آسیب شناسی حاشیه نشینی و راهبردهای پیشگیری

آسیب شناسی حاشیه نشینی و راهبردهای پیشگیری

چکیده
مستندات موجود از دهه ی ۱۹۵۰میلادی به بعد گواه نوعی شیوه زیست بشری در برخی جوامع است که با تفاوت در تعریف به عنوان مسکن های:کنترل نشده،غصبی،حاشیه ای وخود ساخته شهری خوانده شده اند.

در جهان امروز ، پدیده حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی درمادر شهرها و کلانشهرها امری اجتناب ناپذیر و از جمله چالش¬های فرا روی مدیریت شهری است.

آهنگ شتابان مهاجرت¬های بی¬رویه از روستا به شهر، علاوه بر دامن زدن به نابسامانی های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، حاشیه نشینی شهری را نیز پدید آورد. در واقع فقر روستایی به فقر شهری با کلیه محرومیت¬های آن تغییر مکان می¬دهد. شتاب گرفتن مهاجرت¬های داخلی و افزایش سریع جمعیت شهرها ، به پیدایش صورت¬های گوناگون حاشیه نشینی در داخل محدوده و خارج از محدوه¬های شهری و نیز در بافت¬های انحطاط یافته و فقیرنشین شهرهای بزرگ می¬انجامد.
رشد نامتعادل اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی موجود نابرابری¬ها و عدم توازون جغرافیایی (فاصله شهر و روستا)می¬شود و در پی آن گروههای متعدد روستائیان به شهرها مهاجرت و نه تنها جذب فعالیت¬های اقتصادی مولد شهری نمی¬شوند بلکه در جامعه و فرهنگ شهری نیز ادغام نشده و به جدای گزینی مکانی و ایجاد سکونت¬گاههای غیررسمی می¬نمایند.
حاشیه نشینی به بخشی از توسعه شهری اطلاق می¬شود که بدون برنامه¬ریزی، کنترل و رعایت ضوابط و مقررات شهرسازی توسط توده¬ای از مردم که عمدتاً فقرا و اقشار کم درآمد شهری و مهاجران روستایی می¬باشند، ایجاد می¬شود.
در محلات حاشیه نشین نرخ جرایم و بزهکاری به علت تراکم بالای جمعیت، فقر فزاینده، شکستگی ساختارها و ایجاد گسست¬ها اجتماعی، تضعیف پیوندهای اجتماعی و همچنین رهایی افراد از فشار افکار عمومی و کنترل رسمی ، بالا ارزیابی می¬شود. در واقع می توان اظهار داشت که نسبت معنی¬داری بین حاشیه نشینی (سکونت¬گاههای غیررسمی) با جرم و آسیب¬های اجتماعی وجود داشته و مناطق حاشیه نشین به مثابه جزیره¬های آسیب زای شهری، از منابع اصلی جرم و بزهکاری به شمار می¬آیند. تحقیقات نشان می¬دهند که مناطق حاشیه نشین به دلیل شرایط محیطی و وجود عناصر نامساعد و همچنین به دلیل بافت ناهمگون اجتماعی و فرهنگی از جرم خیزترین مناطق شهری محسوب
می¬شوند.
این مقاله به بررسی نسبت حاشیه نشینی با جرم و آسیب¬های اجتماعی پرداخته و تلاش دارد ضمن تحلیل چند بعدی این مسئله، به معرفی سیاست¬ها و راهبردهای اجرایی به منظور پیشگیری از جرم و انحرافات اجتماعی در مناطق حاشیه نشینی بپردازد.
مفاهیم کلیدی:

شهر،حاشیه نشینی،سکونتگاه های غیررسمی،جرم،آسیب های اجتماعی

مقدمه
از دیرباز ثابت شده است که تبهکاری در شهر به نسبت تبهکاری در روستا خیلی بالاتر است. (کسن، ۱۳۸۵: ۱۱۵) مطالعه نواحی و مناطق حاشیه نشینی و سکونت گاه های غیررسمی که از آن تحت عنوان چالش شهری نام می برند، از جمله مباحث و موضوعاتی است که در صدر مسایل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جهان، به ویزه در ممالک در حال توسعه است. حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی ، مسأله ای گذرا و با ابعاد محدود نبوده و توافقی بر بقای باز تولید و بسط آن وجود دارد که حاکی از عدم کفایت راه حل ها و سیاست¬های متداول شهری است و رهیافت ها و اقدامات نوینی را می طلبد. (صرافی، ۱۳۸۱: ۵)

