پرورش گوسفند

مواد معدنی
علی رغم وجود تعداد زیادی عناصر معدنی مختلف فقط ۱۵ عنصر از نظر تغذیه حیوانات ضروری می باشند . عناصر معدنی که نقش آن ها در متابولیسم بدن مشخص شده است ، عناصر معدنی ضروری نامیده می شوند . بنابراین احتمال اینکه در آینده برخی عناصر معدنی دیگر ضروری تشخیص داده شوند وجود دارد . براساس میزان تراکم عناصر معدنی ضروری در بدن حیوان و یا مقدار مورد نیاز آن ها در جیره غذایی به دو گروه پر مصرف و کم مصرف تقسیم می شوند :

عناصر پر مصرف : مقدار این عناصر بیش از ۵۰ میلی گرم در کیلو گرم وزن بدن است و شامل کلسیم ، فسفر ، پتاسیم ، سدیم ، کلر ، گوگرد و منیزیم می باشند که در مجموع ۶۹ درصد از عناصر معدنی بدن (خاکستر ) را تشکیل می دهند .

عناصر کم مصرف : مقدار این عناصر در هر کیلوگرم وزن بدن در حالت طبیعی کمتر از ۵۰ میلی گرم می باشد و شامل آهن ، روی ، مس ، مولیبدن ، سلنیوم ، ید ، منگز و کبالت بوده و مجموعا ۱۵ درصد مواد معدنی بدن را تشکیل می دهند .

محل اصلی ذخیره مواد معدنی ، پلاسمای خون و بافت های بدن می باشد . اگر حیوان برای مدتی با جیره های نامتعادل از نظر مواد معدنی (کم یا زیاد ) تغذیه شود ، مقدار آن ها در بدن تغییر می کند که زیاد شدن آن ها سبب مسمومیت و کاهش آن ها سبب پیدایش علائم کمبود می شود .

مهمترین عوامل موثر بر احتیاجات گوسفند و بز از نظر مواد معدنی عبارت از میزان و نوع تولید ، سطح غذای مصرفی، ترکیب شیمیایی عنصر معدنی ، فعالیت فیزیولوژیکی و هورمونی ، مرحله زندگی (حیوان شیرده ، آبستن ، خشک ، پرواری ) آب و هوا ، سن ، جنس ، نژاد ، ناحیه پرورش و نسبت عناصر معدنی دیگر در جیره می باشد . به دلیل وجود عوامل فوق ممکن است یک میزان معین از مواد معدنی در یک شرایط بخصوص سبب کمبود در دامها و در شرایط دیگر سبب مسمومیت آن ها شود . لذا تعادل مواد معدنی در جیره غذایی مصرفی و یا ارزیابی میزان مواد معدنی در علوفه های مراتع برای اطمینان از مقادیر کافی این عناصر باید مورد توجه قرار گیرد . در مورد نقش هر یک از این عناصر به طور مختصر مطالبی به شرح زیر توضیح داده می شود .

 

کلسیم
در بین مواد معدنی موجود در بدن ، بیشترین میزان مربوط به کلسیم است و ۹۹ درصد آن در ساختمان استخوآنها و دندانها و یک درصد آن در مایعات و بافت های بدن وجود دارد . ظهور علائم کمبود کلسیم کند و بطئی می باشد . زیرا بدن از کلسیم ذخیره شده در استخوان ها استفاده می نماید . اگر میزان کلسیم از ۹ میلی گرم در ۱۰۰ سانتی متر مکعب پلاسمای خون کمتر شود ، از علائم کمبود مزمن است . لذا برای جلوگیری از کمبود نباید درصد کلسیم علوفه مورد

استفاده گوسفند از ۳۲/۰ – ۲۴/۰ درصد کمتر باشد . در بره های پرواری که بیشتر جیره غذائی آن ها را دانه غلات تشکیل می دهد ممکن است دو عرضه مختلف یعنی ایجاد سنگ در مجاری ادراری (به دلیل عدم رعایت نسبت بین کلسیم و فسفر ) و کزاز دیده شود . لذا در جیره های غنی از دانه های غلات باید از مکمل های کلسیم استفاده نمود . همچنین بیماری زایمان (فلجی پس از زایمان یا تب شیر ) به علت کاهش شدید کلسیم بدن گوسفند و بز می باشد .

