چکیده

آمایش سرزمین به عنوان رویکردی نهادینه شده بخشی از جغرافیای مدنیت ایران زمین و ایرانیان در همه ادوار تاریخی بوده است به نحویی که میتوان کمتر حوزه تمدنی در دنیای قـدیم را یافـت کـه تـا ایـن حـد در رویکـردی تلفیقی موضوع صیانت را با توسعه به عنوان اساس و جوهره مدیریت توسعه پایدار فضایی در فرایند آمایش سـرزمین رعایت کرده و به اصول آن رسیده باشد، توسعه روستایی بهتـرین و کـاملترین مـدیریت آمـایش سـرزمین محسـوب میشود که متناسب با ظرفیتها، محدودیتها و مقتضیات مکانی و زمانی توانسته به تلفیق زیبایی از توازن انسـان و محیط دست یابد که در جای جای کشور میتوان به الگوهای متنوعی از سکونت و فعالیت در راستای اصول نهادینـه شده آن شناسایی نمود. استان لرستان و در ایـن بـین بخـش مرکـزی ناحیـه الیگـودرز شـاید نمونـه بـی بـدیلی از برنامهریزی و مدیریت آمایشی در حوزه توسعه پایدار روستایی محسوب شود که تا بحال شاید چندان الگوها و اصـول آن مورد واکاوی علمی قرار نگرفته است لذا بازشناسی رویههای تعامل و ارتباط متقابل انسـان و محـیط در راسـتای خلق محیط جغرافیایی یکی از محورهایی خواهد بود که زمینههـا و گونـههـایی از آمـایش سـرزمینی را بـرای سـایر مناطق کشور دیکته و مستندسازی نماید. با این توضیح نحوه و سازوکارهای اثرگذار در همپیوندی انسان و محیط در این خطه، اثرات رویکرد آمایشی برگرفته از فرایند تاریخی و بنیانهای جغرافیـایی، میـزان سـازگاری ایـن اصـول بـا معیارهای توسعه پایدار روستایی متغیرهای اصلی این تحقیق خواهد بود.

هدف اصلی این تحقیق تدوین برنامه توسعه پایـدار روسـتایی بـا مبنـا قـراردادن رویکـرد آمایشـی بـوده اسـت یافتههای تحقیق نشان میدهد که کاربست معیارهای مدیریت و برنامهریزی آمایشی یکی از خلاهای جدی در نظـام توسعه روستایی مناطق مختلف کشور و بویژه ناحیه الیگودرز بوده و ضرورت دارد نسبت به شـناخت و بازاندیشـی در این حوزه اقدام گردد.

کلید واژه ها: آمایش سرزمین، توسعه روستایی، الیگودرز، راهبرد

مساله و اهمیت تحقیق

آمایش سرزمین به عنوان رویکردی نهادینه شده بخشی از جغرافیای مدنیت ایران زمین و ایرانیان در همه ادوار تاریخی بوده است به نحویی که می توان کمتر حوزه تمدنی در دنیای قدیم را یافت که تا این حد در رویکردی تلفیقی موضوع صیانت را با توسعه به عنوان اساس و جوهره مدیریت توسعه پایدار فضایی در فرایند آمایش سرزمین رعایت کرده و به اصول آن رسیده باشد، توسعه روستایی بهترین و کاملترین مدیریت آمایش سرزمین محسوب می شود که متناسب با ظرفیت ها، محدودیت ها و مقتضیات مکانی و زمانی توانسته به تلفیق زیبایی از توازن انسان و محیط دست یابد که در جای جای کشور می توان به الگوهای متنوعی از سکونت و فعالیت در راستای اصول نهادینه شده آن شناسایی نمود. استان لرستان و در این بین ناحیه الیگودرز شاید نمونه بی بدیلی از برنامه ریزی و مدیریت آمایشی در حوزه توسعه پایدار روستایی محسوب شود که تا بحال شاید چندان الگوها و اصول آن مورد واکاوی علمی قرار نگرفته است لذا بازشناسی رویه های تعامل و ارتباط متقابل انسان و محیط در راستای خلق محیط جغرافیایی یکی از محورهایی خواهد بود که زمینه ها و گونه هایی از آمایش سرزمینی را برای سایر مناطق کشور دیکته و مستند سازی نماید و لذا یکی از مسائل اساسی مغفول ماندن ظرفیت ها و متغیرهایی است که مبنای آمایش و به تبع آن بنیان توسعه پایدار روستایی در این منطقه از کشور قرار گرفته که ارائه نحوه تحقق این تعاملات و شناساندن ظرفیت های آن بخشی از فرایند مستند سازی جریان توسعه روستایی بر بنیانهای جغرافیایی خواهد بود.

