چکیده

آلودگی رودخانههاي استان مازندران به عنوان چالشی محیطزیستی در سالهاي اخیر مشکلات متعدد اقتصادي، بهداشتی و محیط زیستی را به همراه داشته است. این مطالعه به تعیین ارزش حفاظتی این دریاچهها و اندازهگیري میزان تمایل به پرداخت خانوارها با تمایلات مختلف اخلاقگرایی و پیامدگرایی براي حفاظت از آن با استفاده از روش ارزشگذاري مشروط میپردازد. براي اندازهگیري میزان تمایل به پرداخت از مدل لوجیت استفاده شده که با بهرهگیري از روش حداکثر راستنمایی، پارامترهاي آن برآورد شده است. نتایج نشان میدهد که متغیرهاي مبلغ پیشنهاد، میزان تحصیلات سرپرست خانوار، تازگی اطلاعات، اهمیت محیط زیست، جنسیت، امنیت شغلی، بهرهمندي از دریاچهها و اخلاقگرایی بر تمایل پرداخت جهت حفاظت از این سرمایههاي ملی موثراند. بر مبناي این نتایج مقدار انتظاري تمایل به پرداخت ماهیانه هر خانوار براي ارزش حفاظتی این دریاچهها براي خانوارهاي داراي تمایلات اخلاق گرایانه و پیامدگرایانه بترتیب ۱۲۲۲۰/۳ و ۱۶۵۵۲/۵ ریال برآورد شده است. به علاوه، نتایج نشان گویاي آن است که با افزایش سطح تمایل به پرداخت خانوارها، اختلاف تمایلات وظیفهگرایان و پیامدگرایان افزایش مییابد. همچنین ارزش حفاظتی سالانه دریاچهها براي این دو گروه خانوار بترتیب ۱۰۳/۵۷ و ۳۵/۳۷ میلیارد ریال برآورد شده است. نتایج این مطالعه جهت نشان دادن ارزشهاي اخلاقگرایی و پیامدگرایی در جامعه بسیار اثربخش خواهد بود.

