آناتومي كاربردي

Applied Anatomy

از نظر ساختمان و عمل گوش به سه قسمت: گوش خارجي. مياني و داخلي تقسيم مي شود:
گوش خارجي External Ear :

گوش خارجي خود شامل سه قسمت(۱)لله گوش (۲) كانال يا مجراي شنوايي خارجي و (۳) پرده صماخ است.
لاله گوش Auricle (pinna) :
ساختمان لاله گوش غضروفي است(به جز نرمه گوش) و در حوالي هفته نهم جنيني توسط ۶ تكمه يا برجستگي در دو طرف اولين شيار حلقي در بين اولين و دومين ثوس تشكيل مي شود و در حواي ماه چهارم جنيني شكل واقعي خود را به دست مي اورد.

پوست لاله گوش نسبتاً نازك و داراي غدد سبابه بوده و در سطح اقدامي(خارجي) به سختي به پري كندريوم چسبيده است كه به همين دليل كوفتگي هاي لاله گوش با تشكيل هماتوم در اين سطح همراه خواهد بود.
كانال يا مجراي شنوايي خارجي External Auditory Canal (Meatus):

كانال شنوايي خارجي (EAM) از قسمت شيار حلقي به وجود آمده. در بالغين طول آن حدود ۲۵ تا ۳۰ ميليمتر است. يك سوم خارجي آن غضروفي و مابقي آن استخواني است(در شير خواران تماماً غضروفي است) قسمت غضروفي(خارجي) آن داراي انحنايي به خلف و بالا و قسمت استخواني(داخلي) آن انحنايي به قدام و پايين دارد. لذا در بالغين جهت مشاهده كامل كانال شنوايي و پرده سماخ و بوسيله اتوسكوپ لاله گوش به سمت عقب و كمي بالا كشيده مي شود. اما در اطفال (كمتر از ۳ سال) انحناي آن كمتر و تا حدي بر عكس بالغين است و بايستي در مواقع معاينه لاله گوش به عقب و حتي كمي پايين كشيده شود.

پوست لاله گوش به داخل مجرا نيز امتداد يافته و بتدريج از ضخامت ان كم مي شود بطوري كه در روي پرده صماخ به نازكترين حد خود مي رسد و فقط اپيدرم باقي مي ماند. بر خلاف قسمت استخواني پوست ناحيه غضروفي حاوي واحدهاي پيلوسباسه و غدد سرومنو مجموع ترشحات آنها موم يا واكس گوش را تشكيل مي دهند.
نكته: مجراي گوش دو تنگه دارد يكي در مرز بين قسمت غضروفي و استخواني و ديگري در ۵ ميليمتري پرده صماخ. اجسام خارجي معمولاً در اين دو ناحيه به دام افتاده و گير مي كنند.
موم يا سرومن (Ear cerumen) :

موم يا سرومن گوش مجموع ترشحات غدد سباسه و سرومن بوده. حاوي انواعي از تاسيدهاي آمينه و اسيدهاي چرب ليزوزيم و ايمونوگلوبولين است و بر اساس فنوتيپ ژنتيكي شخص ممكن است نرم و زرد تيره(فنوتيپ غالب) يا جامد. سفت و شكننده به رنگ زرد مايل به خاكستري باشد(فنوتيپ مغلوب).

غدد سرومن در واقع غدد عرق آپوكرين تغيير شكل يافته پوست بوده و ترشحات ان تحت تأثير تحريكات آدرنرژيك حالات هيجاني تحريك فيزيكي مجراي گوش و مصرف داروهاي آدرنرژيك مختصري افزايش مي يابد.

نكته: قسمت غضروفي كانال گوش يكپارچه و مستحكم نبوده و داراي دو شكاف عرضي موسوم به شكافهاي سارتوريني است و از اين طريق عفونتهاي شديد گوش خارجي مي توانند به فضاي بنا گوش تحت آهيانه اي و قاعده جمجمه انتشار يابد كه نمونه مشخص ان اوتيت خارجي برخيم است.
پرده صماخ (Tympanic Membrane) :

پرده صماخ صفحه اي بيضي شكل و كمي مايل با تحدب به گوش قسمت مياني با قطرهاي ۸٫۱۰ ميليمتر و ضخامتي حدود ۱۳۰ ميكرون بوده. از سه لايه(لايه اپيدرم در خارج. لايه فيبروزي در وسط و لايه مخاطي در داخل) تشكيل شده است.(شكل ۱-۱)
پرده صماخ به دو قسمت به نامهاي ناحيه سخت و