با این توضیح نحوه و سازوکارهای اثرگذار در همپیوندی انسان و محیط در این خطه، اثرات رویکرد آمایشی برگرفته از فرایند تاریخی و بنیانهای جغرافیایی، میزان سازگاری این اصول با معیارهای توسعه پایدار روستایی متغیرهای اصلی این تحقیق خواهد بود.(سرور،(۲۳:۱۳۹۳ در خصوص اهمیت موضوع باید گفت که، امروزه، این مسئله آشکار شده است که لازمه رسیدن به توسعه، توجه به

امر روستا و برنامه ریزی آن بویژه با رویکرد آمایشی است که پشتوانه های قوی برای تداوم و پایداری ایجاد می کند، مضامین و باورهای اعتقادی و مذهبی فراگیر در کنار بنیانها و ظرفیت های جغرافیایی به لحاظ وجوه مشترکی که بازتولید می کنند مولفه اثربخش در توسعه و رونق بخشی توسعه روستایی می باشد، با این وجود، به نظر می رسد راهبردهای گذشته در زمینه رونق بخشی به آمایش سرزمین در کشور و نواحی مختلف آن چندان موفقیت آمیز نبوده و نتوانسته اند اهداف متعدد توسعه ملی و ناحیه ای و محلی را همچون فقر، اشتغال، بهداشت، امنیت غذایی و پایداری محیط زیست و توزیع مناسب منافع در جامعه را تامین کنند و در مواردی صرفا به رونق مکانی و یا بخشی محدودی منجر شده که به بهای افزایش هزینه های ناشی از تراکم و هزینه های ناشی از گسترش های موضعی، تمام شده است.

در این میان، یکی از راهبردهایی که در دهه های اخیر، در اغلب کشورهای جهان، به خصوص در کشورهای آسیایی ، مورد توجه قرار گرفته و حتی در برخی از این کشورها گسترش زیادی پیدا کرده و نتایج مثبتی بهمراه داشته، رواج اندیشه آمایش مبنا در فرایند توسعه روستایی بوده است، و طرح این رویکرد به ناکارآمدی الگوهای رشد محور و بالاخره بخش نگر در چارچوب حاکمیت دولت های حداکثری و یا رفاه بوده است، بنابراین در شرایط کنونی شاید بازتعریف و بازاندیشی در روش ها و الگوهای آمایشی در سطوح ناحیه ای و محلی یکی از

راهبردهای تحقق توسعه از پایین به بالا باشد ضرورتی که در نگرش کلان خود از ضرورتهای سطوح میانه و خرد نیز نشات می گیرد که برخی از ضرورت های توجه به این حوزه و تحقیق بر روی آن عبارت است از:

✓ نقش اثرگذار آمایش و توسعه روستایی در تقویت حس همبستگی در سطوح مختلف توسعه و تحلیل درست متغیرهای برایندی توسعه پایدار و فراگیر.(آزاده شریفی، ۱۳۸۲،ص (۶
✓ نقش قابل توجه آمایش سرزمین و توسعه روستایی در جریان توسعه منطقه ای و ملی

✓ ضرورت بررسی الگوهای موفق جهت استفاده از آن در سیاستگذاری و برنامه ریزی توسعه روستایی در سایر مناطق و سطوح

✓ وجود برخی نظرات مخالف در رابطه با رویکرد جدید سازماندهی به فضا بویژه در مقیاس محلی و ناحیه ای که چندان مورد عنایت قرار نگرفته است.

