فلسفه و آداب حج از ديدگاه قرآن و سنت

چکیده:

حج ، به معناي قصد ، آهنگ و حركت بوده كه در اصطلاح به قصد زيارت خانه خدا ، اختصاص پيدا كرده است..
هدف از اين تحقيق و پژوهش ، بررسي فلسفه حج ، اين واجب الهي ، از ديدگاه و منظر آيات قرآن كريم و روايات و سنت معصومين عليهم السلام مي باشد و زمينه فلسفه و علل وجوب حج بيت الله الحرام و فلسفه آداب ومناسكي كه در ايام و شرايط مخصوص بر زائر خانه خدا واجب مي شود . بررسي و تحقيق فوق از نوع كتابخانه اي مي باشد .
منابع مورد استفاده با استمداد اصلي از كلام الله مجيد ؛ منابع دست اول از تفاسير قديم وجديدو كتب روايي مختلف و متنوع ، نهج البلاغه ،… وكتب جديد در زمينه حج مي باشد و در ضمن از بررسي بعضي از پايان نامه ها و مطالب مندرج در ماهنامه و روزنامه ها و نيز غفلت نشده است .

اين پايان نامه شامل سه فصل مي باشد:
در فصل اول به اثبات اين كه كعبه اولين مركز جهاني براي عبادت است ، و سپس به علل وجوب حج و اهميت و شرايط و … آن پرداخته شده است .
* در فصل دوم فلسفه احكام حج از منظر آيات و روايات بيان شده و در نهايت حج را از منظر ابعاد اخلاقي ، سياسي – اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادي ، حقوقي ، جهاني بررسي و تبيين شده است.

* در فصل سوم فلسفه اعمال و آداب حج از احرام و تلبيه و طواف و سعي و عرفات و مشعر و مني و قرباني به طور مفصل از ديدگاه آيات و روايات بحث و توضيح داده شده است .
و در پايان شرايط حج مقبول و اين كه روح و جان كعبه ولايت است و حسن ختام پايان نامه خود را مزين به فرمايشات بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران امام خميني قدس سره الشريف در خصوص اهميت حج نموده ام.

حج به لحاظ تاريخي پيشينه بس ممتدي داردبه روايتي از زمان نزول آدم و حوا عليهما السلام بر كره خاكي كه منزلگاه آن حضرت وعبادتگاه ايشان و حتي قبل از آن مطاف فرشتگان بوده است ، تخريب خانه خدا در زمان طوفان نوح و تجديد بناي آن توسط حضرت ابراهيم(ع ) يعني ۴ هزار سال قبل بوده كه به جرأت مي توان گفت كعبه كهن ترين معبدي است كه تاريخ بشر سراغ دارد و تا كنون جايگاه خود را حفظ كرده است و يكي از پر استقبالترين معابد جهان شمرده مي شود .

حج ، همچون برنامه هاي ديگر اسلامي براي مبارزه با نفس و رويكرد به فلاح و رستگاري است و مناسك حج با پوشيدن لباس احرام و حركت از ميقات آغاز مي شود ، زائر در شرايطي قرار مي گيرد كه بيش از ۲۰ عمل از جمله نگاه كردن به آيينه ، كشتن حشرات و حيوانات و … موجب كفاره و يا بطلان حج مي شود . اين محدوديت ها دقت او را نسبت به محيط پيرامون و همچنين وظايف وي را در قبال ديگران از جمله محيط طبيعي و محيط زيست تبيين مي كند و هر يك از مناسك حج نوعي بصيرت را مي طلبد كه زائر خانه خدا با تأمل متوجه برنامه عظيم اسلام و آيين ابراهيمي مي شود و بينش جديدي پيدا مي كند .

حج انسان را با طبيعت و فوق طبيعت ، فرهنگ جهاني و تجربه ملتهاي گوناگون و ميراث موحدانه ابراهيم (ع ) و اسماعيل(ع ) پيوند زده و اساس خانه را به عنوان واحد جامعه توحيدي تعريف و مشخص مي كند كه انسان چگونه از منيت خود فاصله بگيرد و چگونه يكرنگي خود را با طبقات اجتماع حفظ كند و چگونه مذبح نفسانيات ، شهوات و پرستش شيطان را در رمي جمرات به نمايش بگذارد و نشان دهد انسان موحد نمي تواند با ابليس درون و برون سازش كند بلكه بايد تكليف خود را با تمام شياطين روشن كند و به نظام مقدس روي آورد كه حقيقت و پرستش ذات احديت تحت لواي ولايت و اساس آن را شكل مي دهد .

 

مقدمه:

حج ، وادي سير و سلوك عرفاني و طور سيناي عارفان رباني است .
حج ، ضيافت خانه قدسي حضرت رحمان و گلشن با صفاي كمال و تعالي انسان است
حج ، نشانه عبوديت مطلق و مظهري از فرشته سيرتي انسان است .
حج ، درياي ژرفي است از عارفان و عرفان ، معنويت ، تقدس ، روحانيت و ايمان

رشيد الد ين ميبدي مي گويد : حج عوام نوعي است وحج خواص نوعي ديگر . حج عوام قصد كوي دوست است وحج خواص ، قصد روي دوست ، آن رفتن به سراي دوست و اين رفتن براي دوست ، عوام به نفس رفتند ودر و ديوار ديدند خواص به جان رفتند ، گفتار و ديدار يافتند .
او كه به هواي نفس رود ، رنج يابد و بار كشد ، تا گرد كعبه برآيد و اين كه با جان رود ، بيارآمد و بياسايد و كعبه خود گرد سرايش برآيد .
عاشق و عارف كامل آيت الله حسن زاده آملي مي فرمايد :

