آیا لجبازی کودک شما یک اختلال است

با شروع فصل پاییز کمکم هوا خنک و خنکتر میشود و با غروب آفتاب سرمای ملایمی بر فضا حاکم. مریم، دختر کوچولوی پنجسالهای است که قرار است در یکی از شامگاههای سرد پاییزی با مادرش برای خرید به خیابان برود. کشوی لباسش را باز میکند و پیراهن صورتیاش را بیرون میآورد تا بپوشد. اما مادر با او مخالفت میکند و میگوید: «هوا سرد است». مریم جواب میدهد: «نه من سردم نمیشود.» پایان این ماجرا به اصرار پرخاش و گریه مریم و عصبانیت مادر ختم میشود. تقریبا د

ر بسیاری از موارد چنین مشکلاتی بین مریم و مادرش به وجود میآیند و مادر مریم از لجبازی او سخت نگران و ناراحت است. اما چرا مریم لجباز است؟لجبازی در حدود سنین سه تا شش سالگی بروز میکند و از ویژگیهای رشدی بچهها محسوب شده و اختلال نیست. «پریستینه آرزومانیان» روانشناس بالینی میگوید: «این ویژگی رشدی همزمان با شکلگیری من در کودک به وجود میآید و به مرور زمان در سنین بعدی کمرنگتر خواهد شد. کودک در این سنین شروع به کشف خود و محیط پیرامون میکند.» «عاطفه فردوسیپور» روانشناس تربیتی هم در این مورد میگوید: «حدود سنی ۳ تا ۶ سالگی کودک را دوره پیش عملیاتی مینامند. توجه کودک در این مرحله فقط به خودش است و به دلیل ظرفیتشناختی محدود قادر نیست خودش را جای دیگران بگذارد. در واقع لجبازی برچسبی است که دیگران به کودک میزنند و ناشی از عدم تحول شناختی اوست.» آنچه ما تحت عنوان لجبازی کودکان میشناسیم عبارت است از نافرمانی کودک از دستورات پدر و مادر، بینظمی و… دکتر «راشل بارلی»، نویسنده کتاب «کودک لجوج شما» و «هشت مرحله برای رفتار بهتر»، اظهار میکند: «کودکان در این سنین سرسختانه نسبت به آنچه میخواهند اصرار میکنند. اما والدین باید بدانند که اگرچه کودکشان سرسختی میکند و موجب ناراحتی آنها میشود اما او آماه تغییر عقیده نیست.» اگرچه در این سنین مهارتهای زبانی و گفتاری کودک خوب است اما او هنوز منطق بزرگسالان را درک نمیکند. بنابراین بحث و مجادله با او بیفایده خواهد بود. والدین باید از مقابله بیمورد با کودک خودداری کنند و فقط در مواردی که رفتار کودک مشکلی را ایجاد میکند با قاطعیت و به آرامی او را از انجام آن رفتار یا انتخاب باز دارند. آرزومانیان معتقد است: مخالفتهای زیا

د و بیمورد باعث افزایش حالت مقابله و ستیزهجویی در کودک میشود و حتی ممکن است در آینده هم به صورت عادتی که تبدیل به اختلال لجبازی شده است در فرد بروز کند.
لجبازی اگر همراه با پرخاشگری شدید باشد و در سنین بالا هم همچنان در فرد

وجود داشته باشد، میتواند یک اختلال محسوب شود و برای درمان آن باید از یک روانشناس کمک گرفت. پزشک با ارزیابی اینکه فرد در چه موقعیتهایی لجبازی میکند، دستورات لازم برای رفع این رفتار را به والدین خواهد داد. یکی از راههای از بین بردن این رفتار بیتوجهی نسبت به موقعیت لجبازی است به طور مثال کودکی که هنگام غذا خوردن لجبازی و از غذا خور

دن امتناع میکند با کمی بیتوجهی مادر و عدم اصرار او در این مورد اصلاح خواهد شد. البته هرگز نباید نقش تشویق را فراموش کرد با تشویقهای به موقع و درست میتوان رفتارهای صحیح را جایگزین رفتارهای نادرست کرد. تشویق باید بلافاصله بعد از انجام رفتار درست و به اندازه میزان خوبی رفتار باشد. برای یک رفتار کوچک مثلا جمع کردن اسباببازیها نباید تشویق خیلی بزرگی در نظر گرفت در این مورد میتوان ساعت بازی با دوستان را افزایش داد. عاطفه فردوسیپور، روانشناس تربیتی در مورد علل تشدید لجبازی میگوید: امر و نهیهای مکرر و فرمانهای غیرعلمی به کودک باعث تشدید لجبازی در کودکان میشود، به طور مثال اینکه همیشه و تحت همه شرایط از کودک بخواهیم هر روز سر ساعت معینی بخوابد و بیدار شود. تبعیض بین کودکان، دادن قولهایی که هرگز به آنها عمل نمیشود، بیتوجهی و خشونت والدین، مخالفتهای مکرر با رفتارها اثر عوامل یاد شده کودک دست به پرخاشگری میزند، اما والدین پرخاشگری او را با لجاجت اشتباه میگیرند. لجاجت پدیدهای طبیعیتر از پرخاشگری است و متعلق به کودک است. او در ادامه یادآور میشود: «گاهی علت پرخاشگری و لجاجت کودک در رفتار ما نهفته است، در واقع گاهی ما مقصر اصلی هستیم. در سنین بالاتر و بعد از ورود به پیشدبستانی و دبستان هم اولیای مدرسه و قوانین آنها در این زمینه نقش مهمی خواهند داشت.
لجاجت و كج خلقی در كودكان

