چکیده

مسأله ای که در حال حاضر مطرح است بررسی عوامل مؤثر در جهت ارتقاء حس امنیت به وسـیله طراحـی شـهری است. مقاله حاضر سعی بر این دارد که به بررسی موضوع محیط به عنوان یکی از موضوعات مورد بحـث در زمینـه روانشناسی محیطی و طراحی شهری و نحوه تأثیر آن در ارتقاء حس امنیت شهروندان، بپردازد. بنـابراین در ابتـدا بـه تعریف محیط پرداخته و سپس نظریه های ارائه شده در این زمینه مطرح شده و با در دست داشتن چنـین اطلاعـاتی، نقش محیط در طراحی های شهری و چگونگی ایجاد امنیت به وسیله طراحی هـای مناسـب مشـخص مـی شـود. بـا توجه به پژوهش ها و مطالعات کتابخانه ای انجام شده، نتایج بدست آمده نشان می دهد کـه بـا در نظـر داشـتن ایـن نکته که یکی از مهمترین عوامل تعریف فضای شهری هویت عملکردی آن است بنابراین توجه به محـیط و هویـت فرهنگی هر مکان یکی از مهمترین عوامل مؤثر در ارتقـاء حـس امنیـت بوسـیله طراحـی شـهری اسـت و طراحـی و ساخت فضاهای شهری متناسب با فرهنگ و شرایط محیط زندگی افراد، باعث بوجود آمدن آرامش روانی و امنیت در افراد جامعه خواهد شد.

واژههای کلیدی: محیط، قابلیت های محیط، حس امنیت، طراحی شهری

-۱ مقدمه
انسان به منظور ارضای نیازهای فیزیولوژیکی خود و به منظور ایفای نقشهای اجتماعی، احتیاج به فضاهایی با حدود و شرایط مناسب دارد و فقط هنگامی که نتواند شرایط مورد نظر را ایجاد کند، تغییر رفتار میدهد و خود را با شرایط موجود سازگار میکند. (مرتضوی، (۴۳ :۱۳۷۶

طراحان باید محیطهایی را بوجود آورند که به بهترین وجه نیازهای افراد استفاده کننده از آن را تأمین کند. همچنین باید به منافع و کاربردهای دراز مدت محیط توجه داشته، و با طراحی سطوح خلوت و جمعی هنجارهای فرهنگی مردم را تأمین نمایند. نیازهای اساسی مردم باید بر اساس سلسله مراتب پیشنهادی مازلو تأمین شود. بناها حداقل باید در سطح این نیازها کار کنند و نیازهای عالیتر در مراحل بعدی تأمین گردد. طراح باید به این سؤال پاسخ گوید که چگونه محیط طراحی شده میتواند نیازهای انسان را تأمین کند. (لنگ، (۲۷۰ : ۱۳۸۱

۱

-۲ محیط۱

از دید برخی صاحب نظران محیط اینگونه تعریف میشود :
محیط را بطور ضمنی هر آنچه در اطراف ماست چه ساخته شده و چه طبیعی میتوان نامید. هر آنچه پیرامون ماست و ما را احاطه کرده است، محیط مینامند. (لنگ، (۷۳ :۱۳۸۳

محیط در حقیقت مجموعه واقعیتهایی است که مستقل از انسان وجود دارد و انسان در ارتباط با آن قرار دارد. (شهسواری، (۳۹ :۱۳۸۳

محیط را میتوان بر اساس تعاریف ارائه شده، دسته بندی کرد. نکته اصلی این طبقه بندیها و دسته بندیهای مشابه، تمایز بین جهان واقعی، حقیقی یا عینی اطراف انسان و جهان پدیدار شناختی است که خودآگاه یا ناخودآگاه رفتار و واکنشهای روحی مردم را تحت تأثیر قرار میدهد.

-۳ نظریه جان لنگ۲

جان لنگ در کتاب ” آفرینش نظریه معماری ” محیط را به چهار دسته طبقه بندی کرده است که به شکل زیراست : (۱ محیطهای کالبدی: شامل مکانهای زمینی و جغرافیایی (۲ محیطهای اجتماعی: شامل نهادهایی متشکل از افراد و گروهها (۳ محیطهای روان شناختی: شامل تصویر ذهنی مردم

محیطهای رفتاری: مجموعه عواملی است که فرد به آن واکنش نشان میدهد. (لنگ، (۸۷ :۱۳۸۳

۴ـ نظریه کوپر۳

کوپر نیز درتعریف محیط معتقد است :
محیط تنها پس زمینه یا بافت منفعلی نیست که چیزی در آن می زید یا وجود دارد. نمی توان موجودی را بـدون اشـاره بـه محـیطش تعریف کرد. با چنین تفسیری هر چیزی که ” در بر می گیرد ” یا ” فرا مـی گیـرد ” محـیط اسـت. امـا ” دربـر گـرفتن ” اطلاعـات زیادی بدست نمیدهد. باید بدانیم چه چیزی در بر گرفته شده تا بفهمیم که محیط مورد بحث چیست؟ ( گروتر، (۱۳۸۳

۵ـ نظریه کرک۴

در تعریف دیگری از محیط کرک محیط را به دو دسته پدیدهای و شخصی تقسیم کرده است :
محیط شخصی در این تقسیم بندی شامل تصاویر فردی جهان (ویژگیهای رفتاری) و باورها و نگرشهای مربـوط بـه آن (ویژگـی-های تجربی) است. داگلاس پورتیوس که از لوین و کرک تأثیر گرفته است، »محیط مفهومی« را به مفاهیم محـیطهـای پدیـدهای و شخصی اضافه کرد. او مینویسد : » باورها، نگرشها، ترجیحات و دیگر جنبههای شخصیتی، ویژه افراد است، ولی در عین حال این ویژگیها از تجربیات فرد به عنوان عضوی از یک خانواده، قومیت، طبقه اجتماعی و گـروههـای فرهنگـی و ملـی بـا شـیوه زنـدگی خاص تأثیر میگیرند .«

۱- Environment 2- Jon Lang 3- Leon Cooper 4 -Craik

۲

هدف این طبقه بندیها شناخت چهارچوب عوامل مؤثر بر زندگی انسان است . تمام این طبقه بندیها وجود محیط بالقوه برای رفتار و محیط مؤثر را که فرد به آن توجه میکند و آن را مورد استفاده قرار میدهد تشخیص دادهاند. (لنگ، (۸۷ :۱۳۸۱

۶ـ محیط ساخته شده

محیط و خصوصاً نوع ساخته شده آن به دست انسان یا به عبارتی معماری، مجموعهای است کم و بیش پیچیده تـر از سیسـتم-های فضایی که بر یکدیگر تأثیر میگذارند، یکدیگر را میپوشانند، در یکدیگر تداخل میکنند و یا با یکدیگر به رقابت میپردازند. (گروتر، (۱۸۸ : ۱۳۸۳

محیط ممکن است بصورت یک سری از ارتباطات بین اشیاء و اشیاء، اشیاء و مردم، مردم و مـردم دیـده شـود. ایـن ارتباطـات منظم هستند. آنها دارای الگو و ساختار هستند، اما وقتی محیطها طراحی میشوند چهار عنصر سازماندهی میشود