مقدمه
۱- بررسي همه جانبه محيط كار
۱-۱ – تشخيص و شناسايي خطرات
۲-۱ ارزيابي خطرات

۲- تجزيه و تحليل حوادث به وقوع پيوسته
۱-۲ – مدلهاي ارائه شده در بررسي علل وقوع حوادث
۲-۲ – مدل TMEPM
3-2 – مدل دامنه هاينريش

۳- تشكيلات كنترل و نظارت
۱-۳ – بازرسي كار
۲-۳ – كميته هاي حفاظت فني
۳-۳ – مديريت سيستم هاي ايمني و بهداشتي

۴- اقدامات آموزشي
۱-۴ – آموزش و دستورالعمل هاي ايمني
۲ -۴ – انجام مطالعات و تحقيقات
۳-۴ – برگزاري سمينارها و همايش ها

مقدمه
بر اساس تعريف، «حادثه» رويداد پيش بيني نشده و ناخوشايندي است كه فعاليتهاي كاري را دچار وقفه كرده و ممكن است با جراحت يا خسارت مالي نيز همراه باشد. برخي از حوادث، موجب بروز خسارات و آسيبهاي انساني، اجتماعي و صنعتي جدي مي شوند كه اين امر از طريق كاهش راندمان كاري، تأثير معني داري بر بهره وري و توليد خواهد داشت و نكته مهمتر، اثرات سوء اجتماعي و به تبع آن اثرات رواني حاصله بر روي نيروي كار مي باشد.
در هر صورت تكنيكهاي ايمني نشان داده كه ما مي توانيم حوادث را كنترل نموده و از وقوع آنها پيشگيري كنيم. پيشگيري موفق حادثه، حداقل نياز به چهار اقدام اساسي دارد:

۱- مطالعه و بررسي همه جانبه محيط كار
۲- تجزيه و تحليل حوادث به وقوع پيوسته
۳- تشكيلات كنترل و نظارت
۴- اقدامات آموزشي
در ادامه به ارائه توضيحات بيشتري در هر مورد مي پردازيم.

۱- بررسي همه جانبه محيط كار
مطالعه و بررسي از كليه نواحي كاري و عمليات و پروسه توليد جهت شناسايي عوامل ايجاد كننده خطرات، مهمترين اقدام پيشگيرانه، جهت كاهش حوادث ناشي از كار به شمار مي آيد. پس از مطالعه و بررسي و شناخت كامل اين خطرات، اقدامات بعدي شامل ارزيابي و تجزيه و تحليل مخاطرات شغلي مي باشد كه اين تجزيه و تحليل ها، بعنوان روشي براي افزايش دانش پيشگيري از حوادث بكار مي روند.

۱- ۱– تشخيص و شناسايي خطرات
مرحله ابتدايي در پيشگيري از وقوع حادثه، شناسايي خطرات موجود در محيط كار مي باشد. بطور كلي دو نوع خطر در هر محيط كاري موجود است.
الف- خطرات آني كه آثار آن بلافاصله قابل مشاهده و ملموس بوده و منجر به بروز حوادث ناشي از كار مي گردد.
ب- خطرات آتي كه آثار آن بلافاصله قابل مشاهده نبوده و در نهايت منجر به بروز
بيماري هاي شغلي مي گردد.

ما خطرات دسته اول را تحت عنوان خطرات ايمني و خطرات دسته دوم را با عنوان خطرات بهداشتي مي شناسيم. همچنين عوامل ايجاد كننده خطرات نيز شامل موارد ذيل مي باشد:

عوامل فيزيكي، شيميايي ، مكانيكي ، فيزيولوژيكي و بيولوژيكي ، ارگونوميكي و عوامل رواني، كه در هر مورد اگر ميزان عامل توليد كننده خطر بيش از حدود مجاز و استاندارد باشد، مشكلات عمده اي در محيط كار بوجود مي آيد.