در قسمت قبل به سه مشكل از اختلالات رفتاری كودكان یعنی جویدن ناخن ، مكیدن شست و شب ادراری پرداختیم . اینك در ادامه می خوانیم…
مشكلات اجتماعی
وقتی كه كودك راه رفتن و تكلم را بیاموزد، روش های بیان مشكلات هیجانی وی توسعه می یابد. در این حال ممكن است مشكلات هیجانی خود را از راه تخریب و عدم تحرك و مخالفت جویی و منفی كاری و مانند اینها ابراز كند.در دو تا سه سالگی كودك گاهی رفتارهایی دارد كه مورد قبول خانواده نیست. والدین باید پیروی از مقررات اجتماعی را به كودك بیاموزند . اگر خواسته والدین عاقلانه و متناسب باشد و نیاز كودك به محبت را ارضاء كند ، كودك به تدریج تحت كنترل درخواهد آمد. اما اگر الزام والدین شدید و ابراز محبت آنها به صورت صح

یحی نباشد ، طفل ممكن است كه رفتارهای ناهنجار این دوره را تشدید كند و امكان دارد كه این ناهنجاری ها در او تثبیت شوند. طفل خردسالی كه از او انتظارات زیادی دارند و یا نسبت به وی محبت كمی ابرازشده به دو شكل واكنش نشان می دهد : اولاً ممكن است نهایت كوشش خود را با توانایی محدودی كه دارد، برای انجام تقاضاهای والدین به كار برد و به یك كودك در خود فرو رفته مبدل شود . ثانیاً امكان دارد كودك سركشی بار آید. سركش بودن طفل ممكن است به شكل غیر فعال و یا به صورت پرخاشگری باشد. هرگاه از طفلی كه به شكل غیر فعال سركش باشد بخواهند تا كاری را انجام دهد، با خوشرویی قبول می كند ولی به

حدی در انجام آن كار تعلل می ورزد كه هرگز آن كار انجام نمی شود. در صورتی كه بیشتر اطفال سركش مهاجم آشكارا از دستورات سرپیچی می كنند . ولی در هر دو حال ، والدین نمی توانند به انتظارات خود در مورد كودكشان جامه ی عمل بپوشانند. كودك سركش مهاجم در مورد هر چیز كه از وی خواسته شود، مخالفت شدید نشان می دهد و به نظر می رسد كه مجازات برای چنین كودكی مؤثر نخواهد بود.
او در قبال كوشش هایی كه برای اصلاحش به كار می رود، مقاومت نشان می دهد و ظاهراً در برابر خشم والدین بی اعتناست. منفی كاری او به صورت فعالیت های خرابكارانه خود نمایی می كند. به نحوی كه اعمال مزبور به مراتب شدیدتر از اعمال كودكانه همسن وسالان وی است . رابطه اش با سایر كودكان دشوار است و اغلب منجر به زد و خورد و كشمكش می شود. چنین كودكی بیش از اندازه ، خودبین و قدرت طلب است . كودك غیرفعال سركش ظاهراً مطیع بوده و در رابطه اش با دیگران اشكالات كمتری به بار می آورد ولی بالاخره به همان نتیجه عدم سازش می رسد ؛ بدین معنی كه در حرف تسلیم شده اما درعمل آنچه را كه از او خواسته اند انجام نمی دهد. پیوسته موجب ناراحتی والدین می شود ؛ اما به آن اندازه كه طفل سركش مهاجم مورد تنبیه و مجازات قرار می گیرد، او مجازات نمی شود .

لجاجت و كج خلقی
لجبازی كودك ممكن است واكنشی باشد كه كودك در قبال كوچكترین سرخوردگی از خود نشان می دهد. ممكن است مانع كاری كه كودك میل دارد انجام دهد، شوند، در این حال كودك تحریك وعصبانی می شود و چیزهایی از این قبیل می گوید: “هیچ كس مرا دوست ندارد . هیچ وقت كسی چیزی به من نمی دهد. اما همه از من انتظاراتی دارند كه انجامش از عهده ام خارج است”. ممكن است كودك دراین حال خود را به زمین بكوبد ، سرش را به زمین بزند، لگد بزند و توجهی به محیط اطراف نداشته باشد. در عصبانیت های معمولی ، این حالت فقط یكی دو دقیقه طول می كشد و با خسته شدن طفل برطرف می شود و بعد از آن به مدت چند دقیقه به آهستگی هق هق می كند و حتی اغلب ممكن است از حركتی كه كرده و عدم كنترلی كه نشان داده است ، پشیمان شود . ولی در حین عصبانیت نمی توان با استدلال طفل را آرام كرد ؛ زیرا در این لحظات تماس كودك با محیط تا حدود زیادی قطع شده است. برای فهم لجاجت و بدخلقی كودكان و درمان آن بایستی تمایل كودك و انتظارات والدین را به خوبی شناخت و در جهت هماهنگ كردن آن اقدام كرد. حالت بد خلقی وعصبانیت كودك را می توان به منزله

دریچه اطمینانی دانست برای برطرف كردن هیجانات شدیدی كه طفل نمی تواند آنها را كنترل كند.