ناحيه شل تقسيم مي شود. برآمدگي طولي دسته استخوان
چكشي(مهمترين علامت راهنما) است كه در وسط از ناحيه
فوقاني قدامي به طرف ناحيه تحتاني خلفي امتداد دارد. به رأس
يا نوك آن ناف يا قوز گفته مي شود. علامت راهنماي ديگر
مخلوط يا مثلث نوراني است كه به صورت يك ناحيه مثلثي و
درخسان در ربع قدامي تحتاني پرده صماخ ديده مي شود و

علت درخشان بودن آن انعكاس نور ثانويه به انحناي خاص اين ناحيه است.

گوش مياني Middle Ear :
گوش مياني محفظه اي حاوي هوا به ابعاد تقريبي ارتفاع ۱۵ ميليمتر(فوقاني تحتاني) طول ۱۵ ميليمتر (قدامي خلفي) و عمق حدود ۲ ميليمتر در قسمت تحتاني و ۶ ميليمتر در قسمت فوقاني در داخل استخوان گيجگاهي بوده و شامل حفره يا فضاي صماخي استخوانچه هاي شنوايي شيپوراستاش. حجره ماستوئيد. سيستم پنوماتيك استخوان گيجگاهي و عصب كورداتيمپانيك است.
فضاي صماخي (Tympanic Cavity):
فضاي صماخي خود به ه قسمت به نام هاي Epitympanic Reccess يا (Attic) Mesotympanum و Hypotympanic Recces تقسيم مي شود(شكل ۲-۱).
بين دو ناحيه اپي و مزوتيمپانوم يك تنگي آناتوميك
وجود دارد و اين مسأله مي تواند منجر به احتباس
و لوكاليزه شدن ترشحات التهابي در ناحيه آتيك و
در نتيجه صدمات بيشتر عناصر اين ناحيه شود.

حجره ماستوئيد (Mastoid Antrum) :
حجره اي كوچك در قسمت فوقاني خلفي خارجي حفره صماخي بوده و از يك طرف با واسطه يك منفذ كوچك با آتيك و از بقيه جهات با سلولهاي هوايي استخوان گيجگاهي در ارتباط است.

سيستم پنوماتيك گيجگاهي (Temporal Paneumatic System) :
در داخل تنه استخوان گيجگاهي و زائه ماستوئيد حفرات ريز هوايي همانند كندوي عسل وجود دارد. اين حفرا با فضاي تيمپاتيك در ارتباط بوده و به عنوان يك منبع ذخيره هوايي فضاي تيمپاتيك عمل كرده و از تغيرات فشار داخل آن تا حدود زيادي جلوگيري ميكند.

نكته: زائده ماستوئيد پس از تولد به پيدايش و در بين ۲تا۵ سالگي شروع به تشكيل حفرات هوايي كرده و در سن ۶تا۱۲ سالگي كامل مي شود. لذا در سن كمتر از يك سالگي ماستوئيت واقعي برزو نمي كند.

لوله يا شيپور استاس (Eustachian Tube) :
شيپور استاس چند رابط گوش مياني با نازوفارنكس بوده و مسئول تأمين و تهويه هواي گوش مياني است. يك سوم اول ان استخواني و مابقي آن غضروفي است. قسمت انتهايي آن به دليل خاصيت الاستيسيته در حالت عادي روي هم خوابيده و بسته شده است اما در موقع بلع خميازه كشيدن. مانوروالسالوا و … باز مي شود.
چند نكته:

 شيپورذ استاش در كودكان افقي تر است لذا مواد و ميكروبهاي موجود در نازوفارنكس راحت تر مي توانند وارد گوش مياني شوند. اين مسأله يكي از علل شيوع بيشتر عفونتهاي گوش مياني در كودكان نسبت به بالغين است.
 عضلات كشنده و بالا برنده كام مسئول بازكردن دهانه شيپور استاس در موقع بلع هستند.
استوانچه هاي شنوايي:
به استخوانهاي كوچك به نامهاي : چكشي. سنداني
و ركابي به يكديگر مفصل وبوسيله ليگمانهاي متعددي
در موقعيتهاي خود پايدار و با ثبات شده و انرژي صوتي
را به گوش داخلي انتقال مي دهند. دو عضله در تنظيم اين