در بحث پيشگيري از وقوع حادثه، شناسايي خطرات ايمني مد نظر مي باشد. در اين مورد مي توان با مطالعه و بررسي از كليه نواحي كاري، مراجعه به گزارشات مربوط به حوادث و يا صدمات ناشي از كار، بررسي عمليات و پروسه توليد و مرور گزارشات مربوط به عملكرد ماشين آلات ، مشورت با كارگران، كارفرمايان و اعضاي كميته هاي بهداشت و ايمني… با محدوده و حوزه خطراتي كه افراد در معرض آنها قرار دارند، آشنا شده و در پيشگيري از وقوع آنها اقدام نمود.

همچنين شناسايي خطرات بالقوه محيط كار از اهميت بسياري برخوردار است كه اين امر مبتني بر بررسي ها و مراقبت هاي شغلي و تجزيه و تحليل دقيق خطرات مي باشد.

نكته قابل توجه آنست كه در حين شناسايي، بهتر است از موارد جزئي صرفنظر كرده و توجه خود را بر روي خطراتي كه ممكن است منجر به آسيبهاي جدي شوند، متمركز نماييم.

۲-۱ – ارزيابي خطرات
منظور از ارزيابي خطرات شغلي،‌برآورد ويژگي هاي كمي و كيفي خطر در محيط كار بوده و هدف از اين كار، كاهش حوادث و بيماريهاي شغلي مي باشد.پس از شناسايي خطرات موجود در محيط كار، ارزيابي ريسك آغاز مي شود كه شامل مراحل زير مي باشد:

۱-۲-۱- شناسايي افراد در معرض خطر:
بعضي از كارگران، در معرض خطرات بيشتري قرار دارند كه بترتيب شامل:
الف – كارگران جوان ، كارگران جديد الاستخدام و كارآموزان
ب – كارگران نظافتچي ، ارباب رجوع، پيمانكاران، كارگران بخش تعميرات و بطور كلي افرادي كه به طور دائمي در محيط كار حاضر نيستند ، بدليل شناخت كمترشان از محيط كار و خطرات آن، در معرض حوادث بيشتري قرار دارند.

۲-۲-۱- ارزيابي اقدامات احتياطي و پيشگيرانه موجود:
در اين مرحله، بايد در نظر بگيريم كه چگونه هر خطري ممكن است سبب آسيب ديدگي افراد شود. به اين ترتيب براي ما مشخص خواهد شد كه آيا براي كاهش ريسك به انجام اقدامات اساسي تري نياز است يا خير. همچنين بايد تعيين كنيم كه ريسكهاي موجود بعد از انجام اعمال احتياطي ، تا چه حد باقي مي مانند.

۳-۲-۱- ثبت يافته ها:
يافته هاي مهم حاصل از ارزيابي بايد ثبت گردند كه اين يافته ها شامل خطرات عمده و همچنين خطرات مهمي كه افراد بيشتري در معرض آنها قرار دارند و نيز نتايج
ارزيابي هاي صورت گرفته بر روي آنها مي باشد.

۴-۲-۱- حذف خطرات
آخرين مرحله در ارزيابي و تجزيه و تحليل خطرات، تعيين روشهايي جهت حذف و يا كنترل مخاطرات شناسايي شده مي باشد. جهت حذف خطرات مي توان تكنيكهاي زير را بكار برد:
الف – انتخاب يك مرحله مجزا و جديد به جاي مراحل خطرناك
ب- اصلاح مراحل موجود.
ج – جايگزيني مواد خطرناك و سمي با مواد كم خطر
د – اصلاح و يا تغيير ابزار و تجهيزات مصرفي خطرناك
در اين مرحله ، هدف حذف كامل خطرات موجود مي باشد؛ اما در مواردي كه چنين امري غير ممكن به نظر مي رسد، بايد سعي در كنترل خطرات و به حداقل رساندن احتمال آسيب ديدگي افراد شود. در اين مورد مي توان از روشهايي نظير گذاشتن حصار در محلهاي خطرساز، نصب علايم خطر، حفاظ گذاري ماشين آلات، استفاده از لوازم حفاظت فردي، كاهش زمان تماس و مواجه با عوامل خطر ساز و … اشاره نمود.