یکی از روحیاتی که در بر خی از کودکان به چشم میخورد روحیه لجبا زی است کودکانی که دارای اینگونه روحیه می با شند زندگی را برای دیگران تلخ می سازند آنچه که در فرد لجوج وجود دارد اصرار وابرام در به کرسی نشاندن حرف خود است موضوعات برای لجوج چندان اهمیت ندارد بلکه مهم یک دندگی وتسلیم نشدن در برابر افکار دیگران است. لجبازی یکی از صفات ناپسندی است که به شدت عواطف و احساسات دیگران راجریحه دار نموده پیوندهای دوستی و یگانگی را از هم جدا می سازدفرد لجباز برای اینکه خواهش غرورآمیز خود را اع

مال نماید در هر انجمنی سخنی به میان آید و در هر مو ضوعی اظهارنظر شود بدون اینکه قصد راهنمایی داشته باشد بیدرنگ زبان به اعتراض می گشاید وبا جملات و انتقادات بی مورددر صدد کوبیدن و نابود ساختن شخصیت دیگران است شخص لجوج باروحیه لجبازی قضاوت منصفانه را از دست داده به حق کشی وانواع بی عدالتی ها جسور و بی باک میگردد علی (ع) می فر ماید (اللجاج یفسدالرّای )یعنی :لجاجت فکر و اندیشه راتباه می سازد.

وراثت و لجاجت
بدون تردید رو حیات پدران ومادران در فرزندان اثر می گذارد این تاثیر به صورت زمینه های بسیار کوچکی به کودکان انتقال مییابد ولی بروز و رشد این زمینه ها تابع شرائط محیطی است . اگر مقتضیات تربیتی موافق و مساعد با این زمینه ها باشد پرورش ورشد آنها قطعی است و اگر جو پرورشی بر خلاف آن باشد برای ظهور و بروز آنها ،مجالی فراهم نخواهد آمد .نا گفته نماند که منظور از محیط تربیتی علل وعوامل گوناگونی است که حتی بهداشت و مواد غذایی و محیط زندگی و سلامت تن و امنیت خاطر کودک را نیز در بر می گیرد . بنا بر این کودک با رو حیه لجبازی از پدر ومادر متولد نمی گردد بلکه با فطرت پاک قدم به جهان هستی می گذاردو این عوامل سازنده ترتیبی اوست که می تواند از او یک انسان سازگارویا فرد لجبازو یک دنده ساخته تحویل اجتماع دهد.
علل لجاجت

لجبازی کودکان نمی تواند در انحصار یک علت وعامل باشد بلکه علل وعوامل متعددی در پیدایش روحیه لجبازی اثر داردو ما در این جا به برخی از آنها اشاره می نمائیم:یکی از علل ، محبت های افراطی پدران ومادران است البته در مواردی هم شرائط و اوضاع خارجی در ضرورت این توجه و محبت فوق العاده موثر می باشد . مثلاً برخی از کودکان فرزند منحصر خانواده هستندیا از نظر جنسیت تنها پسر خانواده می باشند و در بعضی از موارد هم ،کودک از اول علیل و ناتوان

بوده،دوره بیماراش طولانی بوده ،برای او وضع استثنائی به وجود آورده در چنین مواردی پدران ومادران می کوشند به همه خواسته های کودک جواب مثبت دهند ،گرچه برخی از این تمایلات اصولی ومنطقی نباشد در نتیجه چنین کودکانی بتدریج با روحیه لجبازی تربیت می شوند پرواضع است کودکانی که درخردسالی هرچه خواسته فوراً برایش تهیه می شده بعدها با این روحیه خو گرفته توقع دارد هر چه بخوا هند و وهر چه بگو یند، باید دیگران بدون قید و شراط خواسته او را انجام دهند.

محرو میت و لجبازی

کودک در هر دوره از زمانی نیازهایی دارد، او همانطور که به غذا ولباس احتیاج دارد به بازی وتفریح هم نیاز مند است . برخی از پدران ومادران بر اثر بی توجهی به نیاز های طبیعی کودکان یا علاقمندی افراطی آنان به جنبه های آموزش فرزندانشان هیچگاه وسایل بازی و تفریح های مشروع برای فرزندان خود تهیه نمی نمایند ، در برخی از خانواده ها کودکان گرفتار فقدان عاطفی بوده، از امنیت خاطر بر خور دار نیستند در محیط خانوادگی آنان بجای صفا و صمیمیت جنگ و جدال وجدایی ،حاکم مطلق است . بدیهی است این محرومیت ها بتدریج کودکان را عقده ای ولجباز بار می آورد ، اینگونه کودکان با روحیه لجبازی ، عقده ها و ناراحتی های خود را جبران می نمایند . بعضی از خانواده ها کودکان خود را از بسیاری از آزادیهای معقول ومشروع باز داشته به سختی آنان را در منگنه فشار ، قرار می دهند اینگونه کودکان با مکانیسم دفاعی به یک نوع اعتیاد و آلودگی خطر ناکی دست می زنند و ریشه وانگیزه این کار جز لجاجت و دهن کجی کردن چیز دیگری نمی باشد.
پیش گیری های اسلام از لجاجت

در همه مقررات وقوانین اسلامی این واقعیت به چشم می خورد که اسلام بطور جدی و قاطع با هر عاملی که از آن تفرقه وجدایی ودشمنی وعداوت وکینه توزی به وجود آید شدیداً مبارزه کرده است تا آنجا که از عواملی هم که امکان بروز هر نوع تصادم و برخوردی داده می شود اکیداًجلو گیری به عمل آورده استامام باقر (ع) می فر ماید : (ان تترک المراء وان کنت محقاً ). یعنی :س

