چکیده

با توجه به اینکه تفکرات غیرمنطقی در سبب شناسی تمام آشفتگی های هیجانی و نابهنجاری های روانی دخیل می باشند مشکلات روانی نتیجه شناخت نادرست افراد است، چرا که عواطف محصول شناخت است. در تهیه این مقاله از روش مطالعه کتابخانه ایی با جامعه آماری ۶۰ کتاب، مقاله و پایان نامه های روانشناسی،پزشکی و بهداشتی استفاده شده و ساختار مقاله نیز بدین شکل است که اول به بیان تعریف و اهمیت باورهای غیرمنطقی پرداخته و سپس به بررسی دلایل،آسیب شناسی و راهکارهای مقابله با آن می پردازیم. نتایج این مطالعه نشان داد که باورهای غیرمنطقی هر گونه فکر، هیجان و یا رفتاری است که منجر به تخریب نفس و از بین رفتن خود می شوند و پیامدهای مهم آن اختلال در بقاء، خوشحالی و شادمانی، اختلالات عاطفی و رفتاری، پیامدهای عاطفی همچون ترس، خشم، گناه، غم و اندوه، خصومت و افسردگی و اختلال در روند زندگی، اضطراب و عملکرد اجتماعی ضعیف، اختلال در سلامت روانی، ناسازگاری، اختلال روان و آشفتگی هیجانی و … می باشند. بنابراین پیشنهاد میشود این نوع باورها شناسایی و اقدامات لازم در راستای رفع آنها انجام گیرد.

واژگان کلیدی: باورهای غیرمنطقی، آسیب شناسی روانی، راهکارها، نظریه منطقی هیجانی الیس

۱

مقدمه

از جمله نظریه های روانشناسی که نقش مهمی در شناخت عوامل مؤثر بر سلامت داشته و طی سالهای اخیر توجه زیادی را به سوی خود معطوف کرده، نظریه منطقی- هیجانی۱ آلبرت الیس(۱۹۵۵) ۲ است که تاکید بر نقش عوامل شناختی در رفتار انسان(هنجار یا ناهنجار) و سلامت فردی است. نظریات شناختی علت زیربنایی رفتار را در رویدادهای ذهنی(مانند انتظارات، باورها، افکار، برداشت ها) جستجو می کنند.به عبارت دیگر نظریات شناختی معتقدند، این محرک یا رویدادهای برانگیزنده نیستند که اهمیت دارند بلکه برداشت ها و تعبیرهای فرد از رویدادها هستند که از اهمیت ویژه ای برخوردارند(آزاد، .(۱۳۸۴

مشکلات روانی نتیجه شناخت نادرست افراد است، چرا که عواطف محصول شناخت است. الیس (۱۹۹۸) معتقد است ریشه بسیاری از ناراحتی مردم و زندگی عاطفی نامنظم آنها در انواع عقاید غیرمنطقی آن ها در مورد خود و دیگران است. افسردگی، اضطراب و ناامیدی می تواند از طریق تلقین های درونی و تفکرات نامطلوب ایجاد شود. سلامت روانی رابطه تنگاتنگی با نوع تفکر دارد. بسته به نوع تفکر(منطقی، غیرمنطقی) اثرگذاری بر روی مؤلفه های رضایتمندی از زندگی متفاوت است (نویس، نویس و استین۳، .(۲۰۰۴

جورج کلی(۱۹۵۵)۴ معتقد است باورها، قوانینی است که به وسیله آنها فرد تجربیات خود را تغییر و تفسیر می کند به نظر دالوس.(۱۹۹۱)۵ باورها مشتمل بر حقایقی است که ما را هدایت می کند تا به شکل خاصی به زندگی واکنش نشان دهیم. هر فرد مجموعه ای از تفکرات عمومی دارد که عقاید مرکزی یا باورهای بنیادی خوانده می شوندمعمولاً. این باورها نیمه آگاه هستند و آشکار می کنند که هر فرد چگونه نسبت به زندگی واکنش نشان می دهد. زمانی که یک واقعه رشته افکار را فعال می کند آنچه که شخص آگاهانه فکر می کند، بستگی به باورهای بنیادی ای دارد که به صورت نیمه آگاه در مورد آن واقعه به کار می افتد. اینکه حقایق خاصی برای افراد دارای مفهوم است، به باورهای فرد بستگی دارد(فرگات۶،.(۲۰۰۳

