گسترش و تجمع توده خشک گندم ARS تحت فشار

خلاصه: تیلرها، ساختارهای مهمی برای گندم می باشند برای اینکه آنها در افزایش تعداد خوشه ها در هر ناحیه تاثیر دارند و محصول دانه افزایش می یابد . فشارها در طول رشد گیاه تاثیر قابل ملاحظه ای بر روی محصول تیلر دارا می باشد . سه آزمایش برای ارزیابی تاثیرات فشارها انجام شده است که ناهمواری عا در عمق بذر پاپشی ، برگ زدایی و تفاوتهای درPH خاک برروی کشت تیلر و تجمع توده خشک کشت گندم تاثیر دارند. آزمایشات در لاگس ، جنوب برزیل در طول

فصول رشد زمستانی از سال ۲۰۰۰تا۲۰۰۱ انجام شده اند . آزمایشات در جعبه های مربع شکل و تحت شرایط طبیعی نور و آبیاری« آبرسانی» انجام شده است.
در اولین آزمایش ،پنج نوع بذر پاشی عمیق با نشان دادن سیستم های گوناگون ناهموار در برآمدگی ساقه گیاه کشت embrapa16 آزمایش شده بودند ، در آزمایش دوم ، دو کشت گندم(brs177وbrs179) برای چهار نوع برگ زدایی اصلی ساقه ارائه شده است. سومین آزمایش تاثیرات سه سطح بهبود خاصیت

اسیدی خاک بر روی الگوی کشت fundacep29 بررسی کرده است . ناهمواری در عمق بذر پاشی ، تناوب جفت دانه ها در عمق ۳سانتی و ۵سانتی کشت دیگر و تجمع توده خشک را کاهش می دهد.
مقدمه

کشت تیلر و ماندگاری کشت گندم کمتر تحت شرایط زمین می باشد.(آلوز۲۰۰۰) فقط محصولات بیشتر داده ها در خرمن بیشتر از ۳۰۰ خوشه m تولید می کنند. برعکس یافتن مزارع گندم با بیشتر از ۶۰۰ خوشه m در ایالت متحده معمول می باشد .(گوس۱۹۹۹) این تعداد توانایی پایین کشت گندم برزیل را تایید می کند یا اینکه شرایط متداول محیطی در جنوب برزیل برای کشاورز مطلوب نمی باشد .

پذیرش کشت کننده، کشت و ماندگاری به شدت رقابت میان گیاهان در محیط بستگی دارد . آزمایشات توسط آلوز(۲۰۰۰) و آلمیرا(۲۰۰۰) انجام شده است . پذیرش تیلر و کشت می تواند خیلی زود در آنتوژنی (درون ژنی) محصول بین کشت دوم و سطح چهارم اتفاق افد . حتی در برآمدگی ساقه گیاه ممکن است محصول کشاورز ، ماندگاری و تاثیر بازده محصول افزایش یابد.

اهمیت یکنواختی در رشد گیاه به اسقرار رقابت و نتیجه آن به برتری اپیکال (apical) مربوط می باشد.
(مرتو۱۹۹۹) برتری اپیکال با مقداری برتابشی نور خورشید و با رابطه بین نور قرمز(R) و نور قرمز- دور (FR) در سایه تحت تاثیر می باشد . (بالار ۱۹۸۷). هردو فاکتور ممکن است در پذیرش کشت کننده و

ماندگاری خودداری کند (جلو گیری کند) و به کشت بستگی دارد . (راج کن واس وانتون۲۰۰۱) سطح رقابت در محیط بین پذیرش تیلر و کشت خارجی همچنین می تواند با سطح برگ گیاه تحت تاثیر قرار گیرد و کاهش در سطح فعال فتونشر ممکن است کربوهیدرات قابل دسترس برای حفظ محصول کشاورز را محدود می کند . آلوز(۲۰۰۰) با مجزا کردن گندم ، جو دوسر گیاه جو متوجه شده است که بریدن یکی ازاولین چهاربرگ ساقه اصلی با پذیرش کشت کننده مداخله نمی کند و نشان می دهد که کاهش سطح برگ با کشت کردن در محیط پایین رقابتی محدود نبوده است. تاثیر برگ زدایی برروی محصول کشت کننده احتمالا در محیط با plm 300 متفاوت خواهد بود. در جائیکه سطح رقابت بیشتر می باشد همزمانی بین ساقه اصلی و میزان رشد کشت کننده شرایط اساسی برای ماندگاری

