چکیده:

هدف اصلی این پژوهش آسیب شناسی آموزش وپرورش با تاکید بر دوره متوسطه بود ونتایج این مطالعه مشخص نمود که اهداف ترسیم شده براي آموزش وپرورش ( آنچه قصد شده ) با نتیجه وخروجی آن(آنچه اجرا شده) فاصله بسیاري وجود دارد وآموزش وپرورش توانائی پاسخگویی به نیازهاي نسل حاضر را ندارد. .در این پژوهش که به شیوه کتابخانه اي و مصاحبه و تبادل نظر با دبیران،کارشناسان و سرگروهاي آموزشی دروس مختلف تهیه گردیده سعی شده باتوجه به ضعف آموزش وپرورشخصوصاٌ دوره متوسطه آسیب هاي وارده ناشی از نقایص تاریخی وسنتی و آسیب هاي برآمده از پدیده جهانی شدن که مبین این واقعیت است که مدارس کشور جوشش حقیقی ، علمی ، تحقیقی لازم ، شادابی هاي انسانی و روابط دوستانه و صمیمانه بین معلمان ودانش آموزان را ندارد و تنها با گذراندن تعالیم بی روح روزمره با موارد از پیش تعیین شده بسنده کرده است.

دراین فضا تحرك کافی درجهت اهمیت قایل شدن به تربیت ، تعلیم خلاقیت ، هنر ، مثبت اندیشی ، مثبت زیستی ،فراگیري مهارت وبسیاري عناصر لازم براي زندگی مؤثـر و سازنده ندارد واین باعث ایجاد مدارس وکلاسهاي ”مستتر وغیر رسمی“ شده است.که ضرورت بازتعریف کارکرد عناصر مختلف(معلم، دانش آموز،محتواي آموزشی ،مدرسه و…) و فرایند یاددهی -یادگیري راضروري نمایدکه به شرح متن مقاله خواهد آمد بنا برابن براي رسیدن به چشم انداز۱۴۰۴ورسیدن به توسعه و نو آوري نیاز به دستیابی به فکر خلاق وبراي عبور از چالشهاي پیش رو نیاز به تفکر انتقادي و براي ایفاي نقش شهروند جهانی نیاز به فراگیري مهارت می
باشد.

واژگان کلیدي : آسیب هاي عنصري وفرایندي ، رویکرد تحولی و تراکمی ، مدارس مستتر ،تفکر خلاق وانتقادي

مقدمه :

آموزش وپرورش دردوران غیر رسمی به پیدایش انسان برمی گردد۱ و به قول کانت بشر تنها با تعلیم و تربیت می تواندآدم شود و آدمی چیزي جز آنچه تربیت از او می سازد نیست . با نگاهی به پیشینه فرهنگ و تمدن بشري ، زمانی که غرب در قرون وسطی به سر می برد وهمه جا را سیاهی و جهالت فرا گرفته بود دانشمندانی چون ابوریحان بیرونی ، ابن سینا ، رازي ، غزالی و ابن هیثم و.. مشعلداران علم و دانش بودند و این درخشندگی از سویی ناشی از نوعی یادگیري پژوهش محور و مستقل و از سوي دیگر از قدرت تلفیق علم و دین بود. به قول صائب تبریزي:

در ایمان زانکه با دانش قرینند شهـان کشـور علـم الیقینند

اما متأسفانه از قرن نهم به بعد این فروغ و روشنایی شروع به ا فول نمود و غربی ها میراث خوار دانش ایرانیان شـدند و بـا تحقیق و پژوهش برفراز قله علم و دانش ایستادند. این نبود مگر با اصلاح آمـوزش وپـرورش ، اگـر بـه نقطـه شـکوفایی آمریکـا

بنگریم به دهه ۱۹۶۰ میلادي خواهیم رسید که علت رشد اقتصادي آنان رشد تکنولوژي است که حاصل علم ودانش و پژوهش می باشد.

