عصر برنز

 

 

 

 

 

 

 

هم پدیداری افراد برتر در قبیله و هم تغییرات بلند مدت در عصر برنز در شمال اروپا در مقالات اخیر توصیف شده است. در بخش بعدی بعضی از روندهای اصلی که در فرهنگ مواد، استقرار و بوم شناسی منعکس شده اند را بصورت خلاصه بیان میکنیم. مقایسه ای نیز باید با اواخر عصر نوسنگی و اوایل عصر برنز در انگلستان انجام شود که الگوهای مشابهی پدیدار شده اند.

رهبری در حین عصر برنز مرسوم شد. ارباب ها هم بعنوان رهبر جنگ و هم بعنوان رهبر تشریفات مذهبی عمل می کردند؛ زنان ارباب نیز در تشریفات مذهبی نقش داشتند. یک سازمان از نظام اربابی دو طرفه، با دو ارباب مرد غیرمعمول نبود و در دفینه هایی از قبرهایی با دو مرد مشخص می گردد. ارباب های تشریفات مذهبی جنگجویان رده بالا و قوی در اختیار داشتند، اگرچه ماهیت آنها را نمی توان مشخص کرد. به نظر می رسد که طرفین جنگ کوچک بوده باشند، و هیچ فتح قلمرو اصلی و مهمی ثبت نشده است، که در تغییرات سبکی و در اثرات تصنعی فلزی مشخص می گردد. این مناطق سبکی حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ کیلومتر مربع، و ۲۰ تا ۴۰ کیلومتر طول دارند که معمولاً یک یا چند مکان مرکزی نیز دارند. در این منطقه، واحدهای استقرار محلی توسط دسته هایی از تپه ها تعریف می گردند که فقط چند کیلومتر طول دارند. ارباب های عالی مقام در کنترل تبادل برتر فلز در مسافت های طولانی، کالاهای اعتباری و دانش خارجی مربوطه بودند. پیدایش نظام اربابی در حدود ۱۵۰۰ قبل از میلاد، با ترکیب ایدئولوژیکی و نظامی از جنگجویان اشراف سالاری مرتبط بود که از منطقه میسنین و آسیای صغیر تا اروپا و اسکاندیناوی پراکنده شده بود و توسط امتیازات جدید ارباب توصیف می شد که شامل ارابه های جنگی، چهارپایه ها، شمشیرها، چاقو ها و ابرک ها بود.

در سطح محلی، گروه هایی از خانه های خیلی طویل (با طول ۳۰ متر و عرض ۸ متر) به دو یا سه واحد داخلی تقسیم می شدند. برای هر محل سکونت یک یا چند تپه وجود داشت. هر محل سکونت نشاندهنده جمعیت کوچکی بود که رهبر آن نماینده محلی یک پیوند اربابی بود؛ فقط این ارباب ها در تپه ها دفن می شدند. فرض می شود که شعبه های محلی پیوندهای اربابی قبیله مخروطی با یک یا چند ارباب را تشکیل میدادند که توسط تپه ها و محل های سکونت نشان داده می شد. ساختار رتبه بندی شده کلی ارباب ها توسط دسترسی جداگانه به وسایل فلزی نشان داده می شود. دفینه ها سطح دارائی های متفاوتی دارند؛ کالاهای برتر با شمشیر ارباب ها در بالا قرار داشتند، و ابزار معمولی در پایین قرار داشتند. البته تنوع اجتماعی احتمالاً بر مبنای روابط خویشاوندی بدون طبقات اجتماعی واقعی بود. هم مراسم دفن و هم فرهنگ مواد یکنواخت و متناجس بودند و تفاوت های وضعیتی مربوط به تفاوت ها در یک چارچوب فرهنگی و اجتماعی معمول بودند. این الگو از سبک برتر معمول در یک منطقه وسیع همان چیزی است که سبک بین المللی نامیده شده است.

استفاده از زمین ها بر مبنای مالکیت چراگاه های آزاد و میادین دایره ای در یک منظره باز گسترش زیادی پیدا کرده بود. هیچ حدود ثابتی برای زمین ها وجود نداشت که نشاندهنده یک سیستم تصرف زمین ساختاربندی نشده بود، اما منظره توسط تپه ها و ساختمان های مسکونی ساختاربندی شده بود که یک منظره اجتماعی و تشریفاتی را تشکیل میداد که هزارن سال پا بر جا می ماند.

در عصر برنز، هویت های منطقه ای پدیدار شد. فشار و رقابت در حال افزایش بود اما چارچوب فرهنگی کلی هنوز حفظ شده بود. گروه کوچکی از ساختمان های مسکونی و تپه ها در بعضی از مناطق به چشم می خورد که نشاندهنده اشراف سالاری های منطقه ای جدید بود. در ساختمان های مسکونی جدید، خانه ها کوچک تر و زیادتر بودند، که مسلماً نشاندهنده وجود گروه های خانواده ای کوچکتر بود. گوسفند و خوک اغلب در این محل ها نگهداری می شد اما گاو در محل های سکونت ارباب ها مشاهده می شد. وقتی که بعضی از محل های سکونت بزرگتر شدند، گروه بندی های محلی و منطقه ای از ساختمان های مسکونی بوجود آمد. کشاورزی در واکنش به فروافت بوم شناسی و انباشتگی جمعیت توسعه داده شد. همچنین کندن علف های هرز نیز نشاندهنده یک بحران اقتصادی بود که در نهایت باعث سازماندهی مجدد کشاورزی، ساختمان ها و سازمان اجتماعی در اوایل عصر آهن شد.

بگذارید بعضی از دینامیک های بلند مدت ساختار نظام اربابی را بررسی کنیم. سه مرحله بدین شرح وجود داشت: یک مرحله اولیه وقتی که برنز معرفی شد و تغییرات اقتصادی و اجتماعی آماده شدند؛ یک مرحله توسعه وقتی که افراد حاکم برتر پدیدار شدند و از برنز در ساختمان های اعتباری و مصرف برجسته استفاده کردند؛ و مرحله اتحاد وقتی که تداوم موضوع اصلی در دفینه ها و مراسم مذهبی نمایان بود.

اواخر عصر نوسنگی دوره نهایی توسعه ساختمان های مسکونی بود. در قسمت آخر عصر نوسنگی، تبرهایی ساخته شده از برنز وارد شونده و برنز تولید شده در داخل خیلی زیاد بود و بتدریج بصورت گزینه های پرستیژ در آمدند. تبرها هنوز در قبرها دفن نمی شدند. آنها اشیاء سنتی را جایگزین کردند بجای اینکه زمین های جدیدی را مورد استفاده قرار دهند. در حدود ۱۷۰۰ قبل از میلاد، با ظهور عصر برنز، هم اشیاء محلی و هم اشیاء وارداتی بیشتر و متنوع تر شدند.

 

شکل ۲٫۳ – الگوهای سرمایه گذاری در ته نشینی دارائی و در ساخت بناهای تاریخی در عصر برنز

 

نیزه ، دشنه و در آخر هم شمشیر ساخته شد. در این زمان، سیستم ارزش سنتی عصر نوسنگی تضعیف شد. موقعیت های وضعیت جدید و سلاح های کارآمد جدید بتدریج ساخته شدند. اولین دفینه ها با سلاح در اواخر این مرحله ظاهر شد.