کشت کننده می باشد (وبتو۱۹۹۴) ساقه اصلی و کشت کننده ها میزان یکسانی از رشد را تحت شرایط مطلوب را ارائه می دهند .(ماسل ۱۹۸۵) خاکهای اسیدی و مسموم به آلومینیوم دو فاکتوری هستند که رشد ریشه و جذب محدود مواد غذایی را کنترل می کنند. (ارنانی۲۰۲). محدودیتهای کاشتن به PH پایین خاک تحمیل می شود و ممکن است غیر همزمانی بین ساقه اصلی و میزان تجمع توده خشک کشت کننده افزایش یابد ، که به بازداری (فرونشانی) کشت کننده منجر می شود.

ناهمواری در عمق بذر پاشی، خاکهای اسیدی و افزایش سطح برگ منجر به این می شوند که حشرات به گندم در حال رشد در برزیل فشار وارد کنند . اهمیت هر یک از این فشارها برروی محصول کشت کننده برای دستیابی به شرایط مزرعه مشکل می باشد ، برای اینکه آنها غالبا با متغیرهای کنترل نشده دیگر به صورت به صورت متقابل عمل می کنند . هدف از ارزیابی این کار این است که تحت شرایط کنترل شده محیطی ، تاثیرات مجزا شده از فشارها با متغیرها در عمق بذر پاشی، برگ زدایی و تفاوت ها در PH خاک برروی کشت، کشت کننده و تجمع توده خشک، کشت گندم نتیجه می شود.
مواد و روش ها

این سه آزمایش در لاگس ، se ، برزیل ( s30ُ ُ۲۷۵۲ و wُ ُ۲۰ ُ۱۸ ۵۰) در طول فصول رویش از سال۲۰۰۰و۲۰۰۱ انجام شده بودند.آزمایشات در جعبه های مربع به عرض m2/1 و ارتفاعcm30 تحت شرایط طبیعی نوردهی وبا آبیاری اجرا شده بودند ، جعبه ها با خاک haplumbrept وبا PH = 0/6 پر شده بودند، در جائیکه PH خاک بر طبق هر عملکردی تعیین شده بود.

n وp وk بر طبق توصیه های کامیسائو برزیلی انجام شده بود(۱۹۹۵).
هر جعبه شش ردیف بذر افشانی شده بود که از شمال به جنوب تطبیق داده شده بود .دو ردیف خارجی کناره ها بودند. چهارردیف مرکزی جواب متقابل عملکرد را تشکیل می دادند. (آزمایشات ۱و۲). در آزمایش ۳ همه جعبه به عنوان جواب متقابل، جایگذاری ۳ جواب متقابل در هر عملکرد مورد توجه قرار گرفته بودند، بذر های بیش- جوانه- زده ، وقتی که ریشه اولیه زایشی از بذر بیرون آمده بود ، در جعبه ها کاشته شده بودند . فاصله بین دو گیاه مجاور در ردیف در آزمایش ۱، ۵/۱ سانت بوده است.