اسلام داراي مباني و اركاني است كه برآنها بنا شده و بدانها قوام گرفته و بدون آنها فرو مي ريزد . يكي از اين اركان حج است .
امام باقر ( علیه السلام ) مي فرمايد:« بُنِيَ الّاِسّلامُ عَليَ خَمّسَةِ اَشّياءٍ : عَلَی الصَلوه وَ الزَكاةِ وَ الصَوّمِ وَ الحَجِ وَ الّوِلايَةِ »
اسلام بر پنج بنيان نهاده شده است : نماز ؛ روزه ؛ زكات ؛ حج وولايت .
بنابراين كسي كه عمدا”حج نگذارد ، ركني از اركان دين الهي خويش را نابود كرده است. از همين رو خداوند درباره ترك عمدي حج به كفر تعبير فرموده است.«و من كفر فان الله غني عن العالمين.»

حج از آن جهت كه جزو مباني و اركان اسلام است تجليگاه دو اصل كليت و دوام است بلكه مظاهر اين دو اصل زوال ناپذيري ؛ همگاني بودن و هميشگي بودن را گوشزد مي نمايد. لذا با توجه به اين همه فضيلت و اهميـــــت اين ركـــن اساسي اسلام به بررسي و تحقيق و تفحص و تفسير آن دركلام الهي و سنت معصومين عليهم السلام پرداخته تا گوشه هايي از ابعاد گوناگون حج را در حد استطاعت نظاره گر باشيم .

در اين پژوهش به طور بسيار مفصل به فلسفه وجوب حج و بخصوص ابعاد مختلف آن از ديدگاه هاي كاملاً متفاوت با پژوهشهاي ديگر پرداخته شده اكثر نويسندگان در اين زمينه فقط در ابعاد خاصي و يا چند بعد محدود به بررسي فوايدو ابعاد آن پرداخته اند اما در اين تحقيق شما مي توانيد از ديدگاهها و ابعاد كاملاً جديد و از منظرهاي متفاوت و متنوع و جمع شده و مرتب شده در يك جا بهره ببريد و سپس به فلسفه آداب ومناسك حج بر اساس ترتيب وجوب پرداخته و از آيات و روايات به تناسب و با نظم ويژه استفاده شده كه خواننده را از سردرگمي كه در بعضي از منابع در اين زمينه وجود دارد رهايي مي بخشد و مجموعه منسجم و يك دست در اختيار او مي گذارد .

و من الله التوفيق

بخش اول
وجوب حج

فصل۱) اهميت جايكاه تحقيق حاضر
فصل۲) اولين مركز جهاني براي عبادت
فصل۳) وجوب حج

فصل اول
اهمیت جایگاه تحقیق حاضر
الف) تعريف و تبيين موضوع :
تعريف حج : در لغت به معني ، قصد نمودن به جهت حركت به سوي مكاني يا شخصي ، آهنگ جايي نمودن، مكرر به جايي آمدن.
در روايات اسلامي حج را ” پيروزي وكاميابي ” معني كرده اند ، زيرا حج گذار با تحمل رنج و زحمات بر نفس خود و شيطان پيروز مي گردد . حج به معناي ” اَفْلَحَ ” يعني رستگار شده نيز آمده ” و يقال حج فلان اي افلح”

خداوند مي فرمايد : ” ففرّوا الي الله إنّي لكم منه نذير مبین” يعني ازگناهان به سوي خدا بگريزيد .
در تفسير فرمايد به سوي خدا حج گذاريد تا گناهانتان بخشيده شود.
كلمه حج را با دو گونه حركت خوانده اند : الحج لغة و قيل الحج بالفتح الاسم و بالكسرمصدر

مردم حجاز آن رابه فتح و اهل نجد به كسر مي خوانند و هر دو به معني قصد زيارت كردن يا انجام دادن مراسم مخصوص مي باشد و در اصطلاح شامل قصد خانه خدا كردن و انجام اعمال و مناسكي است كه دستور آن در شرع مقدس اسلام آمده است . حج يك حركت است ، يك قصد و تصميم گيري است و يكي از مترقي ترين ابعاد اعتقادي دين مبين اسلام است ، حج يك دوره كامل اسلام شناسي است ، حج آدمي را به خدا نزديكتر مي كند ، مكتب توحيد را به او مي شناساند و رسالت بزرگ اسلام را بيشتر توصيه مي كند .
هدف از اعمال و مناسك حج همان قرب و منزلت الهي و رشد و ارتقاء انسان به كمالات معنويه و رسيدن به لقاء محبوب و غرق شدن در درياي عشق وعرفان الهي و غرق و محو شدن در بحر بيكران عبادت معبود و اله يكتا و بي همتاست و هر كدام از اعمال حج به نوعي انسان را در اين را مدد و ياري مي نمايد .

حج يك سلسله دستور و مراسم و مناسكي دارد كه پي بردن به راز و رمزش بسيار سخت است ، معناي طواف و سعي و هروله وقوف عرفات و مشعر كردن در مني و سر تراشيدن و قرباني و … بسيار پيچيده و راز و رمزي شگرف در آنها نهفته مي باشد و حاجي بايد به همه اين اسرار واقف باشد و به فلسفه وجودي اين عبادت بزرگ بينديشد تا به اهداف آن و حج مقبول دست يابد و چه منبعي بهتر و برتر از كلام خداي كريم و فرمايشات معصومين عليهم السلام كه ما را در ايصال هر چه سريعتر به فيض اكمل و درك هر چه بيشتر و خط وافرتراز طواف كعبه مقصود و در اتصال به محبوب ياري خواهد رساند ؟ !
ب (اهداف تحقيق :

آشنايي با حج به عنوان يكي از واجبات و فروع دين مبين اسلام كه با فراهم آمدن شرايط ، ايجاب آن مسلم و فوري است .
الف : آشنايي با شرايط وجوب حج .
ب : مقدمات قبل از تشرف به حج .
ج : آشنايي و آموزش و تبيين مناسك و اعمال حج .