سيستم هدايتي نقش ايفا مي كنند يكي عضله ركابي است
كه تاندون آن به گردن استخوان ركابي متصل شده و از
عصب صورتي عصب گيري مي كند. اين عضله در اثر
صداهاي قوي بوسيله يك رفلكس عصبي( موسوم به رفلكس آكوستيك يا ركابي) منقبض شده و از انتقال بيش از حد انرژي صوتي به گوش داخلي جلوگيري مي كند. عضله ديگر كه به بالاي گردن استخوان چكشي متصل شده و شاخه كوچكي از عصب فكي دريافت مي كند.
بيماريهاي لاله گوش

سرما زدگي و يخ زدگي Chilbains & Frostbite:
از آنجا كه سرما زدگي و يخ زدگي لاله گوش معمولاً همراه با ضايعات مشابه در انتهاي اندامهاي ديگر نيز است. لذا لازم است اين مبحث بطور كامل شرح داده شود. صدمات ناشي از سرما به عوامل بسيار متعددي همچون شدت و كيفيت سرما طول مدت تماس. شدت وزش باد. وضعيت عروقي. سن. ارتفاع و غيره بستگي دارد. حساسيت بافتها نسبت به صدمنات ناشي از سرما به ترتيب عبارتند از: اعصاب. عضلات. عروق. درم.غضروف و استخوان.

يخ زدگيFrostbite :
اولين واكنشي كه در كاهش دماي بافت به وجود مي آيد انقباض عروق است. زماني كه دماي عمقييك عضو(نظير انگشتان) به ۱۵ درجه سانتيگراد برسد انقباض عروق همراه با حملات منظمي (۳تا۵بار در ساعت) از اتساع عروقي بروز خواهد كرد كه به آن « پديده مقابله كردن» گفته مي شود. اين وتكنش تا حدي با انجماد عضو مقابله مي كند. زماني كه دماي بافت به ۱۰ درجه برسد صدمات و ضايعات بافتي آغاز مي شود كه در صورت گرم بودن سريع عضو برگشت پذير خواهند بود. ولي زماني كه دماي عضو به نقطه انجماد(يخ زدگي) برسد كريستالهاي يخ در فضاي خارج سلولي تشكيل شده در نتيجه منجر به افزايش فشار اسموتيك و شيفت مايع از داخل سلول به خارج سلول دهيدراتاسيون سلولي و دناتوراسيون پروتئين هاي غشاء و داخل سلول و بالاخره تخريب سلولي و آزاد شدن مواد وازواكتيو و نكروز بافت مي شود. همانند سوختگي شدت يخ زدگي نيز درجه بندي مي شود كه اساس آن يافته هاي باليني پس از گرم شدن عضو است:
يخ زدگي درجه يك: در اين حالت عضو مبتلا دچار گزگز و كرختي شده. س از گرم كردن اريتم و ادم و معمولاً سوزش و درد بروز كرده بدون عارضه مهمي بهبود مي يابد.
يخ زدگي درجه دو: در اين نوع يخ زدگي ضايعات محدود به اپيدرم بوده. با بروز تاول سفت متراكم. شفاف يا صورتي همراه با سوزش نسبتاً شديد پس از گرم كردن مشخص مي شود. حس لامسه تقريباً مختل بوده ولي برگشت پذير مي باشد. ادم بتدريج برطرف شده. تاول طي ۲تا۳ هفته جذب و خشك شده و اسكار تيره رنگي به جا مي ماند. اسكار به ظاهر نكروتيك به نظر مي رسد اما در واقع لايه بازال دست نخورده باقي مانده طي ۴ هفته اپيدرم طبيعي شكل مي گيرد.
يخ زدگي درجه سه: در اين حالت پوست به طور كامل و بافتهاي زير جلدي عضلات و حتي غضروف و استخوان ناحيه تا حدي دچار صدمه و يا نكروز شده. با سفيد و سخت شدن عضو عدم قابليت تحريك و فقدان حس لامسه و فشار مشخص مي شود.
يخ زدگي درجه چهار: تقريباً همانند يخ زدگكي درجه سه بوده با اين تفاوت كه عضو مبتلا (پوست.بافت زير جلدي.غضروف و استخوان) به طور كامل نكروزه شده(عدم بروز درد و ادم خفيف پس از گرم كردن) طي ۱تا۳ ماه خود بخود قطع و كنده مي شود.

