بررسي افت تحصيلي دانش آموزان پسر

فهرست مطالب
پيشگفتار
فصل اول طرح تحقيق
بيان موضوع تحقيق
پيشينه تحقيق

بيان مسئله يا مشكل احساس شده
بيان هدف هاي كلي

بيان هدف هاي جزئي
فرضيه هاي تحقيق
بيان روش تحقيق
بيان اهميت موضوع
بيان محدوديت هاي تحقيق
تعريف مفاهيم و واژه هاي موضوع تحقيق
فصل دوم
پيشينه تحقيق
فصل سوم
روش تحقيق يا متدلوژي
فصل چهارم

يافته هاي تحقيق
فصل پنجم
تجزيه و تحليل يافته هاي تحقيق
فصل ششم
بيان نتايج يا پيشنهادات تحقيق
منابع و مآخذ

پيش گفتار
مسئله افت تحصيلي در نظام آموزش و پرورش در بسياري از كشورهاي جهان سوم به صورت حاد مطرح است. همانطور كه مي دانيم منابع و امكانات اغلب كشورهاي جهان سوم محدود است و اين امر، صرفه جويي، دقت در مصرف، تخصيص اين منابع به بخش هاي مختلف اقتصادي – اجتماعي را الزامي سازد. علاوه بر آن به علت افزايش جمعيت اين كشورها، بخش عمده اي از درآمدهاي ملي شان به گسترش آموزش و پرورش اختصاص مي يابد، در حالي كه در غالب كشورها هنوز همه كودكان لازم التعليم به مدارس راه نيافته اند. هنوز تعدادي از بزرگسالان و جمعيت فعال آنها بي سواد مانده اند. مشكل افت تحصيلي در مدارس نيز به اين مشكلات افزوده شده است. بنابر آمار يونسكو در سالهاي ۱۹۸۰ كه ناظر به ۱۲۱ كشور است نرخ رد شدن شاگردان يا تكرار پايه تحصيلي به ترتيب زير بوده است:
براي ۴۲ كشور آفريقايي ۱۷% براي كشورهاي آمريكايي لاتين و حوزه كارائيب ۱۳% و براي ۳۲ كشور آسيايي و اقيانوسه ۶% براي كشورهاي اروپايي و اتحاد شوروي ۲% در كشورهاي آفريقايي نرخ رد شدن شاگردان از صفر درصد تا ۴۷% در كشورهاي آمريكايي لاتين از ۴ تا ۲۶% و در كشورهاي آسيا و اقيانوسه از صفر تا ۱۸% در نوسان بوده است.

در كشور ما هم افت تحصيلي يكي از مهم ترين مسائل و مشكلات كنوني نظام آموزش و پرورش است كه هر سال دهها ميليارد ريال بودجه كشور را به هدر مي دهد و نيروهاي بالقوه انساني جامعه را از آموزش و پرورش خارج مي كند و به اين ترتيب عظيم ترين سرمايه هاي جامعه كه همان نيروي انسان است. بي ثمر مي ماند. آمارهاي بدست آمده از تحقيقات در مدارس كشور نشان دهنده آنست كه افت تحصيلي به صورت مردودي، ترك تحصيل زودرس و يا صورتگر،‌ مقدار زيادي از منابع مالي و استعدادهاي انساني جامعه ما را تلف كرده و آثار شومي در بر جاي مي گذارد.