تیزه جویی وجدال را رها ساز اگر چه حق با تو باشد. درمان لجاجت درمان لجبازی کودکان کمی دشوار است باید کوشید از راههای صحیح واصولی به مبارزه با لجبازی قیام کرد چه با پیاده کردن هر عامل غیر تربیتی علاوه بر اینکه لجبازی را درمان نکرده ایم بلکه به توسعه وگسترش آن دامن زده ایم . برخی ازپدران می کوشند با تسلیم شدن و آزاد گذاشتن کودک لجبا ز ، او را تربیت کرده ضمناً خود را از اصرار و ابرام و گریه او نجات و رهایی بخشند ،عده ای هم می کو شند با توسل به زور وکتک زدن ، لجبازی او را از بین ببرند بدیهی است این دو روش منطقی واصولی

نمی باشد زیرا کودکی که با اصرار حرفش را به کرسی بنشاند علاوه بر این که لجبازی پایان نمی پذیرد بلکه بر شدت آن افزوده می گردد . واما نارسا بودن روش دوم این که اصولاً تنبیه بدنی هرگز نمی تواند یک عامل تربیتی بشمار آید در پایان ،راه اساسی این است که فرد لجبا

ز باید باز سازی گردد تمام علل وعوامل که روح لجاجت را در او بوجود آورده ، باید از بین برود تا کودک ، تعادل خود را باز یافته از لجبازی دست بکشد و پیش از باز سازی ،بهترین روش درمانی ، عدم اعتناء و توجه به کودک لجباز است بدون این که تسلیم او شده یا به زور و تنبیه متوسل گشته باشیم .

علت‌ لجبازی‌ كودكان‌ چیست‌؟

مهمترین‌ علت‌ لجبازی‌ كودكان‌ كه‌ با حذف‌ آن‌ درصد زیادی‌ از این‌ رفتار كاسته‌ می‌شود انتقام‌ مداوم‌ و گاه‌ بی‌رحمانه‌ و غیرمنصفانه‌ از كودك‌ است‌ كه‌ با عدم‌ توجه‌ شما به‌ نكات‌ و وجوه‌ مثبت‌ شخصیت‌ و رفتار او همراه‌ می‌گردد. اگر به‌ رفتار خود نیز دقت‌ كنید می‌بینید كه‌ كمی‌ نرمش‌ از سوی‌ دیگران‌ حالت‌ دفاعی‌ را در شما كاهش‌ می‌دهد و شما حتی‌ ممكن‌ است‌ به‌ كاری‌ كه‌ مایل‌ به‌ انجام‌ آن‌ نیستید در یك‌ شرایط‌ مثبت‌ و بدون‌ امر و نهی‌ شدید اقدام‌ كنید. فرزندان‌ نیز چنین‌ هستند، یعنی‌ اگر شما خواسته‌های‌ خود را منط‌قی‌ بیان‌ كنید، اگر بیان‌ شما همراه‌ با محبت‌ و عشق‌ باشد، اگر انتقادهای‌ شما با فاصله‌ زمانی‌ باشد و او را مورد بمباران‌ انتقاد قرار ندهید، اگر به‌ او زمان‌ و مكان‌ تجدیدنظ‌ر بدهید اگر به‌ نكات‌ مثبت‌ او تاكید كنید، می‌توانید ریشه‌های‌ لجبازی‌ و حالت‌ دفاعی‌ در او را از بین‌ ببرید و به‌ یك‌ رابط‌ه‌ سالم‌ و مثبت‌ و سازنده‌ دست‌ یابید.

در برابر لجبازی کودکان چه کنیم؟

اگر انتظارات والدین از کودکان منطقی باشد و وظایف ساده و آسانی برای آنان تعیین کنند، آنها نیز همکاری می‌کنند و رفتاری مطلوب نشان می‌دهند. کودکان برای کنارآمدن با دیگران به قوانین ساده و روشن نیازمند هستند. نباید از کودکان بخواهیم که هر آنچه می‌گوییم انجام دهند. کودکان در سنین پیش‌دبستانی دوست دارند خودشان تصمیم بگیرند، انتخاب کنند و درکارهای مربوط به خود مستقل باشند. بنابراین تنها در مواردی کودک، لجباز به شمار می‌آید که بیش از نصف دستورات والدین را انجام ندهد.
چرا کودکان لجباز می‌شوند؟
وقتی کودکان درخواستی دارند یا والدین آنها را مجبور به انجام عملی بر خلاف میلشان می‌کنند لجباز می‌شوند.گاهی توجه زیاد والدین به رفتارهای نامناسب کودکان سبب می‌شود که رفتارهای نادرست آنان تقویت شود طوریکه کودکان به دلیل آوردن، جروبحث کردن، نق زدن، مجادله کردن و درخواست‌های مکرر متوسل می‌شوند.گاهی نیز علت لجبازی کود

