ، از ابن ابى عمير ، از ابان بن عثمان ، از امام ششم (عليه السلام) نقل مى كند كه با توجّه به اينكه كتب رجالى شيعه از قبيل رجال كشى ، جامع الرواة اردبيلى ، قاموس الرجال شوشترى ، معجم الرجال خويى ، سندش را صددرصد معتبر دانسته اند ، نشان دهنده ى مسئله ى نماز در زمان حضرت آدم (عليه السلام) است ، برگردان فارسى روايت تا آنجا كه لازم و نقطه ى شاهد است از نظر عاشقان نماز مى گذرد :

* آدم پس از بيرون آمدن از بهشت و هبوط به زمين ، چهل روز در كوه صفا واقع در نزديك بيت حق اقامت داشت .
آن روزها به خاطر دورى از مقام قرب و هبوط از مقام علّم الاسمايى و از دست دادن جوار ملكوت و هجران بهشت
وصال محبوب ، در حالى كه صورت به خاك داشت همچون ابر بهاران سرشك از ديده مى ريخت .

امين وحى از جانب حضرت معبود ـ كه جز لطف و محبّت و احسان و مرحمت به بندگان ندارد ـ بر او نازل شد و سبب ناله ى جگرسوز و دلخراش او را پرسيد . در پاسخ آن فرشته گفت : چرا ناله نكنم و اشك از ديده نبارم ؟ مگر نه اين است كه خداى عزيز مرا به خاطر بى توجّهى به خواسته ى خود از مقام قرب رانده و از جوار رحمت خويش محرومم نموده و مسكنم را در خاك دلّت و بر غبار مسكنت قرار داده ؟
فرشته ى وحى بدو گفت : به پيشگاه لطف دوست برگرد و وجود خود را به زينت توبه بياراى .

آدم گفت : چگونه توبه كنم و چه سان به سوى حق باز گردم ؟
خداوند مهربان چون اراده ى آدم را بر جبران گذشته راسخ ديد ، قبه اى از نور كه جايگاه بيت را مشخص مى كرد و تابش نورش حدود جغرافيايى حرم را معلوم مى نمود فرو فرستاد و به امين وحى فرمان داد محلّ بيت را نشانه گذارى كند . چون به وسيله ى آن روشنايى ، محلّ بيت و حدود حرم معلوم شد و اين برنامه سامان گرفت ، فرشته ى وحى از آدم خواست آماده شود تا مراسمى را بجا آورده و دست نياز به سوى بى نياز براى بازگشت و توبه بردارد .

روز ترويه شروع برنامه اى بود كه از فرشته ى حق تعليم مى گرفت . پدر آدميان به دستور فرشته ى حق غسل كرد و مُحرم شد و پس از انجام آن مراسم ، روز هشتم ذوالحجه به سرزمين منى رفت و دستور گرفت كه شب را در آنجا بماند .

صبح روز نهم در حالى كه تلبيه مى گفت به عرفات آمد . آفتاب عرفات از ظهر مى گذشت . فرشته ى الهى به او گفت : از ادامه ى تلبيه خوددارى كن و دوباره خود را به غسل بياراى .پس از اينكه نماز عصر را بجاى آورد امين وحى به او گفت : در اين سرزمين به پاى خيز . چون به پا خاست كلماتى را كه از خداوند براى توبه نازل شده بود به آدم تعليم داد .
از اين روايت كه علاوه بر تفسير على بن ابراهيم ، كتابهاى ديگر اسلامى هم آن را نقل كرده اند استفاده مى شود كه حضرت آدم كه اولين انسان از نوع ما بوده از جانب حضرت ربّ مأمور به نماز بوده است ، ولى اينكه چگونگى و كيفيّت و شرايط و عدد ركعات و اوقات آن به چه صورت بوده بر ما پوشيده است و دانستن آن هم چندان سودى ندارد . آنچه اهميّت دارد اين است كه آدم براى بجا آوردن نماز مكلّف و مسؤول بوده و آيين وى همراه با حكم نماز بود .

كتاب باارزش بحارالانوار(۳) از كتاب پراعتبار تهذيب شيخ طوسى ـ آن فقيه والا و مفسّر بزرگ و محدّث خبيرى كه علامه ى حلّى درباره ى او فرموده است : « من مردى در علم و عمل نظير او نمى شناسم » ـ روايت مى كند كه حضرت صادق (عليه السلام) فرمود :

