آیا پروژه های مهندسی مجدد فرآیند تجاری نتیجه میدهند؟ مدارک موجود از ایالات متحده
یاسین اوزسلیک

دانشگاه فیرفیلد، دانشکده تجاری دالان، بخش سیستم های اطلاعات و مدیریت عملیات، جاده بنسون شمالی ۱۰۷۳، فرفیلد، CT 06824، ایالات متحده آمریکا
چکیده
این مقاله بررسی می کند که آیا اجرای پروژه های مهندسی مجدد فرآیند تجاری (BPR) کارایی شرکت را با تحلیل داده های فراگیر در شرکت های بزرگ در ایالات متحده افزایش میدهد. سنجش های کارایی بکار برده شده در این مقاله بهره وری کار، بازده دارائی، و بازده ارزش ویژه هستند. ما نشان میدهیم که پس از اینکه پروژه های BPR به پایان می رسند کارایی شرکت

افزایش می یابد، درحالیکه در هنگام اجرا بدون تأثیر باقی می ماند. ما همچنین پی برده ایم که پروژه های BPR که از لحاظ عملکردی بر روی همکاری میانگین بیشتر برای کارایی نسبت به همکاری با حیطه میان-عملکردی گسترده تر، متمرکز هستند. این ممکن است بر این دلالت داشته باشد که ریسک شکست احتمالی پروژه های BPR ممکن است از سطح حیطه معینی بیشتر افزایش یابد.
کلمات کلیدی: مهندسی مجدد فرآیند تجاری؛ ارزش و مزایا؛ تحلیل آماری
۱- مقدمه
مهندسی مجدد فرآیند تجاری (BPR) بعنوان طراحی مجدد اصلی فرآیندها ببرای بدست آوردن بهبود های مهم در هزینه، کیفیت، و خدمات تعریف می گردد. شرکت ها توابع تجاری مختلف، از مدیریت روابط مشتری گرفته تا سفارش اجرا، و از خطوط انجمن تا آماد ها، را سالها مهندسی مجدد می کنند. مدارک روایتی نشان میدهند که سازمانهای زیادی از پروژه های BPR مزایای زیادی بدست آورده اند. برای مثال، شرکت CIGNA با موفقیت تعدادی پروژه های BPR را تکمیل کردند و با بهبود خدمات مشتری خود و کاهش مخارج عملیاتی، ۱۰۰ میلیون دلار صرفه جویی کردند. همچنین، مهندسی مجدد فرآیند قابل پرداخت حساب ها در شرکت موتور فورد سرعت پرداخت ها را افزایش داد و روابط شرکت را با فروشندگان بهبود داد. از لحاظ بحثی، بعضی پروژه های BPR نمی توانند انتظارات را برآورده سازند. تحقیق انجام شده توسط آرتور دی. لیتل در مورد مشاوره شرکت، نشان داد که ۸۵ درصد مدیران اجرایی که مورد تحقیق قرار گرفتند، از نتیجه پروژه های BPR خود راضی نبودند. بعلاوه، یک سری مطالعات در اوایل دهه ۱۹۹۰ نشان دادند که حدود ۷۰ درصد ابتکارات BPR در حقیقت با شکست مواجه شده اند یا کمتر از توقعات مورد نظر را برآورده کرده اند. چنین نتایج ضعیفی ممکن است به چندین عامل نسبت داده شود، از جمله ۱) توقع زیاد در فرصت کم، ۲) قبول پروژه ها بدون تحلیلی جامعی از مخارج-مزایا، ۳) عدم کارشناسی بر روی طراحی مجدد یک سری فعالیت های مرتبط، و ۴) عدم شرکت بین بخش تکنولوژی اطلاعات داخلی (IT) و بخش های دیگر شرکت.
پروژه های BPR در طبیعت خود، شامل تغییرات اصلی در فرآیندهای تجاری هستند که ممکن است منجر به شکست و بی ثباتی سازمانی گردد. بنابراین، قابل قبول است که توقع داشته باشیم که پروژه های BPR اثر مهم و قابل اندازه گیری بر روی کارایی شرکت داشته باشند. در این مقاله، ما از لحاظ تجربی اثرات کارایی بر روی پروژه های BPR هم در حین اجرا و هم پس از دوره های اجرایی با استفاده از یک سری داده های سالیانه در دوره بین سالهای ۱۹۸۴ و ۲۰۰۴ را بررسی میکنیم. ما از بهره وری کار، بازده دارائی، و بازده ارزش ویژه بعنوان متغیرهای کارایی سطح شرکت استفاده میکنیم. ما از یک مدل رگرسیون داده های فهرست برای مد نظر قرار دادن طبیعت سری زمان ها و سطح مرحله ای استفاده میکنیم. ما نشان میدهیم که متغیرهای کارایی شرکت در حین دوره اجرایی پروژه های BPR بدون تغییر باقی می ماند، که عموماً جنجال اولیه ای را در عملیات شرکت ایجاد میکند. البته کارایی شرکت تا حد زیادی پس از اینکه پروژه های BPR با موفقیت به اتمام برسند افزایش می یابد. ما همچنین پی بردیم که پروژه های BPR متمرکز بر روی عملکرد نسبت به پروژه های با حیطه میان-عملکردی گسترده تر کمک بیشتری به کارایی میکنند، و اثبات میکنند که ریسک عدم موفقیت پروژه های BPR ممکن است در حیطه خاصی افزایش یابد.

