هويت ملي و راهكارهاي آن

چکیده
هویت به معنای سیاسی واجتماعی آن با منافع ملی مردم یک کشور پیوند تنگاتنگی دارد ،چنانکه توجه به وضعیت جغرافیایی ،دین ،مذهب ،اخلاقیات وتاریخ وزبان ،لهجه ها و فرهنگ وادبیات همه وهمه از مسائلی است که درتعریف هویت ایرانی درهر دوره ومقطع تاریخی تاثیر دارند . ایران ما امروزه با توجه به نفوذ شدید فرهنگ غربی بیش از هرزمان دیگری نیازمند تقویت مبانی ملی و عقیدتی دارد واین ممکن نیست مگراینکه اندیشمندان و فرهیختگان کشورمان با دست یابی به رهیافتهای نظری وعملی درآشنایی نسل جوان با هویت وشخصیت واقعی (خودواقعی )درتقویت باورهای ملی ومذهبی آنها تلاش کنند تا نسل امروز ما با آشنایی با افتخارات و هویت تاریخی خود از دیگر شیفتگی به خود شیفتگی برسند دراین مقاله سعی شده با توجه به هویت ملی وعناصروآثارآن وارائه برخی راهکارها گامهایی برداشته شود .

واژه هاي كليدي عبارتنداز: هويت، فرهنگ ملي، ناسيونالسيم، هويت ديني، بازگشت به خويش، خودشيفتگي ،وزيراسيون و… است.

مقدمه
هویت واژه ای فلسفی وبه معنای عینیت و تشخیص یک شی ء یا یک شخص است .اصولا”هویت یا ماهیت یکی شیء چیستی آن است که آنرا از هستی (وجود )متمایز می سازد ،واینکه کدامیک اصیل است و حقیقت دارد کدامیک اعتباری است و اصالت ندارد یک پرسش اساسی است که از قدیم ذهن فلاسفه را به خود مشغول داشته است . بیش از این بشر ماهيت را اصیل می دانست ولی فیلسوف بزرگ اسلامی ملا صدرا به اثبات اصالت وجود پرداخت . مفهوم هویت در اندیشه بشر امروزی ودر علوم انسانی جدید و دانش های اجتماعی چگونگی فرهنگ جامعه است .از این روهویت تاریخی و اجتماعی یک ملت همسو با هویت فرهنگی است و متفکران مسلمان زیر عنوان حمل شیءبرنفس ازآن یاد کرده اند .درزبان های اروپایی identitas(فرانسه)یا identity (انگلیسی )که از واژه لاتین identitas اشتقاق یافته و بیش وکم همان معنا را می دهد. مستفاد می گردد. چیستی هویت درکیستی و

چگونگی عناصر تشکیل دهنده آن است و فرهنگ ودیانت وباورمندی مردمی و تمدن تاروپود هویت جامعه را پدید می آورند به عبارتی هویت حالتی فردى است و هویت فردی نیز ملهم از هویت جامعه است . درواقع جامعه یعنی مجموعه ای از باورها ،کردارها ،نهادها و منش ها و خصوصیات دیگر است که در جمع هویت جامعه را تشکیل می دهند . هویت دررابطه با

جامعه معنی پیدا می کند گویا دراینجا هویت را با شخصیت فرددرجامعه می توان مترادف گرفت . تکیه بر هویت جامعه از هرنوع امری عینی است و انتزاعی نیست و نمی توان موجودیت آنرا انکار کرد . چنانکه قرآن كريم نیز درآیه ۱۳ سوره حجرات می فرماید «یاایها الناس انا خلقناکم من ذکر وانثی وجعلناکم شعوبا”وقبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم »اشاره به

کلماتی همچون مرد وزن وشعوب و قبائل نشانگر هویتهای متفاوتی است که ضمن اینکه گروهها و افراد از همدیگر تميز داده شوند درعین حال با وجود اختلاف ماهوی بین انسانها بحث شناخت و وحدت آنها به میان آمده است .

بنابراین تفکیک گروه های انسانی اختصاصی به اندیشه مدرن ندارد تا از نفی آن غیر دینی بودن مبحث ملیت را نتیجه بگیریم بنابراین در آیه مذکور از یک سو به تکثر ملل و اقوام بشری اشاره می کند از سوی دیگر بیان ملاک برتری انسانها بریکدیگر را منوط به تقوی آنها معرفی می کند بنابراین طبق همین آیه ما مجاز هستیم درباره هویت ملی تحقیق کنیم تابا کرامت تریم ملت هارا بشناسیم .