نظریه عقلانی- عاطفی- هیجانی الیس

یکی از جدیدترین و امیدبخش ترین نظریه هایی که به اصلاح تفکر و ذهنیت افراد می پردازد، نظریه درمانی عقلانی هیجانی الیس است. این مدل مدعی است، تفکرات غیرمنطقی در سبب شناسی تمام آشفتگی های هیجانی و نابهنجاری های روانی دخیل می باشند. بر اساس این مدل فکر منطقی انسان را به سوی هماهنگی و سلامت سوق می دهد، تعارض را در شخص به حداقل می رساند و فرد را در شکل دادن به وظایف و ارتباط با دنیای پیرامون یاری می دهند. فکر منطقی به رضایت خاطر بیشتر منجر می شود، در برابر آن فکر غیر منطقی حقیقت ندارد، مطلق گراستو در عین حال، استدلالی را برای پشتوانه ندارد و مانع از رویارویی مؤثر فرد با حوادث می شود (کاسر۷، ۱۹۹۶؛ آدلر و فاگلی۸، .(۲۰۰۵

نظریه او یک نظریه شناختی است. این نظریه انواع تفکرات غیرمنطقی را به عنوان عامل اصلی مشکلات می داند. فلدمن(۱۹۸۷)۹ می نویسد الیس معتقد است که بسیاری از ناراحتی های مردم و زندگی عاطفی نامنظم آنها ریشه در عقاید غیرمنطقی آنها دارد. این نظریه برای اولین بار به طور منظم و نظام دار توسط خود الیس معرفی شد. سالمان(۱۹۸۸)۱۰ معتقد است که درمان عقلانی و هیجانی و رفتاری تقریبا به طور انحصاری توسط الیس عنوان شد و شاخه ای از درمان بر اساس نظریه های شناختی، روان تحلیل گری و انسان گرایی است(علیزاده، .(۱۳۸۶آلبرت الیس((۱۹۶۲ نظریه عقلانی- عاطفی- رفتاری خود را

. theory Rational _ Emotion .Ellis

.Noice, H., Noice, T., & Staines, G. .keeley. J .Dallos .Froggatt .Kasser .Fagley .Feldman .Salman
2

این چنین ارائه داد که این وقایع و رویدادها نیستند که بااعث آشفتگی، پریشانی و یا اضطراب آدمی می شوند، بلکه برداشت و باور خود فرد از وقایع و پدیده هاست که موجب آشفتگی، پریشانی، اضطراب و همچنین سبب بوجود آمدن مشکلات متعددی در زندگی وی می شوند. الیس بیان می کند که مقصود از »باور« تنها طرز تفکر، دیدگاه، نظر، نگرش، یا عقیده فرد نیست، بلکه باور معرف » فکر کردن، احساس کردن و رفتار کردن« است. زیرا این فرایندها با یکدیگر روی می دهند و تأثیر چشمگیری بر یکدیگر می گذارند. او معتقد است که منطقی(عقلانی) بودن همان فکر کردن، عمل کردن و احساس کردن به گونه ای است که انسان را برای رسیدن به اهداف و مقاصد اصلی ترغیب می کند (الیس، .(۱۹۹۹ الیس (۱۹۹۸) معتقد است یکی از فرض های اساسی رویکرد منطقی- هیجانی در درمان، این باور است که بسیاری از واکنش ها و رفتارهای هیجانی ناسازگار تحت تأثیر نگرش های فرد درباره جهان و فرضیه های وی در این مورد قرار دارد.

مفاهیم بنیادی نظریه الیس مبنای فیزیولوژیکی:

الیس((۱۹۹۹ معتقد است انسان ذاتا تمایلات بیولوژیکی استثنایی و نیرومندی برای تفکر و عمل به شیوه خاص دارد که این شیوه ممکن است در جهت منطقی و یا غیر منطقی باشد. او جهت فکر و عمل را تابع محیط خانواده و فرهنگی می داند که در آن رشد می یابد. او انسان را از نظر ولوژیکیبی عمدتاً موجودی می داند که در جهت تخریب نفس و ارتکاب به امور بد گام بر میدارد و آمادگی ذاتی شدیدی برای تفکر غیرمنطقی و غیرعقلانی دارد. الیس با نوشتن این مطلب که انسان ها گرایش ذاتی شدید به ناراحت کردن خویش و تفکر نامعقول دارند معتقد است انسان ها صرفنظر از عوامل محیطی مؤثر بر رویدادها به شکل خاصی در برابر رویدادها واکنش می دهند و وقتی به خواسته هایشان نمی رسند خودشان و دیگران را لعنت می کنند. در ضمن الیس((۱۹۶۲ معتقد است بعضی از اختلالات روانی شدید تا حدودی فطری هستند و جنبه های زیست شناختی دارند. برای مثال اسکیزوفرنی مظهر محدودیت و اشکالات زیست شناختی است که جلوی تفکر صحیح، روشن و منطقی را می گیرند(شفیع آبادی، .(۱۳۸۱