این مقاله بشرح زیر می باشد. در بخش بعدی، ما بطور خلاصه مطالعات قبلی را در مورد این موضوع بررسی میکنیم و سپس فرضیه های خود را در بخش ۳ معرفی میکنیم. ما داده های خود را در بخش ۴ و متغیرهای رگرسیون را در بخش ۵ توضیح میدهیم. و سپس روشهای تجربی خود را در بخش ۶ توصیف میکنیم. در آخر، ما نتایج رگرسیون را در بخش ۷ معرفی میکنیم و در بخش ۸ هم نتیجه گیری ها را بیان میکنیم.

۲- بازبینی مقالات
BPR برای اولین بار توسط داونپورت و شرت، و هامر توصیف شد. علیرغم محبوبیت روزافزون BPR در دهه ۱۹۹۰، مشاوران مدیریتی مختلف از این عبارت بعنوان راهی برای گسترش روشهای مالکانه استفاده کردند، که منجر به سردرگمی ها و اختلاف نظرهایی گشت. انجمن علمی با پاسخ به ادعاهای مربوط به BPR و سردرگمی های ایجاد شده، از BPR برای عدم داشتن اساس تئوری انتقاد کردند. دیکینز و مک گیل، می گویند که مقالات اصلی در مورد BPR ضرورتاً روایتی بودند و

تحقیقات دقیق برای حمایت از گفته های خود نداشتند. مقالات جدیدتر نشان میدهند که اولین نسل BPR، که تغییرات اساسی را در فرآیندهای تجاری نشان میدهد، در حال تبدیل شدن به یک مدیریت فرآیند عالی است، که توسط درسهای آموخته شده از موفقیت ها و شکست ها در زمینه اجرا پیشرفت پیدا میکند. بنابراین تعریف معاصر از BPR با توجه به طبیعت مسئله، شامل راهکارهای مختلفی برای گشتار فرآیند است. در حقیقت مطالعات زیادی در مطبوعات منتشر شده است تا