سرمازدگي Chiblains (prenio) :
اين حالت در اثر تماس طولاني مدت با هواي سرد اما خشك و غير منجمد كننده(مثلاً در كوهنوردان)به وجود امده. موجب بروز ندول جلدي يا زير جلدي موضعي(احتمالاً به دليل واسكوليت) و التهاب تاندون و كپسول مفصلي مي شود. در افراد سالخورده ممكن است زخمهاي سطحي(خصوصاً در ساق پا) نيز ديده شود.
 توجه: اكثر مبتلايان به سرما زدگي دچار درجاتي از هيپوترمي نيز بوده. بايستي از اين نظر به طور كامل مورد بررسي و درمان قرار گيرند.
تدابير درماني
در درمان يخ زدگي بايستي هميشه چند اصل زير را به خاطر داشت:
 صدمات ناشي از يخ زدگي براي مدت ۲۴ تا ۴۸ ساعت به مراتب كمتر از حالتي است كه يخ زده گرم و مجدداض دچار يخ زدگي شود. لذا هر گاه امكان بروز يخ زدگي مجدد وجود داشته باشد هرگز اقدام به گرم كردن عضو نكنيد.
 هرگز اقدام به ماساژ عضو با برف نكنيد.
 از مصرف الكل اجتناب شود(هيپوترمي را تشديد مي كند)
 به دليل اثرات هيپوكسيك و انقباض عروقي سيگار حداقل تا چند هفته بعد از حادثه بيمار از استعمال دخانيات منع شود.
بيماريهاي التهابي مجراي گوش
External Otitis
اصولاً به هر نوع بيماري التهابي گوش خارجي External Otitis گفته مي شود كه ممكن است منتشر يا موضعي. حاد يا مزمن.باكتريال يا قارچي يا ويروسي و يا اگزمايي باشد.

اوتيت خارجي حاد منتشر (گوش شنا گران)
Acute Diffuse External Otitis (Swimmer s Ear)

در اين حالت پوست مجراي گوش(خصوصاً قسمت استخواني) به طور يكپارچه دچار التهاب و عفونت مي شود. چهار فاكتور در بروز عفونت گوش دخيل مي باشد:
۱) افزايش PH مجرا (بيش از ۶)
۲) رطوبت زياد
۳) گرما
۴) صدمه پوست مجرا از آنجايي كه اكثر اين فاكتورها در شناگران وجود دارد لذا اين بيماري در شنا گران شايعتر بوده به همين دليل به اين بيماري گوش شناگران نيز گفته مي شود.
به جز در مناطق حاره اي شايعترين جرم مسئول پسودومونا آئروژيناز بوده. پس از آن پروتئوس ولگاريس و بندرت استافيلوكوك طلايي قرار داردند.
وجه مشخصه بيماري درد گوش همراه با تغييرات التهابي مجراي گوش (ادم اريتم و پوسته هاي كثيف مجراي گوش همراه با ترشحات بد بو و كثيف) است. درد با حركات فك يا كشيدن پرده گوش يا فشار بر روي تراگوس تشديد مي يابد. تغييرات التهابي ممكن است موجب انسداد كامل مجراي گوش شده يا به لاله گوش يا حتي پايين صورت انتشار يابد. در موارد شديد بيماري معمولاً تب و آدنوپاتي اطراف گوش يا گردن وجود دارد.
 نكته:
شروع بيماري معمولاً با خارش خفيف تا متوسط همراه بوده ولي خيلي سريع درد بروز كرده و خارش محو مي شود.

تدابير درماني
اصولاً در درمان هر نوع اوتيت خارجي بايستي كليه تمهيدات زير را به كار بست:
۱٫ تسكين درد با استفاده از كمپرس موضعي گرم روزي ۳-۲ بار . هر بار به مدت ۱۰تا ۲۰ دقيقه و از داروهاي ضدالتهابي غير استروئيد در صورت لزوم با ضد دردهاي مخدر نظير استامينوفن كدئين و يا مپريدين.
۲٫ در صورت شديد بودن بيماري( درد بسيار شديد وجود علائم سيستميك نظير تب و …) بهتر است بيمار چند روز اول را در بستر استراحت كند.
۳٫ بر طرف كردن علل زمينه اي و مستعد كننده بيماري( نظير بيماريهاي پوستي. اندوكرين. آنمي. هيپوويتامين و …)
۴٫ مهمترين فاكتور در درمان ( و حتي پيشگيري) تميز و خشك نگهداشتن مجراي گوش است.

