ريان بن شبيب از امام رضا (ع) روايت كرده كه فرمود: «اى پسر شبيب ، اگر بر حسين (ع) گريه كنى تا آنكه اشك چشمت بر صورتت جارى شود، خداوند گناهان كوچك و بزرگ، و كم يا زياد تو را مى آمرزد» ۸۷

و نيز فرمود: «گريه كنندگان بايد بر كسى همچون حسين (ع) گريه كنند ، زيرا گريستن براى او گناهان بزرگ را فرو مى‏ريزد» ۸۹٫
۵- سكونت در بهشت
امام باقر (ع) فرمود: «هر مؤمنى كه در سوگ حسين (ع) اشك ديده ريزد، به حدى كه بر گونه‏اش جارى گردد، خداوند او را ساليان سال در غرفه‏هاى بهشت مسكن مى‏دهد» . ۹۰

و نيز امام صادق (ع) فرمود: «هر كس درباره حسين (ع) شعرى بخواند و گريه نمايد و يك نفر را بگرياند، بهشت براى هر دوى آنها نوشته مى‏شود . كسى كه حسين (ع) نزد او ذكر شود و از چشمش به مقدار بال مگسى اشك آيد، اجر او نزد خداست و براى او جز به بهشت راضى نخواهد شد» .۹۱

و نيز فرمود: «هر كس كه در عزاى حسين (ع) بگريد يا ديگرى را بگرياند و يا آنكه خود را به حالت گريه و عزا درآورد ، بهشت بر او واجب مى‏شود» ۹۲٫
۶- شفا يافتن
يكى ديگر از آثار و بركات مجالس عزادارى حضرت سيد الشهدا (ع) شفا گرفتن است . به طورى كه بارها ديده‏ايم و شنيده‏ايم كه بعضى از عزاداران و گريه كنندگان بر حسين (ع) شفا گرفته‏اند.

نقل است كه مرجع بزرگ شيعه مرحوم آية الله العظمى بروجردى در سن نود سالگى داراى چشمانى سالم بودند كه بدون عينك خطوط ريز را هم مى‏خواندند و مى‏فرمودند: اين نعمت را مرهون وجود مبارك حضرت ابى عبدالله الحسين (ع) هستم : و قضيه را چنين نقل مى‏فرمودند:

در يكى از سالها در بروجرد بودم، به چشم درد عجيبى مبتلا شدم كه بسيار مرا نگران ساخته بود . معالجه پزشكان فايده‏اى نكرد و درد چشم هر روز بيشتر و ناراحتى من افزونتر مى‏گرديد، تااينكه ايام محرم شد. در ايام محرم آية الله فقيد ، دهه اول را روضه داشتند و دسته‏هاى مختلف هم در اين عزادارى شركت مى‏كردند . يكى از دسته‏هايى كه روز عاشورا به خانه آقا وارد شده بود، «هيئت گِلگيرها» است كه نوعاً سادات و اهل علم و محترمين هستند، در حالى كه هر يك حوله سفيدى به كمر بسته‏اند، سر و سينه خود را گل آلود كرده و بطور بسيار رقت بار و مهيج و در عين حال با سوز و گداز فراوان و ذكرى جانسوز آن روز را تا ظهر
عزادارى مى كنند . آقا فرمودند:

«هنگامى كه اين دسته به خانه من آمدند و وضع مجلس با ورود اين هيئت هيجان عجيبى به خود گرفته بود من هم در گوشه‏اى نشسته و آهسته آهسته اشك مى‏ريختم و در اين بين هم مقدارى گل از روى پاى يكى از همين افراد گلگير برداشته و بر روى چشمهاى ملتهب و ناراحتم كشيدم، و به بركت همين توسل، چشمانم خوب شد و امروز علاوه بر اينكه متبلا به درد چشم نشدم، از نعمت بينايى كامل برخوردارم، و به بركت حضرت امام حسين (ع) احتياج به عينك هم ندارم». با اينكه همه قواى جسمانى ايشان تحليل رفته بود با اين وجود تا آخرين ساعات زندگانى از بينايى كامل برخوردار بودند

آثار و بركات عزادارى و گريه بر سيدالشهداء (ع)۲

۱- حفظ رمز نهضت حسينى
از ارزنده‏ترين آثار و بركات مجالس عزادارى و گريه بر ابى عبدالله حسين (ع) حفظ رمز نهضت حسينى است .