این راهکار جدید BPR را توضیح و ترقی دهد، از جمله داون پورت و همکارانش، هامر، هامر، بکر و همکارانش، ال ساوی، گروور و کتینگر، کالاکوتا و رابینسون، سیلور، و اسمیت و فینگار. با این وجود، حتی مقالات اخیر هم مملو از مدارک روایتی و کوتاه در مورد مدارک تجربی و اثرات کارایی پروژه های BPR است. این مسئله نشان میدهد که هنوز هم نیاز به سنجش بهتر اجرای BPR از طریق سنجش های عینی، و مرتبط کردن آنها با کارایی سازختاریافته در محتوای متغیرهای دیگر وجود دارد که ممکن است بر روی کارایی هم تأثیرگذار باشند، که تمرکز اصلی ما هم در این مقاله بر روی همین موضوع است.
تعداد مطالعات در مورد تأثیر پروژه های BPR بر روی کارایی شرکت کم است اما این تعداد در حال افزایش است. بیشتر مطالعات بصورت جمعی نشان میدهند که مزایای اساسی برای شرکت هایی وجود دارد که با موفقیت تغییرات ساختاری همراه با پروژه های BPR را انجام میدهند. هانتر و همکارانش، و مورنین و همکارانش، این ادعا را توسط تحلیل داده ها از صنعت بانکداری در خود تأیید میکنند. داوراج و کوهلی، نشان میدهند که سرمایه گذاری ها در تکنولوژی اطلاعات می تواند به سطح بالاتری از درآمدها کمک کند اگر توسط ابتکارات BPR حمایت گردند. با مطالعه تأثیر سه ابتکار مرتبط (تکنولوژی اطلاعات، سازماندهی مجدد محل کار، و محصولات و خدمات جدید) در تقاضا برای کار مهارتی، برسناهان و همکارانش، پی می برند که تقاضا برای کار مهارتی مکمل هر سه این ابتکارات است. و سرانجام اینکه، برشک و کیسر، پی می برند که سازماندهی مجدد محل کار سبب افزایش در بهره وری کار می گردد که ممکن است به مکل های بین تکنولوژی اطلاعات و سازماندهی مجدد محل کار نسبت داده شود.
۳- فرضیه ها
پروژه های BPR مستلزم سرمایه های بزرگ بر روی سرمایه های انسانی و فیزیکی هستند. هزینه های پولی یک پروژه BPR شامل خرید تجهیزات جدید، استخدام پرسنل جدید، و آموزش کارکنان برای اجرای وظایف جدید می باشد. در حقیقت سازمانهایی که پروژه های BPR را اجرا میکنند ممکن است به افزایش بودجه های آموزشی تا ۳۰ تا ۵۰ درصد نیاز داشته باشند. پروژه های BPR همچنین ممکن است هزینه های غیر پولی بعلت مشکلات بوجود آمده در حین اجرا داشته باشند. این مشکلات شامل اینها هستند: ۱) موانع ارتباطی بین منطقه های عملکردی، ۲) عدم ارتباط بین مدیران سطح رده بالا و همچنین بین تیم های BPR و کارکنان دیگر، ۳) مقاومت از طرف کارکنان، ۴) بی میلی مدیریت برای واگذاری منابع برای پروژه های BPR در عنی اینکه انتظار نتایج سریع را دارد، و ۵) عدم موفقیت برای رجوع به عادات کارکنان در حین اجرا. همه این عوامل فرضیه زیر را اثبات میکنند:

فرضیه ۱٫ شرکت ها پایین آمدن کارایی را در حین اجرای پروژه BPR تجربه میکنند.
وقتی که پروژه های BPR بپایان می رسند و ریسک های اجرا برطرف می شود، کارکنان احتمال دارد که با طراحی فرآیند جدید راحت تر باشند و بنابراین شرکت ها ممکن است قادر باشند که بصورت مؤثرتری عمل کنند. بنابراین ما از کارایی شرکت توقع داریم که از سطوح قبلی خود پس از اجرا جلو بیفتد، که منجر به بوجود آمدن فرضیه دوم ما می شود:
فرضیه ۲٫ کارایی شرکت پس از اجرای پروژه های BPR بالا می رود.

