آیا آل احمد رویکردی علمی – جامعه شناختی به مسائل اجتماعی داشته است

« مقدمات و کلیات »
این تحقیق در نظر دارد در فضای اندیشه و آثار یکی از مطرح ترین و با نفوذترین روشنفکران دوره اخیر حیات اجتماعی ایران جلال آل احمد کنکاش کرده و مقولات جامعه شناختی موجود در آثارش را شناخته و مدون سازد .

بیان واقعیتها از طرق تحلیل محتوای آثار نویسندگان علیرغم منزلت و پایگاه والای اجتماعی آنها بسیار مهم و در خور اعتنای جدی است ، در این راستا نقد و بررسی آراء اجتماعی آل احمد که در یکی از برهه های تاریخ معاصر ایران از ارج و اهمیتی برخوردار بوده از این مقوله مستثنی نیست .
با اینکه آل احمد را روشنفکر و از آگاهان اجتماعی درجه اول فرض کرده اند ، این تحقیق بر آن است تا پاسخی برای این پرسش بیابد که آیا آل احمد رویکردی علمی – جامعه شناختی به مسائل اجتماعی داشته است ؟

« تاریخچه مطالعاتی »
در ارتباط با مطالعاتی که در این خصوص صورت گرفته ، حداقل تحت عنوان مورد نظر تحقیق ، مطالعه ای صورت نگرفته است و بیشتر مطالعات را در این راستا مطالعات ادبی تشکیل می دهد .

لذا بمنظور کمک به امر تحقیق ، به بررسی دو اثر پرداخته می شود :
۱- چراغی ، فرخ « جامعه شناختی آثار جلال آل احـمد : کنکاشـی در جـامعه شناسی ادبیات و جامعه شناسی در ادبیات » ، اراک : ( بی جا ) ، ۱۳۷۴ ، رساله فوق لیسانس جامعه شناسی

۲- سروری ، جمشید « قشر بندی و طبقات اجتماعی با کندو کاوی در آثار جلال آل احمد » پایان نامه دانشجویی کارشناسی ارشد .
– اثر اول خلاصه رساله ایست ، تحت عنوان « بررسی جامعه شناختی در آثار جلال آل احمد : کنکاش در جامعه شناسی در ادبیات و جامعه شناسی در ادبیات ، از فرخ چراغی که زمستان ۱۳۷۴ در دانشگاه اراک ، با راهنمایی استاد ، دکتر ح . ا . تنهائی و مشاوره دکتر علی رضا کلدی به انجام رسیده است .
این رساله براساس روش شناسی علمی دانشگاهی ، در پنج فصل تنظیم گردیده است ، که در مجموع زیر عنوان فوق الذکر ، کنکاشی است در جامعه شناسی ادبیات و جامعه شناسی در ادبیات ، و سعی در کشف و ارائه بنیانهای جامعه شناسی آثار نویسنده ، یعنی جلال آل احمد دارد .

فصل اول : براساس روش شناسی علمی ، به تدوین تاریخچه مطالعاتی ، بیان مسئله ، طرح پرسشهای تحقیقاتی ، اهداف ، حدود مطالعاتی و تعریف اصطلاحات پرداخته است. در این رساله بجای فرض از پرسش تحقیقاتی استفاده گردیده است و پرسشها با عنوان کلی ، خلاصه شده اند پیرامون جستجوی چهار مبحث ، هستی شناسی ، ایستائی شناسی، روش شناسی و پویائی شناسی در آثار آل احمد . در اهداف مطالعه ، محقق به دنبال طرح اهداف تحقیق پیرامون پیدا نمودن پاسخ پرسشهای تحقیق است .

