بخش اول: فلسفه و روح نماز

نماز و یاد خدا
خداوند به حضرت موسی(ع) می فرماید:
« اَقِمِ الصَّلوة لذکری – برای یاد من نماز به پا دار».(طه/۲۴).
ذکری قلبی با روشی مخصوص یاد خداوند و با شیوه ای ابتکاری که اعضای بدن انسان از موی سر تا نوک پا در آن نقش دارند. هنگام وضو که مقدمه ای برای شروع نماز است، هم روی سر را مسح می کنیم هم روی پا را؛ هنگام سجده هم پیشانی بر زمین نهاده می شود هم انگشت پا؛ هم زبان حرکت می کند و هم دل به یاد اوست. در نماز چشم ها باید به محل سجده به حال نیمه باز دوخته شود. اگر خودتان بیشتر فکر کنید در می یابید که در نماز همه اعضا به نحوی در خدمت یاد خدا هستند.

نماز و تشکر
یکی از اسرار نماز تشکر از ولی نعمت است. قرآن می فرماید:
« عبادت کنید پروردگاری را که شما و نیاکان شما را آفرید. هستس شما و همه از اوست ».
در سوره کوثر می خوانیم : « ما به تو کوثر دادیم و خیر زیاد عطا کردیم پس نماز بخوان ». یعنی به شکرانه عطایای ما نماز به پا دار.
نماز بهترین نوع شکرگزاری است که شیوه آن را خداوند تبیین نموده و تمام اولیاء هم آن شیوه را به کار گرفته اند. تشکر از ولی نعمت یک ارزش است و نماز تشکری است هم عملی، هم زبانی و هم دائمی.

نماز و قیامت
مردم نسبت به رستاخیز و معاد چند دسته هستند:

۱- به قیامت شک دارند: « ان کنتم فی ریب من البعث »
۲- به قیامت گمان دارند : « یظّنون انّهم ملاقوا الله »
۳- به قیامت یقین دارند : « و بالاخرة هم یوقنون »
۴- منکر قیامت هستند : « و کنا نکذب بیوم الدّین »
۵- به آن ایمان دارند ولی فراموش می کنند : « نسوا یوم الحساب ».

قرآن کریم برای رفع شک استدلال کرده و از مومنین و گمان دارندگان با (تفاوت ها) ستایش کرده و از منکران خواسته است که دلیل و برهان بیاورند. و برای گروه پنجم تذکراتی داده که انسان فراموش نکند. نماز هم شک زدایی می کند و هم غفلت ها را به «یاد» تبدیل می کند.
در نماز با گفتن جمله «مالک یوم الدین»، در هر شبانه روز حداقل ده بار مسأله قیامت را به خود تذکر می دهیم و تلقین می کنیم.
ابعاد معنوی و محتوایی نماز

نماز و صداقت
کسی که دیگری را دوست دارد سخن گفتن با او را هم دوست دارد. آنها که با زبان مدعی خداخواهی و خدا دوستی اند و لی علاقه ای به نماز ندارند در ادعای خود صداقت ندارند. نماز ملاک و میزان مقدار تعهدی است که انسان در اظهارات خود دارد. به همین دلیل نماز منافق همچون سایر اعمالش همراه با صداقت نیست.

نماز و تجملات
علاوه بر حضور قلب و خشوع معنوی و توجه کامل که سفارش اسلام و از علائم مومن است و اهمیت آن تا آن جاست که اگر نمازی با توجه خوانده نشود قبول نمی شود و از نماز همان مقداری مورد قبول است که با حضور قلب باشد؛ ولی با این همه ، اسلام سفارش کرده است که نماز با بهترین لباس از نظر پاکی و نو بودن همراه با عطر و گلاب و وقار و آرامش انجام گیرد. تا جایی که بعضی به امام سجاد(ع) که به سوی مسجد می رفت گفتند : گویا منزل عروسی می روی !
امام فرمود : ملاقات با خالق زیبایی ها دارم. ( حلیة المتقین/علامه مجلسی).