کلمات کلیدي: دریاچه، ارزش حفاظتی، اخلاقگرایی، پیامدگرایی، استان مازندران

مقدمه

استان مازندران به سبب دارا بودن آب و هوایی مناسب و ریزشهاي جوي فراوان داراي شبکه گستردهاي از رودخانههاي کوچک و بزرگ است که نقش حیاتی آنها بر کسی پوشیده نیست. از ۱۳۰ رودخانه بزرگ و کوچک این استان، رودخانه »هراز« بزرگترین رودخانه منطقه است که از میان شهر آمل میگذرد. از دیگر رودخانههاي مهم استان، رود تجن (گرمابرود) در ساري، تالار در قائمشهر، بابلرود در شهرستان بابل، چالوس در شهرستان چالوس و چشمه کیله در تنکابن هستند که ماهیان دریاچه خزر براي تکثیر طبیعی و تخم ریزي، بیشتر به این رودخانه ها مهاجرت می کنند. اما همزمان با برخورداري استان ازاین نعمت خدادادي مشاهده میشود که فرآیند فعالیت اقتصادي وصنعتی کنار رودخانه ها به گونهاي است که حیات رودخانههاي استان در تĤثیر عوارض نامطلوبی قرار گرفته و این مسئله با توجه به شکنندگی اکوسیستم مازندران به ویژه اکوسیستمهاي آبی روند بسیار نگرانکنندهاي است که نابودي حیات طبیعی جریانهاي آبی استان را در پی دارد (سازمان محیط زیست، .(۱۳۹۱ بر اساس گزارش هاي اداره کل محیط زیست استان مازندران، هرساله ۲میلیون لیتر فاضلاب شامل پسابهاي صنعتی، پسابهاي شهري، فاضلاب مناطق روستایی و بیش از هزار تن کود شیمیایی وارد شاهرگهاي حیاتی استان میشود که اگر به این مجموعه مصرف سالانه هزار تن انواع گرانول که به صورت کود مصرف میشود اضافه شود، با این حساب رقم قابل توجهی به دست میآید که درنابودي طبیعت رودخانههاي استان نقش مهمی دارد (سازمان محیط زیست، .(۱۳۹۱ بطور کلی مهمترین منابع آلودهکننده رودخانههاي استان عبارتند از: آلودگیهاي شهري و روستایی، آلودگی کشاورزي و آلودگی صنعتی. عبور رودخانهها در حاشیه و میان شهرها و روستاها سبب شده که انواع فاضلابهاي خانگی، زهکش شهرها و فاضلاب کارگاهها و کارخانهها و در برخی موارد حتی فاضلابهاي خطرناك بیمارستانی در رودخانهها تخلیه و با توجه به گوناگونی عناصر تشکیل دهنده این فاضلابها، شرایط زیستی رودخانهها در بیشتر نقاط دگرگون شده که نابودي زیستگاه ماهیان خاویاري و مولد آزاد درچشمه کیله تنکابن یکی از آنهاست. در واقع، به دلیل نبود طرح جامع آمایش سرزمین، استفاده غیراصولی از خاك ، ضعف تکنیکهاي مهندسی، مصرف بیرویه و بسیار زیاد انواع کودهاي شیمیایی و سموم دفع آفات نباتی و واقع شدن درصد قابل توجهی از زمین هاي کشاورزي در حاشیه رودخانهها، پسابهاي زراعی از نهرها و جويهاي کوچک با شستشوي خاك توسط باران، وارد
رودخانه ها شده و باعث تغییرات اساسی در ترکیبات شیمیایی و فیزیکی آب میشود که خسارات و پیامدهاي زیانبار حاصل از آن بسیار چشمگیر است. ورود فاضلابهاي خانگی یا کشاورزي به رودخانهها نیز موجب غنی شدن این آبها شده که این حالت را “یوتروفیکاسیون” مینامند. تجمع این فاضلابها موجب رویش انواع جلبکهاي سبز و گیاهان حاشیهاي شده که نمونه بارز این وضعیت را میتوان در رودخانههاي غرب استان مشاهده کرد. بطور کلی در سالهاي اخیر توسعه فعالیتهاي صنعتی و استخراج مواد اولیه در مازندران به لحاظ برخورداري از برخی شرایط مساعد مانند منابع مطمئن آب، روندي رو به رشد داشته که در نهایت منجر به استقرار برخی واحدهاي صنعتی مانند صنایع غذایی، نساجی، چوب و فلزات شده است. خطرات ناشی از مواد زاید این صنایع که از ظرفیت بسیار بالایی نیز برخوردارند صدمات جدي و گستردهاي بر پیکر طبیعت و اکوسیستمهاي آبی مازندران وارد آورده که با بیتوجهی کامل همچنان ادامه دار (سازمان محیط زیست،

.(۱۳۹۱ لذا این مطالعه درصدد آن است که میزان مشارکت مردم در حفاظت از رودخانهها در مقابل آلودگی را تعیین نموده و ارزش حفط رودخانهها را برآورد نماید. لازم به ذکر است که در رابطه با حفاظت از منابع طبیعی و از جمله محیط زیست دو نگرش و به طبع آن دوگروه افراد وجود دارند . گروهی اخلاق گرا و گروهی پیامدگرا هستند . چنانچه پرداخت افراد براي استفاده و حفظ محیط زیست و منابع طبیعی براساس احساس وظیفهي دینی، انسانی و یا غیره نسبت به محیط زیست باشد، اصطلاحاً افراد داراي تمایلات اخلاق گرایانه یا وظیفه گرایانه هستند و چنانچه این پرداختها با هدف بهرهمندي از فوائد محیط زیست باشد، افراد داراي تمایلات پیامدگرایانه میباشند (رفیعی و سلامی .(۱۳۸۸ در این مطالعه تلاش میشود تا این دو گروه از افراد از جنبه میزان تمایل به پرداخت از یکدیگر متمایز شوند و بدین وسیله نقش این عامل در حفاظت از محیط زیست مشخص شود. در زمینه حفاظت از محیط زیست تاکنون مطالعات مختلفی در جهان و ایران انجام شده است. . از جمله این مطالعات میتوان به نتیجه پژوهش هادکر و همکاران (۱۹۹۷) اشاره کرده. در این مطالعه میزان تمایل به پرداخت ماهانه ساکنین بمبئی براي ارزشهاي حفاظتی و حفظ مطبوعیت زیستمحیطی پارك ملی بمبئی ۷/۵