* به هنگامى كه آدم از دنيا رفت و زمان نمازگزاردن بر او فرا رسيد ، فرزندش هبة اللّه به امين وحى گفت : اى فرستاده ى حق ! پيشقدم شو تا بر جنازه ى آدم نماز گزارده شود . فرشته ى الهى پاسخ داد : خداوند جهان ما را بر به سجده بر پدرت امر كرد ، و هم اكنون در شأن ما نيست كه بر نيكوترين فرزند وى مقدم شويم ، شما بر ما پيشى گير و با پنج تكبير ـ به مان صورت كه بر امت محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم) واجب خواهد شد ـ بر جنازه نماز بخوان . از آن پس آن نماز ، واجب شد بر جنازه ى فرزندان وى قبل از دفن ، نماز ميت خوانده شود .
با كمال تأسّف بسيارى از جوامع و امتها از فرهنگ الهى دور شدند و به پرستش بتهاى زنده و مرده دچار آمدند و به سبب نحسىِ شرك و كفر از حقايق الهيّه محروم گشتند و بدتر از هر چيز ، از نماز ، اين فيض عظيم الهى ، بى بهره ماندند . زندگان آن جوامع بى نماز هستند و مرده هايشان بدون بدرقه ى نماز يا دفن مى شوند و يا به آتش مى سوزند .

تاثير نماز بر برخي بيماريها
تاثير نماز بر بيماريهاي مقاربتي
ان الصلوه تنهي عن الفحشا و المنكر
(سوره عنكبوت آيه ۴۵ )

باين كه همواره نام ” زيگموند فرويد ” بعنوان پزشكي نابغه و انديشمندي بي نظير كه با كاوش در عميق ترين ابعاد انساني ، باني بزرگترين انقلاب در علم روانپزشكي شد ، بر پيشاني دانش بشري درخشش مي كند ، اما برخي خطاهاي او و همچنين تعبير هاي نادرستي كه متاخرين او از نظرياتش ب عمل آوردند ، منجر به فجايعي جبران ناپذير در عرصه جوامع گوناگون شد .
فرويد مي كفت : عقده هاي جتسي بشر مسبب ركود و عقب ماندگي انسانها در زمينه هاي مختلف علمي ‎اقتصادي، صنعتي، فرهنگي و است و غربيان با قبول نظريه او از حدود ۵ دهه پيش ، و آزاد گذاشتن بي قيد و شرط روابط گسترده جنسي ، بناگاه به رشدي باور نكردني و جهشي سرسام آور ، در زمينه هاي گوناگون دست يافتند !؟!

اما در عوض آزادي بي حد و حصر جنسي ، ارمغاتهاي مرگبار گوناگون نيز براي آنها به همراه داشت كه از آن جمله بيماريهاي مختلف مقاربتي از جمله سوزاك و سيفليس و …. كه در طب امروزه با عنوان بيماريهاي veneral شناخته مي شوند و بخش عمده اي از مراقبت هاي پزشكي را به خود اختصاص مي دهند

از طرفي بيبماريهاي مهلك و مرموز ايدز را نيز مي توان بنوعي جزو اين گزوه بيماريها به حساب آورد . در بروز همه اين بيماريها ، روابط متعدد و نامشروع جبنسي با شريك هاي جنسي گوناگون نقش اصلي را ايفا مي كنند . اما اسلام و شكل حقيقي آن يعني تشيع با اين كه با رهبانيت و اجرد به شدت مخالفت مي كند ( برخلاف مسيحيت كاتوليكي و متعصب ) و نسبت به ارضاي غريزه جبنسي در حد نياز و در چارچوب مشروع نظر بسيار مساعدي دارد تا جائيكه قانون درخشان ازدواج موقت را براي بهره وري از اين نعمت بزرگ الهي وضع مي نمايد . اما آنجا كه اين غريزه به فساد كشيده شود و به صورت فحشا بروز نمايد ، اسلام برخورد و مقابله قاطع با موارد فتنه را پيشنهاد مي نمايد و مجازاتهاي سخت براي افراد خاطي در نظر مي گيرد .

از طرفي بسياري از قوانين اسلامي از جمله نماز له گونه اي خود بخود و شايد ناخودآگاه ( آن طور كه خداي بزرگ در سوره عنكبوت فرموده است ) انسانهاي مومن را از نزديك شدن به فحشاء برحدز مي دارد كه مثلا ضمن مقايسه اجمالي آمار بيماريهاي مقاربتي در غرب با جوامع مسلمان ، مي توان به اين نكته مهم دست يافت . توجيه علمي اين قضيه نيز با توجه به نغيير و تحولاتي كه بر اثر نمازهاي پتچگانه در ناقلهاي عصبي محرك بوقوع مي پبوندد و منجر به مهار شهوت در موارد نامشروع مي شود ، قابل بررسي است كه ما در بحث تعادل ناقل هاي عصبي بدان توجه خاص خواهيم داشت . هر چند كه در اين مورد تلقين تيز بعنوان يك توجيه علمي خوب ، مطرح است .