براستى ؛ چرا در دوران منحوص سلاطين و پادشاهان جور از برپايى مجالس عزاى اهل بيت (ع) به خصوص سالار شهيدان جلوگيرى مى شد؟ آيا نه اين است كه عزاى حسينى و امامان شيعه، سبب مى شود كه سخنوران و دانشمندان متعهد و انقلابى، مردم را از ظلم‏هاى حكومتها آگاهى دهند و انگيزه قيام آن حضرت كه امر به معروف و نهى از منكر است به اطلاع مردم برسد؟

آرى، اينگونه مجالس، آموزشگاهها و دانشگاههايى است كه به بهترين روش و زيباترين اسلوب مردم را به سوى دين خوانده و عواطف را آماده مى‏كند و جاهلان و بى‏خبران را از خواب سنگين غفلت بيدار مى‏سازد و نيز در اين مجالس است كه مردم ، ديانت را همراه با سياست، از مكتب حسين بن على (ع) مى‏آموزند.

گريه بر سيد الشهدا (ع) و تشكيل مجالس عزاى حسينى نه تنها اساس مكتب را حفظ مى‏كند، بلكه باعث مى‏گردد شيعيان با حضور در اين مجالس از والاترين تربيت اسلامى برخوردار شده و در جهت حسينى شدن رشد و پرورش يابند.

كدام اجتماعى است كه در عالم چنين اثرى را از خود بروز داده باشد؟ كدام حادثه‏اى است مانند حادثه جانسوز كربلا كه از دوره وقوع تاكنون و بعدها بدينسان اثر خود را در جامعه بشريت گذارده ، و روز به روز دامنه آن وسيعتر و پيروى و تبعيت از آن بيشتر گردد؟ از اين رو بايد گفت كه در حقيقت مراسم عزادارى حافظ و زنده نگهدارنده نهضت مقدس امام حسين (ع) و در نتيجه حافظ اسلام وضامن بقاى آن است .

تشكيل مجالس عزادارى حسين، نه تنها اساس مكتب را حفظ كرده و مى‏كند بلكه به علاوه سبب آن گرديد كه شيعيان با حضور در اين مجالس از والاترين تربيت اسلامى برخوردار شده و در جهت حسينى شدن رشد و پرورش يابند.

«موريس دوكبرى» مى‏نويسد: «اگر مورخين ما، حقيقت اين روز را مى‏دانستند و درك مى‏كردند كه عاشورا چه روزى است ، اين عزادارى را مجنونانه نمى پنداشتند . زيرا پيروان حسين به واسطه عزادارى حسين مى‏دانند كه پستى و زير دستى و استعمار را نبايد قبول كنند . زيرا شعار پيشرو و آقاى آنان تن به زير بار ظلم و ستم ندادن است.

قدرى تعمق و بررسى در مجالس عزادارى حسين نشان مى‏دهد كه چه نكات دقيق و حيات بخشى مطرح مى شود ،در مجالس عزادارى حسين گفته مى شود كه حسين (ع) براى حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگى مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زير بار استعمار و ماجراجويى يزيد نرفت؛ پس بياييد ،ما هم شيوه او را سرمشق قرار داده از زير دستى استعمار گرايان خلاصى يابيم و مرگ با عزت را بر زندگى با ذلت ترجيح دهيم…» ۸۶٫
۲- ازدياد محبت به امام، و تنفر از دشمنان آن حضرت

سوزى كه از دل سوخته عاشقان سيدالشهدا (ع) به چشم سرايت كرده و از مجارى دو چشم آنها به صفحه رخسار وارد مى شود، مراتب علاقه و اخلاص و دلبستگى به خاندان وحى و رسالت را مى‏رساند و اين عمل اثرى مخصوص در ابقاى مودت و ازدياد محبت دارد.

