چکیده

به منظور بررسی اثر الگوي کشت و تراکم بوته بر عملکرد و اجزاء عملکرد جو، آزمایشی در سال زراعی ۱۳۹۲ -۹۳ در مزرعهي پژوهشی دانشگاه کشاورزي و منابع طبیعی رامین خوزستان انجام شد. آزمایش به صورت کرتهاي نواري در قالب طرح بلوكهاي کامل تصادفی با ۴ تکرار اجرا گردید. فاکتورهاي آزمایشی شامل ۴ سطح الگوي کشت (مسطح با فواصل ردیف ۱۷

سانتیمتر، مسطح با فواصل ردیف ۲۵ سانتیمتر، دو ردیف کشت بر روي پشتهي۵۰ سانتیمتري و سه ردیف کشت بر روي پشتهي ۵۰ سانتیمتري) به عنوان فاکتور اول و ۴ سطح تراکم ۲۰۰)، ۳۰۰، ۴۰۰ و ۵۰۰ بوته در متر مربع) به عنوان فاکتور دوم در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که الگوي کشت تأثیر معنیداري بر عملکرد دانه، بیولوژیک، تعداد سنبله در واحد سطح و وزن هزار دانه داشت. بهطوري که بیشترین عملکرد دانه، بیولوژیک و تعداد سنبله در واحد سطح از الگوي کشت مسطح با فواصل ردیف ۱۷ سانتیمتر و بیشترین وزن هزار دانه از الگوي کشت پشتهاي سه ردیفه بهدست آمد. تأثیر تراکم بوته بر عملکرد دانه، تعداد سنبله در واحد سطح و تعداد سنبلچه و دانه در سنبله معنیدار بود. با افزایش تراکم، تعداد سنبله در واحد سطح افزایش یافت اما عملکرد دانه، تعداد سنبلچه در سنبله و دانه در سنبله کاهش پیدا کرد. شاخص برداشت نیز تحت تأثیر معنیدار هر دو تیمار آزمایشی و اثر متقابل آنها قرار گرفت. بهطور کلی بالاترین عملکرد دانه با میانگین ۵۰۷۲/۱ کیلوگرم در هکتار مربوط به کمترین فاصلهي ردیف (الگوي کشت مسطح با فواصل ردیف ۱۷ سانتیمتر) و مناسبترین تراکم بوته براي دستیابی به عملکرد بالا، ۲۰۰ بوته در متر مربع بود.

کلمات کلیدي: جو، عملکرد دانه، فاصله ردیف کشت، کشت روي پشته

مقدمه

بهکارگیري سیستمهاي کشت پیشرفته میتواند سبب توزیع متعادل بوتهها در واحد سطح شده و میزان بذر مصرفی را کاهش دهد، همچنین موجب تعدیل مشکلات پس از کاشت، مانند رقابت براي استفاده از منابع آب و مواد غذایی گردد .(۹) الگوي کشت مناسب از طریق یکپارچهسازي عملکرد و اجزاي عملکرد، سبب افزایش عملکرد دانه میشود، زیرا زمانی که آرایش بوتهها مناسب باشد، دریافت نور و تهویه بهتر انجام شده و در نتیجه اسیمیلاتهاي کل براي رشد سنبلهها افزایش پیدا میکند .(۲۹)

تراکم بوته همانند الگوي کشت، از عوامل بهزراعی مهم جهت دستیابی به افزایش تولید محصولات زراعی در واحد سطح است که به مفهوم قرارگیري تعداد معینی بوته از یک گیاه در یک سطح مشخص است، در واقع فواصل مناسب بین ردیفهاي کشت و بین بوتهها روي خط کشت، تعیین کنندهي فضاي رشد قابل استفادهي هر بوته میباشد .(۱۲)

