آماری از کشور ژاپن

ملاحظات تاريخي
تاريخ روشن و واضح ژاپن به سال ۶۶۰ قبل از ميلاد بر مي گردد. در اين سال امپراطوري ژاپن بوسيله جيموتنو تأسيس شد و از همانزمان امپراطوران ژاپن به خود جنبه الهي دادند.در قرون اوليه ميلادي قبايل مختلفي در ژاپن سكونت داشتند كه حكومت هريك از آنان در دست كاهنان بود.در قرن پنجم نفوذ قوم يا ماتو بر ساير اقوام موجب پاگيري كشور ژاپن شد. در قرون ششم تا هشتم ژاپن به سرعت پيشرفت كرده و داراي تمدني درخشان شد. در همان دوران اقداماتي كه براي تأسيس حكومتي متمركز بعمل آمده بود به نتيجه رسيد و رئيس قبيله يا ماتو مقام امپراطوري يافت.از آغاز قرن نهم دربار، تحت استيلاي خاندان فوجي وارا درآمد. و با اينكه امپراطور وجود داشت ولي باطناٌ كاهنان بودائي بر كشور حكومت ميكردند.

نفوذ اين خاندان و چند عامل ديگر سبب ضعف امپراطوري هاي ژاپن گرديد. در ايالات مختلف نيز هريك از افراد اين خاندان پرچم استقلال بر افراشتند كه بهمين خاطر در سراسر قرن دوازدهم ژاپن دچار جنگهاي داخلي بود. قدرت خاندان فوجي وارا در اواخر قرن دهم و نيمه اول قرن يازدهم به اوج خود رسيد. در اواخر قرن داوزدهم خاندان ميناموتو بر رقباي خويش پيروزي يافته و رئيس آن يوريتومو با عنوان شوگو (حاكم نظامي) قدرت را در دست گرفت و از آنزمان حكومت واقعي در دست شوگونها افتاده و امپراطوري به مقامي تشريفاتي مبدل شد. يوريتومو قدرت خاندان فوجي وارا را نابود كرد و حكومت نظاميان را برقرار نمود. پايتخت وي شهر كاماكورا بود.در اواسط نيمه دوم قرن ۱۳ ميلادي دوبار مغولات به سركردگي قوبلاي قاآن

درصدد لشكركشي به ژاپن برآمدند ولي توفيقي بدست نياوردند.در سالهاي ۱۳۳۸ مقام شوگوني به خاندان آشيكاگا رسيد و آنان كيوتورا پايتخت خود قرار دادند ولي بعلت ضعف اين خاندان، از آن ببعد تا ۲۳۵ سال ژاپن گرفتار جنگهاي داخلي بود. در ايندوران فئودالها و كاهنان بودائي به تأسيس قلمرو و ايجاد ارتش پرداختند. اما در اين اوضاع آشفته، صنعت و تجارت ژاپن توسعه فراوان يافت و در همين دوره طبقه متوسط بوجود آمد و شهر اوزاكا بندري آزاد و بين المللي شد.نخستين مردمان اروپايي كه به ژاپن راه يافتند پرتقاليها بودند كه در سال

۱۵۴۲ با اين كشور روابط بازرگاني برقرار نمودند. در اواسط و اواخر قرن شانزدهم مسيحيت به ژاپن وارد شد.در اواخر قرن شانزدهم سه جنگجوي بزرگ يعني نوبوناگا، هيديوشي وايباسو يكي بعد از ديگري ژاپن را تحت تسلط خويش درآوردند. ايباسو مؤسس سلسله شوگوني توكوگاوا بود كه در سالهاي ۱۸۶۷ – ۱۶۰۳ بر ژاپن فرمانروايي كردند. اين خاندان دولتي متمركز در توكيو (آن موقع يدو) تأسيس كرده و گسترش مسيحيت در ژاپن را متوقف ساختند و همچنين هرگونه رابطه با ممالك خراجي را ممنوع كردند و فقط يك پاسگاه تجارتي هلنديان در