گريه بر حضرت سيدالشهدا (ع) از مواردى است كه هيچ انسانى از فرط دلسوزى و انقلاب، طاقت بردبارى و تحمل در برابر استماع مصائب او را ندارد، و اين گريه و بيقرارى ، علاوه بر ازدياد محبت و مهر و مودت، موجب كثرت تنفر و بى‏زارى از دشمنان و قاتلان آن حضرت شده و موجب برائت دوستداران اين خانواده از دشمنان ايشان مى‏گردد.

بارى، گريه با آگاهى و معرفت بر امام حسين (ع) ، در واقع، اعلام انزجار از قاتلان اوست و اين تبرى از آثار برجسته گريه بر امام حسين (ع) است زيرا مردم به ويژه افرادى كه داراى شخصيت هستند از گريه كردن در برابر حوادث تا سر حد امكان امتناع مى‏ورزند ، و تا شعله درونى آنان به مرتبه انفجار نرسد حاضر به گريه كردن مخصوصاً در برابر چشم ديگران نيستند، اين گريه و عزادارى ابراز كمال تنفر در برابر تعدى و تجاوز و ستمگرى و پايمال نمودن حقوق جامعه و به ناحق تكيه زدن بر مسند حكومت آنان مى‏باشد.
۳- آشنايى با حقيقت دين و نشر آن

يكى ديگر از آثار و بركات مجالس عزادارى سيدالشهدا (ع) اين است كه مردم در سايه مراسم عزادارى به حقيقت اسلام آشنا شده و بر اثر تبليغات وسيع و گسترده‏اى كه همراه با اين مراسم انجام مى‏گيرد، آگاهى توده مردم بيشتر شده و ارتباطشان با دين حنيف محكمتر و قويتر مى‏گردد . چه اينكه قرآن و عترت دو وزنه نفيسى هستند كه هرگز از يكديگر جدا نمى‏شوند و اين آگاهى در اقامه ماتم و مراسم سوگوارى عترت رسول اكرم (ص) به خصوص امام حسين (ع) به آحاد مردم داده خواهد شد.
آثار و بركات عزادارى و گريه بر سيدالشهداء (ع)

سخنى پيرامون عزادارى و گريه بر سيدالشهدا (ع)

«گريه» مظهر شديدترين حالات احساسى انسان است، و علتها و انگيزه‏هاى مختلفى دارد كه هر يك از آنها نشان دهنده حالتى خاص است . در روايات ، بعضى از انواع گريه تحسين شده و از صفات پسنديده بندگان پاكدل خداوند به حساب آمده است ، و بعضى از انواع گريه مذموم شمرده شده است .

گريه ، از حالات و انفعالات انسانى است كه با مقدمه‏اى از اندوه و ناراحتى روانى به طور طبيعى به ظهور مى‏رسد، و گاه ممكن است انگيزه‏اش هيجانات تند روانى باشد . مثل شوق و ذوقى كه از ديدار محبوب پس از زمانى طولانى ناشى مى شود. همچنين گاهى هم گريه كردن حاكى از عقايد مذهبى انسان است با اين توصيف، از آنجايى كه گريه عملى طبيعى و اى بسا غير ارادى است؛ لذا نمى شود مورد امر و نهى و حسن و قبح قرار گيرد، بلكه آنچه كه مورد حسن و قبح است، مقدمات و انگيزه‏هاى گريه مى‏باشد . چنانكه گفته‏اند: «تو آنى كه در بند آنى».

در اينجا براى اينكه بدانيم گريه بر سيدالشهدا (ع) چگونه گريه‏اى است و چه تأثيرات و بركاتى مى‏تواند داشته باشد، بهتر آن است كه اشاره‏اى به انواع گريه كنيم تا بعد از آن، نوع گريه بر آن حضرت برايمان معلوم گردد.