دامهای مبتلا به این عارضه برای مدت ۴۸-۴ ساعت حرکات ناهماهنگ ، لرزش عضلانی و تنفس سریع نشان می دهند .همچنین سر به طرف زمین خم شده و پاهای عقب از هم باز می شود و دام فبج می گردد . در نهایت زبان دام بیرون آمده ، ضربان نبض بسیار تند و ضعیف ، ضربان قلب نامنظم ، نفخ شدید و دام

بیهوش می شود . اگر حیوان در این حالت درمان نشود پس از ۱۴-۱۲ ساعت تلف می شود . بیشتر محققان کاهش شدید کلسیم خون را در هنگام زایمان به علت کاهش جذب کلسیم از روده و عدم استفاده از کلسیم ذخیره موجود در بدن می دانند . اگر چه دلایل زیادی برای این کاهش وجود دارد ولی استفاده مقادیر زیاد جیره های غنی از کلسیم (نظیر یونجه خشک ) در روزهای قبل از زایمان یک عامل مهم آن می باشد . زیرا مصرف مقادیر زیاد کلسیم از طریق جیره غذایی سبب کاهش فعالیت غدد درون ریز (نظیر هیپوفیز ، فوق کلیوی و پاراتیروئید ) شده و آزاد شدن کلسیم ذخیره را دچار اختلال می نماید . خروج مقادیر زیاد

کلسیم از طریق شیر و کاهش کلسیم جیره نیز از عوامل تشدید کننده این عارضه می باشند .
بهترین روش درمان این عارضه تزریق ترکیبات کلسیم دار (نظیر بروگلوکونات کلسیم ، گلوکونات کلسیم ، مپتاگلوکنات کلسیم ) به همراه املاح منیزیم ، فسفر و گلوکز است . تزریق وریدی محلول ۲۰ درصد بوروگلوکنات کلسیم به میزان ۳۰۰-۲۰۰ سانتی متر مکعب از بهترین شیوه های درمان است و اثر آن پس از ۳۰-۱۵ دقیقه ظاهر می شود . اگر پس از ۳-۱ ساعت علائم بهبودی مشاهده نشود ، باید پس از ۶ ساعت دیگر تزریق را تکرار کرد و در صورت لزوم به مدت ۳ روز ادامه داد .

برای پیشگیری از این عارضه باید در ۶-۴ هفته قبل از زایمان به تعادل کلسیم و فسفر جیره غذائی توجه نمود. در این زمان بهترین روش عبارت از کاهش میزان کلسیم و افزایش میزان فسفر جیره غذایی است . لذا باید نسبت کلسیم به فسفر جیره غذایی معادل ۱ به ۱ و یا حداکثر ۵/۱ به ۱ باشد . این نسبت سبب افزایش جذب کلسیم از استخوانها می شود . تزریق عضلانی ویتامین d3 حدود یک هفته قبل از زایمان نیز یک روش پیشنهادی برای پیشگیری از این عارضه است .

چون جذب کلسیم در گوسفند بالغ با زیاد شدن مقدار آن در جیره افزایش نمی یابد ، لذا جیره غذائی میشها در اواخر آبستنی باید با اطمینان از تامین احتیاجات میش از نظر کلسیم متعادل شود .

این میزان برای میش های دوقلو و تک قلوزا در ماه چهرم آبستنی به ترتیب ۵۰ و ۳۶ میلی گرم و در ماه پنجم آبستنی ۷۱ و ۵۰ میلی گرم به ازای هر کیلو گرم وزن زنده در روز می باشد . احتیاجات میش های شیرده به کلسیم حدود دو برابر بیش از مقادیر فوق است . تحقیقات نشان می دهد توانائی میش هایی که با سطوح زیاد کلسیم در زمان آبستنی تغذیه می شوند ، نسبت به میش هایی که کلسیم کمتر مصرف می کنند ، در حفظ سطوح مناسب کلسیم در زمان زایمان و شیردهی کمتر است .

