مقدمه
در هر موردي كه از لزوم دگرگون سازي انسانها در زمينه مسايل تندرستي سخن مي رود، فوراً موضوع آموزش بهداشت مطرح مي شود. همه مي گويند بايد مردم را در باره موضوعات مختلف بهداشتي آموزش داد. اما كمتر مي گويند چگونه؟ و اينكه چه اصول و قواعدي بر عملكردهاي آموزش بهداشت حاكم است و عوامل تقويت و يا تضعيف كننده رفتارهاي مورد تاييد علوم بهداشتي كدامها هستند؟ و چگونه مي توان دگرگونيهاي مورد نظر را در رابطه با سلامت انسانها تا آنجا كه به وي و محيط زندگيش مربوط مي شود، بوجود آورد؟ و اين بحثي است كه در اين مجموعه، در جريان بررسي مسايل مختلف آموزش بهداشت به آن پرداخته شده و نحوه دستيابي به زندگي سالم در پرتو توجهات لازم به امر آموزش بهداشت و پذيرش رفتارهاي بهداشتي را بازگو كرده ايم.
در خاتمه از استاد محترم سركار خانم پارسي نيا كه پيوسته ما را در امر آموزش ياري رساندند تشكر و قدرداني مي نماييم.
اعضاء گروه
زمستان ۸۳

فصل ۱
تعاريف و كليات
آموزش بهداشت دعوتي است عام براي بالا بردن كيفيتها و استانداردهاي زندگي و مشاركت مردم در فعاليتهاي جسمي، رواني و اجتماعي. بدين ترتيب كه مردم به نيازها و تمايلاتي گسسته يا پيوسته آشنايي پيدا مي كنند و از وراي ديوار بلند سختي ها، باورهاي نادرست يا ناآگاهي ها به دشت دانش و آگاهي مي رسند و به زندگي خود رنگي تازه مي بخشند. بهداشت راهي تازه براي زيستن نيست اما راهي تازه را براي بهتر زيستن هديه مي كند.

از آنجا كه هر موضوع علمي، تعاريف، مفاهيم و اصطلاحات و موضوعات خاص خود را دارد لذا در فصل آغازين تحقيق به ذكر كلياتي در زمينه آموزش بهداشت پرداخته و مسايل گوناگوني چون: تعريف، تاريخچه، اهداف، مباني و اصول آموزش بهداشت، طرح و تنظيم برنامه ها و فعاليتهاي آموزش بهداشت و مراحل مختلف آن، نقش مربيان بهداشت، مسايل و مشكلات آموزش بهداشت، مورد بحث و بررسي قرار گرفته است.

تعريف آموزش بهداشت
اگرچه آشكار است كه هيچ كس نمي خواهد مريض باشد، ولي گاهي بروز بيماري غيرقابل اجتناب مي باشد و احتمال اينكه در حال و آينده به بيماريهاي مختلفي دچار شويم همواره وجود دارد. در زمانهاي پيش از تاريخ، زندگي افراد بشر، شباهت زيادي به زندگي حيوانات داشت. همه چيز به طبيعت واگذار شده بود و آگاهي بشر در مورد بروز بيماري و غلبه بر آن بسيار اندك بود. ليكن با گذشت زمان و با پيشرفت هاي علمي، بشر كوشيده است كه بيماري را رفع كند و تا جائي كه امكان دارد زنده بماند.

بتدريج و به مرور زمان، آگاهي در مورد علل بيماري و راههاي حفظ سلامتي افزايش يافته و علوم تخصصي نه تنها در رابطه با انسان، بلكه در مورد ساير امور زندگي نيز بوجود آمده است. از آغاز بوجود آمدن نظامهاي پزشكي توسط يوناني ها، رومي ها، اعراب، مصري ها، هنديها و چيني ها، توسعه سريع و مستمري در روشهاي شفابخشي بوقوع پيوسته است. علم پزشكي جديد امروزه خيلي از اسرار را در مورد مكانيزم عادي و غيرعادي بدن انسان و روشهاي بهبود، آشكار نموده است.