کانان این است که والدین در برابر لجبازی‌های آنها رفتار ثابتی ندارند. مثلا یک روی هیچ عکس‌العملی در برابر لجبازی نشان نمی‌دهند و روز دیگر از آنها می‌خواهند مطابق با خواسته آنها رفتار کنند.اگر همیشه با کودکان رفتار ثابتی داشته باشیم کمتر لجبازی می‌کنند.نحوه دستوردادن والدین نیز بسیار موثر است اگر والدین زیاد دستور بدهند، کودکان خسته می‌شوند و از انجام دستورات خودداری می‌کنند. گاه، کودکان برای آن دستور را اجرا نمی‌کنند چون کسی به آنها یاد نداده است چگونه آن کار را انجام دهند.
مثلا کودک طرزاستفاده از قاشق و چنگال را نیاموخته است اما والدین توقع دارند آداب صحیح غذاخوردن را رعایت کند.در مورد دستوراتی که به کودک می‌دهید،

فکر کنید.قوانین را مستقیم و واضح بیان کنید و به آنها در زمینه رعایت این قوانین کمک کنید. با کودک صمیمی ‌شوید و به او توجه کنید.در کنار او بنشینید وبه چشم‌هایش نگاه کنید، نام او را به زبان بیاورید و او را به انجام کار تشویق کنید.کارهایی را که از کودک انتظار دارید به اوبگویید.در خواست‌های خود را به طور واضح و روشن بیان کنید، مثلا” لیلا مکند باید قبلا یک بار مسئله را به او گفته باشید مثلا”علی روی مبل نپر” یا ” روی صندلی بشین وتلویزیون نگاه کن.”به کودکان خود برای همکاری فرصت کافی بدهید.
در صورت انجام دستور از او تشکر کنید. اگر می‌خواهید کار جدیدی مثل آماده شدن برای خواب را به کودکتان یاد دهید، یک بار توضیح دهید، پنج دقیقه صبر کنید سپس خواسته خود را یک بار دیگر تکرار کنید.اگر می‌خواهید کودک از انجام کار خاصی خودداری کند، باید از تکرار مرتب آن اجتناب کنید.دلایل منطقی بیاورید.اگر کودک ظرف پنج دقیقه کار مورد نظر را انجام نداد از دلایل متناسب با موقعیت استفاده کنید. درصورتی‌که کودک باز هم دستور شما را انجام نداد و در همان موقع مشغول فعالیت خاصی مانند تماشای تلویزیون یا بازی خود بود، فعالیت او را قطع کنید (تلویزیون را خاموش کنید یا اسباب بازی را بردارید) و به کودک در مورد دلیل انجام این کار توضیح دهید.
برای مثال “کاری را که از تو خواستم انجام ندادی، به همین دلیل تلویزیون تا ده دقیقه خاموش خواهد بود.”برای حذف یک فعالیت (ندیدن تلویزیون) پنج تا ده دقیقه کافی است. از شکایت، اعتراض و بحث با کودک خودداری کنید.کودک را به فعالیت قبلی باز گردانید. درصورتی‌که زمان مورد نظر برای اصلاح رفتار کودک به اتمام رسید اجازه فعالیت دوباره را داده یا اسباب بازی را به کودک بدهید.اگر بعد ازشروع دوباره فعالیت یا برگرداندن اسباب بازی، لجبازی ادامه داشت دلایل منطقی خود را تکرار کنید و به او فرصت طولانی تر بدهید (مثلا بقیه روز ) یا از” روش ساکت کردن کودک” استفاده کنید.
در صورت لزوم از “روش ساکت کردن یا محروم کردن” استفاده کنید. گاهی اوقات می‌خواهید کودک کار جدیدی را شروع کند درحالی‌که او به راحتی آن را نمی‌پذیرد مثلا می‌خواهید کودک در ساعت معینی بخوابد درحالی‌که دیگر افراد خانواده بیدار هستند. در صورت ادامه مشکل رفتاری کودک، به او توجه نکنید.او را روی صندلی دور از دیگر افراد خانواده بنشانید و به او بگویید” برای دو دقیقه باید ساکت بنشینی” و دیگر به او توجه نکنید.اگر کودک ساکت ننشست از محروم کردن استفاده کنید و به او بگویید چون دو دقیقه ساکت نشستی به همین دلیل تو را از … محروم می‌کنم.
محروم کردن یعنی حذف کردن فعالیت خاصی که در آن زمان کودک انجام می‌دهد (مثلا بازی کردن با اسباب بازی یا تماشای تلویزیون). او را به یک اتاق دیگر (غیر از اتاق خودش ) بفرستید و با در نظر گرفتن سن کودک، بین سه الی هشت دقیقه اجازه ندهید از اتاق خارج شود.اگر در این مدت کودک ناراحت یا عصبانی شد به او توجهی نکنید و در

صورتی که از اتاق خارج شد او را به اتاق برگردانید.کودک را به جای قبلی برگردانید.درصورتی‌که بعد از اتمام زمان مورد نظر کودک دستورات شما را انجام داد، او را تشویق کنید. در صورت سرپیچی او از روش “ساکت کردن یا محروم کردن” استفاده کنید و تا زمانی که کودک شما به رفتار جدید عمل نکرده است، روش‌های قبلی را تکرار کنید.. برای آنکه کودک مستقل شود به او حق انتخاب دهید.. لازم نیست تمام قوانین و دستورات را برای کودک توضیح دهید. زیرا منجر به بحث کردن کودک با شما خواهد بود.
. با کودک صمیمی‌ باشید، به او توجه کنید و به طور مس

تقیم و آشکار از او درخواست کنید.. کودک را به دلیل رفتار خوب، تشویق کنید.. زمانی که کودک لجبازی می‌کند، سریع عکس العمل نشان دهید.. از راهکارهای مختلف مانند ارایه دلایل منطقی و روش ” ساکت کردن و محروم کردن” استفاده کنید.