بازسازي تمدن گذشته براي ایرانیان با عنایت به نوید رسول گرامی اسلام (ص) ، وقتی دست مبارك را بـر زانـوي سـلمان می گذارد و می فرماید : اگر علم در ستاره پروین و ثریا هم باشد مردان فارسی آن را به دست خواهند آورد ، دستیابی به تمدن گذشته و سرآمدي درعلم ودانش ناممکن نیست ، البته لازمه آن شناسائی آسیب هاي نظام آموزشی و تحول بنیادي درآمـوزش وپرورش و همگام کردن آن با روح زمانه می باشد.

بیان مسأله

وجه تشابه یک پزشک ، یک مکانیک ویک آسیب شناس تعلیم وتربیت شناسائی عیب براي درمان است. اصلاح و بهبود وضع موجود درآموزش و پرورش بدون اطلاع از آسیب هاي آمورش و پروش وشناخت وضع مطلوب ممکن نمی باشد .

دگرگونی درروش زندگی ، تحولات شگفت انگیز و سریع درعصر اطلاعات و الکترونیک پدیده جهانی شدن ۳ و تغییرات سریع ،پیچیده ،پر تلاطم م وغیر قابل پیش بینی که در واقع به آبهاي ناشناخته وارد شده است از سویی و ناتوانی ، ضعف تاریخی ونقیصه ها ي سنتی نظام آموزشی ، کارکرد و اثربخشی آموزش وپرورش را به نازلترین سطح عملکرد خودرسانده است” درحالی که انتظار از آموزش وپرورش روز به روز بیشتر می شود “.

آسیب هاي موجود درآموزش وپرورش ( با تاکید بر دوره متوسطه )

الف – آسیب در عناصر آموزش وپرورش

(۱مدارس :

فضـاي مدارس کشور جوشش حقیقی ، علمی ، تحقیقی لازم ، شادابی هاي انسانی و روابط دوستانه و صمیمانه بین معلمان

ودانش آموزان را ندارند و تنها با گذراندن تعالیم بی روح روزمره با موارد از پیش تعیین شده بسـنده کـرده اسـت. درایـن فضـا

تحرك کافی درجهت اهمیت قایل شدن به تربیت و تعلیم خلاقیت ، هنر ، مثبت اندیشی ، مثبت زیستی وبسیاري عناصـر لازم

براي زندگی مؤثـر و سازنده کمتر به چشم می خورد ( شعاري نژاد (۷۷

آموزش در مدارس بگونه اي است که مانع آن میشود دنیاي عمیق خلاقیت درونی و جهان درونی فانتري ها ، ش رنگ ،عشق

،اشراق، موسیقی ، عاطفه ،آرامش ،رویاها ،بصیرت و قدرت تخیل درونی برروي دانش آ موزان گشوده شود ، در حـالی کـه بایـد

این فطرت هاي نامرئی ذهنی کاوش شود ،اینجا گنجینه مخفی خلاقیت است که لازمه زندگی در هزاره سوم می باشد .( قاسـم

زاده (۱۳۸۱:۱۸۴

جان دیویی میگوید :مدارس نمی توانند دانش آموزان را براي زنـدگی اجتمـاعی آمـاده کننـد مگـر اینکـه عمـلال در درون

خودشرائط زنگی اجتماعی را فراهم کنند . این درشرائطی است که مدارس ما مدارس زندگی نیستند .

رسیدن به آموزش وپرورش کیفی مستلزم بازنگري وبازاندیشی وبازسازي مأموریت هـا و رسـالت هـاي مـدارس و سـاختارها و

فرایندهاي تعلیم و تربیت و دریک عبارت مستلزم تغییراکولوژي مدارس۴ است (یوسف زاده چوسري )

رویکرد جدید و مؤثـر حرکت به سوي تمرکز گریزي ، مشارکت و مدرسه محوري است.در حالی کـه روح تمرکـز بـر همـه

مدارس ما حاکم است. نتایج مطالعات دفتر آموزش وپژوهش آمریکا ( ( ۱۹۹۶ بیانگر این مطلب است که اکثر سازمانها ( اعم از

دولتی و خصوصی ) بعنوان همزمان می تواند متمرکز و غیرمتمرکز باشند بـدین معنـا کـه بـراي اهـداف ، آرمانهـا و ارزشـهاي متمرکز وبراي عملیات و تولید روش عدم تمرکز را اختیار کند ( عباسپور ( ۸۳

