آموزش ریاضی ابتدایی

مقدمه
شايد بسياري از مردم و حتي آموزگاران فكر كنند كه رياضيات هنر محاسبه است و رياضي دانان بايد همه عمر خود را صرف ساختن محاسبات پيچيده رياضي كند . چنين عقيده اي به حقيقت نزديك نيست . كار رياضي دانان استدلال است نه محاسبه .
در حقيقت ما در آموزش مفاهيم مربوط به رياضي در پي محاسبه كردن نيستيم بلكه پرورش تفكر منطقي در فراگيران يكي از اهداف مهم مي باشد . هدف اصلي اين مجموعه گسترش دادن و علاقه به رياضيات و ايجاد انگيزه مي نمايد .

گروهي تعداد ساعات رياضي را با كم كردن ساير دروس افزايش مي دهند و حال آنكه تجربه بنحوي نشان داده است كه اين امر به تنهايي در بالا بردن سطح معلومات شاگرد كافي نيست و لذا استفاده از ساعات ورزش ، كاردستي ………. براي جبران عقب افتادگي بچه ها در درس رياضي خطائي است فاحش راه حل عاقلانه و عملي اين مشكل آن است كه بجاي كميت ساعات رياضي به كيفيت تدريس توجه شود ، يعني با رعايت مراحل رشد ذهني كودك و در نظر گرفتن امكانات او از نظر يادگيري در هر يك از اين مراحل ويژه عرضه كردن مطالب رياضي تجديد نظر كند .

روشهاي رياضي در تمام زندگي ما نفوذ كرده است . رياضيات امروزي ، تنها زمينه اي براي محاسبه نيست . بلكه به صورت سلاحي نيرومند است كه براي تحقيق درآمده و بارها و بارها براي تجربه پيشي گرفته است . با وجود اين ، جوانان جست و جوگر امروزي ، حداكثر با چنان سطحي از پيشرفت رياضيات سروكار دارند كه در بهترين شرايط ، مربوط به صد سال پيش است . و همين جوانان ، فردا بايد بتوانند دانشهاي طبيعي ، صنعت و اقتصاد را تكامل دهند . همين جوانان امروزي اند كه بايد رازهاي انديشه را بگشايند ، به فضاي دور دست كيهاني راه يابند ، روندهاي صنعتي را ادامه دهند و روشهاي موثري براي تشخيص بيماريها و درمان آنها پيدا كنند .

 

بررسی علل موثردرافت تحصیلی ریاضی ابتدایی
قدمهاي مقدماتي جلوگيري از شكست :

اهميت تفكر :
اگر بتوانيم تفكر را ارتقا داده ، تأكيد روي حفظ كردن را حذف كنيم و ارتباط را
به طور اساسي و واقعي افزايش دهيم توان تعليم و تربيت چگونه خواهد بود ؟
تفكري كه به حل مشكلهاي اجتماعي منتهي مي شود از تفكري كه به حل مشكلهاي فني منتهي مي شود بسيار دشوارتر است . ولي متأسفانه كمتر آموزش داده شده است . دانش آموزاني كه مسؤوليت اجتماعي را در مدرسه آموخته اند ياد مي گيرند چگونه در يك موقعيت واقعي براي حل مشكلها به راههاي كمك به يكديگر بينديشند . ما بايد در نظام آموزش كه به اندازه كافي در نظر آنها مهم باشد تعداد بيشتري از دانش آموزان را از نظر عاطفي با يكديگر مرتبط سازيم بنابراين تلاش خواهند كرد تا فكر كردن و حل مشكلها را ياد بگيرند و بدين ترتيب در اجتماع فرد مسئولي بار بيايند . هيچ كس نمي تواند مسئوليت اجتماعي ، فكر كردن ، يا حل مشكل را در حالي كه شكست خورده است ياد بگيرد . مدارس بايد براي تمام دانش آموزان خود شانس مناسبي براي موفقيت فراهم آورند .

اعتبار كاذب نظام آموزش و پرورش ، يعني پاسخهاي واقعي و عيني ارزش ندارند مگر اينكه به سطح تفكر و عقايد ارتقاء پيدا كنند . ما بايد به بچه ها ياد بدهيم كه از سؤال كردن نترسند . در نظامي كه معلومات را ثبت مي كنند خرده گرفتن به معلمي كه تدريس خود را بر اساس اصول حتمي

استوار ساخته كار دشواري است . آموزش و پرورش كه حول معلومات عيني و پاسخ آنها مركزيت يافته معمولا” درگيري فكري بين شاگردان و معلمان را خاتمه

مي دهد . روشن است كه در اين مبارزه معلمان موضع قويتري دارند . چون پاسخ پرسشهايي را كه پرسيده اند مي دانند . و شاگرد نمي تواند به نحو مؤثري با معلم درگير شود .

مرحله بعدي پيشگيري از شكست :
حذف نمره :
اگر به دانش آموزان ياد مي دهيم كه فكر كنند آيا بايد به آنها نمره بدهيم ، اگر بتوانيم مطمئن شويم كه هر دانش آموز نهايت سعي خود را به كار مي برد تا تفكر و حل مشكلات را بياموزد ديگر نمره ها ارزش ندارند .
آنها كه بر سر نمره بحث مي كنند متذكر چيزي مي شوند كه به ندرت اتفاق مي افتد مبني بر اينكه دانش آموزان بدون وجود نمره انگيزه كمي براي يادگيري دارند .