حاشیه نشینی زاییده رشد شهرنشینی ناهمگون است. فقر اقتصادی و عدم دسترسی مهاجران به مشاغل متعارف رسمی شهری موجب می¬شود آنان مکان¬هایی را برای زندگی برگزینند که اغلب فاقد هرگونه تسهیلات شهری هستند و عمدتاً غیرقانونی و خارج از ضوابط ساخته می¬شوند. این مناطق بیش از سایر مناطق شهر مخفی گاه انواع فعالیت¬عای غیرقانونی است و اغلب با جرایم بیشتری نسبت به مناطق درونی شهر رو به رو هستند.
حاشیه نشینی علاوه بر اثرات کالبدی و فیزیکی و ایجاد ناهمگونی در سیمای شهر، دارای تأثیرات اجتماعی و فرهنگی نیز می باشد. تحقیقات نشان می¬دهد که مناطق حاشیه نشین به دلیل بافت ناهمگون اجتماعی – فرهنگی از جرم خیزترین مناطق شهری محسوب می¬شوند. از این رو است که از مناطق حاشیه نشین به عنوان « جزیره های آسیب » نام می برند.
از دیدگاه برنامه¬ریزی شهری، حاشیه نشینی به توسعه شهری اطلاق می¬شود که بدون
برنامه¬ریزی، هدایت، کنترل و بدون رعایت مقررات شهرسازی توسط مردم ایجاد می¬شود.
جرم ، به هر فعل یا ترک فعلی که به موجب قانون مجازاتی برای آن تعیین شده باشد و نوعی آسیب یا خسارت را همراه خود داشته باشد، اطلاق می شود. جرایم شهری، آن بخش از ناهنجاری¬های اجتماعی¬اند که در نتیجه پیدایش شهرنشینی و تشدید مشکلات ناشی از آنها پدیدار گشته و در سطوح مختلف خود موجب آسیب¬های ساختاری و کارکردی برای جامعه شهری
می¬شوند.

سؤالات تحقیق
سؤالات اصلی این تحقیق عبارت است از: ۱- حاشیه نشینی چیست و چگونه تبیین می شود؟ ۲- چه نسبتی بین حاشیه نشینی و جرم وجود دارد؟ ۳- برای کاهش میزان جرم در مناطق حاشیه نشینی چه سیاست های پیشگیرانه¬ای باید اتخاذ نمود؟
روش تحقیق
این طرح با استفاده ازروش تحقیق اسنادی (documentary) به اجراء در آمده است. ابزار گردآوری اطلاعات، داده¬های ثانویه (Secondary data) مبتنی بر اسناد و مدارک (documents) بوده است. جامعه آماری این طرح، حاشیه نشینان می¬باشند. روش نمونه¬گیری، خوشه¬ای بوده و تعداد ۲۰۰ نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. واحد آماری تحقیق، خانوار می¬باشد.

تعریف وتیپولوژی حاشیه نشینی
حاشیه نشینان کسانی هستند که در شهر سکونت دارند ولی به علل و عواملی نتوانسته¬اند جذب نظام اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهر شوند و از خدمات شهری بهره مند گردند. ( عابدینی در کوش، ۱۳۶۴: ۱۳۷)
اگرچه به نظر می آید مهاجرت عامل اصلی شکل دهی و رشد مناطق حاشیه نشینی در شهرهاست، ولی واقعیت این است که بخشی از حاشیه نشینان ساکنین همیشگی شهر می باشند که به علت فقر اقتصادی در واحدهای مسکونی غیر متعارف ، غیر استاندارد و غیر رسمی زندگی می کنند؛ واحدهایی که بعضاً از حداقل امکانات و ملزومات بهداشتی و رفاهی محروم می باشند.
تصویری که “جارلز آبرامز” از حاشیه نشینی ارایه می دهد ساختمان و یا بخشی از هشر است که در آن ویرانی، نارسایی عرصه خدمات درمانی ، تراکم جمعیت در واحدهای مسکونی، فقدان آسایش لازم و خطرات ناشی از عوارض طبیعی دیده می شود. (شکوهی، ۱۳۶۷: ۴۱)
پی فول معتقد است که مناطق دارای نرخ بالای بزهکاری از ویزگی های خاصی چون، بی ثباتی جمعیت، تنوع نژادی، جابجایی مکانی رو به تزاید و فقر اقتصادی برخوردار می باشند. (Pfohl, 1984: 149-150)
پارک، از بین رفتن همبستگی¬های محلی و تضعیف موانع و مناهی گروه اولیه زیر نفوذ محیط شهری را تا حد زیادی عامل افزایش جرم و جنایت در شهرهای بزرگ می¬داند.