در دوره قرون وسطي و انقلاب صنعتي كه به دنبال آن در اروپا بوقوع پيوست، تعدادي كشفيات بعمل آمد كه در شناخت علت بسياري از بيماريهاي عفوني كمك كرد. بعلاوه فعاليت هاي تجربي، ابزار اپيدميولوژيكي را جهت تعيين كردن علل چندگانه بيماريهايي كه انسان بدانها مبتلا مي شود توسعه بخشيد. بلاهاي اپيدمي همه گير نظير طاعون و وبا در كشورهاي اروپايي در اوايل قرن از طريق كاربرد دانش كسب شده ريشه كن گرديدند. از نيمه قرن نوزدهم به بعد تاكيد روزافزوني به امر پيشگيري از بيماري شده، امروزه به مسئله ارتقاء سلامتي اهميت داده مي شود.

سلامتي از طرف سازمان بهداشت جهاني به عنوان رفاه كامل جسمي، رواني، و اجتماعي و نه فقط رهائي از بيماري يا عليلي تعريف شده است. اين تعريف چنان تنظيم شده است كه به فرد، نياز به زندگي سالم و بهره مند شدن از سلامتي را از طريق اجتناب از بيماريها نويد مي دهد. خدمات بهداشتي در سراسر جهان هدفشان رسيدن به بالاترين سطح سلامتي مي باشد. براي تأمين سطح بالايي از سلامتي براي هر فرد و ادامه آن، لازم است نه تنها تسهيلات كافي و مناسب جهت تشخيص فوري بيماران، درمان، توانبخشي، و غيره بوجود آيد بلكه همچنين بايستي براي فراهم آوردن مراقبتهاي پيشگيري مناسب و ارتقاء سطح سلامت اقدام گردد. هر كسي علاقمند به سالم بودن است ولي بهرحال، در زندگي روزمره، انسان به بسياري از امر بطور دانسته يا نادانسته دست مي يازد كه او را مستعد بيماري مي نمايد كه در برخي اوقات اين بيماريها از طريق رعايت نكردن كامل رفتارهاي بهداشتي شيوع پيدا ميكنند.

عدم رعايت رفتارهاي بهداشتي را مي توان در هر جامعه آموزش ديده، بيسواد يا باسواد، ثروتمند يا فقير و غيره مشاهده نمود. رفتارهاي درست يا نادرست بهداشتي بخشي از فرهنگ مي باشد. عادات، رسوم و سنت ها عمدتاً عواملي هستند كه رفتار را در هر جامعه اي تحت تأثير قرار مي دهند. اين عوامل همچنين توسط باورها، ارزشها، گرايشها و غيره تحت تأثير قرار مي گيرند.
براي اينكه مردم آماده شناخت و عمل كردن به شيوه هاي درست زندگي جهت حفظ سلامتي و اجتناب از بيماري باشند، نياز به شكل دادن رفتار مي باشد. آموزش مناسب براي تأمين اينگونه رفتار كه شامل رفتار بهداشتي مي باشد، همان آموزش بهداشت است زيرا، هنر و علم جلب مردم به يك فرايند يادگيري براي ايجاد رفتار مطلوب به منظور سلامت به آموزش بهداشت موسوم است.
آموزش بهداشت توسط صاحبنظران و مؤلفين به صورتهاي مختلفي تعريف شده است كه برخي از اين تعاريف را به شرح زير مي توان بيان نمود:

-آموزش بهداشت عبارت از دانسته هاي زيستي، بهداشتي، اجتماعي، و تربيتي است براي كار با مردم بمنظور ايجاد و تغيير رفتار آنان در جهت بهبود سلامت جسمي، رواني و اجتماعي آنان كه توسط مربيان بهداشت و با استفاده از وسايل كمك آموزشي انجام مي گيرد. به بيان ديگر كليه مراحلي كه جهت قبولاندن معيارهاي بهداشتي و رد كردن معيارهاي غلط طي مي شود بنام آموزش بهداشت ناميده مي شود.
-روندي از رشد را كه شخص بخاطر كسب تجارب جديد، رفتار و نظرات بهداشتي خود را تغيير مي دهد آموزش بهداشت مي گويند.
-آموزش بهداشت رشته اي از بهداشت و برنامه هاي پزشكي است كه شامل كوششهاي برنامه ريزي شده در جهت تغيير رفتار فرد، گروه و جامعه مي باشد. با اين هدف كه به درمان، توانبخشي، جلوگيري از امراض و پيشرفت ختم گردد.