رویپه براي هر خانوار براي مدت ۵ سال ۲) دلار در سال براي هر خانواده) و مجموع تمایل به پرداخت خانوارهاي بمبئی، ۲۰ میلیون روپیه در ماه ۴۴۰) هزار دلار) برآورد شد که این مقدار بطور سالیانه ۲۴۸ میلیون روپیه ۵/۵) میلیون دلار) براي حفاظت پارك ملی مذکور خواهد بود. در مطالعه مورامیرا (۲۰۰۰)، ارزش کارکرد تنوع زیستی اکوسیستم جنگل مابیرا در اوگاندا، با استفاده از اطلاعات بدست آمده از مطالعات ارزشگذاري مشروط و محاسبه تمایل به پرداخت افراد، براي ۷۲ هکتار از جنگلهاي همیشه سبز این منطقه، ۳۰۶

دلار امریکا برآورد شده است. لتونن و همکارن (۲۰۰۳)، با استفاده از روش ارزشگذاري مشروط نشان دادند که به منظور حفاظت از جنگلهاي جنوب فنلاند ۷۳/۸ درصد پاسخگویان، علاقمند به افزایش حفاظت بوده و حاضر به پرداخت مبلغی جهت حفاظت جنگلها بودهاند. ۱۵/۸ درصد از افزایش حفاظت حمایت کرده، اما
پولی بابت آن پرداخت نمیکنند و ۵/۵ درصد بیتفاوت و ۴/۹ درصد خواستار کاهش حفاظت جنگلها بودند.

شرستا و همکاران (۲۰۰۷)، در بررسی ارزش تفریحی منطقه رودخانهاي آپالاچیکولا در فلوریدا به تحلیل تقاضاي بازدیدکنندگان پرداخته و به این نتیجه رسیدند که بازدیدکنندگان بطور متوسط براي هر روز ۷۴/۱۸

دلار پرداخت میکنند. از مهمترین مطالعات در مورد حفاظت از گونههاي جانوري در معرض انقراض میتوان به مطالعه ترونگ (۲۰۰۷) در مورد کرگدن ویتنام اشاره کرد. این مطالعه با استفاده از روش تمایل پرداخت نشان داد که اگر چه پرداخت براي کالاهاي زیست محیطی، به خصوص گونههاي در معرض خطر در ویتنام یک موضوع جدیدي است اما هر خانوار ویتنامی براي حفظ این گونه جانوري حاضر است ماهانه مبلغ ۲/۵ دلار بپردازد. تسی و همکاران (۲۰۰۸) نیز در مورد گاو کوهی و سگ وحشی آفریقایی در منطقه شمالی کامرون نشان دادند که جمعیت منطقه شمال کامرون حفاظت از گونههاي در حال انقراض را امري مهم تلقی میکنند.

همچنین پاسخدهندگان حاضر به پرداخت ماهیانه تا سقف یک دلار از درآمد خود براي حفظ این گونههاي جانوري در آفریقا میباشند. ناورود (۲۰۱۲) نیز روشهاي ارزشگذاري کارکردهاي غیربازاري محیط زیست را بر پایه ارزشهاي مستقیم و غیر مستقیم تقسیمبندي نموده و ارزش حفاظتی را مبتی بر تأمین نیاز نسل حاضر و آتی به روش بهینهیابی مطلوبیت تسریح نموده است. در زمینه حفاظت از محیط زیست نیز مطالعه طباطبایی

