آلودگی آب های ما:
مرز شمالی کشور پهناور ما را آب های دریای خزر و مرز جنوبی آن را آب های خلیج فارس تشکیل داده است. که هزاران سال پیش علاوه بر استفاده برای رفت و آمد و حمل و نقل دریایی از نعمت های فراوان خدادادی در آنها ، نظیر انواع و اقسام ماهیهای لذیذ و میگو و به ویژه خاویار معروف

دریای خزر برای تغذیه استفاده می شود. اما متاسفانه هر دوی این آب ها به علل و عوامل مختلف آلوده شده اند و آلودگی آن نیز روز به روز افزایش پیدا می کند.
دریای خزر :
شرایط زیست محیطی دریای خزر بسیار نا مطلوب است . چون این دریا بر عکس همه دریا ها که راهی به سوی آب های آزاد دارند ، بسته است . و چون با تمام وسعتش در محاصره خشکی قرار گرفته ، هر روز آلودگی بیشتری به آن اضافه می شود . این آلودگی ها ، تنوع زیادی دارند که از آلاینده های نفتی از چاه های فراوان نفت اطراف آن و غرق شدن کشتی نفت کش جمهوری

اسلامی ایران (آذربایجان) در پاییز ۱۳۸۱ گرفته تا سموم کشاورزی و فلزات سنگین و مواد شیمیایی پخش شده از صنایع از طریق رودخانه های اورال ، ولگا ، ارس و فاضلاب های بنادر و شهری اطراف این دریا که همگی فاقد تصفیه خانه هستند تشکیل یافته است.

بدیهی است که نشت آلودگی های هوا و باران های اسیدی نیز به آن افزوده می شود. آلودگی آب دریای خزر و صدمات وارده بر نظام زیستی آبزیان باعث شده که از تعدادماهیها و گیاهان آبزی کاسته شود . بستر دریای خزر که روزی پوشیده از گیاهان زیبای دریایی بوده ، امروزه درر بعضی از بخش ها خالی از هر گونه موجود زنده گیاهی یا جانوری می باشد.

لایه های آلودگی در کف دریا روی هم انباشته شده است و لجن نفتی را بر طبق بررسی هایی تا ۵/۱ متر تشکیل داده است. و این مناطق را مناطق مرده می نامند چون خالی از زندگی است و گیاهان در آن رشد نمی کنند و جانوران می میرند. لجن های نفتی حتما گورستان بزگی از ماهیان و آبزیان شده است.

امضاء سند کنواسیون محیط زیست دریای خزر به کمک سازمان های بین المللی ، زیست محیطی را برای حفظ اکوسیستم این دریا به همراه داشت. خانم دکتر ابتکار ریاست سازمان حفاظت محیط زیست جمهوری اسلامی ایران طی یم مصاحبه مطبوعاتی « کنوانسیون تهران » را آغازی برای نجات دریای خزر قلمداد کرد.*

خلیج فارس :
آب های خلیج فارس که با شروع حمل و نقل توسط کشت های نفتکش و آمد و شد روز افزون کشتی های باری موتوری ، آلودگی آن آغاز شد در جریان دو دهه اخیر به علل و حوادثی که متعاقبا به آن اشاره خواهد شد ، شدیدا آلوده شده و نظام زیستی آن آسیب دیده است.

خلیج فارس با داشتن ۲۵ پایانه ((ترمینال)) بزرگ نفت ، ۳۰ درصد حجم ترافیک نفتکش های جهان را به خود اختصاص داده است . تنگه هرمز حد فاصل دریای عمان و خلیج فارس هر سال شاهد عبور ۲۰ تا ۳۰ هزار نفتکش از این محل است . نشت ۱۵ هزار تن در- مقیاس متریک – مواد نفتی در اثر تراکم رفت و آمد نفتکشها ، این محل را به آۀوده ترین محیط زیست دریایی تبدیل کرده است .

به طور کلی ۱/۳ درصد میزان آلودگی نفتی جهان به این منطقه اختصاص دارد که این مقدار در واقع ۴۷ برابر میانگین مقداری است که برای این ناحیه در نظر گرفته شده است . منطقه دریایی خلیج فارس دارای ۳۴ حوزه نفت و گاز با ۸۰۰ حلقه چاه تولیدی می باشد . فوران مهم در شرایط غیر معمولی می تواند فاجعه آفرین باشد.

دیگر آب ها:
آب رودخانه ها ، نهرها ، دریاچه ها ، منابع آبهای تحت الارضی و زیرزمینی دراثرعوامل گوناگون نظیر جریان آب فاضلابها ، کارخانه ها ، منازل با توجه به مصرف زیاد و روزافزون شوینده ها ، پاک کننده ها ، شامپوها و نظایر آن و همچنین مزارع کشاورزی ، سیفی کاری و باغات که از کود شیمیایی و سموم دفع آفات استفاده می شود و نیز مراکز دفن زباله به طور روزافزون آلوده شده و بدیهی

است آبی را که ما می آشامیم به مقدار متفاوت آلودگیهایی بویژه شیمیایی به همراه دارد و تصفیه خانه ها هرگز قابلیت و امکان مقابله با تعداد زیادی مواد شیمیایی از این بابت و ترکیبات ناشی فعل و انفعالات شیمیایی آنها را ندارند و نخواهند داشت.