مرحله توسعه

ناگهان در دوره حدود ۱۵۰۰ قبل از میلاد، ساختار نظام های اربابی کامل در شمال اروپا ظاهر شد. فرهنگ جدید توسط سبک شمال اروپایی اصلی و مهارت در وسایل فلزی، و توسط ساخت هزاران تپه تاریخی توصیف می شد. در همان زمان، ذخایر تشریفاتی کمیاب شدند. دوره دارائی برجسته از ۱۵۰۰ تا ۱۱۰۰ قبل از میلاد طول کشید. البته تکنیک دفینه ها از به خاک سپاری مرده به سوزاندن مرده تغییر پیدا کرد. مسلماً اینکار ضروری نبود که برتری و دارائی مانند قبلت به رخ دیگران کشیده شود. نظام جدیدی شکل گرفته بود. از لحاظ اقتصادی، بهره برداری گسترده از منظره بتدریج از یک جنگل ترکیبی حاصلخیز با بوته و علف به منظره ای با حاصلخیزی کمتر و علف و خار تغییر پیدا کرد. بنابراین از سال ۱۰۰۰ قبل از میلاد، منظره باز تحت سلطه افراد معمولی وجود داشت؛ چنین منظره ای برای بهره برداری بیشتر خیلی ارزشمند است.

اتحاد و فرولفت

در طی مرحله اتحاد و فروافت، مصرف دارائی خیلی متوجه ذخیره تشریفاتی وسایل ارزشمند و خصوصاً تزئینات زنان و وسایل تشریفاتی بود. دارائی دفینه ها کاهش پیدا کرد. چاقو و انبرک به تجهیزات استاندارد برای مردان رده بالا تبدیل شد. در بعضی از مناطق (خصوصاً در شرق دانمارک) حاکمان برتری پدیدار شدند و قدرت و دارائی خود را توسط ساخت تپه های تاریخی اثبات کردند، اما تأثیر اصلی آنها اتحاد و تداوم است.

در پشت نمای تداوم فرهنگی، پایداری اقتصادی توسط فروافت بوم شناسی و کاهش بهره وری تضعیف شد. در ۱۰۰۰ قبل از میلاد، بعضی از مناطق کاهش ذخایر برنز را تجربه کردند. اشیاء تزئینی برنز در دوره طولانی تری نگهداری می شدند و شکل دهی ابزار از سنگ استخوان یا شاخ گوزن متداول بود.

در همان دوره تشریفات مذهبی برای ارباب های مرد و زن پیچیده تر شد. دارائی از طریق اشیاء  تشریفاتی نشان داده می شد. این انتقال از نمایش به اشیاء تشریفاتی را میتوان بعنوان انعکاس اتحاد و بحران مشاهده کرد؛ حاکمان برتر دیگر برتری خود را در دارائی شخصی و مقام به رخ نمی کشیدند، بلکه بصروت واسط هایی بین مردم و خدا عمل می کردند. در ذخایر تشریفاتی، هدایایی در جبران کمک و پشتیبانی خدایان به آنها اهدا می شد. این شیوه ذخایره میتواند نشاندهنده بحران قانونگذاری در دوره کاهش بهره وری باشد.

در اواخر عصر برنز، ذخایر وسایل تشریفاتی گران متوقف شد. ذخایر فلز کم شد، و سازمان نظام اربابی به نظر می رسید که سقوط کرده باشد. در واقع هیچ سنتی (بجز حلقه های آهنی گردن) به عصر آهن ادامه پیدا نکرد. در شکل ۲٫۴ من خلاصه ای از پارامترهای سیستم اصلی و روابط متقابل آنها برای اثبات پیچیدگی یا چند سببی بودن تغییر را نشان داده ام. علیرغم تغییرات زیاد، سازمان نظام اربابی بدون تکامل دولت ها ادامه پیدا کرد.

تأمین دارائی به شکل کالاهای اعتباری از سیستم ارزش بین المللی جدیدی برای متمایز سازی اشراف سالاری جنگجویان استفاده می کرد. تأمین دارائی برای ایجاد سلطه های سیاسی و کنترل اقتصادی بکار برده می شد؛ وقتی که سیستم کالاهای اعتباری بین المللی سقوط کرد، ساختار نظام اربابی نیز همراه با آن سقوط کرد. از این لحاظ عصر برنز با عصر آهن تفاوت داشت که در ادامه آنرا توصیف میکنیم.

 

شکل ۲٫۴ – مؤلفه های مبنا و روابط متقابل آنها در توسعه و تغییر جامعه عصر برنز

 

عصر آهن

مطالعه هدگر اطلاعات باستان شناسی غنی و متنوعی را از عصر آهن در دانمارک نشان میدهد که در اینجا خلاصه ای از آن را بیان میکنیم. عصر آهن بر خلاف عصر برنز، توسط یک سنت فرهنگی متناجس در زمان یا مکان توصیف نمی گردد؛ البته دینامیک بلند مدت مصرف دارائی در دفینه ها و ذخایر الگوی مشابه با عصر برنز را نشان میدهد. چون بعضی از تغییرات برجسته در سازمان اجتماعی در این دوره رخ داد، من خصوصیات سازمانی مبنای جامعه در عصر آهن را بیان میکنم.

بعنوان واکنش نسبت به بحران اقتصادی و بوم شناختی در اواخر عصر برنز، تولید با کشاورزی خانوادگی بعنوان یک واحد مبنا سازماندهی شد. در عصر آهن مزارع و احشام در یک طرف و خانواده در طرف دیگر قرار داشت. کود برای زمین ها از احشام گرفته می شد. احشام پرواری نیازمند کار بیشتری نسبت به قبل بود تا علوفه زمستانی جمع آوری گردد و زمین ها کود دهی شوند. علفزارهایی برای تولید علوفه ساخته شدند که جایگزین جنگل ها شدند.

روابط اجتماعی جدید تولید وقفه ای را در جامع خویشاوند-مبنا نشان میدهد. زمین بعنوان مبنای تولید به منبع تعریف شده و محدودی تبدیل شد؛ مانند پولیس یونان، شرایط اقتصادی برای طبقه بندی پدیدار شونده وجود داشت. این تناقضات را میتوان خنثی کرد تا زمانیکه امکان ساخت زمین های جدید وجود داشت. قرون اول عصر آهن شاهد توسعه استقرار در خاک های رس پوشیده شده توسط جنگل بود. این توسعه توسط ابزار آهنی جدیدتر و کارآمدتر نیز ممکن شده بود.

از حدود ۱۵۰ قبل از میلاد، وقتی که جنگل ها پاکسازی شدند و به مناطق مسکونی تبدیل شدند، توسعه کاهش زیادی پیدا کرد. از قرن اول قبل از میلاد جنگجویان برتر در دفینه ها متمایز شدند و مزارع زیادی با مالکیت ارباب در بعضی از روستاها پدیدار شدند. فرآیند های تمایز اجتماعی و اقتصادی بمدت دو قرن بعدی ادامه پیدا کرد و در ۲۰۰ بعد از میلاد، استقرارها به مزارع کمتر اما با اندازه بزرگتر سازماندهی شدند. زمین ها دوباره تقسیم بندی شدند و به مزارع فردی داده شدند. افراد دارای زمین های کمتر به رعیت یا متخصص ساخت وسایل برای زمین های بزرگتر تبدیل شدند. وقتی که استقرار متمرکزسازی شد بعضی از زمین ها برای تولید الوار و چرای احشام دوباره به جنگل تبدیل شدند. این سازماندهی مجدد منجر به افزایش تولید شد. استقرارهای ورودی اول نیز به نظر می رسد که در خدمت تجارت در مسافت های طولانی برای دارائی های شاهنشاهی تبدیل شدند.

در قرون اول عصر آهن طبقه بندی به چشم می خورد. برعکس، قبرستان ها یک ایدئولوژی تساوی طلبی را اثبات میکنند. البته تنوع منطقه ای نیز زیاد بود که نشاندهنده هویت های قبیله ای بود. ظهور یک جنگجوی برتر پس از ۱۵۰ قبل از میلاد با بازگشایی تجارت بین المللی با جنوب سلتی مطابقت دارد. از زمان میلاد عیسی، این فرآیند ها تسریع شدند وقتی که امپراتوری رم تجارت بین المللی را با آلمانی ها آغاز کرد.