در مورد اهمیت مطالعاتی ، محقق در خلاصه رساله چنین می آورد :
« تحقیق تاکید دارد بر لزوم شناسائی و معرفی اندیشمندان متفکر انسانگرا ، تا با استفاده از شیوه آنها با بازگشت به خویشتن خویش و تکیه بر نظرات متفکرین ایرانی ، پایه های فرهنگ اصیل خود را باز شناخته و با توشه برداشتن از آن ، سدی محکم در برابر هجوم فرهنگهای گوناگون بسازد و برای مبارزه با خود بیگانگی و بی هویتی در برابر تئوری پردازان با شناخت اندیشه متفکران ایران زمینه رشد این اندیشه ها را در جامعه به وجود آورد . »
در مبحث تعریف اصطلاحات ، با استفاده از کتب معتبر به تعریف اصطلاحات پرداخته است .

فصل دوم : اختصاص داده است . به نقد و بررسی چند کتاب . از جمله :
۱- کتاب واقعیت اجتماعی و جهان داستان ، نوشته جمشید مصاحبی پور ایرانیان ۲ – کتاب راز چشم برادر ، شمس آل احمد .
۳ – کتاب ، قصه نویسی – نوشته رضا براهنی .

۴ – نقد آثار جلال آل احمد ، نوشته عبدالعلی دسغیب .
در فصل سوم براساس اصول روش شناسی به معرفی روش تحقیق ، روش شناسی ، طرح تحقیق، فن تحقیق ، طرح تحلیلی و طرح زمان اجرا پرداخته است . ضمنا نامبرده از طرح تحقیق توصیفی – تحلیلی و فن مطالعه کتابخانه ای و تکنیک استنباط استفاده نموده است .

فصل چهارم را با ارائه و تحلیل داده ها شروع نموده ، ابتدا به ترسیم شرایط عینی و ذهنی ، زمان جلال پرداخته ، سپس به طرح جستارهای جامعه شناختی و بررسی پرسشهای تحقیق پرداخته است ، در این راستا به طرح نظرات جامعه شناسان برجسته در این رابطه توجه نموده است ( برای روشن شدن موضوع ) ، در پایان به طرح تحلیل تئوریکی و بررسی نظرات فروم پرداخته و سپس به مقایسه نظرات آل احمد با آنها در فصل پنجم همت گماشته است .
۲- اثر دوم : این رساله در دو بخش و مشتمل بر نوزده فصل است . نگارنده در بخش نخست کلیات و نمونه های کلی در تشخیص قشر بندی و طبقات اجتماعی را در شش فصل بیان کرده است .

فصل اول : محتوا ، منابع و روش
فصل دوم : قشر بندی اجتماعی
فصل سوم : طبقات اجتماعی
فصل چهارم : درباره منشا نابرابری اجتماعی

فصل پنجم : مروری بر اندیشه ها و نظـریه های تاریخـی و معاصر مربـوط بـه قشر بندی اجتماعی
فصل ششم : قشر بندی و طبقات اجتماعی و پایگاه طبقاتی از دیدگاه اسلام
در بخش دوم مشخصات ویژه اقشار و طبقات را در ساخت اجتماعی ایران در آثار جلال آل احمد طی سیزده فصل مورد مداقه قرارداده است .
فصل اول : آثار آل احمد و زندگی او

فصل دوم : آل احمد و قشر بندی و طبقات اجتماعی
فصل سوم : طبقات حاکم
فصل چهارم : قشر روشنفکران
فصل پنجم : قشر روحانی

فصل ششم : اقشار شهری
فصل هفتم : طبقات روستائیان

فصل هشتم : طبقه کارگر
فصل نهم : طبقات مرفه
فصل دهم : قشر زنان
فصل یازدهم : قشر معلمان و حال و آینده معلمان در نظام پهلوی و آینده آموزش و پرورش
فصل دوازدهم : قشر اهل قلم ( نویسندگان )
فصل سیزدهم : قشر شعرا و نگرش آل احمد به شعر و شاعران
نویسنده قصد داشته که از زاویه اصول و مبادی جامعه شناختی به اندیشه های آل احمد نگریسته و دریابد که وی به مسائل در قلمرو قشربندی طبقات اجتماعی چگونه می اندیشیده ، و اندیشه اش چه ارمغانی برای تفکر اجتماعی آورده است . محقق درصدد پاسخگویی به سوالاتی در مورد طبقات و دلایل پیدایش ، ضرورت وجود یا عدم لزوم آن بوده و بعنوان مطالعه ای موردی آثار آل احمد را انتخاب نموده لذا به اصول و محتوای اندیشه های آل احمد نپرداخته بلکه در حاشیه کار خود با جامعه شناسی ادبیات تماس حاصل کرده است .

