آشنایی با اقلیم ابهر

مقدمه:
اصطخری ابهر را شهری کوچک دیده که دارای باغات و محصولات کشاورزی بسیار است . (۹) در آثار البلاد و اخبار العباد آمده است که :
ابهر شهری تابع الجبال از بناهای شاپور ذوالاکتاف است . گویند زمینی که شهر بر سر آن بنا شده چشمه رهایی بوده که از صدها سوراخ و سنبه زمین آب می جوشد . این سوراخ ها را با پشم و چرم سد کردند و خانه ها را بر چشمه های پشم آلود بنا کردند . منظر شهر از بیرون زیباتر از اندرون است .

شهر ابهر هوای سازگار دارد و آبش بسیار و گوارا ، باغ و باغات و میوه شهر ابهر شهرت جهانی دارد . از فراورده های میوه وسردرختی ، انگور ، گلابی ، گردکان ممتاز و در انتخاب میوه جات دارای اکثریتند. نوعی امرود در ابهر هست به اندازه نارنج و همچون نارنج گرد است ، آن را عباسی گویند . عباسی در خوشمزگی ضرب المثلی شده است که [ متداول است ] می گویند ، از هر جای مملکت میوه فروشان به شهر ابهر می آیند که گلابی عباسی را خرید کنند . باغستانی

پیرامون شهر هست بهاء الدین آباد گویند و استفاده از آن برای همه حتی مسافران مجانی است آثار دژی در ابهر هست که گویند پناهگاه یاغیان از دولت بود . در ابهر آبی موجود است که از چشمه ای می جوشد هر تیغ پولادینی را اعم از شمشیر و غیره وسیله آن ، آب دهند . فوق العاده تیزو بادوام می شود . در پیرامون ابهر به هر طرف نگاه کنی ، آسیا ها را می بینی که وسیله آب می چرخند. (۱۰) در جایی دیگر می گوید ابهریان در زیبایی گوی سبقت را از اهل هر شهر دیگری ربوده اند و همه باهم یکدل و متحدند . در مشترک یاقوت حموی آمده است که ابهر شهر بزرگ مشهوری است میان قزوین و زنجان از ناحیه های جبل که گروه بسیاری از فقیهان مالکی و شافعی و محدثان از آن برخاسته اند . (۱۱)

وجه تسمیه ابهر
در مورد تسمیه ابهر در مشترک یاقوت چنین می خوانیم :
« ایرانیان خودشان آن را « اوهر » تلفظ می کنند ، درباره اشتقاق آن گفته اند که کلمه مرکب از « آب » و « هر » به معنی آسیا است و کلمه ابهر یا اوهر (که لهجه محلی است ) به معنی آب آسیا است .» (۱۲)
در لغت نامه دهخدا نیز چنین آمده است که :

« شهر مشهوری میان قزوین و زنجان و همدان از نواحی جبل و اهل محل ، آن را « آوهر » گویند » (۱۳)
فلسفه وجودی شهر ابهر

از مطالعات تاریخی و باستان شناسی بر می آید که نقطه ی اصلی شهر قلعه ای بوده که در دوره ی هخامنشیان پایه گذاری شده است ، ابهر در دوره ساسانیان حصاری عظیم داشته که بر آن چهار دروازه بوده است و از آن پس وقایع تاریخی حاکی از تخریب مکرر به واسطه تهاجم اقوام مختلف است چنانکه در هجوم تیمور گورکانی به کلی از بین رفته است .

از عوامل اصلی انگیزه ی ایجاد شهر ابهر ، عوامل جغرافیایی بوده است .جریان رودخانه ابهر رود که باعث به وجود آمدن سرزمینهای آبرفتی و حاصلخیز نسبتاً وسیع اطراف آن شده ، عامل رشد کشاوزی می باشد .
دیگر وجود آب و هوای مساعد جهت ایجاد و رشد کشاورزی ، دامداری بود که از جهت اقتصادی نقش عمده ای برای ساکنین شهر ابهر داشته است .
و سرا انجام وجود قلعه ای قدیمی که مانند پادگان نظامی عمل می کرده و ساخته کیخسرو فرزند سیاوش بود و امروزه آثاری از ان به نام قلعه تپه موجود است که بر کنار همین رودخانه ابهر رود ساخته شده بود .