بر خلاف عصر برنز، تمایز اجتماعی بر مبنای دسترسی متفاوت و سازمان بندی شده به زمین ها بود. ارباب های محلی و منطقه ای نه تنها مزارع بزرگی داشتند بلکه مزارع دیگر در روستای خود و روستاهای دیگر را نیز کنترل می کردند. در سال ۲۰۰ پس از میلاد مالیات و روابط دارائی از طریق سازماندهی مجدد زمین ساختاربندی شد؛ روستاها و مزارع در اختیار طبقه آزاد از کشاورزان بزرگ، خدمات نظامی را فراهم می ساختند و به شاه خراج می پرداختند. این سیستم در دوره وایکینگ ها به اوج خود رسید، زمانیکه پیروزی قلمروی داخلی توسط پیروزی و مستعمرات خارجی جایگزین شد.

ارباب ها از درآمد دارائی های خود برای پشتیبانی از همراهانی از جنگجویان جوان استفاده می کردند، که از قید روابط خویشاوندی اجباری رها بودند و برای پادشاه خود مبارزه می کردند. ارباب های جنگ منطقه ای تحت رهبری پادشاهان منطقه ای ایجاد شد وقتی که نبردهای قلمروی رخ میداد. ارتش برای قلمرو و راه های تجارت می جنگید. این سازمان کلی فقط توسط سیستمی از خراج قابل پشتیبانی بود.

سازماندهی مجدد در حدود سال ۲۰۰ پس از میلاد برای اولین بار طبقات اجتماعی را بر مبنای حقوق دارائی تعیین کرد. رعیت ها و یا بردگان بعنوان افراد بدون زمین طبقه بندی شدند و مجبور بودند که به زمین داران اجاره بپردازند.

کل این فرآیند بسوی شکل گیری دولت در فرهنگ و تشریفات منعکس می شد. افراد برتر جدید فاصله اجتماعی را نه از طریق تجهیزات همراه دفینه، بلکه از طریق زمین های انتخاب شده برای دفن افراد نیز اثبات می کردند. بعضی از مذهب ها مانند ژوتلاند شمالی، با حفظ هویت های منطقه ای قدیمی در فرهنگ مواد و سنت های دفن افراد، مقاومت خود را نسبت به این توسعه های جدید نشان دادند. تبدیل جوامع عصر آهن به یک سازمان دولتی قدیمی نشاندهنده آزمایش فرضیه هایی در مورد بکارگیری فرهنگ مواد در استراتژی های اجتماعی می باشد. اما اگر ما الگوهای مصرف دارائی را در دفینه ها و ذخایر بررسی کنیم، آنها تقریباً یکسان هستند و از همان سه مرحله یکسان تشکیل شده اند (شکل ۲٫۵).

 

شکل ۲٫۵ الگوهای سرمایه گذاری در ته نشینی های دارائی در عصر آهن

 

مرحله اولیه

در طی مرحله اول، مصرف تشریفاتی بصورت جمعی بود که در ذخایر حلقه های گردن و وسائی تشریفاتی نشان داده می شد. بعضی از این سنت ها تداوم را از عصر برنز نشان میدهند که نشاندهنده تداوم با گذشته در زمان تغییرات عمیق می باشد. در غیر اینصورت مصرف کم یا عدم مصرف در دفینه ها وجود دارد. تپه ها دیگر مورد استفاده قرار نمی گرفتند؛ در عوض، قبرهای جدید برای کل روستا نشاندهنده یک وقفه مجزا با سنت های سلسله مراتبی عصر برنز بود. تجهیزات دفینه ای متوسط بود و همان تساوی طلبی خود روستا را نشان میداد.

مرحله توسعه

در حدود ۱۵۰ قبل از میلاد، فرآیند های داخلی تنوع اجتماعی با دسترسی خارجی به کالاهای اعتباری مرتبط بودند و اطلاعات وضعیتی منجر به تغییرات اساسی در مصرف دارائی و پدیداری جنگجویان برتر شدند. افراد برتر جدید از کالاهای سلتی و سپس از کالاهای اعتباری رومی استفاده می کردند. مانند عصر برنز، اولین دوره نیز توسط دفینه های غنی زنان توصیف می گردد که نشاندهنده آغاز اتحاد با نیاز کمتر برای به رخ کشیدن برتری نظامی است. این با معرفی یک سازمان دولتی پس از سال ۲۰۰ پس از میلاد مطابقت داشت. سپس سلاح ها در مقادیر زیادی پس از نبردهای پیروزمندانه برای فتح قلمروها ذخیره شدند.

اتحاد

مرحله اتحاد در حدود سال ۴۰۰ پس از میلاد آغاز شد وقتیکه مصرف دارائی در دفینه ها تقریباً متوقف شد و پس از مقدار اوج خود ذخیره شد. اکنون سلاح ها در اقلیت بودند و اغلب ذخایر از طلا به شکل های مختلف تشکیل می شدند. افراد برتر با هم متحد شدند و دارائی دیگر در دفینه ها ذخیره نمی شد. دو عوض، حلقه های گردن طلا و تزئینات دیگر در عوض پشتیبانی و حمایت آنها به خدایان اهدا می شدند.

ذخیره سازی کالاهای ارزشمند نشاندهنده عنصر جدید مرتبط با توسعه ملاملات اقتصادی، مالیات و خراج بود. ذخایر باید بعنوان گنجینه های مخفی در نظر گرفته شوند که هرگز بازیابی نمی شوند. یا اینکه آنها را میتوان بعنوان گنجینه های مخفی برای جمع آوری مجدد در زندگی پس از مرگ در والهالا در نظر گرفت که قهرمانان در آنجا حضور پیدا می کنند.

اگرچه مرحله اتحاد موارد مشترک زیادی با عصر برنز دارد، با اینحال این منجر به بحران اقتصادی نشده است؛ برعکس، مزارع به رشد و توسعه تا دوره وایکینگ ها ادامه دادند. جامعه طبقه بندی شده جدید که بر مبنای تأمین مالی عناصر اصلی بود از نظر عوامل خارجی کم ارزش تر بود. این پایداری توسط این مسئله اثبات می گردد که پس از سقوط امپراتوری رم، حکومت ژرمنی خطوط جدیدی از تجارت بین المللی را ایجاد کرد. شاخص دیگر اتحاد ایدئولوژیکی آنها، توسعه یک سبک هنر ژرمنی اصلی در سلاح های برتر و تزئینات بود که بر هویت ژرمنی تأکید داشت.

در مقایسه با عصر برنز، تفاوت ها و شباهت هایی را می توان مشاهده کرد. شاید مهمترین تفاوت اینست که سازمان اجتماعی عصر آهن قادر بود که از عهده بحران برآید و از آن برای متحد سازی افراد برتر استفاده کند. اما جنگ و سازمان نظامی نیز به سطح بالاتری رسیده بود. این فرآیند توسعه تنوع اقتصادی و اجتماعی و مرکزیت سیاسی در شکل ۲٫۶ نشان داده شده است. اگرچه این جامعه طبقه بندی شده هنوز بر مبنای اقتصاد کالاهای اعتباری تأمین دارائی بود. پس از آن، تأمین عناصر اصلی نیز تا حد زیادی انجام می شد. بنابراین نه دارائی و نه تأمین مالی توسط عناصر اصلی با سطح خاصی از سازمان اجتماهی مرتبط نیستند؛ البته مبناهای مالی مختلف تا حد زیادی بر پایداری سیستم و پتانسیل رشد تأثیر می گذاشتند.

