وضعيت سياسي شهرهاي ايران بعد از انقلاب

به نام خدا
جمعيت كرج براساس آخرين آمارگيري هاي موجود:
بررسي آمارهاي جمعيتي طي چند دهه در شهر كرج رشد سرسام آوري جمعيت را نشان مي دهد.شهري كه حدود ۵ دهه گذشته تنها ۳۰۰۰ نفر جمعيت دشته براساس آخرين آمارگيري در سال ۱۳۷۵ جمعيت تعادل با ۵۸۷/۱۵۲/۱ نفر مي باشد وجمعيت شهر كرج در حدود ۹۸۰۰۰۰۰ نفر برآورده شده است كه نسبت به سال ۱۳۶۵ رشد ساليانه ۱/۷ درصد را نشان مي دهد پيش بيني مي گردد اين جمعيت تا سال ۱۳۸۱ به ۰۳۴/۶۰۳ نفر برسد.

شهر كرج بدليل نزديكي به پايتخت ودارا بودن شرايط خاص در دهه اخير در معرض رشد وتوسعه گسترش بي رويه شهرنشيني قرار گرفته و بدليل عدم پيش بيني هاي لازمه از لحاظ فضاهاي آموزشي –امكانات رفاهي- مراكز درماني وفضاي سبز و.. دچار كاستي هاي بسياري است.

كرج در ۲۰ سال پيش ييلاق تهران محسوب مي شد و باغها وفضاي سبز قابل توجهي داشت كه متاسفانه با هجوم جمعيت مهاجر مزارع و باغهاي آن يكي پس از ديگري تبديل به ساختمانهاي مسكوني وتجاري گرديد، بنابراين براي جلوگيري از توسعه بي رويه شهر( و به جهت اينكه تجره شكل گيري محله اسلام آباد يكبار ديگر تكرار نشود) طراح جنگلكاري اراضي حصار وسيه توسط استانداري تهران پيشنهاد شد. با توجه به اين كه فاز اول اجراي طرح به مساحت ۴۰ هكتار در محدوده قانوني شهر مي باشد لذا پس از تامين قسمتي از اعتبار از

سوي استانداري توسط شهرداري كرج در سال ۱۳۶۹ شروع شد. به موازات اجرايي اين طرح وتامين هدف اصلي كه جلوگيري از ساخت و سازهاي غيرمجاز مي باشد ساير اهداف مهم جنبي نيز به تحقق مي رسد كه يكي از آنها ايجاد فضاي سبز به منظور مبارزه با آلودگي هوا به لحاظ همجواري كارخانه هاي صنعتي و افزايش جمعيت مي باشد. با توجه به اين كه در حال حاضر رشد شهرنشيني در كشورمان حدود ۶۰% وعلت عمده آن صنعتي شدن كشور وهجوم روستاييان براي استفاده از امكانات شهر مي باشد لذا اين انسان شهرنشين همواره به استراحت وآرامش نياز بيشتري پيدا ميكند با توجه به تراكم جمعيت در شهر كرج وشهرك هاي تابعه سرانه فضاي سبز بسيار پايين تر از حد استاندارد خود(۱۵متر مربع براي هر نفر) مي باشد لذا نياز به ايجاد كمربند سبز در اين منطقه وايجاد جنگل هاي مصنوعي وفضاي سبز ديگر محسوس مي باشد.

كرج نيازمند يك بازانديشي جامع:
رشد سرسام آور وگيج كننده شهر كرج پس از گذشت چند دهه همچنان تداوم يافته و در ابعاد بيشتري در حال دگرديسي سيما وهويت شهري آن است. اين امر درداخل محدوده شهر يا تخريب ونوسازي هاي زمين هاي شهري به صورت مجتمع هاي كوچك وبزرگ واشتغال حداكثر سطح و در محدوده مرزي شهر وزمين هاي زراعي، با انبوه سازي وشهرك سازي هاي متعدد با حداقل كيفيت فضايي و زيستي ديده مي شود. وجه تمايز بين اين دو تيپ اقدامات در كيفيت نسبي