مسئله سوم در مورد تأثیر حیطه پروژه بر روی کارایی شرکت است. حیطه پروژه های BPR متغیر است؛ بعضی از پروژه ها بر روی یک تابع تجاری واحد مانند سفارش اجرا یا حساب های قابل پرداخت تمرکز دارند، در حالیکه بقیه ممکن است به توابع متعددی گرایش داشته باشند. حیطه پروژه های BPR ممکن است بر روی سطح تأثیر آن بر روی کارایی شرکت تأثیر بگذارد. البته، مطالعات در مورد مقالات از ارائه مدارک سازگار در مورد مسیر تأثیر فاصله دارند. برای مثال، بری و همکارانش، پی برده

اند که پروژه های BPR با حیطه بزرگ، بالاترین تأثیر ممکن را بر روی کارایی شرکت دارند. از طرف دیگر، دین پی می برد که کاربرد BPR در کل شرکت ممکن است به اندازه یک پروژه عملکرد-محور مانند تغییر به سیستم تولید تولید به موقع (JIT) مزیت نداشته باشد. برای بررسی بهتر این مسئله بصورت تجربی، ما متغیر حیطه را با تحلیل خود ترکیب میکنیم و فرضیه زیر را پیشنهاد میکنیم:

فرضیه ۳٫ تأثیر پروژه های BPR بر روی کارایی شرکت با حیطه پروژه افزایش می یابد.
۴- توصیف داده ها
داده های ما پروژه های BPR را پوشش میدهد که توسط شرکت های بزرگ ایالات متحده در بین سالهای ۱۹۸۵ و ۲۰۰۰ انجام شده است. برای اجتناب از طرفداری انتخاب، ما در نمونه خود همه شرکت های موجود در ویرایش ۱۹۹۸ لیست ۱۰۰۰ دارائی را آورده ایم، صرفنظر از اینکه آیا آنها پروژه BPR را انجام داده اند یا نه. ما از منابع خبری آنلاین ABI/INFORM و Lexis/Nexis برای بدست آوردن خبرهای مطبوعاتی در مورد پروژه های BPR و همچنین از COMPUSTAT برای استخراج دقیق داده های خود استفاده کردیم. همه ارزش های پولی در داده های ما توسط استفاده از ارزش های شاخص قیمت مصرف

کننده(CPI) بانک مرکزی فدرال میناپولیس با سال مبنای ۱۹۸۴-۱۹۸۲ از لحاظ تورم تنظیم شدند. ما بعضی از شرکت ها را بعلت عدم وجود داده ها حذف کردیم و اندازه نمونه خود را به ۸۳۲ شرکت و فاصله زمانی بین ۱۹۸۴ و ۲۰۰۴ کاهش دادیم. از بین این شرکت ها، ۹۳ شرکت پروژه BPR را اجرا کرده اند. ما پروژه های BPR را با توجه به حیطه پروژه به دو گروه طبقه بندی کردیم. پروژه هایی که احتمالاً بر روی یک واحد تجاری منفرد تأثیر می گذارند بعنوان متمرکز شونده از لحاظ عملکردی طبقه

بندی شدند. مثالهایی از آن شامل مهندسی مجدد اسناد مدیریتی، نیروهای فروش، و زمان بندی کار می باشد. پروژه هایی که بر روی چندین بخش تأثیر می گذارند فرض شدند که دارای تمرکز میان-عملکردی هستند. مثالهایی از این پروژه ها شامل ساختاربندی دوباره و تفکر دوباره استراتژیکی تجاری برای صرفه جویی در هزینه ها یا اهداف رشد درآمد هستند. بطور کلی، ۵۶ شرکت از این ۹۳ پروژه در داده های ما میان عملکردی بودند و ۳۷ شرکت عملکرد-محور بودند.

