چکیده

امروزه برخلاف روش هاي سنتی گذشته بسیاري از سازمان ها و بنگاه هاي اقتصادي به منظور باقی ماندن در محیط رقابت جهانی، بر این امر واقف اند که، همه منایع و امکانات مورد نیازشان را نمی توانند از یک مکان تهیه نمایند چون ممکن است بخشی دسترسی ارزان به منابع ومواد اولیه را داشته باشد و بخش دیگر نیروي انسانی ارزان را در اختیار داشته باشد. از این رو تشکیل شرکتهاي هلدینگ این امکان را فراهم می آورد که شرکتها با استفاده از امکانات مناطق مختلف فعالیتهاي شرکت خود را، گسترده داده و با استفاده از مدیریتی واحد انسجام لازم را بر کار خویش حاکم نمایند.هلدینگ با برقراري مدیریت استراتژیک میان شرکتهاي زیرمجموعه خود همافزایی ایجاد میکند. مسلما نتیجه این امر تولید کالاي با کیفیت بالاتر و قیمت مناسب تر خواهد بود که رضایتمندي مشتري را به همراه خواهد داشت. در این پژوهش از منابع اطلاعاتی مختلف استفاده شده و سعی بر آن بوده است تا با استفاده از جدیدترین منابع اطلاعاتی، اطلاعات لازم گردآوري شود. نتیجه این پژوهش حاکی از آن است که با پیچیده تر شدن روابط و شبکه هاي حمل و نقل و نیازهاي گوناگون مصرف کنندگان و تمایل آنها به خرید کالاي با کیفیت و البته با قیمتی مناسب، تشکیل شرکتهاي هلدینگ را براي همه کشورها به یک ضرورت تبدیل کرده است و ایران هم از این قاعده مستنثی نیست. و بکارگیري فرایندها و استراتژي هاي هلدینگ می تواند به عنوان یک راهنماي خوب عمل نماید.

کلید واژه: شرکتهاي هلدینگ، ضرورت تشکیل شرکتهاي هلدینگ در ایران، استراتژیهاي هلدینگ

-۱ مقدمه:

در ارتباط با شرکتهاي هلدینگ۴ که شهرتی جهانی دارند می توان این ادعا را مطرح کرد که شهرت این شرکتها بیش از شهرت کشورشان است. به عنوان مثال، نوکیا، که مشهـورتر از فنلاند اسـت.

امروزه بـا توجه به صنعتی شدن جوامع، پیچیده تر شدن ارتباطات و شبکه هاي حمل و نقل لزوم تشکیل

شرکتهاي هلدینگ بیش از پیش احساس می شود. درکشورهاي پیشرفته بیش ازکشورهاي در حال توسعه این امر محقق شده است، اما کشورهاي در حال توسعه نیز گام هاي خوبی را در این راستا برداشته اند که در جاي خود درخور توجه است.

درتعریف شرکتهاي هلدینگ می توانیم بگوییم که:”شرکت مادریا هلدینگ شرکتی است که با هدف اعمال کنترل ومدیریت بر شرکتهاي تابعه۱، اکثریت یا اقلیت سهام در یک یا چند شرکت را دراختیار می گیرد.” عمده ترین اثرگذاري این قبیل شرکتها در حوزه اقتصاد است، و در امر کوچک کردن شرکتهاي دولتی و بحث خصوصی سازي نیز می توانند به عنوان یک راهکار موثر مطرح شوند.

این تحقیق از نظر هدف کاربردي است و از نظر روش جمع آوري و تحلیل داده ها از نوع مروري می باشد. در این پژوهش هدف اصلی محققین این بود که با توجه به مطالعه بیش از۳۰ عنوان مقاله و سه عنوان کتاب در این حوزه و همچنین با توجه به رسالت واژه هلدینگ که کمک به پویایی هرچه بیشتر محیط اقتصادي و ایجاد اشتغال هدفمند است، اهمیت هرچه بیشتر این موضوع در صنایع و شرکتهاي متعدد را روشن نمایند و با توجه به فواید مختلف آن براي شرکتها، مانند کاهش هزینه ها، تسریع در حمل و نقل و تحویل هرچه سریع تر و بهتر کالا به دست مصرف کننده نهایی و موارد متعدد دیگر مدیران را به ایجاد این قبیل شرکتها تشویق نمایند.