رساله مورد بررسی مشخصات ویژه اقشار و طبقات اجتماعی ، ساخت اجتماعی جامعه ایران را در مجموعه آثار آل احمد بررسی کرده و در هر فصل ( مجموعا سیزده فصل) یکی از اقشار و طبقات را مورد بررسی قرار داده و مشخصات آن را بازگو کرده و سرانجام با ذکر ملاکهای تحرک اجتماعی از دیدگاه آل احمد و نتیجه گیری نوشته خود را به پایان رسانده است . در بخش نتیجه گیری نویسنده نظام اجتماعی با نظریه تضادگرایان به ویژه با آراء مارکسیستها مطابق دانسته و نگرش او را در این باب بیشتر مبتنی بر تجربیات فردی ، نه بر پایه تحقیقات علمی می داند . نویسنده چنین اظهار می کند :

« بطور کل نظام اجتماعی آل احمد نظامی مقشر است و ماهیت طبقاتی دارد . با تاملی در اندیشه های وی در خصوص قشر بندی و طبقات اجتماعی و تطبیق آن با نظریه های رایج در جامعه شناسی این نتیجه بدست می آید که نظریات و تعاریف وی از طبقات ، اقشار و تیپهای اجتماعی از یکسو به احساسات مشخص ، تربیت سنتی – مذهبی استوار است . به همین دلیل با قضاوتهای ارزشی آمیخته شده است . از سوی دیگر تحت تاثیر فلسفه علمی و اجتماعی سوسیالیسم است . همچنین نگرش وی به طبقات و انتساب برخی از ویژگیها و اوصاف به آنها بیشتر مبتنی بر تجربیات فردی اوست تا تحقیقات علمی .»

از سوی دیگر نویسنده داشتن نگرش کارکرد گرایی را به آل احمد نسبت داده و او را فردی تنها و بیرون از روابط اجتماعی معرفی می کند . نویسنده آل احمد را فردی خواستار ایجاد و دگرگونی در جامعه و تغییر ساخت ناهمگن و فاقد کارکرد آن ، بر اساس پندارها و باورهای خویش می داند .

« آل احمد در مدیر مدرسه یک روشنفکر است . او نمی تواند با این جامعه یگانه شود ، در حاشیه جامعه می ایستد ، در همان آن می کوشد تا چیز مثبتی از درون همان پیوندها برای این جامعه به ارمغان بیاورد . او فردی است تنها و بیرون از روابط اجتماعی این جامعه و می کوشد آن را بنا بر پندارها و باورهای مشخص خویش دگرگون کند و درصدد است این ساخت ناهمگن و فاقد کارکرد را معنایی عقلانی بخشد . چنین کوششی نتیجه نگرش کارکرد گرایی نویسنده مدیر مدرسه است .»

نویسنده به این نکته نیز اشاره دارد که آل احمد جامعه ایران را نه جامعه ای کاستی ، نه جامعه ای باز ، بلکه جامعه ای مبتنی بر سلسله مراتب اجتماعی می داند که صعود در سلسله مراتب اجتماعی در آن قدری دشوار است .
نگارنده از بیان مشکلات تحقیق و یا پیشنهادات خودداری کرده است . تنها ذکر این نکته را لازم می دانسته که به دلیل حرمت آل احمد در جامعه ، سخن گفتن درباره او و یا نقادی آثارش پس از وفات مشکل می نماید .