۵- توصیف متغیرها
۵٫۱ متغیرهای وابسته و مستقل
ما از بهره وری کار، بازده دارائی (ROA)، و بازده ارزش ویژه (ROE) بعنوان متغیرهای وابسته برای سنجش کارایی شرکت از چندین بعد استفاده میکنیم. جدول ۱ در زیر ساختمان اسن سنجش ها را بصورت خلاصه نشان میدهد.
متغیرهای مستقل کلیدی ما بشرح زیر هستند. دوره اجرا با متغیر مجازی متمایز می گردد که مقدار ۱ را برای همه سالهایی می گیرد که در آنها، شرکت یک پروژه BPR را انجام داده بود و در غیر اینصورت عدد صفر می گیرد. دوره پس از BPR با یک متغیر مجازی دیگر تعیین می گردد که مقدار ۱ را برای سالهای پس از اجرا می گیرد و در غیر اینصورت مقدار ۰ را می گیرد. این متغیرهای مجازی به ما اجازه می دهند تا راهکار طولی را انتخاب کنیم و برای تست فرضیه های ۱ و ۲ مورد استفاده قرار می گیرند. با توجه به فرضیه ۳، هر کدام از متغیرهای مجازی بالا به دو متغیر مجازی تقسیم می گردد، که یکی برای پروژه های BPR میان عملکردی و دیگری برای پروژه های با تمرکز عملکردی است. برای مثال متغیر مجازی برای دوره اجرای پروژه های BPR میان-عملکردی برای همه سالهایی که شرکت پروژه BPR را اجرا کرد ۱ است و در غیر اینصورت ۰ است.

۵٫۲ متغیرهای کنترل
مدل ما شامل چهار متغیر در سطح شرکت و دو متغیر کنترل در سطح صنعت می باشد. مطالعات تجربی گذشته این کنترل ها را بعنوان عوامل تعیین کننده کلیدی کارایی شرکت شناسایی کرده اند.
۵٫۲٫۱ کنترل های سطح شرکت
متغیرهای کنترل سطح شرکت ما، اندازه شرکت، بوجه کلی تکنولوژی اطلاعات، مخارج تبلیغات، و سهم بازار هستند. ابتدا ما باید از الگوریتم طبیعی تعداد کارکنان بعنوان نماینده ای برای اندازه شرکت استفاده کنیم چون در مقالات استاندارد است. دوم اینکه برای متمایز کردن تأثیر پروژه های BPR بر روی کارایی در شرکت ها با درجه های متغیر قابلیت تکنیکی، ما از بودجه کلی تکنولوژی اطلاعات بعنوان متغیر کنترل دیگری در سطح شرکت استفاده میکنیم. سوم اینکه مدارک زیادی در مقالات وجود دارد که از روابط مثبت بین مخارج تبلیغات و کارایی شرکت حمایت میکند. و سرانجام اینکه، سهم بازار بعنوان متغیر کنترل شامل می گردد چون هم تئوری کارایی و هم تئوری قدرت بازار مدارکی را برای روابط بین سهم بازار و کارایی شرکت فراهم میکنند. سهم بازار همچنین می تواند بعنوان نماینده ای برای دارائی های دیگر و خاص شرکت عمل کند مانند مهارت های مدیریتی، که در مطالعه ما بررسی نشده اند.
۵٫۲٫۲ کنترل های سطح صنعت

ساختار یک صنعت بر روی کارایی شرکت ها در صنعت تأثیر می گذارد. بنابراین ما از دو متغیر استفاده میکنیم که به دفعات در مقالات می آیند تا تغییرات در کارایی شرکت بعلت خصوصیات تک ویژگی صنایع مختلف را در سطح SIC 2 رقمی را نشان دهند: تمرکز صنعت و شدت سرمایه صنعت. تمرکز صنعت در سازگاری با مقالات، در مطالعه ما نماینده سهم بازار کلی ۴ تا از بزرگترین شرکت ها در صنعت است. شدت سرمایه صنعت در تحلیل شامل می گردد تا اثرات احتمالی موانع ورودی در کارایی شرکت را تعیین کند. شدت سرمایه صنعت بعنوان مجموع همه مخارج سرمایه ای تقسیم بر مجموع همه فروش ها در یک صنعت محاسبه می گردد.
۵٫۲٫۳ کنترل های زمان

ما از متغیرهای مجازی جداگانه ای در هر سال برای تعیین سهام اقتصادی استفاده میکنیم که ممکن است بر روی کارایی شرکت تأثیر بگذارد. استفاده از این متغیرهای مجازی همچنین به ما کمک میکند تا روابط ممکن بین روندهای اقتصاد کلان و کارایی شرکت ها در حین دوره نمونه را حذف کنیم.

