مقدمه

اين فصل به طرح و برنامه عملی تحقيق اشاره دارد.  خواننده با مطالعه طرح اوليه تحقيق می‌تواند اطلاعات کلی دربارة عنوان تحقيق، تعريف (موضوعي) عنوان تحقيق، قلمرو موضوعي، مكاني و زماني تحقيق، بيان مساله و اهميت آن، اهداف و مدل پژوهش، سؤال و فرضيه های پژوهش، متغيرهاي تحقيق، تعاريف و اصطلاحات و تعريف عملياتي متغيرها كسب نمايد.

 

عنوان تحقيق

آسيب‌شناسي معاونت منابع انساني شركت برق منطقه‌اي تهران

با هدف بهبود و توسعه

 

تعريف (موضوعي) عنوان تحقيق

بهبود و بازسازي سازمان براساس محيط متغير امروز و زمينه‌اي كه علوم رفتاري كاربردي بوجود آورده، مطرح گرديد. تغييرات سريع در محيط سازمان‌ها كه با دگرگوني محيط‌هاي اجتماعي همراه بود و منجر به تغيير عمده‌اي در شيوه زندگي، نيازها، و پايگاه ارزش‌هاي افراد گرديد، ايجاب مي‌كرد كه ساختار‌ها و فرايندهاي سازماني انعطاف‌پذير تا حدودي جايگزين الگوهاي سنتي گذشته شوند.

سازمان‌ها جز سيستم‌هايي از سيستم اجتماعي هستند كه از تغيير و تحول محيط خويش تاثير مي‌پذيرند. تنها راه مؤثر ايجاد تحول در سازمان، تغيير فرهنگ و نحوه عملكرد مديران از طريق تحول در سيستم ارزش‌ها، باورها، و روابط پذيرفته شده درون سازمان است  و به همين جهت پيدايش بهبود سازمان  ضرورت پيدا مي‌كند.

آسيب‌شناسي سازماني  اغلب به عنوان حساسترين جز استقرار يك طرح بهبود سازمان تلقي مي‌گردد و برخي نيز اعتقاد دارند، آسيب‌شناسي، حدود ۸۵ درصد زحمت يك طرح بهبود سازمان برای ارتقای اثر بخشی محسوب خواهد شد؛ از اينرو، يكي از مهمترين اقداماتي كه شركت‌ها و سازمان‌هاي موفق براي ارتقاي اثربخشي خود انجام مي‌دهند، آسيب‌شناسي صحيح و به موقع است. آسيب‌شناسي صحيح و به موقع، اين امكان را به مديران مي‌دهد كه همواره از مسايل و مشكلات جاري سازمان خود مطلع باشند و از حادشدن آن جلوگيري نمايند. آسيب‌شناسي سازماني، فرايند تشريك مساعي ميان اعضاي سازمان و مشاور يا مشاوران آسيب‌شناسي سازماني- به منظور جمع‌آوري اطلاعات مناسب و مربوط در مورد مشكلات اساسي سازمان و دلايل آن، تجزيه و تحليل اطلاعات جمع‌آوري شده، نتيجه‌گيري از تحليل‌هاي به عمل آمده و دسته‌بندي مشكلات در دو سطح عمومي و تخصصي و ارايه پيشنهادات در خصوص جهت‌گيريهاي لازم در راستاي رفع مشكلات دسته‌بندي شده- مي‌باشد.

كاربرد نظريه ها- بويژه نظريه هاي علوم رفتاري- براي توصيف وضعيت موجود سازمانها و يافتن راههايي براي ارتقاي اثر بخشي سازماني، همواره از نگرانيهاي كارورزان در حوزه هاي كاربردي است و اينجانب نيز، به اعتبار تجربه هاي بسيار اندك و ناچيز خود در شركت برق منطقه اي تهران و دانشگاه، هيچگاه از اين دغدغه بر كنار نبوده است. از اينرو، اين پژوهش قصد دارد، با شناخت تنگناها و مشكلات معاونت منابع انساني شركت برق منطقه اي تهران از منظر، ديدگاه و نگرش متفاوت، مديران را به منظور حركت در راستاي حل مشكلات و افزايش اثربخشي سازماني ياري رسانده و از حادشدن مشكلات، كاهش بهره‌وري سازمان و افول آن ممانعت نمايد.