نماز یک معامله پر سود
خداوند می فرماید : « اذکرنی اذکرکم ». یعنی : شما مرا یاد کنید من هم شما را یاد می کنم.
یاد ما برای خداوند سودی ندارد ولی یادی که خداوند از ما می کند لطفش را نصیب ما می گرداند، لغزش ما را می بخشد، دعای ما را می پذیرد، مشکل ما را حل می کند و … لطف او برای ما بی نهایت ارزش دارد. پس در نماز که ما یاد خدا می کنیم متاع کم ارزشی را داده و در عوض متاع بسیار با ارزشی را گرفته ایم.
ما از کسی یاد کرده ایم که او به یاد ما نیاز ندارد : « ان الله لغنی عن العالمین ». یعنی : خداوند از تمام جهانیان بی نیاز است. ولی بدینوسیله یاد خداوندی را به سوی خود جلب کرده ایم که در حقیقت تمام کمالات را دریافت کرده ایم. و این معامله پر سودی است( البته برای بعضی ها! ) که خداوند ما را به آن دعوت کرده است.

بخش دوم: تاریخچه نماز در ادیان دیگر

نماز در برخی ادیان غیروحیانی
از آن جایی که خداوند سرشت انسان را خداپرست آفریده و خداشناسی و خدا گرایی فطری است، لذا بشر در طول تاریخ همواره به دنبال پرستش و عبادت معبودی بوده است که مظهر و نمود عینی آن ، در ادیان الهی ، در نماز تجلی یافته است. باید گفت که مسأله نیایش به ویژه نماز مخصوص ادیان وحیانی نبوده بلکه در ادیان غیر وحیانی یا غیر الهی هم مطرح بوده که به برخی از آن ها اشاره می شود.در تاریخ ، در مواقعی که در دیر یا صومعه ی تبتیان جشن معینی برپا می شد ، زوار از هر طرف به آن جا روی می آوردند و هدایایی مثل

قماش ، کره و … برای راهبان می آوردند ودر آن جا چند روز اقامت کرده ، به طواف و نماز و دعا و رقص مشغول می شدند و پس از یک سلسله مراحل سحر آمیز به سرزمین خود برمی گشتند و نیز یادآور شده بعد ازاین که امپراتوری مغول از دیار چین محو و منقرض گردید، یکی از راهبان تبتی به نام تسونگ- خا-پا در صدد اصلاحاتی در دین «لاما» برآمد و شریعتی بنیان نهاد که به نام «معبد زرد» موسوم است . این اصلاح مذهبی انتظامات دیر ها را شدید تر و سخت تر گرداند و استعمال نوشابه ها به کلی حرام و عبادت و نماز ها بیشتر معمول گردید .طبق آماری که جان ناس در کتاب تاریخ ادیان خود می آورد ، تعداد معابد مذهبی شینتو در سال ۱۹۴۵ میلادی، به بیش از یکصد هزار می رسید. این معابد هرکدام دارای صحن و

حیاطی بودند و در ضلع مرکزی مدخل ورود و دروازه ی معروف شینتو توری گشوده شده بود.این دروازه ها ، بناهایی مقدس شمرده می شدند و زائران پاکنهاد ازآنجا می گذشتند و به ضریح مرکزی راه می یافتند. شخص زائر در آنجا بعد از شست وشوی دست و دهان ، دست هارا به علامت استرحام به سبک مخصوص ژاپنی ها با یکدیگر جفت کرده ، تعظیمی می کرد و سپس زنگ را می نواخت وبا خضوع و خشوع هدایایش را در محل مخصوص می گذاشت. پس از دعا ونیایش ، در حال رکوع به تفکر و مراقبه مشغول می گردیدو سپس با همان سکون و ادب مراجعت می کرد ودر عبور از دروازه با تعظیم خارج می گردید.

درباره کنفوسیوس آمده است که او به پیامبری اش و این که به او وحی می شده است ، اشاره ای نکرده است و در واقع بیشتر حکیم بوده تا این که مرد دین باشد ، ولی با این همه اعتقاد او به امور مذهبی محدود به نوعی خودداری و احتیاط است و چه در اعتقادات نفسانی و چه در اعمال ظاهری وی ، پیوسته روح ایمان یعنی یک حقیقت مذهبی نمودار است.او نماز می خواند ، در حالی که ساکت بوده ، حرف نمی زده است. برخلاف عادت مردم در زمان خودش و زشت می دانست نماز بخواند تا این که خداوند اورا ببخشد و یا نعمتی به او