۶- روشهای تجربی
ما یک تحلیل داده های پانل را برای تست فرضیه خود انجام میدهیم چون نشاندهنده سری زمان ها و طبیعت میان-بخشی داده های ما است. مدلهای داده پانل دو روش برآوردسازی دارند: اثرات ثابت و اثرات تصادفی. مزیت برآورد اثرات ثابت نسبت به اثرات تصادفی اینست که روش قبلی اجازه این را میدهد که اثر مشاهده نشده با متغیرهای تفسیری مشاهده شده مرتبط گردد. از معایب آن اینست که برآورد اثرات ثابت برآوردکننده های کم تأثیرتری را نسبت به برآورد اثرات تصادفی دارد. راه مقبول و عام انتخاب بین اثرات ثابت و تصادفی، اجرای تست هاسمن است، و نتایج رگرسیون ما بصورت متفق القول استفاده از برآورد اثرات ثابت را برای همه رگرسیون ها پیشنهاد میکنند.

ما از الگوریتم صورت کسر هر سنشج کارایی بعنوان یک متغیر وابسته، و از لگاریتم مخرج آن بعنوان متغیر کنترل استفاده میکنیم. این فرمول بر روی نسبت تابع الگوریتم، تکیه دارد. این مشخصات در تحقیقات گذشته مورد استفاده قرار گرفته است چون انعطاف پذیری را بین صورت کسر و مخرج ایجاد میکند، درحالیکه تفسیر را بعنوان یک سنجش کارایی حفظ میکند. بنابراین شکل کلی مدل های رگرسیون استفاده شده برای تست فرضیه های ۱ و ۲ به این صورت خواهد بود:

متغیر اجرائی بالا توسط روابط متقابل متغیر مجازی برای دوره اجرا با اندازه شرکت مشتق گیری می شود. این مسئله با تعیین کردن این معادل است که هم هزینه ها و هم مزایای پروژه های BPR در حین دوره اجرایی متناسب با اندازه شرکت هستند. ما معتقدیم که این مشخصات واقعی تری نسبت به اینست که فرض کنیم که مزایا و هزینه ها در همه شرکت ها با هم برابر است، که مانند حالتی خواهد بود که ما میخواستیم در خود تحلیل متغیر مجازی دوره اجرایی آنرا بیاوریم. با همان علامت، متغیر پس از اجرا توسط روابط متقابل متغیر مجازی برای دوره پس از اجرا با اندازه شرکت مشتق گیری می شود.
همانند تست فرضیه ۳، ما متغیرهای اجرایی و پس از اجرا را به دو نوع تقسیم بندی میکنیم:

متمرکز بر روی عملکرد و میان-عملکردی. بار دیگر، این متغیرها توسط روابط متقابل بین متغیرهای مجازی همراه با اندازه شرکت مشتق گیری می شود. بنابراین، فرمولبندی مدلهای داده های پانل اثرات ثبات در هنگام بررسی اثر حیطه پروژه بشکل زیر خواهد بود:

۷- نتایج رگرسیون
ماتریس همبستگی برای همه متغیرهای مستقل ما در جدول ۲ نشان داده شده است. همه ورودی های همبستگی در بین متغیرهای مختلف در این جدول پایین تر از ۰٫۹ هستند، و این اثبات میکند که همبستگی متغیرهای مستقل مسئله جدی برای تحلیل ما پیش نمی آورد.
نتایج رگرسیون داده های پانل برای فرمول بندی توصیف شده در معادله ۱ در بالا در جدول ۳ معرفی شده است، که هر ستون نشاندهنده یک رگرسیون سنجش کارایی مختلف است. مطابق جدول ۳، ما مدارکی پیدا نکرده ایم که از فرضیه ۱ پشتیبانی کند. هیچکدام از ضریبا های متغیر اجرایی زیاد با صفر تفاوت ندارد. این میتواند بوین معنا باشد که اثرات منفی احتمالی پروژه های BPR بر روی متغیرهای اجرایی شرکت در هنگام دوره اجرایی کاملاً توسط اثرات مثبت آنها در همان دوره متعادل می گردند. فرضیه ۲ بصورت یکنواخت بعنوان ضرایب متغیر پس از اجرا در جدول ۳ پشتیبانی می گردد و برای همه رگرسیون ها مثبت هستند. بعبارت دیگر، شرکت های نمونه ما کارایی خود را در هر سه منطقه مورد علاقه افزایش داده است پس از اینکه با موفقیت پروژه های BPR را اجرا کرده بودند. خصوصاً آنها درآمد و فروش های بیشتری را در واحد هر ورودی اجرا میکردند. بطور خلاصه، ما ارتباط آماری بین کارایی شرکت بهبود داده شده و پروژه های BPR در حین دوره پس از اجرا را بدون کاهش مهم در کارایی در حین دوره اجرایی می یابیم.