به قول حضرت آيت ا…. خزعلي : پسر و دختر كه انگيزه شهوا دارد وقتي كه به نماز شروع كرد و پنج نوبت الحمد ا…. رب العالمين گفت ، يعني تمام سپاس و ثناي من مال آن كسي است كه مالك بدن و جسم عواطف و احساس ، سلسله اعصاب و قلب و گردش خون من و تمام امكانات و ارزشهاي من است ، يك انگيزه قوي در او پيدا مي شود . انگيزه اي كه توان مقابله او را در مقابل انگيزه جنسي فزوني مي بخشد
و به اين ترتيب نماز حقيقي ، خود بخود و فعالانه ربشه فساد جنسي و فحشاء را مي خشكاند و متعاقب آن آماز بيماريهاي مقاربتي را به شدت كاهش مي دهد .
تآثير نماز بر عفونت كليه و مجاري ادراري

سلامت دستگاه ادراري انسان ، بخصوص كليه ها تآثير بي نهايت مهمي در ادامه حيات انسان دارد و بيماري كليوي از دردناكترين و پر مخاطره اترين گرفتاريهاي جسمي است .
در اين ميان عفونت دستگاه ادراري كه يكي از شايعترين علل مراجعه بيماران به مطب پزشكان مي باشد علاوه بر آن كه خود بخود و به تنهايي بيماري آزر دهنده اي است گاهي سبب بروز بيماريهاي ديگر نيز در بدن انسان مي شود .

بعنوان مثال برخي عفونتهاي دستگاه ادراري مي توانند گاهي باعث نارسا شدن از كارافتادگي كليه شوند يا عفونت كليوي در خون و در نتيجه در تمام بدن پخش شود يا برخي عفونتها ممكن است به ايجاد سنگ كليخ در بيماران منتهي شوند كه همه اينها نشانه اهميت موضوع است .

ادرار پس از آن كه توسط دو كليه انسان توليد شد ، توسط دو لوله موسوم به حالب كه كليه ها را به مثانه وصل مي كنند . به مثانه تخليه مي شود تا بدان وسيله از بدن دفع گردد. حال چنانچه مثانه به موقع ادرار خالي نشود ، ادرار از مثانه به حالبها و حتي كليه باز مي گردد و همين برگشت ادرار از مثانه به حالبها ،‌سبب ايجاد استعداد در فرد براي ابتلا به عفونت كليه مي شود و به اين ترتيب كساني كه شبانه روز ، بنا به هر علتي بتدرت ادرار مي كنند به طور جدي در معرض خطر هستند .

اما در رسايل فقهي توضيح المسائل، يكي تز مبطلات وضو و نماز ، خروج بول و غائطه و ريح ، تز بدن انسان درج شده است و اين موضوع سبب مي شود كه شخص نمازگزار و احياناً دائم الوضو ، براي پرهيز از ابطال عبادتش بطور معمول و برحسلب عدات ، قبل از وضو ، به تخليه ادرار بپردازد . ( تعبيه بيت اخلاء در مجاورت وضو خانه مسجد در واقع به منظور پاسخ به اين عادت پسنديده و سامتي بخش صورت مي گيرد .)
به اين ترتيب حداقل سه بار ، دفع ادرار از بدن ، در زمانهايي به فواصل مناسب نسبت به بكدبگر ، و در حدي كه براي يك انسان طبيعي لازم است ،‌فرد را در مقابل ابتلاء به عفونتهاي كليه و دستگاه ادراري مصون مي سازد و مي تواند بعنوان نكته اي مهم پيرامون نماز مورد توجه قرار گيرد .

احكام
احكام نماز
نماز مهمترين اعمال دينى است كه اگر قبول درگاه خداوند عالم شود،عبادتهاى ديگر هم قبول مى‏شود. و اگر پذيرفته نشود، اعمال ديگر هم قبول نمى‏شود. و همانطور كه اگر انسان شبانه روزى پنج نوبت در نهر آبى شستشو كند، چرك در بدنش نمى‏ماند، نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاك مى‏كند. و سزاوار است‏كه انسان نماز را در اول وقت بخواند. و كسى كه نماز را پست و سبك شمارد،مانند كسى است كه نماز نمى‏خواند. پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:”كسى كه به نماز اهميت ندهد و آن را سبك شمارد، سزاوار عذاب آخرت است”.روزى حضرت در مسجد تشريف داشتند، مردى وارد و مشغول نماز شد، و ركوع و سجودش را كاملا به جا نياورد. حضرت فرمودند: “اگر اين مرد در حالى كه نمازش اين طور است از دنيا برود، به دين من از دنيا نرفته است”. پس انسان بايد مواظب باشد كه به عجله و شتابزدگى نماز نخواند، و در حال نماز به ياد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد، و متوجه باشد كه با چه كسى سخن مى‏گويد، و خود را در مقابل عظمت و بزرگى خداوند عالم بسيار پست و ناچيز ببيند. و اگر انسان در موقع نماز كاملا به‏اين