 

 

شکل ۲٫۶ – مؤلفه های مبنا و روابط متقابل آنها در توسعه و انتقال جامعه عصر آهن

 

دیدگاه های نتیجه گیری شده

دو مطالعه موردی از دوره ما قبل تاریخ شمال اروپا روندهایی از مصرف دارائی، مطالعات تاریخی، و رفتار نمادین را در ظهور و اتحاد حاکمان برتر اثبات میکند . بدون اتحاد محتوای فرهنگی و اجتماعی کامل این فرآیند ها، آنها را به آسانی میتوان بعنوان ساختارهای سازمانی مشابه در نظر گرفت. بنابراین در چندین مطالعه در مورد تکامل اجتماعی، عصر برنز و عصر آهن در نظام اربابی با هم رشد میکنند.

این مطالعه های موردی همچنین به درک بعضی از فرآیند های موجود در پدیداری افراد برتر، متمرکز سازی، و کنترل سیاسی کمک میکنند. در پایان من در مورد بعضی از مفاهیم کلی بحث میکنم: شرایط سعود و سقوط حاکمان برتر؛ اهمیت تاریخچه بلند مدت برای درک فرآیند های تکامل و انحطاط؛ و اهمیت این مطالعه برای تئوری تکاملی که در بخش اول مورد بحث قرار گرفت.

استفاده از کالاهای ارزشمند در ته نشینی های تشریفاتی الگوهای مشابهی را در عصر های برنز و آهن نشان میداد. در هر دو حالت در حین مرحله توسعه، سلاح ها یا نمادهای جنگ نقش مهمی را بازی می کردند؛ در حین مرحله اتحاد تأکید کمتری بر نمادهای جنگ و سرمایه گذاری تشریفاتی در دفینه ها قرار داده شد؛ و سپس در حین مرحله فروافت، هدایایی به خدایان داده می شد. من به این تمایل دارم که معتقد باشم که جنگ واقعی نقش مهمی را در حفظ روابط جدید قدرت ایفا می کرد اما ایدئولوژی جنگ نیز بعنوان یک مانع بازدارنده عمل میکند. البته این اشتباه می باشد که یک یا چند محرک اصلی (مانند جنگ) را در اطلاعات حاکمان برتر و دولت در شمال اروپا مجزا کرد. مدارک موجود رابطه متقابل پیچیده ای از ایدئولوژی های جدید و تغییر تولید از طریق خراج و مالیات را نشان میدهند. در این فرآیند ، حقوق متعارف و سیستم های ارزش دوباره تعریف شدند تا طبقات و منابع جدیدی را نشان دهند. آنچه که باید تعیین گردد شرایطی است که امکان این پیوندهای ساختاری را ایجاد میکند.

در هر دو دوره اتخاذ سیستم های ارزش خارجی مرتبط با اشیاء دارائی خارجی قطعی بود. سیستم تولیدی جدید بر مبنای سیستم های میدانی دائمی موجود برای چندین قرن قبل از آغاز عصر آهن بود که تا زمانیکه با تکنیک های اجتماعی و تشریفاتی جدید ارتباط پیدا نکرد آشکار نشد. هر دو حالت معرفی سلاح های برتر جدیدی را نشان دادند و ما میتوانیم تاکتیک های جنگی جدیدی را تصور کنیم.

از لحاظ ساختاری، پدیداری یک فرد برتر جدید، فرآیند سریعی بود که بر ایجاد شبکه ها و اتحادهای جدید با جوامع پیچیده تر و سیستم های ارزش آنها انطباق داشت. اما این احتمالاً مؤثر نمی باشد اگر کنترل اقتصادی قبلاً وجود نداشته باشد. در عصر برنز، انتقال سیستم های ارزش بین المللی از طریق سیستم های منطقه ای تبادل رخ داد، درحالیکه در عصر آهن این یک رابطه مرکزی/پیرامونی در سرزمین سلتی و امپراتوری م بود.

در انتقال به عصر آهن ، فرآیند های داخلی تکامل و انحطاط را میتوان بیشتر تعیین کرد. سازمان اجتماعی به سطح قبیله ای نوسنگی با تغییر کشاورزی بازنگشت؛ بلکه استفاده از زمین در حین عصر برنز به الگوی دائمی زمین داری انتقال داده شد که برای باقی ماندن در سقوط ایدئولوژی برتر اشراف سالاری قبیله ای به اندازه کافی قوی بود. مؤلفه های مرکزی سازمان اجتماعی عصر آهن در اواخر عصر برنز توسعه پیدا کردند، اما پتانسیل آنها توسط عقلانیت قبیله ای جامعه در عصر برنز محدود شده بود. مبنای اقتصادی جدید برای تمایز فقط در ساختار جدید پس از سقوط سازمان اجتماعی در عصر برنز میتواند تشکیل گردد.

اگر ما رابطه بین دارائی و عناصر اصلی را در سعود و سقوط افراد برتر در نظر بگیریم، تمایل بلند مدتی از تأمین دارائی بسوی تأمین عناصر اصلی را میتوان مشاهده کرد که با شرایط تغییر یافته قدرت سیاسی و قانونگذاری از توسعه به اتحاد مرتبط هستند. این فرآیند ها نه تنها روابط اجتماعی تولید را منتقل کردند بلکه با تغییر بوم شناختی نیز مرتبط بودند.

در دیدگاه بلند مدت، تأمین مالی توسط عناصر اصلی و کنترل زمین و منابع از عصر برنز تا دوره قرون وسطی تشکیل شدند. این شکل گیری سیستم اجاره زمین پایداری جامعه و توانایی آن برای غلبه بر بحران را افزایش داد. فقط یک بحران بوم شناختی اصلی و طاعون در حین قرون ۱۴ ام و ۱۵ ام توقف موقتی را در فرآیند های تکامل اجتماعی و اقتصادی ایجاد کرد.

علیرغم این حقیقت که تمایز اجتماعی در آغاز عصرهای برنز و آهن بر مبنای کنترل اقتصادی بود، قانونگذاری هنوز خیلی گسترده بود که اثبات میکرد که مقاومت در مقابل تغییر در نظام اجتماعی موجود در تلاطم بود. سنت و پایداری مسلماً برای سیستم های قبیله ای و ژرمنی ذاتی بودند. حتی در حین اوایل دوره قرون وسطی، پس از سال ۱۱۰۰ بعد از میلاد، روستایان تمایل نداشتند که نظام اجتماعی جدید را بپذیرند تا اینکه اشرافیت در نهایت کنترل کامل را بدست گرفت و حق خود را برای ضمانت قانونی در قرن ۱۶ ام داشت. اگرچه تغییر تنظیمات اتحادها و مسیرهای منطقه ای توسعه و سقوط، نوسانات موقتی و فضایی را ایجاد کردند، اما مدارک ماقبل تاریخ با مشاهدات سروایس (۱۹۷۲) تناقض دارد که نظام های اربابی مدت کمی دوام می آورند.

چون خصوصیات زندگی اجتماعی نظام اربابی عصر برنز در مقابل بهره کشی مقاوم است، چه عواملی در نهایت شاریط تغییر داخلی و انتقال را ایجاد میکند؟ در هر دو حالت یک تراکم بلند مدت از اقتصاد برنامه ریزی نشده و پیامدهای بوم شناختی استراتژی های اجتماعی غالب می توان مشاهده کرد که مبنای تولیدی بصورت تدریجی  و بالقوه تغییر می کند. در حین انتقال از عصر برنز به عصر آهن کل ساختار سقوط کرد واین انحطاط جامعه و اقتصاد کاملاً جدیدی را بر مبنای مالکیت زمین و مزارع خانوادگی در چارچوب جمعی روستاها ایجاد کرد. وقتی که این چارچوب معرفی شد خیلی متداول شد و در دوره های بحران، دسترسی نابرابر به زمین ها را تقویت کرد.

