چكيده

آسيب شناسي به خاطر بي توجهي به حقيقت و جايگاه نماز و ارائه راه كارها در جهت رفع آسيب ها در اقامه نماز :
فريضه‌ سترگ نماز داراي جايگاه و اهميت اجتماعي و تربيتي ارزشمند و مهمي است .

نماز از بعد اجتماعي داراي جايگاه ارزنده‌اي است؛ زيرا روابط و مناسبات انسان‌ها با يكديگر و ماهيت و جهت‌گيري جامعه را مشخص نموده و كيفيت ويژه‌اي به آن مي‌بخشد؛ لذا اگر انسان رابطه خود را با خداوند، به خوبي تنظيم و تصحيح كرد، موفق به تنظيم و بهبود رابطه‌اش با ساير انسان‌ها خواهد شد. در روايت از امام معصوم ـ عليه السّلام ـ آمده است كه اگر آدمي رابطه خود را با خداوند اصلاح كرد، خداوند رابطه او را با ديگران اصلاح خواهد نمود. از اين عبارت نتيجه مي‌گيريم كه چون نماز تجلي رابطه مطلوب خالق و مخلوق است موجب مطلوبيت روابط اجتماعي مردم با يكديگر خواهد شد.

برخي از صاحب نظران اين طور مطرح مي‌كنند كه علل وادادگي و روي گرداني جوانان از دين و فرايض ديني تناقض گفتار و رفتار متوليان سياسي، مذهبي و سياست زدگي مبلغان مذهبي است.

اين مسأله تنها عامل روي گرداني جوانان از مسائل مذهبي نيست؛ بلكه در كنار آن مي‌توان به پديده‌هايي نظير مصرف‌گرايي، تجمل پرستي و رقابت‌هاي مادي و نظاير آنها نيز اشاره كرد.

يا غفلت والدين از تربيت ديني و مذهبي فرزندان‌شان و اكتفا نمودن به مسائل مادي و حداكثر تحصيلي آنان نيز از جمله عوامل و اسباب ايجاد اين مساله است.

ـ وابستگي و تعلق خاطر كودكان و نوجوانان و جوانان به رسانه‌هاي گروهي به ويژه رسانه‌هاي تصويري و ناتواني اين رسانه‌ها در انتقال معرفت و جاذبه ديني به نسل حاضر و بالعكس تلاش برخي رسانه‌ها در جهت دلبسته نمودن كودكان و نوجوانان و جوانان به محصولات فرهنگي غرب و نيز فقدان ادبيات ديني براي كودكان و نوجوانان و جوانان از جمله علل اين دين گريزي يا دوري از معنويت و كم توجهي و بي‌توجهي به نماز است.

بعد از آسيب شناسي به خاطر بي توجهي به حقيقت و جايگاه نماز به راه حل هر يك از موارد مذكور مي پردازيم ، تا شايد بتوانيم با ارائه آن ،گام مثبتي براي رفع آسيبها در اقامه نماز برداشته و اندكي از مشكلات ديني و مذهبي را رفع كرده باشيم .
مقدمه
از بعد تربيتي نماز، مي‌توان نماز را همچون منشوري كثير الاضلاع تصور نمود كه از هر وجه به آن بنگريم جلوه خاصي دارد. به عنوان نمونه مي‌توان به اين ويژگي بسنده كرد كه نماز موجب ايجاد و تثبيت عزت نفس آدمي مي‌شود؛ زيرا نمازگزاري كه در پيشگاه خدا به عبادت مي‌پردازد در حقيقت با نفي عبوديت غير خدا و گردن نهادن به عبوديت خدا، به اين رابطه معنا مي‌بخشد.
به نكته‌اي درباره‌ي نقش نماز در باز داشتن جوان از گناه اشاره شد. حال اين سئوال پيش مي‌آيد كه چه عواملي در گرايش نسل جوان به دينداري و نماز موثر است؟

البته در اين زمينه عوامل فراواني وجود دارد كه به برخي از آنها اشاره مي‌كنم:
۱ـ پشتوانه نماز و ساير عبادات، اعتقادات محكم و پا برجاست. اگر نسل جوان از حيث اعتقادي و باورهاي ديني، ساخته شوند و بينش صحيح و مستدلي در اين مورد داشته باشند به طور طبيعي به لوازم و پيامدهاي آنها نيز كه نماز و نيايش است روي مي‌آورند.