د : آشنايي با معارف و معنويات بلند مناسك و اعمال حج و غور و تفحص در آيات و روايات كلام بزرگان براي رسيدن به اين مهمات .
پ) ضرورتهاي تحقيق :
۱٫ چون حج از اعمال عبادي و از فروع دين و در موارد و شرايطي از واجبات است لذا ضروري است هر مسلمان با آن آشنايي كامل داشته و به احكام و اسرار آن واقف باشد .
۲٫ پس از حصول شرايط تشرف ( انشاءالله ) ، براي بهره جستن هر چه بهتر و بيشتر و كاملتر بايد هر چه در توان داريم در آمادگي علمي و معنوي درباره اين عبادت عظمي و اين سفر ملكوتي بكوشيم تا به كمك خداوند و تلاش شايان بادست پر و حج مقبول به اوطان خود برگرديم .
ت)پيشينه موضوع :

در اين زمينه تأليفات فراواني موجود است .
۱٫ كتب تفسيري ( تفسير آيات مربوط به حج)
الف : التبيان في تفسيرالقرآن . ابوجعفرمحمدبن حسن طوسي .
ب : المنار . محمد رشيد رضا .
ج : الميزان في تفسيرالقرآن . علامع سيد محمد حسن طباطبائي (قدس سره) .
۲٫ كتب روايي :

الف : الكافي . محمدبن يعقوب كليني رازي .
ب : وسايل الشيعه الي تحصيل مسائل الشريعه . شيخ حر عاملي.
ج : من لا يحضره الفقيه . شيخ صدوق .
۳٫ كتب با سبك قرآني – روايي :

الف : كتاب حج (مجموعه مقالات .گروهي از نويسندگان).
ب : فلسفه و اسرار حج . سيد محمد تقي حكيم .
ج : جلوه هاي حج در قرآن . خسرو تقدسي نيا .
۴٫ سبك فقهي :
اسرار حج . علي عطايي اصفهاني .
۵٫ سبك روايي :
پنج رساله در حج . ميرزا خليل كمره اي .
۶٫ روايي گزارشي :
قبل از حج بخوانيد . علي افتخاري .
۷٫ پايان نامه ها :
ترجمه و تعليق كتاب حج از فقه القرآن . زين العابدين طالع زاده .
ث (فرضيه ها يا سؤالات اصلي و فرعي :
سؤالات كلي (اصلي):
۱٫ پيش ازسفر حج چه مقدماتي لازم است تا نتيجه اش حجي مقبول باشد .
۲٫ مناسك حج و ساير اعمال آن از نظر ظاهري و باطني چگونه است .
۳٫ چگونه مي توان بعد از حج اهداف مدنظر را برآورده كرده و حفظ نمود .
۴٫ دليل وجوب حج و مناسك و اعمال خاص آن با توجه آيات قرآن و روايات معصومين ( علیه السلام ) چيست ؟!
سؤالات فرعي :
حج و مراسم آن از چه زماني و به چه شكلي موجود بوده است ؟
خانه كعبه چگونه و به دست چه كسي ساخته شد ؟
فلسفه بناي كعبه چيست ؟
آيا حرم مكه هميشه امن و امان بوده است ؟

چرا كعبه را بيت العتيق ناميده اند ؟
فلسفه طواف و سعي صفا و مروه و … چيست ؟
چرا عرفات را عرفات گويند ؟
ايام تشريق چيست ؟
علت تحريم محرمات … چه مي باشد ؟
از امام باقر علیه السلام ) پرسيدند : حج را چرا حج نامگذاري كرده اند ؟

” قالَ حَجَّ فُلانٌ أَيْ أَفْلَحَ فُلانٌ ”
” فرمود : فلان كس حج كرد يعني رستگار شد . ”

فصل دوم
اولين مركز جهاني براي عبادت

«إنّ اَوّلَ بيتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلّذي بِبكَّةَ مباركاً وَ هديً لِلْعالَمين فيهِ آيات‌ٌ بَيِّناتٌ مَقامٌ إبراهيمَ وَ مَنْ دَخَلَهَ كانَ آمناً وَ لله عَلَي النّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ استطاع إليهِ سبيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإنَّ اللهَ غَنيٌّ عَنِ الْعالَمينَ» .