پارک انسان حاشیه نشین را شخصیّتی می داند که از حاصل برخورد با پیوند و نظام فرهنگی متفاوت و احیاناً متخاصم ظهور می¬نماید. به نظر پارک، چنینی موجود دو رگه¬ای در زمان واحد نسبت به هر دو نظام احساس همبستگی و تعلق دارد، ولی درعین حال خود را نسبت به هیچ کدام، کاملاً متعلق و متمایل نمی¬داند. ( انصاری، ۱۳۶۹: ۲۱)

حاشیه نشینی از نظر سکونت اولیه، به سه دسته طبقه بندی می شوند: ۱- حاشیه نشینی بومی ۲- حاشیه نشینی غیربومی ۳- حاشیه نشینی دو گانه

حاشیه نشینی بومی، شامل آن دسته از حاشیه نشینان است که غیر مهاجراند. اینها از بدو تولد تاکنون در منطقه حاشیه نشین سکونت دارند. حاشیه نشینان غیر بومی، شامل مهاجرانی هستند که از روستاها و شهرهای دیگر کشور به این مناطق کشیده شده اند.

حاشیه نشین دوگانه، فردی است که از کشوری دیگر به کشور دیگر رفته است. این افراد عمدتآً از افغانستان و کشورهای عربی به ایران آمده¬اند.
حاشیه نشینی از نظر جنبه¬ها هم بر دو نوع است:

۱- حاشیه نشینی اجتماعی: در این نوع حاشیه نشینی افراد از نظر ویژگی¬های اجتماعی مثل زبان ورفتار، احساس حاشیه¬ای دارند. این امر در میان مهاجرانی که از نظر نزاد، قوم، مذهب و حتی طبقه با ساکنان مقصد متفاوت¬اند، بیشتر به چشم می¬خورد .
احساس حاشیه¬ای از بعد حاشیه¬ای باعث می¬شود تا مهاجران احساس بی¬هویتی کنند و در
دوراهی قرار گیرند. در این موقع است که با تشکیل گروه¬ها و باندها، سعی در مخفی نگاه دانستن ویژگی حاشیه¬ای خود دارند.
۲- حاشیه نشینی اقتصادی: درآمد پایین، مهارت پایین، تحصیلات پایین، مشاغل پایین و کاذب از ویژگیهای حاشیه نشین اقتصادی است. ۳- حاشیه نشینی سیاسی: این نوع حاشیه نشینی ناشی از فقدان مشارکت آنها در ساخت¬های نهادی نظام سیاسی است.
مبانی نظری
صاحب¬نظران معتقدند میزان جرایم شهری با درجه توسعه شهری در رابطه است. به موازات جمعیت شهری، میزان جرایم بالا می-رود. (شکوئی، ۱۳۶۵: ۱۰۲) به نظررابرت پارک، تراکم و تحرک جمعیت ( از ویژگی¬های بارز شهر) مترادف با حضور جرم، طلاق و اختلافات روانی است و شاخص مناسب اندازه¬گیری آن آنومی است. رشد شهرها مساوی است با جایگزین روابط غیر مستقیم و ثانوی به جای روابط مستقیم و چهره به چهره .
بر پایه نظریه پارک، شهر بهترین مکان برای ظهور بی سازمانی است، بخصوص به واسطة خللی که به زندگی خانوادگی و روابط همسایگی یعنی به پاسداری عادت و سنن وارد می¬آورد.
پارک ( و همکاران وی) دست یافتند که: ۱- شهر مملو از جمعیت و تنوع فرهنگی است،۲- جامعه شهری فاقد نظام اجتماعی همگون و یگانه است، ۳- فاصله طبقاتی در شهر بسیار زیاد است، ۴- شهر از نرخ بالای مهاجرین برخوردار است و ۵- در شهر میزان جرایم بالا است.
کلینارد اظهار می¬دارد زاغه نشینی (Slum) بر اثر رشد شهرها به وجود می¬آیند. انحرافات و بزهکاری در مناطق حاشیه¬ای زیاد است و حاشیه نشینی منبع اصلی جرم و جنایت است.
ویرث (Wirth, 1938) کوشیده است تا نشان دهد که تغییرات و الگوهای تجمعات انسانی معلول سه عامل اندازه (Size)، تراکم (Density) و ناهمگونی (Heterogenous) است. افزایش در تراکم، روابط فیمابینی افراد (Interpersonal) را کاهش داده و منجر به افزایش آزادی¬های فردی می¬شود و این وضعیت بر نابسامانی اجتماعی و جرم اثر می¬گذارد.