پيشينه تحقيق
در خصوص سوابق اين تحقيق با مراجعه به سازمان پژوهش و تحقيقات اداره كل آموزش و پرورش تهران و كتابخانه دانشگاه تربيت معلم و مركز آموزش عالي ضمن خدمت فرهنگيان به موضوعات كاملاً مشابه برخورد نكردم. البته عدم دسترسي به تحقيق مشابه نشانگر عدم وجود پيشينه نيست، ناگزير موضوعاتي كه به نوعي با موضوع اصلي اين پژوهش ارتباط داشته اند مورد مطالعه قرار گرفت كه ذيلاً به خلاصه اهم مطالب آن اشاره مي نمايم:
۱- تحقيق آقاي محمد خير با موضوع رابطه شكست تحصيلي با شرايط خانوادگي، اين تحقيق كه بر روي ۴۳۹ نفر از ۲۲ مدرسه شهرستان شيراز دوره ابتدايي در دو گروه موفق و ناموفق با استفاده از پرسشنامه و به شيوه آمار توصيفي انجام گرفته نشان مي دهد كه عواملي چون: «درآمد پائين – كيفيت نامطلوب مسكن – عدم حضور پدر در خانواده – زياد بودن تعداد افراد خانواده – مهاجرت از روستا به شهر – كمبود رفاه اجتماعي و پايگاه اجتماعي خانواده در شكست تحصيلي تأثير مستقيم دارند.
۱- تحقيق آقاي ابوالفضل فريدي درباره مشكلات اجتماعي و اقتصادي دانش آموزان سوم راهنمايي ناحيه يك شهر ري، كه به شيوه ميداني و با هدف ميزان تأثير وضعيت اجتماعي و اقتصادي خانواده هاي دانش آموزان در شكست تحصيلي آغاز و پس از جمع آوري اطلاعات و طرح آنها در جداول دوبعدي و مقايسه دو گروه دانش آموزان موفق و ناموفق با استفاده از روشهاي آماري به نتايج زير رسيده بود:
الف) دانش آموزان مردود از مشكلات خانوادگي بيشتري نسبت به دانش آموزان ممتاز، برخوردارند.
ب) پدران دانش آموزان مردود داراي مشاغل متوسط و پايين بودند.
ج) تراكم جمعيت به خصوص زماني كه همراه مشكلات اقتصادي و اجتماعي باشد مشكل آفرين خواهد بود.
۳- تحقيق آقاي احمد شهسواري درباره علل ترك تحصيل فارغ التحصيلان كلاس پنجم ابتدايي هدف اين تحقيق به دست آوردن اطلاعات در رابطه با ترك تحصيل دانش آموزان است. اين تحقيق كه با استفاده از روش توصيفي بصورت نمونه گيري خوشه اي در سطح استان يزد بر روي ۵۰۰ نفر جامعه آماري صورت گرفته نشان مي دهد كه:

الف) ميزان بي سوادي در بين والدين گروه پژوهشي حدود ۵/۴۷ درصد پدران و ۵/۶۳ درصد مادران بي سوادند كه خود عامل مهمي در ترك تحصيل فرزندان مي باشد، ذكر شده است.
ب) عامل ديگر در ترك تحصيل فرزندان را تعداد افراد خانواده مي داند كه در گروه پژوهشي ۹۶ درصد افراد متعلق به خانواده هايي بودند كه بالاتر از ۶ نفر جمعيت داشتند.
۴- تحقيق خانم اعظم رشيدي نژاد كه درباره عوامل موثر در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان ممتاز مي باشد. اين تحقيق كه با هدف عوامل فرهنگي و اجتماعي موثر در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان به عمل آمده نشان مي دهد كه محيط مناسب و آرام و فرهنگي همراه با مراقبتهاي تربيتي و آموزشي و انگيزه قويتري در پيشرفت تحصيلي فرزندان دارد. عوامل خانوادگي بي شك تأثيري در انگيزش و نگرش دانش آموزان و توفيق تحصيلي دارند.
۵- تحقيق آقاي حبيب اله صدرائي درباره بررسي شرايط اجتماعي – اقتصادي خانواده هاي دانش آموزان مدارس بهبهان در رابطه با موفقيت تحصيلي آنها. اين تحقيق با روش نمونه گيري از مدارس ابتدايي استان و روشهاي آماري بر روي بيش از هزار نفر با هدف تأثير عوامل اجتماعي و اقتصادي خانواده بر پيشرفت تحصيلي فرزندان صورت گرفته است. نگارنده پس از بررسي، نتايج خود را به اين شكل عنوان نموده:
موفقيت تحصيلي دانش آموزان با معدل بالاتر از ۱۵ در درجه اول باسواد مادر و سپس با تعداد افراد خانواده ارتباط مستقيم دارد. بيش از ۵۶ درصد خانواده هاي گروه پژوهشي وي بين ۶ تا ۸ نفر جمعيت دارند كه اين همبستگي را نمايان مي كند. در رابطه با وضعيت اقتصادي هر چه والدين از نظر تحصيلي و شغل و پايگاه اجتماعي در سطح بالاتري باشند توفيق فرزندان در تحصيل بيشتر است.
۶- در زمينه عوامل موثر بر ميزان پيشرفت تحصيلي از سوي سازمان برنامه و بودجه دو كار تحقيقي در استان سيستان و بلوچستان و استان اصفهان انجام گرفته است. در اين تحقيقات عوامل مذكور به دو دسته دروني و بيروني تقسيم شده است. عوامل دروني در ارتباط با شرايط آموزشگاه، دبيران، مديريت، امكانات تحصيلي و شيوه امتحانات مي باشد. عوامل بيروني نيز شامل فقر اقتصادي خانواده، بي توجهي والدين نسبت به وضعيت تحصيلي فرزندان، عدم وجود تصور از آينده در نزد دانش آموز و ازدواج در سنين پايين مي باشد. بر اساس اين مطالعه، نرخ ترك تحصيل در استان سيستان و بلوچستان حدود ۱۴ درصد بوده و مشخص شده كه حدود ۷۵% پدران و ۹۰% مادران ترك تحصيل كنندگان بي سواد بوده اند. در مورد استان اصفهان در تحقيق مذكور عواملي چون وضعيت اقتصادي و اجتماعي خانواده، ميزان تحصيلات والدين، تعداد افراد خانواده به عنوان عوامل خانوادگي و هوش و استعداد تحصيلي، سلامت جسمي، ميزان مطالعه و درك مطلب و علاقه به تحصيل، در زمره عوامل فردي موثر بر افت شناخته شده و در زمينه عوامل آموزشي نيز فضاي آموزشي، آموزش پيش دبستاني،‌ تجهيزات آموزشي و مواد درسي عوامل تأثيرگذار بر ميزان پيشرفت تحصيلي بوده اند.