ناگازاكي باقي ماند.جامعه ژاپني در دوره خاندان توكوگاوا طبقه بندي شده بود و حدود آنها سخت رعايت ميشد. اين طبقات به ترتيب عبارت بودند از: فئودالها ، سامورائيها، دهقانان،‌صنعتكاران و تجار. در قرون هفده و هجده شهرها رونق گرفت و در اصل طبقه بازرگانان بر كشور مسلط شدند.در اواسط قرن نوزدهم با سفر دريا سالار پري (امريكايي) به ژاپن، بالاجبار دروازه هاي ژاپن بر روي غرب گشوده شد و رژيم شوگوني كه از داخل و خارج در معرض تهديد بود از پا درآمد. در سال ۱۸۶۷ شوگون وقت ناچاراٌ استعفاء كرده و در سال ۱۸۶۸ امپراطور موتسوهيتو بعنوان اولين امپراطور پس از ۷۰۰ سال، خود قدرت را در دست گرفت. در اين زمان پايتخت از كيوتو به توكيو منتقل شد و از اين زمان دوره معروف به بازگشت ميجي آغاز گرديد.در دوره بازگشت ميجي، فرمانروايان ژاپن بجاي خود داري از ورود بيگانان و عدم تجارت با آنان‌، سعي در استفاده از فنون و صنايع و تمدن مغرب زمين كرده و در اين راه به

پيشرفتهايي فراوان و ارزنده اي نائل آمدند و به خاطر وجود رهبراني لايق، ژاپن بسرعت به يك مملكت صنعتي نوين و يك قدرت نظامي مبدل شد. در اواسط نيمه دوم قرن نوزدهم ميلادي رژيم فئودالي لغو شد.در سال ۱۸۷۷ شكست شورش ساتسوما (كه مخالف غربي سازي كشور بودند)، مخالفت با اصلاحات امپراطور را پايان داد. در همان دوران م،موريني جهت فراگيري انواع علوم و فنون به كشورهاي غربي اعزام شدند و در داخل نيز اصلاحاتي در تمام سازمانهاي نظامي و اداري بوجود آمده و خدمت نظام وظيفه نيز اجباري گرديد.در سال

۱۸۸۹ امپراطور قانون اساسي جديدي را كه از روي قانون اساسي كشور پروس (آلمان) تدوين شده بود به مورد اجراء‌نهاد.در سالهاي ۹۵ – ۱۸۹۴ اولين جنگ چين و ژاپن به سبب رقابت آنها بر سر كره روي داد. در سال ۱۸۹۴ ژاپن پادشاه كره را به خودداري از قبول حاكميت چين برانگيخت و در جنگي كه بدنبال اين امر بين چين و ژاپن درگرفت چينيها به سرعت مغلوب ژاپنيها كه پيشرفته تر و مجهزتر بودند شدند. در پايان جنگ پيمان شيمونوسكي ميان طرفين منعقد شد كه موجب آن، كره ظاهراٌ مستقل شد (ولي در واقع تحت الحمايه ژاپن بود) و

چين جزاير فرمز (تايوان )، پسكادور و شبه جزيره ليائوتونگ را به ژاپن واگذار كرد. چندي بعد ژاپن مجبور شد بر اثر فشار دول غربي شبه جزيره ليائوتونگ را به چين مسترد كند.از سالهاي اوليه قرن حاضر ژاپن به امپراطوري مقتدري تبديل گرديد وديري نگذشت كه اين كشور كه در آغاز سعي در جلوگيري از نفوذ و تسلط دول غربي بر خويش داشت، خود به كشور گشايي پرداخت.در اواسط دهه اول قرن بيستم بدنبال دستيابي روسها بر بندر ولاديووستوك و قسمتي از سواحل منچوري و جزيره ساخالين و تعرض آنها به چين و بوجود آمدن رقابت ميان ژاپن و روسيه، دو كشور به جنگ پرداختند و نيروهاي روسي در خشكي و دريا شكست سختي از ژاپنيها خوردند كه دليل عمده اين واقعه عدم لياقت فرماندهان روسي و گرفتن رشوه از