سابقه تاریخی ابهر
منطقه ابهر و مناطق اطراف ابهر رود و از مناطق باستانی ایران به شمار می رود که دارای سوابق تاریخی طولانی می باشد با بررسی های به دست آمده در این مناطق ، ثابت شده که دره ی ابهر رود در هزاره ی دوم قبل از میلاد از رونق بیشتری برخوردار بوده و در حدود قرن نهم پیش از میلاد مادها اتحادیه ای از قبایل مختلف به وجود آورده بودند که مقر و مرکز آن در ابهر چایی یا کمی جنوبی تر در ناحیه کوهستانی جنوب غربی قزوین بوده است و در حدود سالهای ۸۲۱ قبل از میلاد قبایل مختلف مادها که تحت رهبری فردی به نام « هانا سیدوکا » بودند و در محلی به نام « بیت سگبات » واقع در دره ابهر چایی [ ابهر رود ] جنوب غربی قزوین جمع شدند و در این محل نبردی بین مادها و آشوریها در گرفت و در حدود قرن هفتم پیش از میلاد نواحی ابهر رود تا قسمت علیای قزل اوزن و شرق همدان تحت سیطره آشوریها قرار گرفت .

در دوره ساسانیان ناحیه ای واقع بین دو رودخانه ابهر رود و خررود که در حال حاضر مناطقی چون تاکستان ، فارسجین و ضیاء آباد را شامل می شود کاملاً آباد بوده است و منطقه ابهر رود تحت تسلط خاندان مهران یکی از هفت خاندان مهم حکومتگر ایران قرار داشت . در آن زمان خاندان مهران علاوه بر این منطقه به مناطق وسیعی تسلط داشتند ، شروین دشبتی ، بهرام چوبین و پیران گنبشت از خاندان مهران می باشند .

سرزمین ابهر رود بعد از اسلام که هم مرز دیلم بود به علت تمایل سرداران عرب جهت تسلط بر دیلم اهمیت خود را حفظ نموده است . (۱۴) به روایت عز الدین علی بن الاثیر مولف کامل التواریخ ، فتح ابهر و نواحی آن در سال ۲۲ هـ ق اتفــاق افتاده است و ما در اینجا عیناً به نوشته ی این مورخ بزرگ استناد می کنیم :
« لما سیرالمغیره جدیداً الی همدان ففتحها سیر البراء بن عازب فی جیشٍ الی قزوین و أمره أن سیر الیها فان فتحا عزالدیلم منها و انّما کان مغزا هم قبل دستبی . فسار البراء حتی الی ابهر و هو حصن . فقاتلون ثم طلبوا الامان فامنهم و صالحم » .

« مغیره پس از آن که جریر را برای فتح همدان روانه کرد . براء عازب را با سپاهی برای فتح قزوین فرستاد تا پس از قزوین به جنگ با دیلمیان بپردازد و راه او از دستبی بود براء لشگریان خود را به ابهر و قلعه آنجا رساند . محافظین قلعه جنگیدند و چون کارشان به جایی نرسید ، امان خواستند و او امان داد و مصالحه کرد .»دیاکونوف در مقدمه بررسی تاریخ ماد در ذکر حوضه و دریاچه حوض سلطان می نویسد :

« این ناحیه در مرکز سفلی بوده و سه رودک در جهت دریاچه های حوض سلطان و دریای نمک جاری می باشند از شمال غرب ابهر چای ب دره ای که شهر قزوین در آن است و از غرب قره سوکه از سمت همدان جاری است و از جنوب قم رود که اکنون شهر قم در آن واقع است .» (۱۵)