متفکر شهید مرتضی مطهری درکتاب خدمات متقابل اسلام و ایران درباب هویت ملی وهویت غیر ملی (بیگانه گرایی )چنین می گوید :«درابتدا چنین به نظر می رسد که لازمه ناسیونالیسم و احساسات ملی این است که هرچیزی که محصول یک سرزمین معین یا نتیجه ابداع فکر مردم آن سرزمین است ،آن چیز از نظر آن مردم باید ملی به حساب آید و احساسات ملی و ناسیونالیستی آن را دربر می گیرد و هرچیزی که از مرزوبوم دیگرآمده است باید برای مردم این سرزمین بیگانه و اجنبی به شمارآید . البته مرحوم مطهری با ذکر دلایلی این نوع مقیاس برای تعریف هویت را با ذکر دلایلی رد کرده و دوشرط برای آن ذکر می کند :

۱- ارکان و عناصر ی که رنگ وبوی ملت خاصی را نداشته باشد
۲- یک ملت آن ارکان و عناصر را با رغبت ،آزادی و اختیار پذیرفته باشد .

دراندیشه مطهری اگر این دوشرط در هر رکنی از ارکان زندگی اجتماعی انسان ها در محدوده یک جغرافیای سیاسی وجود داشته باشد آن ارکان رنگ وبوی ملی به خود می گیرند واگر یکی از این دو شرط ساقط شود آن چیز بیگانه شمرده می شود گروهی بین هویت ملی و هویت دینی تفکیک کرده و این دو را رودروی یکدیگر قرار می دهند وبا تکیه بریکی آن دیگری را نفی می کنند یا سعی می کنند بین ایران قبل از اسلام و ایران دوره اسلامی فاصله انداخته و هویت ایرانی را به افتخارات قبل از اسلام بر می گردانند یا بالعکس . درصورتیکه با نگاهی بدور از هرگونه تعصب ملی یا مذهبی مشخص می گردد. ایرانیان چه قبل از اسلام چه بعد ار پذیرش اسلامی مردمانی میهن دوست و پابندبه علائق مذهبی بوده اند و حتی در ادواره از تاریخ ایران چنان تفکرات ملی و مذهبی عجين شده است که تفکیک این دو یا برتری یکی بردیگری بسى مشکل می نماید . چنانکه ابوالکلام آزاد می نویسد :

«مهمترین چیزی که دردین ایرانیان قدیم جلب نظر می کند قانون اخلاقی آن است دراین دین اخلاق از دین جدا نیست بلکه جزودین است ،همچنانکه دریونان نیز چنین بود ،از این جهت در نزد ایرانیان دین در حکم شعائر ملی نبود که فقط برای مراسم و تشریفات ظاهری صورت پذیرد بلکه در حکم قانون ورژیم زندگانی فردی محسوب می شد . پاکی نفس و نیکی کردار محوری بود که تعالیم عالیه برگرد آن می چرخید ومی بایست پندار و گفتار همه جا با این قانون مذهبی توافق کامل داشته باشد۵ .