عفونت قارچي گوش خارجي:
Otomycosis
عفونتهاي قارچي مجراي گوش در مناطق حاره اي (گرم و مرطوب) شايع بوده. معمولاً در افراد مسن ديابتيك و يا بيماران با ضعف سيستم ايمني بروز كرده در يك فرد سالم بندرت به طور خالص ديده مكي شود.
اما در صورت بروز صدمه و ترك پوست(ثانويه و خاراندن شديد) و يا وجود توأم عفونت باكتريايي درد نيز وجود خواهد داشت. تشخيص بيماري براحتي با بررسي مستقيم ترشحات و پوسته ها زير ميكروسكوپ با بزرگنمايي ۶ تا۱۰ برابر و ديدن ميسيليوم و هيف ها داده مي شود.

تدابير درماني:
۱) رعايت اصول كلي درمان
۲) چكاندن محلول ويوله دوژانسيان ۲% در الكل ۹۵ ¬¬ داخل گوش روزي۳-۲ بار هر بار ۴-۲ قطره.
۳) در صورت وجود. درمان اختلال زمينه اي.

بيماريها و اختلالات پرده صماخ

ميرنژيت تاولي
Bullous Myringitis:
اين بيماري يك التهاب و تشكيل تاول در زير لايه خارجي پرده صماخ به وسيله عوامل نا شناخته ويروسي يا باكتريايي از جمله ديپلوكوك پنوموني (متعاقب اوتيت مياني) و يا مايكوپلاسما(متعاقب پنوموني) بوده و تاول )هايي) حاوي سرم يا خون بر روي پرده صماخ تشكيل مي شود. علائم آن عبارتند از:
درد شديد و احساس پري گوش و در صورت پاره شدن تاول. ترشح مايع سروز يا خوني-سروزي.
از آنجا كه تشخيص افتراقي ميان ويروسي يا باكتريايي بودن آن بسيار مشكل است لذا تجويز آنتي بيوتيك منطقي تر به نظر مي رسد.

تدابير درماني:
۱٫ كنترل درد با استفاده از مسكن هاي قوي.
۲٫ در صورتي كه درد بسيار شديد باشد و به وسيله درمان طبي كنترل نشود مي توان اقدام به برش و تخليه تاول نمود. براي اين منظور مي توان پس از بيحس كردن پرده صماخ به كمك چاقوي ميرنگوتومي تاول را پاره كرد. اين عمل تأثير چنداني در سير بيماري نداشته فقط به منظور تسكين دردهاي غير قابل تحمل و كنترل انجام مي شود.
۳٫ آنتي بيوتيك مناسب اريترومايسين است.

عفونت گوش مياني
Otitis Media (OM)

به التهاب مخاط گوش مياني اوتيت مياني (OM) گفته مي شود و بعد از عفونتهاي تنفسي شايعترين بيماري در كودكان است . بطوري كه حدود ۶۵%-۵% كودكان تا سن يكسالگي و ۸۵%-۷۰% كودكان تا سن ۳ سالگي حداقل يكبار دچار (OM) مي شوند.
اختلالات شيپور استاش و عفونتهاي مجاري تنفسي فوقاني مهمترين و اصلي ترين عامل در بروز (OM) هستند. عوامل مستعد كننده و خطر ساز ديگري از اين دو طريق عمل مي كنند عبارتند از:
اختلالات آناتوميك (نظير شكاف كام)
رينيت آلرژيك
رينيتوازوموتور
تريزومي۲۱
فيبروز سيستيك
آدنوئيد
انسداد دهنده
تغذيه با شيشه شير(خصوصاً در حالت دراز كش)
در معرض دود سيگار قرار گرفتن.
وضعيت اقتصادي و بهداشتي پايين
زندگي در مناطق شلوغ و پر جمعيت(از جمله نگهداري اطفال در مهد كودك)
هيوتيروئيدي
هواي سرد
تومورهاي نازوفارنكس و جنس مذكر
از نقطه نظر مقاصد عملي و درماني (OM) را به چند نوع تقسيم كرده و مورد بررسي قرار مي دهيم:
۱٫ اوتيت مياني حاد: به بروز اخير عفونت علامت دار گوش گفته مي شود.
۲٫ اوتيت مياني مقاوم: به تداوم علايم و نشانه هاي عفونت حاد ۴۸ ساعت پس از شروع درمان آنتي بيوتيكي اطلاق مي شود.
۳٫ اوتيت مياني با افيوژن: به وجود مايع در گوش مياني براي مدتي بيش از ۳ هفته در غياب علايم عفوني گفته مي شود.
۴٫ اوتيت مياني حاد راجعه: به بروز حملات حاد عفونت گوش مياني ۳بار طي ۶ماه و يا۴ بار طي يك سال گفته مي شود.
۵٫ اوتيت مياني چركي مزمن: به وجود سوراخ يا پارگي پرده صماخ همراه با ترشح از گوش به مدت بيش از ۶ هفته گفته مي شود.
كاهش شنوايي يا كري
Hearing Loss or Deafness