وارایچ و همکاران (۳۰) در مقایسهي الگوهاي کشت مسطح و پشتهاي گندم، اظهار داشتند بیشترین تعداد پنجه، سنبلچه در سنبله، دانه در سنبله و عملکرد دانه و بیولوژیک، از الگوي کشت مسطح و با فاصلهي ردیفهاي کمتر بهدست میآید. برخی پژوهشها نیز بیانگر کاهش عملکرد گندم در الگوي کشت پشتهاي است، که علت آن را به سریعتر خشک شدن خاك سطحی و دریافت رطوبت کمتر بر روي پشته نسبت دادهاند ۱)و .(۲۶ مدرس ثانوي و سروشزاده (۱۶) کسب بالاترین عملکرد دانه از کمترین فاصلهي ردیف را به علت افزایش تعداد سنبله در واحد سطح و همبستگی معنیدار فاصلهي ردیف با تعداد سنبله در واحد سطح ذکر کردهاند. اما برخی گزارشات حاکی از افزایش عملکرد دانه و شاخص برداشت گندم در کشت پشتهاي است ۴)، ۱۰ و .(۲۱

بلوچ و همکاران (۳) در آزمایشی با در نظر گرفتن تراکمهاي ۱۰۰، ۱۲۵، ۱۵۰، ۱۷۵ و ۲۰۰ بیشترین عملکرد دانهي گندم را از تراکم ۱۵۰ بهدست آوردند. آنها بیان کردند افزایش جمعیت گیاهی، سبب افزایش رقابت براي آب و مواد غذایی، رطوبت و نور شده و در نهایت به کاهش عملکرد منجر میشود. شاکري و همکاران (۲۵) و حسین و همکاران (۷) نیز با افزایش تراکم، عملکرد دانهي کمتري بهدست آوردند. سلیمانی و همکاران (۲۷) بیان کردند که بالاترین عملکرد دانه، بیولوژیک و شاخص برداشت جو از بالاترین تراکم بوته بهدست میآید. نتایج آزمایش نوورولنیک (۱۹) نیز حاکی از افزایش تعداد سنبله در واحد سطح و عملکرد

بیولوژیک و کاهش عملکرد دانه و دیگر اجزاي عملکرد، در اثر افزایش تراکم بوته است. اثر متقابل الگوي کشت و تراکم بوته بر عملکرد و اجزاي عملکرد گندم در برخی آزمایشات ۸) و (۱۸ معنیدار بود، اما ملاه (۱۷) اثر متقابل این دو تیمار را غیرمعنیدار گزارش نمود.

از آنجا که استقرار تراکم مطلوبی از بوتههاي سالم در مناسبترین الگوي آرایش بوتهاي، اساس یک سیستم موفق تولید زراعی است (۶) و بررسی دقیق رفتار گیاه در الگوهاي مختلف کشت و مقادیر بذر مصرفی میتواند سبب دستیابی به حداکثر تولید گردد، لذا پژوهش حاضر طراحی و اجرا گردید.

مواد و روشها

به منظور اجراي این پژوهش، یک آزمایش مزرعهاي به صورت کرتهاي نواري در قالب طرح بلوكهاي کامل تصادفی با ۴ تکرار در سال زراعی ۱۳۹۲-۹۳ در مزرعهي پژوهشی دانشگاه کشاورزي و منابع طبیعی رامین خوزستان واقع در ۳۶ کیلومتري شمال اهواز انجام شد. عرض جغرافیایی محل آزمایش ۳۱ درجه و۳۶ دقیقه، طول جغرافیایی آن ۴۸ درجه و ۵۳ دقیقه و ارتفاع از سطح دریا حدود ۲۰ متر است. فاکتورهاي آزمایشی شامل ۴ سطح الگوي کشت (مسطح با فواصل ردیف ۱۷ سانتیمتر، مسطح با فواصل ردیف ۲۵ سانتیمتر، دو ردیف کشت بر روي پشتهي۵۰ سانتیمتري و سه ردیف کشت بر روي پشتهي ۵۰ سانتیمتري) به عنوان فاکتور اول و ۴ سطح تراکم ۲۰۰)، ۳۰۰، ۴۰۰ و ۵۰۰ بوته در متر مربع) به عنوان فاکتور دوم در نظر گرفته شد.