۷- پايان نامه ديگري مربوط است به تحقيق آقاي حسن طلايي تحت عنوان «تأثير قشربندي اجتماعي بر پيشرفت تحصيلي» كه روي ۱۸۶ نفر از دانش آموزان پسر سال چهارم متوسطه خرم آباد در سال تحصيلي ۶۶-۶۵ انجام شده است در اين تحقيق قشرهاي اجتماعي توسط سه شاخص درآمد، تحصيلات و شغل مرزبندي و مشخص مي شوند. پيشرفت تحصيلي نيز به وسيله شاخصهاي تكرار و ارتقاء سن دانش آموز،‌ معدل درسي و رشته تحصيلي سنجيده شده اند و دانش آموزان نيز بر اساس آن گروه بندي شده اند. نتايج نشان مي دهد كه بين تكرار پايه و قشر اجتماعي همبستگي معني داري وجود دارد،‌ به صورتي كه دانش آموزان قشر بالا كمتر از دانش آموزان قشر پايين مردود مي شوند. از طرف ديگر نوع رشته تحصيلي نيز يكي از شاخصهاي پيشرفت است و با قشربندي اجتماعي همبستگي داشته است به ترتيبي كه نسبت دانش آموزان قشر پايين بيشتر در رشته هاي علوم انساني و فني و حرفه اي تحصيل مي كنند، نتيجه ديگري كه محقق مي گيرد اين بوده است كه پيشرفت تحصيلي بيشتر از آنچه تصور مي شود به اوضاع اجتماعي و اقتصادي و شرايط زندگي دانش آموز بستگي دارد. آثار اين اوضاع ممكن است در كوتاه مدت يا در طي يك پايه تحصيلي محسوس و تعيين كننده نباشد، اما درازمدت و در طي دوازده پايه تحصيلي محسوس مي باشد.
نظريه جامعه شناسان
اجتماعي شدن آدمي به چگونگي پيشرفت او در زندگي اجتماعي و پيشرفت تحصيلي بستگي دارد. اين نكته كه پيشرفت تحصيلي فرزندان تحت تأثير عوامل به هم پيچيده خانوادگي، آموزشي و اجتماعي است روشن است. اما تحقيقات در حدي نيست كه بتوان يك الگوي كاملاً مشخص خانوادگي يا آموزشي يا اجتماعي را در اين پيشرفت معين كرد. با اين همه تأثير طبقه اجتماعي، خصوصيات فرهنگي، مذهبي، سياسي و شغلي اعضا‌ء‌ خانواده در الزامات اخلاقي و پيشرفت تحصيلي كودك موثرند. جريان اجتماعي شدن يك جريان پيچيده است كه جوانب بي شمار گوناگوني دارد. در اين جريان تأثيرات درآمد خانواده، تحصيلات خانواده، شغل و موقعيت والدين حائز اهميت بيشتري است. برنامه هاي آموزشي نيز در اين راستا مستلزم توجه و تلفيق عوامل كنترلي شناختي، رفتاري و عاطفي قابل انعطاف، با عوامل خانوادگي مي باشد.