✓ ضرورت طراحی و تدقیق راهبردی که بتواند در ناحیه الیگودرز به تبیین ابعاد توسعه پایدار روستایی با نگرش آمایشی بپردازد

✓ معرفی قابلیت های توسع ای این ناحیه در ارائه تعریفی جدید از بحث آمایش سرزمین(از حوزه نظری گرفته تا حوزه مصداقی، ،نحوه رفتار در طبیعت و روستاهای مختلف در رابطه با تعامل با محیط و ساخت محیط جغرافیایی و بطورکلی آن چه که عرف و اعتقادات محلی از باید ها و نباید ها در تغییر محیط طبیعی و ساخت محیط انسانساخت تعریف شده است).

✓ تازه بودن این بحث در نزد محققان و حتی علمای توسعه روستایی و ضرورت ارائه تعریف های کاربردی و اجرایی از واژه آمایش، توسعه، روستا در امر جذب و پذیرش اصول تغییر و ورود در محیط با هدف خانه سازی، تامین معیشت، استقرار فعالیت، کنترل منابع آب و نظایر آن.

پیشینه تحقیق

یکی از جنبه های عمده و ضروری هر پژوهشی مطالعه منابع مربوط به موضوع مورد تحقیق است(دلاور ۱۳۷۶، ۱۲۰ )و هیچ تحقیق جغرافیایی نباید بدون آگاهی از تحقیقات قبلی مرتبط با مسئله نوشته شود(هارینگ ۲۲۶،.(۱۳۷۷ در زمینه آمایش سرزمین و در ارتباط با توسعه روستایی در مقیاس ناحیه ای تحقیقات بسیاری در کشـورهای خـارجی بویژه از سوی سازمان جهانی انجام شده است. اما در ایران ما تـاکنون کمتـر بـه نقـش رویکـرد آمایشـی بـر توسـعه روستایی و یا توسعه روستایی مبتنی بر آمایش توجه شده است، آنچه که تا کنون صـورت گرفتـه، بیشـتر جنبـه ی کلی و نظری داشته و کار تحقیقی کهعمدتاًجنبه ی عینی و اثباتی به خود گرفته باشد، جزء چند پایان نامـه انجـام نگرفته است. البته طرحهای توسعه و عمران ناحیه ای و یا طرحهای سـاماندهی فضـا و سـکونتگاههای روسـتایی تـا حدود زیادی تلاش داشته اند نگاه فرابخشی و تمرکززدا را در امر توسعه دنبال نمایند که برونداد طرحها خوب بـود و هرچند تا اجرایی شدن کامل زمان لازم است.

در هر حال در ادامه به چند نمونه از مطالعات اشاره می شود :

– محمد امین محی الدین در پژوهشی به بررسی توانهای محیطی و نقش آن در توسعه ی روسـتایی بخـش مرکـزی شهرستان مهاباد پرداخته اند، نتایج مورد نظر حاکی از آن است که محدوده ی مورد نظر از نظر آب و اقلـیم مناسـب کاملاًمساعد بوده، و با استفاده ی بهینه از منابع و پتانسیل های موجود و بکارگیری توانهـای بـالقوه طبیعـی آن بـه

بالفعل، این منطقه در آینده ای نه چندان دور می تواند به یک قطب مهم اقتصادی در سطح کشور تبدیل شود.
– اصغر نوروزی(:( ۱۳۸۶ نیز در پژوهشی با عنوان ارزیابی توان محیطـی بـرای توسـعه ی گردشـگری در شهرسـتان چغاخور، از لایه های اطلاعاتی نظیر شیب، پوشش گیاهی، خاک و غیره استفاده و در نهایت با روی هم گـذاری لایـه های اطلاعاتی موجود، دهستان چغاخور را به چهار واحد توریستی از لحاظ نوع تفرج تقسیم بندی کرده اند.