ارتباط ، تفكر و مشاركت فعال در نظام آموزش و پرورش خيلي بيشتر از نمره ها باعث ايجاد انگيزه مي شود . وقتي مدرسه مطالب مرتبط اندكي را ارائه كرده و چيز كمي بيش از حفظ كردن را مي طلبد نمره براي آن عده موجب انگيزه مي شود كه نمره هاي (( الف )) و (( ب )) مي گيرند براي آنها كه (( ب )) يا بهتر از آن نمي گيرند نمره علامتي براي رها كردن و دست از كار كشيدن است . آنها كه (( ج )) يا كمتر مي گيرند خود را شكست خورده دانسته ديگر به كار كردن ادامه نمي دهند . و جزئي از گروه بزرگي مي شوند كه خيلي كم يا د مي گيرند .

 

دانش آموزي كه اعتقاد پيدا كرده يك شكست خورده است ، معمولا” كار در مدرسه را رد مي كند از آنجا كه شكست هرگز مولد و ايجاد انگيزه نخواهد بود . وقتي ما آنرا از ميان برداريم ديگر امكان صدمه ديدن شاگردي كه به خاطر روش نمره دهي شكست خورده ، وجود ندارد . هر چند ممكن است او به محض حذف برچسب شكست فورا” شروع به يادگيري نكند . ولي لااقل راه تغيير روحيه را براي او باز و هموار گذاشتيم تا در آينده بتواند كار كردن و ياد گرفتن را شروع كند .
كودكي كه يكبار برچسب شكست را دريافت كرده و با چشم يك شكست خورده به خود نگريسته به ندرت در مدرسه موفق خواهد شد . اگر به جاي اينكه سريعا” به يك بچه برچسب شكست بزنيم صبورانه با وي كار كنيم . او مي تواند شروع به يادگيري كند و در عوض يك يا دو سال به موفقيت نايل شود . اگر ما دست از شكست برداريم و از اين قيد رها شويم همه چيز به دست مي آوريم در حالي كه هيچ چيز از دست نداده ايم .

مشكلات و اختلالات رياضي :
تعداد زيادي از دانش آموزان مقاطع ابتدايي در يادگيري درس رياضي دچار مشكل هستند و يا اينكه به اندازه دانش آموزان همسال خود كوشش مي كنند ولي پيشرفت مورد انتظار را ندارند .
معمولا” آموزگاران براي پيشرفت بيشتر آنان اينگونه فعاليت ها را انجام مي دهند .
۱- پند و اندرز به دانش آموزان براي فعاليت درسي بيشتر

۲- متوجه كردن آنها به اهميت درس رياضي
۳- آگاه كردن آنها از اينكه خوشبختي آنها در آينده در گرو پيشرفت تحصيلي است .
۴- سرزنش و مؤاخذه
۵- مقايسه دانش آموز با ديگران به منظور تحريك او
۶- انتساب وي به مواردي مانند : تنبلي ، بي استعدادي ، بي مسئوليتي و ………….
۷- تماس كتبي ، تلفني با والدين و يا دعوت از والياء آنان كه در مدرسه حاضر شوند و گفتگو نمايند .
۸- درخواست از والدين براي كمك درسي بيشتر به دانش آموزان
۹- توسل به توجيهاتي مثل ارثي بودن
۱۰- تكرار اين مطلب كه دانش آموز از پايه ضعيف است .
۱۱- بازداشتن بچه از بازي و تفريح و وادار كردن بيشتر به درس خواندن
۱۲- تنبيه بدني و غير بدني

۱۳- محروم كردن از چيزهاي مورد علاقه اش
۱۴- استخدام معلم خصوصي
۱۵- چند بار تكرار كردن درس توسط معلم
۱۶- مشورت با اقوام و همسايه ها

۱۷- تشويق ولي
۱۸- دادن وعده جايزه
۱۹- ارائه يك برنامه فشرده براي فعاليت در منزل
اهداف برنامه ريزي :
رياضيات بايد به آماده سازي دانش آموزان هم براي مطالعه درسهاي ديگر و هم در اين كه از عهده خواستها و مسايل رياضي اي كه احتمالا” بيرون مدرسه مواجه مي شوند بر آيند كمك كند . بنابر اين انگيزش دانش آموزان براي آموختن رياضيات وابسته به دو جنبه است :
الف – سودمندي ب – لذت

آموزش رياضيات همچون وسيله اي براي حائز شدن شرايط (( ورود )) كسب صلاحيت هاي لازم . و راه پيدا كردن به بازار شغلي تلقي مي شود .
سودمندي بايد با هدفهاي مستقيم رياضي گره بخورد : شاگردان بايد متقاعد شوند كه با دانش و درك ريـاضي ، قـدرت مـطلوب را كـسب خـواهند كـرد . از اين لحاظ (( لذت )) نبايد فقط براي
دانش آموزان تأمين شود ، اين نيز همان اندازه مهم است كه برنامه هاي درسي چنان باشند كه آموزگاران را به كسب لذت از كارشان تشويق كنند .
مسأله ترك تحصيل ، طرح برنامه درسي را با مسأله بسيار دشواري روبرو مي كند . اين كه ترك تحصيل در همه مراحل تحصيلي رخ مي دهد ، مسأله را دشوارتر مي سازد . برنامه درس رياضيات به طور سنتي با يك فرايند (( از بالا به پايين )) پي ريزي شده است .

محاسبه منافع ترك تحصيلان :
چگونه مي توان منافع دانش آموزاني راكه آموزش مدرسه را نابهنگام ترك مي كنند در برنامه ريزي آموزشي رياضيات به حساب آورد ؟