تأثير خانواده و والدين بر روي فرزندان از تبديل منش به شخصيت و ايفاي نقشهاي اجتماعي و پيشرفت تحصيلي غير از مسائل روانشناسي فردي و تفاوتهاي فردي آنها به تركيب خانواده از نظر تعداد، سن، جنس، درآمد، طبقه شغلي نيز مربوط مي شود.

نابرابري اجتماعي و اقتصادي
طبق نظريه پل هريسون نابرابري اجتماعي و اقتصادي، از عوامل بسيار مهم در تبيين تفاوت ميزان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان مي باشد. همچنين عوامل بسياري هست كه مستمندان را از موفقيت در تحصيل باز مي دارد، فاصله خانه و مدرسه زياد است و پدر و مادر نمي توانند هزينه هاي مستقيم و غير مستقيم مدرسه را بپردازد. تحصيل در دبستان فقط در چند كشور از كشورهاي جهان سوم رايگان است. بنابراين پرداخت شهريه ممكن است از عوامل بازدارنده باشد. مثلاً در اوگاندا شهريه مدرسه متوسطه برابر ۴۰ درصد حداقل دستمزد است و در ميان كارگران و كشاورزان يا كارگران غير دولتي عده كمي مي توانند حتي حداقل دستمزد را كسب كنند. گذشته از اين هزينه خريد نوشت افزار، كفش، لباس مدرسه و … نيز هست، بد درس خواندن كودك در مدرسه به سبب فقر پدر و مادرش است، او بيشتر در معرض بيماري است و مدت بيشتري از مدرسه غيبت مي كند، حتي ممكن است براي انجام دادن كارهاي خانه باز هم از مدرسه غيبت كند. اين نارساييها سبب مي شود كه بسياري از كودكان طبقات پايين وروستايي كه توانايي درس خواندن دارند، نتوانند آخرين حد توانايي خود را در تحصيل بكار اندازند. اين نوعي هدر رفتن هوش و توانايي ذهني است كه در مورد كشورهاي جهان سوم فرار داخلي مغزها ناميده مي شود.
ريمون بودون با اشاره به تحقيقات مختلف جامعه شناسان تأثير وضعيت اجتماعي و اقتصادي را بر موفقيت تحصيلي و راه ياب به آموزش عالي بررسي مي كند. در زير به زمينه هايي كه وي مورد بررسي قرار داده است اشاره مي كنيم:

«فرضيه وجود خرده فرهنگ طبقه اجتماعي»: از لحاظ توزيع ارزشهايي كه رفتارهاي آموزشي را تحت تأثير قرار مي دهند ميان طبقات اجتماعي تفاوتهايي وجود دارد، مثلاً در ارزشهاي مربوط به مفهوم موفقيت. بنابراين با فرض يكسان بودن شرايط ديگر، يك فرد متعلق به طبقه اجتماعي پايين تر بطور ميانگين مي بايد به آموزش به عنوان اهرم موفقيت اجتماعي، ارزش كمتري بدهد. بنا به اين فرضيه، در طبقات كم بضاعت افراد غالباً تصور مي كنند كه موفقيت بستگي به عواملي دارد كه كنترل آن از اختيار فرد خارج است، پي آمد واقعيتي كه در ميان طبقات بي چيز، موفقيت اجتماعي را امري مربوط به قضا و قدر مي دانند اين است كه ارزش كمتري براي آموزش قائل هستند.

