هستی شناسی

بررسی تاریخی و کارکردی اصطلاحنامه ها در طول سال ها نشان میدهد که با وجود تغییر در محیطهای اطلاعاتی، اهداف و ساختار انها همواره ثابت بوده است. تغییر محیط اطلاعاتی و ماهیت منابع اطلاعاتی مشهود است که میتواند بر ضرورت بازنگری در ساختار اصطلاحنامه ها تأکید داشته باشد. کاربران مخیطهای اطلاعاتی جدید، افرادی مجهز به فنون لازم برای استفاده از منابع اطلاعاتی الکترونیکی و برخوردار از مهارتهای جستجو و بازیابی اطلاعات هستند. از سوی دیگر، آنها به بازیابی اطلاعات با کمک ابزارهای پیشرفته  جستجوی اطلاعات فراتر از جستجوی متن آزاد میپردازند که از ویژگیهای دیگر این ابزارهای پردازش است. بنابراین محیط اطلاعاتی جدید، اصطلاحنامه هایی را با قابلیت هایی بیشتر از انچه که اصطلاحنامه های کنونی با ساختارهای محدود فراهم می اورند، میطلبد. (صنعت جو، ۱۳۸۴). با وجود اینکه استانداردهایی برای تدوین اصطلاحنامه ها در محیط جدید گسترش یافته، اما عملاً در ساخت و تدوین اصطلاحنامه ها به کار نرفته اند. با توجه به عدم تغییر در ساختار اصطلاح نامه ها و همچنین نیاز به ابزارهای معنایی در محیط جدید اطلاعاتی، هستی شناسی ها پا به عرصه وجود گذاشتند و این قابلیت را فراهم آوردند تا روابط مفهومی دقیق تر و صریح تر از روابط موجود در اصطلاح نامه ها (سلسله مراتبی، همبسته، ترجیحی) را بیان کنند.

 

مفهوم هستی شناسی

هستی شناسی شاخه ای از علم فلسفه است که به مطالعه  ماهیت چیستی و ساختار واقعیت میپردازد (ژاکوب ، ۱۳۸۴). هستی شناسی در فلسفه یک علم شناخته شده است: «مطالعه  آنچه موجود است و آنچه باید فرض شود که وجود دارد؛ به منظور نائل آمدن به یک توصیف متقاعد کننده از واقعیت» (صنعت جو، ۱۳۸۴).

در حوزه اطلاع رسانی تعاریف متعددی از آن ارائه شده است؛ به طوری که به ندرت می توان تعریف یکسانی از آن به دست آورد. براساس نظر گروبر ، هستی شناسی «ذکر خصوصیات صریح از مفاهیم به اشتراک گذاشته شده است.

سورگل، هستی شناسی را شکل گسترش یافته  ردهبندی ، و هدف آن را در کمک به کاربر در بازیابی متون بر روی وب میداند. بنابراین سایر حوزه ها مانند هوشی مصنوعی، مهندسی نرم افزار و نظایر آن برای پاسخ به نیاز به ردهبندی مفاهیم بر روی وب، به هستی شناسی ها روی آورده اند. سور گل با توجه به این نکته، هستی شناسی را یک ابزار سازماندهی منابع وب که به بازیابی متون با زبان طبیعی کمک می کند، توصیف کرده است. اما وی نیز عقیده دارد که در واقع مشکل ناشی از سازماندهی اطلاعات نیست، بلکه این مجموعه اصطلاحات هستند که مشکل ساز شدهاند و در نتیجه، زمینه  ظهور هستی شناسی ها به صورت مجموعه لغات یا اصطلاحنامه های تکمیل شده یا گسترش یافته را فراهم کرده اند. این توصیف سورگل از هستی شناسی ها، بر اهمیت گردآوری مفاهیم با روابط صحیح و دقیق در اصطلاحنامه ها برای بازیابی منابع بر روی وب تأکید دارد (صنعت جو، ۱۳۸۴).

در ساده ترین تعریف، مفهوم هستی شناسی را میتوان مانند اصطلاحنامه ها، مجموع لغات کنترل شده دانست؛ با این تفاوت که مفاهیم یک حوزه  خاص با روابط معنایی خاص با توجه به حوزه  موضوعی و بعضاً متفاوت از حوزه های موضوعی دیگر به شکل خاصی طبقه بندی می شوند که هدف آنها نمایش مفاهیم در قالب زبان طبیعی است. بدین سبب برخی آن را نوع تکامل یافته  اصطلاحنامه و برخی دیگر آن را ابزاری کاملاً جدید میدانند. منطق به کار رفته در ساخت هستی شناسی ها منطبق ساختن کاربر با نظام سازماندهی دانش و نه انطباق نظام با کاربر است. این نظام با ساختار معنایی دقیق و تعریف شده براساس واقعیت های موجود یک حوزه به بیان روابط دقیق میان اصطلاحات در قالبی واقعی میپردازد و بدین ترتیب به کاربر در فهم و شناخت بیشتر یک حوزه کمک می کند.

هستی شناسی ها همچنین روابط موجود در اصطلاحنامه ها را حمایت می کنند. هستی شناسی ها با فراهم اوری روابط میان اصطلاحات مانند اصطلاحنامه اما در قالبی واقعی و دقیق تر به گونه ای که معانی را نیز ارائه می کند به کاربر در این شناخت یاری می رساند. این روابط که به طور واضح نامگذاری می شوند از حوزه ای به حوزه  دیگر متفاوت هستند. برای مثال نوع روابط مبهم عام (BT)، خاصی (NT) و نیز مرتبط (RT) در اصطلاحنامه ها به روابط مفهومی «دارای نمونه»، (یک … است» ، «دارای زبان … است»” و نظایر این ها تبدیل می شود.

شکل ۶ فهرستی از روابط ممکن برای این روابط سه گانه را به عنوان مثال در اصطلاحنامه  اگرووک ارائه می دهد.

1

شل۶-نمونه هایی از روابط تعریف شده برای تغییر روابط اصطلاحنامه اگرووک به هستی شناسی (صنعت جو۳۸۴)

بدین ترتیب مندرجات هستی شناسی ها ترکیب یافته است از:

 لغات کنترل شده  محدود و در عین حال قابل گسترش

 تغییر بدون ابهام از رده ها و روابط میان اصلاحات

 روابط فرعی سلسله مراتبی صریح

 وجود یک سری اصول برای ایجاد روابط توسعه ماشین(صنعت جو-۱۳۸۴)