مطالعه برنارد لندر (B.Lander) نشان می¬دهد که در مناطق دارای جمعیت ناپایدار، میزان بی¬سازمانی اجتماعی بیشتر است. جمعیت ناپایدار از ویژگی¬های مناطق حاشیه نشینی است.

کتله، فیزیکدان و منجّم بلژیکی به کمک اعداد و ارقام ، همبستگی و ارتباط محیط جغرافیایی و جرم را نشان داد. به اعتقاد وی ، جرایم ارتکابی در یک جامعه و نوسانات متناوب آن مانند یک تابع ریاضی وابسته به تغییرات شرایط اقتصادی و اجتماعی زمان و مکان می باشد.(Anselin, 2000:216)

به زعم گسن (Gassin) بیشترین تبهکاری شهر مربوط به کیفیّت شهرسازی است تا بر اثر خود شهرنشینی. بدین سان احتمالاً مناطق بزهکاری در شهر وجود دارند.(گسن، ۱۳۸۵:۱۱۶)وی می افزاید:شهرنشینی با آهنگ شتابان گسترش می¬یابد و امکانات و تسهیلات زیر بنایی و اجتماعی شهری نیز متناسب با افزایش جمعیت شهرها تامین
نمی شود در چنین شرایطی، زاغه ها و آلونک های

حاشیه ای که از سوی مهاجران تازه وارد و تهیدستان بر پا شده، به وجود می¬آیند.
هیراسکار (Hirsaskar, 1989) معتقد است که مناطق حاشیه-ای (Marginal) بیش ازسایر مناطق شهر مخفی گاه انواع فعالیت¬های غیرقانونی است و اغلب جرایم بیشتری نسبت به مناطق درونی شهر رو به رو هستند. از آنجا که خصویت ذهنی ساکنان مناطق حاشیه نشین کاملاً متأثر از محیط زندگی آنهاست، فرد حاشیه نشین معمولاً خصوصیات اخلاقی و ارزش های منحطی دارد از این رو به آسانی جذب فساد، بزهکاری، جرم و جنایت، فسق و فجور، میگساری و شرکت در فعالیت¬های مخفی مربوط به مواد مخدر می¬گردد.

 