مقاومت در مقابل تغییر، خصوصیت دیگری از تغییر بلند مدت و انتقال برآیند را نشان میدهد. در حین دوره برنز، هم ساختار استقرار و هم سازمان اجتماعی دارای روابط متقابل باقی ماندند، حتی زمانیکه توان اقتصادی و بوم شناختی ناحیه افزایش پیدا کرد. اگر ما بخواهیم که مقاومت الگوی استقرار سنتی را توضیح دهیم، باید معقولیت اجتماعی را در نظر بگیریم. سازمان اجتماعی عصر برنز بر این منظره ثبت شد. در اینجا تپه های اجدادی و مکان های تشریفاتی در مناطق مشخصی از مناظر واقع بودند. در اینجا قدرت ارباب های زنده و مرده و الگوهای استقرار، شبکه ای را تشکیل دادند که دسترسی به تجات و اتحاد را ممکن می سازد. در اینجا یک بوم شناسی آشنا از کشاورزی همراه با چوپانی وجود دارد که منبع اصلی برای دارائی های جامعه بود. چون جامعه عصر برنز بر مبنای گردش کالاهای اعتباری و مشارکت در اتحادها ساخته شد، اهمیت چوپانی یک محدودیت بحرانی را ایجاد می کرد. اگرچه این محدوده های اجتماعی بطور واضح سلسله مراتب، متمرکزسازی و استفاده بهتر از زمین را تسریع می کردند، این فرآیند ها توسط معقولیت قبیله ای ذاتی محدود می شدند. فروافت بوم شناختی و کاهش اقتصادی را میتوان توسط تکنولوژی های جدید و کارآمد و تکنیک های کشاورزی پس از سقوط سازمان اجتماعی عصر برنز بدست آورد. بنابراین به شیوه متناقض، نتایج اقتصادی برنامه ریزی نشده استراتژی های اجتماعی بلند مدت مبنایی را برای تغییرات بین المللی ایجاد کردند. این بدین معناست که شرایط مواد برای تغییر برای عوامل اجتماعی غیر قابل پیش بینی هستند، و آنها را می توان با توجه به گذشته ساخت. لحظه های تاریخی با فرصت هایی برای تغییر خیلی کمیاب هستند.

تغییرات بلند مدت با انتقال اجتماعی مغایرت دارند که در یک نسل رخ داده است. مقاومت و رقابت مسلماً عوامل مهمی در این زمان بودند، اما چون باستان شناسی فقط موفقیت ها را ثبت میکند، ما نمی توانیم رقبای فردی زیادی را توصیف کنیم و تلاش میکنیم که این شرایط مبنا را تغییر دهیم. فقط در دوره عصر آهن ، ما میتوانیم مقاومت در مقابل شکل گیری سیستم های قدرت جدید را ثبت کنیم.

در سالهای اخیر، چندین مؤلف بر خط مبنای مجزا در شکل گیری های حالت پرستیژ اولیه تأکید دارند. سپس یک سیستم جهانی توسعه پیدا کرد که مرز تمدن سازی را پیشرفت داد. در نتیجه این انتقالات ساختاری کوچک در حین توسعه اقتصادی، یک سلسله مراتب فضایی از شکل گیری های اجتماعی وابسته ایجاد شد. شکل ۲٫۲ یک مدل ایده آل از یک پروژه تحقیقاتی اصلی برای اعمال این مدل در اروپا، منطقه نزدیک خاور، و شمال آفریقا در ما قبل تاریخ را نشان میدهد. البته این تمایز فضایی بدین معنا نیست که ما میتوانیم یک تکامل سنتی از انتشار با تأخیر زمانی را اعمال کنیم. جوامع سنتی در پیرامون را نمی توان فقط بر حسب سازمان داخلی آنها توصیف کرد، چون آنها هر دو با ویژگی های ایدئولوژیکی و ساختاری از مرکز مرتبط بودند. پیشرفت ها در دوره ماقبل تاریخ در اروپا بصورت مستقل بود که نشاندهنده دوره های سقوط، انتهای فرهنگی، و انحطاط شبکه های تبادل بین المللی است. روابط مرکزی/پیرامونی بر مبنای بهره برداری از مواد خام نیز می تواند منجر به توسعه تکنولوژیکی در پیرامون گردد. آیا این مسئله میتواند اولویت ترتیب تاریخی واضح اروپا در مهارت استخراج فلزات را توضیح دهد؟ قبل از پذیرفتن نسخه مستقل دوره ما قبل تاریخ اروپا، این دیدگاه ها باید بطور کامل بررسی گردند.

در مناطق دور مانند دانمارک و شمال اروپا، من با این گفته مخالف هستم که رشد حاکمان برتر جدید با تماس های خارجی مرتبط بودند که در سیستم جهانی باستانی ریشه دارند. دانمارک قسمتی از شبکه های بین المللی بود که تولید و تبادل کالاهای اعتباری از عوامل اقتصادی غالب بودند و جریان های دارائی و قدرت را هدایت می کردند. این وابستگی بین منطقه ای، فراساختار تشریفاتی و اجتماعی متحدی را از دریای اژه تا اسکاندیناوی ایجاد کرد. از طرف دیگر این مسئله نیز مشخص است که فرآیند های داخلی مردم شناسی، بوم شناسی، و تغییر اقتصادی برای پتانسیل توسعه ای منطقه قطعی بود. بنابراین مسیرهای زمانی دوره های منطقه ای برای زمان و چگونگی روابط متقابل در سیستم بزرگتر قطعی بود.

این نتایج چطور با انتقادات اخیر از تئوری تکاملی مرتبط هستند؟ آیا پیش بینی آنها امکان پذیر است؟ پاسخ این سوالات مسلماً به مقیاس و پیچیدگی آنها بستگی دارد. وقتی که خود را به پارامترهای خاصی مانند بوم شناسی و مردم شناسی در مناطق تعریف شده محدود سازیم، روندهای بلند مدت و انتقالات ممکن یک استراتژی اجتماعی خاص را می توان پیش بینی کرد. اما زمانیکه توالی های منطقه ای و محلی بعنوان بخشی از عملیات یک سیستم جهانی باستانی در نظر گرفته می شوند، این تصویر خیلی پیچیده تر می گردد. مسیر آن را باید با روندهای منطقه ای غالب تعیین کرد که محدودیت ها و پتانسیل های آنها را تعریف میکند، و به ما اجازه میدهد تا دامنه ای از گزینه های تکاملی را پیش بینی کنیم. آنها همچنین تا حد زیادی به دامنه تکنولوژیکی، نظامی، و فرصت های اقتصادی برای کنترل سیاسی و مقاومتی بستگی دارند که دوره های تاریخی مختلف دنیا را توصیف میکند.

در هر سازمان اجتماعی منطقه ای و سیستم بین منطقه ای، تعدادی گزینه های تکاملی وجود دارد اما دامنه گزینه ها مسلماً محدود است. این انتخاب ها نتیجه عوامل و روابط متقابل مختلفی هستند که فراتر از درک یک فرد است. پارامترهای فرهنگی و ساختاری محدودیت هایی را برای آنچه تعیین می کنند که در هر زمان مشخصی از تاریخ امکان پذیر بود. این مسئله توسط توالی عصر برنز هزار ساله بخوبی اثبات می گردد، درحالیکه هنوز در چارچوب فرهنگی و اجتماعی جامعه نظام اربابی عصر برنز قرار دارد.

عصر برنز

 

 

 

 

 

 

 

هم پدیداری افراد برتر در قبیله و هم تغییرات بلند مدت در عصر برنز در شمال اروپا در مقالات اخیر توصیف شده است. در بخش بعدی بعضی از روندهای اصلی که در فرهنگ مواد، استقرار و بوم شناسی منعکس شده اند را بصورت خلاصه بیان میکنیم. مقایسه ای نیز باید با اواخر عصر نوسنگی و اوایل عصر برنز در انگلستان انجام شود که الگوهای مشابهی پدیدار شده اند.