« بیان مساله »
این تحقیق در نظر دارد با بررسی و تدقیق در آثار جلال آل احمد دیدگاههای اجتماعی – سیاسی و فرهنگی این نویسنده معاصر را تشریح کرده و بنیانهای جامعه شناختی آنرا ارائه کند . از آنجا که دوران حیات وی ، دوران کشاکش های سیاسی – اجتماعی و زمینه ساز تغییر و تحولات دهه اخیر ایران است و آل احمد نویسنده ای مبارز و پرشور بوده که از جامعه معاصر خویش به طرق متفاوت تاثیر پذیرفته است ، شناخت این چهره ، شناخت جریانهای فکری و فرهنگی دوره ای از تاریخ اجتماعی معاصر ایران خواهد بود ، چرا که او نشانه بارز ، شاخص و پرچمدار نسلی از جوانان این سرزمین است . همانطور که در تاریخچه

مطالعاتی آمده است ، افراد زیادی از جمله سیمین دانشور شمس آل احمد عبدالعلی دستغیب ، رضا براهنی و … آثار آل احمد را مورد بررسی قرار داده اند ولی هر یک از زاویه دیدی خاص به قسمی از آثار وی پرداخته اند ولی هیچیک کل آثار آل احمد را از نظر جامعه شناختی مورد بررسی قرار نداده است ، لذا ضرورت این تحقیق احساس می شود . با توجه به آنچه گذشت بدلیل حساسیتهای دوره تاریخی مذکور و نگرش اجتماعی آل احمد ، جستجو جهت یافتن دیدگاه و تخیل جامعه شناختی در آثار وی بس ارزشمند و همچون یک مساله قابل طرح در جامعه شناسی می باشد .

« چار چوب نظری »
در این قسمت برای آنکه سوگیریهای پژوهشی منظم شوند بایستی بر مبنای چشم انداز خاص و یا از دریچه « تخیل علمی » ویژه ای به مسئله نگریسته شود تا رویکردها و دیدگاهها خصایص منظم و عامی را همراه داشته باشد . از این رو است که طرح چارچوب نظری یا قالب تخیل علمی ایکه بتوان مسئله را از آن طریق وارسی نمود ضروری به نظر می رسد . لذا از آنجا که این تحقیق به دنبال کشف مقولات اجتماعی و انسانی « جلال آل احمد » در مورد جامعه های نمادی و نا نمادی و کنشهای اجتماعی در درون یک جامعه ، نظام روانشاختی ، نظام کنشی و از همه مهمتر شناخت انسان تفسیرگر و معرفی آن از دیدگاه جلال آل احمد می باشد بنابراین می توان برای تبیین این موضوع به چار چوب نظری مکتب کنش متقابل نمادی « هربرت بلومر » که وابسته به مکتب تفسیر گرایی است استناد جسته و یک قالب تحلیل کلی جامعه شناختی و انسان شناختی مطرح ساخت .

« نظریه هربرت بلومر »
بلومر با مطرح کردن سه قضیه ، چشم انداز جامعه شناختی خود را بیان میکند . در قضیه اول به « جهان اعیان » اشاره می کند یعنی جهان عبارت است از کلیه چیزهایی که برای انسان قابل فهم بوده و دارای معنا می باشد . معنایی که انسان می تواند به آنها اشاره کند و بر اساس آن اشارات رابطه برقرار نماید . بنابراین هیچ گاه نمی توان چیزی را دریافت که قابل معنا و اشاره نباشد ، که در واقع ما تعریف و درکی جمعی و مشترک نسبت به آنها داریم . قضیه دوم اشاره می کند به این نکته که ما می دانیم انسان از بدو تولد موجودی ناقص و نادان است ولی بتدریج در دوران حیاتش آموختنیها را می آموزد . پس آیا باید معانی را