۲ـ تقويت شناخت و معرفت نسل جوان نسبت به نماز، آثار اقامه و آثار ترك نماز و نقش محوري نماز نسبت به ساير عبادات مي‌تواند منجر به پاي بندي بيشتر به نماز شود.

۳ـ استفاده از زبان و بيان هنر و ادبيات در ترسيم جذبه‌ها و جلوه‌هاي نماز به ويژه از زندگي بزرگان و فرزانگان به صورت نمايشنامه، تئاتر، فيلم و ميان پرده‌هاي نمايشي مي‌تواند در عيني ساختن آثار اين عبادت بنيادين، در نتيجه جذب جوانان مؤثر و سودمند تلقي شود.

۴ـ نسل جوان امروز همان كودكان و دانش آموزان سال‌هاي پيشين خانواده‌ها و مدارس هستند كه مهمترين سال‌هاي رشد و بالندگي خويش را در كنار خانواده‌ها و والدين گذرانيده و پس از آن در مدرسه و در كنار معلمان و مربيان آن را تداوم بخشيده‌اند. منظور اشاره به اين واقعيت است كه اگر خانواده‌ها و نيز مربيان و معلمان شيوه‌هاي جذاب و زنده‌اي را براي آشنايي كودكان و نوجوانان با نماز، به كار گيرند. آنها در سنين جواني علاقه و گرايش بيشتري به نماز نشان داده و آن را حفظ خواهند كرد. همچنين آشنا نمودن والدين و مربيان با طرح‌ها و روش‌هاي جذاب و پر كشش درباره‌ي نماز، مي‌تواند تأثير به سزايي در اين امر داشته باشد.

موضوع مهم ديگري كه مطرح است جايگاه و كاركرد فرايض ديني و مذهبي در علوم روان شناختي و تربيتي است. براي اين فريضه چه شأن و جايگاه و كاركردي در علوم فوق در نظر گرفته شده است؟
كاركرد فرايض ديني و مذهبي در علوم روان شناختي و تربيتي در دو مقوله زير قابل بررسي است:
۱ـ بررسي آثار، پيامدها و تبعات اين گونه فرايض از منظر علوم روان شناختي و تربيتي؛ نظير مطالعه در آثار روان شناختي نماز، عبادت، نيايش و نظاير آنها با ديدي جديد، ابتكاري و جذاب.
۲ـ جستجو و تفحص در زمينه راهكارهاي مؤثر و پيشنهادي دين و فرايض ديني در حل معضلات و مشكلات جامعه معاصر؛ نظير افسردگي، اضطراب، استرس و خودكشي به ويژه آن دسته از مشكلات پيچيده‌اي كه علوم روان شناختي و تربيتي هنوز نتوانسته پاسخ قاطعي براي آنها بيابد.