-۲ تعریف مسئله و اهداف تحقیق:

هلدینگ به معناي مجموعه اي از شرکتهایی است که تحت مالکیت و ادره یک شرکت اصلی اداره می شوند. خاستگاه فلسفی طرح شرکتهاي هلدینگ، پی ریزي رویکرد و ارائه الگویی است که تحت آن مزایاي شرکتهاي بزرگ از قبیل دسترسی به قابلیتهاي گسترده، به اشتراك گذاري منابع۲، صرفه جویی به مقیاس۳ و… به همراه ویژگی هاي شرکت هاي کوچک مانند خلاقیت، علاقه مالکانه، سرعت و انعطاف پذیري و… به طور توام ایجاد شود.] ک [ از جمله مزایاي این مهم می توان به، هم افزایی و سود بیشتر، تقسیم قدرت و تفویض اختیار بین واحدهاي تابعه، استفاده از سرمایه هاي اندکی که شاید هر یک از این سرمایه ها به تنهایی نتواند راهگشاي کار یا مشکلی باشد اما تجمیع آن می تواند سرمایه خوبی را فراهم کند تا سرمایگذاري هاي خوبی صورت گیرد و همچنین در بحث کوچک سازي شرکتها۴ و حذف پستها و شغلهایی که نه تنها نقش مثبتی در سازمان ایفا نمی کنند بلکه فقط هزینه هاي سنگینی را به شرکت تحمیل می نمایند. ف

و در کنار این مزایا باید معایب شرکتهاي هولدینگ را هم در نظر گرفت. از جمله معایب آن عدمف فرهنگ سازي، نبود قانون مشخصی در این حوزه ( که البته این امر در ایران مطرح است)، به دلیل بعضی اعمال نفوذها بحث تخصص گرایی کمتر مدنظر قرار می گیرد و همچنین به دلیل گستردگی فعالیت شرکتها هلدینگ، کنترل کاري دشوار است. به همین دلیل آشنایی کامل مدیران با معقوله شرکتهاي هلدینگ می تواند به آنها کمک نماید تا از مزایاي ایجاد این شرکتها نهایت استفاده را ببرند و با افزایش آگاهی و داش خود و اتخاذ تدابیر لازم از معایب آن جلوگیري نمایند و از تهدیدهایی که وجود دارد در امان بمانند. در پژوهش حاضر هدف این بود که با استفاده از منابع مختلفی که در این حوزه وجود دارد و با مطالعه منابع گوناگون بتوان مطالب کلیدي را به بهترین وجه، در قالبی جدید ارائه کرد. و اصلی ترین هدف این پژوهشفاین است که با توجه به پیامدها و نتایج مثبت ایجاد شرکتهاي هلدینگ در ایران، سرمایه گذاري براي این مهم و تلاش براي ایجاد و گسترش شرکتهاي هلدینگ در کلیه صنایع و مشاغل یک ضرورت است یا خیر؟

-۳ اولین شرکت هلدینگ

در دهه ۱۹۲۰ شرکتهاي جنرال موتورز۱، دوپان۲، جرسی استاندارد۳ و سیرز۴ که دیگر قادر به اداره شرکتهایشان در قالب ساختارهاي وظیفه اي پیشین نبودند با هدف استفاده از فرصت هاي پدید آمده در جهت تولید طیف گسترده اي از محصولات و فعالیت در بازارهاي متعدد، حرکت کرده براي اولین بار ساختار غیرمتمرکز را به کار گرفتند. [۷ ] تا دهه ۱۹۶۰ همه شرکتهاي آمریکایی به فعالیت خود مشغول

بودند و روند عادي بر کارشان حاکم بود. شرکتها رشد خوبی داشتند، فعالیتهایشان درحال گسترده تر شدن و پیچیده تر شدن بود و براي همه شرکتها این امر مثبت و مطلوب برآورد می شد. اما در دهه ۱۹۶۰

شرایط کاملا تغییر کرد. بعضی از شرکتها با وضعی بسیار بهتر از قبل روبه رو شدند و در مقابل شرایط تعدادي دیگر بسیار بدتر از قبل شد. در اینجا می توان چند دلیل عمده و اثر گذار را براي آن نام برد:.۱اشباع تقاضا۵ براي برخی محصولات ودرعین حال افزایش تقاضا براي محصولات دیگر. .۲ تغییرات شرایط جغرافیایی، اقتصادي و اجتماعی..۳ افزایش رقابت و تحولات و دگرگونی هاي بسیار در عرصه فن آوري.