-آموزش بهداشت معمولاً بمعناي كوششهاي رسمي و برنامه ريزي شده اي است در جهت تحريك و گسترش تجربيات در زماني خاص با روشي مشخص، طي چند مرحله تا منجر به پيشبرد آن آگاهيها، نظرات و رفتار بهداشتي گردد كه تامين كننده بهداشت فرد، گروه و جامعه مي باشد.
-روندي است با ابعاد اجتماعي، روانشناسي، عقلاني و مربوط به آن دسته از فعاليتهايي كه منجر به ازدياد توانايي مردن در تصميم گيريهاي بهداشتي فرد، گروه و جامعه خواهد گرديد. اين پديده كه بر اساس علمي استوار است، فراگيري و تغيير در رفتار را براي ارائه دهنده بهداشت و مصرف كننده آن از پير تا جوان آسان مي باشد.
با توجه به تعاريف فوق، آموزش بهداشت، همانند آموزش عمومي علاقمند به تغيير آگاهي، احساسات و رفتار مردم مي باشد و در اغلب اشكال خود تأكيد بر ايجاد آن گونه رفتارهاي بهداشتي دارد كه تصور مي رود بالاترين حد ممكن بهزيستي را به ارمغان آورند.

نكته قابل توجه، آموزش بهداشت مربوط به زمان خاص و افراد ويژه اي نبود بلكه تقريباً براي هر فردي در اجتماع بطور مستمر لازم مي باشد. اشتباه است اگر فرض كنيم كه آموزش بهداشت صرفاً براي افراد بيسواد يا كم سواد لازم است. بسيار اتفاق مي افتد كه حتي افراد با سطح تحصيلات بالا نيز در مورد موضوعات بهداشتي به حد كافي اطلاع ندارند و اگر هم مي دانند رفتارهايشان كاملاً در جهت سلامت و بهداشت خوب نمي باشد. براي مثال، مضرات پرخوري، سيگار كشيدن و مصرف بي رويه الكل ممكن است بخوبي براي فرد تحصيل مرده آشكار باشد ولي در زندگي روزمره امكان دارد رعايت اعتدال را نكند. لذا جنبه رفتار در آموزش بهداشت از اهميت قابل ملاحظه اي برخوردار است. بدون تأمين رفتار بهداشتي درست، آموزش بهداشت كامل نخواهد بود. در عين حال شناخت و آگاهي از دلايل پشت پرده رفتار خاص و شكل گيري گرايش مطلوب براي انجام رفتار نيز به همان اندازه مهم است.

خلاصه در يك كلام چنين مي توان گفت، آموزش بهداشت عبارت از آموزش براي بهداشت يا آموزش در مورد بهداشت مي باشد كه مي بايست با شناخت نيازهاي بهداشتي و اقدام براي رفع آنها انجام پذيرد.

تاريخچه آموزش بهداشت
با اينكه آموزش بهداشت همواره يكي از فعاليتهاي اساسي نيروي انساني شاغل در خدمات درماني و بهداشتي بوده است، اما به عنوان يك رشته علمي و در چارچوب يك حرفه خاص در حدود يك قرن است كه آغاز به فعاليت كرده است. با اين حال در سطح جهاني حتي تا اواسط قرن بيستم به عنوان يكي از وظايف اصلي در زمينه بهداشت عمومي نيز شناخته نشده بود. در حقيقت فعاليتهاي منظم مبتني بر طرح ريزي قبلي در آموزش بهداشت در سطح بين‌المللي پس از تاسيس سازمان جهاني بهداشت در سال ۱۹۴۸ آغاز مي شود كه ايران نيز از كشورهاي موسس آن بود.
در مراحل اوليه رشد بهداشت عمومي كه محور اصلي انديشه ها، مسئله سالمسازي محيط و مبارزه با بيماريهاي واگيردار بود، برداشت مجريان امور از خدمات بهداشتي اين بود كه با اتكاء كامل به قوه مقننه و نيروي پليس اقداماتي را در جهت و براي مردم به انجام رسانند. با رشد ديدگاههاي تازه تر در بهداشت عمومي تدريجاً اين ضرورت مطرح شد كه بايد فعاليتهاي بهداشتي را با مردم انجام داد و آنان را متقاعد كرد كه در رابطه با تندرستي خود مسئوليت بپذيرند.