روزگاري كه دهكده كرج ا زتوابع طالقان محسوب مي شد بيش از ۱۰۰ خانه روستايي نداشت در اوايل جنگ جهاني دوم، دهكده كوچكي بود كه در فاصله ۳۵ كيلومتري شمال غرب استان تهران واقع بود وجمعيت آن بيش از ۳۰۰۰ نفر نبود وليكن به دليل باغات سرسبز و اهار جاري به عنوان استراحتگاه مورد استفاده مردم شهرهاي ديگر مخصوصا تهران قرار مي گرفت. رودخانه پرآب كرج كه از ميان باغات زمين هاي زراعي اين شهر مي گذشت فضايي مناسب و دل انگيز وآب وهوايي مخرج براي شهر كرج كه در واقع يك در باغ شهر در سود ايجاد ميكرد.
حدفاصل سالهاي ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ بين دانشكده كشاورزي وفلكه اصلي كرج هيچ نوع ابنيه اي وجود نداشت با انتخاب تهران به عنوان پايتخت در دوره قاجاريه كرج نيز به دليل فاصله نزديكش با تهران- بدليل دارابودن آب وهواي مناسب وييلاقي ووجود باغهاي متعدد موردتوجه قرار گرفته و به تدريج زمينه استقرار زيرساختهاي اقتصادي- صنايع وموسسات آموزشي وتحقيقاتي فراهم گرديد و به دلايل اقتصادي و معيشتي روزبه روز بر جمعيت آن افزوده مي شود به طوري كه جمعيت كرج ۹۸۰۰۰۰ نفربوده كه تا سال ۱۳۸۲ بالغ بر ۰۳۴/۶۰۳/۱ نفر خواهد بود.

(بررسي ستون برنامه اي ايران نشان ميدهد كه پيشينه توجه به مسائل جمعيتي در قالب برنامه هاي توسعه ، به برنامه عمراني (عمراني) دوم كشور (۱۳۳۴-۱۳۳۹) باز مي گردد كه در آن بحثهاي مربوط به آمارگيري ،نيروي انساني ونظاير آن مطرح شده بود. در برنامه عمراني سوم (۱۳۴۱-۱۳۴۶) به مساله نيروي انساني و تربيت آن براي رفع نيازهاي كشور توجه خاصي شده است.

دربرنامه عمراني چهارم (۱۳۴۷-۱۳۵۱) علاوه بر پرداختن به مساله اشتغال، به عنوان يك معضل اقتصادي واجتماعي در كشور،توجه ويژه اي به پديده جمعيت نشان داده و به نكات زير پرداخته اند:

۱-مسائل ناشي ازافزايش جمعيت و پراكندگي جغرافيايي نامتناسب آن در سطح كشور.
۲- انجام تحقيقات درباره تحولات جمعيتي وارزيابي منابع طبيعي كشور.
۳-انجام اقدامات لازم براي رسيدن به الگوي جمعيتي بهتر، نظير تنظيم خانواده، توزيع متعادل جمعيت، تقليل مهاجرتها، تمركززداييي،..
دربرنامه پنجم عمراني (۱۳۵۲-۱۳۵۶) اقدامات دولت در خصوص جمعيت با شدت بيشتري تعقيب شد.
در برنامه عمراني ششم(۱۳۵۷-۱۳۶۱) قبل از انقلاب اسلامي كه به اجرا در نيامد بعلاوه بر پيگيري سياستهاي جمعيتي برنامه هاي پيشين، سياست تعديل الگوي توزيع جمعيت نيز در پيش گرفته شده است. بررسي مجموع سياست هاي شش برنامه هاي عمراني پنج ساله پيش از انقلاب اسلامي نشان ميدهد كه مساله جمعيت

بررسي وضعيت كرج در ميان كلان شهرها:
شرايط كنوني كلانشهر كرج به هيچ روي چشم انداز روشني را از آينده پيش ديدگان شهروندان اين شهر نمايان نمي سازد. كلانشهري كه شايد تنها اندك شماري از شهروندان آن احساس مسئوليت شهروندي نسبت به آن دارند ومابقي مهاجراني هستند كه دغدغه شهروندي نداشته وكرج را خوابگاه خود مي دانند. در كنار اين بي تفاوتي ياس آور شهروندان نسبت به آينده شهرشان، روزمرگي وناتواني مديران كرج براي حل مشكلات بي شمار شهرستان نيز به دغدغه ها ونگراني ها افزوده است.
از سويي ديگر روابط في مابين مديران شهر بيش از هر زماني تيره وتار مي نمايد.

تلاشها بيش از آنكه در جهت حل مشكلات شهر باشد در راستاي حذف رقبا وتسويه حسابهاي سياسي است و در اين ميان بازنده اصلي اين رقابت سياسي مردم شهر هستند.
كرج در ميان شهرهاي ايران بالاترين نرخ جرايم را دارا مي باشد و در راس ناامن ترين شهرهاي كشور قرار گرفته است.
كاهش بي سابقه درآمدهاي شهرداري منجر به ركود پروژه هاي و طرحهاي عمراني شده است.
نرخ بيكاري روزبه روز در حال افزايش است.

سرمايه گذاري بخش خصوصي در زمينه هاي گوناگون اقتصادي بويژه در صنعت ساختمان به نحو قابل توجهي كاهش يافته است.
درچنين فضايي حل مشكلات ومعضلات شهري مانند:ترافيك –كمبود فضاهاي مورد نياز شهري و دهها نياز مبرم شهر به دليل كمبود اعتبار وسردرگمي در ايران غيرممكن است .اما با وجود تمامي اين دغدغه ها وهراس ها هنوز هم مي توان به آينده اميدوار بود.