بیاد بیاورید که فرضیه ۳ در مورد اثر حیطه پروژه بر روی کارایی شرکت است. ما ممکن است از مزایای مربوط به BPR توقع داشته باشیم که همراه با حیطه پروژه افزایش یابد، و فرض کنیم که ریسک های اجرای پروژه در سطح معینی از حیطه متعادل می گردد. نتایج رگرسیون داده های پانل برای فرمولبندی توصیف شده در معادله ۲ در جدول ۴ نشان داده شده است.
همانند نتایج مربوط به فرضیه ۱، ما رابطه مهمی بین پروژه های BPR متمرکز عملکردی یا میان-عملکردی و کارایی شرکت در حین دوره اجرایی نمی یابیم، البته با این استثناء که اجرای BPR متمرکز بر روی عملکرد (بصورت ضعیفی) با بازده ارزش ویژه بالاتری در حین همان دوره مرتبط است . از طرف دیگر، ما رابطه (مثبت و) مهمی از لحاظ آماری بین اجرای BPR متمرکز عملکردی و همه سنجش های کارایی شرکت پس از دوره اجرائی می یابیم. در مقایسه با شرکت هایی که در BPR عمل

میکنند، شرکت هایی که یک پروژه متمرکز درآمد و فروش بیشتری در واحد هر ورودی پس از اجرا داشته اند. جالب اینکه، ما رابطه مهمی از لحاظ آماری بین پروژه های BPR میان-عملکردی و کارایی شرکت پس از دوره اجرایی نمی یابیم. در حقیقت، ضریب متغیر میان-عملکردی پس از اجرا کوچکتر از ضریب متغیر عملکردی پس از اجرا در همه برآورد ها است. این میتواند

بدین معنا باشد که شرکت هایی که پروژه های BPR را با تمرکز بیشتری انجام میدهند، سطح بالاتری از سرمایه گذاری را در دارائی ها و سرمایه سازمانی دارند، که ممکن است منجر به افزایش های قابل مقایسه در درآمد و فروش پس از دوره اجرائی نگردد. معنای دیگر این یافته اینست که ریسک عدم موفقیت پروژه های BPR ممکن است از سطح حیطه معینی بیشتر شود، در صورتیکه بدرستی مدیریت نگردد. از یک لحاظ مفهومی، این نتیجه با مشاهدات گزارش شده در یک مطالعه موردی مربوطه مترادف است. در حقیقت، وجود سطح بالایی از ریسک در پروژه های BPR بزرگ همچنین دلیل این مسئله را بیان میکند که چرا شرکت های بسیاری تصمیم می گیرند که فقط قسمت هایی از سیستم های مؤسسه ای مانند برنامه ریزی منابع مؤسسه (ERP) را اجرا کنند که معمولاً ابزاری برای انجام BPR را فراهم می سازد.