يكي از فعاليتهاي اوليه و مداوم سازمانهاي بهداشتي كوشش در باره ارتقاء سطح دانش مردم و در نهايت مبارزه با بيماريها بوده است و بر اين اساس بود كه اولين اقدامات در آموزش بهداشت توسط سازمانهايي كه با بيماري سل مبارزه مي كردند معمول گرديد. مبارزه با سل و فعاليتهاي مرتبط با آن در طي ساليان متمادي توسط بسياري از كشورهاي دنيا معمول گرديده و سبب آگاهي توده وسيعي از مردم بويژه در كشورهاي پيشرفته شد. از اين فعاليتها مي توان به مواردي چون تشكيل نمايشگاهها، انتشار جزوات، چاپ بروشورها، انتشار مقاله در روزنامه هاي ديواري، سخنراني ها و نمايش اسلايد اشاره نمود. با گذشت زمان، فيلم، سينما، مجله، راديو، تلويزيون و ساير وسايل ارتباطي نيز اضافه شد. همگام با ساير تحولات علمي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جهان، متدرجاً فلسفه، اهداف و روشهاي آموزش بهداشت نيز دستخوش دگرگونيهاي زيادي گرديد.

در ايران مدتها پس از تاسيس وزارت بهداري (سال ۱۳۲۰) عملاً فعاليتهاي آموزش بهداشت در سطح محدودي از سال ۱۳۳۰ به بعد آغاز شد كه در ابتدا فعاليتهاي آن متوجه مسايل ريشه كني مالاريا گرديد و متدرجاً در طي سالهاي بعد فعاليتهايي نظير بهسازي محيط، تأليف مواد درسي و مطالب خواندني و تهيه پوستر و بولتن را بر عهده گرفت. از سال ۱۳۴۰ به بعد واحد آموزش بهداشت وزارت بهداري تجهيز شد و بحالت فعال تري درآمد. بالاخره در سال ۱۳۵۱، اداره آموزش بهداشت به دفتر آموزش بهداشت تبديل شده و عهده دار انجام رسالت هاي مربوط به آموزش بهداشت در سطح كشور گرديده است.

اهداف آموزش بهداشت
با دگرگوني مفهوم تندرستي و وسعت يافتن ابعاد آن در سالهاي اخير مفهوم آموزش بهداشت و هدفهاي آن نيز گسترده تر و عميق تر شده است.
از جمله اولين هدفهاي آموزش بهداشت اين است كه به مردن كمك شود تا از پيدايش نارسائيهاي بهداشتي جلوگيري نمايند، وضع و موقعيت تندرستي خود را در بهترين سطح ممكن حفظ كنند و در جهت بهبود تندرستي خويش، اعضاي خانواده و اجتماع خود فعاليت نمايند بعبارت ديگر هدف آموزش بهداشت دستيابي به رفتارهاي فردي و جمعي مناسب، در رابطه با امور و مسايل بهداشتي و بطور اختصاصي طرح ريزي و اجراي برنامه هاي آموزشي در زمينه بهداشت براي گروهها و قشرها و يا مسائل خاص است. بر اين اساس تمامي وسايل ممكن در راه جهت دادن به نحوه زندگي و رفتارهاي منتهي به پيشگيري از بيماريها يا آسيب ديدگي و يا برقراري استانداردهاي متناسب تندرستي در سطح فردي و يا گروهي بكار گرفته مي شود.

 

سازمان بهداشت جهاني هدفهاي آموزش بهداشت را به شرح زير بيان مي نمايد:
الف- اطمينان از اينكه جامعه تندرستي را به عنوان يك چيز با ارزش بپذيرد.
ب- مجهز كردن افرا به دانشها و مهارتهاي لازم و نفوذ در گرايشهاي آنان به نحوي كه بتوانند مسايل بهداشتي خويش را حل نمايند.
ج- فراهم آوردن شرايط لازم جهت رشد خدمات بهداشتي.

هرگاه بخواهيم اهداف فوق را در حالت گسترده تري مطالعه كنيم مي توان مواد زير را بعنوان اهداف آموزش بهداشت به شرح زير بيان نمود:
۱-كمك به مردم در راه نايل شدن به سلامت توسط اقدامات و فعاليتهاي خود آنان به نحوي كه بتوانند آمادگي قبول مسئوليت تندرستي خود و اجتماعي كه در آن زندگي مي كنند داشته باشند.
۲-آماده كردن مردم براي استفاده صحيح از خدمات بهداشتي موجود.
۳-تشويق مردم براي قبول و نگهداري عادات بهداشتي.
۴-ترغيب مردم براي شركت فعالانه در اقدامات بهداشتي بطور انفرادي و دسته جمعي به منظور حفظ سلامت خود.
۵-آموزش مردم براي آگاهي آنان از نحوه پيشگيري از بيماريها.