در نزهه القلوب چنین می خوانیم : ابهر از اقلیم چهارم طوالش از جزایر خالدات فول و عرض از خط استوالوم ، کیخسرو بن سیاوش کیانی ساخت و در آن جا قلعه ی گلین است داراب بن دارای کیانی ساخته و برادرش اسکندر رومی به اتمام رسانید و بر آن قلعه ، قلعه ی دیگر بهاء الدین حیدر از نسل اتابک نوشتگین شیرگیر سلجوقی ساخت و به حیدریه موسوم کرد . دورباروی آن شهر ۵۵۰۰ گام است هواش سرد است و آبش از رودخانه که بر آن شهر موسوم است و از حدود سلطانیه بر می خیزد و در ولایت قزوین می ریزد و غله و میوه ی آن بسیار است و نیک می باشد اما نانش سخت نیک نبود و پنبه کم آید از میوه هایش امرود سجستانی و آلوی بوعلی و گیلاس نیکو است مردم سفید چهره و شافعی مذهب اند و بر ظاهر آن شهر مزار شیخ ابوبکر بن طاهر طیار ابهری است ولایتش ۲۵ پاره دیه است ، حقوق دیوانی آن شهر با ولایتش یک تومان و چهار هزار دینار است . (۱۶)

در بستان السیاحه در ذکر ابهر آمده است :
به فتح اول و سکون باء و فتح ها و سکون راء ، قبضه است نیک ، نزدیک هفتصد باب خانه در اوست و چند مزرعه مضافات اوست و مشتمل است بر باغات دلنشین و بساتین و بهجت انگیز و نهری وسط آن جاری است و قبر شیخ قطب الدین از مشایخ سلسله شیخ صفی الدین اردبیل قدس سره العزیز در آنجاست ، آن قصبه از اقلیم چهارم و هوایش خرم است و مردمش شیعی مذهب و ترک زبان اند . (۱۷)
اقليم ـ آب و هوا و موقعیت جغرافیایی شهرستان

ابهر يكي از شهرهاي خاوري استان زنجان و دومين شهرستان با اهميت بعد از زنجان است . ابهر از نخستين زيستگاههاي انساني ايران است . مساحت اين شهرستان بيش از ۳۳۶۲ كيلومتر مربع است این شهرستان از شمال به شهرستان طارم و از شمال شرقی به استان قزوین ، از شرق به شهرستان تاکستان ، از جنوب به استان همدان و از غرب به شهرستان خدابنده محدود است .این شهرستان در ۴۹ درجه و ۲۵ دقیقه تا ۴۸ درجه و ۳۵ دقیقه طول شرقی نصف النهار

گرینویچ و ۳۶ درجه و ۴۵ دقیقه تا ۳۵ درجه و ۵۰ دقیقه عرض شمالی خط استوا قرار گرفته است . از نظر توپوگرافی در انتهای کوه های زنجان جنوبی قرار گرفته است و دارای رودهای مهمی بنام ابهررود و خرارود.از عوامل اصلي انگيزه ي ايجاد شهر ابهر ، عوامل جغرافيايي بوده است .جريان رودخانه ابهر رود که باعث به وجود آمدن سرزمينهاي آبرفتي و حاصلخيز نسبتاً وسيع اطراف آن شده ، عامل رشد کشاوزي مي باشد . ديگر وجود آب و هواي مساعد جهت ايجاد و رشد

کشاورزي ، دامداري بود که از جهت اقتصادي نقش عمده اي براي ساکنين شهر ابهر داشته است. حداكثر رطوبت نسبي درشهر بالغ بر ۵/۹۴ % وحداقل آن ۳/۲۳ % مقدار متوسط بارندگي ساليانه ۳۰۰ ميليمتر است كه در كوهستانها به ۴۵۰ ـ ۳۵۰ ميليمتر مي رسد . منطقه داراي زمستانهاي سرد وتابستان هاي معتدل بـــوده .عمده بارندگي درفصل زمستان وبهار اتفاق مي افتد .درجه حرارت هوا در مرداد به حدود ۳۵ درجه سانتي گراد ودربهمن ماه كه حداقل آن ۲۰ درجه سانتي