(۱۳۸۰) با استفاده از روش ارزشگذاري مشروط و برآورد میزان متوسط تمایل به پرداخت، به محاسبه ارزش حفاظتی زیستگاه پرندگان میانکاله پرداخته است. در این مطالعه، میانگین حداکثر تمایل به پرداخت براي خانوادههاي غیر بومی و براي خانوادههاي بومی به ترتیب ۲۴۷۵۲ و ۷۳۴۴۰ ریال برآورد گردیده است. رفیعی و امیرنژاد (۱۳۸۹)، در مطالعهاي متوسط تمایل به پرداخت ماهیانه هر فرد جهت حفاظت از جنگلهاي سلیمان تنگه را ۷۳۶۰/۱۵ ریال و همچنین متوسط تمایل به پرداخت سالانه هر خانواده جهت حفاظت از این جنگلها را

۲۷۴۶۱۳/۲۰ ریال برآورد نمودند. در مطالعه روحانی و رفیعی (۱۳۹۰) تمایل پرداخت جهت حفاظت از یوزپلنگ آسیایی منطقه بافق ۲۵۰۶۴/۹۹ ریال بطور ماهانه براي هر خانوار برآورد شده است. مهمترین متغیرهاي اثر گذار براي حفاظت از یوزپلنگ، متغیرهاي مبلغ پیشنهاد، سطح درآمد، تحصیلات، جنسیت و نوع مشاغل بودهاند.
این مطالعه به عنوان اولین مطالعه جهت بررسی حفاظت از دریاچههاي آلوده استان مازندران با تبیین ارزش اخلاقگرایی و پیامدگرایی خواهد بود تا میزان مشارکت افراد در گروههاي مختلف در حفاظت از این دریاچهها برآورد شود.

روش تحقیق

تکنیک ارزشگذاري مشروط (CVM) اولین بار در سال ۱۹۴۷ توسط کریسی- وانتراپ معرفی و بـراي اولـین بار توسط دیویس در سال ۱۹۶۰ استفاده شد (مایکل و کارسون، .(۱۹۸۹ این روش، تمایـل بـه پرداخـت (WTP)
افراد را در قالب ابزارهاي فرضی تعیین مینماید (لی و هان، .(۲۰۰۲ در واقع در این روش به منظـور تعیـین ارزش اقتصادي کالاها و خدمات زیست محیطی لازم است تا به افراد مراجعه شود. بـه همـین دلیـل روش ارزشـگذاري مشــروط را غالبــاً روش تــرجیح نیــز مینامنــد (ونکاتچــالام، .(۲۰۰۳ در نظریــه هــاي اقتصــادي، تغییــر در رفــاه مصرفکنندگان با برآورد مازاد مصرف کننده و تغییرات جبرانی که بیانگر تمایل بـه پرداخـت بـراي کالاهـا نیـز مــیباشــد، انــدازهگیري میشــود (باکســتیل و مککانــل، .(۲۰۰۷ بــراي بــرآورد آنهــا بــا اســتفاده از دادههــاي پرسشنامههاي انتخاب دوتایی از الگوي تفاضلی مطلوبیت استفاده میشود (هانمن، .(۱۹۸۴ در روش پرسشـنامهاي انتخاب دوتایی، پاسخدهنده با دو انتخاب بله یا خیر نسبت به یک مبلغ پیشنهادي روبروست. بنـا بـه گفتـه مارتـا-

پدروسو (۲۰۰۷) براي تحلیل و برآورد مناسبتر تمایل به پرداخت افـراد روش پرسشـنامهاي انتخـاب دوتـایی دو بعدي بر روش قبلی ترجیح دارد. در پرسشنامه انتخاب دوتایی دو بعدي، پاسخدهنده با چند مبلغ پیشنهادي مواجه است که با توجه به پاسخ او نسبت به یک پیشنهاد، پیشنهادات دیگري به او داده میشود. در واقع پیشنهاد بیشتر به جواب بله یا خیر و یا عکسالعمل پاسخگو در پیشنهاد اولیه بستگی دارد. بطور کلـی اینگونـه روشهـاي بـرآورد گسسته بر روشهاي برآورد پیوسته مزیتهاي قابل توجهی دارند. مطالعات بسـیاري بـه مقایسـه نتـایج حاصـل از ارزشگداري یک کالا به دو روش پیوسته و گسسته اقدام نمودهاند (براي مثال به مطالعـات بیشـوب و همکـاران،