بدهد، زیرا او معتقد بود نماز هدفی جز تنظیم سلوک افراد و الفت میان آن ها نمی باشد. همچنین در مورد مذهب او آمده است که وقتی او به سختی بیمار شده بود و شاگردش«تسو – یو» رخصت طلبید تا برای شفای او نماز بخواند ، او به طفره گفت:آیا آمادگی چنان که باید دارید؟ تسو – یو گفت: آری و درکتاب دعا آمده است به ارواح زبرین و ارواح زیرین نماز آورید. کنفوسیوس بی درنگ گفت: نماز من باید راهی بس دراز بپیماید. از مطالب فوق چنین می توان برداشت نمود که مسأله عبادت و پرستش ، در طول تاریخ همیشه همراه بشر بوده است، چون این امر ریشه در سرشت و فطرت انسان داشته و نماز هم به عنوان عبادت خاص از مصادیق همان عبادت و پرستش بوده که تمامی انسان ها در طول تاریخ آن را به گونه ای مخصوص اقامه می کردند.

نماز در آیین یهود
قرآن کریم متقن ترین منبعی است که از گذشتگان خبر می دهد و درآن شواهدی درباره نماز درشریعت حضرت موسی آمده است.وقتی حضرت موسی(ع) در راه رسالت الهی با همسرش از وطن هجرت نمود و سر به بیابان گذاشت ودر تاریکی وظلمت شب، به طوفان و باران برخورد کرد وبه خاطر سختی ها و مشکلات فراوان دستخوش اضطراب وناراحتی گشت، پروردگار مهربان برای آرامش او به او وحی نمود که:«همانا من الله هستم و معبودی جز من نیست، پس مرا عبادت کن و نماز رابرای یاد من به پادار.»در این آیه پس از بیان عبادت خدای یکتا به حضرت موسی (ع)مسأله نماز یادآوری شده است.درآیه دیگری به موسی و برادرش هارون دستور داده شده که:«…شما و پیروانتان در مصر منزل گیرید وخانه هایتان را قبله و معبد قرار دهید و نماز بپادارید…». در این آیه هم خطاب به موسی(ع) و هارون به پاداشتن نماز مطرح گردیده است. درتأیید این مطالب که یهودیان باید نماز هایشان را

درمعابدشان اقامه کنند درکتاب«گنجینه تلمود»آمده است که:«علاوه بر عبادتها و نمازهای فردی و خصوصی که انسان به وسیله آن حاجات خود را ازخدا می طلبد ، نمازهای جماعتی نیز هستند که افراد موظف هستند در آن شرکت جویند.»ودرتاریخ ادبی و فکری قوم یهود، کتاب تلمود بزرگترین و جامع ترین کتاب شمرده شده است.این کتاب درقرن پنجم میلادی توسط«یوخاس» فردی که از روحانیون یهود وبا همکاری کاهنان یهودی ، باترکیب و تلفیق دو کتاب میشنا و گبارا و چند کتاب کوچک دیگر ،تدوین گردید و این کتاب ترکیبی را تلمود خواندند.
در باره برگزاری نماز جماعت در کنیسه نیز گفته شده است :«هرآن کس که در شهر او کنیسه ای وجود دارد و برای خواندن نماز به آن جا نمی رود وی را «همسایه بد»می خوانند وبه شدت ، این همسایگان بد را مورد نکوهش و مذمت قرار می دهند .» در روایتی هم که ازائمه (ع) به ما رسیده وجود نماز را در این شریعت آسمانی تأیید می کند؛از جمله ، روایتی است در ارشادالقلوب دیلمی که می گوید:«خداوند سبحان به موسی بن عمران (ع) وحی فرمود:ای موسی… اگر ببینی آن کسانی را که نماز می خوانند درتاریکی شب و خود را به من نزدیک می نمایند به حدی که گویی مرا می بینند و با من سخن می گویند ، من به آن ها جلال و عزت می دهم.» همچنین در روایتی از امام باقر(ع) نقل شده است که فرمودند:«

خداوند به موسی (ع) وحی کرد می دانی چرا از میان بندگانم ترا برای شنیدن کلامم به طریق مستقیم انتخاب کردم؟گفت:خیرای پروردگارم.خطاب رسیدبه خاطر این که در عبادت و بندگی همانندت را نیافتم که نسبت به من در نفس خود به این اندازه با تواضع باشد.ای موسی تو بنده ای هستی که درپیشگاه من به وقت نماز صورت بر خاک می گذاری.» از دقت در روایات می توان چنین نتیجه گرفت که نماز یکی از دستورات ضروری و با اهمیتی بوده است که توسط حضرت موسی(ع) از طرف خداوند به مردم ابلاغ شده است. یهودیان در شبانه روز