نخستين خانه اي كه براي مردم بنا نهاده شده ، همان خانه اي است كه در مكه قرار دارد كه داراي خير و بركت و مايه هدايت جهانيان است . در آن خانه نشانه هاي روشن از جمله مقام ابراهيم قرار دارد و هر كس داخل آن خانه شود ، در امان خواهد بود و آن دسته از مردم كه توانايي ( بدني ، مالي و…. ) دارند بايد آهنگ و قصد رفتن به آن خانه كنند و كسي كه نافرماني كند ( حج را ترك نمايد)بايد بداند كه خداوند از همه جهانيان بي نياز است ( يعني به خود ضرر رسانيده است چون نتيجه اين عبادت تنها به خود مردم باز مي گردد ).
يكي از مشكلاتي كه يهود براي پيامبر اسلام(صلی الله علیه و اله وسلم )ايجاد كرد اين بود كه آن حضرت از بيت المقدس كه در نزد اسحاق و ابراهيم محترم بود روي برگردانده و كعبه را قبله گاه خود قرار داده است . حال آن كه بيت المقدس قديمي تر از مكه و افضل و اعظم از آن است . اين آيات در پاسخ به شبهه ياد شده يهود مي فرمايد : كعبه قبل از ساير معابد براي عبادت ساخته شده چون اين خانه را ابراهيم ساخت و بيت المقدس را سليمان بنا نهاد كه قرنها بعد از ابراهيم ( علیه السلام) بود .

تعبير از پايگاه كعبه به مكه كه به معناي ازدحام و تراكم جمعيت است نشان مي دهد كه كعبه محور جهاني بوده كه از هر سوي عالم درگستره زمان به آن رجوع كرده اند و بر اثر انبوه جمعيت ، جايگاه آن به مكه نامگذاري شده است.هنگامي كه كعبه قبله رسمي مسلمانان شد، پيروان كيش موسي كليم الله) علیه السلام)اعتراض كردند كه چگونه قبله از بيت المقدس كه در نزد اسحاق و ابراهيم محترم بود به كعبه انتقال يافت حال آن كه بيت المقدس قديمي تر و افضل و اعظم از آن است؟ و وحي نازل شد كه : سابقه كعبه بيش از ديگر بناههاي مذهبي عمومي است و كعبه اولين خانه اي است كه براي عبادت بندگان خدا و هدايت همگان تا سيس شده است ، چنان كه با بركتهاي فراوان و گوناگون همراه است و هدايت آن براي همه جامعه بشري بوده است . به همين جهت از ديرباز همه اقوام و مللي كه به پرستش خدا معتقد بودند به كعبه احترام مي گذاشتند وبه علل گوناگوني تكريم آن را لازم مي دانستند .

از پيامبر اكرم( صلی الله علیه و اله وسلم) پرسيدند : اول مسجدي كه براي مردم بنا شد ، كدام بود ؟
حضرت فرمود : مسجد الحرام سپس بيت المقدس .
بنابراين تاريخ كعبه به قبل از زمان حضرت آدم(علیه السلام) بر مي گردد و قدمت و سابقه تاريخي آن چيزي نيست كه بر كسي پوشيده باشد .

الف) علل شرافت كعبه بر بيت المقدس

۱٫ خداوند طبق اين آيه شريفه اولين ومهمترين ملاك برتري وشرافت كعبه را بر بيت المقدس ، قدمت آن مي داند چون كعبه اولين است كه بر زمين بنا شده و زمين از زير آن گسترش يافت (دحو الارض ( .
و همچنين در روايات از حج حضرت آدم( علیه السلام)، نوح ، سليمان و حضرت موسي( علیه السلام) خبر داده شده است .
۲٫ دومين دليل برتري كعبه امن بودن آن است كه هيچ سرزمين و مكاني داراي چنــين ويژگي و امتيـــازي نمي باشد .
خداوند متعال مي فرمايد :
«أَوَلَمْ يَرَوْا أَنّا جَعَلْنا حَرَماً امِناً وَ يُتَخَطَّفُ النّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ »

آيا كافران نديدند كه ما آن شهر را حرم امن قرار داديم در حالي كه مردم را در اطراف كعبه(بيرون از حرم)مي ربايند ؟
« وَ إذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنّاسِ وَ أَمناً»

هنگامي كه خانه كعبه را محل بازگشت و مركز امن و امان براي مردم قرار داديم .
عبدالله بن سنان گويد :
از امام صادق ( علیه السلام) پرسيدم: فرموده خداوند عز و جل ” و من دخله كان آمناً ” كه هر كسداخل آن گردد در امان است . آيا مراد خانه است يا حرم ؟
قالَ: مَنْ دَخَلَ الْحَرَمَ مِنَ النّاسِ مستجيراً بِهِ فَهُوَ آمِنٌ مِنْ

 

سَخَطِ الله…
امام صادق علیه السلام فرمود : هر كس از مردم داخل حرم شود و به آن جا پناه آورد از خشم خداوند در امان خواهد بود .
۳٫ حفظ كعبه از گزند ظالمان و ستمگران :
در تاريخ آمده است كه هيچ ستمگري كعبه را تماماً خراب نكرده است و هر كس قصد خراب كردن كعبه را داشته ، هلاك شده است و حال آن كه( بخت النصر) سراسر بيت المقدس را خراب و ويران ساخت .
در قرآن به داستان اصحاب فيل (ابرهه)اشاره شده است كه وقتي آهنگ خرابي كعبه را كردند بوسيله پرندگان كه هر كدام سنگ ريزه اي در منقار خود داشتند همه آنها را به هلاكت رساند .

۴٫ نسبت دادن خانه كعبه به خداوند :

«و عَهِدْنا إلي إبراهيمَ و إسماعيلَ أن طَهّرَا بَيْتِيَ لِلطّائِفينَ »
ما با ابراهيم واسماعيل عهد كرديم كه خانه مرا براي طواف كنندگان … پاك و پاكيزه گرداند

۵٫ بنا كننده خانه كعبه حضرت آدم( علیه السلام)و تجديد كننده آن بنا حضرت ابراهيم خليل( علیه السلام) بوده اند ، ولي باني بيت المقدس سليمان( علیه السلام)است. شخصيت و فضيلت ابراهيم چيزي است كه قابل انكار نمي باشد .