گراد مي رسد اين منطقه از اقليم نيمه سرد سير خشك كشور محسوب مي گردد تعداد روزهاي يخبندان سال بطور متوسط بين ۸۵ ـ ۱۰۵ روز مي باشد بادهاي منطقه جهت وشدتهاي متفاوتي دارند .مهمترين آنها عبارتند از باد مه باد سردي راگويند كه جهت وزش آن از شمال وشمال غربي است وعلت وزش آن اختلاف فشار هوا در دوطرف رشته كوه البرز ميباشد .باد گرم ،باد راز ، كه ساكن آن منطقه آن را (شره ) مي نامند بر خلاف جهت باد مه مي وزد يعني از جنوب شرقي است . اين باد موجب افزايش ميزان تبخير وكم شدن رطوبت ودر نتيجه باعث خشكي مزارع وعلفزارهاگرديده كه از نظر كشاورزي مضر تلقي ميگردد .

ابهر در گذر تاریخ
ابهر یکی از شهرهای دوران پادشاهی سلسله کیانیان است. در تعیین بانی اولیه این شهر باستانی میان مورخین اسلامی وحدت نظر وجود ندارد. بعضی از تاریخ نگاران مانند ذکریا بن محمود قزوینی ( متوفی ۶۷۵ هـ . ق. ) بینانگذار ابهر را را شاپور ذوالاکتاف می داند. عده ای از پژوهشگران مانند حمداله مستوفی متوفی ( ۷۵۰هـ . ق ) مورخ نامی در کتاب جغرافیایی نزهت القلوب احداث ابهر را به دست کیخسرو بن سیاوش کیانی دانستند و پاره ای هم مانند یاقوت حموی ( متوفی ۶۵۸ هـ . ق . ) در معجم البلدان بانی شهر ابهر را داراب بن داراب بن بهمن کیانی ( داریوش سوم هخامنشی ) معرفی کرده و نوشته که به دستور او

قلعه ای در ابهر ساخته شده است. ( به این ترتیب از تاریخ احداث قلعه تپه ( تپه دارا ) و شهریت ابهر در روزگار داراب شاه کیانی آخرین پادشاه هخامنشی حدود ۲۷۶۸ سال سپری گردیده. ولی مطالعات باستانشناسی انجام شده در این منقطه بیانگر این واقعیت است که ( اوهر ) از پنجهزار سال قبل بصورت ( دهات ) بطور لاینقطع مورد استفاده انسانی قرار داشته است. – مؤلف آقاجان فخیمی در کتاب تاریخ ابهر )

آنچه که از مضامین گوناگون و روایات مختلف استنباط می شود. هر کدام از سلاطین نقشی و سهمی در آبادانی این شهر کهن داشته اند. لازم به یادآوری است که زمان زیستگاه شدن ابهر از دورانهای قبل از این سلسله بوده این شهر به دلایل طبیعی، وجود آبهای فراوان، هوای مناسب، زمین های حاصلخیز، لااقل از هزاره سوم پیش از میلاد محل نشو و نمای اقوام مختلف بوده از جمله مادها و نام اوهر که در حدود العالم بکاررفته به معنای تنگ کردن و بستن آبها برای مشروب نمودن مزارع و چرخاندن آسیابهای آبی کم و بیش چنین معانی را تداعی می کند. شاگرد اثیر الدین ابهری، ذکریا قزوینی در آثار البلاد می نویسد: ” ابهر

شهری است تابع الجبال از بناهای شاپور ذوالاکتاف. گویند زمینی که شهر روی آن ساخته شده چشمه سارهایی بوده که از صدها سوراخ و سنبه آن آب می جوشیده این سوراخها را با پشم و چرم سد کردند و خانه ها را چشمه های پشم آلو بنا نهادند، منظر شهر از بیرون زیباتر از اندرون است. شهر ابهر هوای سازگار دارد آبش گوارا، باغات و میوه شهر ابهر شهرت جهانی دارد، از فرآورده های میوه و سردرختی انگور، گلابی و گردکان ممتاز که از انواع میوه جات دارای اکثریتند.