در آزمایش ۲و۳ فاصله گیاهان ۷/۱سانت بوده است.در هر سه آزمایش فضای ردیف ۲۰ سانت بوده است. در آزمایش ۱ بذر افشانی برروی ۰۱/۲۶/۵ کشت۱۶embrapa استفاده شده انجام شد و ۵ عمق بذر افشانی را ارزیابی کرده است . طرح کامل آزمایش تصادفی مورد استفاده قرار گرفته بود. آزمایش ادامه عملکردها: یکنواختی عمق بذر افشانی ۳ سانت؛ نا برابری(ناهمواری) عمق بذر افشانی ، قرار دادن دانه ها به طور متناوب در عمق ۳سانتی و ۴سانتی ، ناهمواری عمق بذر افشانی، قرار دادن دانه ها به طور متناوب در عمق ۳سانتی و ۵سانتی ، ناهمواری عمق بذر افشانی ، قرار دادن جفت های بذر در عمق مشابه (دو دانه در ۳ سانت ، بعد ۲تا در ۴ سانت قرار گرفته است.) پانزده گیاه در هر ۳۳ روز بعد از بذر افشانی برداشت شده بودند، یعنی وقتیکه آنها در مرحله ۱/۵ نمودار haun بوده اند. اندازه گیری های بعدی انجام شده بودند :

a) تجمع توده خشک : کشت کننده ها و ساقه اصلی در طول برداشت محصول مجزا شده بودند، و در کیف ها کاغذی متفاوتی قرار داده شده اند و در cًٌ۶۰ خشک شدند. بعداز بدست آمدن وزن واقعی ، کشت کننده ها، ساقه اصلی وکل توده خشک تعیین شده بودند .
b) محصول کشت کننده: تعداد هرنوع کشت کننده و تعداد کل محصول کشت کننده فقط قبل از برداشت محصول با محاسبه کشت کننده های مشهود برروی هر برگ axy1 سنجیده شده بودند.

آزمایش ۲ با مقایسه دو کشت گندم در شرایطی از توانایی کشت انجام شده بود .(۱۷۷brs، ۱۷۹brs). هردو کشت برای دونوع متفاوت برگ زدایی ساقه اصلی انجام شده بود . بذر افشانی در ۲۰۰۱/۲۳/۵ در مقایسه عمق ۳سانتی انجام شده بود . برآمدگی ساقه گیاه چهار روز بعد نمایان می شود . جدول۵×Az فاکتوریل، که به طور کامل طرح تصادفی مورد استفاده قرار گرفته بود . عملکردهای بعدی آزمایش شده بودند: کنترل (بدون برگ زدایی)و برگ زدایی ۱: بریدن اولین برگ ساقه اصلی در مرحله ۱۰۱ نمودارhaun ، برگ زدایی ۲: بریدن دومین برگ ساقه اصلی در مرحله ۱۰۲؛ برگ زدایی ۳: بریدن سومین برگ ساقه اصلی در مرحله ۱۰۳، برگ زدایی ۴: بریدن اولین برگ در مرحله ۱۰۱ و دومین در مرحله ۲۰۱٫

 

بیست و پنج گیاه در هر دو دوره، ۵۳ روز بعد ازبرآمدگی ساقه ، در مرحله ۵۰۵ نمودارhaun برداشت شده بودند . تجمع توده خشک و محصول کشت کننده به عنوان توضیح اولیه مورد بررسی قرار گرفته بودند.

آزمایش ۳ شامل کشت ۲۹fundacep می باشد که در ۶ جولای ۲۰۰۰ کاشته شده بود. خاک استفاده شده در این آزمایش مشخصه های بعدی را نشان می دهد g kg400 خاک رس و آب ۷/۴ –ph و mg kg 3/2- p و mg kg 24- k و g kg6/2-om و kg1و cm3/3-1A و kg1cmo6/1- mg+ca. مقادیر برابر با kg ha150 از p2 o5 و k2 o برای خاک در هر واحد آزمایشی در روز کشت به کار برده شده بودند.

طرح عمده کامل تصادفی با سه عملکرد مورد استفاده قرار گرفته بود . سه سطح بهبود خاصیت اسیدی خاک مورد ارزیابی قرار گرفته بودند. خاک اسیدی غیر آهکی ؛ ۴/۱ میزان آهک برای بالا بردن ph آب خاک به ۶، که بر طبق توضیحات کومیسائو برزیلی می باشد(۱۹۹۵).
گیاهان در مرحله ۶۰۵ نمودار haun در ۱۲ سپتامبر برداشت شده بودند . بیست گیاه در هر دوره برداشت شده بودند . تجمع توده خشک و محصول کشت کننده بعد از فرایندهای مشابه توضیح داده شده قبلی بررسی شده بودند.