مطلب توجه كند، از خود بى‏خبر مى‏شود. چنانچه در حال نماز تير را از پاى مبارك امير المؤمنين عليه‏السلام بيرون كشيدند و آن حضرت متوجه نشدند. و نيز بايد نمازگزار توبه و استغفار نمايد و گناهانى كه مانع قبول شدن نماز است مانند حسد،كبر، غيبت، خوردن حرام، آشاميدن مسكرات و ندادن خمس و زكات، بلكه هر معصيتى را ترك كند. و همچنين سزاوار است كارهايى كه ثواب نماز را كم مى‏كند بجانياورد، مثلا در حال خواب آلودگى و خوددارى از بول به نماز نايستد و در موقع نماز به آسمان نگاه نكند. و نيز كارهايى كه ثواب نماز را زياد مى‏كند بجا آورد، مثلا انگشترى عقيق به دست كند، و لباس پاكيزه بپوشد، و شانه و مسواك كند، و خود را خوشبو نمايد.
پوشيدن طلا و نقره و به كار بردن آن‏
س ۱: به دست كردن انگشتر طلا توسط مردان بخصوص در نماز چه حكمى دارد؟
به دست كردن انگشتر طلا براى مردان در هيچ حالى جايز نيست و نماز با آن هم بنابر احتياط واجب، باطل است.
س ۲: استفاده مردان از انگشترى كه از جنس طلاى سفيد است، چه حكمى دارد؟
اگر چيزى كه طلاى سفيد ناميده مى‏شود همان طلاى زرد است كه بر اثر مخلوط كردن ماده‏اى رنگ آن سفيد شده، حرام است ولى اگر عنصر طلا در آن به قدرى كم است كه عرفا به آن طلا نمى‏گويند مانع ندارد و پلاتين نيز اشكال ندارد.

س ۳: آيا استفاده از طلا بدون قصد زينت به طورى كه ديگران نبينند، اشكال شرعى دارد؟
پوشيدن طلا، خواه حلقه انگشترى باشد يا غير آن، براى مردان مطلقا حرام است هر چند به قصد زينت نباشد و از ديد ديگران مخفى باشد.
س ۴: استفاده از طلا براى مردان به مدت كوتاه چه حكمى دارد؟ ما اشخاص بسيارى را مشاهده مى‏كنيم كه مى‏گويند استفاده از آن براى مدت كوتاه، مثل لحظه عقد، اشكال ندارد.
پوشيدن طلا براى مرد حرام است و فرقى بين مدت كم يا زياد نيست.

س ۵: با توجه به احكام لباس نمازگزار و حرام بودن زينت كردن با طلا بر مردان، خواهشمنديم به دو سؤال زير پاسخ فرمائيد:
الف آيا مقصود از زينت با طلا، مطلق استفاده از آن توسط مردان است هر چند براى جراحى استخوان و دندانسازى باشد؟
ب با توجه به اين كه در شهر ما به دست كردن انگشتر طلاى زرد توسط جوانانى كه تازه ازدواج مى‏كنند، مرسوم است و اين امر از نظر عموم مردم براى مرد زينت محسوب نمى‏شود، بلكه علامت آغاز زندگى زناشوئى فرد است، نظر حضرتعالى در اين باره چيست؟

الف: ملاك حرمت استفاده از طلا براى پوشيدن يا به گردن آويختن توسط مردان، صدق زينت نيست، بلكه استفاده از آن به هر صورت و به هر قصدى حرام است هر چند انگشتر، حلقه، گردنبند و مانند آن باشد. ولى استفاده از آن توسط مردان براى جرّاحى استخوان و دندانسازى اشكال ندارد.
ب: استفاده از انگشترى طلاى زرد توسط مردان در هر حال حرام است.
س ۶: ساخت و فروش جواهرات طلا كه مخصوص مردان است و زنان از آنها استفاده نمى‏كنند، چه حكمى دارد؟
ساخت جواهرات طلا اگر به منظور استفاده مردان باشد، حرام است و خريد و فروش آن به اين قصد جايز نيست.

س ۷: در بعضى از ميهمانيها ديده مى‏شود كه شيرينى‏ها را در ظرفهاى نقره‏اى مى‏گذارند، آيااين‏كار، خوردن غذا در ظرف نقره محسوب‏مى‏شود، وحكم‏آن‏چيست؟
اگر برداشتن غذا و مانند آن از ظرف نقره به قصد خوردن، استعمال ظرف نقره در خوردن و آشاميدن محسوب شود، حرام است.
س ۸: آيا گذاشتن روكش طلا روى دندان اشكال دارد؟ روكش پلاتين چطور؟
گذاشتن روكش طلا يا پلاتين روى دندان اشكال ندارد، ولى پوشاندن دندان‏هاى جلو با طلاى زرد، اگر به قصد زينت باشد، خالى از اشكال نيست.