راههای پیشگیری از لجبازی کودکان
والدینی که کودکان خود را به علت لجاجت و عناد به درمانگاهها میآورند، معمولاً دارای ویژگیهای زیر هستند:
بیشتر فرمان میدهند، بیشتر میپرسند و بیشتر به کودکان اهانت میکنند. فرمانهای این والدین بیشتر منفی است و به صورت خشم یا اهانت و همراه با نقنق صادر میشود. میان این رفتارهای والدین با رفتار ناخوشایند «لج کردن» کودک ارتباط معنیداری وجود دارد.والدین این کودکان به طور معمول با یکدیگر اختلافنظرهای شدید دارند و دائماً در حال مجادله با یکدیگرند. زمانی که کودک، لجبازی پدر را با مادر و یا مادر را با پدر میبیند، از طریق یادگیری مشاهدهای، لجبازی را از والدین یاد میگیرد. بسیاری مواقع لجبازی کودک توسط اطرافیان تقویت میشود. بنابراین، این رفتار ناخوشایند در کودک شکل میگیرد و کودک میآموزد که با لجبازی و تندخویی میتواند هرچه را که بخواهد به دست آورد. ناکامی نیز معمولاً میتواند علت لجبازی در کودک باشد و باید تلاش شود که کودک کمتر ناکامی را تجربه کند. همچنین در کودکانی که در رشد عاطفیشان تأخیر وجود دارد و یا مبتلا به ناتوانیهای یادگیریاند، لجبازی، بیشتر مشاهده میشود. در دورهٔ نوجوانی نیز ممکن است لج کردن به عنوان تظاهری از نیاز به گسستن از والدین و برقراری هویتی مستقل مشاهد شود و شاید به عنوان به عنوان آخرین عامل بتوان به حسادت اشاره کرد که لجاجت کودک بیشتر مواقع به سبب حسادت بروز میکند. بنابراین والدین نباید به رشد حسادت کودک کمک کنند.
▪ راههای درمان:
در درمان، هدف این نیست که کودکی را تربیت یا درمان بکنیم تا آرام چون بره باشد و از همه دستورهای والدین اطاعت بیچون و چرا کندـ درمانگران، والدین را آموزش میدهند که چگونه رفتار لجبازانه کودک را تعدیل و رفتار مناسب را در وی تقویت کنند. چون واکنش پدر و مادر در برابر لجاجت و سرکشی کودک نیز در رفتار لجوجانه او تأثیر میگذارد.ـ دادن پاداش و امتیاز به هنگام ارائه رفتار مناسب، لجبازی در کودکان را کاهش میدهد.ـ نادیده گرفتن و بیتوجهی اطرافیان به لجبازی کودک این رفتار را در وی کاهش میدهدـ همچنین میتوان لجبازی کودک را با حذف امتیاز و پاداش که به دلیل لجبازی دریافت کرده، درمان کرد.ـ استفاده والدین و مربیان از واژهها و جملههای مثبت و پاداشهای شفاهی، اثربخشی خوبی در درمان لجاجت کودک دارد. از تحسین و ستایش تلقینی میتوان استفاده کرد.
ـ هرگز برای از بین بردن لجبازی به کودکان رشوه ندهید.
ـ برای درمان لجاجت کودک باید جدال بین غریزههای کودک و انتظارات پدر و مادر را به خوبی شناخت و در جهت رفع آن اقدام کرد.
با كودكان لجباز چگونه رفتار كنيم؟

اگرچه والدين امروزي از نظر تحصيلات و اطلاعات در مقايسه با گذشته نمونه اند ولي هنوز پرسش هاي زيادي وجود دارد. وقتي بچه اي هميشه از سرويس مدرسه جامي ماند، يا هر چه دلش مي خواهد مي پوشد و گوشش به حرف كسي بدهكار نيست، شما به عنوان مادر يا پدر چه بايد بكنيد؟
راهكارهايي كه اينجا مطرح مي شود در مورد بعضي از بچه ها جواب مي دهد و در مورد بعضي ها هم نه. بعد از مطالعه مطلب از ميان راهكارها يكي را انتخاب كنيد و به مرحله عمل برسانيد البته با صبر و حوصله، و انتظار نداشته باشيد خيلي زود جواب بگيريد چه بسا روشهايي هستند كه در برابر آنها ابتدا كودك حالت تدافعي به خود مي گيرد و بدتر مي شود اما به مرور زمان به حالت عادي برمي گردد. مطمئن باشيد فقط فرزند شما مشكل ندارد بلكه همه بچه ها با والدين در روشهاي تربيتي مشكل دارند. با توجه به اينكه همه افراد يك جور نيستند و موقعيت ها نيز منحصر به فرد

است پس براي حل مشكل يك راه حل قطعي و مستقل وجود نخواهد داشت. گاهي شما به عنوان مادر يا پدر راه حلي بهتر از كارشناسان پيدا مي كنيد. جلوي كودكي كه در خيابان گريه مي كرد و مادرش دست او را مي كشيد و با خود مي برد ايستادم و گفتم: «ببخشيد