در حدود ۴ درصد افراد زير۴۵ سال دچار درجات متفاوتي از كاهش شنوايي هستند.(مرد و زن بطور يكسان) و با افزايش سن بيشتر مي شود. به طوري كه شيوع ان در افراد ۶۵ سال به بالا به حدود۳۰% و در افراد بالاي ۷۵ سال به حدود ۳۵% مي رسد.
در كل شايعترين علت كري متوسط يا شديد در اطفال اختلال ژنيتيكي در حدود ۵۰% موارد و سپس مننژيت است. علل كري بسيار زياد است و ما در اينجا فقط به ذكر علل شايع و مهم آن اكتفا ميكنيم.

عفونتها:
عفونتهاي گوش:
شايعترين علت كاهش شنوايي انتقالي در اطفال اوتيت ميانياست كه با درمان مناسب اكثراً گذرا و موقتي است در صورت بروز عوارضي همچون لابيرنتيت چركي. آبسه مغزي و منژيت كاهش شنوايي حسي-عصبي نيز وجود خواهد داشت.

 نكته:
در اوتيت مياني حاد و مزمن چركي حتي بدون بروز عارضه اي ممكن است كاهش شنوايي حسي- عصبي نيز بروز كند كه علت آن ورود توكينهاي باكتريها به گوش داخلي است.

منژيت باكتريال:
منژيت دومين علت شناخته شده كري حسي-عصبي دركودكان بوده و علت ان بروز لابيرنتيت چركي است. علت شيوع SNHL در مننژيت پينوموكوكي ۳۰% مننگوكوكي ۱۰% و در مننژيت ناشي از هموفيلوس آنفلوانزا b بين ۵%تا۲۰% است.
 نكته:
تجويز دگزامتازون در مننژيت باكتريال كودكان مي تواند از بروز كاهش شنوايي به ميزان زيادي جلوگيري كند.
عفونت اسپيروكتي: سيفيليس مادرزادي و نيز اكتسابي مي تواند منجر به كاهش شنوايي يك يا دو طرفه بشود كه ممكن است به طور ناگهاني و يا تدريجي با سيري پيشرونده باشند.

سلك عفونت سل در كشورهاي آسيايي نسبتاً شايع بوده مي تواند منجر به كاهش شنوايي هدايتي يا حسي- عصبي شود.
 چند نكته:

۱٫ عفونت سلي گوش تقريباًهميشه با سل ريوي همراه است.
۲٫ در هر بيمار با اوتيت مياني مزمن و وجود سوراخهاي متعدد در پرده صماخ بايستي به فكر
TB بود تا اينكه خلافش ثابت شود.

عفونتهاي ويروسي:
عفونتهاي ويروسي خصوصاً سيتومگالوويروس اوريون سرخك هرپس زوستر و آنفلوانزا مي تواند باعث SNHL شوند.(از طريق مننگوانسفاليت و يا لابيرنتيت).

پير گوشي:
Presbycusis

اين نوع كاهش شنوايي حسي –عصبي و متعاقب افزايش سن بوده يك روند طبيعي محسوب مي شود و احتمالاً به دليل تغييرات آتروفيك سلولهاي گانگليون اسپيرال است. «فاكتورهاي ژنتيك- متابوليسم – تغذيه- آب و هوا- استرس- تغييرات بافت همبند –واكنش هاي عروقي همبند- واكنش هاي عروقي و سر وصدا» احتمالاً در ايجاد آن مؤثرند.
كاهش شنوايي حسي –عصبي دو طرفه بوده و معمولاً در فركانس هاي بالا ديده مي شود و بتدريج به طرف فركانس هاي پايين پيشرفت مي كند و سن شروع آن معمولاً ۵۰الي ۶۰ سالگي بوده و سير آهسته ولي پيشرونده اي دارد.

تدابير درماني:
پرهيز از سر و صدا و در صورت لزوم استفاده از سمعك.