۳مرتبه نماز می خوانند که آنهارا نماز صبحگاه ،نیمروز و شامگاه می گویند.و همچنین نمازشان دارای مقدماتی است ،ازجمله این که : در حال جنابت نمی توان نماز خواند و بدن و لباس باید از هرگونه کثافت و پلیدی پاک باشد.آنان دستها و صورت را به عنوان وضو شسته و به طرف بیت المقدس ایستاده و با خضوع و خشوع نماز می خوانند. از مجموع آن چه گفته شد به خوبی می توان دریافت که نماز در آیین یهود از دستورات قطعی و واجبی بوده که توسط حضرت موسی(ع) به مردم ابلاغ شده است و خود آن حضرت اهتمام زیادی بر انجام آن داشته اند.

نماز در آیین مسیحیت
قرآن در آیات متعددی چندین بار از حضرت عیسی(ع) سخن به میان آورده است.آنگاه که مریم پاکدامن به قدرت و معجزه خداوندی بدون داشتن همسر حامله گردید و فرزندش حضرت عیسی(ع) را به دنیا آورد ، این وضع موجب شگفتی و حتی باعث تهمت ناروا به او گردید که این هنگام مریم به فرمان خدا سکوت کردو تنها کاری که اشاره به نوزادش کرد و افراد ماجراجو را به اطراف گهواره عیسی(ع)ارجاع داد.اما این کار بیشتر تعجب آن هارا برانگیخت و برخی آنرا حمل بر سخریه گرفته و خشمناک شدند ، ولی این وضع چندان به طول نکشید ،

چرا که آن نوزاد ربان به سخن گشود و گفت :«به درستی که من بنده خدایم که به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است. مرا هرکجا باشم مایه برکت قرار داد وتا زنده ام به زکات و نماز سفارش کرد.» دراین آیات حضرت عیسی(ع) پس از بیان این که فرستاده خداست و کتاب آسمانی به او داده شده ازمیان برنامه ها، توصیه به نماز و زکات را مطرح می کند آن هم با این بیان:مادامی که زنده باشم ،واین به خاطر اهمیت فوق العاده این دو برنامه است چرا که این دو ، رمز ارتباط خالق و خلق است. در مورد خود مریم نیز در قرآن آمده است:«ای مریم ! برای پروردگارت خضوع کن و سجده به جا بیاور و با رکوع کنندگان رکوع نما.»این آیات به خوبی مؤید این مطلب می باشد که در شریعت آسمانی حضرت عیسی(ع) نماز و اقامه آن ، از واجبات مهمی بوده که از طرف خداوند از ابتدای تولد به آن حضرت توصیه شده بود و مادرش حضرت مریم(ع) از طرف فرشتگان امر به اقامه نماز شده بود.

دکتر احمد شبلی در کتاب مقارنة الادیان خود می گوید :«مهم ترین عبادت نزد مسیحیان روزه ونماز است، ولی محمدوده آن متفق علیه نیست. بسیاری از مسیحیان معتقدند که انتظامات و قانون در روزه و نماز توجیه اختیاری است نه اجباری. اما نماز، پس هفت نماز در روز و شب دارند که عبارتند از :نماز صبحگاهان و نماز ساعت سوم و ششم نهم و یازدهم و دوازدهم و نیمه شب، و اهتمام و توجه آنان به نماز ، بیشتر از روزه است و نماز، ترتیبی خاص ندارد.» مسیحیان در روز یکشنبه در کلیسا، جلسات دعای دسته جمعی تشکیل می دهند.بعلاوه، روحانیون و وابستگان آنان دعاهایی دارند و معتقدند که باید دعا کنند و با دلی پاک ، حاجات خود را از خدا بخواهند. با وجود این ، آخرین نمازی را که مسیح با حواریون به