ویژگی¬های حاشیه¬نشینی و حاشیه نشینان
ویژگی¬های رایج و بارز مناطق حاشیه نشینی و انسان حاشیه نشین عبارتند از:
۱- حاشیه نشینی ناشی از فقر است.
۲- حاشیه نشینی ناشی از تشدید نرخ مهاجرت¬های روستایی – شهری است.
۳- در مناطق حاشیه نشینی، اشتغال غیر رسمی ، غیر مولد و انگلی وجود دارد.
۴- در مناطق حاشیه نشینی فرهنگ فقر وجود دارد.
۵- در مناطق حاشیه نشینی تقدیرگرایی (Fatalism) حاکم است.
۶- حاشیه نشینان سواد پائینی دارند.
۷- حاشیه نشینان درآمد پائینی دارند.
۸- نرخ بیکاری در مناطق حاشیه نشینی بسیار بالاست.
۹- حاشیه نشینان در سکونتگاه های غیر متعارف و غیراستاندارد زندگی می کنند.
۱۰- تراکم جمعیت در مناطق حاشیه نشین بسیار بالاست.
۱۱- میزان کار کودکان در مناطق حاشیه نشین بسیار بالاست.
۱۲- میزان انحراف و جرم در مناطق حاشیه نشین بسیار زیاد است.
۱۳- از نظر اجتماعی و فرهنگی، بافتی جدا از بافت جامعه شهری دارند.(محسنی، ۱۳۸۷)
اوصاف عمومی نواحی حاشیه نشینی که با جرم و جنایت ملازمه دارد، عبارتند از:
۱- چهره نامطلوب شهری ۲- پایین بودن بهداشت عمومی ۳- پایین بودن سلامت روانی و جسمی ۴- فقدان شغل مناسب و درآمد کافی ۵- وجود خرده فرهنگ متعدد ۶- تراکم بالای جمعیت ۷- ضعف امکانات رفاهی و آموزشی ۸- گستردگی فقر ۹- گسترش مواد مخدر و اعتیاد ۱۰- خاستگاه انحرافات و جرایم تبعات منفی حاشیه نشینی
تبیین حاشیه نشینی
با شروع توسعه برون زایی کشور و در جهت همه گیر ساختن الگوی مصرف خاص سرمایه داری غربی، شهر مرکزی در دستور کار قرار گرفته، رابطه سنّتی سه نظام معیشتی (عشایری، روستایی، شهری) گسیخته و ایل و روستا به ساختارهای مجزا و در حال فروپاشی بدل شدند، ناتوانی زیر ساختی کشور برای جذب غیر متمرکز الگوی مصرف، سبب تمرکز فوق العاده¬ی شبک

ه شهری در پایتخت و با شدتی به مراتب کمتر، در چند شهر دیگر شده است، تمرکز شدیدی شبکه ماکروسفال شهری، سبب تشدید مشکلات شهری و از جمله سرپناه و مسکن می¬گردد و از آنجا که نعم مادی و خدادادی بر اساس قشربندی و سلسله مراتب اجتماعی توزیع می¬شود و گروهی با نداشتن سرپناه روبرو می¬شوند( پیران، ۱۳۶۶: ۴۶). این امر منجر به شکل گیری سکونتگاه های نابسامان و حاشیه نشینی در شهرها می¬گردد.
عللی که در سطح خرد زمینه ساز پیدایش و شکل گیری حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی می¬شود عبارتند از:

۱- ضعف برنامه¬های بخشی مشخص و مؤثر برای پاسخگویی به نیاز سرپناه کم درامدها در توزیع جغرافیایی مناسب.

۲- عدم پیش بینی فضای مسکونی کافی و مناسب اقشار کم درآمد در طرح های کالبدی شهری و اعمال استانداردهای خارج از استطاعت ایشان

۳- دسترسی ناچیز به نظام های رسمی اعتباری و وام مسکن برای کمر درآمدها ، به ویژه شاغلین در بخش غیر رسمی
۴- وجود باندهای قدرت نامشروع وسوداگران زمین باز به موازات اهمال و ناتوانی در نظارت و کنترل ساخت و سازها، به ویژه در فضای بینابینی شهرها.
۵- فقدان نهادسازی برای تجهیز و تجمیع منابع اقشار کم درآمد و عدم حمایت و هدایت دولت در مورد خانه سازی خودیار(صرافی ، ۱۳۸۱: ۷).
۶- وضعیت جغرافیایی و اجتماعی محلات حاشیه نشین
موقعیت خاص محلات حاشیه نشین ، کوچه و پس کوچه¬ها ، ازدیاد جمعیت، راه داشتن خانه¬ها به همدیگر ، این محله¬ها را مکان مناسب برای مخفی شدن یا فرار بزهکاران از چنگال عدالت قرار داده است. علاوه بر این برخورد نامناسب و بد پلیس در این مناطق و سوء ظن همیشگی که نسبت به اهالی این مناطق بوده است سبب آن شده آنها اعتماد چندانی به پلیس و اعتقادی به کارآ بودن ضابطین نداشته باشند، به همین خاطر گزارش¬های کمتری از وقوع جرم می¬دهند. عامل دیگر، آشنایی¬ها و پیوندهای خانوادگی و دوستانه¬ای است که بین اهالی این مناطق به چشم می¬خورد چرا که بیشتر اهالی همدیگر را می-شناسند و یا با یکدیگر رابطة فامیلی دارند به همین خاطر کمتر اعلام جرم می¬کنند. دلیل آن هم این است که اکثر مجرمین در این مناطق بومی هستند و آنها نیز اجازه فعالیت غیرقانونی به بیگانه ها و غریبه ها را در قلمروی خود نمی دهند.