درکتاب تربیت کوروش گزنفون مورخ یونانی ،عادات وآدابی که به ایرانیان نسبت می دهد سراسر حاکی از اعتلای اخلاقی جامعه دست کم در روزگار زندگی قهرمان اصلی اوست(۶) .
روح مذهبی مردم وجامعه ایران آن چنان قوی است که می توان گفت تاکنون در فضای تاریخی ایران انسان غیر مذهبی زندگی نکرده است به همین دلیل قهرمانان ملی ایران حتی در دوره های افسانه ای و اساطیری آن نیز مردمی مذهبی و اخلاقی اند، به عبارت دیگر ملیت ایران ویکپارچگی و تمامیت آن با مذهب چنان عجین است که تقویت هرکدام باعث نیرومندی دیگری است واستوارى نهاد دینی به توانمندی نهادهای دیگر اجتماعی قانونگذاری ودادگری وفرهنگی وخانواده کمک بسیار می کند . ایرانیان غیراز وجهه مذهبی ملتی بوده اند شدیدا”معتقد وپایبند به اخلاق و صفات عالیه انسانی . چنانکه اخلاقی زیستن و چهارچوبه نظام اخلاقی را پذیرفتن وبه اصول اساسی تقوا وشرف پایبند بوده وبه تبع آنها خیر رساندن و خوشبختی بخش و سعادت آفرین بودن از ویژگیهای تمامی ادوار ملت ایران است . هرودت دربیان عادات و اخلاق پارسیان می نویسد :
«ساختن قربانگاه و معبد درنزد آنها رسم نیست و اعتقاد به این قبیل چیزها را ناشی از حماقت می شمارند زیر بر خلاف یونانیان ایشان معتقد نیستند که خدایان (مغ ها –بگ ها- باگها.م)ازجنس وذات بشرمی باشند»(۷) .
ودر جای دیگر می نویسد :
«قوانین فراوانی وجود دارد که دال بر بلندی نظری ایرانیان بوده است»(۸) .
آنچه از تلاشها و کوششهای ایرانیان از گذشته های بسیار دور تاکنون هویداست این است که آنان ازآغاز ظهور خود در آسیای غربی و مناطق مختلف ایران کنونی همواره اخلاقی و دینی زیسته اند و حتی در دوره های بسیار دشوار عمر ملی نیز اصرار داشته اند تا نمونه های خوبی از فضیلت و تقوا و شرف و مردانگی و مروت و انسانیت ارائه دهند . اتکابه مبانی قدرت منزه و قدسی بسیار زود آنان را به سوی شناخت نیروی لایزال الهی سوق داد ویکی از کهن ترین مکاتب یکتاپرستی رابه جهان تمدن و فرهنگ بشری عرضه کرد .درمبانی اعتقادی انسان ایرانی آن قدر از فضیلت راستی سخن رفته است که نشان می دهد تاچه پایه از کژی ودروغ حذرمی کرده واز دروغ و عدم صداقت گریزان بوده ودر دوره های تاریخی به جز در مواقع بحرانی میل به درستی و پاکی همیشه در وجود او بوده است . ودر نتیجه دوست ودشمن به اتفاق ایرانی را به لحاظ همین صفات پسندیده ستایش کرده است واین است هویت ملی ودینی ملتی که در طول تاریخ کهن خود علیرغم تمامی ناملایمات و رنج ها و مصائب با سرافرازی زندگی کرده و سنتهای دینی وملی خودرا حفظ نموده است .

عناصر هویت ملی درایران .
هویت اجتماعی و فردی یا به صورت انتسابی است که فرد به موقع تولد به ارث می برد یا اکتسابی است که درطول زندگی اختیار می شوند و عمدتا”گرچه نه لزوما”پیامد درجه ای از اختیار شخصی هستند(۹) .اینکه عناصر تشکیل دهنده هویت چیست ،چه شاخصه هایی راباید برای بازشناسی هویت ایرانی درنظر گرفت که با جمع شدن این ویژگیها درکنار یکدیگر پدیده ای به نام ملیت یا هویت ایرانی شکل می گیرد واز بین این شاخصه ها کدامیک بردیگری اولویت دارد جای بحث است .

درحال حاضر بنیادهای شخصیت هر ملتی دارای عناصر اساسی و متفاوتی هست . ازیک سو عنصر مکانی ، انزواى ،تاریخی ،خط وزبان واز سوی دیگر عناصر فرهنگی و عقیدتی تعیین کننده این شخصیت اند . اینک به اختصار عناصر مهم تشکیل دهنده و اهمیت هریک را بررسی می کنیم .

۱- عنصر نژادی ،جغرافیایی و تاریخی كه ریشه پیدایش ملتی را شکل می دهد و امروز در دنیا به نام ملت ایران معروف است . از دیدگاه نژادی و قومی ملت ایران صرف نظر از ترکیبات نژادى و جمعیتی خود که در گذرتاریخ بخود دیده ریشه در نژاد آریایی دارد، که امروزه در بیشترین گستره جغرافیایی جهان پراکنده شده است . اهل تحقیق براین باورند که اقوام آریایی مردمی سختکوش ،با انضباط ،درست کار ،خلاق وشریف ونجیب وبا اراده بوده اند. آثار مادی فرهنگی و مدنی به جامانده ازآنان نیز دلالت دارد که به حیات بالایی از کمال طلبی و قانون شناسی وآداب پذیری اجتماعی نایل شده بودند . دلاوری و شجاعت درمیان آنها ستوده شده وروح قهرمانی ودشمن شکنی و مقاومت دربرابر حوادث غیر مترقب درنزد آنان نضبح گرفته