رهبری در حین عصر برنز مرسوم شد. ارباب ها هم بعنوان رهبر جنگ و هم بعنوان رهبر تشریفات مذهبی عمل می کردند؛ زنان ارباب نیز در تشریفات مذهبی نقش داشتند. یک سازمان از نظام اربابی دو طرفه، با دو ارباب مرد غیرمعمول نبود و در دفینه هایی از قبرهایی با دو مرد مشخص می گردد. ارباب های تشریفات مذهبی جنگجویان رده بالا و قوی در اختیار داشتند، اگرچه ماهیت آنها را نمی توان مشخص کرد. به نظر می رسد که طرفین جنگ کوچک بوده باشند، و هیچ فتح قلمرو اصلی و مهمی ثبت نشده است، که در تغییرات سبکی و در اثرات تصنعی فلزی مشخص می گردد. این مناطق سبکی حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ کیلومتر مربع، و ۲۰ تا ۴۰ کیلومتر طول دارند که معمولاً یک یا چند مکان مرکزی نیز دارند. در این منطقه، واحدهای استقرار محلی توسط دسته هایی از تپه ها تعریف می گردند که فقط چند کیلومتر طول دارند. ارباب های عالی مقام در کنترل تبادل برتر فلز در مسافت های طولانی، کالاهای اعتباری و دانش خارجی مربوطه بودند. پیدایش نظام اربابی در حدود ۱۵۰۰ قبل از میلاد، با ترکیب ایدئولوژیکی و نظامی از جنگجویان اشراف سالاری مرتبط بود که از منطقه میسنین و آسیای صغیر تا اروپا و اسکاندیناوی پراکنده شده بود و توسط امتیازات جدید ارباب توصیف می شد که شامل ارابه های جنگی، چهارپایه ها، شمشیرها، چاقو ها و ابرک ها بود.

در سطح محلی، گروه هایی از خانه های خیلی طویل (با طول ۳۰ متر و عرض ۸ متر) به دو یا سه واحد داخلی تقسیم می شدند. برای هر محل سکونت یک یا چند تپه وجود داشت. هر محل سکونت نشاندهنده جمعیت کوچکی بود که رهبر آن نماینده محلی یک پیوند اربابی بود؛ فقط این ارباب ها در تپه ها دفن می شدند. فرض می شود که شعبه های محلی پیوندهای اربابی قبیله مخروطی با یک یا چند ارباب را تشکیل میدادند که توسط تپه ها و محل های سکونت نشان داده می شد. ساختار رتبه بندی شده کلی ارباب ها توسط دسترسی جداگانه به وسایل فلزی نشان داده می شود. دفینه ها سطح دارائی های متفاوتی دارند؛ کالاهای برتر با شمشیر ارباب ها در بالا قرار داشتند، و ابزار معمولی در پایین قرار داشتند. البته تنوع اجتماعی احتمالاً بر مبنای روابط خویشاوندی بدون طبقات اجتماعی واقعی بود. هم مراسم دفن و هم فرهنگ مواد یکنواخت و متناجس بودند و تفاوت های وضعیتی مربوط به تفاوت ها در یک چارچوب فرهنگی و اجتماعی معمول بودند. این الگو از سبک برتر معمول در یک منطقه وسیع همان چیزی است که سبک بین المللی نامیده شده است.

استفاده از زمین ها بر مبنای مالکیت چراگاه های آزاد و میادین دایره ای در یک منظره باز گسترش زیادی پیدا کرده بود. هیچ حدود ثابتی برای زمین ها وجود نداشت که نشاندهنده یک سیستم تصرف زمین ساختاربندی نشده بود، اما منظره توسط تپه ها و ساختمان های مسکونی ساختاربندی شده بود که یک منظره اجتماعی و تشریفاتی را تشکیل میداد که هزارن سال پا بر جا می ماند.

در عصر برنز، هویت های منطقه ای پدیدار شد. فشار و رقابت در حال افزایش بود اما چارچوب فرهنگی کلی هنوز حفظ شده بود. گروه کوچکی از ساختمان های مسکونی و تپه ها در بعضی از مناطق به چشم می خورد که نشاندهنده اشراف سالاری های منطقه ای جدید بود. در ساختمان های مسکونی جدید، خانه ها کوچک تر و زیادتر بودند، که مسلماً نشاندهنده وجود گروه های خانواده ای کوچکتر بود. گوسفند و خوک اغلب در این محل ها نگهداری می شد اما گاو در محل های سکونت ارباب ها مشاهده می شد. وقتی که بعضی از محل های سکونت بزرگتر شدند، گروه بندی های محلی و منطقه ای از ساختمان های مسکونی بوجود آمد. کشاورزی در واکنش به فروافت بوم شناسی و انباشتگی جمعیت توسعه داده شد. همچنین کندن علف های هرز نیز نشاندهنده یک بحران اقتصادی بود که در نهایت باعث سازماندهی مجدد کشاورزی، ساختمان ها و سازمان اجتماعی در اوایل عصر آهن شد.

بگذارید بعضی از دینامیک های بلند مدت ساختار نظام اربابی را بررسی کنیم. سه مرحله بدین شرح وجود داشت: یک مرحله اولیه وقتی که برنز معرفی شد و تغییرات اقتصادی و اجتماعی آماده شدند؛ یک مرحله توسعه وقتی که افراد حاکم برتر پدیدار شدند و از برنز در ساختمان های اعتباری و مصرف برجسته استفاده کردند؛ و مرحله اتحاد وقتی که تداوم موضوع اصلی در دفینه ها و مراسم مذهبی نمایان بود.

اواخر عصر نوسنگی دوره نهایی توسعه ساختمان های مسکونی بود. در قسمت آخر عصر نوسنگی، تبرهایی ساخته شده از برنز وارد شونده و برنز تولید شده در داخل خیلی زیاد بود و بتدریج بصورت گزینه های پرستیژ در آمدند. تبرها هنوز در قبرها دفن نمی شدند. آنها اشیاء سنتی را جایگزین کردند بجای اینکه زمین های جدیدی را مورد استفاده قرار دهند. در حدود ۱۷۰۰ قبل از میلاد، با ظهور عصر برنز، هم اشیاء محلی و هم اشیاء وارداتی بیشتر و متنوع تر شدند.

 

شکل ۲٫۳ – الگوهای سرمایه گذاری در ته نشینی دارائی و در ساخت بناهای تاریخی در عصر برنز

 

نیزه ، دشنه و در آخر هم شمشیر ساخته شد. در این زمان، سیستم ارزش سنتی عصر نوسنگی تضعیف شد. موقعیت های وضعیت جدید و سلاح های کارآمد جدید بتدریج ساخته شدند. اولین دفینه ها با سلاح در اواخر این مرحله ظاهر شد.

مرحله توسعه

ناگهان در دوره حدود ۱۵۰۰ قبل از میلاد، ساختار نظام های اربابی کامل در شمال اروپا ظاهر شد. فرهنگ جدید توسط سبک شمال اروپایی اصلی و مهارت در وسایل فلزی، و توسط ساخت هزاران تپه تاریخی توصیف می شد. در همان زمان، ذخایر تشریفاتی کمیاب شدند. دوره دارائی برجسته از ۱۵۰۰ تا ۱۱۰۰ قبل از میلاد طول کشید. البته تکنیک دفینه ها از به خاک سپاری مرده به سوزاندن مرده تغییر پیدا کرد. مسلماً اینکار ضروری نبود که برتری و دارائی مانند قبلت به رخ دیگران کشیده شود. نظام جدیدی شکل گرفته بود. از لحاظ اقتصادی، بهره برداری گسترده از منظره بتدریج از یک جنگل ترکیبی حاصلخیز با بوته و علف به منظره ای با حاصلخیزی کمتر و علف و خار تغییر پیدا کرد. بنابراین از سال ۱۰۰۰ قبل از میلاد، منظره باز تحت سلطه افراد معمولی وجود داشت؛ چنین منظره ای برای بهره برداری بیشتر خیلی ارزشمند است.