آسیب شناسی حاشیه نشینی
پیامد و تبعات منفی سکونت گاههای غیررسمی و حاشیه نشینی عبارتند از :
۱- حاشیه نشینی، چالشی فراروی توسعه پایدار شهری
یکی از آثار و پیامدهای توسعه فیزیکی ناموزون و نامتعادل شهری حاشیه نشینی در شکل غیرقانونی است. اسکان غیر قانونی به سبب گسترش فقر و نیز به مخاطره انداختن محیط زیست و تحمیل هزینه های سنگین برای حل مشکلات تصویری جدی برای پایداری و انسجام جامعه شهری تلقی شده است. نه تنها هیچ کدام از رهیافت¬های توسعه پایدار و استراتژی توسعه شهری را در وضعیت حاشیه نشینی نمی¬بینیم، بلکه حاشیه نشینی باعث افزایش میزان جرم و آسیب¬های شهری می¬گردد.
۲- حاشیه نشینی و افزایش جرم
در محلات حاشیه نشین همان قدر که امکان ارتکاب جرم و جنایت در آن زیاد است، به همان اندازه رقم سیاه بزهکاری (Dark Number) در آن موجود است.

اعمال مجرمانه رایج در حاشیه شهرها
اعمال خلاف و مجرمانه در مناطق حاشیه نشین شهر، به دو دسته تقسیم بندی می¬شوند:
۱- اعمال مجرمانه قبل یا در حین شکل گیری حاشیه نشینی؛ شامل :
۱-۱ تغییر کاربردی اراضی
۲-۱ تصرف عدوانی
۳-۱ فروش مال غیر
۴-۱ ساخت و سازهای غیر مجاز
۲- اعمال مجرمانه بعد از شکل گیری حاشیه نشینی؛ شامل:
۱-۲ سرقت و اخفای اموال مسروق
۲-۲ اعتیاد و خرید و فروش مواد مخدر و مشروبات الکلی
۳-۲ نزاع¬های دسته جمعی
۴-۲ قتل عمد
۵-۲ تخریب اموال عمومی
۶-۲ مزاحمت و ممانعت از حق
۷-۲ اخاذی و تهدید برای کسب مال دیگری

۸-۲ خشونت¬های جنسی
۹-۲ روسپیگری
۱۰-۲ کودک آزاری

حاشیه نشینی و گروه های آسیب پذیر
عوارض و آسیب های ناشی از حاشیه نشینی،بیشتر متوجه کودکان و زنان است.
۱- حاشیه نشینی و بزهکاری کودکان

در بررسی بزهکاری اطفال (کودکان) در مناطق حاشیه نشین به غیر از عوامل فردی، عوامل اجتماعی نظیر محیط خانواده که اساساً شالوده شخصیّت کودک را می¬سازد، اعتیاد والدین، خشونت و تنبیه، تبعیض میان بچه ها، طلاق ، آموزش و سواد پایین، اجاره نشینی، تراکم جمعیت در خانواده، فقر مالی خانواده، مهاجرت و کیفیت محیط شهری و شهرسازی نقش عمده ای دارند.
۲- حاشیه نشینی و کارکودکان

وجه مشترک همة کودکان کار در مناطق حاشیه نشینی ، فقدان سرپرست به علت فوت یا بدسرپرستی، فرار از منزل، فقر گسترده، ناتوانی والدین در تامین نیازهای اولیه، ترک تحصیلی، زندانی بودن پدر یا مادر و اجبار والدین برای کسب درآمد از سوی کودکان ، می¬باشد.