جای آورد ، بهترین صورت دعا می دانند و این دعا یا نماز، مشتمل بر تمجید خداست و آنگاه شش فقره آن به بیان حاجات که طلب نان روزانه، یکی از آنهاست، اختصاص دارد و پس از اظهار حوائج، باز به تسبیح مقام ربوبیت می پردازند. در قاموس کتاب مقدس در مورد کیفیت نماز عیسویان آمده است :«اما لازم به ذکر است که وضع هیئت بدن در قیام و قعود نزد عیسویان مراعات نمی شود و دارای اهمیت نمی باشد که شخص نماز گزار در قیام باشد یا در قعود یا در رکوع یا در سجود ، با چشم های بسته یا گشاده بلکه قصد کلی ، نیت خالص و پاکی و طهارت فکر می باشد و البته باید ملتفت این معنی نیز شد که استجابت دعا یا نماز البته به کثرت کلمات مکرر و طولانی نماز نیست، بلکه بهترین نماز آن است که مختصر و

مفید و با نهایت گرمی و حرارت تقدیم شود.»مسیحیان کتاب مخصوصی برای نماز دارند و بر حسب آن چه در آن مکتوب است نماز باید بخوانند و اما درباره نماز ارتجالی (فرادی) که شخص نماز گزار به خودی خود نماز کند این است که افکار و خواسته های مخصوص خود را به نوع مخصوص در حضور خالق خود می آورد و البته در این صورت با اختلاف ظروف و حرارت نفس نماز گزار ، تفاوت کلی خواهد داشت و به هیچ وجه مقید به قیود مخصوص نخواهد بود.در پایان باید گفت صرف نظر از بعضی تحریفات و اضافاتی که در کتاب آسمانی انجیل شده وبه حضرت عیسی (ع) نسبت داده شده است، نماز در این شریعت الهی ، جایگاه خاصی داشته و از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است و نمی توان منکر اصل نماز در شریعت آسمانی عیسی(ع)شد و از دیدگاه اسلام حضرت مسیح(ع) یکی از پیامبران بزرگ الهی است.

بخش سوم: اهمیت نماز در اسلام

الحمد الله رب العالمين والعاقبة للمتقين والصلوة والسلام علي نبينا محّمد وعلي اله واَصْحابِه اَجْمَعِين اَما بعد.
نماز مهمترين واساسي‌ترين عامل ارتباط بنده با خداوند خويش است كه هرفرد مسلمان روزانه ۵مرتبه در بارگاه احديت اعلام بندگي نموده وتجديد پيمان مينمايد وجبين به زمين مي‌سايد وبه بردگي وعجز خويش اعتراف مي كند پيماني كه از ژرفاي وجود آدمي نشاُت مي گيرد و از اعماق وجود ودرنهايت شوق و اشتياق اداِء شود او را با ذات احديت مرتبط مي سازد نماز بزرگترين عامل اصلاح جامعه وبزرگترين عامل باز دارنده از جرايم وگناهان مي باشد زيرا كه خداوند متعال مي‌فرمايد ((………واَقِمَ اَلْصَلوةاِنَ اَلْصَلوة تنهي عن الفحشاء والمنكر ؛؛