فرضيه ديگري كه در اين زمينه بيان شده است «فرضيه محاسبه هزينه ها – مزايا» است. با يك مثال به توضيح بيشتر اين فرضيه مي پردازيم: مثلاً يك گروه افراد الف كه داراي سطح آموزشي بالاتري از گروه افراد ب هستند، بطور ميانگين از منابع مالي بالاتر برخوردار خواهند بود و پايگاههاي شغلي – اجتماعي بالاتري را اشغال خواهند كرد. فرض كنيم كه نوجوانان و خانواده هايشان كم و بيش به اين واقعيت آگاهي داشته باشند، از آن مي توان چنين فرض كرد كه آنان كم و بيش به گونه اي مبهم حساب خواهند كرد كه از يك مقدار آموزش اضافي مي توانند مقداري مزاياي اجتماعي و اقتصادي اضافي سهم ببرند. طبيعتاً، اين مقدار مزاياي اضافي ايجاب مي كند كه نوجوانان چند سال بيشتر را صرف تحصيل دانش كنند. با انتخاب اين راه، او خودش را از مبالغي درآمد نقدي كه اگر زودتر وارد بازار كار مي شد به عنوان حقوق و دستمزد دريافت مي كرد محروم مي كند. ملاحظه مي كنيم كه تفسير تصميم گيري آموزش نوجوانان و خانواده هايشان به عنوان تصميمي، شبه اقتصادي سرمايه گذاري ناموجه نيست، نوجوانان متعلق به طبقات كم بضاعت وقتي در برابر تصميمي آموزشي مثلاً انتخاب ميان ادامه تحصيل يا متوقف كردن آن، قرار مي گيرند، بطور ميانگين در مقايسه با دوستان متعلق به طبقات مرفه تر خود، گرايش دارند به اينكه هزينه هاي آموزشي را بيشتر از ميزان واقعي آن و مزايايي را كه از آموزش اضافي كسب خواهند كرد، كمتر از ميزان واقعي آن برآورد كنند. بنابراين با فرض يكسان بودن شرايط ديگر مي توان انتظار داشت كه رابطه اي ميان خاستگاه اجتماعي و سرمايه گذاري آموزشي مشاهده كرد.

بيان مسأله
در دنياي امروز كار اساسي تعليم و تربيت ديگر انتقال تمدن نسل گذشته به آينده نيست بلكه مي كوشد كودكان و جوانان را براي زندگي و عمل در جهاني كه در فاصله هر نسل دگرگون مي شود آماده كند. بديهي است كه قالبهاي كهنه تعليم و تربيت همواره آمادگي پذيرش اين تغييرات سريع را ندارد. دستگاه تعليم و تربيت مي بايد از پويايي و انعطاف پذيري لازم برخوردار باشد تا خود را با شرايط متغير سازگار كند. اگر تعليم و تربيت بر سر ميراث گذشته تنها بنشيند و آينده نگري را از نظر دور بدارد و از قبول هر گونه اصلاح عميق و همه جانبه، سرباز زند، بي ترديد محكوم به انحطاط و سقوط است. پس بايد بين برنامه هاي آموزشي اعم از رسمي و غير رسمي با نظام اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نوعي تجانس و سنخيت وجود داشته باشد. به عبارت ديگر برنامه هاي تعليم و تربيت بدور از نيازهاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي جامعه عملاً بي نتيجه است و نمي تواند كاري از پيش ببرد.

افت تحصيلي از جمله اساسي ترين و حادترين مشكل آموزش و پرورش كنوني است، و كساني كه تا حدودي با اين نهاد آشنايي دارند، مي دانند كه نقطه شروع بيشتر طرحهاي اصلاحي و يا انقلابي، چاره انديشي درباره اين معضل است. اين مشكل را به زعمي مي توان عدم كارآيي نهاد آموزش و پرورش جديد نام نهاد؛ گرچه از اين عنوان جهت برآورد ميزان افت تحصيلي استفاده نمي كنند، زيرا بر اساس اين ملاك تنها نسبت موفقيت و عدم موفقيت در سالهاي تحصيلي نيست كه در محاسبات دخالت مي كند، بلكه عدم تحقق اهداف بيروني نيز در برآورد عدم كارايي شركت مي جويد. بنابراين وضعيت افت تحصيلي به مراتب حادتر از آنچه فعلاً به نظر مي رسد، خواهد شد و بسياري از سوابق تحصيلي كه برحسب ملاكهاي كنوني بر كاهش ميزان افت تأثير نموده اند،‌ آنگاه در افزايش آن سهيم خواهند گشت.