در ذيل برخي از رايج ترين علل وقوع حوادث شرح داده شده است:

رديف اعمال ناايمن رديف شرايط ناايمن
۱ سهل انگاري و بي احتياطي ۱ عوامل محيطي كار
۲ قصور در انجام وظيفه الف – عوامل مكانيكي شامل: (استفاده از دستگاههاي بدون حفاظ يا داراي حفاظ ناقص – نقص فني تجهيزات – ابزار يا ماشين آلات)
۳ كار با ماشين با سرعت غير مجاز ب – عوامل فيزيكي شامل نور و روشنايي – سر و صدا – ارتعاش – گرما – سرما – الكتريسيته – تشعشعات يونيزاسيون و غيز يونيزاسيون و غيره.
۴ تنظيم و تعمير دستگاه در حين كار ج – عوامل ارگونوميلي – عدم تطابق فرد با ماشين و كار
۵ شوخي در هنگام كار د – عوامل بيولوژيكي وجود آلاينده هاي بيولوژيكي در محيط كار – ميكروبها و انگلها
۶ عدم استفاده از وسايل استحفاظي انفرادي هـ – عوامل شيميايي شامل دود – گرد و غبار – گازها و بخارات سمي – مواد قابل اشتعال و انفجار و سوزاننده و خورنده

۷ نقص جسماني ز – عامل رواني – افسردگي و غيره
۸ خستگي مفرط ۲ عدم آموزش كارگر توسط كارفرما
۹ نقص رواني ۳ عدم نظارت كارفرما بر كار كارگر

۱۰ از كار انداختن طرحهاي ايمني ۴ عدم در اختيار قراردادن وسايل و امكانات حفاظتي
۱۱ بكارگيري تجهيزات معيوب يا ناايمن ۵ صدور دستور غلط توسط مافوق
۱۲ كاركردن به شيوه نا امن مثل بلند كردن ناايمن بار تماس با مواد خطرناك يا قرار گرفتن زير بارهاي معلق
۱۳ حركات خطرناك مثل دويدن – توقف ناگهاني – پرت كردن اشياء و غيره
۱۴ دخالت در كار ديگران

۲-تجزيه و تحليل حوادث به وقوع پيوسته
يكي از اقدامات اساسي جهت پيشگيري از حوادث، تجزيه و تحليل حوادث به وقوع پيوسته و بررسي علل وقوع آنها براي پيشگيري از بروز حوادث مشابه مي باشد. به طور عمده دو عامل در وقوع حادثه نقش اصلي دارند كه عامل اول را تحت عنوان اعمال نا ايمن و ديگري را با عنوان شرايط ناايمن مي شناسيم.
در مورد اول (اعمال ناايمن)، افراد در وقوع حادثه نقش اصلي را ايفا مي كنند و در مورد بعدي (شرايط ناايمن) ، محيط و ساير عوامل خارجي بعنوان علت اصلي وقوع حادثه شناخته مي شود. بر اساس آمار، ۸۸% حوادث، سهم انساني داشته و تنها ۱۲% آنها بر اثر عوامل محيطي رخ مي دهند.

۱- ۲– مدلهاي ارائه شده در بررسي علل وقوع حوادث:
روشهاي مختلفي به منظور تجزيه و تحليل حوادث در دسترس بازرسان مي باشد كه انتخاب يك روش خاص به هدف و جهت بررسي و رسيدگي بستگي دارد، در اين زمينه مدلهاي گوناگوني نيز در بررسي علل وقوع حوادث مطرح شده است كه شامل مدلهاي E3 و M4، TMEPMو Heinrich,s Domino مي شود.
– در مدل M4 ، چهار فاكتور: Man (انسان و كليه فاكتورهاي انساني) ، Machine (ماشين آلات) ، Material (عوامل محيطي و فرايند و مواد كاربردي ) و Management (مديريت) به عنوان عوامل مؤثر در وقوع حادثه مطرح شده اند.