۶-تشويق مردم به تشكيل انجمنهاي بهداشتي و مؤسسات بهداشتي در سراسر كشور.
۷-آگاه نمودن مردم در باره خدمات طبي و بهداشتي كشور.
بطور كلي كره زمين محل استراحت كردن نيست و در تمامي موارد گرايش ها و رفتارهاي ما هرچه كه باشد نبايد هيچگاه فراموش كنيم كه زندگي چيزي است كه از آن زنده خارج نخواهيم شد. معذالك اكثريت انسانها حداكثر تلاش را در به تأخير انداختن هرچه بيشتر اين خروج (مرگ) معمول خواهند كرد و آموزش بهداشت اگر افراد خودشان بخواهند، مي تواند در اين زمينه به همه كمك نمايد.
آموزش بهداشت بايد تفكر بهداشتي بوجود آورد، ايجاد عكس العملهاي زنده و سالم را فراهم نمايد و بالاخره آنچنان گرايش در مقابل اعمال مختلف حياتي بوجود آورد كه به فرد امكان دهد، تعداد قابل توجهي از مخاطرات قابل حذف را از ميان برداشته و يا حداقل محدود كند. به اين اعتبار آموزش بهداشت در رديف يكي از عوامل هنر زندگي قرار مي گيرد كه هدف آن نه تنها ارتقاء بخشيدن به شرايط زندگي مادي بلكه شرايط رواني و اجتماعي نيز مي باشد.

اصول و مباني آموزش بهداشت
اگر ما بپذيريم كه هدف آموزش بهداشت تأمين رفتارهاي بهداشتي است، قبول مباني ذيل كه براي آموزش بهداشت در هر موقعيتي مناسب مي باشد مشكل نخواهد بود:
۱-آموزش بهداشت براي هر كسي در هر زماني لازم است.
۲-آموزش بهداشت مربوط به يك زمان نيست بلكه مستمر مي باشد.
۳-آموزش بهداشت مي تواند به صورت يك فرايند خودآموز سازماندهي گردد.
۴-آموزش بهداشت مي تواند به صورت يك فرآيند يادگيري از ديگران باشد.

۵-هركسي كه مي داند چه چيزي براي حفظ سلامتي مفيد است مي تواند در آموزش بهداشت شركت كند.
۶-آموزش بهداشت از ارتباط صحيح ايده ها و افكار تشكيل مي شود.
۷-همه اصول و تئوريهاي تعليم و تربيت و يادگيري كاملاً در آموزش بهداشت كاربرد دارد.

۸-از آنجا كه آموزش بهداشت بايد در مورد سلامتي باشد، آگاهي درست در مورد سلامتي و بيماري در برقراري ارتباط يا نشر ايده ها به منظور ايجاد گرايش و رفتار لازم بسيار ضروري است.
۹-افرادي كه براي تأمين مراقبت هاي بهداشتي تربيت شده اند، بمراتب بهتر از افراد عادي در دادن آموزش عمل مي كنند.
۱۰-از آنجا كه هدف آموزش بهداشت تغيير رفتار است، مربي بهداشت بايستي در امر آموزش دادن، برقراري ارتباط، ايجاد انگيزه و به مشاركت فراخواندن افراد مهارتهايي كسب كرده، آنها را توسعه دهد. او بايد با دانش روانشناسي اجتماعي و اصول و تئوريهاي تشكيلات محلي آشنا باشد.