دشواريهايي كه امروز شهروندان كرج با آن دست وپنجه نرم مي كنند يك روزه پديد نيامده اند كه يك روزه از ميان برداشته شوند.
براي حل اين مشكلات بايد مديراني در راس كار قرار بگيرند كه از اراده لازم واعتقاد كافي براي خدمت به مردم برخوردار باشند.
كرج را ميتوان بهتر و زيباتراز همه شهرهاي ايران ساخت. اين كلانشهر دوميليوني بسترهاي لازم براي پيشرفت توسعه را دارا است.

زندگي در شهري آباد وتوسعه يافته در پناه امنيت وآسايش و برخورداري از امكانات سوزن شهري نيازمند مشاركت همه جانبه شهروندان وهمچنين وجود مديراني دلسوز كارآمد است. امروز بايد شهروندان احساس مسئوليت نمايند و با حضور در صحنه نسبت به سرنوشت وآينده كرج سهيم باشند.كارشناسانه ودرست انتخاب كنند، به كم كاري مديران ناكارآمد اعتراض كنند و در عين حال از مديران دلسوز وتلاشگر پشتيباني كنند. كه اگر چنين اتفاقي را شاهد باشيم بدون شك چشم انداز روشني از آينده شهر بر ايمان نمايان خواهد شد.
شهر كرج با وسعتي درحدود ۶۹۹/۱۵ هكتار وجمعيتي در حدود ۰۰۰/۶۰۰/۱ نظر ازنقطه نظر وسعت و جمعيت يكي از شش شهر بزرگ كشور محسوب مي شود.

براساس آخرين آمارهاي موجود نرخ رشد جمعيت اين شهر بيش از ۷% تعيين گرديده است واين در شرايطي است كه متوسط نرخ رشد جمعيت كشور حدود ۴/۱ درصد گزارش شده است از طرفي شهر كرج علي رغم داشتن باغهاي متعدد ووسيع از نظر فضاي سبز عمومي فقير بوده و فاصله قابل توجهي با استانداردهاي لازم و شرايط مطلوب زيست شهري داشته واين امر ضرورت برنامه ريزي وسيع را با توجه امكانات وتبديل استعدادهاي بالقوه به امكانات بالفعل را بيش از پيش جلوه گر مي سازد. در حال حاضر سرانه فضاي سبز عمومي شهر كرج حدود ۴/۳ متر مربع براي هر نفر بوده و اين در حالي است كه سرانه فضاي سبز استاندارد ايران براي هر نفر ۱۵ متر مربع تعيين شده است. توجه به اين موضوع اهميت وضرورت برنامه ريزي دقيق ومنسجم در كليه سطوح وچارچوب ها در دوره هاي زماني كوتاه مدت ، ميان مدت و درازمدت را بيش از پيش روشن مي سازد.

سياست ايجاد شهرهاي جديد پس از انقلاب، به يقين يكي از بزرگترين و با اهميت ترين سياست هايي است كه در زمينه شهرسازي و به طور كلي شهرنشيني كشور اتخاذ شده است.
درباره جايگاه و نقش شهرهاي جديد درروند ونظام شهرنشيني ايران چهار دوره كاملا متمايز را ميتوان بررسي كرد:
۱) در فاصله بين دو جنگ جهاني يا مرحله انتقالي:

شهرهاي جديد در ايران بدون راهبردي مشخص ومبتني بر كاركردهاي عمده و بر پايه يك هسته اوليه روستايي تكوين يافت (زاهدان ونوشهر) كه در حال حاضر پررونق وموفق وبه عنوان يك شهر تلقي مي شوند.

۲)در دوره جنگ جهاني دوم تا اواسط دهه ۱۳۴۰:
شهرهاي جديد بدون راهبرد مشخص و بر پايه يك هسته شهري ومبتني بر عملكرد تك پايه اي و خوابگاهي وبراي توسعه صنعت نفت و ساير رشته هاي صنعت شكل مي گيرد.
۳)از اواسط دهه ۱۳۴۰ تا سال ۱۳۵۷:

كه از آن به نام دوره خيز مي توان ياد كرد شهرهاي جديد را راهبردها بهره برداري از منابع طبيعي و بدون وجود يك هسته اوليه شكل مي گيرد كه نقش عمده آنها توسعه ناحيه اي ارائهمسكن وسوداگري زمين بوده است.
۴) پس از انقلاب اسلامي (۱۳۵۷ تاكنون):

در سالهاي نخست پس از انقلاب، تعويض وتجديدنظر در الگوي توسعه از يكسو و بروز جنگ تحميلي از سوي ديگر، كار احداث شهرهاي جديد را تعطيل كرد،اما در سالهاي اخير دوباره به احداث شهرهاي جديد توجه شده است.