– در مدل E3 ، عدم توجه به سه فاكتور زير به عنوان علل اصلي وقوع حادثه به شمار مي آيند:
Education (آموزش) ، Emgineering (اقدامات مهندسي)و Enforcement (اعمال قوانين ايمني و بهداشتي).
– مدل TMEPM نيز عوامل وقوع حادثه را در پنج دسته زير تقسيم بندي
مي كند:

Task (وظائف محوله به كاركنان) ، Material (وسايل و تجهيزات و مواد كاربردي) ، Environment (محيط كار)، Personal (مسائل شخصي كاركنان) و Management‌ (مديريت)
در ادامه به تشريح عوامل مؤثر در وقوع حادثه بر اساس مدل TMEPM و هاينريش مي پردازيم:

۲-۲- مدل TMEPM.
:Task
به عنوان اولين فاكتور در بررسي حوادث، طريقه انجام كار در زمان وقوع حادثه بررسي مي شود و بازرس يا اعضاي گروه بازرسي و تحقيق پاسخ سؤالاتي نظير سؤالات زير را جستجو خواهند كرد:
– آيا از يك دستور كار ايمن استفاده شده است؟
– آيا شرايط ايمن به مرور زمان به شرايط نا ايمن تغيير يافته است؟
– آيا ابزار و وسايل مناسب در دسترس بوده است؟
– آيا از وسايل مناسب استفاده شده است.
– آيا تجهيزات ايمني سالم بوده اند؟
– آيا در مواقع لزوم از حفاظ هاي مناسب استفاده مي شده است؟
– به دبنال اكثر اين سؤالات ، پرسش مهم ديگري كه مطرح مي شود اين است كه : اگر پاسخ منفي است ، علت چه بوده است؟

وسايل و تجهيزات كار – Material
براي يافتن عوامل مؤثر در وقوع حادثه كه ازتجهيزات و وسايل مورد استفاده ناشي مي‌شوند، بازرسان بايد پاسخ سؤالات ذيل را جستجو نمايند:
– آيا در كارگاه، تجهيزات و دستگاه هاي داراي نقص فني، موجود است؟
– علت خرابي و از كار افتادن دستگاه چه بوده است؟
– آيا در طراحي ماشين آلات دقت لازم بعمل نيامده است؟
– آيا در كارگاه از مواد مضر و خطرناك استفاده شده است؟
– آيا ماهيت خطر ساز بودن اين مواد براي كارگران شناخته شده است؟

– آيا ماده جايگزين كه خطر كمتري داشته باشد، موجود مي باشد؟
– آيا مواد اوليه مصرفي استاندارد مي باشند؟
– آيا كاركنان بايد از وسايل حفاظت فردي استفاده كنند؟
– آيا وسايل حفاظت فردي در اختيار كاركنان بوده است؟
اگر در هر مرحله مشخص شود كه شرايط نا ايمن در محيط كار وجود داشته، بازرس بايد علت اين امر را شناسايي كند.

Environment
محيط فيزيكي و به ويژه تغييرات ناگهاني حادث شده در محيط كار، فاكتورهايي هستند كه نياز به شناسايي دارند.
چيزي كه مهم است ، شرايط حاكم در زمان وقوع حادثه مي باشد، نه شرايطي كه در حالت عادي و معمول هميشگي حاكم بوده است. به عنوان مثال لازم است گروه تحقيق و بازرسي موارد ذيل را مورد بررسي قرار دهد:
– شرايط آب و هوايي (جوي) چگونه بوده است.