جايگاه نماز
بعد از به زبان آوردن شهاد تين نخستين جايگاه به نماز اختصاص داردكه هرفردبايدبه فرضيت آن عقيده وايمان داشت عملاً به اداي آن بايبندباشد. برواضح است كه درجامعه ي اسلامي برترين وبالاترين جايكَاه احكام ديني به نمازاختصاص داردكه بايدٍ آحادمردم به آن توجه ويزه اي مبذول دارنددرقرآن كريم آيات بيشماري بيرامون اهميت نماد وعقوبت تاركين آن واردشده است كه ذكرهمه انهامجال اين مختصرخارج است وفقط به بيان برخي ازآنها بسنده مي شود.
فضليت واهميت نماز درقرآن وحديث
۱٫قدافلح المؤمنون الذين هم في صلاتهم خاشعون حقيقتاً مؤمنان رستكَارشدندآنان كه در نمازشان خاشع ومتواضعند.
۲٫بامبر اكرم(ص)فرمودند:كسي كه براي انحام نماز فرض مواظبت نمايدو اركان وشرايت آنرادرست
بجا آوردوبا جماعت بخواند در روزقيامت نماز نور روشنايي ودليل وبرهان ايمان داري و
وسيله ىنجات ورهايي اوازعذاب الهي اوخواهد بود و كسيكه بر انجام نمازهاي فرض مواظبت ننمايد.
ونماز نخوانده باشد او هيج نوري ندارد و بي نصيب از هر نور و وسيله ي نجاتي وازهمراهان قارون , فرعون,هامان وابي بن خلف خواهد بود.
اهمّيّت نماز با جماعت
جامعه اسلامي جامعه اي است كه آحاد ملت آن همجون اعضاي يك جسم به هم بيوندي عميق و,نا كَستني دارند واداي نماز با جماعت روزانه بنج مرتبه بيانكَر واستحكام بخش اين واقعيت است و در خصوص اهميت نماز با جماعت خداوند متعال مي فرمايد((واركعوا مع راكعين))
وبيامبر اكرم (ص)ميفرمودند:نماز با جماعت ۲۷ بار از نماز انفرادي برتر است .
نماز تحفه‌ي معراج
كليه احكام اسلامي توسط جبرءييل(ع)به بيامبر اكرم(ص)ابلاغ شده اند مكَر نماز كه خداوند متعال در سفر معراج بيامبر اكرم (ص) مستقيماً آن را به انحضرت به عنوان هديه به امّتش اعطاء نمودند.
در دين اسلام به اداي هيج عبادتي قبل از رسيدن به سّن تكليف امر نشده است مكَر نماز……فرزندانتان را وقتي به سن هفت سالكَي رسيدند به نماز امر نماييد وقتي كه به سن ۱۰ سالكَي رسيدند (و در نماز خواندن سستي كردن )آنان را بزنيد (تنبيه كنيد )الحديث ترك نماز.
پاسخ اهل جهنّم
در روز قيامت وقتيكه از اهل جهنّم برسيده مي شود جه جيزي شما رابه جهنّم كشاند
در باسخ جنين مي كَويند (لم نه –من المصلين ولم نك لظعم المسكين وكنانخوض مع الخاضعين)

از نماز كَُزاران نبودم وبه فقراء ومساكين غذا نداديم وبا باطل كَويان همراه بوديم )
اهل جهنّم با حسرت تمام نخستين عامل راكه باعث ورود آنها به جهنّم شده ترك نماز اعلام مي دارند
جقدر بدبختند كسانيكه ,ترك نماز و سهل انكَاري در آن موجبات هلاكتي خويش را فراهم مي آورند.
بيامبر اكرم (ص)مي فرمودند :(حد فاصل ايمان با كفر ترك نماز است )(فويل للمصلين الذين هم في صلاتهم خاشعون ):بس واي بحال اينكَونه نماز كَزاراني كه اينان آن مردمي هستند كه از نمازشان به سهو وغفلت افتاده اند .

اهميت نماز جمعه
« ای کسانی که ایمان آورده اید هرگاه شما را برای نماز روز جمعه بخوانند به ذکر خدا بشتابید و کسب و تجارت را رها کنید که این اگر بدانید برایتان بهتر است. پس آنگاه که نماز پایان یافت روی زمین منتشر شوید و از فضل خدا بطلبید و یاد خدا بسیار کنید. امید است که رستگار شوید ». ( سوره جمعه/آيات ۱۰و۹).

در مراسم هفتگی اجتماعی مسلمین، نماز جمعه جایگاه والایی دارد و نه تنها یک عبادت بلکه مظهر وحدت مسلمین و شکوه و عظمت اسلام است. برپایی نماز جمعه که با ایراد خطبه همراه است آگاهی پیروان قرآن و ولایت را بالا می برد و نماز عبادی، سیاسی محسوب می گردد. امام خطیب در خطبه نماز جمعه مصالح دین و دنیای مسلمانان را تذکر می دهد و مردم را در جریان مسائل زیان بار و سود مند کشورهای اسلامی و غیر اسلامی قرار می دهد.

نماز جمعه و دو خطبه آن نظیر حج و مراکز تجمع آن و نمازهای عید فطر و قربان و … از سنگرهای بزرگی است که متاسفانه کثیری از مسلمانان از وظائف مهم سیاسی خود در آن غافل مانده اند، چنانچه از سایر پایگاه های عظیم سیاسی اسلامی هم غافلند. اسلام دین سیاست آن هم در همه شئون آن است و اگر کسی در احکام قضائی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اسلام اندکی تامل کند متوجه این معنی می شود.

هر کس گمان کند دین از سیاست جداست جاهلی است که نه اسلام را می شناسد و نه سیاسی را می داند.