مبنای اجتماعی:

الیس((۱۹۹۹ می پذیرد که انسان موجودی اجتماعی و زندگی در اجتماع برای او لازم است او معتقد است که انسان باید در اجتماع مطابق انتظارات خود و دیگران رفتار کند و بیش از حد خودمدار و خودبین نباشد و زیاد بر سبقت جویی تأکید نکند. به بیان دیگر هر انسانی باید تا حدی از خصوصیتی بهره مند باشد که آدلر آن را علاقه اجتماعی می نامد. اما از طرف دیگر معتقد است که پافشاری بر نگرش دیگران نسبت به خود و جلوه دادن آن به صورت نیاز مبرم حالتی مرضی و مخرب نفس است(کریسنی۱، ۱۹۷۳، پاپن۲، ۱۹۷۴، به نقل از نیک سرشت ماسوله، .(۱۳۸۰

مبنای روان شناختی:

به عقیده الیس((۱۹۷۶ اگر چه انسان از نظر بیولوژیکی تمایل شدیدی به مضطرب کردن خود و تخریب نفس دارد و اگرچه او در اجتماعی زندگی می کند که سبب پاره ای نابسامانی های رفتاری اوست و آن ها را تقویت می کند. اما دیدگاه روانشناختی شخصیت سالم هستند، مرجع کنترل خود را بر پایه خودفرایندگی و تفکر کارآمد بنا می دند. به هر حال شخص در تلاش خود برای حرکت در جهت رشد فردی و نشان دادن رفتارهای مبتنی برخودشکوفایی، غالباً با کارشکنی ها و خرابکاری های عمدی مربوط به تفکراتی مواجه می شوند که مبتنی بر خود مغلوب سازی می باشد(الیس، .(۱۹۷۶ مردم با آشفته کردن و مضطرب ساختن و ناراحت کردن خود در رابطه با رویدادهای بیرونی، شخصا باعث می شوند که پریشانی هیجانی پیدا کنند(علیزاده صحرایی، .(۱۳۸۹

الیس((۱۹۹۹ معتقد است که رفتار و عواطف انسانی، ناشی از باورها و اعتقادات و طرز تفکر اوست. در حقیقت این باورهای انسان است که نوع، وضعیت و شدت عاطفه رفتار او را تعیین می کند. عقاید و باورها که به نظر الیس((۱۹۶۲ عامل اصلی کیفیت واکنش عاطفی فرد به وقایع و حوادث می باشند به دو دسته کلی منطقی و غیر منطقی تقسیم می شوند:

.Crisni

.papn

۳

باورهای منطقی
باورهای منطقی۱ منجر به پیامدهای عاطفی و رفتار سازنده و منطقی در فرد خواهند شد و منجر به رشد بقا و حفظ سلامتی روانی او می گردند. افرادی که شخصیت سالمی دارند، منبع کنترل خود را بر تفکر کارآمد بنا می نهند. به هرحال شخص در تلاش خویش برای حرکت در جهت رشد فردی با نشان دادن رفتارهایی مبتنی برخودشکوفایی، غالبا با کارشکنی ها و خرابکاری های مربوط به تفکراتی مواجه می شود که مبتنی بر خودمغلوب سازی است (ساعتچی، .(۱۳۷۴
فلاین(۱۹۸۷)۲ اشخاصی را که دارای باورهای منطقی اند واجد ویژگی های زیر می داند:
۱٫ افکار خود را بر پایه واقعیت های عینی و نه عقاید و باورداشت های ذهنی بنا می نهد.

۲٫ به احتمال زیاد هم از زندگی و هم از جان خود محافظت می کند.

۳٫ به خود کمک می کند تا هدف های شخصی خویش را سریع تر روشن سازد
۴٫ می کوشد تا حداقل میزان تعارض یا تضاد شخصی و پریشانی را برای خود به وجود آورد.

