آبزي پروري سردابي در ايران

۱- يشينه تاريخي و ارزيابي گذشته و حال آبزي پروري سردابي در ايران
بر اساس اسناد و مدارك موجود، فعاليت آبزي پروري سردابي در ايران به استناد يك گزارش كارشناسي در سال ۱۳۳۹ از رودخانه كرج مبني بر كاهش ذخاتير قزل آلاي خال قرمز اين رودخانه طي يك دهه قبل آن (۱۳۳۹-۱۳۲۹) با هدف بازسازي ذخاير آسيب ديده و توسعة صيد ورزشي آغاز گرديد بر اين اساس با واردات تعداد ۳ ميليون عدد تخم چشم زده و همزمان با تأسيس با تأسيس شركت ماهي سراي كرج در سال ۱۳۴۱ اين فعاليت وارد عرصه مي شود بر اين اساس از زمان ورود تخم چشم زن تا كنون بيش از ۴ دهه مي گذرد(مأخذ مكالمات جامع آبهاي داخلي ايران، دفتر طرح و توسعه)

بر اساس همين مدارك طي سالهاي دهه ۴۰ و دهه ۵۰ تا سال ۱۳۵۷ اقدامات گسترده اي براي فعاليت هاي تكثير و پرورش ماهي قزل آلا در نقاط مختلف كشور بعمل آمد اولين سمينار ملي آبزي پروري در سال ۱۳۴۷ گزارش گرديد در برنامة پنجم عمراني نيز فعاليت آبزي پروري آب هاي داخلي نيز مورد توجه قرار گرفت هرچند اطلاعات مستندي از عملكرد اين دوره درست نمي باشد چنين استنباط مي گردد كه ميزان توليد ماهي قزل آلا در اين دورة زماني بسيار محدود بوده است.

در دورة زماني ۱۳۶۷-۱۳۵۸ (دورة بعد از انقلاب تا قبل از برنامه پنجساله اول) نيز اقدامات قابل توجه و گسترده اي خصوصاً در سالهاي ۱۳۶۱ به بعد براي توسعه آبزي پروري سردابي آبهاي داخلي صورت گرفت علي رغم اين اقدامات ميزان توليد قزل آلا در دورة منتهي به سال ۱۳۶۷ كمتر از ۵۰۰ تن گزارش گرديد.
در دورة زماني ۱۳۷۳- ۱۳۶۸ (برنامة پنجساله اول آبهاي داخلي) ميزان توليد ماهي قزل آلا از ۵۰۰ تن به ۱۲۰۰ تن افزايش يافت (ميزان افزايش توليد ۷۰۰ تن طي برانامه)

در دورة زماني ۱۳۷۸-۱۳۷۴ (برنامه پنجساله دوم آبهاي داخلي) ميزان توليد قزل آلا از ۱۲۰۰ تن به ۷۰۰۰ تن افزايش يافت (ميزان افزايش توليد ۵۸۰۰ تن طي برنامه)
در دوره زماني ۱۳۸۳-۱۳۷۹ (برنامه پنجساله سوم آبهاي داخلي) ميزان توليد قزل آلا از ۷۰۰۰ تن به ۳۰۰۰۰ تن افزايش يافت (ميزان افزايش توليد ۲۳۰۰۰ تن طي برنامه)

بر طبق اطلاعات فوق در يك جمع بندي مي توان گفت كه دورة پنجساله سوم (۱۳۸۳-۱۳۷۹) نقطه عطف افزايش توليد ماهي قزل آلا در آبهاي داخلي ايران محسوب مي شود كه عمده ترين دلايل اين روند را مي توان بشرح زير تحليل نمود:
الف- ارتقاء سطح سازماني و توسعه تشكيلاتي شيلات آبهاي داخلي در مركز . استانها
ب- استقبال گستردة بخشهاي خصوصي در اجراي طرحهاي تكثير و پرورش ماهي قزل آلا

ج- گسترش فعاليت هاي تكثير و توليد بچه ماهي در بخشهاي خصوصي
د- تنوع شيوه هاي پرورش ماهي قزل آلا(تلفيقي با آب كشاورزي – سايت هاي متمركز- استخرهاي خاكي- توسعه در شاليزارها- پرورش در قفس- سيستم هاي مدار بسته- سيستم هاي هوادهي- پرورش در كانالهاي گرد و دراز
هـ – تكميل و افزايش ظرفيت توليد در مزارع موجود كه عمده ترين سهم در روند افزايش توليد برنامة سوم داشته اند
و- اختصاص اعتبارات عمراني به بخش شيلات

ز- بهره برداري تعدادي از سايت هاي متمركز پرورش ماهي قزل آلا
ح- سياست هاي انبساطي بانكها در جهت تخصيص منابع مالي به واحدهاي توليد (خصوصاً سرمايه در گردش)
ط- گسترش فن آوري تكثير و پرورش ماهي قزل آلا در كشور
ي- گسترش و تنوع فعاليت هاي آموزشي و ترويجي

ك- وجود منابع محيطي گسترده در پهنه آبهاي داخلي براي فعاليت
ل- گسترش توليد غذاي پليت شده و نقش مهم آن در روند توسعه
م- افزايش سطح تقاضا براي مصرف ماهي قزل آلا

ن- شرايط اقتصادي و اجتماعي و سياسي جامعه در اين دوره نيز كمك مؤثري به توسعه فعاليت نموده است.
۲- ارزيابي آينده فعاليت آبزي پروري سردابي در ايران:
طبق سند برنامة پنجساله چهارم (۱۳۸۸-۱۳۸۴) ميزان توليد ماهي قزل آلا از ۳۰۰۰۰ تن در سال ۱۳۸۳ (سال پايه) به ۵۹۰۰۰ تن در سال پاياني برنامه (۱۳۸۸) پيش بيني شده است.

بر اين اساس ميزان افزايش در برنامه چهارم به ميزان ۲۹۰۰۰ تن پيش بيني گرديد به عبارت ديگر طي برنامة چهارم ۱۰۰ درصد افزايش توليد خواهيم داشت به عبارتي مي توان گفت كه طي ۵ سال آينده به اندازة ۴۴ سال گذشته (از بدو ظهور پرورش قزل در ايران) افزايش توليد اتفاق مي افتد.
با توجه به زيربناهاي فراهم شده (بيش از ۸۰۰ مزرعه) بنر مي رسد كه تحقق مقدار ۵۹۰۰۰ تن در سال پاياني برنامه پنجساله چهارم دور از انتظار نباشد و توسعه فعاليت آبزي پروري سردابي همچنان مورد تأكيد و توجه خاص سياست گذار توسعه خواهد بود.

در نگاهي دورتر با استفاده از روش هاي فوق متراكم و بكارگيري سيستم هاي اكسيژن دهي و هوادهي و ارتقاء سطح دانش فني و استفاده از منابع جديد (پرورش قزل آلا در درياي خزر و …) بنظر مي رسد ميزان ظرفيت هاي توليد از مرز ۵۰۰ تن تجاوز نمايد.
بر اين اساس توسعه فعاليت آبزي پروري سردابي از سال ۱۳۸۴ به بعد وارد فضاي جديدي خواهد شد و با آهنگ سريعتري همراه خواهد بود با توجه به استاني شدن اعتبارات و سازماني شدن اعتبارات و سازماني شدن شيلات ايران و محدود بودن اين سازمان به مناطق ساحلي شمال و جنوب و تحت پوشش بودن آبزيان استانها در سازمان جهاد كشاورزي و ارتباط نقطه چين آن با سازمان شيلات ايران و عدم وجود نظارت كافي شيلات بر طرحها و پروژه هاي استاني داخلي

و بروز ناهماهنگي هاي قطعاً ناهنجاري زيادي در اين راه بوجود خواهد آمد و شكل ناموزوني از توسعه شكل خواهد گرفت و توسعه از مدار منطقي و كارشناسي خارج و به سمت و سوي نامعلومي كشيده خواهد شد كه نتيجه آن انهدام منابع مالي و محيطي- ناپايداري توليد و نابودي توليد كنندگان چيزي عايد نخواهد شد. زمينه هاي آن هم اكنون پديدار شده است از اين رو سازمان سفيدي ايران بايد براي جلوگيري از بروز چنين پديده اي اقدامات مؤثري را بعمل آورد.
۳- چالش هاي تكثير و پرورش ماهي قزل آلا در ايران:

واقعيت اين است كه توسعه فعاليت تكثير و پرورش ماهي قزل الا در ايران بر اساس مدل توسعه طراحي شده از ابتدا نبوده است اين فعاليت بدون بنيان تحقيقاتي و بدون برنامه ريزي همه جانبه شكل گرفت از اين رو از بنيان بسيار سست و نامطمئني برخوردار است.
واقعيت اين است كه برنامه هاي پنجساله مطرح از اول تا چهارم همگي جنبه هاي ابزاري و شعاري دارند و بيشتر در جهت توجيه تشكيلاتي و خوراك جلساتي و مانور مديريتي مي توان ارزيابي نمود كه صرفاً اعداد و ارقام از نظر كمي بيتن و مانور داده مي شوند.

واقعيت توسعه و واقعيت توليد را بايد جدا از برنامه اي پنجساله مطرح ارزيابي نمود همة برنامه ها تا كنون ماهيت يك جانبه گرايي در توليد داشته اند هيچ برنامه اي تا كنون به اجزا را توليد و هماهنگ سازه آن و هدف گيري آن را مورد توجه قرار نداده است توأم با كيفيت توليد- توليد پايدار- توسعه پايدار- بازار- تقاضا و … هيچگاه مورد هدف برنامه ها نبوده است آيا واقعاً مي توان تا انتها همين گونه رفتار كرد يا اينكه در مقطعي خلاصه همه چيز برعكس مي شود آن وقت اين همه منابع كشور از منابع مالي تا منابع انساني تا منابع محيطي به هدر نمي رود؟ چه كسي پاسخگو خواهد بود.

نگاهي به چالش هاي اين فعاليت در وضعيت موجود فرآيند توسعه، مبين اين نظر است كه برنامه هاي موجود از نقصان زيادي برخوردارند كه خود مي تواند پيامدهاي ناگواري را در پي داسته باشد البته بايد گفت تا زماني كه برنامه هاي توسعه در دنياي غير واقعي و بر پايه اطلاعات نادرست و در حصارهاي بسته دولتي و توسط مديران و كارشناسان خود بزرگ بين نوشته مي شوند هيچ انتظاري جز اين نخواهد بود.

عمده ترين چالش هاي فعاليت تكثير و پرورش ماهي قزل آلا در ايران را مي توان به شرح زير خلاصه نمود:
۱٫ چالش ناشي از سرعت بي رويه و ناهمگوني اجزاء توسعه فعاليت
۲٫ چالش ناشي از نا كارآمدي اقتصادي (افزايش هزينه هاي توليد و كاهش درآمد)

۳٫ چالش ناشي از يك جانبه گرايي بخشهاي دولتي
۴٫ چالش ناشي از بازار و توسعه نيافته گي آن
۵٫ چالش ناشي از تقاضا و عدم تطابق آن با زمانبندي توليد
۶٫ چالش ناشي از تك گونه اي بودن آبزي پروري سردابي در ايران (صرفاً گونه قزل آلاي رنگين كمان)
۷٫ چالش ناشي از ديدگاه توسعه معيشتي در روند توسعه

۸٫ چالش ناشي از كوچك شدن ابعاد ظرفيتي و اجراي توليد
۹٫ چالش ناشي از ملاحظات زيست محيطي فعاليت
۱۰٫ چالش ناشي از انتقال و توسعه بيماري ها (هم اكنون مورد تهديد جدي مي‌باشد)
۱۱٫ چالش ناشي از توسعه الودگيها و اثرات مخرب آن بر فعاليت

۱۲٫ چالش ناشي از عدم توسعه يافتگي تحقيقات كاربردي فعاليت و نقش غير مؤثر آن تا كنون
۱۳٫ چالش ناشي از توسعه بي رويه و بي برنامگي تكثير و توليد تخم و لار و بچه ماهي
۱۴٫ چالش ناشي از تهديد توسعه بر حريم مزارع موجود كه هم اكنون اتفاقات ناگواري اتفاق افتاده است كه در توسعه اين تهديدات تشديد خواهد شد
۱۵٫ چالش ناشي از عدم وجود سياست هاي حمايتي كارآمد و مؤثر براي فعاليت

۱۶٫ چالش ناشي از ضعف تكنولوژي . دانش فني بهره برداران
۱۷٫ چالش ناشي از تأمين مواد اوليه غذايي مناسب

۱۸٫ چالش ناشي از تأمين غذاي مناسب براي ماهي قزل آلا (هم اكنون غذاي مناسب در داخل وجود ندارد)
۱۹٫ چالش ناشي از افت كيفي توليد
۲۰٫ چالش ناشي از تعارضات اجتماعي در مرحله هاي توليد

۲۱٫ چالش ناشي از حوادث غير مترقبه طبيعي كه سياست هاي حمايتي كارآمدي براي آن وجود ندارد
۲۲٫ چالش ناشي از ائين نامه و مقررات موجود حتي آئين نامه هاي شيلات ايران كه مربوط به بيش از يك دهه قبل بوده و براي شرايط قبل از توسعه تعريف و تهيه شده است اين آئين نامه ها هم اكنون كاربرد زيادي ندارند و نياز به بازنگري اساسي مي باشند.
۲۳٫ چالش ناشي از ناكارآمدي سيستم هاي بانكي (بهره بانكي بالا و محدوديت سقف اعتباري و مشكلات ناشي از ضمانت هاي بانكي)
۲۴٫ چالش ناشي از مكان يابي نادرست برخي از مزارع موجود

بنابراين تهديدات بسيار مهمي نتوجه فعاليت آبزي پروري سردابي در ايران مي باشد از اين رو پرداختن به اين چالشها و تبديل آن به فرصت ها براي پايدار فعاليت يك ضرورت بنيادين مي باشد و هر برنامه اي بدون توجه به اين چالش ها تدوين شود قطعاً محكوم به شكست خواهد بود.

بر اين اساس اقدامات همه جانبه اي توسط شيلات ايران و تشكلهاي بهره برداران (اتحاديه و تعاونيها) بايد بعمل آيد و رويكرد شيلات ايران در افق توسعه بدون حضور فعال اتحاديه ها و تشكلهاي بهره برداران در حل اين چالش ها مؤثر و مفيد نخواهد بود در واقع اتحاديه ها و تعاونيها و تشكلهاي بهره برداران بخش از فرايند توسعه محسوب مي شوند كه ماهيتاً براي جلوگيري از بروز اين چالش و تعديل آنها بوجود مي آيند از اين رو تقويت و تحكيم و رونق اتحاديه ها و تعاونيها و شكلهاي بهره برداران بايد مورد هدف كليه بهره برداران از يك طرف و دولت از طرف ديگر قرار گيرند تا بتواند نقش مؤثر و مفيد و كارسازي را در روند فعاليت ايفا نمايند.