در حال حاضر افت تحصيلي به معناي عدم موفقيت در اكتساب بهينه مطالب يكسان تحصيلي بكار مي رود. طراحي آموزشي فعلي با سيستم طبقه بندي سالانه مي كوشد تا در يك بروسه مرحله اي علوم و معارف خاصي را به دانش آموزان آموزش دهد؛ اين علوم بر طبق مطالعات روانشناسانه و علوم تربيتي مناسب وضعيت روحي و رواني و مقتضيان سني دانش آموزان تشخيص داده شده است. طبق اصول و قواعد آموزشي، شرط ورود به مرحله بالاتر يادگيري مطالب مرحله قبل مي باشد؛ زيرا شناختهاي يك مرحله كاملاً مربوط و مقدمه براي شناختهاي مرحله بعد است. طبق طراحي اولين مرحله جهت آماده سازي كساني طرح شده كه هيچ دانشي ندارند و آخرين مرحله مخصوص كسي است كه كليه دانشهاي لازم را جهت مطابقت خود با دنياي جديد كسب كرده است. البته مراحل سالانه در يك تقسيم بندي ثانويه به مقاطعي تبديل گرديده و باز به همان صورت شرط ورود به هر مقطع موفقيت در مقطع قبل پيش بيني شده است. از آنجا كه در حال حاضر سنجش موفقيتها در يك سال تحصيلي بر اساس نمره امتحاني است، افت تحصيلي هم با اين ملاك ارزيابي مي شود، مطابق با اين ملاك افت تحصيلي به دو معني بكار برده مي شود:

۱- عدم موفقيت در امتحانات يك سال و تكرار همان پايه در سال تحصيلي بعد
۲- عدم يادگيري كامل مطالب يك پايه و اشكال در آموزش مطالب پايه هاي بعدي
افت تحصيلي به هر معنايي كه بكار برده شود محصول عدم تعادل اجتماعي و برخاسته از ناهماهنگي نهاد آموزش و پرورش امروزي با ساير مولفه هاي نظام اجتماعي و عدم تجانس مولفه هاي دروني اين نهاد است.

بيان هدف هاي كلي تحقيق
۱- بررسي و شناخت عوامل افت تحصيلي و تنگناهاي موجود
۲- تأثير عوامل اجتماعي، اقتصادي خانواده دانش آموزان با افت تحصيلي دانش آموزان
۳- برنامه ريزي والدين از حيث فراهم آوردن امكانات لازم جهت پيشرفت تحصيلي دانش آموزان
۴- جلوگيري از هدر رفتن بودجه، زمان و نيرو با شناخت عوامل موثر در افت تحصيلي و طراحي برنامه هاي مناسب.
بيان هدف هاي جزيي تحقيق
۱- ميزان مطالعه افراد خانواده در پيشرفت تحصيلي موثر است.
۲- كمك گرفتن از خواهر يا برادر بزرگتر در درس ها موجب پيشرفت تحصيلي است.
۳- ارتباط مستمر والدين با آموزشگاه از نكات موثر در پيشرفت تحصيلي است.
فرضيات تحقيق
۱- بين موقعيت اقتصادي خانواده دانش آموزان و پيشرفت تحصيلي آنها رابطه وجود دارد. اگر موقعيت اقتصادي خانواده خوب نباشد، پس فرزندان آنان افت تحصيلي خواهند داشت.
۲- بين موقعيت اجتماعي خانواده دانش آموزان و پيشرفت تحصيلي آنها رابطه وجود دارد. اگر موقعيت اجتماعي خانواده خوب نباشد، پس فرزندان آنان افت تحصيلي خواهند داشت.
روش تحقيق

روش تحقيق: توصيفي
جامعه مورد مطالعه: دانش آموزان پسر مدارس راهنمايي
ابزار جمع آوري اطلاعات: پرسشنامه
روش آماري به كار گرفته شده: درصدگيري