بود . وجود ریشه نژادی مشترک از عوامل مهم ارتباط ایرانیان در طول تاریخ بوده است گرچه به مرور به دلیل تغییرات نژادی که در نتیجه تهاجم اقوام غیرایرانی بوجود آمد بستگی نژادى تاحدی در ارتباط با هویت ایرانیان روبه ضعف گذاشت . از نظر جغرافیایی سرزمین ایران علیرغم کمبودها مخصوصا”کم آبی” همواره محبوب ساکنین آن بود بطوریکه ملت ایران به قبل وچه بعد از اسلام همواره با چنگ ودندان در حفظ وحراست از مرزهای این سرزمین جان کوشیده اند چراکه این سرزمین و ملتی که درآن می زیسته اند به دلیل موقعیت ژئوپولتیکی آن که به عنوان پل ارتباط شرق و غرب نام گرفته پیوسته در معرض تهاجم دولتهای همسایه یا بیابانگردان شرق و غرب قرار گرفته ولی ملت ایران برای دفاع از هویت وعزت وسربلندی خود با

شمشیر از مرز وبوم خود دفاع نموده و هرگاه که شمشیر ش شکسته یا کنده شده دست به قلم برده و دشمن متجاوز را مقهور خود نموده است واین هویت تاریخی ملتی است که خون داده ولی تسلیم نشده وبه همین جهت مورد تحسین شرق وغرب قرار گرفته است . مردم این سرزمین درکنار مبارزه با دشمنان مهاجم مبارزه دیگری نیز داشته است و آن غلبه برسرزمین و طبیعت خشن وکم آب وبهره برداری بهینه از امکانات معدود اين سرزمين است بطوریکه طبق نظر مورخین واندیشمندان مردم ایران مخترع قنات بوده اند واین هویت ملتی است که برمحیط جغرافیایی ایران زندگی کرده وبه نحومطلوبی ازآن استفاده نموده است .

۲- عنصر فرهنگی ،اعتقادی :
هویت دینی و فرهنگی در مقایسه با عنصر نژادی و تاریخی و سرزمینی از استحکام بیشتری برخوردار است .نوع اندیشيدن ودین و اخلاقیات نقش اساسی در هویت بخشی مردم ایران داشته است .ایرانیان به گفته اغلب مورخین مردمی مذهبی بوده اند ومذهبی زیسته اند چه قبل ازاسلام وچه بعد از اسلام . دین درمیان مردم ایران واسطه یا محرک جهانگیری و کشور گشایی نبود و وسعت نظر ایرانیان در ادوار مختلف حیات سیاسی آنان غالبا”به نحوی ارائه می شد که به ملل و مردم تابع اجازه می دادند تادر چهارچوب اعتقادات مقبول خود زندگی کنند ولی در همان حال مبانی دینی چنان استواری داشت که از ارکان مهم ملیت ایرانی ودر نهایت ایرانی بودن تلقی می شد . نقش مذهب به خصوص درحیات مردم ایران

گذشته از جنبه های اخلاقی نقش قانونگذار،تنظیم کننده امور ،حمایتگر ،تمشیت بخش ،تربیتی و ترقیخواهانه بوده است . عنصر فرهنگی و زبانی نیز از محور های عمد هویت ایرانیان از گذشته های دور تاکنون به حساب می آمده است .با توجه به اینکه زبان ،خط ،سنن ،وآداب محصول سیر تحول تاریخی انسان هایی هستند که با رنگ وبوی مشخص تحت یک سلسله آرمان ها و انگیزه های مشترک در طول تاریخ دریک محدود جغرافیایی شناخته شده دور هم گرد می آیند و دراین سیر تاریخی مفهومی را می سازند که ماامروز به این مفهوم ملیت یا هویت ملی می گوییم بدین قرار جوامع تاریخی ایران همیشه هم فرهنگ خاص خود را دارا بوده اند و هم تمدن خودرا . زیباییهای چشمگیر فرهنگ ایرانی در صنایع و هنرهای ملی این

کشور همانند ساختمان ،کاشی کاری ،قالی بافی ،منبت کاری ،خاتم کاری ،قلمزنی ،خط ونقاشی و موسیقی مخصوصا”شعر وادب موج می زند . نیروی جاذبه جوامع ایرانی که با

الطبیعه از قدرت لایزال مردم این سرزمین برای پذیرش چیزهای بدیع نشات می گیرد .مهمترین مميزه فرهنگ و تمدن ایرانی است وهمین قدرت و غنای فرهنگی است كه اسکندر مقدونی را مجذوب خود می کند ودر صدر اسلام نیز زمانیکه بسیاری از ملل اسلامی از عراق و سوریه گرفته تا کشورهای شمال آفریقا فرهنگ و زبان بوی خود را رها کرده و زبان و ادب عربی راپذیرا شدند ولی قوت زبان فارسی و فرهنگ ایرانی باعث بقای آن شد و علیرغم اجبار بنی امیه و علیرغم پذیرش دین اسلام ایرانیان هرگز مقهور زبان عربی نشدند وحتی ترکانی نظیر محمد غزنوی و ملکشاه سلجوقی کاملا”تحت نفوذ فرهنگ فارسی شدند و مغولها و تاتارها نیز با وجود غلبه نظامی مغلوب فرهنگ ایرانی گردیدند .