جهت اعمال تیمار الگوي کشت در کرتهاي مربوط، جوي و پشتههایی (با عرض ۵۰ سانتیمتر) به وسیلهي فاروئر آماده و در نهایت، مرزها و نهرها به ترتیب توسط مرزبند و نهرکن تهیه گردید. به منظور اعمال تیمار تراکم نیز طول خط کشت ۳) متر) با توجه به فاصلهي بین ردیفها در هر سطح تیماري، به متر مربع تبدیل شد. سپس میزان بذر مورد نیاز، با توجه به تراکمها، وزن هزار دانه، قوه نامیه و درجهي خلوص؛ محاسبه، توزین و براي هر خط کشت بهطور جداگانه بستهبندي گردید. بذور در تاریخ ۱۵

آبانماه ۹۲ بهصورت دستی و در عمق ۳-۴ سانتیمتري کشت شدند. رقم مورد استفاده، رقم جنوب بود. آبیاري بر اساس نیاز گیاه، در الگوي مسطح به صورت غرقابی و در الگوي پشتهاي درون جويها انجام گردید. کود سوپر فسفات تریپل به میزان ۱۰۰

کیلوگرم در هکتار هنگام انجام عملیات دیسک با خاك مخلوط شد. توزیع کود اوره به میزان ۲۵۰ کیلوگرم در هکتار نیز در سه مرحلهي پایه (بعد از سبز شدن)، شروع رشد طولی ساقه و آغاز مرحلهي آبستنی انجام شد. عملیات برداشت در تاریخ ۲۱

فروردین ۹۳، همزمان با رسیدن رطوبت دانهها به %۱۴ (که به کمک دستگاه رطوبتسنج تشخیص داده شد) به صورت دستی و با داس انجام شد. بدین منظور، پس از حذف حاشیه از طرفین، در الگوي کشت مسطح از دو ردیف کنار هم هر کدام ۰/۵ متر طولی و در الگوي کشت پشتهاي دو ردیفه و سه ردیفه، ۰/۵ متر طولی به ترتیب از دو و سه ردیف کشت شده بر روي پشته، برداشت گردید.

صفات مورد بررسی شامل عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، تعداد سنبله در واحد سطح، تعداد سنبلچه در سنبله، تعداد دانه در سنبله، وزن هزار دانه و شاخص برداشت بود. تجزیه واریانس دادهها توسط نرم افزار آماري SAS و با در نظر گرفتن سه تکرار براي همهي صفات، انجام گرفت. مقایسه میانگینها با آزمون حداقل اختلاف معنیدار (LSD) در سطح پنج درصد و اثر متقابل فاکتورها نیز با استفاده از روش برشدهی اثر متقابل بررسی گردید. براي رسم نمودارها نیز از نرمافزار Excel استفاده شد.

نتایج و بحث

تعداد سنبله در واحد سطح (متر مربع)

الگوي کشت و تراکم بوته به ترتیب در سطح احتمال خطاي هفت و یک درصد به طور معنیداري تعداد سنبله در واحد سطح را تحت تأثیر قرار داد (جدول .(۱ بیشترین و کمترین تعداد سنبله در واحد سطح به ترتیب از الگوي کشت مسطح با فواصل ردیف

۱۷ سانتیمتر و کشت ۳ ردیفه بر روي پشته بدست آمد (جدول.(۲ از آنجایی که ارتباط زیادي بین فاصله ردیف و تعداد سنبله در واحد سطح وجود دارد، بهنظر میرسد کاهش فواصل ردیف کشت از طریق توزیع متعادلتر گیاهان و تأخیر در زمان تداخل ریشهها، موجب افزایش حجم ریشه، افزایش رطوبت دریافتی و کارایی استفاده از منابع شده و در نهایت تعداد سنبله در واحد سطح را افزایش داده است .(۱۶)با توجه به اینکه در کشتهاي پشتهاي، آب درون فاروها جریان دارد، این مسئله احتمالاً سبب شده است سطح پشته زودتر تحت شرایط خشکی قرار بگیرد و در نهایت تعداد پنجهي بارور و سنبله را کاهش دهد. در آزمایش کاکار (۱۰) و آرمسترانگ (۲) نیز نتایج مشابهی بهدست آمد. شکل ۱ نشان دهندهي واکنش مثبت شمار سنبله در واحد سطح، نسبت به افزایش تراکم بوته است، بهطوري که هر واحد افزایش تراکم، موجب افزایش ۰/۵۱ سنبله در واحد سطح گردید. افزایش تعداد سنبله در واحد سطح در اثر افزایش تراکم توسط نوورولنیک (۱۹) و رضایی و همکاران (۲۳) نیز گزارش شده است.