۶٫ خانه كعبه ، خانه بركت و هدايت عالميان است كه ديگر مكانها فاقد چنين ارزشي هستند .
«إنَّ اوّل بَيْتٍ وضع للناس للّذي ببكّة مباركاً و هُديً للعالَمينْ».
كعبه علاوه بر اين كه اولين و با سابقه ترين خانه عبوديت و پرستش است ، محور بندگي براي همه جهانيان نيز مي باشد و هدايت همگاني را تأمين مي كند و هيچ اختصاصي به گروه و نژاد خاصي ندارد .
خداوند مي فرمايد : « و إذ يرفع إبراهيم القواعد من البيت و اسماعيل »
خداي سبحان در اين باره مي فرمايد :
«و إذبوّأنا لإبراهيمَ مكان البيت أن لا تشرك بي شيئاً وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطّائِفَينَ و القائمين و الركع السجود » .
بياد آور هنگامي را كه جاي خانه را براي ابراهيم آماده كرديم كه چيزي شريك من قرار نده و خانه ام را براي طواف كنندگان و راكعان و سجده كنندگان پاك گردان. .
ب) چگونگي كشف خانه خدا توسط ابراهيم :
« وَ إذبوَّأ نا لإبراهيمَ مَكانَ الْبَيْتِ »
ابراهيم نمي دانست كعبه را كجا بس

ازد. خداوند بادي سخت فرستاد تا خاكها را از روي پايه هاي اصلي كعبه كه در زمان طوفان نوح ويران شده بود . برداشت و پايه ها آشكار گرديد .
بواء به معني مساوات اجزاي يك مكان و مسطح بودن آن است ، سپس به هرگونه آماده ساختن مكان اطلاق شده است . منظور از اين جمله در آيه فوق اين است كه خداوند مكان خانه كعبه را كه در زمان آدم ساخته شده بود و در طوفان نوح ويران و آثارش محو گشته بود به ابراهيم( علیه السلام) نشان داد . سپس او با همياري فرزندش اسماعيل(علیه السلام)آن را تجديد بنا نمود ، سپس اضافه مي كند هنگامي كه خانه آماده شد ، به ابراهيم خطاب كرديم: اين خانه را كانون توحيد كن و چيزي را شريك من قرار مده و خانه ام را براي طواف كنندگان و قيام كنندگان و ركوع و سجده كنندگان پاك گردان .

مفسر مواهب مي فرمايد :ين كه خداوند متعال مي فرمايد خانه از انجاس پاك دار ، تنها خانه كعبه نيست بلكه به زبان اهل اشارت ، دل خود را كه دارالملك كبرياي من است از همه چيز پاك كن و غيري را بدو راه مده كه او پيمانه شراب محبت ماست ، وحي آمد به داوود(علیه السلام)كه براي من خانه پاك ساز كه نظر عظمت من بوي فرود آيد. وي گفت : و أي بيت بیتك ؟ كدام خانه است كه عظمت و جلال تو را شايد ؟

فرمود كه دل بنده من است ، داوود ( علیه السلام ) فرمود كه او را چگونه پاك گردانم ؟ فرمود : آتش عشق در دل زن تا هر چه غير ماست بسوزد .
پ) آداب دخول كعبه:« أن لا تشرك بي شيئاً و…»

در آيه شريفه دو چيز شرط ورود به خانه كعبه بيان شده است :
۱٫ اگر مي خواهيد به اين خانه وارد شويد و به عبادت مشغول گرديد بايد مشرك نباشيد و در عبادت براي خداوند شريك قائل نشويد .
علامه طباطبائي( قدس سره) در تفسير آيه شريفه فرموده است : مراد از شرك در آيه ، شرك در عبادت است چون منظور از تشرف به خانه خدا عبادت است .
۲٫ تطهير خانه خدا براي عبادت گنندگان :

تطهير خانه كعبه همان زدودن بت ها و خرافات است كه در زمان جاهليت رسم بود . علامه طباطبائي در اين زمينه فرموده است : تطهير كعبه به آن جهت كه عبادتگاه محسوب مي شود اين است كه آن را از اعمال زشت و پليديها كه مايه فساد است پاك كنند.
از امام صادق( علیه السلام)در تفسير آيه شريفه آمده است :
« فينبغي للعبد أن لايدخل مكَّة إلا و هو طاهر قد غسل عرقه و الأذي و تطهر »

سزاوار است براي بنده كه با طهارت وارد مكه شود و خود را از عرق و كثافات شستشو و تطهير نمايد .
حضرت ابراهيم( علیه السلام) خادم مسجد: » طهر بيتي»
اين آيه نشانگر اين است كه : اولاً خداوند آن حضرت را به عنوان خادميت مسجد انتخاب نموده است .
ثانياً : افرادي مي توانند خادم مسجد باشند كه از صفات حسنه اي همچون صفات حضرت ابراهيم( علیه السلام) كه قرآن او را پدر امت اسلام معرفي كرده است برخوردار باشند . در اين آيه هم به مقام والاي ابراهيم اشاره مي كند و هم مقام پر ارزش طواف كنندگان و نمازگزاران را به اين جهت كه به كسي چون ابراهيم دستور خدمت به آنها داده شده است . خادمين مسجد بايد از افراد خوب محل انتخاب شوند كه نسبت به واجبات و محرمات اهميت خاصي قائل باشند و همچون ابراهيم موحد و يكتا پرست باشند ، و آنگاه خانه خدا را براي عبادت بندگان او آماده و پاك و پاكيزه كنند.
ت) حكم نماز خواندن در كعبه:« والقائمين و الركع و السجود »