اسامی استفاده شده برای تعیین برگها و کشت کننده ها در همه آزمایشات از ماسل(۱۹۸۵) بوده است. کشت کننده ها با متن T نامگذاری نشده بودند. با تعدادی از برگهایی که از آن به وجود آمده بودند ، دنبال شدند. علفهای هرز، ذبیماریها و حشرات د رهمه واحدهای آزمایشی کنترل شده بودند ، بنابراین آنها در رشد محصول دخالت نکرده اند . تجزیه و تحلیل تغییر پذیری بصورت مجزا برای هر آزمایش انجام شده بود. مقادیر F به طور عمده در سطح ۰۸/۰>P مورد توجه قرار گرفته بودند . تفاوتهای بین عملکردها با استفاده از آزمایش Duncan در ۰۵/۰>p مقایسه شده بودند.
نتایج و توضیحات

فشارهای ایجاد شده با ناهموری در عمق بذر افشانی ، برگ زدایی ساقه اصلی و عدم اصلاح کامل خاصیت اسیدی خاک کشت و زرع کشت کننده و تجمع توده خشک را تحت تایر قرار می دهد. (جدول ۱،۲،۳). در آزمایش۱، دانه ها نزدیک به سطح خاک قرار می گیرد که معکولا زودتر نمایان می شوند، که گیاهان«بارز» تولید می شوند . دانه هایی که در عمق بیشتر خاک قرار می کیرند زمان بیشتری را برای نمایان شدن ،
می گیرند که گیههان «بارز» را به وجود می اورند.ظهور ناهمواری کاشتن را در عملکردهایی با دو dominant+و دو گیاه dominant در هر ردیف محدود کرده است.(جدول ۱).
عملکردهای ۴و ۵ گسترش کمتری از t1 وt2 وt3 و اختصاص مقدار کمتر خشکی به کشت کننده هم برای dominant و هم برای گیاهان dominant شده در مقایسه با کنترل (حتی عمق بذر افشانی) را ارائه داده اند. برعکس، نسبت بین dominant و گیاه dominmanat در ردیف(عملکردهای ۲و۳) دارای تاثیرات کمتری بر روی توانایی کشت گندم در ارتباط با بذر افشانی یکنواخت می باشد.

مرتو(۱۹۹۹) تاریخ های بذر افشانی در داخل ردیف را تغییر داده است ، همچنین متوجه شده است که ، تاخیر ظهور بذر افشان ها باگیاهان زود رس تحت الشعاع قرار گرفته اند که داراری ظرفیت پایین تری برای انباشتگی توده خشک می باشد و برای بدست آوردن محصول و بازده تاثیر دارد . ازاینرو پراکندگی محصول در هر ناحیه به تاثیر کل گروه گیاهان بستگی دارد و ظهور یک گیاه منقطع درمزارع گندم محاسبه شود (توضیح داده شود)

جابه جایی اولین و دومین برگهای ساقه اصلی توده خشک ، کشت کننده ۱۷۷brs و تعداد در آزمایش ۲ را تحت تاثیر قرار نداده است .(جدول ۲) به عبارت دیگر ، پارامترها برای ۱۷۹brs کاهش یافته است . بریدن سومین برگ الگوی کاشت، کشت و کار را در مقایسه با کنترل تغییر نداده است . تفاوتی بین کشت و کارهای تعداد کشت کننده و توده خشک وجود نداشته است. یعنی وقتی که سطح برگ ساقه اصلی حفظ شده بود به عبارت دیگر ، ۱۷۷brs توده خشک کشت کننده بشتر و تعداد بیشتری از ۱۷۹brs را نشان داده است یعنی وقتی که اولین و دومین برگ بریده شده بودند. تجمع کلی توده خشک گیاه بابرگ زدایی، علیرغم