آسيب شناسي به خاطر بى توجّهى به حقيقت و جايگاه نماز
راستى چرا در ميان نوجوانان و جوانان برخى آنچنان كه بايد، به نماز اهميت نمى دهند و يا اينكه چرا بعضى از آنان ارتباط چندانى با نماز ندارند و يا عدهاى از نوجوانان و جوانان در حاليكه از خانواده مذهبى و مسلمان هستند نماز نمى خوانند؟
اين سئوالى است كه ما بدنبال علل و عوامل و پاسخ صحيح آن بوده نخست سعى داريم كه عوامل آن را شناسايى نموده سپس راه حل ها را ارائه دهيم.
موضوع مزبور بعنوان يك سئوال و موضوع تحقيق در ميان عده كثيرى از دانش آموزان دبيرستانى، دانش پژوهان مراكز پيش دانشگاهى و دانشجويان مطرح گرديد تا بدون هيچ حدس و گمانى از طرف نگارنده علل را از بيان خودشان جويا شويم كه در اين صورت قضيه از ظن و گمان خارج و به واقعيت عينى نزديكتر گردد.
آنان در اين نظر سنجى علل و عواملى را برشمردهاند كه بسيار جالب توجه است.
لازم به ذكر است كه برخى از اين علل از درصد بالايى برخوردار بوده كه اكثريت آن را بيان داشته اند و بعضى ديگر در حدّ متوسط و ضعيف مطرح شده اند. ما به ترتيب اهميت، آن عوامل و علل را بر مى شماريم سپس نحوه از بين بردن آنها و يا راه حلها را با استمداد از آيات و روايات با بضاعت اندك علمى ارائه خواهيم داد.
محيط خانواده و بى توجهى والدين
بى توجه بودن يا كم توجهى پدر و مادر يا مربى خانواده نسبت به فرزندان در محيط خانه و سطحى نگرى آنان در ابتداى نوجوانى فرزندان و يا احياناً بى مبالاتى اعضاى خانواده نسبت به مسائل دينى خصوصاً فريضه نماز تأثير بسزائى در تربيت فرزندان بجاى مى گذارد. بعنوان مثال فرزند اگر در خانهاى رشد نمايد كه در آن خانه كسى به نماز اهميت ندهد و يا در قبال مسائل دينى خود را مسئول ندانند و يا خود اهل نماز باشند ولى فرزند خانواده را تحريض و تشويق به نماز ننمايند قطعاً فرزند آن خانواده اهل نماز و عبادت نخواهد شد البته شايد در آينده بر اثر عوامل ديگر به نماز روى آورد كه اين احتمال ضعيفى است.
نوجوانى نوشته بود كه چگونه از من انتظار نماز خواندن برود در حاليكه در خانه ما هيچ يك اهل نماز نيستند و ديگرى بيان كرد كه توقع نماز خواندن از كسى كه هيچ يك از اعضاى خانواده اش اهل نماز نباشند. توقع بى جايى است.
اينگونه از خانواده ها كه فرزندانشان تمايل و گرايش چندانى به مسائل عبادى از خود نشان نمى دهند بر دو قسمند: يك گروه خانواده هايى هستند كه والدين و مربيان آنان به نماز اهميت نمى دهند و طبعاً فرزندانشان از آنان تقليد مى كنند. اين دسته از خانوادهها اگر چه محدودند ولى وجودشان قابل انكار نيست. فردى نقل مى كرد ما چند نفر براى مهمانى به منزل كسى رفتيم بيشتر يا همه دوستان وضو ساختيم كه نماز بخوانيم سراغ مهر نماز از صاحب خانه گرفتيم در جواب به ما گفت يك مُهر در خانه داريم كه گاهى من با آن نماز مى خوانم و گاهى خانمم.
دسته ديگر خانواده هايى مى باشند كه خود ديندار و اهل عبادتند و ليكن نسبت به فرزندان خود در اين امر هيچ وقعى نمى نهند. نماز خود را مى خوانند و روزه شان را مى گيرند امّا از اينكه فرزندان به مسائل دينى پاى بند باشند يا نه براى آنها يكسان است. هرگز از فرزندان بعنوان پدر و مادر نمىخواهند كه نمازش را بخواند و يا روزهاش را بگيرد. هيچ مسئوليتى را در قبال آنان احساس نمى كنند. گويا او همه چيز را مى فهمد و بايد با همان فهم خود عمل كند و يا همه اعمال او را حتى بعد از سن تكليف با بچه بودن توجيه مى كنند.

بسيار روشن و مسلّم است كه چنين فرزندى بزودى به عبادت تن در نخواهد داد. كانون خانواده مهمترين عامل دراين زمينه محسوب مى شود چون كانونى كه جوان در آن رشد يافته كانون بى تفاوتى بوده است و هرگز كسى از طريق محبت و تشويق و يا از راه قهر و تهديد او را به امور عبادى و ادار نكرده و يا از او نخواسته است. چه بسا اين جوان نسبت به ساير امور زندگى فردى سر به زير و تسليم پذير و با شخصيتى از ديدگاه خانواده باشد و ليكن اهل نماز و ديانت نيست. اين بدان جهت است كه والدين در آن امور تأكيد داشته امّا در امور دينى اصرارى به خرج نداده اند. و اگر در بُعد دينى توجه داشتند قطعاً خللى در او مشاهده نمى كردند.