آنچه در روايات اسلامي به آن اشاره شده است كراهت خواندن نمازهاي يوميه در داخل كعبه است . معاوية بن عمار از امام صادق( علیه السلام)روايت كرده كه آن حضرت فرمود :
« لا تصل المكتوبة في الكعبه ، فإن النبي( صلی الله علیه و اله وسلم)لم يدخل الكعبه في حج و لا عمرة و لكنه دخلها في الفتح مكة ، و صلي ركعتين بين العمودين و معه أسامة بن زيد ».
نماز واجب را در كعبه نخوان ، همانا پيامبر خدا(صلی الله علیه و اله وسلم)در هيچ يك از حج و عمره اي كه بجا آورد داخل كعبه نشد ولكن فقط در فتح مكه داخل كعبه گرديد و دو ركعت نماز بين دو ستون كعبه خواند در حالي كه اسامة بن زيد همراه او بود .

ث) چهار عمل براي زائران خانه خدا:(للطائفين و القائمين و الركع السجود)
خداوند به حضرت ابراهيم(علیه السلام)دستور فرموده كه كعبه را براي حجاج از بت پرستي و شرك براي طواف كنندگان و سجده كنندگان پاك سازي نمايد . اين بدان معناست كه عمده اعمال و عبادت براي زائران كعبه ، طواف ، نماز ، ركوع و سجده است .

فصل سوم
وجوب حج
»و لله علي الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلاً«
خداوند در اين بخش از آيه در صدد بيان تشريع وجوب حج است كه آن را براي همه انسانها يك بدهي و دين الهي معرفي مي كند .
مراد از تشريع ، تشريع ابتدايي نيست بلكه تشريع امضايي نسبت به تشريع قبلي حضرت ابراهيم(علیه السلام)است چون مراسم حج در زمان حضرت ابراهيم(علیه السلام)به حكم آيه شريفه ” و أذّن في النّاس بالحج ” تشريع شده بود .
الف)اهميت و فضيلت حج:(و لله علي الناس حج البيت)

حج يكي از اركان اسلام :
امام باقر(علیه السلام)در مورد اهميت فضيلت حج مي فرمايد : ” بني الاسلام علي خمسة أشياء علي الطلوة و الزكوة و الحج و الصوم و الولايه”
اسلام بر پنج پايه استوار است : نماز ، زكات ، حج ، روزه و ولايت .
حج برتر از نماز و روزه :
به نقل از ائمه معصوم(عليهم السلام):
” أن الحج أفضل من الصلاة و الصيام ، لأن المصلي أنما يشتغل عن أهله ساعةً و أن الصائم يشتغل عن أهله بياض يومٍ و أن الحاج يشخص بدنه و ينفق ماله و يطيل عن اهله . لا في مال يرجوه و لا إلي تجارة”
” فضيلت حج از نماز و روزه بيشتر است . چون نمازگزار فقط لحظه اي از اهلش كناره گيري مي كند و روزه دار يك روز از اهلش اعراض مي كند ولي حاجي حيوان خود را به قرباني مي دهد و مالش را انفاق
مي كند و مدت زيادي از اهل و خانواده اش دوري مي جويد در حالي كه نه به مالي اميد بسته و نه به تجارتي . ”
قوام و استواري اسلام به كعبه ، حج عامل تقويت اسلام:
امام صادق(علیه السلام)درباره اهميت حج مي فرمايد : ” لا يزال الذّين قائماً ما قامت الكعبه”
تا زماني كه خانه كعبه بر پاست اسلام هم بر پاست .
علي(علیه السلام)مي فرمايد : ” فرض الله ……… و الحج تقويةً للدّين”
خداوند مراسم حج را براي تقويت آيين اسلام و وسيله نزديكي مسلمانان تشريع كرد .

ضرورت حضور در حج :
علي(علیه السلام)مي فرمايد :
” والله و الله في بيت ربكم لا تخلوه ما بقيتم فإنه إن ترك لم تناظروا”
” و به خدا به خدا سوگند كه به خانه پروردگارتان(كعبه )توجه كنيد ، تا زنده و باقي هستيد آن را خالي نگذاريد؛ كه اگر آن خانه را خالي و رها سازيد ؛ خدا و آفريدگانِ خدا نظرِ مهر و محبت از شما باز خواهند گرفت )يعني بلاي الهي شما را خواهد گرفت . (
بهشت معادل حج مقبول :
امام صادق(علیه السلام)فرمود :
” أن الحج المبرور لا يعدله شيءٌ و لا جزاءٌ إلا الجنة”
” حجي كه مقبول خداوند واقع شود هيچ چيزي معادل آن نمي تواند قرار گيرد و جزاء و پاداش آن بهشت است . ”

