مقدمه درابتدا برای فهم تعالیم کنفوسیوس به طوراجمالی زمینه های تاریخی

،اجتماعی،فرهنگی وسیاسی وی را در تاریخ چین موردمطالعه قرار میدهیم.جهان در آغاز تحت فرمان دوازده خاقان بود که مدت هجده هزار سال فرمانروایی کردند.در هزاره ی سوم قبل از میلاد خاقانهای فوشی ،شن نونگ وهوانگ تی به سلطنت رسیدند.فوشی همراه با ملکه خود ،راه ورسم ازدواج ،خنیاگری،نقاشی وپرورش کرم ابریشم را به قوم خوداموخت.(دورانت،ویل،۱۳۶۵،ص.(۷۲۰

شن نونگ،کشاورزآسمانی،نخستین کسی بود که در زمین زراعت کرد.هوانگ تی یا امپراتور زرد قدیمی ترین فرمانروای چین است.درزمان هوانگ تی وچهارجانشین اوچوان شیو ،کو ،یائو و شون مردم صنایع وشیوه های تمدن را فرامی گرفتند.این پنج خاقان حکیم نه تنها انواع قربانی هایی که می بایستی به خدایان ،کوهها وجویبارها تقدیم می شد ونیز اصول اخلاق وحسن سلوک را تعیین کردند.این همان عصرطلایی بود که طی ان حکومت جهان کامل بود.(جرالد،فیتر،۱۳۶۷،ص.(۱۸-۱۷جامعه دوران کنفوسیوس به هیچ وجه مطلوب او نبودزیرا هیچ نظم واقتداری وجود نداشت ،بی اخلاقی رواج یافته بودومردم دچارفقروبدبختی بودند. جامعه مورد نظرکنفوسیوس سرشارازهماهنگی ارامش وسعادت انسان ها بود و وی می خواست با پیروی از سرمشق خاندان های باستانی چین باردیگر جامعه رابسازد.

تعالیم کنفوسیوس، ترکیبی از اصول اخلاقی، سیاست مدرن و مقداری مسائل دینی بود. وی معتقد بود که اجداد مردم، براساس قاعده لی((li زندگی میکردند. از این رو، از انواع نیکیها و برکات برخوردار بودند،

۲

ولی مردم زمان وی بر اثر رها کردن آن شیوه از آن امور محروم ماندهاند. لی از دیدگاه کنفوسیوس، معانی مختلفی داشت و برای پاکی، ادب، تشریفات و عبادت به کار میرفت. وی معتقد بود با پیروی از لی، هر چیز به سامان میآید و جامعه آرمانی تشکیل میشود.( توفیقی، حسین؛ ص (۴۹ او حکیمی بود که میکوشید اندیشه های گذشتگان را زنده کند. وی در

بعد دینی بر همان دین گذشتگان، تأکید میورزید و رعایت آن را راهی درست میدانست. او پرستش ارواح نیاکان را تأیید کرده بود. بنابراین چارچوب دینی کنفوسیوس، همان دین چین باستان است. ویژگی او در این است که مصلحی اجتماعی است.

در تعالیم کنفوسیوس همه چیز گرد محور اخلاق میچرخد.( سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم؛ ص(۱۲۶-۱۲۸ وی پنج رابطه را مطرح کرد که هرگاه درست برقرار شوند، همه چیز درست میشود:

.۱ مهربانی در رابطه میان پدر و پسر؛ .۲ لطف برادر بزرگ تر به برادر کوچک تر و تواضع برادر کوچکتر در مقابل برادر بزرگتر؛

.۳ عدالت شوهر با زن و اطاعت زن از شوهر؛ .۴ علاقه زبردستان به زیردستان و اطاعت زیردستان از زبردستان؛

.۵ مهربانی فرمانروایان به رعایا و وفاداری رعایا به فرمانروایان(توفیقی، حسین؛ ص(۴۹-۵۰ در نظام کنفوسیوسی، زیربنای اخلاق، عدالت است نه ایثار و گذشت؛ از

این رو با اکثر ادیان زنده، متفاوت است.