بيان اهميت موضوع
جامعه شناسي با روشهاي خاص خود بهتر از هر علم ديگري مي تواند محيط اجتماعي، اقتصادي را ارزيابي كند و در اين روند با بررسي عوامل و متغيرهاي مختلفي نظير طبقه اجتماعي، سطح تحصيلات والدين، ميزان درآمد و شغل والدين به عنوان بهترين شاخص هايي كه معرف تمامي متغيرهاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و … فرد مي باشد را ارزيابي كند و تأثير آن را در زمينه هاي مختلف از قبيل نقش آن در پيشرفت تحصيلي كه موضوع اين بحث مي باشد، مورد بررسي قرار دهد.
با انجام اين تحقيق مي توان به كشف تأثير قشر اجتماعي دانش آموزان به عنوان شاخص تركيبي از متغيرهاي اجتماعي و اقتصادي در پيشرفت آنان نظر داد و از طرفي چنانچه تأثير وسيع و گوناگون مسائل اجتماعي،‌ اقتصادي در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان نيز كمك كند و از بعد كاربردي اهميت اين موضوع فراهم آوردن تمهيدات و امكانات لازم براي رشد شكوفايي هوش و استعداد قشر عظيم دانش آموزان كه از اين امكانات بي بهره هستند، نتايج بسيار سودمندي براي آنها به همراه خواهد داشت، و از سوي ديگر اين امر مسئوليت دست اندركاران آموزش و پرورش را در برنامه ريزي هاي آموزشي و همچنين مسئوليت دولت را در راه تأمين امكانات اقتصادي و اجتماعي براي همگان سنگين تر مي كند،

چه بسا كه ظرفيتهاي هوشي و استعدادهاي بسياري از كودكان متعلق به طبقات پايين اجتماع به علت ضعف امكانات فرهنگي و نامناسب بودن محيط زندگي فرصت بروز نمي نمايد، و همچنين از بعد ديگر اهميت انجام اين تحقيق را در برنامه ريزي والدين از حيث فراهم آوردن تمهيدات جهت رشد و شكوفايي فرزندان مي توان نام برد.

تحقيق حاضر مي كوشد تا با مطالعه خانواده ها تأثير عوامل اقتصادي، اجتماعي را بر روي پيشرفت تحصيلي دانش آموزان را روشن نمايد و با شناخت عوامل موثر در شكست يا افت تحصيلي از به هدر رفتن بودجه، زمان، نيرو و امكانات جلوگيري كرد و برنامه هايي متناسب طرح كرد. بي شك عوامل اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي تنها عوامل افت تحصيلي نيستند بلكه عواملي مانند برنامه درسي، روش تدريس، عوامل روحي و رواني معلم و شاگرد و عوامل بسيار ديگري نيز در اين امر مي توانند موثر باشند، اما از آنجايي كه يك تحقيق به بررسي يك يا چند بعد به صورت دقيق تر مي پردازد تا بررسي تمام ابعاد مسأله به صورت ناقص، لذا سعي شده كه از مطالعه عوامل اقتصادي، اجتماعي خانواده دانش آموزان پا فراتر گذاشته شود و اميد است كه به استعانت از خداوند متعال بتوان قدمي هر چند كوچك در راه تعليم و تربيت آينده سازان اين مرز و بوم برداشت.

بيان محدوديت هاي تحقيق
تنها محدوديت من در اين تحقيق نداشتن وقت كافي براي ارائه كامل و جامع تر تحقيق بعد باشد كه اين تحقيق ناچيز گوشه اي از زحمات شما، بزرگوار را پر كند.
تعريف مفاهيم و واژه هاي موضوع تحقيق
– وضعيت اقتصادي: منظور از وضعيت اقتصادي خانواده داشتن خانه با فضاي مناسب و درآمد كافي و برخورداري از امكانات و تسهيلات متوسط زندگي با توجه به اينكه در خانواده، رفتارهاي سختگيرانه و يا بي توجهي ناشي از كمبود منافع اقتصادي مشاهده نشود.

– وضعيت اجتماعي: آنچه تحت اين عنوان مورد نظر است عبارت از محيط آرام براي مطالعه و رفتار دوستانه اعضاي خانواده با يكديگر و وجود احترام و عدم رفتارهاي قهرآلود، تقسيم وظايف بطور صحيح و همكاري در محيط خانه، تعامل خانه و مدرسه و بعد خانوار و سطح مطالعه خانواده مي باشد.
– افت تحصيلي: عبارت است از وقوع ترك تحصيل زودرس و تكرار پايه تحصيلي در نظام آموزش و پرورش يك كشور.

– تكرار پايه تحصيلي: عبارت است از تكرار يك كلاس براي دانش آموزي كه در خلال يك سال تحصيلي در همان كلاس و پايه اي كه در سال قبل بوده به تحصيل بپردازد و همان كاري را انجام دهد كه در سال گذشته نيز انجام داده است.