بیماری های دیگری نظیر نرمی استخوان در دامهای جوان (ریکتز ) ، نرمی استخوان در دامهای بالغ (استئومالاسی )و پوکی استخوان (استئوپوروزیس ) از جمله عوارضی هستند که به سبب نارسایی در سوخت و ساز کلسیم ، فسفر و ویتامین D حادث می شوند .
حبوبات و علوفه یونجه منابع غنی از کلسیم هسستند . ولی ارزانترین منبع کلسیم سنگ آهک خرد شده است که دارای ۳۸ درصد کلسیم می باشد و به عنوان مکمل استفاده می شود .

فسفر
بعد از کلسیم فراوانترین عنصر معدنی موجود در بدن فسفر می باشد و ۸۵-۸۰ درصد آن در ساختمان استخوان و دندانها می باشد . کمبود فسفر بیش از سایر عناصر معدنی سبب ایجاد اختلالات تغذیه در حیوانات (بویژه در مرتع ) می شود . بروز کمبود فسفر در گاو بیشتر از گوسفند و بز است . زیرا گوسفند و بز به هنگام چرا بر حسب عادت خود قسمت های جوان خود و در حال رشد گیاه را که از نظر فسفر غنی است مصرف می نمایند . فسفر نیز مانند کلسیم برای تشکیل استخوانها لازم است و کمبود آن در حیوانات جوان و مسن به ترتیب سبب بیماری ریکتز و استئومالاسی می شود . همچنین در بیشتر موارد عارضه گنده خواری یا پیکا را نتیجه کمبود فسفر می دانند . در این بیماری حیوان فاقد اشتها بوده و به جویدن چوب ، استخوان ، پارچه ، پلاستیک و سایر اجسام خارجی تمایل دارد .

اگر میزان فسفر خون کمتر از ۴ میلی گرم در ۱۰۰ سانتی متر مکعب پلاسمای خون شود ، نشانه های کمبود آن ظاهر می شود . برای جلوگیری از این امر علوفه مورد مصرف گوسفند در زمان آبستنی و شیردهی باید به ترتیب دارای ۲۴/۰ و ۲۹/۰ درصد (براساس ۱۰۰ درصد ماده خشک ) باشد . همچنین باید نسبت مناسب بین کلسیم و فسفر جیره مورد توجه قرار گیرد . اگر نسبت کلسیم به فسفر برای مدت زیادی کمتر از ۲ باشد ، سب تشکیل سنگ در دستگاه ادرار می شود .

سایر علائم کمبود فسفر عبارت از کاهش چربی انرژی مفید بدن (بعلت نقش فسفر در ساختمان ATP و متابولیسم انرژی ) کندی رشد ، کاهش اشتها ، افسردگی ، ناتوانی ، کاهش میزان شیر ، تولید نوزاد ضعیف و ظاهر ژولیده می باشد .

دانه های غلات و فرآورده های فرعی آن ها ، برگ علوفه ها ، پودر ماهی و شیر بهترین منابع فسفر هستند ولی مقدار آن در علوفه و انواع کاه بسیار کم است . برای استفاده از مکمل های فسفر (نظیر مونو و دی کلسیم فسفات ) برای دامهایی که در مرتع چرا می کنند ، می توان آن ها را با نمک مخلوط کرد و در اختیار دامها قرار دارد .

کلرو سدیم
یون سدیم ، کاتیون اصلی مایع خارج سلول است . سدیم به آسانی از دستگاه گوارش جذب شده و دفع آن از طریق ادرار و به مقدار کم از طریق مدفوع و پوست می باشد . دفع سدیم از راه کلیه ها به شکل کلرور یا فسفات است . مهمترین وظیفه سدیم در بدن ، تنظیم فشار اسمزی و انتقال آب در مایعات داخل و خارج سلول است . بطوریکه با کاهش میزان سدیم ، آب بدن کاهش یافته و با افزایش آن ، آب بدن زیاد می شود . بنابراین کمبود سدیم در جیره غذایی سبب کاهش فشار اسمزی و کاهش آب بدن می شود . همچنین کاهش رشد ، کاهش مصرف انرژی و کاهش تجزیه پذیری و مصرف پروئتین های هضم شده است . به همین دلیل در اکثر جیره های غذائی دارای نمک کم عامل اصلی محدود کننده سدیم است و کلر نقش کمتری است .