۱- گريه طفوليت : زندگانى انسان با گريه شروع مى شود كه همان گريه، نشانه سلامت و تندرستى نوزاد است، و در واقع گريه در آن زمان ، زبان طفل است .

۲- گريه شوق: مانند گريه مادرى كه از ديدن فرزند گمشده خويش پس از چندين سال سرداده مى‏شود . و اين گريه‏اى است كه از روى هيجان و احياناً جهت سرور و شادى به انسان دست مى‏دهد.

۳- گريه عاطفى و محبت : محبت از عواطف اصيل انسانى است كه با گريه انس ديرينه دارد . مثلاً محبت حقيقى به خداوند حسن آفرين است و براى قرب به او بايد اشك محبت ريخت.

صنما با غم عشق تو چه تدبير كنم‏

تا به كى در غم تو ناله شبگير كنم‏

۴- گريه معرفت و خشيت: انجام عبادات خالصانه و تفكر در عظمت آفرينش و كبريايى خداوند ، و همچنين اهميت تكاليف و مسئوليتهاى انسانى باعث مى‏گردد كه نوع خاصى از خوف، در درون انسان ايجاد شود و اين خوف، خوفى است كه از روى معرفت به خداوند و تهذيب نفس به دست مى‏آيد كه «خشيت » ناميده مى شود.

۵- گريه ندامت: از عوامل اندوه زدايى كه منجر به گريه مى‏گردد، محاسبه نفس و حسابرسى شخصى است ، و همين حسابرسى باعث مى‏شود كه انسان به گذشته خود فكر كند و با حسابرسى ، جبران كوتاهى و خطاها را بكند و اشك حسرت و ندامت از چشمانش جارى نمايد، اين گريه، نتيجه توبه و بازگشت به خداست.

اشك ميغلتد به مژگانم به جرم رو سياهى‏

اى پناه بى پناهان، مو سپيد روسياهم‏

روز و شب از ديدگان اشك پشيمانى فشانم‏

تا بشويم شايد از اشك پشيمانى گناهم‏

۶- گريه پيوند با هدف : گاهى قطره‏هاى اشك انسان، پيام آور هدفهاست . گريه بر شهيد از اين نوع گريه است . گريه بر شهيد خوى حماسه را در انسان زنده مى‏كند و گريستن بر سيدالشهدا (ع) خوى حسينى را در انسان احيا مى‏كند ، و خوى حسينى چنان است كه نه ستم مى‏كند و نه ستم مى‏پذيرد. آن كسى كه با شنيدن حادثه كربلا قطره اشكى از درون دل بيرون مى‏فرستد، صادقانه اين پيوند با هدف والاى سيدالشهدا (ع) را بيان مى‏كند.

۷- گريه ذلت و شكست : گريه افراد ضعيف و ناتوانى كه از رسيدن به اهداف خود مانده‏اند و روح و شهامتى براى پيشرفت در خود نمى‏بينند.

با ذكر اين مطلب، حال بايد بررسى كرد كه گريه بر حسين (ع) از چه نوع گريه است . هر كس با اندك توجهى خواهد دانست كه گريه بر حسين (ع) گريه محبت است ، آن محبتى كه در دلهاى عاشقانش به ثبت رسيده است . گريه بر او ، گريه شوق است ، زيرا قسمت زيادى از حماسه‏هاى كربلا، شوق آفرين و شورانگيز است و به دنبال آن سيلاب اشك شوق به خاطر آن همه رشادت،

فداكارى ، شجاعت و سخنرانيهاى آتشين مردان و زنان به ظاهر اسير ، از ديدگان شنونده سرازير مى‏گردد و نيز گريه معرفت و پيوند با هدف متعالى و انسان ساز او است؛ و به تعبير امام خمينى (ره) گريه سياسى است كه فرمود: «ما ملت گريه سياسى هستيم ، ما ملتى هستيم كه با همين اشكها سيل جريان مى‏دهيم و سدهايى را كه در مقابل اسلام ايستاده است خرد مى‏كنيم ».