قلمرو تحقيق

قلمرو تحقيق شامل؛ قلمرو موضوعي، قلمرو مكاني و قلمرو زماني مي باشد. قلمرو موضوعي بر آسيب­شناسي معاونت منابع انساني شركت برق منطقه اي تهران تمركز خواهد داشت.

همانطور كه در آغاز گفته شد، پژوهشگر در تلاش است نوعي آسيب شناسي از وضعيت موجود معاونت منابع انساني بعمل آورده و نقاط ضعف و مثبت آن را مورد بررسي قرار دهد. در اين راستا نخست، موضوع بهبود و بازسازي سازمان و در مرحله بعد آسيب شناسي سازماني با بهره مندي از مدل سه شاخگي مورد بازشكافي قرار گرفته و يافته هاي نظريه پردازان در اين زمينه بررسي خواهد شد.

قلمرو مكاني اين تحقيق، حوزه ستادي معاونت منابع انساني شركت برق منطقه اي تهران است و قلمرو زماني تحقيق اشاره در محدودة زماني سال ۱۳۸۳ صورت مي پذيرد.

 

مساله تحقيق

شواهد و مدارک موجود، بيانگر وجود مشکلات سازمانی متعدد در موسسات و شرکتها می باشد. بدون شک وجود اين مشکلات سبب کاهش اثر بخشی، کارايي و سرانجام بهره وری سازمانی می شود. بررسی های بعمل آمده در مورد نظام اداری ايران نشان می دهد که بهره وری در سازمانهای دولتی کشور، عليرغم ورود تکنولوژی پيشرفته، روند کاهشی داشته است. واقعيت آن است که يک شرکت يا سازمان، ابعاد متفاوتی- از قبيل اهداف، ساختار، نيروي انساني، تكنولوژي و محيط- دارد و برای شناخت مشکلات سازمانی بايد هر يک از اين ابعاد را بررسی نمود (فرهنگي، ۱۳۷۹، ۳).

وايز بورد[۱] نيز برای بررسی و شناخت حوزه های آسيب پذيری و مساله يابی سازمانها، هفت بعد را پيشنهاد می کند: اهداف، رهبری، ساختار، ارتباطات، سيستم پاداش، مکانيزم هماهنگی، نگرش به تغيير.
 (weisbord  , ۱۹۸۵ : p59). همچنين، پديده سازمان و مديريت را می توان سه دسته عوامل رفتاری، ساختاری و زمينه ای، بررسی و تجزيه و تحليل نمود. منظور از عوامل رفتاری، کليه عوامل مربوط به نيروی انسانی که محتوای سازمان را تشکيل می دهد ـ مانند: انگيزش، روحيه کار و رضايت شغلی ـ
می باشد. عوامل ساختاری در برگيرنده مجموعه روابط منظم حاکم بر اجزای داخلی سازمان که هيکل و بدنه آن را می سازند ـ مانند: ساختار سازمانی، قوانين و مقرارت ـ می باشد و سرانجام عوامل
 زمينه ای شامل محيط و شرايط بيرونی است که سبب ساز عوامل رفتاری و ساختاری هستند (ميرزايي، ۱۳۷۷، ۳۱۶). اين دسته عوامل که در قالب مدل سه شاخگی بررسی و تبيين می شود، ابعاد اساسی مساله پژوهش را تشکيل می دهند. بنابراين، مساله اصلی پژوهش حاضر عبارت است از: عواملی که نقش تعيين‌كننده‌ايي در آسيب‌هاي معاونت منابع انساني برق تهران دارند، چيست؟ به عبارت ديگر، اين معاونت در کداميک از ابعاد سه گانه رفتاری، ساختاری و زمينه ای آسيب پذير
 می باشد؟ حادترين مشکل معاونت منابع انسانی برق تهران در کدام يک از اين شاخه ها قرار دارد؟

برای اين منظور، مدل تحليلی ـ کاربردی سه شاخگی که به نوعی می تواند بيانگر نيمرخ سازمانی باشد، مورد استفاده قرار می گيرد. در اين پژوهش با بکارگيری مدل مزبور، عواملی که نقش تعيين‌كننده‌ايي در آسيب‌هاي معاونت منابع انسانی برق تهران دارند، در ابعاد سه گانه بررسی و تشريح می گردد.

به عبارت ديگر، پس از شناسايي پيامد هر آسيب و بررسی علل و ريشه آن، راه حلهای مساله را کشف، و پس از طبق بندی آسيب ها، راه حل مناسب برای رفع مشکلات پيشنهاد خواهد شد.

 

اهميت و ضرورت تحقيق

اهميت موضوع، در ضرورت تغييرات سازمانی ريشه دارد. موضوع تغيير، از ضرورتهای اجتناب ناپذير سازمانها و شرکتهای دولتی است. در جامعه پر تلاطم عصر اطلاعات و ارتباطات، سکون، مساوی با نابودی است و هر پديده‌ای که بخواهد آنتروپی منفی را پيشه خود سازد، بايد به سمت تغيير حرکت نمايد.

دانيل دنيسون[۲] می‌گويد “تغييری که بدون رعايت دقيق بستر فرهنگ و جدا از سيستم کلی سازمان اجرا شود، بيش از يک مرهم کوتاه مدت نيست.”

سازمان را می توان مرکب از سه سيستم فرعی دانست. نخستين سيستم فرعی، “چرايي” آن است ـ چرا اين سازمان وجود دارد و به کجا می رود ـ به سخن ديگر، اهداف، مأموريتها و ارزشهای آن چيست. دومين سيستم فرعی به “چه چيز” مربوط می‌شود. سازمان برای دستيابی به اهداف و اجرای مأموريتهای خود چه می‌کند. اين سيستم شامل استراتژيها، ساختارها، نظامها و مهارتهاست. سومين سيستم فرعی “چگونگی” آن است. کارکنان، تيمها، بخشها، قسمتها و گروههای فرعی ديگر “چگونه” با يکديگر تعامل دارند. اين سيستم شامل نگرشها، عادتها و رفتارهای کارکنان است. دنيسون معتقد است، بسياری از کوششهايي که برای ايجاد تغيير انجام می شود، دو سيستم فرعی نخستين را نشانه می گيرند.

اما به اعتقاد اکثر نظريه پردازان، تغييری جامع و رو به جلو خواهد بود که سيستم فرعی سوم را نيز شامل شود و با در نظرگيری نگرشها، عادات و رفتارهای کارکنان صورت گيرد. کوتاه سخن اين که تغييرات، يک ضرورت اجتناب‌پذير است و تغييری در جهت اصلاح خواهد بود که ابعاد فرهنگی در آن لحاظ شده باشد (وزيري، ۱۳۸۲، ۹-۸).

اهميت اين موضوع در معاونت منابع انساني شرکت برق منطقه ای تهران نيز روشن است. معاونت منابع انساني شرکت برق منطقه‌اي تهران به منظور پاسخگويي به نياز مشتريان ناچار است تغييرات جدی در روند فعاليتهای خود ايجاد نمايد تا بتواند خود را با شرايط محيط داخلي و بين المللی سازگار نمايد و اين تغييرات بايستی در هر سه سيستم فرعی ـ و بويژه در سيستم فرعی سوم ـ صورت گيرد.

از آنجاييكه مبالغ قابل توجهي از بودجه شركت‌ها، به امر مطالعه و تحقيقات اختصاص مي‌يابد؛ لذا ضروري است قبل از هر اقدام، سازمان مشكلات و ضعف‌هاي خود را بشناسد و با آسيب‌شناسي درست خود، در راستاي حل مشكلات برآيد. روشن است كه بدون شناخت دردها ـ يعني آسيب‌شناسي صحيح و به موقع ـ عواقب زيانباري در انتظار سازمان و ـ به تبع آن ـ جامعه خواهد بود. بنابراين، انجام مطالعات و تحقيقات در زمينه‌هاي آسيب‌شناسي سازماني از بعد اقتصادي، مزاياي قابل توجهي براي سازمان به بار خواهد آورد و از اتلاف انرژي، بودجه، زمان و مانند آنها جلوگيري خواهد نمود. و همچنين، شناخت و تجزيه و تحليل دقيق تنگناها و نارسايي يک سازمان، اولين و اساسی ترين گام برای ايجاد تحول سازمانی، و حرکت به سوی وضعيت مطلوب تلقی می شود.

 

اهداف تحقيق

هدف اصلي و بنيادين اجراي تحقيق، اين است كه با شناخت تنگناها و مشكلات معاونت منابع انساني برق تهران، از منظر، ديدگاه و نگرش متفاوت، مديران را به منظور حركت در راستاي حل مشكلات و ارتقاي اثربخشي سازماني ياري‌رسانده و از حادشدن مشكلات، كاهش بهره‌وري سازماني و افول آن جلوگيري بعمل آورد.

براساس هدف كلي فوق، اهداف جزيي اين تحقيق را مي‌توان به صورت زير برشمرد:

شناسايي معيارها و شاخص‌هاي آسيب‌شناسي معاونت منابع انساني برق تهران، به منظور بهبود وضعيت موجود؛
آسيب‌شناسي معاونت منابع انساني و طبقه‌بندي آسيب‌هاي مزبور؛ و
ارايه پيشنهادات و توصيه‌هايي براي بهبود و توسعه.
 

مدل تحقيق

همانطور که پيشتر از اين اشاره گرديد، از مدل سه شاخگی برای تجزيه و تحليل مبانی نظری و اطلاعات استفاده مي‌گردد. براساس اين مدل، شاخه رفتاری (محتوايي) شامل: «فرهنگ سازمانی، انگيزش و رضايت شغلی، رهبری، آموزش و بالندگی کارکنان و امنيت شغلی» می باشد. شاخه ساختاری نيز در برگيرنده عوامل: «ساختار سازمانی، بهبود روش‌ها، سيستم مكانيزه اطلاعاتی، نظام پرداخت، گزينش و استخدام، انتصابات و ارتقای شغلی و ارزيابی عملکرد» می باشد.

و سرانجام، شاخه زمينه ای مدل شامل: «مشتری گرايي، پيمانکاران و مشاوران»، می باشد. نمودار شماره ۱، مدل عملياتی يا مفهومي تحقيق را نشان داده است.

 

 
 
عوامل رفتاري

 

 

 

 

 

عوامل زمينه‌اي                               عوامل ساختاري

 
 

نمودار شماره ۱:  مدل پژوهش

 

پرسش و فرضيه های تحقيق 

ساختار هر پژوهش يا تحقيق برپايه فرضيات يا سؤالات طراحی می­شود.فرضيه۱ راه حل پيشنهادی برای پاسخگويي به مسئله است که می تواند به عنوان يک تعميم آزمايشی درباره مسئله پژوهشی مورد بررسی قرار گيرد. به عبارت ديگر، فرضيه جمله ای است که انتظار است محقق را در مورد رابطه بين متغيرها بيان می کند. «دونالداری و همکارانش (۱۹۷۲)» پنج ويژگی يا ملاک را برای فرضيه نام برده اند که عبارت است از:

فرضيه بايد قدرت بيان داشته باشد؛
فرضيه بايد رابطه مورد انتظار بين متغيرها را بيان کند؛
فرضيه بايد قابل آزمون باشد؛
فرضيه بايد با اصول کلی دانش موجود، هماهنگ باشد؛ و
فرضيه بايد تا حد امکان روشن و دقيق باشد (دلاور، ۱۳۷۶، ۷۶ ـ ۶۹).
در اين تحقيق نيز ـ بدليل ماهيت اکتشافی بودن آن ـ فعاليت پژوهشی بر بنياد يک سؤال و فرضيات اصلی پی‌ريزی شده است، که پژوهشگر در صدد پاسخ به آنهاست. با عنايت به ويژگيهاي اشاره شده، سؤال اصلی تحقيق عبارتست از:

عواملي كه نقش تعيين‌كننده‌ايي در آسيب‌هاي معاونت منابع انساني برق تهران دارند، چيست؟
عوامل مورد نظر، خود مي‌تواند به چهار فرضيه اصلی ـ به شرح زير ـ تبدل شود:
فرضيه اول: عوامل ساختاري نقش تعيين‌كننده‌ايي در آسيب‌هاي معاونت منابع انساني برق تهران، دارند؛
فرضيه دوم: عوامل رفتاري نقش تعيين‌كننده‌ايي در آسيب‌هاي معاونت منابع انساني برق تهران، دارند؛
فرضيه سوم: عوامل زمينه‌اي نقش تعيين‌كننده‌ايي در آسيب‌هاي معاونت منابع انساني برق تهران، دارند؛ و
فرضيه چهارم: بين عوامل ساختاري، رفتاري و زمينه‌اي آسيب‌هاي معاونت منابع انساني برق تهران، تفاوت وجود دارد.
 

متغيرهای تحقيق

متغير يک مفهوم است که بيش از دو يا چند ارزش يا عدد به آن اختصاص داده می شود. ويژگيهايي را که پژوهشگر مشاهده يا اندازه گيری می کند، متغير[۳] ناميده می شود. به عبارت ديگر، متغير به ويژگيهايي اطلاق می‌شود که می توان دو يا چند عدد برای آن جايگزين کرد. عدد يا ارزشی که به يک متغير نسبت داده می شود، نشان دهندة تغيير از فردی به فرد ديگر يا از حالتی به حالت ديگر است.

متغيرها را براساس نقشی که در تحقيق دارد، می توان به دو گروه اصلی تقسيم کرد:

الف. متغير مستقل[۴]

ب. متغير وابسته[۵] (دلاور، ۱۳۷۶، ۴۱)

متغير مستقل، متغير محرک يا درون داد است که بوسيله پژوهشگر اندازه گيری، دستکاری يا انتخاب می شود، تا تاثير يا ارتباط آن با متغير ديگر معين شود.

متغير وابسته، متغير پاسخ، برون داد يا ملاک است و عبارت است از وجهی از رفتار يک ارگانيزم که تحريک شده است، متغير وابسته مشاهده يا اندازه گيری می شود تا تاثير متغير مستقل بر آن معلوم و مشخص شود. اين متغير از طريق متغير مستقل پيش بينی می شود (بست، ۱۳۷۶، ۲۲).

در پژوهش حاضر «آسيب‌هاي معاونت منابع انسانی برق تهران» به عنوان متغير وابسته و «عوامل ساختاری، رفتاری و زمينه ای» به عنوان متغير مستقل در نظر گرفته شده است.

تعاريف و اصطلاحات  

اين تحقيق ـ همانند ساير پژوهش‌ها ـ دارای مجموعه‌ای از واژه‌های کليدی است که مفاهيم و واژگان اصـلی تحقيق را نشان می دهند. مفاهيم و واژگان تحقيق به شرح زير تعريف شده اند:

آسيب‌شناسي سازماني[۶]: فرآيند بكارگيري مفاهيم و روشهاي علوم رفتاري، به منظور توصيف وضعيت موجود سازمانها و يافتن راههايي براي ارتقاي اثربخشي سازمان مي‌باشد (Harrison.1998:1) ؛
شاخه ساختاري[۷]: منظور از شاخه ساختاري در برگيرنده همه عناصر، عوامل و شرايط فيزيكي و غيرانساني سازمان مي‌باشد كه با نظم، قاعده و ترتيب خاصي بهم پيوسته و چارچوب و قالب، پوسته، بدنه يا هيكل فيزيكي و مادي سازمان را مي‌سازند (ميرزايي، ۱۳۷۷، ۳۱۶)؛
شاخه رفتاري[۸]: منظور از شاخه رفتار يا محتوا، عوامل انساني و روابط انساني در سازمان مي‌باشد كه نرم‌هاي رفتاري، ارتباطات (غيررسمي) و الگوهاي خاص بهم پيوسته و محتواي اصلي سازمان را تشكيل مي‌دهند (همان منبع، ۳۱۶)؛
شاخه زمينه‌اي[۹]: در برگيرنده همه شرايط و عوامل محيطي و برون‌ سازماني است
كه بر سازمان محيط بوده و سيستم‌ هاي اصلي يا ابرسيستم ‌هاي آن را تشكيل مي‌دهند
(همان منبع، ۳۱۷)؛
بهبود سازمان[۱۰]: بهبود سازمان كوششي است دوربرد و حمايت شده از طرف مديريت عالي سازمان، جهت بهبود حل مشكلات سازماني و فرايندهاي بازسازي، بخصوص از طريق يك نوع مديريت مؤثر و مبتني بر همكاري گروهي برپايه فرهنگ سازمان (با تاكيد بخصوص روي فرهنگ گروه‌هاي كار رسمي، گروه‌هاي موقتي، و فرهنگ بين گروهي) با همكاري يك مشاور ـ تسهيل كننده و به كارگيري تئوري و تكنولوژي علوم رفتاري كاربردي شامل پژوهش عملي مي‌باشد (برومند، ۱۳۸۲، ۱۳)؛
اثربخشي[۱۱]: در مديريت، مؤثر بميزان نيل به اهداف تعيين شده گفته مي‌شود (زاهدي و همكاران، ۱۳۷۶، ۱۱۱)؛
اثربخشي سازماني[۱۲]: در جه نزديكي به هدفها در يك سازمان يا به عبارت ديگر ميزان موفقيت يك سازمان در تحقق هدفهاي تعيين‌شده است (همان منبع، ۲۶۹)؛
كارآيي[۱۳]: كارآيي بخش حياتي مديريت است و آن ارتباط بين داده‌ها و ستاده‌ها را بيان مي‌كند. بنابراين، كارايي با استفاده از منابع ارتباط دارد (سيدجوادين، ۱۳۸۱، ۵) ؛ و
بهره‌وري[۱۴]: معياري براي قضاوت پيرامون ميزان تغيير ناشي از عملكرد آدمي در چارچوب يك ساختار متعامل انساني ـ ماشيني مي باشد. (خاكي، ۱۳۸۲،‌ ۲۷).
تعريف عملياتی متغيرها

ارايه تصويری شفاف از عملکرد معاونت منابع انسانی ايجاب می کند که ماموريت اصلی بخش منابع انسانی شرکت برق منطقه ای تهران، در سلسله مراتب اهداف و مأموريت برق تهران به شرح زير تبيين و دنبال شود:

«ايجاد هم افزايی پايدار ميان سازمان و نيروی انسانی در جهت دستيابی به اهداف شرکت. اين معاونت، مسووليت تدوين و اجرای طرحها، برنامه ها و سياستهای آماده سازی ساختاری سازمانی و ظرفيتهای نيروی انسانی را برای پاسخگويي به اهداف و نيازهای سازمان و پرسنل با رعايت اصول اقتصادی بر عهده دارد. کيفيت فعاليتهای اين معاونت اثر قاطعی بر رضامندی نيروی انسانی و نيز دستيابی برق تهران به اهداف خود دارد».

با نگرش به معاونت منابع انسانی در دو سطح معاونت و دفاتر و امور آن، عملکرد آن را طراحی
 می نمايد. در سطح معاونت با تعريف اهداف معاونت که فلسفه وجودی آن است، ميزان تحقق آنها را اندازه گيری می کند. اين اهداف از طريق مجموعه ای از فعاليتهای سازمان يافته محقق می گردد که وظايف و مسووليتهای دفاتر و امور آن را تشکيل می دهد. در سطح دفاتر و امور با تعريف
 ستاده هايي که بيانگر فعاليتهای آنها است، ميزان تحقق اين ستاده ها را اندازه گيری می کند.

بنابر اين در مدل سه شاخگي، تعريف عملياتي متغيرها، به شرح زير خواهد بود:

عوامل رفتاری
از جمله عوامل رفتاری؛ از فرهنگ سازمانی، انگيزش و رضايت شغلی، رهبری، آموزش و بالندگی کارکنان، امنيت شغلی که محتوای اصلی معاونت منابع انساني را تشکيل می دهد، ميتوان نام برد.

 

عوامل ساختاری
از جمله عوامل ساختاری؛ از ساختار سازمانی، بهبود روش ها، سيستم مکانيزه اطلاعات، سيستم پرداخت، گزينش و استخدام، انتصابات و ارتقای شغلی و ارزيابی عملکرد که چارچوب و بدنه اصلی معاونت منابع انساني را تشکيل می دهد، ميتوان نام برد.

 

عوامل زمينه ای
از جمله عوامل زمينه ای؛ از مشتری گرايي، پيمانکاران و مشاوران، که روند اقدامات و تغييرات آنها، به نحوی معاونت منابع انساني را تحت تاثير قرار می دهد، ميتوان نام برد.

 

نتيجه گيری :

در اين فصل گفته شد که يکی از مهمترين اقداماتی که سازمان های موفق برای ارتقای اثر بخشی در راستای بهبود و بازسازی سازمان انجام می دهند، آسيب شناسی صحيح و به موقع است.

آسيب ها بسيار متعدد و متنوع هستند و همه سطوح عملکردها، روابط، اهداف و رفتارها و ساختارهای سازمانی را درگير اختلال می نمايند؛ از اينرو، شناخت و تجزيه آن کاری بس دشوار و بدون فرايندهای پژوهشی دقيق و داشتن يک چارچوب نظری و تئوريک ممکن نيست. يعنی، لازمه آسيب شناسی علمی، داشتن تئوری و متدولوژی مناسب است. مناسبترين تئوری و متدولوژی برای تجزيه و تحليل و شناخت آسيب های سازمانی، تئوری و متدولوژی سه شاخگی است.

در فصل دوم، مباني نظري تحقيق- شامل ادبيات تحقيق، پيشينه پژوهش و معرفي شركت برق منطقه اي تهران- مورد بازشكافي قرار مي گيرد.

 

 

 
   

 

مقدمه

سازمان ها، از تغييرات محيط تاثير می پذيرند؛ زيرا، به منظور رقابت و حتی بقا بايستی فعاليتهای وسيعی را در تطابق با تحولات محيطی انجام دهند. اهميت تغييرات در دنيای امروز بر کسی پوشيده نيست. «الوين تافلر» در کتاب خود تحت عنوان «شوک آينده» تصويری از سازمانهای تغيير پذير (پويا) در آينده را ارايه می نمايد که ما در حال حاضر شاهد ازدياد، آنها می باشيم.

بهبود و بازسازی سازمانها، به منظور انطباق هر چه مناسب تر آنها با تغيير و تحولات اجتماعی، ضرورتی اجتناب ناپذير است. اين تغييرات و تحولات هستند که سازمان را مجبور به بهسازی و نوسازی می نمايند؛ همانطور که پيشتر گفته شد، سازمان ها برای ادامه حيات و بقای خود تحت شرايطی به تغييرات وسيع مبادرت می ورزند و اگر تغييرات را جدی نگيرند، در تلاش برای ادامه حيات موفق نخواهند بود.

بهبود سازمان با مرحله آسيب شناسی آغاز و سپس وارد مرحله مداخله فعال می شود. آسيب هايي که اگر درست و به موقع شناخته نشوند و نسخه های درمانی مرتبطی برای آنها پيچيده نشود، سازمان را به سمت فنای زودرس خواهد کشيد و سير قهقرايي را بر سازمان تحميل خواهد نمود. مطالعات
 آسيب شناسی سازمانی در گام نخست با آزمايشات مختلف، نوع بيماری سازمان را تشخيص داده و گام بعدی به منظور مداوای بيماری، راهکارها و نسخه های درمانی مرتبط می پيچد و ضمن ايجاد تعادل در سيستم و افزايش بهره وری سازمانی، عواقب مثبتی را برای جامعه و سازمان به بار می آورد. پايين بودن سطح بهره وری (کارايي و اثر بخشی) در موسسات و سازمانهای دولتی وعمومی، خود معلول و در واقع نشانه بيماری است که ريشه يابی علل آنها، نياز به مطالعات آسيب شناسی سازمانی دارد.

هدف اين فصل، بررسی مباني نظري تحقيق است. برای  اين منظور، آشنايي با بهبود سازمان، سيستم و تغيير در بهبود سازمان، فرآيند بهبود سازمان، آسيب شناسی سازمانی، تکنيک ها و الگوهای آن به بحث گذاشته شده و در پايان نيز به پيشينه پژوهش صورت گرفته و همچنين آشنايي با شركت برق منطقه اي تهران، اشاره خواهد شد.

 
   

مقدمه

فلسفه وجودی بهبود سازمان؛ ايجاد تغيير با ميل و رغبت، بدون اعمال زور در جهت بهبود و بازسازی سازمان. و فلسفه زير بنايي آن؛ سلامت بخشيدن به سازمانهای بيمار و سالم تر کردن سازمانهای سالم است. در اين قسمت، تعاريف و مفاهيم بهبود سازمان، تحول سازمان به کمک علوم رفتاری و اهداف بهبود سازمان به بحث گذاشته می شود و زمينه برای نگرش سيستمی و تغييرات سازمانی به  بهبود سازمان ـ که موضوع قسمت بعدی است ـ آماده می شود.

تعاريف بهبود سازمان

 “ريچارد بكهارد[۱۵]” سازمان را به عنوان شيوه‌اي كه گرايش سيستمي دارد و بر استراتژيهاي تغيير برنامه‌ريزي شده، متكي است، مناسبترين روند براي مواجه با دگرگوني سازماني به شمار مي‌آورد (برومند، ۱۳۸۲، ۸). وي مي‌گويد: “بهبود سازمان كوششي است (۱) برنامه‌ريزي شده، (۲) در سراسر سازمان، (۳) تحت نظارت رده‌بالاي سازمان، (۴) براي بالابردن عملكرد و تندرستي سازمان، (۵) با بهره‌جويي از علوم رفتاري” (طوسي، ۱۳۸۰، ۱۱).

[۱] -Weisbord

 

[۲] – Daniel Denison

۱ – Hypothesis

[۳]- Variable

[۴] – Indepen dent Variable

[۵] – dependent Variable

[۶]- Diagnosing Organizations

[۷]- Co-Structure

[۸]- Content

[۹] Context

[۱۰]- Organization Development

[۱۱]- Effectiveness

[۱۲]- Organizational Effectiveness

[۱۳]- Efficiency

[۱۴]- Productivity

[۱۵]- Richard Beckhard