ما خود مسئول بدی کیفیت آب هستیم :
وقتی آب برای مصرف به اندازه کافی وجود ندارد ، به دلیل اینکه آب کثیف و آلوده شده است ، به بدی روش فاضلاب ها ، تاسیس کارخانه ها و شهر های صنعتی در محل های نا مناسب و روش های غلط آبیاری که از جمله عاملان آنه هستند باید توجه شود . در کشور سوئد که اغلب آب فراوان وجود دارد ، هم از جهت اینکه جمعیت این کشور نسبت به مساحتش کم است و از طرف دیگر بارش باران و رودخانه ها و نهرهای زیادی وجود دارد و در سالهای اخیر از بخش آلودگی ها به آب ها کاسته شده است.

در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ بخش های استان در زمینه ساخت تصفیه خانه ها اتصال دارند که کیفیت بالایی پیدا کرده اندو صنایع نیز از بخش آلودگی ها در فاضلاب ها کاسته اند. معهذا به علل مختلف کیفیت آب آشامیدنی در سوئد بد تر و بدتر می شود. به ویژه آب چاه های آب شیرین شخصی محتوی مقدار زیادی فلزات و نیترات است.
وضع آب در آینده:
زیاده روی و اسراف در مصرف آب از یک سو و اثرات خشکسالی ناشی از تغییرات آب و هوا به علت آلودگی هوا از سوی دیگر تهدیدی برای کمبود آب در آینده پیش بینی می شود . ولی کمبود آب به ویژه آب آشامیدنی تنها به عنوان دو مورد بستگی ندارد. بلکه آلودگی روز افزون آبهای آشامیدنی که همگی در آن سهمی داریم و مقصر هستیم ، خود ممکن است باعث کمبود شدید آب اشامیدنی سالم در آینده گردد که باید همگی ما ومسئولین ذی ربط به این خطر حیاتی توجه کنیم و جلوی آلودگیها را بگیریم . با توجه به این که موانع و مشکلات گوناگون در سر راه رسیدن به هدف وجود دارد.
منابع :
روزنامه ایران (۱۳/۸/۱۳۸۲)
سال های طولانی است که زندگی ساکنان اطراف دريای خزر تحت تأثير رقابت های نفتی دگرگون شده است بنابراين خزر امروزه بيش از هر زمان ديگری نه تنها به عنوان بزرگترين درياچه بسته جهان بلکه به عنوان رقابتی ترين حوزه نفتی جهان در ميان پنج کشور حاشيه آن نيز شناخته می شود.

با اين همه خزر در حال تجربه کردن اتفاقات ناگواری نيز هست که مسير آن ها را بايد در ژاپن، انگلستان، اسکاتلند، هلند و ايرلند شمالی جستجو کرد.

يک گزارش علمی که حاصل تحقيق پژوهشگران پروژه سم شناسی برنامه محيط زيست خزر و با همکاری موسسات تحقيقاتی کشورهای حاشيه ی خزر و چندين مرکز تحقيقاتی در اروپا و ژاپن است – و در نشريه آلودگی های محيط زيست منتشر شده – نشان می دهد که حدود ده هزار خوک آبی (فک) خزر تنها در فاصله پنج ماه يعنی از ماه آوريل تا اوت سال ۲۰۰۰ در اثر ابتلا به نوعی بيماری ويروسی به نام CDV از بين رفته اند.

اين بيماری در ميان سگ های اهلی شايع است اما نمونه هايی از ويروس را می توان در ميان روباه ها و ساير جانوران وحشی نيز يافت اما همه گيری اين ويروس در ميان فک های خزر پديده ای نادر گزارش شده است.

فک های خزری که به نام علمی فوکا کاسپيکا Phuca Caspica شناخته می شوند، از جمله نادرترين جانوران شناخته شده روی زمين هستند و در تقسيم بندی اتحاديه بين المللی حفاظت از طبيعت در فهرست قرمز که مربوط به جانوران آسيب پذير است، قرار دارند. طول آنها گاه به ۱۶۰ سانتيمتر و وزنشان در زمان بلوغ به ۱۰۰ کيلوگرم می رسد.

اما نکته ی حائز اهميت در دوره ی زندگی ۵۰ ساله ی فک های خزری اين است که آن ها به سواحل ايران بيش از سواحل چهار کشور حاشيه ای ديگر نزديک می شوند زيرا زمستان ها را به عنوان فصل زادآوری بر روی قطعات يخی سواحل شمالی می گذرانند اما در بهار و تابستان عمدتأ سواحل ايران را ترجيح می دهند.