هفتاد هزار حسنه پاداش حج مقبول :
قال المعصوم(علیه السلام):
” من قدم حاجاً حتي إذا دخل مكةً دخل متواضعاً فإذا دخل المسجد الحرام قصر خطاه من مخافة الله عز و جل فطاف بالبيت طرفاً و صلي ركعتين كتب الله له سبعين الف حسنةٍ ؛ حط عنه سبعين ألف حاجةٍ و حسبه له عتق سبعين ألف رقبه ، قيمة عشره آلاف درهم ”
از جمله آداب ورود مكه اين است كه با حالت تواضع وارد مكه شود و هنگام ورود به مسجدالحرام از خوف خداوند قدمهاي كوتاه بردارد ، پس طواف خانه خدا به جا آورد و دو ركعت نماز بخواند ، در اين صورت خداوند هفتاد هزار حسنه براي او مي نويسد و هفتاد هزار گناه را از او محو مي كند و هفتاد هزار درجه او را بالا مي برد و هفتاد هزار حاجت او را شفاعت مي كند و ثواب هفتاد هزار عتق رقبه را برايش حساب مي كند كه قيمت هر بنده اي ده هزار درهم باشد .
حج تولدي دوباره براي انسان :
حاجي اگر تمام اعمال حج را با خلوص نيت و تقرب به خدا به پايان رساند ، مصداق بارز سخن پيامبر گرامي اسلام(صلی الله علیه و اله وسلم)مي شود كه فرمود :
” من حجَّ وَ لَم يفسُق ، خرج كيوم ولدته أُمه”
كسي كه حج بجا آورد و مرتكب اعمال زشت و ناپسند نگردد از حج خارج شود بسان روزي كه از مادرش متولد شده باشد.
حج عامل خروج از گناه :
رسول گرامي(صلی الله علیه و اله وسلم)فرمود :
” فإذا طاف بالبيت خرج من ذنوبه فإذا سعي بين الصفا و المروة خرج من ذنوبه ، فإذا وقف بعرفات خرج من ذنوبه ، فإذا وقف مشر الحرام خرج من ذنوبه ، فإذا رمي الجمار خرج من ذنوبه…”
حاجي وقتي طواف خانه خدا را بجا آورد از گناهانش خارج مي شود و وقتي سعي بين صفا و مروه را بجا آورد از تمام گناهانش خارج مي شود و توقف در عرفات و مشعر الحرام و رمي جمرات نيز باعث خروج از گناهان مي شود .
حج عامل صحت و سلامتي بدن :

حضرت علي بن الحسين(علیه السلام)فرموده است :
” حجوا و اعتمروا تصحّ أبدانكم”
حج و عمره بجا آوريد تا بدنتان سالم باشد .
حج عامل ازدياد روزي :
امام سجاد(علیه السلام)فرموده است :

” حجوا و اعتمروا … تتسع أرزاقكم”
حج و عمره بجا آوريد تا روزيتان زيادتر شود .
و فضائل بسيار ديگر كه از حوصله اين مختصر خارج است .
ب)قلمرو وجوب حج :
و لله علي الناس حج البيت

در آيه شريفه كلمه حج مطلق ذكر شده است و مطلق با يكبار بجا آوردن امتثال مي شود . لذا ” حج ” در عمر يك بار واجب است و با يك بار بجا آوردن در عمر از ذمه انسان ساقط مي شود در تحرير وسيله آمده است : ” حج در اصل شرع مقدس در طول عمر جز يك مرتبه واجب نيست ”
در روايات فضل بن شاذان از امام رضا(علیه السلام) فلسفه وجوب يكبار حج در طول عمر آمده است
” إنما أمروا بحجةِ واحدةِ لا أكثر من ذالك ، لأن الله وضع الفرائض علي أدني القوة”

همانا يكبار بر وجوب حج دستور داده شده نه بيشتر از آن ، به اين خاطر كه خداوند واجبات را به كمترين مرحله قوت وضع كرده است .
امام صادق(علیه السلام)فرموده است : حج تنها عبادتي است كه در عمر يكبار واجب است و علت آن دوري مكان و سختي و مشقت بدني و خرج اموال است.
پ)شرايط وجوب حج : ” من استطاع إليه سبيلاً “

تنها شرطي كه در آيه براي حج ذكر شده است ” استطاعت ” است . آنچه از ائمه معصومين روايت شده است ” استطاعت ” همان زاد و راحله و نفقه زير دستاني است كه نفقه آنها بر گردن انسان لازم و واجب است . و نيز پس از بازگشت ، وسيله اداره زندگي مثل ثروت يا ملك يا شغلي داشته باشد و به علاوه ، قدرت بدني و عدم مانع در راه نيز شرط وجوب حج محسوب مي شود.
امام صادق(علیه السلام)مي فرمايد : ” و حج البيت واجبٌ علي من استطاع إليه سبيلاً و هو الزاد و الراحلة مع صحة البدن و أن يكون للأنسان ما يخافه علي عياله و ما يرجع إليه بعد حجه”

حج خانه خدا بر كسي كه استطاعت داشته باشد واجب است و استطاعت يعني داشتن زاد و راحله ، صحت بدن ، داشتن هزينه و مخارج خانواده ”
اطلاق كلمه ” استطاعت ” در آيه شريفه شامل اقسام پنج گانه استطاعت مي شود :
۱٫ استطاعت عقلي :

يكي از شرايط وجوب حج بلوغ و عقل است بنابراين ، بر بچه اگر نزديك بلوغش باشد و بر ديوانه اگر چه ادواري باشد واجب نيست.
استطاعت مالي :
در وجوب حج قدرت عقلي كافي نيست ، بلكه در آن استطاعت شرعي نيز معتبر است . استطاعت شرعي عبارت است از توشه و وسيله سفر و ساير چيزهايي كه مورد لزوم است . پس با نبودن چنين استطاعتي حج واجب نيست و كفايت از حجة الاسلام نمي كند.
استطاعت بدني :
در وجوب حج استطاعت بدني شرط است ؛ بنابراين بيماري كه توانايي بر سوار شدن ندارد يا سوار شدن برايش خرج دارد ولو اينكه بر محمل و اتومبيل و هواپيما باشد واجب نيست.
استطاعت زماني :
استطاعت زماني نيز در وجوب حج شرط است پس اگر وقت تنگ باشد به طوري كه به حج نرسد يا با زحمت فراوان برسد حج بر او واجب نيست .
۲٫ استطاعت طريقي :
دروجوب حج استطاعت طريقي شرط است به اين معني كه راه امن باشد ومانعي در راه وجود نداشته باشد كه رسيدن به ميقات با ساير اعمال حج امكان نداشته باشد و همچنين اگر بيم خطر جاني ، مالي ، آبرويي دهد و راه منحصر به آن باشد يا همه راهها خطرناك باشد حج بر او واجب نخواهد بود.
وجوب حج و عمره :