بعلت ناتوانی وضعف نظام آموزشی در درون مدارس (براساس قانون مقاومت) ، مدارس مستتر،،پنهان وغیر رسـمی ایجـاد گردیده است . در این مدارس که باتعاملات جامعه وتاثیر رسانه ها شکل می گیرد دانش آموزان براي خود فرهنـگ جدیـد مـی سازند وهرچه نظام آموزشی ضعیفتر باشد فرهنگ ساخته شده قویتر خواهد بود .
(۲معلمان :

با توجه به اینکه معلمان براي آموزش مفهومی و تئوري ، غیرفعال وسنتی درنظام فعلی تربیت شده انـد جوابگـوي شـرائط حال وآینده نظام آموزشی نمی باشند و فارغ التحصیلان دانشگاهها نیز اطلاع چندانی از فنون معلمی و روش هـاي تـدریس و ویژگی هاي روانی ، عاطفی ،رشدو… دانش آموزان را ندارند.
آموزش وپرورش باید همت خود را به ویژه از طریق معلم معطوف آن سازد که بجاي انتقال اطلاعات بـه سـازماندهی هـاي متفاوت از اطلاعات و بلکه بالاتر ازآن به ابداع ترکیب هاي نوین درمورد اطلاعات موجـود روي آورد.(بـاقري ( ۸۳ درایـن خصـوص تندرزوکوبوس ۱راین عقیده اند که نقش جدید معلمان نقش تسهیل کننده و راهنماست . معلم کسی است که شرایط یـادگیري مداوم را می شناسد و مراحل یادگیري را سامان می بخشد ( دانش پـژوه ۸۳ ص ( ۷۰ درحـالی کـه معلمـان مـا هنوزغالبـالبصـورت سخنرانی انجام وظیفه می کنند . از این رو تـدریس در آمـوزش وپـرورش معاصـر فقـط » تـدریس و یـاددادن « نیسـت بلکـه

برانگیختن و راهنمایی یادگیرندگان براي یادگیري است . ( همان منبع).

درفرآیند جدید معلم علاقه مند و مشتاق می تواند به دانش آموزان کمک کند تا از جستجو وحل مسأله ومعما لذت ببرند.

البته معلمانی می توانند مدرسه وکلاس را زنده و فعال نگهدارند که خود محصل و محقق وجستجوگر باشند واز آموختن لـذت ببرند . ( شعاري نژاد ( ۷۹ اما مشکلات معیشتی وشیوه تربیت معلم و …مانع این مهم است.

معلمان باید رابطه خود را با نوآموزان تنظیم کنند و نقشهایشان را از صورت تکنوازي به همنوازي تغییردهند و بجاي تأکید برپخش اطلاعات برکمک کردن به نوآموزان در راه جستجو و درك دانستنی ها تأکیـد ورزنـد و درهـدایت کـردن آنهـا بکوشند تا درقالب ریختن آنهـا.۲ درحالی که معلمان ما با روش سخنرانی سعی در انجام تدریس دارد.
در رویکرد جدید نقش معلم دانش آموزان را به خانه عقل بردن نیست بلکه می باید آنان را تا درب خانه عقـل و یـادگیري ببرند و اجازه دهند خودشان بیندیشند . دانستن باید به چگونه خلق راههاي جدید مبدل شود ومعلمان بایـد چگونـه دانش را با شرائط جدید منطبق کردن را بیاموزند. این در شرائطی است که معلمان ما چنین بستري را فراهم نمی کنند

جان میلر می گوید ما با ید روح معلم را مورد توجه قرار دهیم زیرا در فرایند یاد دهی – یادگیري مهمترین عامل آموزش سرزنده و پر احساس روحیه معلم است وروحیه دانش آموز نیز منوط به روحیه معلم است زیرا جائی که روح در فعالیـت اسـت عامل نوآوري وعشق است ( قورچیان(.۱۳۸۰ در حالی که متاسفانه بعلل مختلف این روح کمتر در معلمان ما حاکم است .