۵٫ از درگیر شدن در تعارض ها و تضادهای شخصی با افراد مهم در زندگی خود اجتناب می کند(فلاین، .(۱۹۸۷

باورهای غیرمنطقی

منشأ نظریه باورهای غیرمنطقی به الیس منسوب است. اگرچه زیرساخت فلسفی افکار او به برخی از فلاسفه متقدم رواقی به خصوص زنو۳، پیرو۴ و اپکتتوس ۵برمی گردد. اپکتتوس که در قرن چهارم قبل از میلاد می زیست، معتقد بود که انسان ها به وسیله اشیاء برآشفته نمی شوند، بلکه نگرشی که نسبت به امور و اشیاء پیدا می کنند، آنها را برآشفته می کند(شفیع آبادی و ناصری، .(۱۳۷۶ الیس((۱۹۶۲ بر اساس مطالعات خود در مورد فلاسفه باستان و نیز از طریق تجربه ویژگی ها و رفتارهای بیمارانش قانع شده بود که مردم به این دلیل بر رفتار غیرمنطقی خود پافشاری می کنند که مستمراً به خود تلقین می کنند که باید آن گونه رفتار کنند. ویژگی اصلی عقاید غیرمنطقی این است که توقعات خشک و تعصب آمیزی اند که با کلمات»باید« و »حتما« بیان می شوند و الزام آورند. جونز در سال۱۹۶۹ آزمون باورهای غیرمنطقی ده گانه را بر اساس نظریه الیس((۱۹۶۲ ساخت.

باورهای غیرمنطقی۶ با خواست ها و اهدافی هستند که به صورت ترجیحات ضروری و الزامی در می آیند و تبدیل به اهداف اجباری و الزامی و قطعی می گردند به طوری که اگر برآورده نشوند به آشفتگی و اضطراب منجر می گردند(برنارد۷، ۱۹۹۱؛ به نقل از صادق، .(۱۳۸۳

باورهای یک فرد درباره مفهوم خودش به طور کلی تمام باورهای دیگر و نحوه رفتارش را تحت تأثیر قرار می دهد. چنان که فلاین می گوید: دید یک فرد درباره خودش چه شایستگی و چه عدم شایستگی، ارزشمندی و یا بی ارزش بودن، تأثیر زیادی بر باورهای دیگر و نحوه رفتار او با دیگران دارد. باورها بر طبق میزان تأثیرشان در زندگی فرد طبقه بندی می گردند. بر این اساس بعضی از آنها نقش بسیار مهمی در زندگی دارند، در حالی که باورهای دیگر از اهمیت کمتری برخوردارند. اهمیت یک باور در تعداد ارتباطاتی که آن باور با دیگر باورها دارد منعکس می گردد و از طریق این ارتباطات، گستره تأثیرگذاری باور مشخص می شود (فلاین، .(۱۹۸۷

به نظر الیس((۱۹۷۳ رفتار و عواطف انسان ناشی از باورها، اعتقادات و طرز تفکر اوست. اضطراب، افسردگی، غم، اندوه، خطر و ترس همگی ناشی از طرز فکر و باورهای فرد نسبت به جهان و دیگران است. وی نام این باورها را باورهای غیر منطقی

.Rational belefs .Flyn .Zeno .Cicero .Epectetus
.Irrational beliefs .Bernard, W

۴

گذاشت. الیس می گوید انسان فقط انسان است نه فرشته و نه شیطان؛ محدودیت های جسمی و روانی ممکن است تا حدودی بر او غلبه کند(شفیع آبادی و ناصری، .(۱۳۷۶

افرادی که بتوانند احساسات خود را بدون پیش فرض ها و چارچوب های ذهنی بازگو کنند و بدون قضاوت، شنوندگان خوبی برای اطرافیان باشند، از سلامت روانی بیشتری نسبت به کسانی که با فیلترهای ذهنی نادرست با دیگران ارتباط برقرار می کنند، برخوردارند (نویس، نویس و استین، .(۲۰۰۴

افکار غیرمنطقی باورهایی هستند که بر روان فرد سلطه دارند و عامل تعیین کننده نحوه تعبیر و تفسیر و معنابخش به رویدادها و تنظیم کننده کیفیت و کمیت رفتارها و عواطف هستند (کورسینی۱، .(۲۰۰۵ عدم آشنایی دانشجویان با شیوه های درست تفکر، می تواند سبب از پا درآمدن، خشم و پرخاشگری یا افسردگی آنها شود یا می تواند ایشان را به سوی رفتارهای اجتنابی مثل سیگار، اعتیاد و انواع بزه ها سوق دهد. چنانچه دیده شده در انگلستان نوجوانان، کشیدن سیگار را به عنوان راه حلی برای کسب هویت و به کنترل در آوردن زندگیشان استفاده می کنند (فاوا و جیووانی۲، .(۲۰۰۰