، دخترتان چرا گريه مي كند؟!»«به خدا ديگر خسته شدم. هر چه را كه مي بيند مي گويد برايم بخر. من چطوري به او بفهمانم كه پول ندارم.» خانم ديگري كه خود را صبوري معرفي مي كرد گفت: «من سعي مي كنم با بچه هايم زياد حرف بزنم و آنها هم خوب حرفهاي مرا مي فهمند و مشكل زيادي ندارم. البته هيچ بچه اي نيست كه مشكل نداشته باشد.» يادتان باشد مشكلات يك شبه حل نمي شود. اگر كودكي كاري را تا به حال انجام نمي داد اما حالا يك بار حتي

واقعي است. به جاي مأيوس شدن از دست نيافتن به انتظارات زياد خود، از پيشرفت هاي كوچك و تدريجي كودكتان خوشحال باشيد. شما و همسرتان بايد در مورد مشكلتان صحبت كنيد و هر دو تصميم به اصلاح اخلاق فرزندتان بگيريد. اگر حرفي مي زنيد هر دو با هم توافق داشته باشيد، طبق تجربه، والدين خيلي زود خسته مي شوند و بچه ها اين را مي دانند.اگر والدين مقاوم نباشند بچه ها به خواسته هاي آنها احترام نمي گذارند و خود را موظف به انجام وظايف محوله نمي دانند.سعي كنيد رفتار عمومي فرزندتان را با ديد مثبت نگاه كنيد. برخي رفتارهاي او از ديد شما آزاردهنده است. پس از همه رفتارهاي او ناراضي نباشيد. وقتي روي يك خص

وصيت ناپسند او كار مي كنيد و در حال اصلاح آن هستيد به او اطمينان دهيد كه دوستش داريد. هرگز تحسين را در مورد كودكان، كم ارزش تلقي نكنيد. كودك در هر مرحله سني كه باشد تمايل شديدي دارد كه والدينش او را بپسندند. تربيت در نظر بعضي از والدين فقط تنبيه است ولي واژه تربيت درواقع به معناي تعليم و پرورش، شامل مجموعه اي از روشهاي مثبت و منفي است. تربيت صحيح آن است كه وقتي فرزند شما نيم نگاهي به شما مي اندازد تا مطمئن شود عملي كه انجام داده درست

است يا غلط، به او توجه كنيد يا وقتي در حال تلفن زدن كودكتان مي خواهد مكالمه شما را قطع كند و با شما صحبت كند. تربيت صحيح آن است كه به او توجه نكنيد. اما اگر ديديد كه تصميم گرفت منتظر تمام شدن مكالمه شما شود، بهتر است به او توجه كنيد و نگاهي مهربان به

او بيندازيد.وقتي كودكي روي موضوع خاصي پافشاري دارد به او بگوييد كه قصد لجبازي دارد و شما به آن اهميت نمي دهيد. از آن دسته والديني نباشيم كه وقتي از كودكمان عمل خوبي سر زد آن را به سادگي و بديهي تلقي كنيم و هيچ واكنشي نشان ندهيم ولي برعكس هر وقت عمل بدي از او سر زد تمام اشتباهاتش را به رخ او بكشيم. انتقاد همراه با تشويق نتايج بهتري به بار مي آورد. كودك مي خواهد كه شما به او توجه كنيد. اگر ديدگاه شما منفي باشد او از راه هاي منفي به هدفش مي رسد اما اگر شما روي نكات مثبت تمركز كنيد در مقابل، رفتارهاي خوب بيشتري دريافت خواهيد كرد زيرا در اين حالت كودك با رفتارهاي مثبت سعي در جلب توجه شما خواهد داشت.رفتار كودك را تحسين كنيد نه شخصيت او را. همچنان كه وقتي از او انتقاد مي كنيد شخصيت او را زير سؤال نبريد. به جاي اين كه به او بگوييم خيلي بچه بدي هستي مي توان گفت: «من از طرز حرف زدن تو خوشم نمي آيد.»مؤثرترين راه براي آموزش رفتار خوب ، شكل دادن رفتار با تحسين است. اين روش تربيتي بايد به طور مداوم استفاده شود تا رضايت شما را از رفتارهاي جديد فرزندتان نشان دهد. خيلي خوب است يادداشتي از كارهاي روزانه كودك تهيه كنيد و در انتهاي روز اين يادداشت را به او نشان دهيد. اين كار روش خوبي براي صحبت كردن در مورد وقايع هر روز است و با اين كار هر دوي شما احساس خوبي خواهيد داشت. هر چند وقت يك بار مخصوصاً در روزهايي كه يادداشت پر از كارهاي خوب مي شود او را تشويق كنيد يا هر چه كه دوست دارد برايش تهيه كنيد و عنوان كنيد كه اين جايزه كارهاي خوب است. اگر ديديد تعريف هاي شما را ناديده مي گيرد ولي بعداً در رفتار خود آن را تكرار مي كند دريابيد كه ستايش مؤثر بوده است.هميشه از يك شيوه براي انتقاد استفاده نكنيد مثلاً يك بار يادداشتي را در كيفش بگذاريد و از يك رفتار بدش شكايت كنيد.يكي ديگر از راه هاي مؤثر در برطرف كردن رفتارهاي آزاردهنده ناديده گرفتن آنهاست. در اين روش احساس مي كنيد كه درواقع كاري براي بهبود وضعيت انجام نمي