در ذات اشیاء جستجود نمود ؟ انسان هر آنچه را که می آموزد و برایش معنا دار می شود در روابط متقابل اخذ می کند . اگر اشیاء برای او دارای معناست ، این معنا را از روابط متقابل اجتماعی کسب نموده است ، عناصر فرهنگی نیز از این قاعده مستثنی نیست . بسیارند هنجارها و عاداتی که در میان قومی مقبول و معمول می باشند و در قوم و ملتی دیگر مذموم . هیچ یک از آن دو قوم قادر به درک دلایل یکدیگر نسبت به رد یا قبول آن رسم یا عادت نمی باشند . امور و عناصر فرهنگی در فرهنگهای متفاوت در مقابل مسائلی که تحت عنوان روابط اجتماعی می شناسیم معنا دار می شوند .

بنابراین معانی نه در ذات پدیده ها و نه در ذهن انسان ، بلکه در روابط متقابل اجتماعی معنا می یابند . قضیه سوم وجه تفسیر گرایی بلومر را نشان می دهد . همانگونه که گفتیم مکتب عوامل گرا بر آنند که علل و عوامل و انگیزه های بیرونی و یا درونی، انسان را تحت « تعین » قرار داده است و سبب می شود که او تحت شرایط خاصی پاسخ مشخصی که از قبل قابل پیش بینی است را از خود نشان می دهد در حالیکه رفتار گرایان اجتماعی و در مجموع تفسیر گرایان بر این باورند که انسان چیزی در درونش با آن قوه ذاتی دارد که در برابر کلیه عوامل به تفسیر می نشیند و در اینجا مرحله ای در « خود » انسان رخ می دهد که آن را اشاره معانی به « خود خویشتن » می نامند . یعنی انسان با خودش مباحثه و مشورت می کند که فلان کار را انجام بدهم یا ندهم این همان مفهوم بازتابی بودن « خود » در نظام جورج هربرت مید است.

بنابراین انسان موجودی است که وقتی در برابر موقعیت قرار می گیرد آن موقعیت را تفسیر می کند و سپس بر اساس تحلیل و تفسیر از موقعیت و معانی که خویشتن خویش است اشاره نموده است به کنش و نه واکنش می زند . بلومر با تاکید بر کنشگر بودن انسان در برابر واکنش نشان دادن ، سعی در به تصویر کشاندن انسان نمادی دارد که در حد سلامت نفس رفتار می کند .

انسان نا سالم چگونه انسانی است ؟ این موضوعی است که مید به آن توجه صریح نداشت ولی بلومر به آن دقت می کند . رواج شایعه و یا تسلط روح جمعی و تاثیر روان شناختی آن در ظهور پدیده « از خود رهایی » نمونه ای از این منظر است . شایعه عبارت است از نقل معنایی به دیگری است و از آن شخص به فردی دیگر و همینطور شنیدن و گفتن آنقدر ادامه پیدا می کند تا شایعه شکل می گیرد . بدون اینکه کسی در این میان حتی برای لحظه ای فکر کرده باشد که ممکن است این جز اشتباه باشد . این یکی از خصلت های بیمار گونه ای است که همیشه در جوامع انسانی موجود است و این ناشی از عمل « واکنش

پیوسته » یا تسلط « جامعه نا نمادی » بر انسان است که مفهومی است که فرم در « سنخ نابارور » شخصیت با سوگیری کناره گیری فعال معرفی می کند . به نظر بلومر یکی از خصلت های بد که متاسفانه انسان ها پیدا کرده اند این است که از واقعیت بدان گونه که هست گریزانند لذا دچار انواع کجرویها یا « واکنش گرد گشتی » یا واکنش دورانی می شویم یعنی دقیقا تابع جو نا نمادی شده و این تاثیر را به دیگری منتقل می کنیم و دیگری هم چون تحلیل نمی کند باز به فرد بعدی انتقال می دهد و همینطور ادامه پیدا می کند .