تفاوت مهمي كه ميان شهرهاي جديدپيشنهادي امروز با شهرهاي جديد سه دوره پيش به چشم مي خورد، در عملكردگرايي اقتصادي-تك يا چند پايه- بود، در حالي كه شهرهاي جديدامروزي محل اسكان سرزيرهاي جمعيت شهرهاي بزرگ تلقي مي شوند و اين ويژگي آنها را بيشتر به شكل شهرهاي جديد اقماري در مي آورد تا شهرهاي جديد صنعتي. در آخرين نظرها درباره ايجاد شهرهاي جديد به اهدافي چون جلوگيري از مهاجرتهاي آونگي ونيز ضرورت ايجاد مراكز اشتغال براي ساكنان آنها تاكيد مي شود. بدين ترتيب شهرهاي جديد بتدريج نزديكي نسبي با شهرهاي آزاد صنعتي مي يابند.

 

دلايل ايجاد شهرهاي جديد پس از انقلاب اسلامي:
۱-جمعيت كشور در سال ۱۴۰۰ به ۱۳۰ ميليون نفر خواهدرسيد كه ۹۶ ميليون نفر در مناطق شهري و ۳۴ ميليون نفر در مناطق روستايي امكان مي يابن
.برابر اين پيش بيني جمعيت شهرنشين كشور در سي سال آينده سه برابر مي شود و بر پايه اين فرض، تعدادي از شهرها وتراكم آنها و ساير مواردثابت خواهدماند بنابراين نياز به سطحي معادل سه برابر سطح موجود شهرها خواهد بود. درچهارچوب اين استدلال چون پيرامون شهرها را باغها و مزارع مي پوشاند،روند تحولات اقتصادي –اجتماعي منطقه و شهر كرج در سالهاي اخير نشان دهنده آنست كه اين منطقه از يك سو تحت تاثير روند تحولات كشور و از سوي ديگر تحت تاثير تحولات استان تهران و خصوصا شهر تهران قرار گرفته است.شكل گيري و گسترش بافت كالبدي شهر كرج گويايي اين نكته است كه با پيدايش اولين نشانه هاي شهرسازي جديد، اين شهر بافت فيزيكي خود را گسترش داده و درآينده در جهات مختلف توسعه بيشتري خواهد يافت.

ميزان رشد جمعيت سالانه وتغييرات جمعيتي دردهه هاي مختلف نيز بخشي از اين تحولات كلاني شهر را نشان مي دهد و در عين حال گوياي اين واقعيت است كه اين شهر يكي از نقاط جاذب جمعيت ومركز خدماتي منطقه مي باشد در يك جمع بندي كلي ميتوان به اين نتيجه رسيدكه به دليل افزايش نسبت شهرنشيني به روستانشيني واهميت يافتن دو بخش صنعت و خدمات شهر كرج در اينده( به لحاظ مركزيت وجذب جمعيت بيشتر) بايستي آمادگي پذيرش فضاهاي جديد بيشتري ونقش خدماتي را داشته باشد. قابل پيش بيني است كه اين شهر به علت موقعيت خاص جغرافيايي و ارتباطي خود كه اين شهر را به كانونهاي جمعيتي همجوار وشهرك هاي اقماري كرج مانند:محمدشهر،ماهدشت،ملارد،شهريارو.. پيوند مي دهد نقش منطقه اي خود را قوت بيشتري داده وهمچنان پذيراي جمعيت بيشتري خواهد بود.

همزيستي بين حوزه هاي روستايي، شهرك هاي اقماري وشهر كرج باعث پيدايش زمينه هاي مشترك اجتماعي و فرهنگي بين اين حوزه هاي سكوتي شده واين همزيستي درمنطقه نوعي هويت فرهنگي بوجود آورده كه در تحكيم روابط اجتماعي- اقتصادي اين حوزه ها عميقا موثر بوده است از طرف ديگر افزايش توانهاي بالقوه واشتغال زايي شهر و رشد زمينه هاي

سرمايه گذاري در بخش هاي خدماتي وصنعتي از خروج نيروي متخصص و ماهر شهر كاسته كه اين روند باعث زايش يكسري تحولات عميق در بافت اجتماعي- اقتصادي شهر كاسته كه اين روند باعث زايش يكسري تحولات عميق در بافت اجتماعي-اقتصادي شهر شده و به همين دليل است كه پيش بيني ميكنيم اين روند بصورت مداوم ادامه داشته باشد. علل حال اين وضعيت نشان دهنده نقش شهر كرج در آينده است و راهگشاي اين ضرورت است كه شهر كرج و در واقع جزيي از كل منطقه به حساب مي آيد و در عين حال كه مسير آينده آن بر تحولات منطقه موثر است از تحولات منطقه اي وخصوصيات جديد آن نيز تاثير مي گيرد .