کشت و کار و جابجایی برگ کاهش یافته بود . تاثیرات متقابل برگ زدایی برروی توانایی کشت برای بیرون فرتادن و اختصاص دادن توده خشک به کشت کننده احتمالا به استراتژی ها یمتفاوتی در آنتوژنی ارائه شده توسط هر ژنوتایپی مربوط می باشد که گسترش کشت کننده را تعریف می کند . تناثیر کم بریدن سومین برگ برروی تعدادکشت کننده توضیح می دهد که شرح جدول ۱و۲ گسترش برگ سوم را مشخص می کند و همچنین توسط آلوس (۲۰۰۰) و

آللمدیا(۲۰۰۰) نشان داده شده است. بعضی وقتها عملکرد برگ زدایی مشابه تاثیرات متفاوتی برروی الگوی کشت دارد و به پارامتری بستگی دارد که ارزیابی شده باشد . به این مفهوم که ، بریدن برگ سوم تعداد کشت کننده T2 را برای هردو کشت کاهش نداده است. اما توده خشک کشت کنند T2را کاهش داده است.(جدول ۲) باید توجه کرد چه وقت تجمع توده خشک و

گسترش کشت به طور فردی یا به صورت جمعی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد رفتار آنها می تواند متفاوت باشدکه بستگی به محیطی دارد که گیاهان با آن مواجه می باشند.بنابراین ، اگر در زمان کشت شرایط محیطی مطلوب باشد گیاه تعداد بیشتری تیلر تولید می کند . با این وجود تیلرهای بیشتری لازم نیست در تجمع بزرگتر توده خشک نتیجه شوند ، برای اینکه بعدا در آنتوژنی محصول تعیین خواهد شد و به ظرفیت گیاه برا ی تقسیم مشابه در تیلرها بستگی دارد .
فقدان آهک گسترش و تجمع توده خشک تیلرهای T1 و T2 را کاهش داده است (جدول ۳).استعمال ۴/۱ اندازه آهک مورد نیاز ، افزایش PH آب خاک به ۶ ، الگوی کاشت مشابه را تهیه کرده است که بااندازه سوخت برای تجزیه و تحلیل هر پارامترها به دست آمده است . باید توجه کرد که مرحله گسترش تیلر برای حضور AL قابل تبادل در خاک (مان استوک۱۹۹۹) دارای حساسیت می باشد .

دنبال کردن برای اصلاح کامل خاصیت اسیدی خاک برای به حداکثر رساندن کاشت ۱۶EMBRAPA و تجمع توده خشک لازم نمی باشد . حذف تاثیرات سمی آلومینیوم برای ریشه ای ذرت با آهک نسبی (جزئی) توسط ارنانی (۲۰۰۲) گزارش شده است.
قویترین فشار کوچکترین گسترش تیلرها (جدول ها ی۱و۲و۳)

به علاوه حذف آسان تیلر ، فشارهای اعمال شده همچنین تعدیل در تقسیم توده خشک گیاه تعیین می شود، که به طور نسبی توده خشک تیلر برای افزایش در نفوذ فشار کاهش می یابد. برای اینکه یک تیلر تولید شود ، باید میزان رشد مشابه ساقه اصلی باشد . (وبتو۱۹۹۴) شرایط محیطی نامساعد معمولا رشد تیلر را در رابطه با ساقه اصلی کاهش می دهد . (آلمیرا۲۰۰۰، آلمیراو مانداستوک۲۰۰۱) نتایج تحقیقات این عقیده را تقویت می کند که شانس تیلرها برای بازده بیشتر محصول تحت شرایط پراسترس کم می باشد.

باید توجه کرد که باید تشابهی بین رشد تیلرها و ساقه اصلی وجود داشته باشد ، بنابراین تیلرها می توانند اساسا محصول زیادی به دست آورند .(وبتو۱۹۹۴، مروتو ۱۹۹۵) آلمیرا(۲۰۰۳ و۲۰۰۲) سوالی را در مورد اهمیت واقعی کاشتن برای بهبود عملکرد گندم تحت شرایط حاکم محیطی در مناطق رشد برزیل جنوبی مطرح کرد.