کلر آنیون اصلی مایع خارج سلولی است . دفع کلر از بدن از طریق ادرار و بخشی نیز از طریق مدفوع ، ترشحات پوستی و شیر است . کلر همچنین به صورت اسید کلریدریک و نمک کلراید نقش مهمی در ترشح اسید معده برای هضم مواد مغذی دارد . اسهال و استفراغ سبب کاهش آب بدن و یون کلر می شود . منبع اصلی و مکمل دو عنصر کلر وسدیم نمک طعام می باشد . کمبود نمک در جیره غذایی سبب کاهش مصرف غذا و آب گردیده و در نتیجه تولید شیر و سرعت

رشد نیز کاهش می یابد . در صورت کمبود شدید نمک ممکن است دامها به هرزه خواری عادت نموده و گیاهان سمی را مصرف نمایند . تجربه نشان می دهد مصرف مقادیر زیاد نمک در ماه پنجم آبستنی در گوسفند و بز سبب سقط جنین و در زمان فحلی باعث عدم آبستنی می شود . هر چند این دو موضوع از لحاظ علمی ثابت نشده است ولی در زمان مصرف نمک در این مراحل حساس باید جانب احتیاط را حفظ نمود . تعیین میزان دقیق نمک مورد نیاز با توجه به شرایط فیزیولوژیکی و فعالیت حیوان مشکل است . برای تامین احتیاج دامها از نظر نمک موارد زیر توصیه می شود :

در شرایط چرای آزاد نیاز روزانه هر میش ۱۰ گرم می باشد .
در شرایط تغذیه دستی مقدار مناسب نمک ۰/۵ درصد ماده خشک جیره است . در تغذیه بره های پرواری بهتر است نمک به میزان ۱ درصد به کنسانتره اضافه شود .
معمولا در پرورش سنتی پودر نمک هر چند روز یک نوبت در آخور روی تخته چوب و یا ورقه های فلزی در اختیار دامها قرار داده می شود و مخلوط نمودن نمک با جیره غذائی مرسوم نیست . این عمل بهتر است هر دو روز یک نوبت انجام گیرد تا دامها به میزان مورد نیاز نمک مصرف کنند . در مرتع و چراگاه نمک بر روی تخته سنگ های صاف و تمیز در اختیار دامها قرار می گیرد . لذا در هنگامی که نیاز به جمع آوری سریع دامها برای واکسیناسیون و سایر عملیات بهداشتی

باشد ، می توان از این روش برای سهولت جمع آوری دامها استفاده نمود . تجربه نشان می دهد بهترین روش استفاده از نمک در تغذیه دامها قرار دادن سنگ نمک در آخور دامها و یا محل استراحت آنها در مرتع می باشد . زیرا هر دام به میزان نیاز بدن نمک مصرف می نماید . در روش های دیگر ممکن است دام به میزان کم و یا زیاد نمک دریافت نماید که در هر حال سبب اختلال در وضعیت طبیعی بدن می شود . البته اگر در هنگام مصرف زیاد نمک آب به میزان کافی در اختیار دامها قرار داده شود ارضه خاصی ضاهر نمی شود . برخلاف تصور استفاده از سنگ نمک سبب شکستگی دندان نمی شود .