سرداران ژاپني بود. بموجب عهدنامه پورتسموت (امريكا) كه در پايان جنگ امضاء شد نيمه جنوبي جزيره ساخالين و بندر پورت آرتور به ژاپن تعلق گرفته و شبه جزيره كره نيز تحت الحمايه ژاپن شد. در سال ۱۹۱۰ ژاپن كره را كاملاٌ به خاك خود الحاق نمود.در جنگ جهاني اول ژاپن امتيازات آلمانها را در شانتونگ بدست آورد ه و از طرف جامعه ملل قيموميت جزاير متصرفي آلمان در اقيانوس آرام به ژاپن واگذار شد.در دهه ۳۰ – ۱۹۲۰ دولتهاي حزبي و آزاديخواه بر روي كارآمدند و تا حدي از شدت كشورگشايي ژاپن كاسته شده و پارلمان قدرت يافت.در

اواسط نيمه اول قرن حاضر امپراطور فعلي، هيروهيتو به سلطنت رسيد. چند سال بعد از به سلطنت رسيدن هيروهيتو، بحران اقتصادي مدتي بعضي از بخشهاي اقتصادي را فلج كرد. در دهه بعد از ۱۹۳۰ ، نظاميان بر امور سياسي ژاپن مسلط شدند. در ايندوره صادرات ژاپن افزايش فوق العاده اي يافت.از سال ۱۹۳۱ جنگي ميان ژاپن و چين به سبب توسعه طللبي ژاپن در آسياي شرقي آغاز شد كه تا سال ۱۹۴۵ (تا پايان جنگ جهاني دوم) ادامه يافت. در سال ۱۹۳۱ ژاپن پادگان خود را در منچوري بعنوان حمايت از دارايي ژاپنيها در آن سرزمين تقويت

نمود. ژاپن پس از بهانه اي كه بدست آورد تمام سرزمين منچوري و چندناحيه ديگر را اشغال نمود و دولت دست نشانده منچوكوئو را برپا نمود. در سال ۱۹۳۲ جامعه ملل ژاپن را متجاوز شناخت و اين كشور از عضويت آن سازمان خارج شد. در سال ۱۹۳۵ نواحي چاهار و هپي نيز تحت تصرف ژاپن درآمدند. در سال ۱۹۳۷ يك درگيري ميان سربازان چنين و ژاپني در پادگان ژاپني ها (در پكن) روي داد و آنان نيز به اين بهانه پكن و تين تسين را اشغال كردند. ماه بعد باز هم ژاپنيها به بهانه اي ديگر شانگهاي و سپس نانكن را تصرف نمودند. در سال ۱۹۴۰

تمام شهرهاي عمده ساحلي شرق چين و قسمتهائي از جنوب آن كشور در دست ژاپن بود.در سال ۱۹۴۰ تمام احزاب سياسي ژاپن منحل اعلام شده و اين كشور به هند وچين نيرو فرستاد و با آلمان و ايتاليا نيز پيماني امضاء نمود. در آوريل ۱۹۴۱ پيمان عدم تعرض ميان ژاپن و شوروي منعقد شد.در اكتبر سال ۱۹۴۱ ژنرال جوتو به نخست وزيري رسيد و ژاپن بكلي تحت استيلاي نظاميان درآمد.در هفتم دسامبر ۱۹۴۱ با حمله بمب افكن ها و جنگيده هاي ژاپني به پايگاه دريايي پرل هاربر (متعلق به امريكا) در اقيانوس كبير، ژاپن در جبهه متحدين بر ضد متفقين وارد جنگ جهاني دوم شد. سپس لشكريان ژاپن از تايند به مالزي حمله كرده و پس از آن در فوريه سال ۱۹۴۲ سنگاپور را گرفته و ۱۰ هزار سربازبود. در سال ۱۹۴۲

كشورهاي فيليپين و اندونزي نيز بدست ژاپن سقوط كردند. در ماه مه همان سال قسمت اعظم برمه به دست ژاپن افتاد. در اوائل سال ۱۹۴۳ ژاپنييها كشور پاپواي فعلي را متصرف شدند.از سال هاي ۱۹۴۲ و ۴۳ شكستهاي بزرگي بر ژاپن وارد آمد. از اين سالها تا ۱۹۴۵ متفقين بتدريج تمام سرزمينهاي اشغالي و بعضي از جزاير ژاپن را همراه با شوروي پس گرفتن كه سرانجام امريكا با بمباران اتمي خود در ماه اوت ۱۹۴۵ با دو بمب اتمي شهرها هيروشيما و ناگازاكي ( ناگاساكي) را تبديل به مخروبه اي كرد و با اين عمل ژاپن را به زانو درآورد. با اعلان جنگ روسيه به ژاپن، سرانجام هيروهيتو در ۱۴ اوت همانسال شرايط متفقين را پذيرفته و قرارداد تسليم رسمي در دوم سپتامبر در عرضه ناو هواپيما بر ميسوري با شركت