ایرانیان چه قبل ازاسلام و مخصوصا”بعداز اسلام از مشعلداران و پیشروان علمی و فرهنگی جهان بودند وبزرگانی نظیر حافظ و سعدی و مولوی و فردوسی برتارک زرین شعر وادب ایرانی درخشیدند و دانشمندان و فلاسفه عالیقدری نظیر فارابی ،ابوریحان ،ابن سینا ورازی و خوارزمی و دیگران برفراز قله های علم و معرفت دنیا قرار گرفتند آرى این است هویت ایرانی – ملتی که در گذشته همیشه بیشتر وبودهوقافله سالار علم و تمدن وفرهنگ بشمار می رفته است واگرامروزه جوانان این مرز وبوم با غفلت از گذشته پرافتخار خود به هویت متعالی خویش پشت پا زده و مجذوب فرهنگ غربی و وارداتی شده اند بیشتر به جهت عدم آشنایی با افتخارات گذشته خویش است .حتی «به علت تفوق نظام ماشینی غرب و توسعه اقتصادی فضلا وسیاستمداران وآزادیخواهان ما شیفته غرب شدند و حتی جنبه های منفی زندگی غرب که با سوابق و سنن و کیفیات معنوی و خلق ما تباین داشت از نظرشان دور ماند »۱۳ امروز دیگر دوره اقتباس از فرهنگ غربی سپری شده وبر ماست که هویت فرهنگی و تاریخی خود را دریابیم وبه فرهنگ خود باز گردیم و از مرحله دیگر شیفتگی به خود شیفتگی برسیم .
راهکارهای رسیدن به هویت ملی
بحران هویت درجهان کنونی یک مشکل جهانی است چنانکه حتی غربیها نیز در اندیشه برون رفت ازاین بحران برآمده اند وراه حل مختلفی را پیشنهاد کرده اند من جمله بازگشت به مذهب و باورهای معنوی است .آنچه دراین روزگار آشفته و نابسامان می تواند مارابه ساحل نجات رهنمون شود همانا توجه جدی و صمیمانه به حیات فرهنگی و روح ملی و مواریث و دستاوردهای تاریخی خود ماست .چراکه قدرت تمدن غرب از غرقه شدن آن در واقعیت سرچشمه می گیرد اما شکوه تاریخ شرق از درخشش لایزال حقیقت است . بنابراین تنها راه نجات نسل امروز در جامعه مادرگرداب هویتی که درتاریخ معاصر بدان گرفتارشده بازگشت به هویت خویش است ولی راهکارهای رسيدن به آن عبارتنداز :

۱- تقویت دین وباورهای مذهبی .مردم ایران از هزاران سال پیش تاکنون همواره دینی بوده اند و هویت مذهبی ملت ایران در مقایسه با ملل دیگر جهان خیلی پررنگ تربوده است چراکه براساس گفته مورخین ساکنین ایران هیچگاه بت نپرستیده اند و هیکل خدایان و معابد مرسوم نبوده است به عبارت بهتر معنوی زیسته اند وباورهای دینی همه گستره زندگی سیاسی و اجتماعی را دربرمی گرفته است درایران عهدساسانی و صفوی همبستگی استواری میان دین ودولت برقرار بوده است و تاریخ ملی ایران رنگ دینی داشت .

۲- ۲- زبان . پابه پای دین عامل زبان نیز به وحدت بخشى جامعه ایرانی یاری رسانده است .زبان فارسی با ریشه های کهن وبا داشتن آثاری باشکوه در زمینه شعر ونثر که حاوی بلندترین مفاهیم فکری است از مهم ترین عناصر جلوه ایران در عرصه فرهنگ و تمدن جهانی و نیز استمرار هویت ایرانی بشمار می رود. بنابراین باید در پالایش زبان وفرهنگ و ادبیات فارسی از عناصر بیگانه و عدم استفاده از واژگان معادل خارجی که متاسفانه امروز در صحبت های روزمره و سخنرانیهای توسط فضلاواندو اندیشمندان مورد استفاده قرار می گیرد و حتی برای فضل فروشی و تجدد وتشبه بغرب بکار می رود كه باید پرهیز شود .