– آيا حادثه ناشي از شرايط نابسامان موجود در كارگاه بوده است؟
– آيا محيط خيلي سرد و يا خيلي گرم بوده است؟
– آيا در محيط كار سرو صداي زيادي وجود داشته است؟
– آيا در محل كار نور كافي وجود داشته است؟
– آيا در محيط كار مواد سمي يا گازهاي خطرناك، گرد و غبار يا دمه فلزي (Fume) وجود داشته است؟

personal
شرايط فيزيكي و رواني هر يك از افرادي كه مستقيماً درايجاد حادثه دخيل بوده اند بايد مورد بررسي قرار گيرد. هدف از اين تحقيق ، سرزنش اشخاص نيست، اما نكته مهم آن است كه اين تحقيق بدون بررسي ويژگي هاي شخصيتي كاركنان، كامل نخواهد شد.
در ذيل، به نمونه اي از سوالات مطرح شده در اين زمينه اشاره شده است:
– آيا كارگران در كاري كه انجام مي دادند تجربه داشته اند؟
– آيا آموزش مناسبي ديده اند؟
– وضعيت سلامتي آنها چگونه بوده است؟
– آيا آنها خسته بوده اند؟
– آيا آنها تحت استرس هاي كاري يا شخصي قرار داشته اند؟

Management
مسئوليت قانوني ايجاد شرايط ايمن در محل كار با مديريت است و در نتيجه نقش سرپرستان و مديران رده بالا، هميشه بايد در تحقيق حادثه مورد توجه قرار گيرد.
پاسخ به سؤالات مطرح شده قبلي به لحاظ منطقي منجر به پرسش هاي بيشتري نظير سؤالات ذيل مي شود:
– آيا دستورات ايمني به كاركنان ابلاغ شده است و همه كاركنان از آنها مطلع هستند؟
– آيا طريقه انجام كار بصورت مدون دردسترس كاركنان مي باشد؟
– آيا كارها مطابق دستورالعمل به اجرا در آمده اند؟
– آيا نظارت مناسبي در امر اجرا، اعمال شده است؟

– آيا كارگران براي انجام كار آموزش ديده اند؟
– آيا برنامه اي جهت رفع مشكلات وجود دارد؟
– آيا شرايط نا ايمن موجود، تصحيح شده است؟
– آيا سرويس هاي تعمير و نگهداري بصورت دوره اي و منظم انجام گرفته است؟
– آيا بازرسي هاي منظم دوره اي انجام شده است؟

۳-۲- مدل دامنه هاينريش (Heinrich,s Domino)
همانطوريكه مستحضريد علل عمده بروز حوادث مربوط به عملكرد غير ايمن افراد و شرايط غير ايمن محيط كار مي باشد.
در مدل دامه كه توسط هاينريش ارائه گرديده و يك مدل بالنسبه پذيرفته شده تلقي مي گردد، بروز حادثه يك فرآيند محسوب مي شود كه ۵ عامل در ايجاد آن دخالت دارد.
۱- سابقه اجتماعي و محيطي فرد
۲- اشتباه فرد
۳- عمل غير ايمن فرد و خطر فيزيكي و مكانيكي موجود در محيط كار (شرايط غيرايمن)
۴- حادثه
۵- آسيب
حادثه اي ايجاد نمي گردد مگر اينكه كليه عوامل فرق بر روي هم تأثير بگذارند.
فردي متأثر ازعوامل اجتماعي يا محيطي چنانچه اشتباهي مرتكب شود كه در نتيجه آن عمل غير ايمني انجام دهد يا با خطرات فيزيكي و مكانيكي مواجه شود، در آن صورت دچار حادثه شده و آسيبي به وي وارد مي شود. چنانچه در سلسله عوامل فوق عامل سوم يعني عمل غير ايمن و شرايط غير ايمن را حذف كنيم، برغم وقوع عوامل اول و دوم حادثه اي بروز نخواهد كرد و آسيبي هم نتيجتاً حاصل نخواهد شد. بنابراين توجه شود كه اگر نقايصي وجود دارد و حادثه اي اتفاق نمي افتد، دليل آن چيست!