نمايندگان دولت ژاپن و متفقين امضاء شد و ژاپن بلاشرط تسليم شد. اشغال ژاپن توسط متفقين ، براساس شرايط مقرر در كنفرانس پوتسدام (آلمان)، آ‎غاز شد و برطبق آن فرماندهي نيروهاي متفقين در ژاپن، و اداره اين كشور به ژنرال مك آرتور امريكايي سپرده شد. در اين زمان امپراطوري ژاپن موقتاٌ منحل شده و سرزمنيهاي متصرفي آن از دستش خارج شد.

امپراطوري ژاپن قبل از ورود اين كشور در جنگ جهاني دوم علاوه بر جزاير اصلي ژاپن مشتمل بر جزاير كوريل، ريوكيو، فرمز، پسكادور، بونين، كارولين، مارشال، ماريانا و نيمه جنوبي جزيره ساخالين، كره و ناحيه كوانتونگ در منچوري بود. بعلاوه دولت منچوكوئو نيز در منچوري تحت الحمايه ژاپن بود. بعضي از اين جزاير بعداٌ به ژاپن مسترد شدند.پس از جنگ قواي ارتشي و صنايع نظامي ژاپن منحل شد و صنايع آن نيز محدود گشت. امپراطور هيروهيتو نيز در ملاء عام جنبه الهي خود را نقي كرده و حاكميت مردم را به رسميت شناخت. در اينزمان وضع

سياسي كشور تره بود و چند حزب سياسي بوجود آمدند.در سال ۱۹۴۹ يوشيدا به نخست وزيري برگزيده شد و محافظه كاران بر اوضاع مسلط شدند. در همانسال از شدت حكومت نظامي تا حدي كاسته شد و بسياري از كارها از رف مك آرتور به مقامات محلي ژاپن واگذار شد.درسال ۱۹۵۱ چهل و نه كشور در شهرسان فرانسيسكو امريكا پيمان صلح با ژاپن را امضاء نمودند كه بموجب آن سرانجام ژاپن در سال ۱۹۵۲ حاكميتش را بدست آورد.

در انتخابات سال ۱۹۵۲ حزب ليبرال محافظه كار يوشيدا بر سركار ماند. در نوامبر ۱۹۵۴ حزب دموكرات ژاپن كه طرفدار گسترش روابط با شوروي و چين بود تأسيس گرديد. و در دسامبر همانسال ايچيروها توياما رهبر حزب دموكرات جايگزيني يوشيدا شد. در نوامبر ۱۹۵۵ احزاب ليبرال و دموكرات يكي شده و ايشييباشي از حزب ليبرال دموكرات بر سركار آمد.ژاپن در دهه ۶۰ – ۱۹۵۰ چندين پيمان و موافقتنامه با كشورهاي جهان منعقد ساخت كه موجب مطرح شدن دوباره اين كشور در جهان گرديد. ژاپن در سالهاي پس از جنگ همچون آلمان غربي،

همواره رو به پيشرفتهاي فراوان اقتصادي بوده و هم اكنون پس از امريكا و شوروي، سومين قدرت اقتصادي جهان است.در سال ۱۹۵۸ امريكا بخاطر انتقادات پردامنه، نيروهاي اشغالي خود را از ژاپن خارج كرد ولي پايگاههاي خويش را در اين كشور باقي گذاشت.در سال ۱۹۶۰ بخاطر مخالفت مردم ژاپن با انعقاد قراردادهاي نظامي با امريكا، تظاهرات وسيعي در كشور صورت گرفت كه به سبب يكي از آنها در ژوئن ۱۹۶۰ آيزنهاور رئيس جمهور وقت امريكا سفر خود به ژاپن را لغو كرد. در سال ۱۹۶۰ افراطيون راستگرا يكي از رهبران سوسياليستهاي ژاپن را بقتل رساندند.