۱۱-افراد در هر مرحله از زندگي بايستي به طور مكرر در ارتباط با رفتارهاي بهداشتي و كاربرد آنها در تغيير شرايط در هر دوره اي از زندگي آموزش ببينند.
۱۲-بايد اين فكر در ذهن بوجود آيد كه رفتار انسان تحت تأثير عوامل مختلف قرار مي گيرد و بنابراين آموزش بهداشت بايد شناخت كامل از عوامل مؤثر در هر موقعيتي داشته باشد. لذا يك مربي بهداشت خوب بايد آگاهي و مهارتهاي خود را در علوم رفتاري با شناخت كامل از مسايل بهداشتي و حل آنها به روش علمي و منطقي توام نمايد.
در مورد اصول آموزش بهداشت نيز با توجه به تعاريف و اهداف آن، اصول چندي را به شرح زير مي توان يادآور شد:

۱-آموزش بهداشت در اصل آموزش است و هدف آن تأمين رفتارهاي بهداشتي مطلوب مي باشد. بنابراين قبل از مشاركت فرد، گروه يا جامعه در آموزش بهداشت به منظور خاص يا براي برنامه اي، نياز بايستي معين گردد و اگر نياز باشد، آموزش بهداشت بيهوده خواهد بود. در خصوص برآورده كردن نياز، ايجاد نياز و بيداري، ايجاد علاقه و. غيره است كه اصول و مفاهيم رفتاري در خصوص يادگيري و تعليم و تربيت كاربرد دارد. هرگونه آموزش بهداشت بايستي بر پايه نياز باشد. اگر مسئله از نظر پرسنل بهداشتي شديد و جدي بوده ولي از نظر فرد يا گروه اين گونه جلوه نكند، در اين صورت بايد تشخيص صحيح از عوامل اثربخش مختلف (ادراك، باورها، گرايشها، تعصبات. منابع و غيره) بعمل آيد.

۲-آموزش بهداشت نبايد به صورت تصنعي يا فرآيند آموزشي – يادگيري رسمي درآيد. نكات زيادي وجود دارد كه رعايت آنها آموزش بهداشت را قابل قبول و مفيد خواهد ساخت. هر مربي بايد فرهنگ جامعه را بشناسد و ايده هاي نوين را با حالت عادي و با احتياط ارائه دهد. اظهارات متعصبانه بويژه اگر بر خلاف باور، فرهنگ و رفتارها باشد، مورد استقبال قرار نمي گيرد. بنابراين، بهتر است از جائي كه مردم قرار دارند شروع كرد و بتدريج حرفها را عنوان نمود تا از تصادم ايده ها اجتناب گردد و به درك، پذيرش و جذب ايده هاي جديد از طرف مردم كه مربي بهداشت مايل است آموزش دهد بيانجامد.
۳-لازم است كه آزادانه در مورد مسائل بهداشتي و حل آنها بحث نمود و تمام نكات مثبت و منفي، مزايا و معايب، مشكلات و غيره را بطور كامل بررسي كرد. مربي نبايد صرفاً روي نكات خوب تكيه داشته و نكات بد را پنهان دارد، در غير اين صورت مردم ممكن است موقعي كه ترديدهايشان بطور كامل برطرف نشده باشد احساس پريشاني كنند.

۴-آموزش، فرآيند يا هنري است كه براي رشد دادن ذهن، شخصيت و جسم از طريق ضوابط برنامه ريزي شده علوم جامعه شناسي، روانشناسي مردم شناسي براي شناخت رفتار انساني لازم است. مطالعه دقيق و كاربرد اين علوم در آموزش بهداشت ضروري است چرا كه آموزش بهداشت در ارتباط با افراد بتنهايي و يا در گروه و جامعه مي باشد.

در فرآيند آموزشي بايد به فرايند يادگيري و ياد دادن اهميت داد. بدين منظور بايد محتواي آموزشي بر پايه تشخيص عوامل رواني – اجتماعي تدوين گردد. روشهاي ياد دادن و فراهم آوردن امكان يادگيري نيز بخشي از فرآيند آموزشي را تشكيل مي دهد. سرانجام وسايل ارتباط جمعي نيز بايد جهت تبليغ مؤثر ايده ها با دقت تمام مورد نظر باشد.
۵-اهميت گرايش دوستانه و احساس همدردي از طرف پزشكان و پرستاران در زماني كه با بيماران برخورد مي كنند، بسيار مورد تأكيد است. درمان بيمار هميشه بصورت مهمترين كار مورد نظر بوده، افراد با تجربه حرف پزشكي اهميت زيادي به نحوه برخورد باليني، اخلاقيات، رابطه خوب پزشك، بيمار و درك صبورانه از مشكلات بيماران قائل هستند. يك پزشك يا پرستار موفق، بيمار را در حالت راحتي قرار داده، با صرف وقت زيادي در مورد تشخيص، درمان، رژيم غذائي، احتياط و غيره توضيح مي دهد كه نه تنها به منظور جلب اعتماد بيمار است بلكه براي ايجاد علاقه به درمان و رعايت احتياطهاي ضروري جهت بهبود او مي باشد. بدين جهت معمولاً بيماران، پزشك يا پرستار يا پرسنل كمك خاصي را به سبب خصوصيات خوب و توانايي توجيه مسايل به صورت آزاد و به روش مفيد دوست داشته و آموزشهاي بهداشتي توجيه شده را غالباً مي پذيرند