ضریب های متغیرهای کنترل ما در جداول ۳ و ۴ در مسیر پیش بینی شده هستند. اندازه شرکت، بودجه تکنولوژی اطلاعات، مخارج تبلیغات، و سهم بازار ارتباط مثبتی با همه متغیرهای کارایی دارند. تمرکز صنعت رابطه منفی با همه متغیرهای کارایی دارد. این بدین معناست که میانگین کارایی یک شرکت با سطح رقابت در صنعت آن افزایش می یابد، که یافته ای است که با یافته های ملویل و همکارانش، مترادف است. و سرانجام اینکه، ما رابطه مثبتی بین شدت سرمایه صنعت و کارایی شرکت می یابیم، که از این دیدگاه پشتیبانی می کند که شرکت های متعهد در صنایع با سرمایه شدید، می توانند مزایای بیشتری بدست آورند چون احتمال دارد که آنها با رقبای کمتری روبرو شوند.
۸- نتیجه گیری
این مقاله به مقالات در حال افزایش در مورد ارزش تجاری پروژه های BPR کمک میکند. ما از لحاظ تجربی اثرات پروژه های BPR را بر روی کارایی شرکت هم در حین اجرا و هم پس از دوره اجرایی با در نظر گرفتن سنجش های مختلف از جمله بهره وری کار، بازده دارائی، و بازده ارزش ویژه بررسی کردیم. ما از مدلهای رگرسیون داده های پانل استفاده کردیم و بوضوح حیطه پروژه های BPR را در تحلیل تجربی خود بررسی کردیم. ما از یک سری داده های جامع در دوره سالهای بین ۱۹۸۴ و ۲۰۰۴ استفاده کردیم. ما پی بردیم که با اینکه کارایی کلی شرکت ها در حین اجرای پروژه های BPR بدون تأثیر باقی می ماند، با اینحال پس از دوره اجرایی تا حد زیادی افزایش می یابد. ما همچنین پی بردیم که پروژه های BPR با تمرکز عملکردی بطور میانگین نسبت به پروژه های با حیطه میان-عملکردی، رابطه مثبت تری با کارایی شرکت دارند. این می تواند بیانگر این باشد که ریسک عدم موفقیت احتمالی پروژه های BPR ممکن است تا سطح معینی از حیطه افزایش یابد.
محدودیت های معینی برای این مطالعه وجود دارد. اول اینکه، نتایج ما تأثیر ایتکارات BPR را بطور میانگین در شرکت های متنوع زیادی و پروژه های آنها بررسی میکند. اگرچه ما به رابطه مهمی بین کارایی بیشتر شرکت و اجرای BPR در سطح عملکردی پی برده ایم، با اینحال این امکان وجود دارد که بعضی از این پروژه ها در واقعیت با شکست مواجه شوند. بنابراین نتایج ما می تواند فقط سنجش کارایی میانگینی را در بین پروژه ها و شرکت ها مختلف نشان دهد. دوم اینکه، مشاهدات ما بطور اجتناب ناپذیری محدود به پروژه های BPR هستند که بطور عمومی منتشر شده اند. بنابراین، ما احتمال دارد که بعضی از پروژه هایی را که هنوز منتشر نشده اند را از دست داده باشیم، و در نتیجه بعضی از شرکت ها را به اشتباه بعنوان اجرا نکننده پروژه های BPR طبقه بندی کرده باشیم. و سرانجام اینکه، نتایج تجربی ما باید بصورت روابط تفسیر گردند نه بصورت برآوردهای یک مدل سببی.
مسیر های جالبی برای تحقیقات بعدی درباره این موضوع وجود دارد. از لحاظ بحثی، تأثیر پروژه های BPR ممکن است در همه فعالیت های یک شرکت یکسان نباشد. بنابراین، ما میتوانیم مدل خود را برای تحلیل اثرات BPR در واحدهای تجاری استراتژیکی شرکت ها گسترش دهیم، تا اینکه آنرا در سطح سازمانی توسعه دهیم. اینکار توسط تعریف سنجش های کارایی جدید برای واحدهای تجاری مختلف و مقایسه تفاوت های برآیند در بین آنها امکان پذیر خواهد بود. چنین تحلیلی ممکن است آگاهی های خاص تری درباره طراحی و ارزش ابتکارات BPR برای مدیران پروژه فراهم سازیم.