عدم آگاهى و بينش كافى از فريضه نماز
عالم نبودن به محتواى نماز، درك پايين و بسيار اندك نسبت به تأثير آن، عدم توجه به جايگاه نماز در اسلام، نداشتن انگيزه و هدف در اقامه و برپايى آن، آشنا نبودن به اسرار و فلسفه نماز و درخواست امور مادى از خدا و عدم دست يابى به آن يكى از عواملى است كه جوانان را از اين فريضه الهى دور نگه داشته است. در گفته ها و نوشته هاى بسيارى از آنان اين نكته جلب توجه مى كرد كه ما نمىدانيم براى چه بايد نماز خواند. اگر نماز نخوانيم چه مى شود. با ترك نماز چه چيزى را از دست خواهيم داد و ظاهراً مشاهده مى شود آنان كه نماز را برپا مى دارند با كسانى كه تارك نمازند فرقى نمى كنند. اگر نماز بايد در زندگى افراد مؤثر واقع شود پس چرا اين اثر ملموس نيست و چرا اين مرزبندى را عملاً ما نمى بينيم؟

مگر خدا به دو ركعت نماز ما محتاج است؟ جوان بايد قلبش پاك باشد، انسان بايد با دوستان و همسايگان و نزديكان و همنوعان خود رفتار شايستهاى داشته باشد. خدا اينها را از ما خواسته است. نه اينكه نماز بخوانيم و در عين حال صدها عمل ناشايست را مرتكب شويم. اصل اين است كه ما انسان خوبى باشيم حال چه قائم به نماز باشيم يا تارك آن. پس ملاك انسان خوب بودن، نماز خواندن نيست بلكه دل و قلبى پاك داشتن است.

همه اين گفته ها حاكى از آن است كه شناخت لازم و آگاهى كافى از فضائل نماز و جايگاه آن در اسلام براى كثيرى از نوجوانان و جوانان حاصل نشده است.

سستى و تنبلى
بعد از دو عامل مذكور، علت ديگرى كه در ترك يا بى توجهى به نماز بيان شده است عنصر و عامل تنبلى است. غالباً نوجوانان و جوانان به آسانى تن به فعاليت نمى دهند مگر در امورى كه بيشتر جنبه احساسى و هيجانى داشته و يا در امورى كه با انگيزه و شناخت قبلى همراه باشد. براى فردى كه چند سال است به سن تكليف رسيده قدرى مشكل است در هواى سرد زمستان آستين خود را بالا زند و با آب سرد وضو بگيرد و يا كفش و پوتين را از پايش در آورد و مسح نمايد به همين خاطر گاهى از نماز خواندن طفره مى رود و يا براى او دشوار است كه از خواب نوشين صبح گاهى بزند و نمازش را بخواند و… .
هر چند كه برخى از نوجوانان و جوانان اين عامل را در موضوع مورد بحث مهم شمردهاند و ليكن به نظر مى رسد كه اين علت نمى تواند بعنوان يك عامل مستقل و بلكه يك علت به حساب آيد چون بعداً خواهيم گفت كه تنبلى خود معلول علل ديگرى مى باشد.
مجالست و همنشينى با دوستان ناباب
بديهى است كه نقش بسيار مهم دوستان در شكل دهى شخصيت انسانى خصوصاً در سنين نوجوانى و جوانى را نبايد ناديده انگاشت. دوستان شايسته و خوب در سوق دادن انسان به سوى سعادت و كمال مؤثرند و دوستان ناشايست در انحراف آدمى به سمت ناهنجاريهاى اخلاقى. چه بسا جوانانى كه در مسائل دينى علاقمند و به ديندارى خود راغبند و ليكن در محيطهاى مختلف از قبيل محلهاى كه در آن زندگى مىكنند يا محيط كار و تحصيل كه در آن ساعاتى از عمر را سپرى مى سازند با افرادى آشنايى شوند كه به تدريج او را در دام بى دينى و لا ابالى گرى گرفتار مى كنند.
فساد اخلاقى
برخى از جوانان در علت دورى از نماز و تعاليم دينى و مذهبى، مفاسد اخلاقى را بسيار مؤثر مىدانند. البته اين عامل در خانوادهها و محيطهاى مختلف داراى شدت و ضعف مىباشد و در بروز و ظهور آن مىتوان عللى را بر شمرد كه هر كدام از آن عوامل به تنهايى مىتواند در ايجاد آن و انحراف شخص كافى باشد.
عواملى چون خواندن و مطالعه نوشته هاى تحريك آميز در مكتوبات و مقالات خصوصاً اگر با نثر روان يا بصورت نظم بوده باشد، تصاوير و عكسهاى مبتذل در بيرون از خانواده و نيز بد حجابى يا بى حجابى برخى از اعضاى فاميلى در مراسم جشن و سرور و عدم رعايت موازين شرعى و سنّتهاى غلط حاكم بر برخى از خانواده ها در درون خانواده مى توانند در بروز مفاسد اخلاقى اشخاص خصوصاً جوانان تأثير زيادى داشته باشند. كم نيستند جوانانى كه با ايجاد و مهيا بودن چنين زمينه هايى غسل بر آنها واجب گرديده و آن اراده و تصميم راسخ را ندارند كه در داخل وقت خود را تطهير نموده و نماز را بپا دارند و يا اگر در خارج وقت خود را پاك كرده اند قضاى نماز را بجا آورند چنانچه برخى صراحتاً گفته اند كه نگاه به اين تصاوير و صحنه ها، مقدمه و زمينه خود ارضايى و مفاسد ديگر اخلاقى است.

مزاحم دانستن نماز براى كارهاى شخصى
برخى چون در وقت نماز مشغول كارها و اعمال شخصى خود هستند فرصت اينكه نماز را در اوّل وقت آن اقامه كنند ندارند و وقتى كه فرصتهاى اوّليه براى اقامه و برپايى نماز از دست برود تدريجاً بعد از استراحت چون دوباره مشغول فعاليت مى شوند اقامه نماز را مانعى براى انجام كارهاى خود مى دانند. البته خواهيم گفت كه اين عامل به بهانه شبيه تر است تا يك علت براى ترك يا بى توجهى به نماز.
تكبر و غرور

عامل ديگرى كه در ترك نماز و ساير فرايض عبادى مى تواند مؤثر باشد غرور جوانى و تكبر و بزرگ منشى برخى از افراد است. صفت غرور از پستترين اوصاف انسانى است كه شايد بتوان گفت منشأ تمام گناهان و معاصى مى گردد. هرگاه اين خصلت در كسى پا بگيرد و استقرار يابد فرد را به مهلكه هاى بزرگى مى كشاند با متصف شدن به اين صفت فرد چنين مى پندارد كه اگر در مقابل خداى خود سجده كند كوچك مى گردد بنابر اين براى اينكه بزرگى و غرورش محفوظ بماند در مقابل هيچ كس نبايد سر تعظيم فرود آورد ولو در مقابل خداوند متعال. فلذا اين خيالبافى شاعرانه و تصورات جاهلانه او را از همه او امر متعبدانه دور ساخته و مانعش مىشود كه او در مسير سعادت خويش گام بردارد. اين همان وصفى است كه وقتى در ابليس ظاهر و آشكار شد در مقابل دستور صريح خداوند سرباز زد و حاضر نشد امر الهى را در سجده بر آدم امتثال نمايد.
تسويف (واگذارى امور به آينده)

برخى از جوانان با توجه به اينكه چند سالى است كه وارد سن تكليف شده و در مقابل تعاليم و دستورات دين مكلف مى باشند و بر آنها واجب است كه به احكام دينى گردن نهند ولى با اين توجيهات كه ما هنوز جوانيم و تازه اوايل عمر ماست و بهانه هايى از اين قبيل اعمال دينى را ترك مىكنند. جوان در بسيارى از مواقع نماز نخواندن خود را اين چنين توجيه مى كند كه من بعداً مى خوانم و يا قضاى آن را بجا مى آورم. عمر طولانى در پيش است پس مى توان اعمالى كه امروز از من ترك مىشود در سنين پيرى و زمان بيكارى انجام داد و يا توبه كرد. بنابر اين عملى كه در آينده قابل جبران باشد و از طرفى مغفرت و بخشش الهى آن را شامل گردد جاى نگرانى نيست.

ضعف اعتقادى
عامل ديگرى كه در روحيه جوانان مى تواند تأثير زيادى را بگذارد باورهاى دينى و تقويت روحيات مذهبى است كه بخش عمده اين مسئوليت بر عهده مبلغان دينى مى باشد.
امروزه بخش عظيمى از جوانان كه بهترين و مهمترين، قشر جامعه محسوب مى شوند از ضعف اعتقادى رنج مى برند. در كتب درسى خواندهاند كه خدا و قيامتى هست و مسائل دينى تا حدودى به آنان گفته شده و ليكن به باور و يقين نرسيده است.
اصول اعتقادى را بصورت مستدل و متقن فرا نگرفته بلكه اصول را چون فروع مقلدانه باور دارد. تعاليم دين را با انگيزه و اعتقاد انجام نمىدهد و بيش از آنكه با درايت و بينش همراه باشد با احساس و عاطفه با امور دينى برخورددارد. اين ضعف درعقيده و عدم استوارى آن برپايه منطق موجب مى گردد كه جوان به مسائل دينى آن اهميت خاص را قائل نباشد و يا پاى بندى كامل به تعاليم دينى را نداشته باشد. به همين جهت بسيار ديده مى شود كه بعضى از افراد، نماز خواندشان موسمى و فصلى است. مثلاً در فصل خاصى مثل ماه مبارك رمضان يا ايام ماه محرم و صفر، نمازشان را مى خوانند و بقيه ماههاى سال را با نماز وداع مى گويند.
و يا بعضى فقط به چند تا از نمازهاى واجب عمل مى كنند و نماز صبح را مثلاً نمى خوانند. اين نيست مگر از ضعف اعتقادى فرد. و تا اين ضعف جبران نگردد، مشكل فوق قابل حل نخواهد بود.
رفتار نامناسب مبلغان دينى
ابتدا اين نكته را متذكر شوم كه منظور از عنوان مزبور، انكار يا زير سئوال بردن مبلغان متعهد و متدّين خصوصاً روحانيون وارستهاى كه حيات خويش را صرف تبليغ دين نمودهاند نيست بلكه توجه دادن به اين نكته است كه بايد برخورد با جوانان بسيار با ظرافت و دقّت انجام گيرد. چون چه بسا جوانانى كه مقيد به موازين دينى باشند ولى با يك عكس العمل فردى كه لباس دين بر تن كرده است از دين بى زار گردند. تحقيقات و نظر سنجى ها گوياى اين حقيقت است كه برخى از جوانان به خاطر دوستى و صميميت و ارتباط نزديكى كه با طلاّب و روحانيون خصوصاً طلبه جوان پيدا كرده كه بايد از آن بعنوان يك پديده ميمون و مبارك نگريست رفتارى را مشاهده مى كنند و يا سخنانى را مى شنوند كه موجب سستى و وهن آنها از دين مىگردد. بعنوان مثال اگر جوانى مشاهده نمايد كه يك روحانى در محفلى نشسته و مشغول صحبت و احياناً غيبت ديگران است و توجهى به نماز در اول وقتش ندارد و يا در رفتار با كسى تندى مى كند اين اعمال، تأثير منفى اش را بر روحيه ديگران باقى مى گذارد. گاهى گفته مى شود كه اگر واقعاً نماز در اول وقت آن همه فضيلت دارد پس چرا يك روحانى بعنوان مبلغ دين به آن توجه ندارد. اين هم عاملى است كه برخى از جوانان بيان مى دارند. علاوه بر موارد ده گانه اى كه بيان شد عاملى چون مشكلات مادى، كاستى در تبليغات، نداشتن مشوّق، مشكل ازدواج، وجود آلودگى اخلاقى برخى از محيطهاى محلى، عدم جاذبه كافى مساجد و مكانهاى عبادى و عدم رعايت مسائل بهداشتى در مساجد و نمازخانه ها از ديگر عواملى هستند كه در ترك و رويگردانى يا كم توجهى نوجوانان و جوانان به مسائل عبادى خصوصاً نماز تأثير به سزايى دارند كه بايد در رفع و حلّ آن كوشا بود. نمودار زير تحقيق انجام شده را نشان مى دهد.
۱ – محيط خانواده و بي توجهي والدين
۲ – عدم آگاهي و بينش كافي از فرضيه نماز
۳ – سستي و تنبلي
۴ – مجالست و همنشيني با دوستان ناباب
۵ – فساد اخلاقي
۶ – تزاحم نماز با كارهاي شخصي
۷ – غرور و تكبر
۸ – تسويف ( واگذار كردن كار به آينده )
۹ – ضعف اعتقادي
۱۰ – رفتار نامناسب مبلغان ديني

الگوسازى غلط
برخى از گروه ها، رسانه ها و مطبوعات يك سويه عوامل بيگانه را الگوسازى مى كنند.
زمانى كه انديشه غربى به جاى انديشه اسلامى تبليغ شود جوان در عمل دچار تزلزل مى شود و شايد به سمت اعتقادات غربى هم سوق پيدا كند.
مبلغ نماها
انسان هاى رياكار به دنبال جاه و مقام اجتماعى در لباس شيادى، بلا و ضربه اى به دين وارد مى كنند كه امروزه از اين نقطه، ضربات مهلكى به دين وارد شده و مى شود. زمانى كه اعمال و عبادات در جامعه توأم با تظاهر است، روح نداشته و به دل و جان نمى نشيند. نتيجه اين تظاهرها و شيادى ها، بى تفاوتى و خستگى طالب دين مى شود .
پ. نارسايى مكان ها و امكانات برپايى نمازطولانى بودن برنامه نماز، فقدان امكانات وضو گرفتن و همه عواملى كه به نمازخانه و غيره مربوط است بر اقبال نداشتن جوانان به نماز مى افزايد. آموزش و تربيت ائمه جماعات و تغذيه آنها به طور مداوم از نظر آشنايى با علوم دين و نيازمندى هاى نماز و بكارگيرى امامان جماعت آگاه، با قرائت صحيح به جذابيت نماز كمك فراوان مى كند.
راهكار مناسب
علاوه بر شركت اساتيد صاحب نام و صاحب شهرت در نمازهاى جماعت، ارائه پاسخ هاى علمى و قانع كننده به سؤالات مذهبى نمازگزاران، آگاهى بخشى به نمازگزاران درباره فلسفه نماز، عامل بودن توصيه كنندگان به نماز، بيان زندگى بزرگان دين و احياكنندگان نماز در طول تاريخ، اجتناب از روش هاى خشن، توبيخ، تنبيه، تهديد، تمسخر و غيره در امر نماز، اجتناب از اجبار و جلوگيرى از ريا در فرهنگ نماز، استقبال پرجاذبه از نمازگزاران در مساجد به ويژه جوانان و گوش دادن به حرف هاى جوانان در مساجد مى تواند براى حذف آثار منفى تبليغ كلامى صرف براى نماز مؤثر باشد.
جوان به علت برخوردارى از حس كنجكاوى و دقت نظر شديد، همواره محيط اطراف خود را زيرنظر دارد. چنين فردى به خاطر دقت و تيزبينى نسبت به محيط اطراف و رفتارهاى اطرافيان، جايگاه خود و نحوه برخورد با پديده هاى اجتماعى را طراحى مى كند. مواجهه با دوگانگى در رفتار و كردار برخى مبلغان يكى از مهم ترين عوامل دلزدگى جوان از دين و دين داران است. دعوت به ساده زيستى، عدالت، سلامت اخلاقى و مالى، پرهيز از دروغ و تهمت و حسادت از جمله تعاليمى است كه معمولاً برخى از مبلغان به آن نمى پردازند.
عمل گزينشى به تعاليم دينى و ملاحظه منافع شخصى و گروهى در حوزه سياست و اقتصاد تأثيرى عميق در نگرش نمازگزار بويژه جوان به دين دارد. بنابراين بايد تلاش كرد كه با ارائه الگوهاى عملى مناسب، از انحراف فكرى آنها جلوگيرى كرد و به آنان آموخت كه حساب دين داران و متوليان امر دين را نبايد با دين يكى كرد .

ارائه راه كارها در جهت رفع آسيب ها در اقامه نماز
بعد از بيان علل و عوامل به پاسخ و راه حل هر يك از موارد مذكور مى پردازيم تا شايد بتوانيم با ارائه آن گام مثبتى براى اين قشر عزيز كه اكثريت جمعيت جامعه اسلامى و دينى ما را تشكيل مى دهند برداشته و اندكى از مشكلات دينى و مذهبى آنها را رفع كرده باشيم.
۱ ـ نقش خانواده در تربيت فرزندان:
كانون خانواده اولين و بهترين مدرسهاى است كه نسلهاى جوامع بشرى از آنجا رشد مى يابند بنابر اين اگر والدين يا مربيان خانواده افراد مدير و با مسئوليتى باشند قطعاً كانون خانواده محيط سالمى براى تعالى و رشد افراد آن خانواده خواهد بود و بالعكس اگر مربى خانواده انسان غير مسئول و بى قيد و شرطى باشد قطعاً افرادى كه از آن خانه وارد اجتماع مى شوند انسانهاى مفيدى براى اجتماع نخواهند بود و به همين خاطر دين مسئوليت سنگين و خطيرى را برعهده خانواده گذاشته و ادب و تربيت فرزند را بعنوان بهترين عمل صالح وارثى ماندگار ياد كرده است. در نصوص وروايات كه از ائمّه معصومين(عليهم السلام) و رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم)به ما رسيده بخش عمدهاى از آن را احاديث اخلاقى و تربيتى تشكيل مى دهد كه در اينجا به مناسبت موضوع به چند حديث اشاره مى شود.