قضیه سوم بلومر به همین معنا است که فکر کنیم و بیاندیشیم که چه کرده ایم ؟ چه نتیجه ای گرفته ایم ؟ این همان مصاحبه و مشورت با خود است . از این مشورت با خویشتن خویش به پدیده تفسیر نمودن وقایع که مبنای کنش است و اساس قضیه سوم را شکل می دهد ، می رسیم بدین معنا بلومر انسان را موجودی مفسر و دریابنده معانی ، و نیز در خطر سقوط به مقام موجودی حیوانی و نا نمادی می داند . او معتقد است پژوهشگر بایستی واقعیت جهان که از طریق تشکیل مفاهیم شناختی در فرآیند کنش متقابل اجتماعی رخ می دهد را به طریق عینی و به عنوان واقعیتی خارجی ، ولی مبتنی بر کنش متقابل نمادی که بر مبنای تفسیر تشکیل می شود مطالعه کند .

حال با بیان نظریه جامعه شناس معروف « هربرت بلومر » می توان یک قالب و چارچوب کلی تحلیل جامعه شناختی مورد نظر در این تحقیق را بیان کرد :
از آنجا که مفهوم اساسی و مهم در مکتب تفسیر گرایی موضوع « انسان » است و آن هم انسان با شعور یعنی انسانی که آگاه به خویشتن خویش است و خود آگاه نسبت به موقعیت خویش است . از این دیدگاه انسان از وجود خود به عنوان امری مستقل از بیرون و درون آگاهی دارد و ناگزیر از خودسازی ، تحلیل و تفسیر شرایط است . انسان به موقعیت های زندگی خویش آگاه است و بنابراین از آنجا که موضوع علم جامعه شناسی گروه هایی است از عناصر با شعور ،

عناصر خلاق ، مفسر ، معنی کننده تاریخ و دریابنده معانی و یا از خود بیگانه و مفلوج تاریخ ، آدمهای عاصی و شورشگر و یا انسانهای راضی و مطیع و به هر حال انسانی که می بیند ، می فهمد و با این فهمش – چه غلط باشد چه درست – به کنش و واکنش می پردازد . می توان نتیجه گرفت که شرایط اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی تعیین کننده نیست بلکه تاثیر گذار است . لذا این چارچوب می تواند و بایستی راهنما و راهبری برای پرسشهای تحقیقاتی باشد .
« پرسشهای پژوهش »

با توجه به اینکه اساتید و مدرسین و محققین علم روش تحقیق زمانیکه اطلاعات مقدماتی برای وضع فرضیه کم است به جای فرضیات ، پرسشهای تحقیقاتی مطرح می نمایند . و این پژوهش برای وضع فرضیه، اطلاعات مقدماتی به اندازه کافی ندارد لذا به جای فرضیات ، پرسشهای تحقیقاتی مطرح می شود ، از طرفی چون این تحقیق درصدد کشف وجود تخیل جامعه شناختی و انسان شناختی در نوشته های آل احمد و ارائه این مقولات در آن است ، از آنجا که تحقیق در جهت کشف مسئله پژوهشی است دارای پایگاه کشفی می باشد و پرسشهای پژوهش به شرح ذیل دنبال می شوند :

۱-۱-آیا آل احمد در آثارش به نوعی تخیل جامعه شناختی – انسان شناختی دست یافته است ؟
۲-۱- نگرش آل احمد به خدا و جهان هستی چیست ؟
۳-۱- نگرش آل احمد نسبت به انسان چیست ؟

۴-۱- نگرش آل احمد نسبت به جامعه و تقابل انسان و جامعه چیست ؟
۱-۲- آیا آل احمد جهان را قابل شناخت می داند ؟ ( روش شناسی )
۲-۲- محدودیتهای شناخت جهان و انسان از نظر آل احمد چیست ؟
۳-۲- روشها و راههای شناخت را آل احمد چگونه معرفی می کند ؟

۴-۲- آیا آل احمد در آثارش از روش طبیعت گرایانه ( تجربی ) استفاده می کند ؟
۵-۲- آیا آل احمد به نوعی واقع گرایی در روش خود استفاده نموده است ؟
۶-۲- آیا آل احمد از روش انتقادی سود جسته است ؟
۷-۲- آیا آل احمد از روش تقابلی و جدلی استفاده نموده است ؟