” أتِّموا الْحَجَّ و الْعُمْرَهَ للهِ فَإِنْ اُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلا تَحْلِقوُا رُؤُسَكُمْ حَتّيَ يَبْلُغَ الّهَدْيُ مَحَلَّهُ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَريضاً اَوْ بِهِ أذيَ مِنْ رأسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صيامٍ اَوْ صَدَقَةٍ اَوْ نُسُكٍ فَإذا اَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بالعُمْرَةِ إلي الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصيامُ ثلاثَةِ أيّامٍ في الحَجِّ و سَبْعَةٍ إذا رَجَعْتُمْ تَلْكَ عَشْرَةٌ كاملةٌ ذالِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أهْلُهُ حاضِرِي المسجِدِالحرامِ و اتّقوا اللهَ وَاعْلَموُا أنَّ اللهَ شديدُ العقاب”

” حج و عمره را براي خدا به پايان برسانيد و اگر محصور و بازداشته شديد ، آنچه از قرباني فراهم شود ذبح كنيد ( تا از احرام خارج شويد)و سرهاي خود را نتراشيد ، تا قرباني به جايگاهش برسد و اگر كسي از شما بيمار بود و يا ناراحتي در سر داشت(و ناچار بود سر خود را نتراشد)بايد فديه و كفاره اي از قبيل روزه يا صدقه يا گوسفندي بدهد و هنگامي كه از بيماري و دشمن ايمني يافتيد پس هر كس با ختم عمره ، حج را آغاز كند ، آنچه از قرباني براي او ميسر است ذبح كند و هر كه نيافت ، سه روز در ايام حج و هفت روز هنگامي كه باز مي گرديد روزه بگيرد ، اين ده روز كامل است . البته اين حكم(حكم تمتع)براي كسي است كه خانواده اش مقيم مسجدالحرام نباشد ) يعني اهل مكه و اطراف آن نباشد)و از خدا بپرهيزيد و بدانيد كه او ، سخت كيفر است .

چون كلمه أتموا در آيه شريفه به معناي ” أقيموا ” آمده كه دلالت بر وجوب حج وعمره مي كند زيرا صيغه امر است و امر ظهور در وجوب دارد .
از امام صادق(علیه السلام) : درباره قول خداوند عزّ و جلّ ” و لله علي الناس حجُّ البيتِ من استطاع إليه سبيلاً ”
امام خميني در تحرير وسيله در بيان وجوب حج عمره فرموده است :
عمره بر كسي كه شرائط استطاعت را داشته باشد يك مرتبه در عمر واجب مي شود و وجوب آن مانند حج فوري است .

الف)ضرورت اخلاص در حج : ” و اتموا الحج و العمرة لله ”
يكي از شرايط صحت و قبولي حج و عمره كه در آيه شريفه به آن تصريح شده است اخلاص و تقرب است . در نتيجه حج و عمره اي كه در آن شائبه ی ریا وجود داشته باشد ، صحيح و مقبول واقع نمي شود .

ابوبصير طي حديثي از امام صادق(علیه السلام)نقل كرده كه آن حضرت فرمود :
” مَنْ حَجَّ يُريدُ به الله و لا يريد به رياءً و لا سُمْعَةً غفر الله لَهُ البتّةً”
كسي كه حج را براي خدا بجا آورد و قصد زياد نشان دادن به مردم و يا به گوش مردم رساندن نداشته باشد البته خداوند او را مي بخشد .
ب)احكام محصور و مصدود : ” فإن أُحْصِرْتم فما استيسَرَ من الهدي “

” محصور ” به كسي گويند كه به خاطر بيماري و كسالت نتواند خودش حج را بجا آورد و “مصدود ” به كسي گويند كه دشمن او را از رفتن منع كند .
مصدود جهت خروج از احرام بايد در همان محلي كه از رفتن به مكه منع شده است قرباني كند و بعد تقصير نمايد ، در اين صورت همه چيز حتي زن بر او حلال مي شود .
ولي محصور که به واسطه مريضي و بيماري نتوانست به مكه برود جهت خروج از احرام بايد قرباني يا پول آن را بوسيله شخص اميني به مكه بفرستد تا او در روز و ساعت معيني در مكه قرباني كند و بعد از زمان موعد تقصير نمايد در اين صورت همه چيز غير از زن بر او حلال مي گردد و حلّيت زن متوقف به انجام طواف نساء مي باشد .
پ)حرمت سر تراشيدن براي محصور قبل از رسيدن قرباني به قربانگاه :

” لا تحلقوا رؤسكم حتي يبلغ الهدي محلّه”
محصور محرم هنگامي كه از قرباني خود در قربانگاه اطمينان يافت مي تواند با سر تراشيدن از احرام خارج شود . بنابراين كسي كه با خود قرباني آورده و مشكلي نيز ندارد نبايد قبل از قرباني كردن سر خود را بتراشد.