دهيد اما بعداً درمي يابيد كه با ناديده گرفتن، رفتار ناشايست ترك مي شود. برخي از والدين، اين روش را دوست دارند و مي توانند به طور مؤثري از آن استفاده كنند اما براي برخي به علت پايين بودن ظرفيتشان، اين روش فقط فشار رواني و تنش را زياد مي كند. اگر شما هم چنين احساسي داشتيد از اين راه صرفنظر كنيد. اگر تصميم گرفتيد كه در مورد يك رفتار از روش ناديده گرفتن سنجيده استفاده كنيد به هيچ وجه به آن واكنش نشان ندهيد. چه زباني و چه غيرزباني. وقتي كودك همان رفتار را انجام مي دهد با حركات صورت به او اشاره نكرده، حتي نگاهش نكنيد. وانمود

كنيد كه متوجه او نيستيد. مي توانيد اتاق را ترك كنيد يا رويتان را به سمت ديگري برگردانيد تا وقتي كه او به عملش ادامه مي دهد شما نيز اين روش را ادامه دهيد.اين خود نوعي توجه است. به او

لبخند نزنيد. زيرا اين عمل او را جسورتر مي كند . فقط آن قدر به كارتان مشغول شويد كه به نظر آيد به هيچ چيز در اطرافتان توجه نداريد.گاهي مي توانيد در حضور كودك ديگر، از رفتار مثبت آن كودك ستايش كنيد. اين كار ممكن است به تقليد كودك شما از كودك خوش اخلاق بينجامد. سعي

كنيد عصباني نشويد! زيرا عصبانيت به احساس بدي مي انجامد . به علاوه هيچگاه تسليم نشويد. اگر قبل از ناهار گفتيد كه خوراكي نمي دهم بايد صبر كني موقع ناهار شود و اگر او گريه و زاري سرداد اصلاً به او اهميت ندهيد و محكم بگوييد قبل از غذا خوراكي نمي دهم. هر چند كه او سماجت كند. اگر كوتاه بياييد كودك ياد مي گيرد كه با گريه حرفش را به كرسي بنشاند و ديگر براي حرفهاي شما اهميتي قائل نيست. هميشه به قولتان عمل كنيد. يك كودك مخصوصاً اگر خيلي كوچك باشد به تكميل نشدن يا به تأخير افتادن پاداش وعده داده شده بسيار حسا

س است. كاري را كه از عهده انجامش برنمي آييد تعهد نكنيد. وقتي قول چيزي را داديد پاي آن بايستيد سعي كنيد مشكلات فرزندتان را يكي يكي حل كنيد نه اينكه همه را يك جا از او بخواهيد. مثلاً اول مشكل مسواك زدن و بعد مشكل وقت خوابش را حل كنيد. كودك را به تنبيهي

كه آن را انجام نمي دهيد تهديد نكنيد. تهديد هاي پوچ و ناپايدار به رفتارهاي نادرستي مي انجامد كه تثبيت شده و در برابر تغيير مقاوم تر مي شوند.يكي از مشكلات بزرگ مادران مسواك زدن بچه هاست. اگر شما به طور مرتب دندان هاي خود را مسواك بزنيد او نيز مشتاق خواهد

شد تا چنين كند. مدت ها قبل از اين كه كودك واقعاً بتواند دندانش را مسواك بزند، به او مسواك بدهيد. بگذاريد با مسواك و خميردندان و دندانهايش بازي كند. اگر ديديد باز هم به طرف مسواك نمي رود با كلمات و جملات زيبا در موقع مسواك زدن اين كار را براي او لذت بخش كنيد. حتي مي توانيد با دندانپزشك براي انگيزه دادن به كودك مشاوره كنيدهميشه به كودك بفهمانيد كه دقيقاً چه انتظاري از او داريد و به جاي اينكه شخصيتش را مورد انتقاد قرار دهيد اعمالش را مورد انتقاد قرار دهيد.به او نگوييد «دست و پا جلفتي هستي» بگوييد: «وقتي كه شلوار و لباست را روي زمين مي بينم خيلي ناراحت مي شوم.» به او برچسب نزنيد. چون او زودباور مي كند كه واقعاً اين طور است. معمولاً در نظر والدين كارهاي منزل كارهايي كوچك و تكراري هستند كه هميشه در خانه انجام مي گيرند ولي در نظر بچه ها اين كارها بسيار مشكل و ناخوشايندند. صرفنظر از اين كه اين كارها چقدر بي اهميت اند، به ويژه در هنگامي كه انجام آنها مستلزم يادآوري هاي مكرر وبحث طولاني باشد مي تواند آرامش منزل را برهم بريزد.يكي از شكايات والدين، بي مسئوليت بودن كودكان است. كارهايي كه بردوش آنها گذاشته مي شود انجام نمي دهند حتي با چند بار تذكر هم تن به

انجام آن نمي دهند. خلاصه نافرمان و گستاخ مي شوند. سعي كنيد مسئوليت دادن را در كودكان زود شروع كنيد و با افزايش سن وظايف او را تغيير دهيد و وقتي از وظايفش سرباز زد از تدابير منفي استفاده كنيد.مثلاً او را از اسباب بازي مورد علاقه اش محروم كنيد يا پول توجيبي اش را كم كنيد يا مثلاً وقتي لباسش را در سبد لباسهاي كثيف نمي گذارد لباسهايش را نشوييد و بگوييد: «چون لباسهايت در سبد نبود، من آنها را نديدم.»ديگر از مشكلات مادران شب اداري كودكان است.