هزار سال فزون شد ز وقعه عاشورا

ولى ز تعزيه هر روز، روز عاشور است‏

هيهات كه گريه بر حسين (ع) گريه ذلت و شكست باشد، بلكه گريه پيوند با سرچشمه عزت است، گريه امت نيست، كه گويا است ، گريه سرد كننده نيست ، كه حرارت بخش است، گريه بزدلان نيست، كه گريه شجاعان است ، گريه يأس و نااميدى نيست كه گريه اميد است، و بالاخره گريه معرفت است و گريه معرفت در عزاى حسين (ع) از انحراف و تحريف در قيام آن حضرت

جلوگيرى مى كند و شايد به همين جهت باشد كه در فضيلت گريه بر سيدالشهدا (ع) روايات متعددى وارد شده است . از آن جمله، روايتى است كه امام صادق (ع) فرمود: «گريه و بى تابى در هر مصيبت براى بنده مكروه است، مگر گريه بر حسين بن على (ع) كه اجر و ثواب نيز دارد» . ۸۵

گريه و عزادارى براى سيدالشهدا(ع) داراى آثار و بركات مهمى است كه به برخى از آنها اشاره مى‏شود:

ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید…………….یا علی مدد
طريق يازدهم: يكي‌ از ختمهاي‌ مجربه‌ راجع‌ به‌ حضرات‌ چهارده‌ معصوم‌ (ع‌) و جناب‌ حضرت‌ اباالفضل‌ (ع‌) رابدين‌ منوال‌ گفته‌اند: به‌ نيّت‌ قربت‌ مطلقه‌ دو ركعت‌ نماز حاجت‌ بخواند و هزار و چهارصد مرتبه‌ذكر صلوات‌ هدية‌ چهارده‌ معصوم‌ (ع‌) بخواندو صد مرتبه‌ نيز هديه‌ به‌ پيشگاه‌ حضرت‌ اباالفضل‌العبّاس‌ (ع‌)، كه‌ بوّاب‌ در گاه‌ آل‌ محمّد (ع‌) و باب‌ ولايت‌ است‌، بفرستند و حاجت‌ خود را بطلبند،ان‌ شاءالله تعالي‌ روا مي‌شود.
طريق دوازدهم: بين‌ نماز مغرب‌ وعشاء، دو ركعت‌ نماز حاجت‌ بخواند تاچهل‌ ويك‌ شب‌، و توسّل‌ كثيرالبركات‌حضرت‌ ابوالفضل‌ العباس‌ (ع‌) جويد، بدين‌ طريق‌: بعد از نماز، اوّل‌ ذكر شريف‌ صلوات‌، وسپس‌كلمات‌ زير باتوجه‌ كامل‌ خوانده‌ شود (ضمناًچهل‌ شب‌ كه‌ تمام‌ شد، بايد يك‌ شب‌ آخر از چهل‌شب‌ را گرو نگاهداشت‌، تا وقتي‌ كه‌ حاجت‌ برآورده‌ شد، آنگاه‌ بجاآورد). كلمات‌ مزبور اين‌ است‌:«يامَن‌ يجيب‌ المضطرَّ اذا دعاه‌ و َ يكشف‌ السوء يا رب‌ يارب‌ يارب‌ ياعباس‌ بن‌ علي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌الامان‌ الامان‌ ادركني‌ ادركني‌ ادركني‌»