۱-۳- آیا آل احمد دیدگاهی ایستایی شناسی دارد ؟
۲-۳-آل احمد در این دیدگاه چه مباحثی را مورد بحث قرارد می دهد ؟
۳-۳- آیا انسان را موجودی تفسیرگر معرفی می کند ؟

۴-۳- آیا آل احمد انسان را تحت تعیین شرایط می داند یا تاثیر گذار بر شرایط معرفی می کند ؟
۵-۳- جامعه ای که آل احمد معرفی می کند چگونه جامعه ای است ؟
۶-۳- آیا اشاره به جامعه نمادی و نا نمادی می کند ؟
۷-۳- انسان سالم و نمادی یا انسان ناسالم و نا نمادی از دیدگاه آل احمد چگونه انسانی است ؟
۸-۳- جامعه آل احمد جامعه ای است که رفتارش مبتنی بر نظام کنشی است ؟

۹-۳- آیا جامعه آل احمد جامعه مبتنی بر نظام روانشناختی است ؟
۱-۴- آیا آل احمد دیدگاه پویایی شناسی دارد ؟
۲-۴- موضوعات مورد بررسی آل احمد در پویایی شناسی کدام است ؟
۳-۴- آیاآل احمد در کنش متقابل نمادی به تاریخ ومراحل تاریخی اعتقاد دارد ؟
۴-۴- نحوه سیر تاریخ را آل احمد چگونه معرفی می نماید ؟

۵-۴- آل احمد مکانیزمهای تغییر و تحول را چگونه معرفی می کند ؟
۶-۴- عوامل تغییر از نظر آل احمد کدام است ؟
۷-۴- شرایط تغییر از نظر آل احمد کدام است ؟
۸-۴- آل احمد کارگزاران تغییر را چگونه معرفی می کند ؟
« اهداف مطالعاتی »

این تحقیق بر آن است تا مقولات جامعه شناختی و انسان شناختی را در آثار نویسنده معاصر جلال آل احمد خصوصا در داستانهای کوتاه و رمانهای وی استخراج نماید و ضمن دستیابی به نظرات او در قلمرو جستارهای چهارگانه جامعه شناختی ( جامعه شناسی ادبیات ) دیدگاه آل احمد را در خوشه های هستی شناسی ( خدا ، انسان ، جامعه و تقابل انسان و جامعه ) را بررسی کند و نیز دریابد که آل احمد در گرد آوری و تدوین آثارش چه شیوه ای را به کار برده است ؟ و آیا جهان را قابل شناخت دانسته ، با استفاده از روشهای مورد نظرش ؟ روش تجزیه و تحلیل و رسش او چگونه بوده است ؟ سپس در صدد یافتن و مدون سازی نظرات آل احمد در جستار ایستایی شناسی است که آل احمد انسان را چگونه معرفی می کند ، آیا او را موجودی تفسیرگر و دارای اختیار می داند ؟ آیا انسان

آل احمد تحت تعین شرایط است یا تاثیر گذار بر آن است ؟ انسان مورد نظر آل احمد چگونه انسانی است ؟ انسان سالم و نمادی یا انسان ناسالم و نا نمادی ؟ انسان سالم کیست و انسان نا نمادی چه خصوصیاتی دارد ؟ جامعه سالم و مطلوب از نظر آل احمد کدام است و چگونه می توان این جامعه را ساخت ؟ و سپس در چهارمین جستار کشف مراحل تاریخی و چگونگی سیر تاریخ کنشهای نمادی ، کارگزاران تغییر و تحول و نحوه سیر تاریخ که آل احمد در نظر دارد که بالطبع بررسی جامعه شناختی و انسان شناختی دوره آل احمد نیز در قلمرو جامعه شناسی ادبیات دنبال خواهد شد.