 

پتاسیم
این عنصر کاتیون اصلی مایع درون سلول است . پتاسیم مورد نیاز دامها از غذا تامین می شود و جذب آن نیز از دیواره روده انجام می گیرد . پتاسیم جذب شده از طریق خون به کبد منتقل می شود . ولی بیشترین مقدار آن در ماهیچه می باشد . مهمترین وظیفه پتاسیم تحریک در بعضی از سلول ها بویژه سلول های ماهیچه است . میزان این تحریک بستگی به میزان پتاسیم داخل و خارج سلول داشته و برای تحریک رشته های عصبی در ارتباط نزدیک کلسیم می باشد .یون پتاسیم در تشکیل و تجزیه انرژی زیاد ترکیب های فسفات ، نقش مهم دارد . همچنین شرکت در سوخت وساز ساکاریدها ، تنظیم فشار اسمزی درون سلول ، تعادل اسید و باز ، تقسیم سلول و ایجاد کشش طبیعی در ماهیچه از دیگر وظایف پتاسیم است .

به علت تراکم زیاد پتاسیم در گیاهان و غلات به ندرت عوارض کمبود آن مشاهده می شود .
ولی احتمال کمبود آن در اواخر فصول خشک ، زمستان و خشکسالی ها وجود دارد . با کاهش میزان پتاسیم در خون ، پلاسما و گلبول های قرمز علائم کمبود آشکار می گردد. این علائم شامل کاهش مصرف غذا ، کاهش وزن ، عدم حساسیت به تنش ها ، تشنج ، فلجی و مرگ است .

میزان پتاسیم مورد نیاز برای رشد بره های شیر خوار و پرواری ۰/۵ درصد ماده خشک جیره است . به علت دفع پتاسیم از طریق شیر مقدار احتیاجات دامهای شیرده بیشتر و معادل ۰/۸-۰/۷ درصد ماده خشک جیره است که ه هنگام تنش تا دو برابر حالت عادی توصیه می شود . میزان پتاسم موجود در اکثر غلات و علوفه های جوان به ترتیب حدود ۰/۴ و ۱ درصد می باشد ولی این مقدار در علوفه های دارای رشد کامل و همچنین زمانی که قسمت عمده جیره غذایی بره های پرواری را دانه غلات تشکیل می دهند ، استفاده از مکمل های پتاسیم (نظیر کلرور پتاسیم و سولفات پتاسیم ) توصیه می شود .

گوگرد
عنصر گوگرد حدود ۰/۱۵ درصد وزن بدن را تشکیل می دهد . و عمدتا در ساختمان اسید آمینه های دارای گوگرد (یعنی متیونین ، سیستین و سیستئین ) ، بعضی از ویتامین های گروه B (نظیر بیوتین و تیامین ) و کوانزیم A موجود می باشد . چون عمدتا گوگرد مورد نیاز از طریق مصرف پروتئین تامین می شود ، لذا کمبود گوگرد می تواند در اثر کمبود یک پروتئین باشد . جذب سولفات معدنی از دستگاه گوارش بسیار کم است . لذا گوگرد معدنی موجود در بدن کم است . گوگرد معدنی برای جلوگیری از افزایش نیاز به اسید آمینه های ضروری گوگرد دار مورد نیاز است که نسبت ازت آن به گوگرد معادل ۱۴ به ۱ می باشد . برای این منظور باید مقدار ازت قابل تجزیه در شکمبه در عدد ۰/۰۷ ضرب شود . تحقیقات نشان می دهد استفاده از گوگرد در هنگام استفاده از ازت غیر پروتئینی سبب افزایش مصرف و هضم غذا ، رشد پشم و مو و افزایش وزن می شود .

مقداری از گوگرد که از طریق متیونین برای بدن تامین می شود بیشتر از سایر مکمل های گوگرد دار است . سولفات گوگرد و سولفات سدیم در رتبه های بعد از متیونین قرار دارند . بطوریکه میزان گوگردی که از سولفات سدیم مورد استفاده قرار می گیرد ۸۰ درصد گوگرد متیونین است . چون جذب گوگرد معدنی از دستگاه گوارش کم است لذا مصرف زیاد گوگرد سبب مسمومیت می شود . بطوریکه مقدار ۰/۴ درصد سولفات سدیم در ماده خشک جیره حداکثر مقداری است که گوسفند در برابر آن مقاومت می کند .