ویژگی¬های عمومی کودکان کار و خیابانی که برای کار، عمدتآً به کلان شهرها می¬روند، عبارتند از: بی ثباتی شخصیّتی، تنوع طلب، افسرده، ترسو، ناراضی، اختلالات در خواب، بدخلق، پرخاشگر، فقدان عزت نفس، جویای محبّت، اضطراب و مستعد برای انواع انحرافات اجتماعی و بزهکاری.

۳- بزهکاری کودکان
۱- سرقت: سرقت لوازم از سوپرمارکتها ، سرقت از منازل اقوام و همسایه، سرقت دوچرخه و موتورسیکلت از سرقت هایی است که اغلب کودکان بزهکار در مناطق حاشیه نشین انجام می دهند.
۲- توزیع مواد مخدر
۳- همجنس بازی
۴- تکدی و گدائی
۵- مزاحمت خیابانی
۶- ضرب و جرح خیابانی
۷- تخریب اموال عمومی و شخصی (پنچر کردن اتومبیل ها، شکستن شیشه منازل، پاره کردن روکش وسایل نقلیه عمومی، تخریب تلفن های عمومی، صندلی پارک ها ، کشتن حیوانات از بزهکاری های اطفال در مناطق حاشیه نشینی است.

۴- زنان حاشیه نشین و جرم
جرایمی که زنان مرتکب می¬شوند، دارای چهار ویژگی عمده می-باشد:
۱- خاص بودن جرایم زنان
۲- سهم کم حضور زنان در فعالیت مجرمانه
۳- تمایل بیشتر زنان به معاونت در جرم
۴- میزان کم تکرار جرم در زنان بزهکار
هایدنسون (Heidensohn, 1986) معتقد است زنان به خاطر کنترل، هم از سوی خانواده و هم جامعه، کمتر مرتکب جرم می¬شوند.
به طور کلی جرایم زنان در مناطق حاشیه نشینی را می¬توان به دو دسته تقسیم کرد: ۱- جرایم جنسی ۲- جرایم حالتی. شایع ترین جرایم جنسی زنان در مناطق حاشیه نشینی، روسپیگری است. روسپیگری برای زنان این مناطق به عنوان شغل و حرفه با درآمد مکفی به حساب می¬آید. فعالیت زنان در کسب و کار روسپی گری به دو صورت فردی و گروهی (باندی) است. ادواردز(Edwards, 1987) علت روسپی گری زنان را سرکوب و استثمار آنان در جامعه مرد سالار می¬ داند. به گفتة او اغلب دختران و زنان جوان به دلیل ناتوانی بالقوه در کسب درآمد مکفی، کاهش فرصت¬های شغلی و ته کشیدن مستمری بهزیستی، به فحشاء روی می¬آورند. همچنین بزهکاری بدان سبب روی می¬دهد که همه نمی توانند ازراه های مشروع به ویژه از راه صلاحیت تحصیلی به هدف مقبول اجتماع ( موفقیت اقتصادی) دست یابند.

۷۵% زنان روسپی در مناطق حاشیه نشین ، زنان بیوه و مطلقه و دختران فراری هستند که از شهرستان ها آمده¬اند. ۲۰ درصد زنانی هستند که شوهران آنها در زندان یا مسافرت هستند و برای تامین هزینه ها دست به این کار می¬زنند . ۵% هم با رضایت شوهران خود اقدام به این عمل کرده تا کمک خرج زندگی باشند. (مهاجرین، ۱۳۸۷ )

از دیگر جرایم شایع زنان در مناطق حاشیه نشینی، می توان به سقط جنین(Abortion) و
کودک آزاری (Child-abuse) اشاره کرد. علت کودک آزاری زنان را باید در همسرآزاری(Wife- abuse)
جست و یک جنبة تلافی جویانه دارد.

خرید و فروش مواد مخدر، ساخت و ساز شراب و مشروبات الکلی، اعتیاد زنان و دختران از جمله جرایم حالتی – رفتاری زنان حاشیه نشین است. در بین این زنان، تکدی گری، گدایی و دست فروشی به فراوان دیده می شود.