اتحاد و فرولفت

در طی مرحله اتحاد و فروافت، مصرف دارائی خیلی متوجه ذخیره تشریفاتی وسایل ارزشمند و خصوصاً تزئینات زنان و وسایل تشریفاتی بود. دارائی دفینه ها کاهش پیدا کرد. چاقو و انبرک به تجهیزات استاندارد برای مردان رده بالا تبدیل شد. در بعضی از مناطق (خصوصاً در شرق دانمارک) حاکمان برتری پدیدار شدند و قدرت و دارائی خود را توسط ساخت تپه های تاریخی اثبات کردند، اما تأثیر اصلی آنها اتحاد و تداوم است.

در پشت نمای تداوم فرهنگی، پایداری اقتصادی توسط فروافت بوم شناسی و کاهش بهره وری تضعیف شد. در ۱۰۰۰ قبل از میلاد، بعضی از مناطق کاهش ذخایر برنز را تجربه کردند. اشیاء تزئینی برنز در دوره طولانی تری نگهداری می شدند و شکل دهی ابزار از سنگ استخوان یا شاخ گوزن متداول بود.

در همان دوره تشریفات مذهبی برای ارباب های مرد و زن پیچیده تر شد. دارائی از طریق اشیاء  تشریفاتی نشان داده می شد. این انتقال از نمایش به اشیاء تشریفاتی را میتوان بعنوان انعکاس اتحاد و بحران مشاهده کرد؛ حاکمان برتر دیگر برتری خود را در دارائی شخصی و مقام به رخ نمی کشیدند، بلکه بصروت واسط هایی بین مردم و خدا عمل می کردند. در ذخایر تشریفاتی، هدایایی در جبران کمک و پشتیبانی خدایان به آنها اهدا می شد. این شیوه ذخایره میتواند نشاندهنده بحران قانونگذاری در دوره کاهش بهره وری باشد.

در اواخر عصر برنز، ذخایر وسایل تشریفاتی گران متوقف شد. ذخایر فلز کم شد، و سازمان نظام اربابی به نظر می رسید که سقوط کرده باشد. در واقع هیچ سنتی (بجز حلقه های آهنی گردن) به عصر آهن ادامه پیدا نکرد. در شکل ۲٫۴ من خلاصه ای از پارامترهای سیستم اصلی و روابط متقابل آنها برای اثبات پیچیدگی یا چند سببی بودن تغییر را نشان داده ام. علیرغم تغییرات زیاد، سازمان نظام اربابی بدون تکامل دولت ها ادامه پیدا کرد.

تأمین دارائی به شکل کالاهای اعتباری از سیستم ارزش بین المللی جدیدی برای متمایز سازی اشراف سالاری جنگجویان استفاده می کرد. تأمین دارائی برای ایجاد سلطه های سیاسی و کنترل اقتصادی بکار برده می شد؛ وقتی که سیستم کالاهای اعتباری بین المللی سقوط کرد، ساختار نظام اربابی نیز همراه با آن سقوط کرد. از این لحاظ عصر برنز با عصر آهن تفاوت داشت که در ادامه آنرا توصیف میکنیم.

 

شکل ۲٫۴ – مؤلفه های مبنا و روابط متقابل آنها در توسعه و تغییر جامعه عصر برنز

 

عصر آهن

مطالعه هدگر اطلاعات باستان شناسی غنی و متنوعی را از عصر آهن در دانمارک نشان میدهد که در اینجا خلاصه ای از آن را بیان میکنیم. عصر آهن بر خلاف عصر برنز، توسط یک سنت فرهنگی متناجس در زمان یا مکان توصیف نمی گردد؛ البته دینامیک بلند مدت مصرف دارائی در دفینه ها و ذخایر الگوی مشابه با عصر برنز را نشان میدهد. چون بعضی از تغییرات برجسته در سازمان اجتماعی در این دوره رخ داد، من خصوصیات سازمانی مبنای جامعه در عصر آهن را بیان میکنم.

بعنوان واکنش نسبت به بحران اقتصادی و بوم شناختی در اواخر عصر برنز، تولید با کشاورزی خانوادگی بعنوان یک واحد مبنا سازماندهی شد. در عصر آهن مزارع و احشام در یک طرف و خانواده در طرف دیگر قرار داشت. کود برای زمین ها از احشام گرفته می شد. احشام پرواری نیازمند کار بیشتری نسبت به قبل بود تا علوفه زمستانی جمع آوری گردد و زمین ها کود دهی شوند. علفزارهایی برای تولید علوفه ساخته شدند که جایگزین جنگل ها شدند.

روابط اجتماعی جدید تولید وقفه ای را در جامع خویشاوند-مبنا نشان میدهد. زمین بعنوان مبنای تولید به منبع تعریف شده و محدودی تبدیل شد؛ مانند پولیس یونان، شرایط اقتصادی برای طبقه بندی پدیدار شونده وجود داشت. این تناقضات را میتوان خنثی کرد تا زمانیکه امکان ساخت زمین های جدید وجود داشت. قرون اول عصر آهن شاهد توسعه استقرار در خاک های رس پوشیده شده توسط جنگل بود. این توسعه توسط ابزار آهنی جدیدتر و کارآمدتر نیز ممکن شده بود.

از حدود ۱۵۰ قبل از میلاد، وقتی که جنگل ها پاکسازی شدند و به مناطق مسکونی تبدیل شدند، توسعه کاهش زیادی پیدا کرد. از قرن اول قبل از میلاد جنگجویان برتر در دفینه ها متمایز شدند و مزارع زیادی با مالکیت ارباب در بعضی از روستاها پدیدار شدند. فرآیند های تمایز اجتماعی و اقتصادی بمدت دو قرن بعدی ادامه پیدا کرد و در ۲۰۰ بعد از میلاد، استقرارها به مزارع کمتر اما با اندازه بزرگتر سازماندهی شدند. زمین ها دوباره تقسیم بندی شدند و به مزارع فردی داده شدند. افراد دارای زمین های کمتر به رعیت یا متخصص ساخت وسایل برای زمین های بزرگتر تبدیل شدند. وقتی که استقرار متمرکزسازی شد بعضی از زمین ها برای تولید الوار و چرای احشام دوباره به جنگل تبدیل شدند. این سازماندهی مجدد منجر به افزایش تولید شد. استقرارهای ورودی اول نیز به نظر می رسد که در خدمت تجارت در مسافت های طولانی برای دارائی های شاهنشاهی تبدیل شدند.

در قرون اول عصر آهن طبقه بندی به چشم می خورد. برعکس، قبرستان ها یک ایدئولوژی تساوی طلبی را اثبات میکنند. البته تنوع منطقه ای نیز زیاد بود که نشاندهنده هویت های قبیله ای بود. ظهور یک جنگجوی برتر پس از ۱۵۰ قبل از میلاد با بازگشایی تجارت بین المللی با جنوب سلتی مطابقت دارد. از زمان میلاد عیسی، این فرآیند ها تسریع شدند وقتی که امپراتوری رم تجارت بین المللی را با آلمانی ها آغاز کرد.

بر خلاف عصر برنز، تمایز اجتماعی بر مبنای دسترسی متفاوت و سازمان بندی شده به زمین ها بود. ارباب های محلی و منطقه ای نه تنها مزارع بزرگی داشتند بلکه مزارع دیگر در روستای خود و روستاهای دیگر را نیز کنترل می کردند. در سال ۲۰۰ پس از میلاد مالیات و روابط دارائی از طریق سازماندهی مجدد زمین ساختاربندی شد؛ روستاها و مزارع در اختیار طبقه آزاد از کشاورزان بزرگ، خدمات نظامی را فراهم می ساختند و به شاه خراج می پرداختند. این سیستم در دوره وایکینگ ها به اوج خود رسید، زمانیکه پیروزی قلمروی داخلی توسط پیروزی و مستعمرات خارجی جایگزین شد.