حضرت امام خمینی(ره) می فرمایند: « نماز جمعه که نمایشی از قدرت سیاسی و اجتماعی اسلام است، باید هرچه باشکوه تر و پر محتواتر اقامه شود. ملت عظیم و عزیز با شرکت خود باید این سنگر اسلامی را هرچه عظیم تر و بلند پایه تر حفظ نماید تا به برکت آن توطئه های خائنان و دسیسه های مفسدان خنثی شود ».

از علی آموز اخلاص عمل

امام علی(ع) به عنوان بزرگداشت نماز جمعه و تنظیم شعائر پا برهنه برای نماز جمعه حاضر می شد و کفش ها را در دست چپ می گرفت و می فرمود: « این نماز جایگاه خاص الهی است ». و این کار را از روی تواضع در برابر خداوند انجام می داد. با این حساب اهمیت این فریضه آشکار می شود و مسلمانان متعهد نباید از حضور در این صحنه سیاسی، عبادی غفلت ورزند

بلاهاي سبك شمردن نماز
پيامبر اكرم(ص)فرمودند:
هركس در نماز سستي كند خداوند هجده كيفر به او دهد :شش تا در دنيا ،سه تا هنگام مرگ ،سه تا در قبر ،سه تا در قيامت ،سه تا وقت عبور از صراط۰اما در دنيا:بركت از رزق وزندگي اش بردارد ؛نور از صورتش بر مي گيرد ،بهره اي از اسلام به وي ندهد ،دعاي صالحان در حقش را مستجاب نكند ؛ودعايش را مستجاب نكند ۰واما به هنگام مرگ به ذلت جان دهد ،چنان سنگيني احساس كند كه گويي كوه بر او افتاده است وچنان ضعف بر او غلبه كند كه گويي شلاق به او مي زنند ،ديگر آنكه تشنه شود به طوري كه اگر تمام آبهاي دنيا را بنوشد بازهم سيراب نشود، سوم آنكه گرسنه گردد چنان كه اگر تمام غذاهاي دنيا را بخورد سير نشود واما در قبر غصه ي شديد وتاريكي ،تنگي قبر وعذاب تا قيامت ومحروميت از

بشارت ملائكه ي رحمت ۰اما در محشر :به صورت حيوان محشور شود ؛نامه ي عملش را به دست چپش دهند وحسابش طولاني شود ۰واما بر پل صراط :خدا با او نظر رحمت نفرمايد واز گناه پاكش نكند ،عوضي از او نپذيرد وهزار سال براي حساب نگاهش دارد ؛سپس اورا وارد جهنم كند ؛چنان كه خداوند فرمايد چه چيز شما را با دوزخ كشاند ؟گويند ما از نماز گزاران نبوديم

بخش چهارم : نماز و طبیعت

نماز تنها یک توجه قلبی نیست؛ عملی است همراه با مردم و با بهره گیری از طبیعت: باید به آسمان نگاه کرد تا وقت نماز را شناخت، به ستارگان نگریست تا قبله را یافت، به آب توجه کرد تا پاک و مطلق و حلال و تمیز باشد، به خاک دقت کرد تا سجده و تیمم شرائط لازم را داشته باشد. عبادات الهی بدون طبیعت نمی شود. رسول اعظم(ص) سحرها به آسمان نگاه می کرد و فکر می نمود و می گفت: «ربنا ما خلقت هذا باطلا». یعنی : پروردگارا این ها را بیهوده نیافریدی. بعد به نماز می ایستاد. فکر در طبیعت یکی از راه های خداشناسی است.

سعدی می گوید: « هر نفسی که فرو می رود ممدّ حیات است و چون برآید مفرّح ذات؛ پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب ». آری اگر نفس فرو نرود زندگی نداریم و اگر برنگردد باز هم زندگی نداریم. ولی امام صادق(ع) می فرماید: در هر نفسی هزاران نعمت در کار است ( نه دو نعمت ). زیرا برگ در نفس کشیدن انسان سهم دارد. اگر گیاهان دی اکسید کربن را به اکسیژن تبدیل نکنند چگونه نفس بکشیم؟ حتی در نفس کشیدن ما نهنگ های دریا نیز شریکند!!! زیرا در هر شبانه روز میلیون ها جاندار ریز و درشت در اقیانوس ها می میرند که اگر این نهنگ ها آنها را نبلعند و دریاها را پاکسازی نکنند آنها بدبو و فاسد می شوند و اگر آبها فاسد شوند …