جملات‌ آخر را تكرار نمايد تا نفس‌ قطع‌ شود؛ ان‌شاءالله حاجت‌ روا مي‌شود
طريق سيزدهم: مؤلف‌ «مكين‌ الاساس‌» آورده‌ است‌: ثقه‌اي‌ خبر داد مرا كه‌ حاجت‌ مهمي‌ داشتم‌. از پيره‌ زال‌ جدّه‌ خود شنيده‌ بودم‌ كه‌ هر گاه‌ كسي‌ براي‌قضاي‌ حاجتش‌، هفت‌ شب‌ چهارشنبه‌ متوسّل‌ به‌ حضرت‌ عبّاس‌ شده‌ و در هر يك‌ از شبهاي‌مزبور صد مرتبه‌ ورد زير را بخواند، حاجت‌ او به‌ شكل‌ غير عادي‌ برآورده‌ خواهد شد. و آن‌ اين‌است‌:
اي‌ ماه‌ بني‌ هاشم‌، خورشيد لقا عبّاس‌اي‌ نور دل‌ حيدر، شمع‌ شهدا عبّاس‌
از درد و غم‌ ايام‌ ما رو به‌ تو آورديم‌دست‌ من‌ مسكين‌ گير از بهر خدا عباس‌

نظير اين‌ توسّل‌ را مرحوم‌ حاجي‌ ميرزا حسين‌ تهراني‌ نجل‌ حاجي‌ ميرزا خليل‌ (از علماي‌ زاهدعصر مشروطه‌) عمل‌ كرده‌ بودند، درد پاي‌ ايشان‌ فوراً ساكت‌ شده‌ و ديگر عود نكرده‌ بود.
طريق چهاردهم: يكي‌ از مؤثقين‌ محترم‌ كه‌ سالهاي‌ متمادي‌ مجاور كربلا بود، در شب‌ يكشنبه‌ربيع‌ الثاني‌ ۱۴۱۴ ِ در حرم‌ مطهّر كريمة‌اهل‌ بيت‌ حضرت‌ فاطمه‌ معصومه‌ (ع‌) نقل‌ كردند:

صاحب‌ كتاب‌ معالي‌ السبطين‌، مرحوم‌ شيخ‌ مهدي‌ مازندراني‌ سال‌ ۱۳۵۸ هجري‌ قمري‌ در كربلاايام‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ در چند منبر مي‌رفت‌ و آخرين‌ منبرش‌ در رواِ حضرت‌ ابوالفضل‌ العبّاس‌بود. مرحوم‌ مازندراني‌ يك‌ شب‌ فرمودند: هر كسي‌ فرداشب‌ به‌ اينجا يعني‌ به‌ رواِ حضرت‌ابوالفضل‌ العبّاس‌ (ع‌) بيايد، تحفه‌اي‌ به‌ او خواهم‌ داد. فرداشب‌ ما نيز در آن‌ مجلس‌ حاضر شديم‌.

ايشان‌، توسل‌ و ختمي‌ براي‌ حضرت‌ ابوالفضل‌ العبّاس‌ (ع‌) نقل‌ كرد كه‌ انجام‌ آن‌ وقت‌ معيّن‌ وساعت‌ و روز مشخصي‌ ندارد. طريقه‌ ختم‌ را اين‌ طور بيان‌ فرمودند: ابتدا ۱۳۳ مرتبه‌ صلوات‌بفرستيد«اللّهم‌ صل‌ّعلي‌ محمد و آل‌ محمد» نيز ۱۳۳ مرتبه‌ بگويد: «يا عباس‌، يا عباس‌» و بعد ازآن‌ مجدداً۱۳۳ مرتبه‌ بگويد: «اللّهم‌ صل‌ علي‌ محمد و آل‌ محمد». و اين‌ عمل‌ را هر روز انجام‌ دهدتاحاجتش‌ برآورده‌ شود.
ناقل‌ مطلب‌ افزودند: من‌ براي‌ برآمدن‌ حاجتي‌، بعد ازاتمام‌ ماه‌ رمضان‌ مزبور، از همان‌ روز اول‌شوال‌ اين‌ ختم‌ را شروع‌ كردم‌ ؛ روز هشتم‌ شوال‌ حاجتم‌ برآورده‌ شد. خواسته‌ من‌ اين‌ بود: من‌ دركربلا