ارباب ها از درآمد دارائی های خود برای پشتیبانی از همراهانی از جنگجویان جوان استفاده می کردند، که از قید روابط خویشاوندی اجباری رها بودند و برای پادشاه خود مبارزه می کردند. ارباب های جنگ منطقه ای تحت رهبری پادشاهان منطقه ای ایجاد شد وقتی که نبردهای قلمروی رخ میداد. ارتش برای قلمرو و راه های تجارت می جنگید. این سازمان کلی فقط توسط سیستمی از خراج قابل پشتیبانی بود.

سازماندهی مجدد در حدود سال ۲۰۰ پس از میلاد برای اولین بار طبقات اجتماعی را بر مبنای حقوق دارائی تعیین کرد. رعیت ها و یا بردگان بعنوان افراد بدون زمین طبقه بندی شدند و مجبور بودند که به زمین داران اجاره بپردازند.

کل این فرآیند بسوی شکل گیری دولت در فرهنگ و تشریفات منعکس می شد. افراد برتر جدید فاصله اجتماعی را نه از طریق تجهیزات همراه دفینه، بلکه از طریق زمین های انتخاب شده برای دفن افراد نیز اثبات می کردند. بعضی از مذهب ها مانند ژوتلاند شمالی، با حفظ هویت های منطقه ای قدیمی در فرهنگ مواد و سنت های دفن افراد، مقاومت خود را نسبت به این توسعه های جدید نشان دادند. تبدیل جوامع عصر آهن به یک سازمان دولتی قدیمی نشاندهنده آزمایش فرضیه هایی در مورد بکارگیری فرهنگ مواد در استراتژی های اجتماعی می باشد. اما اگر ما الگوهای مصرف دارائی را در دفینه ها و ذخایر بررسی کنیم، آنها تقریباً یکسان هستند و از همان سه مرحله یکسان تشکیل شده اند (شکل ۲٫۵).

 

شکل ۲٫۵ الگوهای سرمایه گذاری در ته نشینی های دارائی در عصر آهن

 

مرحله اولیه

در طی مرحله اول، مصرف تشریفاتی بصورت جمعی بود که در ذخایر حلقه های گردن و وسائی تشریفاتی نشان داده می شد. بعضی از این سنت ها تداوم را از عصر برنز نشان میدهند که نشاندهنده تداوم با گذشته در زمان تغییرات عمیق می باشد. در غیر اینصورت مصرف کم یا عدم مصرف در دفینه ها وجود دارد. تپه ها دیگر مورد استفاده قرار نمی گرفتند؛ در عوض، قبرهای جدید برای کل روستا نشاندهنده یک وقفه مجزا با سنت های سلسله مراتبی عصر برنز بود. تجهیزات دفینه ای متوسط بود و همان تساوی طلبی خود روستا را نشان میداد.

مرحله توسعه

در حدود ۱۵۰ قبل از میلاد، فرآیند های داخلی تنوع اجتماعی با دسترسی خارجی به کالاهای اعتباری مرتبط بودند و اطلاعات وضعیتی منجر به تغییرات اساسی در مصرف دارائی و پدیداری جنگجویان برتر شدند. افراد برتر جدید از کالاهای سلتی و سپس از کالاهای اعتباری رومی استفاده می کردند. مانند عصر برنز، اولین دوره نیز توسط دفینه های غنی زنان توصیف می گردد که نشاندهنده آغاز اتحاد با نیاز کمتر برای به رخ کشیدن برتری نظامی است. این با معرفی یک سازمان دولتی پس از سال ۲۰۰ پس از میلاد مطابقت داشت. سپس سلاح ها در مقادیر زیادی پس از نبردهای پیروزمندانه برای فتح قلمروها ذخیره شدند.

اتحاد

مرحله اتحاد در حدود سال ۴۰۰ پس از میلاد آغاز شد وقتیکه مصرف دارائی در دفینه ها تقریباً متوقف شد و پس از مقدار اوج خود ذخیره شد. اکنون سلاح ها در اقلیت بودند و اغلب ذخایر از طلا به شکل های مختلف تشکیل می شدند. افراد برتر با هم متحد شدند و دارائی دیگر در دفینه ها ذخیره نمی شد. دو عوض، حلقه های گردن طلا و تزئینات دیگر در عوض پشتیبانی و حمایت آنها به خدایان اهدا می شدند.

ذخیره سازی کالاهای ارزشمند نشاندهنده عنصر جدید مرتبط با توسعه ملاملات اقتصادی، مالیات و خراج بود. ذخایر باید بعنوان گنجینه های مخفی در نظر گرفته شوند که هرگز بازیابی نمی شوند. یا اینکه آنها را میتوان بعنوان گنجینه های مخفی برای جمع آوری مجدد در زندگی پس از مرگ در والهالا در نظر گرفت که قهرمانان در آنجا حضور پیدا می کنند.

اگرچه مرحله اتحاد موارد مشترک زیادی با عصر برنز دارد، با اینحال این منجر به بحران اقتصادی نشده است؛ برعکس، مزارع به رشد و توسعه تا دوره وایکینگ ها ادامه دادند. جامعه طبقه بندی شده جدید که بر مبنای تأمین مالی عناصر اصلی بود از نظر عوامل خارجی کم ارزش تر بود. این پایداری توسط این مسئله اثبات می گردد که پس از سقوط امپراتوری رم، حکومت ژرمنی خطوط جدیدی از تجارت بین المللی را ایجاد کرد. شاخص دیگر اتحاد ایدئولوژیکی آنها، توسعه یک سبک هنر ژرمنی اصلی در سلاح های برتر و تزئینات بود که بر هویت ژرمنی تأکید داشت.

در مقایسه با عصر برنز، تفاوت ها و شباهت هایی را می توان مشاهده کرد. شاید مهمترین تفاوت اینست که سازمان اجتماعی عصر آهن قادر بود که از عهده بحران برآید و از آن برای متحد سازی افراد برتر استفاده کند. اما جنگ و سازمان نظامی نیز به سطح بالاتری رسیده بود. این فرآیند توسعه تنوع اقتصادی و اجتماعی و مرکزیت سیاسی در شکل ۲٫۶ نشان داده شده است. اگرچه این جامعه طبقه بندی شده هنوز بر مبنای اقتصاد کالاهای اعتباری تأمین دارائی بود. پس از آن، تأمین عناصر اصلی نیز تا حد زیادی انجام می شد. بنابراین نه دارائی و نه تأمین مالی توسط عناصر اصلی با سطح خاصی از سازمان اجتماهی مرتبط نیستند؛ البته مبناهای مالی مختلف تا حد زیادی بر پایداری سیستم و پتانسیل رشد تأثیر می گذاشتند.

 

 

شکل ۲٫۶ – مؤلفه های مبنا و روابط متقابل آنها در توسعه و انتقال جامعه عصر آهن

 

دیدگاه های نتیجه گیری شده

دو مطالعه موردی از دوره ما قبل تاریخ شمال اروپا روندهایی از مصرف دارائی، مطالعات تاریخی، و رفتار نمادین را در ظهور و اتحاد حاکمان برتر اثبات میکند . بدون اتحاد محتوای فرهنگی و اجتماعی کامل این فرآیند ها، آنها را به آسانی میتوان بعنوان ساختارهای سازمانی مشابه در نظر گرفت. بنابراین در چندین مطالعه در مورد تکامل اجتماعی، عصر برنز و عصر آهن در نظام اربابی با هم رشد میکنند.