در اسلام فکر در طبیعت بزرگترین عبادت هاست. فکر در خاک و آب و آسمان و گیاهان و … . ولی در نماز مقدار و شیوه بهره برداری از طبیعت محدود است. مردان حق ندارند از طلا و ابریشم استفاده کنند؛ پوشیدن لباس تکبر با روح عبادت سازگار نیست. خوردن و آشامیدن هنگام نماز با روح عبادت سازگاری ندارد. سجده بر خاک عبادت است ولی سجده بر خوردنی و نجاست اهانت است.
همان طور که گفتیم خواندن نماز ما را به طبیعت نزدیک می کند و یاد آور نعمات الهی است.

بخش پنجم: تاثیرات روانی نماز روانی

تاثیر نماز بر تلقین های سازنده روانی
پیامبر اكرم (ص) فرموده اند:
الصلوه قربان كل تقی
نماز وسیله نزدیكی با تقوایان به خداست.
تلقین و تعریف آن
“تلقین” از گذشته های دور تا عصر حاضر، از پُر رمز و رازترین و شگفت انگیزترین، پدیده های انسانی به شمار می آمده است و از جمله مواردی است كه منطق و دانش بشری حتی در عصر”انفجار علوم” هنوز به توجیه كامل علمی آن نرسیده است.(۱)

تلقین به روش های مختلفی انجام می پذیرد، مثلا ممكن است از طرف شخصی به شخص یا اشخاص دیگر و یا حتی گاهی به صورت خود به خود انجام بپذیرد.
در هر صورت، در قاموس تلقین، كلمه “نه” وجود ندارد و به وسیله آن تقریبا هر كار غیر ممكنی، ممكن می نماید. گاه حتی بر اثر تلقین چنان آثار و نتایج شگفت انگیزی پدید می آید كه سبب می شود برخی پدیده های مربوط به آن، به امور غیبی نسبت داده شود و این موضوع گه گاه مورد سوء استفاده عده ای سودجو و فرصت طلب قرار گرفته است تا به وسیله آن خود را اشخاصی مقدس و مرتبط با عالم غیب و ماوراء الطبیعه معرفی نمایند.

به عنوان مثال می توان به جلسات عجیب و غریب احضار روح اشاره نمود كه با كمال تاسف در سطح كشور اسلامی ما و حتی در بین قشر روشنفكر و مسلمان، طرفداران بسیاری پیدا كرده است. حال آن مسائلی كه طرفداران این عملیات مسخره(كه به وسیله حركت یك استكان یا نعلبكی بر حروف درج شده روی یك میز چوبی صورت می گیرد!؟) آن را جزو مسائل عجیب و خارق العاده مربوط به احضار روح! می دانند، از ساده ترین و پیش پا افتاده ترین مسائل قابل توجیه با پدیده تلقین است. هر یك از شركت كنندگان در جلسه احضار روح به وسیله تلقین به خود و البته به صورت ناخودآگاه، اطلاعاتی را ضمن حركت استكان بر حروف روشن می سازد كه دیگران به كلی از آن بی اطلاع بوده اند، در نتیجه شخص با این كه بر اثر تلقین نمودن به خودش، شخصا و ناخودآگاه اطلاعات خصوصی خویش را افشا كرده است، این اثر را به روح نسبت می دهد. در نتیجه این شخص به صحت موضوع احضار ارواح اعتقاد

شدید پیدا می كند تا جایی كه همه پیشگویی های روح به اصطلاح حاضر شده! را در مورد آینده نیز باور می كند و هیچ بعید نیست كه مثلا اگر روح پیشگویی كند كه: فردا پای تو خواهد شكست! شخص چنان به خود حتمی بودن وقوع پیشگوئی روح را تلقین نماید كه در كمال تعجب اطرافیان، فردای آن روز پایش بشكند!؟ و در اثر این امر، باز هم بازار تبلیغ برای قضیه و تلقین صحت آن گرم تر شود.
علاوه بر این قبیل مثال ها، سودجویی از پدیده تلقین، طیف گسترده ای از فعالیت های بشری، از تلقین یك فرد و عقیده خاص گرفته تا تبلیغات مختلف مثل تبلیغات تجارتی(كه در همه اشكال خود فقط بر قدرت تلقین تكیه دارند)(۲) را در بر می گیرد.