.
۶-داشتن جريان‌ آزاد ارتباط، ضروري مي باشد. ارتباط دوطرفه در آموزش بهداشت جهت كمك به برقراري برخورد صحيح و رفع شك و ترديد از اهميت خاصي برخوردار است.
۷-مربي آموزش بهداشت بايد از روشهايي استفاده كند كه مورد قبول واقع گردد. او بايد بداند كه يك فرد كمك كننده است نه يك معلم. بنابراين بايستي اعتماد مخاطبين خود را جلب كند.
۸-مربي بهداشت نه تنها اطلاعات درست در مورد مسائل مورد بحث بايستي داشته باشد بلكه همچنين بايد به آنچه ادعا مي كند عمل نمايد.

۹-مربي بهداشت بايستي گفتار و عمل خود را با گروهي كه آموزش مي دهد منطبق سازد. اين امر بويژه موقعي كه مربي با مردن بيسواد و فقير برخورد كند ضروري است. او بايد خود را در حد گفتگو و روابط آنها به منظور كاهش فاصله اجتماعي پايين بياورد. اين امر زماني امكان پذير است كه بتواند خود را به گروه بشناساند و روابط متقابل، تبادل افكار، احساس، عقايد و غيره كه براي ارتقاء گرايشها و رفتار لازم است ايجاد كند.
۱۰-مربي آموزش بهداشت بايد همه روشهاي ممكن آموزشي را بكار گيرد. او بايد داراي دانش پايه بوده و با اصول يادگيري كاملاً آشنا باشد. بنابراين بايستي از روشهاي آموزشي – يادگيري براي گروهها و افراد مختلف بنا به تشخيص خود استفاده نمايد. همه اصول تعليم و تربيت و يادگيري كاملاً در آموزش بهداشت كاربرد دارد. از همه اصول تعليم و تربيت بايد بطور كامل در موقعيت هاي مختلف بهره برداري كرد. تنوع روشهاي آموزشي نه تنها براي كارآئي فرايند يادگيري – آموزشي لازم است، بلكه جهت ايجاد علاقه و مشاركت فراگير و مخاطب نيز ضروري مي باشد.

۱۱-از آنجا كه هدف نهايي در آموزش بهداشت ايجاد رفتارهاي بهداشتي مطلوب است، مربي آموزش بهداشت بايستي تا حد ممكن هرگونه تلاشي را با دليل و استدلال توأم سازد تا مخاطب قادر به جذب ايده هاي مربوط گردد.
۱۲-آموزش بهداشت فاقد برنامه ريزي، كوشش بيهوده اي است، آموزش بهداشت بدون شناخت آموزشي نمي تواند در ارائه راه حل منطبق با نياز و منابع به محو درست عمل نمايد. آموزش بهداشت برنامه ريزي شده خيلي مؤثرتر از تلاشهاي بي برنامه است. براي اطمينان از شناخت كامل مسائل و راه حلها از طرف جمعيت مورد نظر، برنامه طراحي شده مناسبي لازم است. محتواي برنامه و روش آن بايد بر اساس شناخت آموزشي بوده و بايستي گروه مورد نظر در اجرا و ارزشيابي نقش داشته باشد. به عبارت ديگر، ‌آموزش بهداشت صرفاً حرف زدن و بحث نيست بلكه برنامه مستمر و شناخت مسايل توسط مخاطبين و حل آنها و هر از چند گاهي تجديد نظر براي اطمينان از رفتار مستمر مي باشد.
۱۳-استفاده از وسايل سمعي – بصري براي پشتيباني و تقويت از اهميت خاصي در آموزش بهداشت برخوردار است كه به خاطر شركت گروههاي مختلف باسواد و بيسواد و نيز به سبب ماهيت تكنيكي موضوع مي باشد.