البته کنفوسیوس، درباره خداوند، کمتر سخن گفته و تنها یکبار نام خداوند را به کار برده است؛ اما نظام اخلاقی او الهی است و چنین تعلیم میدهد که خداوند، اخلاق را در درون انسانها قرار داده و فطرت

۳

الهی آنان اخلاقی است. کنفوسیوس، در اصلاح جامعه، نقش بسیار مهمی برای حاکمان قائل است.( سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم؛ ص(۱۲۸-۱۳۰ وی صفات پنجگانه انسان کامل را چنین بر شمرده است: عزت نفس،

علو همت، خلوص نیت، شوق به عمل و خوش رفتاری.( توفیقی، حسین؛ ص(۵۰ اعلامیه جهانبی حقوق بشر

مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سه سال پس از تأسیس سازمان ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر را تصویب کرد و اعلامیه جهانی حقوق بشر، که هدف آن برقراری تضمین حقوق و آزادیهای برابر برای همه مردم بود در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ به تصویب رسید، روزی که اینک در سراسر جهان به عنوان روز بینالمللی حقوق بشر گرامی داشته میشود.

درواقع اعلامیه جهانی حقوق بشر منزلت ذاتی وحقوق یکسان انسان ها را درسراسر جهان یاداور میشودهمانطورکه درتمامی سی بند وماده ان نیز دیده میشود.

درادامه ی این نوشتار ما به بررسی موادی از اعلامیه حقوق بشر می پردازیم که تاحدودی با تعالیم مکتب کنفوسیوس در چین تقاوت ویا شباهت دارند.

درماده یک این اعلامیه آزاده بودن را جز جداناشدنی انسان است، هر کسی نیز مسول است که رفتاری انسانی با دیگران داشته باشد.که تاریخچه ی این ماده به انقلاب کبیرفرانسه برمیگردد که این شعار به معنای آزادی، برابری و برادری است. صد البته کلمه برادری، در اینجا به معنای دوستی و رفتار انسانی به یکدیگر است. ماده دوم بیان میداری که هیچ انسانی را نمی توان از حقوق بشر محروم کردوانسان ها از لحاظ

۴

نژاد وسایرتفاوت ها با هم متمایز نیستند.این ماده نیز مانند ماده اول به برابری بین انسان ها اشاره دارد.

مکتب کنفوسیوس وپیروانش مثل منسیوس معتقدند که انسان نیک سرشت است وسرشت انسان گرایش به نیکی دارد.به عبارت دیگر انسان فطرتا به انجام کارهای خوب وداشتن صفات پسندیده تمایل دارد.انسان های دارای فضایل چهارگانه فطری می باشند که عبارت است از :

الف)حس همدردی وهمدلی(ژن) ب)حس شرم وبیزاری که سرآغاز اعتدال یا »یی« است.

ج)حس فروتنی وخوش خویی که سراغاز اداب یا »لی« است.

د)حس تایید وتردید که سراغاز حکمت یا»جی« است.(قرایی،فیاض،ادیان خاوردور،ص(۱۷۳-۱۷۰ فی الواقع دوماده ی اولیه به علاوه موادچهارو پنج وبیست وپنج این

اعلامیه کرامت انسانی را مطرح می نمایند مطلبی که در مکتب اخلاقی کنفوسیوس نیز بر آن تاکید فراوان شده است.البته لازم به ذکر است که کنفوسیوس تنها به مردان تعلیم -می دادان هم مردان باسواد. در واقع می توان گفت که مردسالاری در چین ریشه های کهن دارد(ادلر،جوزف،دین های چینی،ص (۸۸-۸۷وبه زنان اهمیت کمتری داده می شود واین از موارد نقض ماده دوم اعلامیه می باشد که معتقد به برابری تمامی انسان ها اعم از مرد وزن میباشد.همچنین بردگی که موضوع ماده چهار است در مکتب کنفوسیوس معنا ندارد وماده پنج که موضوع ان شکنجه است نیز در هیچ جای مکتب کنفوسیوس از ان نام برده نشده است.