بودم‌ و مادرم‌ در ايران‌ به‌ سر مي‌برد و مي‌خواستم‌ وي‌ نيز به‌ كربلا بيايد. حضرت‌ عباس‌ (ع‌)عنايت‌ فرمودندو حاجتم‌ ـ آمدن‌ مادر به‌ كربلا ـ رواشد.
طريق پانزدهم: از بياض‌ خطّي‌ موجود در كتابخانه‌ مرحوم‌ آيت‌الله العظمي‌ آقاي‌ حاج‌ سيّد محمدرضاگلپايگاني‌ «ره‌» طريقه‌ ختم‌ و توسّل‌ به‌ حضرت‌ عباس‌ (ع‌) را اين‌ چنين‌ نوشته‌ است‌:
از شب‌ جمعه‌ يا شب‌ دوشنبه‌، قبل‌ از نماز صبح‌ شروع‌ تا وقت‌ نماز صبح‌ تمام‌ شود، دوازده‌ روز، وهر روز يكصد و سي‌ وسه‌ مرتبه‌ بخواند:

اي‌ ماه‌ بني‌ هاشم‌ خورشيد لقا عبّاس‌اي‌ نور دل‌ حيدر شمع‌ شهدا عبّاس‌
از دست‌ غم‌ دوران‌ من‌ رو به‌ تو آوردم‌دست‌ من‌ بيكس‌ گير از بهر خدا عبّاس‌
طريق شانزدهم: آيت‌ الله سيّد نورالدين‌ ميلاني‌ فرمودند: مرحوم‌ آيت‌الله آقاي‌ سيّد محمد رضا بروجردي‌«قدس‌سره‌» از علماي‌ بزرگ‌ حوزة‌ علميه‌ كربلا بودند كه‌ اخيراً در مشهد مقّدس‌ در جوار حرم‌مطهر حضرت‌ ثامن‌الائمّه‌ علي‌ بن‌ موسي‌ الرضا ـ عليه‌ آلاف‌ التحية‌و الثناء ـ سكنا گزيده‌ بودند. ازايشان‌ در عداد مراجع‌ ياد مي‌شد ولي‌ عمرش‌ وفا نكرد.
مرحوم‌ بروجردي‌، آن‌ زمان‌ كه‌ در كربلا ساكن‌ بودند، براي‌ آشتي‌ و حسن‌ رفتار بين‌ عيال‌ ومادرشان‌ به‌ حضرت‌ اباالفضل‌العبّاس‌ (ع‌) متوسّل‌ مي‌شوند و نتيجه‌ خوبي‌ مي‌گيرند، به‌ طوري‌ كه‌صفا و صميميت‌ كامل‌
بين‌ همسر و مادر ايشان‌ برقرار مي‌گردد
. توسّل‌ ايشان‌ به‌ اين‌ نحو بوده‌ است‌: طبق‌ مشهور ۱۳۳ بار به‌ عدد نام‌ حضرت‌ اباالفضل‌العبّاس‌(ع‌)، ذكر «يا كاشف‌ الكرب‌ عن‌ وجه‌ الحسين‌ اكشف‌ كربي‌ بحق‌ اخيك‌ الحسين‌ (ع‌).

طريق هفدهم: و نقل‌ كرده‌اند كه‌ مرحوم‌ آيت‌ الله شيخ‌ محمّد حسين‌ اصفهاني‌ (معروف‌ به‌ كمپاني‌) «قدس‌سره‌» مي‌فرمودند: اين‌ ذكر، صحيحش‌ اين‌ است‌: «ياكاشف‌ الكرب‌ عن‌ وجه‌ اخيك‌ الحسين‌ (ع‌)اكشف‌ كربي‌ بوجه‌ اخيك‌ الحسين‌ (ع‌)». مرحوم‌ اصفهاني‌، استاد مرحوم‌ پدرم‌، آيت‌الله العظمي‌آقاي‌ سيّد محمّد هادي‌ ميلاني‌ «قدس‌ سره‌» بودند و منزل‌ مازياد تشريف‌ مي‌آوردند.