براي حل مشکلات موجود، در اولین گام واژه کسب و کارهاي چند گانه۱ مطرح شد. در دهه
۱۹۷۰شرکت جنرال الکتریک که بزرگترین شرکت چند محصوله و غیر خوشه اي بود براي مقابله با رشد هاي بی ثمر، که علی رغم برنامه ریزي هاي لازم، شرکت را با مشکلات متعددي مواجه کرده بود، آنان را بر آن داشت تا براي حل این مشکلات شیوه اي نوین را ابداع کنند. شرکت جنرال الکتریک ۱۷۰ شرکت داشت که مستقیما توسط دفتر مرکزي اداره می شد. آنان در دسته بندي این شرکت ها دریافتند که قیمت سهام گروهی از شرکتها با هم بالا و پایین می آیند، بنابراین باید همبستگی خاصی بین این شرکتها از نظر صنعت وجود داشته باشد. این شرکت ۱۷۰ واحد خود را به ۴۹ بخش ساماندهی کرد و این گروه ها زیرنظر۱۰ مدیر ارشد که خود به تنهایی پاسخگوي مدیر عامل بودند، فعالیت داشتند. دراین زمان مفهوم

SBU و به تبع آن هلدینگ متولد شد.

-۴ تعریف ۲ SBU

تقسیم یک شغل به شغل هاي کوچکتر و مستقل که در برابر عملکردشان مسئول هستند و البته سودآوري مطلوبی هم دارند را SBU یا واحدهاي کسب و کار استراتژیک می گویند. این واحدها براي سازمانها منافعی در پی دارند که ازآن جمله می توان به بهبود عملکرد سازمانی، اعمال کنترل و نظارت دقیق تر در درون واحدهاي سازمانی، ایجاد جوي پویا در درون سازمان و تقسیم دقیق تر وظایف و مسئولیت ها و پاسخگو بودن افراد ذي ربط درارتباط با وظایف محوله را نام برد. با تقسیم واحدهاي سازمانی به واحدهاي کوچکتر برنامه ریزي ها دقیق ترمی شود چون دیگر پیچیدگی هاي سازمانی و قوانین ومقررات دست و پا گیرسازمانی کمتر موثر واقع می شوند. توان رقابتی شرکت افزایش می یابد وعلت آن را می توان درشناخت هرچه بهتر مشکلات و قرار گرفتن افراد متخصص در هریک از بخشهاي کلیدي مورد نیاز دانست.

-۵ تعریف هلدینگ

در زبان انگلیسی هلدینگ مترادف با Corporate و در زبان فارسی شاید بتوان آن را مترادف با فراگیر یا تعاونی قرار داد. به شرکتهاي هلدینگ گهگاه بنگاه، گروه و شرکت فراگیر می گویند. در زبان انگلیسی شرکت مرکزي هلدینگ مترادف با Parent آورده شده است و در زبان فارسی شاید بتوان آن را مترادف با والدین و یا اصلی قرار داد. شرکت مرکزي هلدینگ گهگاه ستاد، دفتر مرکزي، شرکت اصلی، شرکت مادر تخصصی، شرکت سرمایه گذاري، شرکتهاي کنترل کننده، شرکتهاي دارنده، شرکتهاي مالک می

گویند.[ ۱ ] هلدینگ عبارت است از یک ستاد مرکزي که از طریق ایجاد نوع خاصی از ارتباط بین زیر مجموعه هاي تابعه خود موجب افزایش موجب افزایش بهروري جمعی آنها شود. [۹ ].

شرکت مادر یا شرکت صاحب سهم یا شرکت مالک، شرکتی است که سهام آن شرکت درمقابل شرکت یا شرکتهاي زیر مجموعه به اندازه کافی (بیش از ۵۰ درصد) باشد تا کنترل مدیریت و عملیات بوسیله تاثیرگذاري و انتخاب هیات مدیره لحاظ گردد.شرکت هلدینگ شرکتی است که داراي سهام ممتاز و یا عمده چندین شرکت دیگر است، به این معنا که در هیئت مدیره آن شرکتها حداقل یک عضو نماینده دارد و بنابراین داراي حق راي است و می تواند از طریق آن شرکتها را مدیریت و کنترل کند و از مزایاي کسب و کارهاي مختلف نیز منتفع شود. [۳] شرکت مادر علاوه بر تاثیرگذاري بر شرکتهاي زیر مجموعه ترکیب شرکتها و واحدهاي کسب و کار موجود در پرتفوي بنگاه را نیز تعیین می کند و می تواند نسبت خرید، فروش، ادغام و تجزیه شرکتها اقدام نماید. شرکتهاي مادر می توانند از طریق شناسایی فرصتهاي سودآور رشد در آینده و یا تعریف مجدد ترکیب کسب و کارهاي بنگاه به منظور افزایش قدرت رقابت در بازار، ارزش خلق کنند.[۸ ]