موضوع ماده بیست وپنج اشاره دارد براینکه حرمت انسانی نباید به دلیل بیکاری و یا بیماری شکسته شود. باید در جامعه یک حداقل

۵

استانداردهایی تعریف شود، مانند حق سرپناه و یا حق خوراک روزانه و دسترسی به خدمات پزشکی و هر انسانی باید از آن حق بهره مند گردد. ماده ی سوم اعلامیه عنوان می دارد زندگی حق هر انسانی است؛» هر فردی سزاوار و محق به زندگی، آزادی و امنیت فردی است.«این ماده با هرگونه خشونت وجنگی در تضاد است که البته ما در چین شاهد اعدام های بسیارهستیم که در واقع ناقض این قانون است.

ماده ی شش اعلامیه بیان میداردکه قانون باید بین انسان ها تفاوت قایل نباشد و با همه به یک شکل برخورد کند و به یک شکل، مورد حمایت قرار دهد.

ماده دوازده وماده شانزده اعلامیه بر داشتن حق زندگی شخصی وخانواده تاکید میکند اصلی که در مکتب کنفوسیوس دارای اهمیت فوق العاده است؛درمکتب کفنوسیوس بیان شده است که به هر فردی سرشتی از اسمان اعطاشده است فی الواقع سرشتی اخلاقی داردوبر ارزش خانواده در شکل گیری شخصیت فرد تاکید شده است.(هیوم ،رابرت،ادیان زنده جهان،ص(۲۰۶ ماده ۱۷ اعلامیه حق ملکیت را مطرح می دارد؛ »بند(۱ هرکس به تنهایی

یا همراه با دیگران حق مالکیت را دارد. بند (۲ هیچکس را نباید خودسرانه از حق مالکیتش محروم کرد.«که این اصل در مکتب کنفوسیوس در چین باستان نیز مطرح شده است که هرکس حق مالکیت بر روی زمین کشاورزی خود را دارد.

لازم به ذکراست که دراینجامطرح نماییم که اعلامیه حقوق بشر به دو میثاق قابل تقسیم بندی است که عبارتند ازمیثاق اول آزادی عمومی وحقوقی فردی ومیثاق دوم که شامل ازادی های اجتماعی وفرهنگی ونقش دولت می باشدکه قابل تطبیق با تقسیم بندی تعالیم کنفوسیوس بردو دسته ی تعالیمی برای فردکه سعادت ورستگاری فردی شخص را

۶

موجب می شودکه از نقاط ضعف مکتب کنفوسیوس نیز تاکید بیش از حد بررستگاری فردی است »:انچه انسان متعالی به دنبال ان است درون خود اوست.).(۱۵:۲۰)«هیوم ،رابرت،ادیان زنده جهان،ص(۲۰۷ درمورد نقش دولت وازادی های اجتماعی در مکتب کنفوسیوس ما با تعالیم وی روبه رو هستیم.برای مثال سیاست ارمانی کنفوسیوس سیاستی است که سرانجام منتهی به حکومتی جهانی به نام داتونگ یا هماهنگی بزرگ می شود.هماهنگی بزرگ نتیجه آن جامعه ای متحد ومعتدل است وقتی میسر می شود که حاکم حکیمی که از هماهنگی واعتدال روحی برخوردار است حکومت کند تا در سایه ان مردم نیز طبق دائو رفتارکنند وبه هماهنگی واعتدال برسند.(قرایی،فیاض،ادیان خاوردور،ص(۱۵۲ از نظر کنفوسیوس انسان های با استعداد ودارای شایستگی باید به

مناصب دولتی برسند تا مردم در ارامش وعدالت زندگی کنند .وی در تعالیم خودعنوان کرده است که اگر حاکم وفرمانورای برمردم فردی خود ساخته ودارای فضایل انسان فرزانه باشد مملکت به شلیسته ترین نحو اداره میشود ومردم در رفاه اجتماعی زندگی می کنند.(همان،ص(۱۵۳ منسیوس نیز حکومت را دو نوع می دانست: